بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > اخبار و سياست

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو ارزيابي گفتگو
قديمي Tuesday 25 August 2009   #46
پرنده ازاد
كاربر فوق بدليل ناديده گرفتن قوانين باشگاه با محدوديت نوشتاري مواجه است.
 
تاريخ ثبت نام: Aug 2009
پاسخ‌ها: 3,399
ج: فیلم رقص در خانقاه فرقه نعمت اللهي نوربخشيه (مونسعليشاهي) در کرمان

نشانه هاي تحجر و كم مايگي چيست ؟

موتور هاي جستجو گر و اينترنت امروزه يكي از اصلي ترين راههاي تحقيق و كسب دانايي هستند .

حتما براي شما هم پيش امده كه براي كسب اطلاعات در مورد موضوعات مختلف به اينترنت و موتور هاي جستجوگر مراجعه كرده ايد .

ما در كشورمان سايتهايي داريم كه نسبت به حفظ و ارتقا جايگاه تشيع و اصالت ان متعهدند .

و در ان دانشمندان و محققان اسلامي نسبت به موضوعات مختلف متعهدانه مطلب مينويسند و اطلاع رساني ميكنند .
مثل سايت هاي عترت و معراج و غيره كه حتما مورد اشنايي است .

حال اشخاص به فراخور احتياج خود و سر در گمي در كمبود اطلاعات ميتوانند از حاصل گرد اوري و شفاف سازي اينگونه سايت هاي اسلامي و ارزشي استفاده كنند .
موضوعي كه در مباحث گذشته مشاهده شد . يك نوع تحجر و عقب ماندگي در تقبيح استفاده از محيط اينترنت در اطلاع رساني سريع بود كه كاملا عصبانيت و شتابزدگي در عدم تحمل در ان هويدا بود .

كسي كه ميايد و اول بحث خود را بدون استناد دانا معرفي ميكند و سند دانايي خودش را خواندن اشعار معرفي ميكند و از اينكه در مورد حقيقت منابع اسلامي نسبت به فرق منحرفه اطلاع رساني بشود ابراز عصبانيت ميكند . نمونه بارز يك ادم متحجر و يا مغرض است .

اول و اخر همه حقيقت استدلال است . حقيقت در مغز استدلال وجود دارد .

يك استدلال خيلي ساده منجر به سقوط تفكر تصوف و صوفي گري ميشود . و ان نگاه چند بعدي قران و احكام اسلامي به انسان است .

احكام قران براي انسان كامل احكام يك طرفه وضع نكرده . هم دنيا و هم اخرت براي رسيدن به انسان كامل در قران و احكام مورد توجه قرار گرفته . كه همه ميدانيد .

حال همين استدلال ساده در مورد تصوف نيز مورد توجه است . البته واقعيت تصوف .

تصوف واقعي همان بي توجهي به دنيا و تبعات ان است كه با هيچ عقل و منطقي ساز گاري ندارد و تبعا تقدسي هم ندارد .
تصوف فعلي بد تر از ان است و ان ريا كاري و افعالي منحرفانه است كه كمترين ارتباطي هم با اصل تصوف ندارد .

حتما كاربران سايت خبر هاي زيادي در مورد انحرافات اخلاقي انها شنيده اند و نياز به باز گويي هم نيست .

يك مورد ديگر كه مطرح ميشود اين است . يعني اين سوال
كه ايا در يك جامعه اسلامي و تشيع ميشود نسبت به وجود و تبليغ اين فرق منحرف مسامحه كرد ؟

در اين هم يك استدلال ساده وجود دارد .

پرنده ازاد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از پرنده ازاد بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Tuesday 25 August 2009   #47
پرنده ازاد
كاربر فوق بدليل ناديده گرفتن قوانين باشگاه با محدوديت نوشتاري مواجه است.
 
تاريخ ثبت نام: Aug 2009
پاسخ‌ها: 3,399
ج: فیلم رقص در خانقاه فرقه نعمت اللهي نوربخشيه (مونسعليشاهي) در کرمان

آیا صوفیگری با اسلام سازگار است؟

منابع مهم خارجی تصوف، عبارت است از:
مسیحیت، رهبانیت، افكار و آداب هندی، و بودایی، ایرانی و فلسفه یونان مخصوصاً نو افلاطونی.

می توان گفت كه تصوف اسلامی بیشتر از خارج به جهان اسلام راه یافته است و ریشه های آن كاملا غیر اسلامی و از اصول واقعی اسلام منحرف می باشد.

به همین جهت از روز اول، این حركت مخالفت پیشوایان دینی، فقها و اهل شرع را در پی داشته است.


پس جای هیچ گفتگو نیست كه صوفیگری از اسلام بیگانه است; لیكن چنان كه دیده می شود، صوفیان با اسلام ارتباط و سازش برقرار كرده اند و این كار برای دو جهت بوده است:

یكی آن كه در میان مسلمانان در امان باشند و دیگر آن كه بتوانند مسلمانانِ ساده لوح را به سوی خود بكشند.

این است كه برای خود ریشه اسلامی درست كرده اند و هر سلسله ای از ایشان، خود را به یكی از یاران پیغمبر از ابوبكر و امیر مؤمنان علی ـ علیه السلام ـ و دیگران رسانیده اند و چنین وانمود كرده اند كه پیغمبر، دو گونه تعالیم داشته:

یك رشته از آن ها به نام «شریعت» كه برای همه مردم بوده و دیگری «طریقت» كه تنها برای افراد برگزیده و ویژه ای بوده است و آن را به كسانی مانند ابوبكر و علی ـ علیه السلام ـ و دیگران آموخته است كه از ایشان به صوفیان رسیده است.


آن چه خیانت صوفیان را بزرگ تر گردانیده، آن است كه دستبردهایی در اسلام كرده و خواسته اند به اسلام رنگ صوفیگری بزنند.

لذا به جای آن كه خود پیروی از اسلام كنند، اسلام را پیرو خود ساخته اند.
بدین ترتیب، تصوف و عرفان وارداتی را به نام اسلام خوانده اند و عقاید كفرآمیز خود را كه مخالف طبع سلیم اسلام است به آن تحمیل نموده اند و از تركیب آن ها، تصوف و عرفان خاصی به وجود آورده اند كه در تاریخ، به نام «عرفان اسلامی» معروف شده است

. همین امر باعث شده كه عرفان ناب اسلامی، اصالت و ارزش خود را از دست بدهد و برای جهانیان ناشناخته بماند.

چنان كه مقدمه نویس كتاب «نفحات الانس» جامی در پایان بحث خود راجع به تصوف می نویسد:


«به طور خلاصه، تصوف اسلامی ایرانی، دارای اصالت خاصی است كه فقط در كادر اسلام، بایستی مورد مطالعه و تحقیق قرار گیرد، زیرا اصول طریقتِ تصوف، در بسیاری موارد با قوانین دین مبین اسلام معارض است.

در حقیقت، تصوف اولیه اسلامی با پوسته های رهبانیت مسیحی به وسیله ایرانیان با استادی كامل، در قالب افكار ایرانی كه متكی به فلسفه ایران باستان بود ریخته شد و شكل كاملا جدیدی پیدا كرد.

بعد با فلسفه یونان به خصوص افكار افلاطونیان جدید كه خود از فلسفه ایران باستان متأثر بودند آمیخته گردید و سپس با فلسفه و افكار هندی تلفیق و تكمیل شد تا به مرحله ذوق و رشد و كمال رسید; به طوری كه به هیچ وجه قابل مقایسه با تصوف اولیه اسلامی نبود....»[1]


اگر به ارکان تصوف که برخی از آنها عبارتنداز اعتقاد به حلول و اتحاد طریقت و حقیقت و ولایت تام برای اقطاب و نیز تعشق، ریاضت*های غیر مشروع، خانقاه سازی و امور مربوط به آن، توجه شود، هیچ کدام از این امور در دین مبین اسلام کوچکترین جایگاهی ندارند بلکه توسط خود متصوفه یا ابداع شده*اند و یا از ادیان بیگانه وارد م کتب تصوف گردیده*اند.
پرنده ازاد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از پرنده ازاد بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Tuesday 25 August 2009   #48
پرنده ازاد
كاربر فوق بدليل ناديده گرفتن قوانين باشگاه با محدوديت نوشتاري مواجه است.
 
تاريخ ثبت نام: Aug 2009
پاسخ‌ها: 3,399
ج: فیلم رقص در خانقاه فرقه نعمت اللهي نوربخشيه (مونسعليشاهي) در کرمان

تصوف و صوفی گری كه در قرن های دوم و سوم[1]
هجری قمری در بین مسلمین در اثر عوامل مختلف و با تأثیر از فرهنگ های بیگانه مثل نصاری،‌زردتشتی، بودیسم و افلاطونیان جدید ظهور نمود،[2]
به عنوان یك مكتب و فرقة مستقل در كنار فرقه های دیگر اسلامی با تشكیلات خاص و عقاید و برنامه های متمایز از سایر مسلمین قرار گرفت.[3]

اگر در متون اصیل اسلامی جستجو شود نه تنها هیچ اثر و ریشه ای از تصوف و عقاید خاص آن دیده نمی شود بلكه از طرف امامان معصوم ـ علیهم السّلام ـ مورد نكوهش و مذمت قرار گرفته اند.
از امام صادق ـ علیه السّلام ـ نقل شده كه فرمود: «صوفیه دشمنان ما هستند...
پس آگاه باشید هركه به سوی آنان میل پیدا كند از ما نیست و ما از او بیزاریم. و هر كسی آنان را انكار كرده و ردّ كند گویا مثل كسی است كه با كفّار در حضور پیامبرـ صلّی الله علیه و آله ـ جهاد كرده باشد[4]».

هم چنین همة فقهاء‌اسلامی اعم از شیعه و سنّی در برابر صوفیه موضع منفی داشته و آنها را گمراه و منحرف می دانند.[5]

تصوف به مرور زمان به گروه ها، سلسله ها و فرقه های متعدد كوچك و بزرگ تكثر پیدا كرده و معمولاً هر كدام از این گروه ها بنام مؤسس فرقه و یا یكی از اقطاب و اولیاء صوفیه نامیده می شوند.

فرقة نقشبندیه یكی ازین سلسله های صوفیه است كه توسط خواجه بهاء الدین محمد بن محمد بخاری در قرن هشتم هجری قمری تأسیس گردیده است. او در سال 718 [6] یا 728 ق در بخارا متولد گردیده و در سال 791 ق وفات یافته است.[7]

در مورد اسم نقشبند و وجه تسمیه نقشبدیه چند وجه ذكر شده است:

1. نقشبند در بخارا اسم قریه ای است كه شیخ بهاء الدین منسوب به آن شده است
.
2. بعضی ها می گویند كه ذكر خداوند متعال در اثر گفتن زیاد در قلب او نقش بسته بود به این دلیل به او نقشبندی گفته اند.
3. برخی گفته اند كه او مانند پدرش بافندة پارچه ای بنام كیمخا (كیمخاف) بوده و بر این پارچه ها نقش های گل می زده است بدین سبب به شاه نقشبند معروف گشته و به نقشبندی ملقب گردیده است.[8]

فرقه های صوفیه برای كسب اعتبار فرقه شان به نحوی سلسه اقطاب شان را (برخی از طریق ائمه اطهار ـ علیهم السّلام ـ و برخی از غیر این طریق) به پیامبر خدا می رسانند.
فرقه نقشبدیه نیز از طریق سلمان فارسی و بعد از آن از طریق ابوبكر خلیفه اول،‌سلسله و شجره نامه اقطاب شان را به پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ رسانده است.

آنان در میان سلسله شان امام صادق ـ علیه السّلام ـ را به عنوان قطب پنجم قرار داده و معتقدند، بعد از آن حضرت، خرقه درویشی به بایزید بسطامی منتقل شده و از او به قطب های بعدی انتقال پیدا كرده است.[9]

عجیب این است كه اسم خود بهاء الدین نقشبند با اینكه شاگرد خواجه عبدالخاق عجدوانی قطب دهم این فرقه بوده است،[10] در میان سلسله اقطاب دیده نمی شود.

این فرقه در مناطق مختلف مانند ایالت هانسوی چین، تركیه، آسیای میانه، هند، افغانستان و ایران دارای پیرو می باشد كه معمولاً پیروان آن منسوب به اهل سنت هستند و در میان شیعیان پیرون اندك دارد.[11]

این فرقه افزون بر عقاید و آراء مشترك با سایر فرقه های صوفیه مثل وحدت وجود، حلول،‌سیر و سلوك خانقاهی و امثال اینها عقاید اختصاصی دارد. كه این فرقه را از فرقه های دیگر متمایز می سازد كه به برخی از آنها اشاره می شود.

1. طریقت نقشبندیه بر مبنای زندگی دسته جمعی در خانقاه ها گذارده شده و گوشه گیری و زهد را منكر است و ذكر خفی را معمول می دارد.

2. خرقه درویشی این فرقه به رنگ زرد و خاكستری می باشد كه از امتیاز ظاهری درویشان این سلسله به شمار می آید.
3. اساس عقاید فرقه نقشبندیه بر هشت اصل قرار دارد كه عبارت اند از: هشدار دم ـ نظر بر قدم ـ سفر در وطن ـ خلوت در انجمن ـ یاد كرد ـ بازگشت ـ نگاهداشت ـ یادداشت یا خود داشت.

4. پیرو مكتب نقشبندیه باید سه مقام را رعایت كند كه عبارت اند از:

الف: مقام ملاحظه اعداد.
ب: مقام ملاحظة دقت.
ج: مقام ملاحظة دل.[12]

بنابراین فرقه نقشبندیه هیچ تفاتی با فرقه ها و سلسله های دیگر صوفیه مثل قاوریه، گنابادیه، ذهبیه، و ...

در اركان و عقاید و ... ندارد و همگی به سهم خودشان مایه اختلاف در انحراف خصوصاً در میان جوانان مسلمان شده و دشمنان دین از آن به نفع خود بهره برداری نموده اند.

چنانچه در عصر حاضر اغلب مراكز اصلی و اقطاب این طریقت ها در كشورهای غربی مثل آمریكا، انگلستان و برخی از كشورهای اروپایی می باشند.

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1. عارف و صوفی چه می گوید، جواد تهرانی.
2. تحفة الاخیار، محمد طاهر قمی.
3. فضایح الصوفیه، آقا محمد جعفر.
پرنده ازاد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 26 August 2009   #49
پرنده ازاد
كاربر فوق بدليل ناديده گرفتن قوانين باشگاه با محدوديت نوشتاري مواجه است.
 
تاريخ ثبت نام: Aug 2009
پاسخ‌ها: 3,399
ج: فیلم رقص در خانقاه فرقه نعمت اللهي نوربخشيه (مونسعليشاهي) در کرمان

آیا كرامت های عرفا از جنس معجزه نیست؟


پاسخ :

برای بهتر روشن شدن اصل پاسخ نكاتی به عنوان مقدمه ذكر می گردد كه در واقع این نكات مبانی و اصول پاسخ را تشكیل می دهد.
الف) تعریف معجزه:
معجزه در لغت از عَجز گرفته شده و به معنای عاجز ساختن و انجام دادن كاری كه دیگران از انجام دادن آن عاجز باشند.[1]
و در اصطلاح برای معجزه تعاریف زیادی ذكر كرده اند كه به چند مورد از آنها اشاره می شود:
1. معجزه خواه از انبیاء صادر بشود و خواه از ائمه هدی ـ علیه السلام ـ خرق عادتی است كه علت آن را باید خارج از مجرای علل و اسباب طبیعی جستجو كرد.[2] یعنی معجزه فقط متكی به اراده و خواست خداوند است و استناد و معجزه به خداوند مفاد آیات شریفه ای است كه خداوند می فرماید:‌ «هیچ پیغمبری حق نداشت بدون اذن خداوند معجزه بیاورد.»[3] البته در قرآن كریم از معجزه به «آیت» تعبیر شده است و كلمه معجزه در آن استعمال نشده است.
2. معجزه آن است كه خلاف قوانین طبیعت باشد. مانند: سخن گفتن ریگ یا شن در دست پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ و شهادت مارمولك به نبوت آن حضرت، معجزه به عالم امر مربوط است و از قانون علت و معلول خارج است كه عالم امر همان (كن و فیكون) است.[4]
3. معجزه امری است خارق العاده و بیرون از نظام علل و معلول و اسباب و مسبباتی كه عادتاً ما به آنها برخورده و آنها را می شناسیم.[5]
4. معجزه آن است كه مدعی منصبی از مناصب الهی آن را بیاورد كه خرق عادت باشد و دیگران از آوردن آن عاجز باشند تا گواه باشد بر مدعای او. و این ادعا مخالف عقل و نقل نباشد.[6]
ب) معنای كرامت:
1. كرامت امری است خارق العاده كه بواسطة تقرب در پیشگاه خداوند و لطافت روحی و صفای باطن از انسان برای اثبات حق مثال آن صادر می شود.[7]
2. كرامت آن است كه برخلاف عادت باشد (نه برخلاف قوانین طبیعت)‌ مثلاً از خدا بخواهد كه او را ثروتمند كند یا مریضی را شفا بدهد و مانند اینها كه بنابراین تعریف كرامت مساوی با «استجابت دعا»‌ است.[8]
ج) فرق كرامت با معجزه: اولاً، صاحب كرامت با جدیت در عبادت و بندگی به مقام كرامت می رسد و چنان نیست كه بالذات دارای مقام و كرامت باشد برخلاف صاحب معجزه مانند: پیامبر و امام كه دارای یك نوع امتیاز ذاتی هستند و خداوند آن ذوات را برگزیده و یك امتیاز ذاتی داده است كه می توانند امور خارق العاده ای را انجام دهند.
ثانیاً: معجزه همیشه مقرون به تحدی است یعنی شخص پیامبر و امام برای اثبات مدعا با تحدی* اعجاز می كند. لكن صاحب كرامت گر چه از اولیا است اما در مورد كار خارق العاده ادعای تحدی ندارد.[9]
ثالثاً: معجزه برخلاف قانون طبیعت است اما كرامت بر خلاف عادت است.[10]
با توجه به نكاتی كه ذكر گردید باید گفت كرامت عرفا نمی تواند از جنس معجزه باشد. برای اینكه معجزه كنندگان و صاحبان كرامت هیچ وقت در یك ردیف و از یك قدرت مساوی برخوردار نیستند، روی این جهت معجزه آیه ای از آیات الهی است و آن را با دست هر كس جاری نمی كند بلكه اراده مستقیم خداوند در آن دخالت دارد و اینگونه نیست كه هر گاه صاحب معجزه بخواهد، بتواند معجزه كند.
در همین رابطه است كه امام صادق ـ علیه السلام ـ می فرماید: معجزه نشانه ای برای خداست كه خداوند آن را به كسی جزء پیامبران و رسولان و حجت های الهی عطا نمی كند و هدف از آن، این است كه بوسیلة آن راستگوئی راستگو از دروغ گوئی دروغ گو شناخته شود.[11]
بنابراین ما سه فرق عمده در فرق معجزه و كرامت می توانیم ذكر كنیم:
1. معجزه همراه با تحدی است ولی كرامت همراه با تحدی نیست.
2. معجزه امری خارق العاده است ولی كرامت این گونه نیست و مستند به علل و عوامل طبیعی است.
3. معجزه من عندالله است و كسبی نیست ولی كرامت كسبی است.
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1. علامة طباطبائی، محمدحسین المیزان، ح 6، عربی ترجمه، ج 11 و 12.
2. سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج 10.
3. عبدوت، محمدتقی، بیست و پنج اصل از اصول اخلاقی امامان ـ علیه السلام ـ. [1] . ركنی یزدی، محمد مهدی، آشنائی با علوم قرآن، انتشارات آستان مقدس رضوی، چاپ اول، 1379 ش، ص 153.
[2] . طالقانی، مولا نظر علی، كاشف الاسرار، مؤسسة خدمات فرهنگی رسا، چاپ اول، 1379، ص 82.
[3] . انعام/110 و مؤمن/78.
[4] . رضوی،‌ مرتضی، محی الدین در آئینة فصوص، قم، انتشارات فخر دین، 1383 ش، ص 92 و 91.
[5] . طباطبایی، محمدحسین، بررسی های اسلامی، بی نا، بی تا، ص 273، به كوشش سید هادی خسروشاهی.
[6] . خوئی، ابوالقاسم، البیان فی التفسیر القرآن، مؤسسه الزهراء، چاپ بیروت، بی تا، ص 20.
[7] . طباطبائی، محمدحسین، بررسی های اسلامی، ص 274.
[8] . رضوی، مرتضی، محی الدین در آئینة فصوص، ص 93.
* . تحدی یعنی مبارز طلبیدن.
[9] . امینی، ابراهیم، بررسی مسائل كلی امامت، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، 1373، ص 306.
[10] . رضوی، مرتضی، محی الدین در آئینة فصوص، ص 94.
[11] . مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1403 ق، ج 11. ص 77.
پرنده ازاد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 26 August 2009   #50
پرنده ازاد
كاربر فوق بدليل ناديده گرفتن قوانين باشگاه با محدوديت نوشتاري مواجه است.
 
تاريخ ثبت نام: Aug 2009
پاسخ‌ها: 3,399
ج: فیلم رقص در خانقاه فرقه نعمت اللهي نوربخشيه (مونسعليشاهي) در کرمان

حالا اين وسط من يك مطلبي را ميارم .

ايا اين موضوعات انتقادي نسبت به تصوف را كه با منابع هم ذكر شده
ميشه مثلا با خواندن مثنوي مولوي درك كرد .

من خودم مثنوي مولوي را خوندم .و ميخونم . حتي در اين تالار هم از ان براي موضوعات مختلف مثال ميارم .

ولي اين دليل نميشه كه مولوي براي من مقدس باشه .

مولوي يك شاعر توان منده همين و فقط همين . در مسند شعر و شاعري انهم سر جاي خودش ارزش داره

ديگه نه اينكه داخل موضوعات اعتقادي بشه و از اين نظر روي من تاثير بزاره

من اشعار خيام رو هم خوندم . بعضا جالبه . ولي خيام يك شاعره . يك ادم معمولي جايز الخطا .

چه كسي مياد اخرتش را با خيام و اشعارش تنظيم كنه ؟كدوم عقلي اين را ميپسنده

يك خواننده اي بود و اتفاقا الانم هست . حالا حميرا

خيلي هم خوب ميخوند . اتفاقا قديما از اشعار اين شعرا هم استفاده ميكرد . صدا توپ . مو لاي درزش نميرفت . فكر كنم الانم نره . خيلي ها هم گوش كردن و شايدم الانم گوش كنن

ايا اين دليل ميشه كه حالا چون اين خانم صداش خوبه و اشعار خوبم ميخونه ادم مست اين حركت بشه و واقعيت انحراف را فراموش كنه ؟ مسلما نه

هر چيزي سر جاي خودش
پرنده ازاد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 26 August 2009   #51
ریما 61
عضو ثابت
 
نشان ریما 61
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2009
مكان: کرمانشاه
پاسخ‌ها: 658
ج: فیلم رقص در خانقاه فرقه نعمت اللهي نوربخشيه (مونسعليشاهي) در کرمان

جناب پرنده آزاد تمام مطالب شما در مورد دراویش کمی مغرضانه است
یکجا گفته اید که خیلی ها برای گرفتن اطلاعات مورد نظرشان از سایتی مثل گوگل استفاده میکنند بله این گفته شما درسته اما در مورد مسائل مربوط به دین خیلی چیزها سانسور شده و تحریف شده ست خب مسلمه که وقتی خانقاها و حسینیه های دراویش رو خراب میکنند در موردشان هم اطلاعات غلطی میدهند خیلی جالبه که مد شده در ایران هرچیزی بابه دل آقایون نیست از خارج به جهان اسلام راه یافته من تا حدودی در مورد دراویش گنابادی (نعمت اللهی) اطلاعاتی دارم که آنها رو با عنوان هو121 میشناسند
1- این دراویش سنی نیستند
2-هیچ کاری خارج از دستورات اسلام انجام نمیدهند
3- هیچ کدام از شیوخ ادعای معجزه ندارند
4-ریاضت را صحیح نمیدانند
5-حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال نمیکنند
برای مشرف شدن به این فرقه 40 روز اعمالی که مراد یا همان شیخ زمان به آنها دستور میدهد باید انجام بدهند که هیچ چیزی خارج از دستورات اسلام و قرآن نیست و اسمش هم ریاضت نیست بعد از این 40 روز صلاح اینکه آیا به مرحله ای رسیدند که بتونند مشرف بشوند با شیخ است بعد از مشرف شدن شیخ ذکری را به مرید میدهد که به این ذکر ذکر خفی گفته میشود عرفا میگویند ذکر خفی مراتبی دارد:مرتبه1((حالت مراقبه)) مرحله2((حالت خرق عادت)) مرحله3((حالت خلسه)) و مرحله4((فنا فی اللهی))و از خود بیخود شدن و از خدا آگاهی یافتن است که با مداومت به این ذکر به این درجات میرسند زمانی که به مرحله 4 میرسند زمانیست که واقعا" از خود بیخود میشوند رقص سماع نوعی از خود بیخود شدن است که البته هر کس به نوعی به این مرحله میرسد در ضمن آنها به هیچ عنوان اجازه برگذاری مراسم عرفانی مختلط ندارند
متاسفانه دین اسلام فرقه های انحرافی هم دارداما این دلیل نمیشود شما موضوع این تاپیک را به همه ی دراویش اختصاص دهید اطلاعات شما در مورد دراویش درست نیست و همه مغرضانه است
ظاهرا" از نظر شما مسلمان واقعی کسیست که برای راز و نیاز با پروردگارش توی سر و کله خودش بزند و مانند گروه دیوانگان حسین شاءن انسانی رو تا جایی پایین بیارورد که قلاده سگ به گردنش ببندد آنها با خواندن مرثیه برای امام حسین ظاهرا" از خود بیخود میشوند و دراویش با مدح حضرت علی آیا این دلیل موجهی ست که آنها را فرقه های خارج از دین اسلام دانست؟بسیاری از دراویش با رقص عرفانی سماع به خدا نزدیک شده و راز و نیاز میکنند چه اشکالی در این میبینید با این اوصافی که من از دراویش گنابادی گفتم؟اگر شما شجره نامه دراویش را به خوبی مطالعه کنید متوجه میشوید که قطبهای دراویش چه کسانی بودند
__________________
طاعت آن نیست که بر خاک نهی پیشانی
صدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست

آخرين ويرايش ریما 61 ، Wednesday 26 August 2009 در 03:35AM.
ریما 61 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 26 August 2009   #52
hooshdaran3
عضو ثابت
 
نشان hooshdaran3
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2009
مكان: شیراز-ایران
پاسخ‌ها: 3,481
روزنوشته ها: 1
ارسال پيام توسط Yahoo به hooshdaran3
ج: فیلم رقص در خانقاه فرقه نعمت اللهي نوربخشيه (مونسعليشاهي) در کرمان

بسمه تعالی

اینها مشاهدات شخصی خودم است.
در خانقاه دراویش که چند سال پیش در شیراز رفتم، روی سر درش نوشته بود کسی که به خدا و پیامبر یقین نداره و به احکام قرآن عمل نمیکنه وارد نشه.حالا این آیا مسلمانی نیست؟

در اردبیل سراغ یه صوفی رو گرفتم گفتن برو فلان مغازه.ظاهراً رییس فروشگاه بود.من که رفتم رفته بود تهرون(احتمالاً دفتر مرکزی) و پسرش اوجا بود.حالا واقعاً صوفیه به دنیا توجه نداره؟
اینکه در فلان کتاب چی نوشته اصلاً کمک زیادی به بحث نمیکنه.اینا نظرات شخصی افراده.
این رو هم بگم.معمولاً کسی بخاطر خدا کتاب نمی نویسه(گفتم در اکثر موارد) و بیشتر اغراض شخصی دارن.
__________________
به رغم ادعای مخالفان، این جنبش حق طلبانه و معنوی کوچکترین ارتباطی با خارج ندارد و کاملا داخلی است و ملت ما به خوبی نسبت به اهمیت این فاصله گذاری با بیگانگان آگاه است و بر اساس تجربیات دویست ساله خود نسبت به نیات اجانب با سوءظن برخورد میکند.»
  • میر حسین موسوی در گفتگو با قلم، ۱۰ مرداد ۱۳۸۸

«...أيها الناس إن دماءكم وأعراضكم حرام عليكم إلى أن تلقوا ربكم كحرمة يومكم هذا في شهركم هذا في بلدكم هذا – ألا هل بلغت اللهم فاشهد...»
hooshdaran3 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 26 August 2009   #53
farhad-
اللهم عجل لولیک الفرج
 
نشان farhad-
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2009
مكان: ایران
پاسخ‌ها: 1,159
ج: فیلم رقص در خانقاه فرقه نعمت اللهي نوربخشيه (مونسعليشاهي) در کرمان

بسم الله الرحمن الرحیم


قال امام علی ابن موسی الرضا : من ذكر عنده الصوفيه و لم ينكر بلسانه و قلبه فليس منا و من انكرهم فكانما جاهد الكفار بين يدي رسول الله

امام رضا علیه السلام فرمودند : هر کس نزد او یادی از صوفیه بشود و با زبان و قلب ان را ایشان را انکار نکند از ما نیست!<font color="Blue" size="5" face="arial, helvetica, sans-serif"> هر کس صوفیه را انکار نماید
__________________
مهندس موسوي :

من کاملاً بر این نکته واقفم که خواسته مشروع و برحق شما هیچ ارتباطی با فعالیت گروه‌هایی که معتقد به نظام مقدس جمهوري اسلامی ایران نیستند، ندارد. بر شماست که صفوف خود را از آنان جدا کرده و اجازه سوء استفاده از موقعیت کنونی را به آنان ندهید.

1388/4/3

آخرين ويرايش farhad- ، Wednesday 26 August 2009 در 06:47AM.
farhad- حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از farhad- بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Wednesday 26 August 2009   #54
hooshdaran3
عضو ثابت
 
نشان hooshdaran3
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2009
مكان: شیراز-ایران
پاسخ‌ها: 3,481
روزنوشته ها: 1
ارسال پيام توسط Yahoo به hooshdaran3
ج: فیلم رقص در خانقاه فرقه نعمت اللهي نوربخشيه (مونسعليشاهي) در کرمان

بسم الله الرحمن الرحیم
نقل قول:
در اصل توسط farhad- نوشته شده است نمايش نوشته
بسم الله الرحمن الرحیم


قال امام علی ابن موسی الرضا : من ذكر عنده الصوفيه و لم ينكر بلسانه و قلبه فليس منا و من انكرهم فكانما جاهد الكفار بين يدي رسول الله

امام رضا علیه السلام فرمودند : هر کس نزد او یادی از صوفیه بشود و با زبان و قلب ایشان را انکار نکند از ما نیست! هر کس صوفیه را انکار نماید گویا اینکه در راه رسول خدا با کفار جهاد کرده است.
سلام علیکم.
با تبریک ماه میهمانی خدا
همانطور که مستحضرید احادیث را بدون سند معتبر و متن صحیح نمیتوان پذیرففت.فلذا خواهشمند است سند آن را در صورت وجود اظهار کنید.متاسفانه ما عادت کرده ایم به احادیث ضعیف بسیاری استناد کنیم.
__________________
به رغم ادعای مخالفان، این جنبش حق طلبانه و معنوی کوچکترین ارتباطی با خارج ندارد و کاملا داخلی است و ملت ما به خوبی نسبت به اهمیت این فاصله گذاری با بیگانگان آگاه است و بر اساس تجربیات دویست ساله خود نسبت به نیات اجانب با سوءظن برخورد میکند.»
  • میر حسین موسوی در گفتگو با قلم، ۱۰ مرداد ۱۳۸۸

«...أيها الناس إن دماءكم وأعراضكم حرام عليكم إلى أن تلقوا ربكم كحرمة يومكم هذا في شهركم هذا في بلدكم هذا – ألا هل بلغت اللهم فاشهد...»
hooshdaran3 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 27 August 2009   #55
farhad-
اللهم عجل لولیک الفرج
 
نشان farhad-
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2009
مكان: ایران
پاسخ‌ها: 1,159
ج: فیلم رقص در خانقاه فرقه نعمت اللهي نوربخشيه (مونسعليشاهي) در کرمان

بسم الله الرحمن الرحیم

نقل قول:
سلام علیکم.
با تبریک ماه میهمانی خدا
همانطور که مستحضرید احادیث را بدون سند معتبر و متن صحیح نمیتوان پذیرففت.فلذا خواهشمند است سند آن را در صورت وجود اظهار کنید.متاسفانه ما عادت کرده ایم به احادیث ضعیف بسیاری استناد کنیم.
علیکم السلام

فرارسیدن ماه رمضان هم بر شما مبارک باشه

طاعات و عبادات شما هم مقبول حق تعالی قرار بگیرد ان شاء الله



دوست عزیز جناب هشداران اصل این روایت در کتاب حدیقة الشیعه مرحوم مقدس اردبیلی است

قال امام علی ابن موسی الرضا : من ذكر عنده الصوفيه و لم ينكر بلسانه و قلبه فليس منا و من انكرهم فكانما جاهد الكفار بين يدي رسول الله
امام رضا علیه السلام فرمودند : هر کس نزد او یادی از صوفیه بشود و با زبان و قلب ان را ایشان را انکار نکند از ما نیست!

جناب حر العاملی در کتاب الاثنا عشریة این حدیث رو نقل میکند و روایت را صحیح سند میداند

ما رواه مولانا أحمد الأردبيلي قدس سره في كتاب حديقة الشيعة بسنده الصحيح عن أحمد بن محمد بن أبي نصر ومحمد بن إسماعيل بن بزيع عن الرضا عليه السلام أنه قال : من ذكر عنده الصوفية فلم ينكرهم بلسانه أو قلبه فليس منا ومن أنكرهم فكأنما جاهد الكفار بين يدي رسول الله صلى الله عليه وآله

الإثنا عشرية - الحر العاملي - ص 185


میرزا حسین نوری در کتاب مستدرک الوسائل این حدیث رو نقل میکند ان را حدیث صحیحه میداند
( مستدرک الوسائل جلد 12 ص323)

و ...


موفق باشید
__________________
مهندس موسوي :

من کاملاً بر این نکته واقفم که خواسته مشروع و برحق شما هیچ ارتباطی با فعالیت گروه‌هایی که معتقد به نظام مقدس جمهوري اسلامی ایران نیستند، ندارد. بر شماست که صفوف خود را از آنان جدا کرده و اجازه سوء استفاده از موقعیت کنونی را به آنان ندهید.

1388/4/3
farhad- حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
پاسخ

Bookmarks

کلیدواژه ها
تصوف, صوفی گری


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو
ارزيابي اين گفتگو
ارزيابي اين گفتگو:

قوانين ارسال نوشته
شما می توانید سرنگار جدید ارسال کنید.
شما می توانید پاسخ ارسال کنید.
شما می توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 09:40AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2014, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts