بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > دين و دنيا

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Thursday 8 October 2015   #1
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,081
پاسخ های بی جواب اقای حسین به احتجاج امیرالمومنین علیه السلام به غدبر

پست13

سوال وهابی
يك مورد از احتجاج اميرالمومنين امام علي ع در زمان شيخين رض به حديث غدير مبني بر امامت منصوص /// نه فضيلت // با سند صحيح ارائه دهيد ؟؟؟؟؟؟/

جواب شیعه
دوست گرامی، بیخود دنبال چنین چیزی نگردید! محال است پیدا کنید! چرا؟ چون مثل خورشید واضح است که به محض اینکه حضرت نص صریح دال بر امامت میآوردند فورا بعضی در جواب میگفتند: کان رسول الله یهجر! بالاتر از پیش خود حضرت رسول ص که نبود، صریح صحیح مسلم است: قالوا ان رسول الله یهجر! آیا کتابی صحیح تر از بخاری و مسلم داریم؟

https://library.islamweb.net/hadith/...098&pid=107307

رقم الحديث: 3098
(حديث مرفوع) حَدَّثَنَا إِسْحَاق بْنُ إِبْرَاهِيمَ ، أَخْبَرَنَا وَكِيعٌ ، عَنْ مَالِكِ بْنِ مِغْوَلٍ ، عَنْ طَلْحَةَ بْنِ مُصَرِّفٍ ، عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ ، عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ ، أَنَّهُ قَالَ : " يَوْمُ الْخَمِيسِ وَمَا يَوْمُ الْخَمِيسِ ، ثُمَّ جَعَلَ تَسِيلُ دُمُوعُهُ حَتَّى رَأَيْتُ عَلَى خَدَّيْهِ كَأَنَّهَا نِظَامُ اللُّؤْلُؤِ ، قَالَ : قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : ائْتُونِي بِالْكَتِفِ وَالدَّوَاةِ أَوِ اللَّوْحِ وَالدَّوَاةِ ، أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَدًا ، فَقَالُوا : إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَهْجُرُ " .

http://iranclubs.org/forums/showthread.php?t=154630





ج: احتجاج امام علي عليه السلام
نقل قول:
در اصل توسط abaali نوشته شده است
يك مورد از احتجاج اميرالمومنين امام علي ع در زمان شيخين رض به حديث غدير مبني بر امامت منصوص /// نه فضيلت // با سند صحيح ارائه دهيد ؟؟؟؟؟؟/

دوست گرامی، بیخود دنبال چنین چیزی نگردید! محال است پیدا کنید! چرا؟ چون مثل خورشید واضح است که به محض اینکه حضرت نص صریح دال بر امامت میآوردند فورا بعضی در جواب میگفتند: کان رسول الله یهجر! بالاتر از پیش خود حضرت رسول ص که نبود، صریح صحیح مسلم است: قالوا ان رسول الله یهجر! آیا کتابی صحیح تر از بخاری و مسلم داریم؟

https://library.islamweb.net/hadith/...098&pid=107307

رقم الحديث: 3098
(حديث مرفوع) حَدَّثَنَا إِسْحَاق بْنُ إِبْرَاهِيمَ ، أَخْبَرَنَا وَكِيعٌ ، عَنْ مَالِكِ بْنِ مِغْوَلٍ ، عَنْ طَلْحَةَ بْنِ مُصَرِّفٍ ، عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ ، عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ ، أَنَّهُ قَالَ : " يَوْمُ الْخَمِيسِ وَمَا يَوْمُ الْخَمِيسِ ، ثُمَّ جَعَلَ تَسِيلُ دُمُوعُهُ حَتَّى رَأَيْتُ عَلَى خَدَّيْهِ كَأَنَّهَا نِظَامُ اللُّؤْلُؤِ ، قَالَ : قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : ائْتُونِي بِالْكَتِفِ وَالدَّوَاةِ أَوِ اللَّوْحِ وَالدَّوَاةِ ، أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَدًا ، فَقَالُوا : إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَهْجُرُ " .
تعداد 4 كاربر از hosyn بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
حذف تشكر شما !bisetareh, حسینی, عبدالعلی69, کاظم.ک


http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=154630
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء

آخرين ويرايش عبدالعلی69 ، Tuesday 19 September 2017 در 10:51AM.
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از عبدالعلی69 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 8 October 2015   #2
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,081
ج: ***پاسخ های بی جواب اقای حسین به احتجاج امیرالمومنین علیه السلام به غدبر ***

ج: احتجاج امام علي عليه السلام
نقل قول:
در اصل توسط abaali نوشته شده است
به هرحال خب جناب برادر حسین پس شما معتقدین نباید گشت چون نیست!!!!!!!!

میگویند کسی درب منزل ملا آمد و گفت با ملا کار دارم، صدای ملا از داخل منزل بلند شد: من خانه نیستم! دوست گرامی، اینگونه مطلب من را فهمیدید؟ نص غدیر در حدیث صحیح مسلم میگوید: من نیستم! ذهبی گفته است اگر امر در ایتونی بکتف و دواة براي وجوب بود لطف اقتضاء ميكرد كه دوباره بفرمايد! يكي از علماي بزرگ شیعه در جوابش میفرمود: آقای ذهبی تکرار کرد شما نفهمیدید! فرمود: قوموا عنی! که در عرف آنها یعنی پا شید گم شید! از جلوی چشم من دور شید! آیا این تعبیر یعنی امر من ندبی بود و از آن گذشتم یا اینکه یعنی بی حیایی به جایی رسیده که اگر تکرار کنم مثل برادران مشرکش میگوید: لساحر مجنون! فعلا هذیان گفته تخفیف داده!

حال، نص غدیر در صحیح مسلم میگوید من نیستم! آیا ممکن است دیگر او را پیدا کنید؟ در صحیح بخاری از ابوهریره نقل میکند که من احادیثی دارم که اگر بگویم حلقوم من را قطع میکنید! مکرر شنیدم که علمایی از اهل سنت که شیعه شدند گفتند همه چیز را میتوانستیم توجیه کنیم ولی این قضیه رزیه خمیس، کمر ما را میشکست! شما هم وقتی ملک الموت اجازه نداد نفس بعدی را بکشید میفهمید نص غدیر نزد کارگزاران سقیفه چه اندازه ارزش داشت تا توقع دارید به آن احتجاج کنند! همین ابوهریره به نقل ابن کثیر در البدایه بعد از گذشت 12 سال، میگفت اگر سابق بعض این احادیث را نقل میکردم: لشج فلان راسی! و در همین کتاب البدایه ابن کثیر روایت حبشون از ابوهریره را نقل میکند که آیه بلغ ما انزل و الیوم اکملت در 18 ذی حجه روز غدیر خم نازل شده که حضرت فرمودند من کنت مولاه! و تنها جوابی که داده اینکه ما حرف عمر را باور کنیم که روز عرفه نازل شده یا حرف این حدیث را که روز غدیر نازل شده؟

خلیفه دوم که به نقل صحیح بخاری جریان سقیفه را توضیح میدهد میگوید: نزونا علی سعد! به یکی از کاربران اهل سنت در سایت سنت راستین اصرار کردم تا این را ترجمه کند، خجالت میکشید! بعد از اصرار من ترجمه کرد: از روی سعد جهیدیم! من دیگر رها کردم، ولی ترجمه صحیح این است: بر روی سعد جهیدیم! به کتب لغت عرب مراجعه کنید، عرب نزو الذکر علی الانثی میگوید! این بود نحوه انتخاب خلیفه رسول الله! بعد از آن هم اجنة دست به تير بودند و همين سعد را كشتند!

حضرت با یک کلمه در خطبه شقشقیه تمام مطلب را فرمودند: متی اعترض الریب في مع الاول منهم حتى صرت أقرن الى هذه النظائر!

.
آخرين ويرايش hosyn ، يك روز پيش در 06:59AM.
تعداد 2 كاربر از hosyn بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
حذف تشكر شما !
http://www.iranclubs.org/forums/show...=154630&page=2
عبدالعلی69, کاظم.ک
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از عبدالعلی69 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 9 October 2015   #3
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,081
ج: ***پاسخ های بی جواب اقای حسین به احتجاج امیرالمومنین علیه السلام به غدبر ***

پست23ص2
ج: احتجاج امام علي عليه السلام
نقل قول:
در اصل توسط abaali نوشته شده است
خب جناب حسين عزيزم چرا شما هم داريد طفره ميريد/

دوست گرامی، آیا مساله غدیر هم طفره رفتنی است؟ آنقدر پدران شما سعی کردند آن را محو کنند و نشد! شما با کلمه طفره از قبول و فهم واقعیت آن زمان طفره میروید! و گرنه راوی (کفاية الاثر خزاز قمي) میگوید حضرت زهرا علیها سلام را نزد قبور شهدا دیدم و شرح حال و ناله جانسوز حضرت را میدهد و ميگوید سپس از حضرت پرسیدم آیا خود شما از پدرتان چیزی راجع به خلافت شوهرتان شنیده اید؟ میگوید تا این را گفتم حضرت بر آشفته شدند و فرمودند: أنسيتم الغدير؟!! آیا غدیر را فراموش کردید؟ يعني كار به جايي رسيده از من بپرسی و حال آنکه هزاران نفر بودند و شنیدند؟!



نقل قول:
در اصل توسط abaali نوشته شده است
اولا عرض شد يه لطفي بكن و به اين فحاشان كپي پيست يه تذكر بده چون بنده هم ميتونم خيلي راحت جوابشون رو بدم ولي به احترام شما اينكار رو نميكنم/

اولا: در فضای مجازی هر کس میخواهد هر چه میگوید و سالهاست بنده در فضای مجازی با رفتار شخصی افراد کار ندارم، ثانیا: چند روز پیش برخورد کردم که در جواب یکی گفتید: جواب تو سلاما! میخواستم در جواب بنویسم دوست گرامی، این سلاما شما من را کشته!! بنده نمیدانم از کلمه جیگر چه مقصودی هست؟ اگر احترام است که خوب! و گرنه در همین مدتی که در این سایت چیزی مینویسید تعداد این کلمه را در این سایت جستجو کنید میبینید که چند بار به کار برده اید؟ جوابهای خودتان را به فرزندتان نشان دهید ببینید آیا شما را مراعات کننده ادب میداند؟ لذا بنده احترامی ندارم، هر چه میتوانید جواب دهید تا همه ببینند بیش از این چه میتوان گفت؟



نقل قول:
در اصل توسط abaali نوشته شده است
دوما يعني بايد برداشت بنده از سخن شما اين باشه كه نبايد گشت چون نيست چر كه اگه ميگفتند مثلا حضرت علي را ميكشتند ؟؟؟؟؟؟ و اسلام نابود ميشد ؟؟؟؟؟ و ..... واقعا اينم شد جواب ؟؟؟؟؟/عزيزم ؟؟؟؟//

اولا: دوما نه بلکه ثانیا، دوما و سوما و ... ششما غلط است به اتفاق آراء، در خاطرم مانده نوشته بودید: چارما ، فکر کردم این دیگر چه لغتی است؟
ثانیا: چرا حرف بنده را تغییر میدهید؟! کجا گفتم حضرت کشته میشدند و اسلام از بین میرفت؟! (این به جای خود) اما من گفتم اساسا احتجاج به یک نص در فضایی صورت میگیرد که آن نص ارزش داشته باشد، و پس از رزیه خمیس، بر هر منصفی آشکار است در آن فضا تنها چیزی که ارزش داشت ریاست چند روزه دنیا بود، و با هر چه ضد آن بود برخورد فیزیکی میشد، چه برسد به نقل یک گفتار! که نزد خود حضرت رسول ص گفته شد هذیان است! اگر راست میگویید جواب این را بدهید، یعنی توضیح دهید ارزش نص را پس از رزیه خمیس!



نقل قول:
در اصل توسط abaali نوشته شده است
يك مورد از احتجاج علي به غدير دال بر امامت منصوص من عندالله همييييييييييييييييييييييين خيلي سخته ؟؟؟؟؟؟ اين رو نخواستم كه اگر غدير دال بر امامت منصوص بود بايد هرسال عيد غدير برگذار ميكردند و هرسال جشن ميگرفتند و به طبل و نقاره ميزدند و گوش جهانيان را كر ميكردند را نخواستيم يه حديث صحيح فقط هرچند نيست كه نيست و خود امام علي هم از آن بيخبر بوده ؟؟؟؟؟؟؟؟///////

عجیب است دوست گرامی! رنگی میکنید که یک مورد احتجاج بیاور! و سپس اضافه میکنید که خود حضرت هم از آن خبر نداشتند! اینجا اینترنت است و صدها نگاه تیزبین نظاره گر هستند و خواهند بود، گمان کردید تدلیس شما را متوجه نمیشوند؟! اول احتجاج خصوص زمان شیخین را مطرح میکنید، بعد احتجاج در هر زمان را به آن میچسبانید؟! آیا این جز یک تدلیس است؟ چون خود شما حدیث رحبه کوفه را که شهره آفاق است و در صدها کتاب اهل سنت موجود است و بنده سابق خدمت شما در توضیح لزوم میتینگ بودن غدیر آن را توضیح دادم و گفتم هنوز پس از حدود سی سال سی نفر از صحابه پا شدند و شهادت دادند که دوازده نفر بدری بودند! آیا اینها را که مفصل توضیح دادم فراموش کردید؟! هرگز! بلکه میخواهید از عدم احتجاج رسمی در زمانی که ارزش نص برابر هذیان بود به صورت خزنده بروید به سوی اینکه خود حضرت هم از نص غدیر خبر نداشتند!! الآن هم فورا جواب میدهید: مگر اصل غدیر را چه کسی منکر است؟ اما در مقاله فرایند اعجاگونه تواتر حدیث غدیر که در سایت انجمن مسلمان ارسال کردم توضیح دادم که چگونه پدران شما سعی کردند اصل غدیر را هم محو کنند! ولی نشد که نشد! و شما امروز علی رغم خواست پدرانتان چاره ندارید بگویید اصل غدیر را کی منکر است؟!

از اتمام حجت واضح الهی است که در طول تاریخ احدی احتمال یک در میلیون هم نداده که امیرالمومنین ع در سقیفه حاضر بودند، اما امروز همگی در یکی از معروفترین کتب تاریخ یعنی تاریخ طبری میخوانیم که وقتی در سقیفه کفه به نفع قریش شد و انصار بینشان اختلاف شد سریعا بعضی از حاضرین گفتند: اذن لا نبایع الا علیا!!! عجب!! علی ع که اصلا حاضر نیست! مشغول تجهیز رسول الله ص است، و به قول شما غدیر هم ربطی به خلافت نداشته که حتی خود حضرت هم از آن بی اطلاع هستند! پس چه شد بین این همه صحابه ریش سفید! آنهم در خود سقیفه، داد میزند: پس ما بیعت نمیکنیم مگر با علی!!! خوب چشمتان را باز کنید! ببینید غدیر اینگونه مخفی بود! و حتی خود حضرت هم از او خبر نداشتند!

.
تعداد 3 كاربر از hosyn بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
حذف تشكر شما ! bisetareh, حسینی, عبدالعلی
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از عبدالعلی69 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 10 October 2015   #4
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,081
ج: ***پاسخ های بی جواب اقای حسین به احتجاج امیرالمومنین علیه السلام به غدبر ***

پست31ص3
ج: احتجاج امام علي عليه السلام
نقل قول:
در اصل توسط abaali نوشته شده است

جواب : عزيزم ميشه بفرمائيد چه كسي
منكر غدير شده كه اينگونه سخن ميگوئيد ؟؟؟؟ يك مورد از احتجاج دال بر امامت منصوص نه فضيلت از غديردر زمان شيخين بيار باز همييييييييييييييييييييين



به به! چه کسی منکر غدیر شده؟! بخاری و مسلم دو کتاب صحیح نوشتند که در عالم اسلام آن دو را تالی تلو قرآن قرار دادند! در این دو کتاب از مهمترین تا ساده ترین جریانات و گفتگوهای پیامبر خدا ص آمده، آیا غدیری که هزاران نفر شاهد داشته و تواتر آن به قول البانی در جواب ابن تیمیه بالاترین حد تواتر است، نباید در این دو کتاب بیاید؟! خوب، میگویید مگر چه اشکالی دارد؟ آنها که قرار نبوده همه چیز را بیاورند! اما مطلب به اینجا ختم نمیشود، در آن مقاله آوردم که علمای بعدی اهل سنت مثل ابن تیمیه یا قوشچی و غیر آنها در جواب مثلا نصیر الدین طوسی که میگوید غدیر ثابت است، جواب میدهند که چگونه ثابت است و حال آنکه شیخین یعنی بخاری و مسلم آن را نقل نکرده اند؟! حال دیدید چه کسی غدیر را انکار کرده است؟ یکی دستهاش را میگیرد، دیگری میکشد! یکی صحیح تالی تلو قرآن مینویسد و غدیر را حذف میکند، دیگری میگوید اگر ثابت بود که این دو میآوردند!! این که گفتم پدران شما سعی کردند غدیر را محو کنند و نشد که نشد، خدا گواه است خودم لمس کردم، نه اینکه از کسی بشنوم.


نقل قول:
گفتيد :
در فضای مجازی هر کس میخواهد هر چه میگوید و سالهاست بنده در فضای مجازی با رفتار شخصی افراد کار ندارم،

جواب : عجب عجب جالبه ؟؟؟
الآن آمدم دیدم ویرایش کردید! قبلا مشکلی نداشتید و حالا تعجب کردید! شاید به خاطر اینکه من گفتم چرا سلاما گفتید، ولی توضیح میدهم که مقصود من را بد برداشت کردید، و من هرگز به اصل سلاما گفتن شما ایرادی نداشته و ندارم.



نقل قول:
جواب : عزيز دل همين دو خط قبل كه فرموديد در فضای مجازی با رفتار شخصی افراد کار ندارم،
حالا داريد از قالوا سلاما ي ما در جواب فحاشان ايراد ميگيريد ؟// عجباااااااااااااااا
اولا: دوست گرامی، اگر خود شما از من درخواست نکرده بودید که به دیگران تذکر بدهم من به شما نمیگفتم سلاما گفتید، و این مال چندین روز پیش است که در ذهنم گذشت، و در اینجا هم مرتبه اول سکوت کردم، لطفا پستهای قبلی را مرور کنید ببینید، اما وقتی دوبار تکرار کردید که چرا به دیگران تذکر نمیدهی بنده قضیه سلاما را گفتم که آن هم بد برداشت کردید و توضیح خواهم داد.

نقل قول:
ميشه بفرمائيد قالوا سلاما گفتن چه مشكلي دارد در برابر نظراتي كه نه بار علمي دارد و پر از فحاشي كردن است ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟
دوست گرامی، اصلا منظور من این نبود که سلاما گفتن اشکال دارد! طبق آیه شریفه هر کسی میتواند به تشخیص خودش بینه و بین الله، هر جا مناسب دید سلاما بگوید، چه مشکلی دارد؟ خواه سلاما به معنای همین کلمه سلام باشد یا به معنای قول سلم و برخورد مسالمت آمیز باشد، منظور من که گفتم من را کشته! این بود که بعد از اینکه در چند پست هر چه میخواستید گفتید در پایان گفتید در جواب میگویم سلاما!!! مثل اینکه دور از شما کسی هفت هشت تا فحش خواهر و مادر به کسی بدهد و آخر کار بگوید واقعا که بهترین جواب تو طبق فرموده قرآن سلام است!

نگفتید کلمه جیگر آیا احترام است یا چه چیز است؟ من واقعا نمیدانم کاربرد این کلمه کجاست؟ توضیح دهید، چون مکرر به کار بردید، اگر لفظ عرفی احترام یا محبت است من بدانم.


نقل قول:
جواب : كسي حرف شما را تغيير نداده عزيز اگر خوب ميخوانديد و عجله نميكرديد بنده در حالت سوالي گفتم يعني بايد برداشت بنده اين گونه باشد ؟؟؟؟اين كجايش تغيير هست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
دوست گرامی، سوال جایی است که حرف طرف مبهم باشد، حرف من ابین من الشمس بود و هست که رمز عدم احتجاج امیرالمومنین ع به حدیث غدیر در ابتدای امر این بود که هنوز یک هفته از گفتن یهجر نگذشته بود! پنجشنبه روز رزیه خمیس بود، دوشنبه رحلت حضرت ص بود! همان دوشنبه یا سه شنبه که ابن کثیر میگوید هنوز بدن مبارک حضرت دفن نشده بود علی ع را برای بیعت آوردند، خوب! هنوز یک هفته نشده که گفته هذیان میگوید! حال جمع شدند و علی را برای بیعت آوردند، آیا غیر از این است که نص در این فضای یک هفته ای از هذیان خارج نشده! یک نفر حتی در یک نقل ضعیف نقل نکرده که وقتی ابوبکر در مسند خلیفة رسول الله تکیه زد بگوید آن صحابی که نسبت هذیان داد توبه کرده است! بلی در قرن هشتم ابن حجر در شرح صحیح بخاری میگوید شاید توبه کرده است!


نقل قول:
گفتيد :
اما من گفتم اساسا احتجاج به یک نص در فضایی صورت میگیرد که آن نص ارزش داشته باشد، و پس از رزیه خمیس، بر هر منصفی آشکار است در آن فضا تنها چیزی که ارزش داشت ریاست چند روزه دنیا بود، و با هر چه ضد آن بود برخورد فیزیکی میشد، چه برسد به نقل یک گفتار! که نزد خود حضرت رسول ص گفته شد هذیان است! اگر راست میگویید جواب این را بدهید، یعنی توضیح دهید ارزش نص را پس از رزیه خمیس!


جواب : اولا بحث سر امامت منصوص هست و اين باز همان تكرار مكررات ميشه كه چطور پيامبر ص امامت را در همان روز اول كه حتي خود او را پيامبر قبول نداشتند اعلام كرد /// ارزش دارد ///// ولي امام علي امام منصوص من عندالله را در فضايي كه ختم نبوت اعلام شده ارزش ندارد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دوست گرامی، نمیشود مخفی کرد، یکی از چیزهایی که محتوای خود را در پکیج محکم جاسازی میکند و در دل تاریخ پرتاب میکند به طوری که احدی را یارای محو آن نیست شعر است، آیا شعر حسان بن ثابت را خود علمای اهل سنت برای ما ماندگار نکردند؟ چه کسی را یارای محو کردن این شعر است؟ در صحنه حاضر بود و فورا گفت: رضیتک من بعدی اماما و هادیا!!! آیا کمال بی انصافی نیست که بگوییم بحث بر سر امامت منصوص است! و کو این نص بر امامت؟!


نقل قول:
ضمنا انتفاقا برعكس بر هر منصفي واضح است كه تنها چيزي كه براي آنان ارزش نداشته رياست
اگر ارزش نداشته پس چرا در صحیح بخاری خود خلیفه دوم میگوید به محض اینکه شنیدیم انصار در سقیفه جمع شدند دوان دوان خود را به آنجا رساندیم؟! تجهیز با احترام خاتم النبیین ص بیشتر ارزش داشت یا به تعبیر خود خلیفه نزو کردن بر سعد بن عباده؟


نقل قول:
جواب : نه عزيزم كسي همچين گماني نكرده سوال اين مبحث واضح هست و هنوز پاك نشده در سرتيتر هر نظري هم مي آيد و بنده دارم حول همان سوال بحث ميكنم ديگر چه تدليسي هست كه گويا با گفتن تدليس دنبال شلوغ كردن هستيد ؟؟؟
اگر من دنبال شلوغ کردن هستم و شما تدلیس نکردید پس چرا با اینکه حضرت در رحبه کوفه استشهاد عمومی کردند بر نص غدیر، و سی نفر صحابه بلند شدند و شهادت دادند، و سه نفر پا نشدند و به نص مسند احمد بن حنبل حضرت آنها را نفرین کردند و نفرین حضرت در حق آنها مستجاب شد، اگر تدلیس نمیکنید پس چرا تکرار میکنید خود امیرالمومنین ع از این نص غدیر بی خبر بودند؟! آیا نفرین برای یک نص معمولی که ولایت ایمانی برای هر شخص مسلمان و من جمله حضرت را ثابت میکند؟! آن هم پس از سی سال؟! یا اینکه شرایط به گونه ای بود که معاویه در نامه معروفش به حضرت میگفت: تو همان کسی هستی که مانند جمل مخشوش برای بیعت با ابوبکر میبردند! کنت تقاد کما یقاد الجمل المخشوش حتی تبایع! و حضرت جواب او را دادند که ای معاویه خواستی من را مذمت کنی اما مدح کردی! اردت ان تذم فمدحت! بعد کلمه مظلوم را به کار بردند که دلها را به درد میآورد، و ما علی المسلم من غضاضة ان یکون مظلوما الخ،،اگر غصب حق صورت نگرفته بود و ایشان را برای بیعت با خلیفه پیامبر میبردند چه مظلومیتی در کار بود؟ و در این شرایط ستون پنجم معاویه مثل اشعث چگونه در بین خطبه خواندن حضرت اعتراض میکردند، و حضرت را نسبت به روز سقیفه سوال پیچ میکردند که حضرت ناچار میشدند استشهاد کنند از صحابه حاضر که بدانید چه بر امت گذشته است! حتی یک دفعه در همین رحبه که چند بار صورت گرفت زید بن ارقم نبود و ابوالطفیل باور نکرد حرف امیرالمومنین ع را!!! لذا به نقل طبرانی میگوید سراغ زید رفتم و پرسیدم آیا علی راست میگوید که پیامبر چنین فرموده؟ و زید گفت بلی! و در نقلی این گوشهایم کر باد اگر این را از حضرت نشنیده باشد! شما را به خدا یک نص ساده که شما ادعای آن را دارید اینقدر برای ابوالطفیل سنگین است که دنبال تحقیق آن برمیآید؟ و یا اگر حضرت فقط برای مسلمان بودن خود استشهاد کردند ابوالطفیل مگر در مسلمان بودن حضرت شک داشت؟ همین ابوالطفیل است که پس از شنیدن اینها گرایش شیعی در او به طوری قوی شد که بخاری در صحیحش از او به خاطر تشیعش حدیثی نقل نکرد!


نقل قول:
و حال باز هم تكرار ميكنم يك مورد از احتجاج حضرت علي به غدير در زمان شيخين در همان ابتداي امر كه به قول شما بايد خليفه و امام ميشد و در تائيد امامت منصوص من عندالله است را بياوريد
مثل درخواست شما، مثل قاضی میماند که به مظلوم میگوید باید یک شاهد بیاوری که وقتی جانی حلقومت را گرفته بود به او اعلام کردی که بیگناهی! مظلوم میگوید آقای قاضی قبل و بعدش بارها گفته ام و ده ها شاهد دارم! قاضی میگوید: بیخود از جواب سوال من طفره نرو! خوب گوش کن! میگویم: وقتی جانی حلقومت را گرفته بود (من دقیقا با این مقطع کار دارم!) آیا گفتی که بیگناهی؟
این مثل شماست! میگویید من با ابتدای امر کار دارم! آخر بابا! هنوز یک هفته نشده در مقابل حرف صریح خود حضرت گفته هذیان میگوید! شما میخواهید با فاصله چند روز بگوید حالا وحی منزل شد؟! اساسا احتجاج باید حکیمانه باشد، کسی که خودش بخ بخ گفته، ولی وقتی براء از خارج مدینه برمیگردد و میگوید پس چه شد؟! جواب میشنود: الامر یحدث بعده امر!!!

و الله همین روایات صحیح بخاری کافی است که هر سنی فطن بخواهد بفهمد که چه بر سر امت گذشته است، و چگونه عده ای با خون دل اصل اسلام را حفظ کردند، در چند جای صحیح بخاری از خلیفه دوم نقل میکند که میگوید من بسیار شگفت زده شدم از رای ابوبکر!! به او گفتم ای خلیفه پیامبر ما چگونه کسانی را که نماز میخوانند به جرم اینکه زکات نمیدهند بکشیم؟! و میگوید ابوبکر جواب داد قرآن نماز و زکات را با هم قرار داده! و نماز بدون زکات مثل بی نمازی است! عمر میگوید او را تحسین کردم و این را الهام الهی دانستم! اما نمیگوید کسی که نماز میخواند پس قرآن را قبول دارد، چگونه حاضر میشود زکات را که دستور قرآن است زیر پا بگذارد؟! بیچاره ها میگفتند ما زکات میدهیم اما به متصوص غدیر، نه به منتخب سقیفه! مالک بن نویره نماز خوان، کشته میشود توسط خالد، و آن فضایح بعدش! اما به اسم مرتد از دین و تارک زکات!!

چند روز قبل گفتند هذیان میگوید! امروز طرفدار نص غدیر در کاسه سرش شراب نوشیده میشود! و آقای قاضی ما اصرار دارد در همین مقطع بیاور احتجاج به نص غدیر! سبحانک اللهم الیک المشتکی.

ولی به هر حال با تحریکات معاویه در قضیه تخلف از بیعت ابوبکر، حضرت مکرر در رحبه کوفه به طور عمومی احتجاج به حدیث غدیر کردند و تا روز قیامت در صدها کتب اهل سنت باقی مانده و خواهد ماند، و الله غالب علی امره، و لکن اکثر الناس لا یعلمون.

.
آخرين ويرايش hosyn ، 3 روز پيش در 05:32PM.

تعداد 3 كاربر از hosyn بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
حذف تشكر شما ! bisetareh, حسینی, عبدالعلی


http://www.iranclubs.org/forums/show...=154630&page=3
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از عبدالعلی69 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Monday 12 October 2015   #5
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,081
ج: ***پاسخ های بی جواب اقای حسین به احتجاج امیرالمومنین علیه السلام به غدبر ***

پست 33
ج: احتجاج امام علي عليه السلام
دوست گرامی، در یک کلمه، هم حضرت فرمودند، و هم آنهایی که حاضر شدند برای سختیها، با چنگ و دندان حفظ کردند، و نشانه اش اینکه شما امروزه ناچارید بگویید چه کسی منکر غدیر شده؟! (قسم را ببینید: و الله لقد تقمصها.. و هو یعلم.. محل القطب ... آیا قطب یعنی بدون بیعت پیشین؟) اما در برهه استقرار امر حدیث، هر کس گوشه ای از واقعیات تلخ گذشته بر اهل البیت ع را حاضر شد بگوید به نحوی که به زلف یار برخورد داشت، فورا به او گفتند: رافضی کذاب خبیث! ولی ببینید پدران ما همه سنی بودند، روز اول سه نفر یا چند نفر به پیمان عهد غدیر پایبند ماندند، آیا نسل آنها این صدها میلیون شیعه امروز است؟ هرگز! کسانی که به لولوی رافضی خبیث، اعتنا نکردند، واقعیات را مثل خورشید فهمیدند، و دیگر محال بود ول کنند، و در آینده بچه های شما، همین بحث آرام من و شما را ببینند قضاوت خواهند کرد.

اما دوست گرامی، من را سر در گم گذاشتید، نفرمودید اصطلاح جیگر یعنی چه؟ نمیدانم اصطلاح رایج است و من نمیدانم؟ اگر سایر دوستان میدانند بگویند که منظور از این کلمه چیست؟

.
آخرين ويرايش hosyn ، 4 روز پيش در 09:38AM.
تعداد 3 كاربر از hosyn بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
حذف تشكر شما ! bisetareh, حسینی, عبدالعلی69
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از عبدالعلی69 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Monday 12 October 2015   #6
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,081
ج: ***پاسخ های بی جواب اقای حسین به احتجاج امیرالمومنین علیه السلام به غدبر ***

پست38
ج: احتجاج امام علي عليه السلام
نقل قول:
در اصل توسط abaali نوشته شده است
جالبه سخنراني خوبي بودجناب حسين




دوست گرامی، قصد تکرار ندارم، ولی آخر اصطلاح عرفی جیگر را توضیح ندادید.

به هر حال بنده سخنرانی نکردم! میخواهید ده ها لینک از سایتهای معتبر اهل سنت بگذارم که با شیعه چه کردید؟ اگر شیعه ها در عزای سید الشهداء دم به دم به سر و سینه نزده بودند الآن میگفتید: یعنی جگرگوشه پیامبر را 50 سال بعد از ایشان با وجود چقدر از صحابه به این وضع فجیع شهید کنند؟! محال است! این از ضدیت با سلف صالح است! به این لینک مراجعه کنید و ببینید که چگونه عالم بزرگ اهل سنت میگوید: حرام است واعظ، مقتل الحسین ع را برای مردم بخواند! چون بغض صحابه در دل مردم تهییج میشود!:

http://shamela.ws/browse.php/book-23612/page-1611

قال حجة الإسلام الغزالي يحرم على الواعظ وغيره راوية مقتل الحسين وحكايته وما جرى بين الصحابة من التشاجر والتخاصم فانه يهيج بغض الصحابة والطعن فيهم وهم اعلام الدين وما وقع بينهم من المنازعات فيحمل على محامل صحيحة ولعل ذلك لخطأ فى الاجتهاد لا لطلب الرياسة والدنيا كما لا يخفى


بارها با خود میگویم یکی از صحابه به ریش علمای امت میخندد و میگوید بیچاره ها من جربزه این را داشتم که به پیامبر شما بگویم هذیان میگوید و جلوی او را بگیریم اما شما جربزه این را ندارید که حتی بگویید من اشتباه کردم! نووی میگوید جمیع علما اتفاق کردند که سخن روز خمیس از شدت و قوت فقه بعض صحابه بود! الی الله المشتکی.

در نقلیات، دستیابی به مطالبی که خود شخص بلاواسطه دیده، مغتنم است، چون از بحث سندی، بی نیاز است، مثل قضیه ابن حبان که سابق بحث کردیم، یکی از مواردی که نشان میدهد پدران شما با شیعه چه کردند صرفا به جرم اینکه اهل بیت ع را مظلوم میدانستند، نقلی است که خود ابن کثیر شاهدش بوده و در تاریخش آورده، که شیعی لعن کرد ظالمین آل محمد ع را، و قاضی حکم قتلش را داد، و سپس مردم بدنش را آتش زدند و گرد شهر گرداندند! از اینجا ببینید روز اول چه خبر بوده:


https://library.islamweb.net/newlibr..._no=59&ID=3169


نادرة من الغرائب

في يوم الاثنين سادس عشر من جمادى الأولى اجتاز رجل من الروافض من أهل الحلة بجامع دمشق بعد صلاة العصر ، وهو يسب أول من ظلم آل [ ص: 561 ] محمد ، ويكرر ذلك لا يفتر ، ولم يصل مع الناس ، ولا صلى على الجنازة الحاضرة ، بل الناس في الصلاة وهو يكرر ذلك ويرفع صوته به ، فلما فرغنا من الصلاة نبهت عليه الناس ، فأخذوه وإذا قاضي القضاة الشافعي في تلك الجنازة حاضر مع الناس ، فجئت إليه ، واستنطقته : من الذي ظلم آل محمد ؟ فقال : أبو بكر الصديق . ثم قال جهرة والناس يسمعون : لعن الله أبا بكر ، وعمر ، وعثمان ، ومعاوية ، ويزيد . فأعاد ذلك مرتين ، فأمر به الحاكم إلى السجن ، ثم استحضره المالكي وجلده بالسياط ، وهو مع ذلك يصرخ بالسب واللعن والكلام الذي لا يصدر إلا عن شقي ، واسم هذا اللعين علي بن أبي الفضل بن محمد بن حسين بن كثير ، قبحه الله وأخزاه ، ثم لما كان يوم الخميس تاسع عشره عقد له مجلس بدار السعادة ، وحضر القضاة الأربعة ، وطلب إلى هنالك ، فقدر الله أن حكم نائب المالكي بقتله ، فأخذ سريعا ، فضربت عنقه تحت القلعة ، وحرقه العامة ، وطافوا برأسه البلد ، ونادوا عليه : هذا جزاء من سب أصحاب رسول الله - صلى الله عليه وسلم - وقد ناظرت هذا الجاهل بدار القاضي المالكي ، وإذا عنده شيء مما يقوله الرافضة الغلاة ، وقد تلقى عن أصحاب ابن مطهر أشياء في الكفر والزندقة ، قبحه الله وإياهم .

.
كاربران ذيل از hosyn بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
حذف تشكر شما ! عبدالعلی69
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از عبدالعلی69 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Monday 12 October 2015   #7
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,081
ج: ***پاسخ های بی جواب اقای حسین به احتجاج امیرالمومنین علیه السلام به غدبر ***

پست41
ج: احتجاج امام علي عليه السلام
نقل قول:
در اصل توسط bisetareh نوشته شده است
احتجاج وقتی به کار برده میشود عده کمی مطلع و عده ای به آن مطلب اطلاع نداشته باشند. با شاهد گرفتن عده مطلع افراد متوسل به احتجاج برای غایبین و غیر مطلعین می شوند.
اما هم افراد سقیفه مطلع بودند و پیامبر را هذیان گو خواندند وهم هزاران آدم کش مسلح بنی اسلم از آن وقایع مطلع بودند و با حضرت علی بیعت کرده بودند. پس چه احتجاجی بکنند ایشان.

اینکه در منابع تاریخی صحبت از احتجاجات امیرالمؤمنین و حضرت زهرا به میان نیامده هرگز دلیل این این نیست که واقعاً ایشان هیچ گاه به این موضوع احتجاج نکرده باشند و این موضوع در تاریخ اتفاق نیفتاده باشد؛
حقانیت غدیر و روایت غدیر تنها با احتجاج ثابت نمی شود و احتجاج نکردن دلیل بطلان موضوع نیست؛
در ضمن در منابع شیعه وسنی احتجاجاتی هم از حضرت زهرا و هم از حضرت امام علی آورده شده. که چه باشد چه نباشد بحث عوض نمیشود.
وشمایی که غیر این ادعا یعنی غدیر را داری باید ثابت بکنی نه ما.
یاعلی


همانطور که فرمودید امیرالمومنین ع و حضرت صدیقه س و سایر اهل بیت ع بارها و بارها احتجاج کردند، و قبلا اشاره کردم به حدیث کفاية الاثر با سند متصل خزاز قمي که حضرت زهراء س اساسا بر آشفته شدند و فرمودند: واعجباه أنسيتم يوم غدر خم! و جالب است که راوی ابن لبید هم تایید میکند وضوح غدیر را، ولی میگوید منظور من نص خاص خود شماست، و دنباله روایت چه زیباست:

http://shiaonlinelibrary.com/%D8%A7%...%D8%A9_221#top

... قلت: يا سيدتي إني سائلك عن مسألة تلجلج في صدري. قالت: سل. قلت: هل نص رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم قبل وفاته على علي بالإمامة؟ قالت: واعجباه أنسيتم يوم غدير خم. قلت: قد كان ذلك، ولكن أخبريني بما أسر إليك. قالت: أشهد الله تعالى لقد سمعته يقول: علي خير من أخلفه فيكم، وهو الإمام والخليفة بعدي، وسبطي وتسعة من صلب الحسين أئمة أبرار، لئن اتبعتموهم وجدتموهم هادين مهديين، ولئن خالفتموهم ليكون الاختلاف فيكم إلى يوم القيامة. قلت: يا سيدتي فما باله قعد عن حقه؟ قالت: يا با عمر لقد قال رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم: مثل الإمام مثل الكعبة إذ تؤتى ولا يأتي ...

.
تعداد 2 كاربر از hosyn بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
حذف تشكر شما ! bisetareh, عبدالعلی69
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از عبدالعلی69 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Monday 12 October 2015   #8
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,081
ج: ***پاسخ های بی جواب اقای حسین به احتجاج امیرالمومنین علیه السلام به غدبر ***

پست43
ج: احتجاج امام علي عليه السلام
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است
دوست گرامی، بیخود دنبال چنین چیزی نگردید! محال است پیدا کنید! چرا؟ چون مثل خورشید واضح است که به محض اینکه حضرت نص صریح دال بر امامت میآوردند فورا بعضی در جواب میگفتند: کان رسول الله یهجر! بالاتر از پیش خود حضرت رسول ص که نبود، صریح صحیح مسلم است: قالوا ان رسول الله یهجر! آیا کتابی صحیح تر از بخاری و مسلم داریم؟

https://library.islamweb.net/hadith/...098&pid=107307

رقم الحديث: 3098
(حديث مرفوع) حَدَّثَنَا إِسْحَاق بْنُ إِبْرَاهِيمَ ، أَخْبَرَنَا وَكِيعٌ ، عَنْ مَالِكِ بْنِ مِغْوَلٍ ، عَنْ طَلْحَةَ بْنِ مُصَرِّفٍ ، عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ ، عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ ، أَنَّهُ قَالَ : " يَوْمُ الْخَمِيسِ وَمَا يَوْمُ الْخَمِيسِ ، ثُمَّ جَعَلَ تَسِيلُ دُمُوعُهُ حَتَّى رَأَيْتُ عَلَى خَدَّيْهِ كَأَنَّهَا نِظَامُ اللُّؤْلُؤِ ، قَالَ : قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : ائْتُونِي بِالْكَتِفِ وَالدَّوَاةِ أَوِ اللَّوْحِ وَالدَّوَاةِ ، أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَدًا ، فَقَالُوا : إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَهْجُرُ " .


لهنهم الله وخذلهم الله
لعنت ازلی وابدی خدا بران معادن الابنی که جسارت به ساحت مقدس مخاطب خطاب لولاک کردند وبر اشیاعشون واتباعشون والمائلین الیهم ...................الی یوم القیامه و............
__________________
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از عبدالعلی69 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Monday 12 October 2015   #9
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,081
ج: ***پاسخ های بی جواب اقای حسین به احتجاج امیرالمومنین علیه السلام به غدبر ***

پست45
ج: احتجاج امام علي عليه السلام

نقل قول:
در اصل توسط abaali نوشته شده است
خيلي جالبه واقعا كه ....
جناب حسين كم كم داريد باز بنده را نااميد ميكنيد


دوست گرامی، به جای اینکه ناامید شوید یک کلمه جواب بنده را بدهید که آیا ۵ روز بعد از رزیه خمیس، احتجاج به نص ارزش داشت یا خیر؟ اول حرف من را بردید سراغ کشته شدن امیرالمؤمنین ع برای اینکه جواب ندهید! گفتم چرا حرف من را تحریف میکنید؟! گفتید تحریف نکردم سؤال پرسیدم! آیا سؤال نامربوط پرسیدن جواب من شد؟ مثلا کسی میگوید مسلمانانی که در هنگام غلبه شوروی کمونیستی کشته شدند تقصیر خودشان بود! چرا بابا؟! چون یک کلمه احتجاج نکردند به آیه و من قتل مؤمنا متعمدا فجزاءه جهنم! آخر وقتی طرف، خدا و قران قبول ندارد آیا کسی احتجاج به نص قرآن میکند؟!



نقل قول:
در اصل توسط abaali نوشته شده است
گفتيد :
دوست گرامی، قصد تکرار ندارم، ولی آخر اصطلاح عرفی جیگر را توضیح ندادید.

جواب : و جالب اينجاست كه باز تكرار ميشه يعني باززززز بنده نظرات قبلي خودم را بيارم ؟؟؟؟


دوست گرامی، مقصود من این بود که بنده در سن حدود پیری هستم و اصطلاح جیگر نشنیدم، بلی جگر داشتن به معنای شجاع بودن معروف است اما این کلمه را نمیدانستم به معنای عزیزم است یا چیزی معادل سلاما، اما چون از کلام شما نفهمیدم خلاصه چه اصطلاحی است در گوگل گشتم و در ویکی‌پدیا پیدا کردم، دیدم این مربوط به امروزی‌هاست و مال ما پیرها نیست! و فهمیدم چرا جواب من را نمیدهید! آیا این است قول سلاما شما؟! دوست گرامی! یک تفسیر بنویسید!


نقل قول:
در اصل توسط abaali نوشته شده است
سوال ما واضح است که حضرت علی در کجا فرموده اند :مردم در غدیر خم با من بیعت کردند؟ و من امام منصوص من عندالله شدم چرا نفرمودند؟ برای اینکه حضرت علی همچین اعتقادی نداشتند همين...

یک سؤال بسیار ساده، شما را به خدا قسم میدهم از جواب طفره نروید، اگر حضرت اعتقاد به امامت خودشان نداشتند چرا در صحیح بخاری آمده تا شش ماه با ابوبکر بیعت نکردند؟ به گفته شما خود را که امام نمیدانستند، و بیعت با یک صحابی که نزد اهل سنت افضل امت است صورت گرفته! مگر اهل سنت نمیگویید متواتر است که من فضلنی علی ابی‌بکر و عمر جلدته حدین؟! چرا با افضل امت که خلیفه شده حاضر نشدند بیعت کنند؟ تازه جالب است که نص صحیح بخاری است که بعد از شش ماه هم چون دیدند (استنکر علي وجوه الناس) مردم با ایشان بد هستند و خلاصه نمیتوانند بین این مردم زندگی کنند (فالتمس مصالحة ابی بکر و مبایعته!) ، شما را به خدا این فاء در فالتمس را ببینید، چون دید مردم با او بد هستند پس چاره جویی کرد و با ابوبکر مصالحه و مبایعه کرد!

صحيح البخاري (5/ 139)
وكان لعلي من الناس وجه حياة فاطمة، فلما توفيت استنكر علي وجوه الناس، فالتمس مصالحة أبي بكر ومبايعته، ولم يكن يبايع تلك الأشهر، فأرسل إلى أبي بكر: أن ائتنا ولا يأتنا أحد معك، كراهية لمحضر عمر


برای اینکه بدانید چقدر این سؤال مهم است به پاورقی دکتر مصطفی البغا در صحیح بخاری همینجا مراجعه کنید، میگوید در توضیح: (حين راجع الأمر المعروف) أي رجع إلى ما هو حق وخير ومطابق لشرع الله عز وجل ووافق الصحابة رضي الله عنهم بالمبايعة للخلافة!!!!!

یعنی صریحا میگوید این شش ماه که حضرت بیعت نکردند خلاف شرع انجام میدادند!

سؤال: کسی که اعتقادی به امامت خود ندارد، و افضل امت با او بیعت شده است، چرا خلاف شرع میکند و تا شش ماه بیعت نمیکند و تازه بعد از آن هم به خاطر خود خلیفه نیست! بلکه به خاطر این است که مردم با او بد هستند؟

دوست گرامی، اگر لااقل برای خودتان احترام قائل هستید جواب این سؤال را بدهید که چرا بیعت نکردند در حالی که میگویید اعتقاد به امامت خود نداشتند؟

.
آخرين ويرايش hosyn ، 3 روز پيش در 07:07AM.
تعداد 2 كاربر از hosyn بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
حذف تشكر شما ! bisetareh, عبدالعلی69
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از عبدالعلی69 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Monday 12 October 2015   #10
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,081
ج: ***پاسخ های بی جواب اقای حسین به احتجاج امیرالمومنین علیه السلام به غدبر ***

پست51
ج: احتجاج امام علي عليه السلام
نقل قول:
جواب : چرا ديگه برادر حسين مثل اينكه شما اين همه فحاشي فحاشان را نميبينيد كه انگار بجز فحش و توهين و تهمت و تمسخر چيزي بلد نيستند و شما همچنان ساكتيد و دنبال معناي جيگر ميگرديد ؟؟؟؟؟؟/ آنهم بعداز چند بار
دوست گرامی، عذرخواهی میکنم از اینکه ذهن من حساس شد و چند بار معنای جیگر را پرسیدم، اکنون که دانستم هیچ قضاوتی ندارم، و شما صاحب اختیارید بگویید یا خیر.


نقل قول:
جواب : عزيزم اين چه ربطي داره ؟؟؟ لابد معتقديد كه اطرافيان علي همانند شوري بودند ؟؟ لابد در بيعت خيالي غدير هم پيامبر از مرتدين و كفار براي امامت علي بيعت گرفته اند و امام علي امير المرتدين شدند نه امير المومنين //// استغفرالله ربي و اتوب اليه ///////
عزيزم كسي كه نصي داره بايد احتجاج كنه كسي كه 120 هزار شاهد كه نه بيعت كننده داره چطور احتجاج نبايد بكنه چطور از يك طرف معتقديد فاطمه الزهرا س ميره و در مسجد خطابه عليه حكومت ميخواند ولي صاحب امامت خودش در همان جا احنجاجي نميكند يك بام و دو هوا كه نميشه عزيزم
اولا: دوست گرامی چرا به من استغفر الله میگویید؟! به امام بخاری و امام مسلم خودتان بگویید! مگر من کتاب صحیح تالی تلو قرآن نوشتم؟! بالاتر به صحابی بزرگ ابن عباس بگویید که اشکهایش روی زمین میچکید و میگفت: الرزیه کل الرزیه! هیچ مصیبتی در اسلام بالاتر از این نیست که جلوی نوشتن حضرت را گرفتند! آنها به ما گفتند که اطرافیان پیامبر خدا ص در شدت مریضی از شوروی بدتر بودند، چون شوروی دیگر منافق نبود، منافق که از پشت خنجر میزند به مراتب از کافر که شمشیر از رو بسته است بدتر است، مگر ابن حجر و غیر او در شرح صحیح بخاری چه گفتند؟ گفتند اگر توجیه نکنیم معلوم است که این سخن کفر است! آیا اینها را من گفتم؟ بلی من خودم را ملزم نمیدام که توجیه کنم، کما اینکه قسم میخورم فرزند شما هم اولین دفعه که بشنود شوکه میشود و غیر قابل توجیه میبیند.

ثانیا: به نظر شما جالب نیست که جواب این حرف کلیشه ای شما را همان روز اول حضرت زهراء سلام الله علیها دادند؟! گفت چرا شوهر شما برای حقش حرفی نمیزند؟ چه جوابی دادند؟ فرمودند مثل امام مثل کعبه است که مردم باید سراغ او بروند و گردش طواف کنند نه اینکه او بیاید سراغ مردم و التماس کند! بلی امام تا مجبور نشده و شرعا بر او واجب نشده تقیه کند محال است بیعت کند، کما اینکه حضرت ییعت نکردند.

ثالثا: خطبه خواندن حضرت صدیقه س برای ریاست بر مردم نبود، برای برگرداندن فدک بود که حق مالی شخصی بود، هر چند در ضمن آن نیرنگ متصرفین هم معلوم میشد، آیا فرق نیست بین کسی که با احتجاج میخواهد مدیر آپارتمان شود با کسی که با احتجاج میخواهد سوئيت خودش را از غاصب پس بگیرد؟


نقل قول:
جواب : عزيز دل باز كه برگشتيد سر خانه اول بنده عارضم حضورتان كه چرا يك مورد در آن برهه از زمان احتجاج به حق الهي //// دقت كن الهي نه مردمي كه بگه نشد كه نشد /// خود نكردند و نگفتند كه بنده 120 هزار شاهد دارم 120 هزار بيعت كننده دارم من نص قرآني دارم و .....
دوست گرامی، تعجب میکنم که احترام قسم خدا هم نگه نداشتید! بنده پذیرفتم که حرف شما درست است و حضرت امیرالمومنین ع اعتقاد به امامت منصوص خود نداشتند، خوب! اینکه با ابوبکر تا شش ماه بیعت نکردند و بعد از آن هم بیعت مصلحتی و از سر ناچاری کردند، کار درستی کردند یا اشتباه کردند؟ دوست گرامی، و الله امیرالمومنین ع روز اول کاری کردند که هر مسلمان که مطلع بر تاریخ شود باید یا ایشان را بپذیرد یا ابوبکر را! ببینید دکتر مصطفی البغا در توضیح عبارت صحیح بخاری صریحا گفت امیرالمومنین ع در آن مدت شش ماه، خلاف شرع الله انجام میدادند، نظر شما چیست؟ خلاصه باید انتخاب کنید این تخلف از بیعت ابوبکر اشتباه بود یا صحیح بود؟ لذا خواهش میکنم نظر خود را بگویید، کسی که خود را امام نمیداند و در عین حال بیعت نمیکند آیا خطا کار است یا عمل صحیحی انجام داده است؟

آیا بی انصافی نیست که بگویید پدران شیعه ها راجع به غدیر بزرگنمایی کردند ولی با اینکه شما را به خدا قسم دادم جواب دهید جواب ندادید که چگونه کسی که اعتقاد به امامت خود ندارد حاضر میشود با خلیفة رسول الله بيعت نكند؟

دوست گرامی، خیلی مانده تا بفهمید از روز اول امیرالمومنین ع آبرویی برای قلم فرسایی شما در اینکه خود حضرت اعتقاد به امامت خودشان نداشتند نگذاشتند!

سوال: بیعت نکردن حضرت علی ع با ابوبکر آیا به خاطر این بود که امامت منصوص را حق خود میدانستند یا اینکه اشتباه میکردند و خلاف شرع مرتکب میشدند؟

شما مرتب تکرار میکنید آیا هیچ حدیثی دارید که حضرت زمان شیخین به حدیث غدیر احتجاج کرده باشند؟ مثل معروف را نشنیدید؟ چون صد آمد نود هم نزد ماست! از هر بچه و بزرگ بپرسید: کسی که سراپا مطیع شرع الله است اینکه عملا در صحیح ترین نقلها با خلیفه رسما بیعت نکرده، آیا این عمل او بالاتر است یا احتجاج او به نصی که طرف مقابل چند روز پیش هذیان خوانده؟ عملا کاری کردند قلم هر کسی مثل شما که بخواهد قلم فرسایی کند شکستند! اگر راست میگویید فرار نکنید و جواب دهید:

آیا بیعت نکردن امیرالمومنین ع با ابوبکر اشتباه بود یا خیر؟

.
كاربران ذيل از hosyn بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
حذف تشكر شما ! عبدالعلیhttp://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=154630&page=469
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Tuesday 13 October 2015   #11
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,081
ج: ***پاسخ های بی جواب اقای حسین به احتجاج امیرالمومنین علیه السلام به غدبر ***

پست54
ج: احتجاج امام علي عليه السلام
نقل قول:
در اصل توسط ZYGORAT نوشته شده است
......
سلمان فارسی از حضرت علی نقل می کند که به امر خدا حضرت علی در غدیر خم جانشین رسول الله شد :
......
شهدوا نصب
رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) إياي للناس بغدير خم بأمر الله عز وجل فأخبرهم أني أولى بهم[/COLOR] من
أنفسهم وأمرهم
أن يبلغ الشاهد الغائب ......


این حدیث برای جواب ایشان که میگوید خود حضرت اعتقاد به امامت خود نداشتند بسیار عالی است، اما تدلیسی که قبلا توضیح دادم این است که ایشان سوال خود را از احتجاج حضرت در زمان شیخین و انتخاب سقیفه شروع میکند، و میگوید من این مقطع زمانی را میگویم که حضرت چرا استشهاد به بیعت هزاران نفره نکردند؟ و نتیجه میگیرد که پس خودشان هم اعتقاد به امامت خود نداشتند!

مثل اینکه کسی زوم کند دقیقا در آن چند لحظه ای که حضرت زهراء س بین در و ودیوار بودند و بپرسد چرا در آن حالت احتجاج به غدیر نکردند! و مرتب تکرار کند که اگر راست میگویید یک حدیث بیاورید که حضرت بین در و دیوار گفتند لما ذا نسیتم الغدیر؟! و فورا نتیجه بگیرد پس خود حضرت زهرا س هم اعتقاد به اینکه غدیر برای نصب امامت بوده نداشتند!

لذا ایشان از حدیث کافی جواب میدهد که من احتجاج نزد مردم و پیش شیخین گفتم، نه یک خبر دادن دو نفری که به یک نفر سلمان بگویند، چرا همین مطلب را در مسجد وقتی برای بیعت آوردند نگفتند؟ ابن قتیبه در السیاسه نقل میکند وقت بیعت که قسم خورد اگر بیعت نکنی لنضربن عنقک! و حضرت جواب دادند اذن قتلتم عبد الله و اخا رسوله، حتی حاضر نشد اخوت را بپذیرد، اما عبد الله فنعم، اما اخا رسوله فلا! اولی (عبدالله فنعم) هم که تخفیف داد چون چاره ای نداشت! و گرنه در آن شرایط همان را قبول نمیکرد! و گردن زدن عبد الله را میتوانست یک جوری توجیه کند! ان کل من فی السماوات و الارض الا آتی الرحمن عبدا، اما اخا رسوله را گردن بزنند هیچ توجیهی نداشت، لذا همین اخوت را هم انکار کرد چه برسد به خلافت منصوصه!
.
تعداد 2 كاربر از hosyn بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
حذف تشكر شما !http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=154630&page=4 bisetareh, عبدالعلی69
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Tuesday 13 October 2015   #12
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,081
ج: ***پاسخ های بی جواب اقای حسین به احتجاج امیرالمومنین علیه السلام به غدبر ***

پست55
ج: احتجاج امام علي عليه السلام
نقل قول:
در اصل توسط abaali نوشته شده است

جواب : خب با اين تفاسير پيامبر از منافقين براي علي بيعت گرفتند در غدير و امام علي امير المنافقين شده اند نه امير المومنين ؟//
آخه دوست من مگه ميشه


دوست گرامی، تشکر میکنم از اینکه بحث را به صورت آرام پیش بردید، و زوایای بحث را وارد شدید، چون مناظرات شیعه و سنی، سابقه 15 قرن دارد، و هر چه بیشتر بخصوص امروز که عصر ارتباطات و اطلاعات است زوایای بحث روشن شود و با تفاهم پیش رود، قضاوت برای نسل آینده راحت تر خواهد شد، و هر کس جدید میآید مطالب دیگر و یا نکات جدیدتر برای تکمیل و پیشرفت بحث میافزاید.

از نکات بسیار مهم این است که یک فضای سوم باز شود که خروجی آن عنصر منطق فازی باشد، یعنی دو فضا برای شیعه و سنی موجود بوده و خواهد بود، و مطلب نزد هر کدام برای خودشان صددرصد است، یعنی شیعه میگوید غدیر صددرصد برای نصب منصوص خلافت الهیه بوده است، و سنی میگوید غدیر صددرصد برای ذکر فضیلت بوده است، یعنی خروجی بحث بین این دو گروه، خروجی صفر و یک است، یعنی در نهایت میگوییم خلاصه حق با شیعه است یا سنی، این خوب است و تا کنون ادامه داشته است، اما مناسب عصر ارتباطات و نسل آینده این عصر، میتواند فضای سومی باز شود، و آن اینکه برای شیعه صددرصد غدیر برای نصب امامت، و نزد سنی غدیر صددرصد برای ذکر فضیلت، اما نزد ناظر سوم بیطرف که مجموع شواهد را نگاه میکند آیا حرف کدامیک بالای 50% است؟ یعنی آیا حرف شیعه بیشتر با واقعیت نزدیک است یا حرف سنی؟ و در این فضا دو چیز است که نقش محوری دارد، یکی جمع آوری تمام شواهد و منابع خام بحث هر چه هست، و دیگری ارائه تحلیل های مناسب که بتواند توجیه کننده عقلانی همه این منابع در یک نظام و سیستم واقع گرا باشد، و خوبی این منظر فازی سوم، این است که مثلا هر چند در زمان ما ناظر بیطرف سوم، خروجی بحث برایش مثلا 80% به نفع یکی از طرفین باشد اما در فرایند تکمیل جمعی بحث برای نسل آینده، این درصد تغییر میکند، و بالاخره زمانی میرسد که با روشن شدن تمام زوایای بحث، نوع ناظرین بیطرف، به اطمینان میرسند، یعنی درصد صدق یکی از طرفین، میل به یک میکند، و مخفی نیست که نتیجه چنین فضای جمعی چه خواهد بود، چون اشخاص تازه مسلمان بیطرف، تعصبی در شیعه و سنی ندارند، حتی ابن تیمیه به نقل شاگردش ابن کثیر اعتراف میکند که در آن قرن هشتم و قبل آن، بسیاری از یهودیها که مسلمان میشوند سپس شیعه میشوند! یتشیع کثیر منهم! چون ناظر بیطرف نصوص و واضحات را با هم میبیند و خیلی خوب میفهمد فضای اخذ بیعت یک فضای صمیمیت بود یا خشونت و کودتا و حاضر بودن برای هر چیز ولو بلغ ما بلغ!



نقل قول:
جواب : خب با اين تفاسير پيامبر از منافقين براي علي بيعت گرفتند در غدير و امام علي امير المنافقين شده اند نه امير المومنين ؟//
خیر، دوست گرامی، از مسلمین و مؤمنين برای حضرت بیعت گرفتند بیعتی که تا امروز برای هر کس بر قضیه مطلع شود ادامه دارد، اگر فرض بگیریم که روز غدیر چنین بیعتی بوده امروز شما طبق این فرض خود را ملزم به این بیعت میدانید، هر چند امروز این فرض را قبول ندارید، اما گمان نمیکنم در اصل اینکه اگر فرض بگیریم چنین بیعتی بوده، شما هم، علی الفرض، مخالف آن را منحرف از دین میدانید، اما میگویید صددرصد چنین بیعتی نبوده، اما اگر احتمال بدهید در فضای منطق فازی، که 60% این بیعت صورت گرفته، به راحتی از کنار آن نمیگذرید، و با احتیاط بیشتر رفتار میکنید اگر اعتقاد به اصل دین داشته باشید.

و اما وجود منافقین در یین صحابه آن زمان، پس مورد اتفاق شیعه و سنی است، و کسی نمیگوید همه مسلمین منافق بودند، اما چند نفر منافق دانه درشت، کافی هستند که یک موج اجتماعی را ایجاد کرده و پیش ببرند، بلکه قرآن کریم تصریح میکند یک نفر به نام سامری در بین جمعیت انبوه بنی اسرائيل کافی بود که همه را گوساله پرست کند! يا موسى انا قد فتنا قومك من بعدك و أضلهم السامري، ببينيد نميگوید همه منافق بودند، بلکه یک نفر منافق دانه درشت، همه را به فتنه انداخت به طوری (خیلی عجیب است) صریحا به خلیفه رسمی حضرت موسی یعنی حضرت هارون علی نبینا و آله و علیهما السلام گفتند لن نبرح علیه عاکفین حتی یرجع الینا موسی!!! و یا در مورد دیگر آیا شوخی است که حضرت موسی ع عرض میکنند رب انی لا املک الا نفسی و اخی! و در شعری که الآن نمیدانم منسوب است یا زبان حال آمده: ابتا هذا السامری و عجله تبعا --- و مال الناس عن هارون.


نقل قول:
آخه دوست من مگه میشه
دوست گرامی، به نکته خوبی اشاره کردید؟ این مساله (مگه میشه) مطلب مهمی است، بعض مطالب که واقعا خیلی عجیب و بعید جلوه میکند، نوع دیدگاه به آن قضیه، خیلی مهم است، مثلا اگر از دیدگاه یک فضای انتخاباتی، بپرسیم چگونه ممکن است شخصی که امتیاز قانونی انتخاباتی دارد یک کلمه از این امتیاز خودش حرف نزند و استشهاد نکند؟! همه عقلاء این حرف و این استنکار را صحیح میدانند، اما اگر دیدگاه ما به آن قضیه، نگاه یک کودتا باشد، اگر کسی بگوید چرا مثلا رئيس جمهور در قبال کودتاگران یک کلمه از منصب قانونی خودش حرف نزد؟! عقلاء بشر این استنکار را درست نمیدانند، و میگویند در این فضا احتجاج به امتیاز قانونی خودش نه تنها کار را تمام نمیکند بلکه کار خود رئيس جمهور را تمام میکند!

نگاه اهل سنت به سقیفه، یک نگاه فضای انتخاباتی است، لذا میگویید چرا حضرت احتجاج به غدیر در آن فضا نکردند، اما نوع نگاه شیعه، نگاه یک کودتای واقعی است، لذا ابن قتیبه نقل میکند حضرت گفتند اگر بیعت نکنم چه میکنید؟ قسم خورد و الله الذی لا اله الا هو لنضربن عنقک! قال اذن قتلتم عبد الله و اخا رسوله، قال اما عبد الله فنعم و اما اخا رسوله فلا! در این مقام حتی حاضر به قبول اخوت نیست، وای اگر بخواهد بگوید خلیفه برحق منصوب منصوص من عند الله تعالی، بلی اهل سنت اینگونه بیعت را قبول ندارند، و به قدری در این جریان نقلیات متناقضی دارند که در مقاله ای به تفصیل توضیح دادم،(یک بیعت یا دو بیعت؟) که هر کس این تناقضات را تحلیل فازی کند مطمئن ميشود كه آیا قضیه یک فضای انتخاباتی بوده یا فضای یک کودتا؟

بقیه بحث ان شاء الله تعالی برای پست بعدی.

.
آخرين ويرايش hosyn ، 3 روز پيش در 03:39PM.
تعداد 3 كاربر از hosyn بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
حذف تشكر شما ! bisetareh, حسینی, عبدالعلی69
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Tuesday 13 October 2015   #13
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,081
ج: ***پاسخ های بی جواب اقای حسین به احتجاج امیرالمومنین علیه السلام به غدبر ***

ج: احتجاج امام علي عليه السلام
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است
د
نگاه اهل سنت به سقیفه، یک نگاه فضای انتخاباتی است، لذا میگویید چرا حضرت احتجاج به غدیر در آن فضا نکردند، اما نوع نگاه شیعه، نگاه یک کودتای واقعی است، لذا ابن قتیبه نقل میکند حضرت گفتند اگر بیعت نکنم چه میکنید؟ قسم خورد و الله الذی لا اله الا هو لنضربن عنقک! قال اذن قتلتم عبد الله و اخا رسوله، قال اما عبد الله فنعم و اما اخا رسوله فلا! در این مقام حتی حاضر به قبول اخوت نیست، وای اگر بخواهد بگوید خلیفه برحق منصوب منصوص من عند الله تعالی، بلی اهل سنت اینگونه بیعت را قبول ندارند، و به قدری در این جریان نقلیات متناقضی دارند که در مقاله ای به تفصیل توضیح دادم،(یک بیعت یا دو بیعت؟) که هر کس این تناقضات را تحلیل فازی کند مطمئن ميشود كه آیا قضیه یک فضای انتخاباتی بوده یا فضای یک کودتا؟


یک بیعت یا دو بیعت ؟؟؟!!!
بسم الله الرحمن الرحیم

در این مقاله چون در یک سایت اهل سنت ارسال کرده‌ام فقط از کتب مورد قبول قطعی آنها آدرس داده‌ام و وارد بحث شواهد بیعت اول از کتب شیعه یا کتبی مثل السیاسة و شرح ابن ابی الحدید نشده‌ام.



1- در همان ابتدا بيعت کردند


روايت صحيح از ابوسعيد خدري ميگويد که در همان ابتدا بيعت کردند:

سنن البيهقي الكبرى ج6/ص300
وحديث أبي سعيد الخدري رضي الله عنه في مبايعته إياه حين بويع بيعة العامة بعد السقيفة أصح.

فتح الباري ج7/ص495
وقد صحح بن حبان وغيره من حديث أبي سعيد الخدري وغيره أن عليا بايع أبا بكر في أول الأمر .... وأن الرواية الموصولة عن أبي سعيد أصح.

البداية والنهاية ج5/ص286
وهي ثانية للبيعة التي ذكرناها أولا يوم السقيفة كما رواه ابن خزيمة وصححه مسلم بن الحجاج


البداية والنهاية ج5/ص248
وقال الحافظ أبو بكر البيهقي أخبرنا أبو الحسن علي بن محمد الحافظ الاسفراييني حدثنا أبو علي الحسين بن علي الحافظ حدثنا أبو بكر محمد بن اسحاق بن خزيمة وابن ابراهيم بن ابي طالب قالا حدثنا ميدار بن يسار وحدثنا أبو هشام المخزومي حدثنا وهيب حدثنا داود بن ابي هند حدثنا أبو نضرة عن ابي سعيد الخدري قال قبض رسول الله واجتمع الناس في دار سعد بن عبادة وفيهم أبو بكر وعمر قال فقام خطيب الانصار فقال أتعلمون أن رسول الله كان من المهاجرين وخليفته من المهاجرين ونحن كنا أنصار رسول الله ونحن أنصار خليفته كما كنا أنصاره قال فقام عمر بن الخطاب فقال صدق قائلكم أما لو قلتم على غير هذا لم نبايعكم وأخذ بيد أبي بكر وقال هذا صاحبكم فبايعوه فبايعه عمر وبايعه المهاجرون والانصار قال فصعد ابو بكر المنبر فنظر في وجوه القوم فلم ير الزبير قال فدعا بالزبير فجاء فقال قلت ابن عمة رسول الله وحواريه أردت أن تشق عصا المسلمين فقال لا تثريب يا خليفة رسول الله فقام فبايعه ثم نظر في وجوه القوم فلم ير عليا فدعا بعلي بن أبي طالب فجاء فقال قلت ابن عم رسول الله وختنه على ابنته أردت أن تشق عصا المسلمين قال لا تثريب يا خليفة رسول الله فبايعه هذا أو معناه وقال أبو علي الحافظ سمعت محمد بن اسحاق بن خزيمة يقول جاءني مسلم بن الحجاج فسألني عن هذا الحديث فكتبته له في رقعة وقرأته عليه وهذا حديث يسوى بدنة بل يسوى بدرة وقد رواه البيهقي عن الحاكم وأبي محمد بن حامد المقري كلاهما عن أبي العباس محمد بن يعقوب الأصم عن جعفر بن محمد بن شاكر عن عفان بن سلم عن وهيب به ولكن ذكر أن الصديق هو القائل لخطيب الانصار بدل عمر وفيه أن زيد بن ثابت أخذ بيد أبي بكر فقال هذا صاحبكم فبايعوه ثم انطلقوا فلما قعد أبو بكر على المنبر نظر في وجوه القوم فلم ير عليا فسأل عنه فقام ناس من الانصار فأتوا به فذكر نحو ما تقدم ثم ذكر قصة الزبير بعد على فالله أعلم وقد رواه على بن عاصم عن الجريري عن أبى نضرة عن أبى سعيد الخدري قذكر نحو ما تقدم وهذا اسناد صحيح محفوظ من حديث أبي نضرة المنذر بن مالك بن قطعة عن أبي سعيد سعد بن مالك بن سنان الخدري وفيه فائدة جليلة وهي مبايعة علي بن أبي طالب أما في أول يوم أو في اليوم الثاني من الوفاة وهذا حق فان علي بن أبي طالب لم يفارق الصديق في وقت من الأوقات ولم ينقطع في صلاة من الصلوات خلفه كما سنذكره

المستدرك على الصحيحين ج3/ص80
4457 حدثنا أبو العباس محمد بن يعقوب ثنا جعفر بن محمد بن شاكر ثنا عفان بن مسلم ثنا وهيب ثنا داود بن أبي هند ثنا أبو نضرة عن أبي سعيد الخدري رضي الله عنه قال لما توفي رسول الله صلى الله عليه وسلم قام خطباء الأنصار فجعل الرجل منهم يقول يا معشر المهاجرين إن رسول الله صلى الله عليه وسلم كان إذا استعمل رجلا منكم قرن معه رجلا منا فنرى أن يلي هذا الأمر رجلان أحدهما منكم والآخر منا قال فتتابعت خطباء الأنصار على ذلك فقام زيد بن ثابت فقال إن رسول الله صلى الله عليه وسلم كان من المهاجرين وإن الإمام يكون من المهاجرين ونحن أنصاره كما كنا أنصار رسول الله صلى الله عليه وسلم فقام أبو بكر رضي الله عنه فقال جزاكم الله خيرا يا معشر الأنصار وثبت قائلكم ثم قال أما لو فعلتم غير ذلك لما صالحناكم ثم أخذ زيد بن ثابت بيد أبي بكر فقال هذا صاحبكم فبايعوه ثم انطلقوا فلما قعد أبو بكر على المنبر نظر في وجوه القوم فلم ير عليا فسأل عنه فقال ناس من الأنصار فأتوا به فقال أبو بكر بن عم رسول الله صلى الله عليه وسلم وختنه أردت أن تشق عصا المسلمين فقال لا تثريب يا خليفة رسول الله صلى الله عليه وسلم فبايعه ثم لم ير الزبير بن العوام فسأل عنه حتى جاؤوا به فقال بن عمة رسول الله صلى الله عليه وسلم وحواريه أردت أن تشق عصا المسلمين فقال مثل قوله لا تثريب يا خليفة رسول الله صلى الله عليه وسلم فبايعاه هذا حديث صحيح على شرط الشيخين ولم يخرجاه

سنن البيهقي الكبرى ج8/ص143
16315 حدثنا أبو عبد الله الحافظ إملاء وأبو محمد بن أبي حامد المقرئ قراءة عليه قالا ثنا أبو العباس محمد بن يعقوب ثنا جعفر بن محمد بن شاكر ثنا عفان بن مسلم ثنا وهيب ثنا داود بن أبي هند ثنا أبو نضرة عن أبي سعيد الخدري رضي الله عنه قال لما توفي رسول الله صلى الله عليه وسلم قام خطباء الأنصار فجعل الرجل منهم يقول يا معشر المهاجرين إن رسول الله صلى الله عليه وسلم كان إذا استعمل رجلا منكم قرن معه رجلا منا فنرى أن يلي هذا الأمر رجلان أحدهما منكم والآخر منا قال فتتابعت خطباء الأنصار على ذلك فقام زيد بن ثابت رضي الله عنه فقال إن رسول الله صلى الله عليه وسلم كان من المهاجرين وإن الإمام يكون من المهاجرين ونحن أنصاره كما كنا أنصار رسول الله صلى الله عليه وسلم فقام أبو بكر رضي الله عنه فقال جزاكم الله خيرا يا معشر الأنصار وثبت قائلكم ثم قال أما لو فعلتم غير ذلك لما صالحناكم ثم أخذ زيد بن ثابت بيد أبي بكر فقال هذا صاحبكم فبايعوه ثم انطلقوا فلما قعد أبو بكر رضي الله عنه على المنبر نظر في وجوه القوم فلم ير عليا رضي الله عنه فسأل عنه فقام ناس من الأنصار فأتوا به فقال أبو بكر رضي الله عنه بن عم رسول الله صلى الله عليه وسلم وختنه أردت أن تشق عصا المسلمين فقال لا تثريب يا خليفة رسول الله صلى الله عليه وسلم ثم لم ير الزبير بن العوام رضي الله عنه فسأل عنه حتى جاؤوا به فقال بن عمة رسول الله صلى الله عليه وسلم وحواريه أردت أن تشق عصا المسلمين فقال مثل قوله لا تثريب يا خليفة رسول الله فبايعاه
16316 أخبرنا أبو الحسن علي بن محمد بن علي الحافظ الإسفرائيني ثنا أبو علي الحسين بن علي الحافظ أنبأ أبو بكر محمد بن إسحاق بن خزيمة وإبراهيم بن أبي طالب قالا ثنا بندار بن بشار ثنا أبو هشام المخزومي ثنا وهيب فذكره بنحوه قال أبو علي الحافظ سمعت محمد بن إسحاق بن خزيمة يقول جاءني مسلم بن الحجاج فسألني عن هذا الحديث فكتبته له في رقعة وقرأت عليه فقال هذا حديث يسوي بدنة فقلت يسوي بدنة بل هو يسوي بدرة

تاريخ مدينة دمشق ج30/ص276
أخبرنا أبو المعالي عبد الله بن أحمد المروزي الحلواني أنا أبو بكر أحمد بن علي بن خلف أنا الحاكم أبو الحسن علي بن محمد المهرجاني ح وأخبرنا أبو القاسم الشحامي أنا أبو بكر البيهقي أنا أبو الحسن علي بن محمد بن علي الحافظ الإسفراييني قال نا أبو علي الحسين بن علي الحافظ نا أبو بكر بن إسحاق بن خزيمة وإبراهيم بن أبي طالب قالا نا بندار بن بشار نا أبو هشام المخزومي نا وهيب نا داود بن أبي هند نا أبو نضرة عن أبي سعيد الخدري قال قبض النبي صلى الله عليه وسلم واجتمع الناس في دار سعد بن عبادة وفيهم أبو بكر وعمر قال فقام خطيب الأنصار فقال أتعلمون أن رسول الله صلى الله عليه وسلم كان من المهاجرين وخليفته من المهاجرين ونحن كنا أنصار رسول الله صلى الله عليه وسلم فنحن أنصار خليفته كما كنا أنصاره قال فقام عمر بن الخطاب فقال صدق قائلكم أما لو قلتم غير هذا لم نتابعكم وأخذ بيد أبي بكر وقال هذا صاحبكم فبايعوه وبايعه عمر وبايعه المهاجرون والأنصار قال فصعد أبو بكر المنبر فنظر في وجوه القوم فلم ير الزبير قال فدعا بالزبير فجاء فقال قلت أين ابن عمة رسول الله صلى الله عليه وسلم وحواريه أردت أن تشق عصا المسلمين قال لا تثريب يا خليفة رسول الله صلى الله عليه وسلم فقام فبايعه ثم نظر في وجوه القوم فلم ير عليا فدعا بعلي بن أبي طالب فجاء فقال قلت ابن عم رسول الله صلى الله عليه وسلم وختنه على ابنته أردت أن تشق عصا المسلمين قال لا تثريب يا خليفة رسول الله صلى الله عليه وسلم فبايعه
هذا أو معنا قال أبو علي الحافظ سمعت محمد بن إسحاق بن خزيمة يقول جاءني مسلم بن الحجاج فسألني عن هذا الحديث فكتبت له في رقعة وقرأت عليه وقال هذا حديث سوي بدنة فقلت يسوي بدنة بل هذا يسوي بدرة ، كذا رواه لنا وقد سقط من صدره قول قائل الأنصار
2- بيعت نکردند تا شش ماه


روايت صحيح ميگويد که تا شش ماه يعني تا حضرت فاطمه بودند بيعت نکردند:

صحيح البخاري ج4/ص1549
3998 حدثنا يحيى بن بكير حدثنا الليث عن عقيل عن بن شهاب عن عروة عن عائشة أن فاطمة عليها السلام بنت النبي صلى الله عليه وسلم أرسلت إلى أبي بكر تسأله ميراثها من رسول الله صلى الله عليه وسلم مما أفاء الله عليه بالمدينة وفدك وما بقي من خمس خيبر فقال أبو بكر إن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال لا نورث ما تركنا صدقة إنما يأكل آل محمد صلى الله عليه وسلم في هذا المال وإني والله لا أغير شيئا من صدقة رسول الله صلى الله عليه وسلم عن حالها التي كانت عليها في عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم ولأعملن فيها بما عمل به رسول الله صلى الله عليه وسلم فأبى أبو بكر أن يدفع إلى فاطمة منها شيئا فوجدت فاطمة على أبي بكر في ذلك فهجرته فلم تكلمه حتى توفيت وعاشت بعد النبي صلى الله عليه وسلم ستة أشهر فلما توفيت دفنها زوجها علي ليلا ولم يؤذن بها أبا بكر وصلى عليها وكان لعلي من الناس وجه حياة فاطمة فلما توفيت استنكر علي وجوه الناس فالتمس مصالحة أبي بكر ومبايعته ولم يكن يبايع تلك الأشهر فأرسل إلى أبي بكر أن ائتنا ولا يأتنا أحد معك كراهية لمحضر عمر فقال عمر لا والله لا تدخل عليهم وحدك فقال أبو بكر وما عسيتهم أن يفعلوا بي والله لآتينهم فدخل عليهم أبو بكر فتشهد علي فقال إنا قد عرفنا فضلك وما أعطاك الله ولم ننفس عليك خيرا ساقه الله إليك ولكنك استبددت علينا بالأمر وكنا نرى لقرابتنا من رسول الله صلى الله عليه وسلم نصيبا حتى فاضت عينا أبي بكر فلما تكلم أبو بكر قال والذي نفسي بيده لقرابة رسول الله صلى الله عليه وسلم أحب إلي أن أصل من قرابتي وأما الذي شجر بيني وبينكم من هذه الأموال فلم آل فيها عن الخير ولم أترك أمرا رأيت رسول الله صلى الله عليه وسلم يصنعه فيها إلا صنعته فقال علي لأبي بكر موعدك العشية للبيعة فلما صلى أبو بكر الظهر رقي على المنبر فتشهد وذكر شأن علي وتخلفه عن البيعة وعذره بالذي اعتذر إليه ثم استغفر وتشهد علي فعظم حق أبي بكر وحدث أنه لم يحمله على الذي صنع نفاسة على أبي بكر ولا إنكارا للذي فضله الله به ولكنا نرى لنا في هذا الأمر نصيبا فاستبد علينا فوجدنا في أنفسنا فسر بذلك المسلمون وقالوا أصبت وكان المسلمون إلى علي قريبا حين راجع الأمر المعروف

صحيح مسلم ج3/ص1380
1759 حدثني محمد بن رافع أخبرنا حجين حدثنا ليث عن عقيل عن بن شهاب عن عروة بن الزبير عن عائشة أنها أخبرته أن فاطمة بنت رسول الله صلى الله عليه وسلم أرسلت إلى أبي بكر الصديق تسأله ميراثها من رسول الله صلى الله عليه وسلم مما أفاء الله عليه بالمدينة وفدك وما بقي من خمس خيبر فقال أبو بكر إن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال لا نورث ما تركنا صدقة إنما يأكل آل محمد صلى الله عليه وسلم في هذا المال وإني والله لا أغير شيئا من صدقة رسول الله صلى الله عليه وسلم عن حالها التي كانت عليها في عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم ولأعملن فيها بما عمل به رسول الله صلى الله عليه وسلم فأبى أبو بكر أن يدفع إلى فاطمة شيئا فوجدت فاطمة على أبي بكر في ذلك قال فهجرته فلم تكلمه حتى توفيت وعاشت بعد رسول الله صلى الله عليه وسلم ستة أشهر فلما توفيت دفنها زوجها علي بن أبي طالب ليلا ولم يؤذن بها أبا بكر وصلى عليها علي وكان لعلي من الناس وجهة حياة فاطمة فلما توفيت استنكر علي وجوه الناس فالتمس مصالحة أبي بكر ومبايعته ولم يكن بايع تلك الأشهر فأرسل إلى أبي بكر أن ائتنا ولا يأتنا معك أحد كراهية محضر عمر بن الخطاب فقال عمر لأبي بكر والله لا تدخل عليهم وحدك فقال أبو بكر وما عساهم أن يفعلوا بي إني والله لآتينهم فدخل عليهم أبو بكر فتشهد علي بن أبي طالب ثم قال إنا قد عرفنا يا أبا بكر فضيلتك وما أعطاك الله ولم ننفس عليك خيرا ساقه الله إليك ولكنك استبددت علينا بالأمر وكنا نحن نرى لنا حقا لقرابتنا من رسول الله صلى الله عليه وسلم فلم يزل يكلم أبا بكر حتى فاضت عينا أبي بكر فلما تكلم أبو بكر قال والذي نفسي بيده لقرابة رسول الله صلى الله عليه وسلم أحب إلي أن أصل من قرابتي وأما الذي شجر بيني وبينكم من هذه الأموال فإني لم آل فيها عن الحق ولم أترك أمرا رأيت رسول الله صلى الله عليه وسلم يصنعه فيها إلا صنعته فقال علي لأبي بكر موعدك العشية للبيعة فلما صلى أبو بكر صلاة الظهر رقي على المنبر فتشهد وذكر شأن علي وتخلفه عن البيعة وعذره بالذي اعتذر إليه ثم استغفر وتشهد علي بن أبي طالب فعظم حق أبي بكر وأنه لم يحمله على الذي صنع نفاسة على أبي بكر ولا إنكارا للذي فضله الله به ولكنا كنا نرى لنا في الأمر نصيبا فاستبد علينا به فوجدنا في أنفسنا فسر بذلك المسلمون وقالوا أصبت فكان المسلمون إلى علي قريبا حين راجع الأمر المعروف

الجمع بين الصحيحين ج1/ص86
فهجرته فاطمة فلم تكلمه في ذلك حتى ماتت فدفنها علي ليلاً ولم يؤذن بها أبا بكر قال فكان لعلي وجهٌ من الناس حياة فاطمة فلما توفيت فاطمة انصرفت وجوه الناس عن علي ومكثت فاطمة بعد رسول الله صلى الله عليه وسلم ستة أشهر ثم توفيت فقال رجلٌ للزهري فلم يبايعه على ستة أشهر فقال لا والله ولا أحدٌ من بني هاشم حتى بايعه علي وفي حديث عروة فلما رأى علي انصراف وجوه الناس عنه فزع إلى مصالحة أبي بكر فأرسل إلى أبي بكر ائتنا ولا يأتنا معك أحدٌ وكره أن يأتيه عمر لما علم من شدة عمر

سنن البيهقي الكبرى ج6/ص300
12512 أخبرنا أبو محمد عبد الله بن يحيى بن عبد الجبار ببغداد أنا إسماعيل بن محمد الصفار ثنا أحمد بن منصور ثنا عبد الرزاق أنا معمر عن الزهري عن عروة عن عائشة رضي الله عنها أن فاطمة والعباس رضي الله عنهما أتيا أبا بكر يلتمسان ميراثهما من رسول الله صلى الله عليه وسلم وهما حينئذ يطلبان أرضه من فدك وسهمه من خيبر فقال لهما أبو بكر سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول لا نورث ما تركناه صدقة إنما يأكل آل محمد من هذا المال والله إني لا أدع أمرا رأيت رسول الله صلى الله عليه وسلم يصنعه بعد إلا صنعته قال فغضبت فاطمة رضي الله عنها وهجرته فلم تكلمه حتى ماتت فدفنها علي رضي الله عنه ليلا ولم يؤذن بها أبا بكر رضي الله عنه قالت عائشة رضي الله عنها فكان لعلي رضي الله عنه من الناس وجه حياة فاطمة رضي الله عنها فلما توفيت فاطمة رضي الله عنها انصرف وجوه الناس عنه عند ذلك قال معمر قلت للزهري كم مكثت فاطمة بعد النبي صلى الله عليه وسلم قال ستة أشهر فقال رجل للزهري فلم يبايعه علي رضي الله عنه حتى ماتت فاطمة رضي الله عنها قال ولا أحد من بني هاشم رواه البخاري في الصحيح من وجهين عن معمر ورواه مسلم عن إسحاق بن راهويه وغيره عن عبد الرزاق وقول الزهري في قعود علي عن بيعة أبي بكر رضي الله عنه حتى توفيت فاطمة رضي الله عنها منقطع وحديث أبي سعيد الخدري رضي الله عنه في مبايعته إياه حين بويع بيعة العامة بعد السقيفة أصح ولعل الزهري أراد قعوده عنها بعد البيعة ثم نهوضه إليها ثانيا وقيامه بواجباتها والله أعلم

مسند أبي عوانة ج4/ص251
قال رجل للزهري فلم يبايعه علي ستة أشهر قال ولا أحد من بني هاشم حتى بايعه علي فلما رأى علي انصراف وجوه الناس عنه ضرع إلى مصالحة أبي بكر

مصنف عبد الرزاق ج5/ص472
9774 عبد الرزاق عن معمر عن الزهري عن عروة عن عائشه... فمكثت فاطمة ستة أشهر بعد رسول الله صلى الله عليه وسلم ثم توفيت قال معمر فقال رجل للزهري فلم يبايعه علي ستة أشهر قال لا ولا أحد من بني هاشم حتى بايعه علي فلما رأى علي انصراف وجوه الناس عنه

مسند أبي بكر ج1/ص88
قالت فهجرته فاطمة فلم تكلمه في ذلك حتى ماتت فدفنها علي رضي الله عنه ليلا ولم يؤذن بها ابو بكر قالت فكان لعلي رضي الله وجه من الناس حياة فاطمة رضي الله عنها فلما توفيت فاطمة انصرفت وجوه الناس عن علي فمكثت فاطمة ستة اشهر بعد رسول الله صلى الله عليه وسلم ثم توفيت قال معمر فقال رجل للزهري رحمه الله فلم يبايعه ستة اشهر قال لا ولا أحد من بني هاشم حتى بايعه علي

تاريخ الطبري ج2/ص236
وكان لعلي وجه من الناس حياة فاطمة فلما توفيت فاطمة انصرفت وجوه الناس عن علي فمكثت فاطمة ستة أشهر بعد رسول الله ثم توفيت قال معمر فقال رجل للزهري أفلم يبايعه علي ستة أشهر قال لا ولا أحد من بني هاشم حتى بايعه علي فلما رأى علي انصراف وجوه الناس عنه ضرع إلى مصالحة أبي بكر فارسل إلى أبي بكر

سمط النجوم العوالي ج2/ص333
عن محمد بن سيرين لما بويع أبو بكر وتخلف علي كرم الله وجهه عن مبايعته وجلس في بيته بعث إليه أبو بكر ما أبطأ بك عني أكرهت إمارتي قال علي ما كرهت إمارتك ولكني آليت ألا أرتدي بردائي إلى الصلاة حتى أجمع القرآن قال ابن سيرين فبلغني أنه كتبه علي على تنزيله ولو أصيب ذلك الكتاب لوجد فيه علم كثير وعن عائشة رضي الله عنها أن عليا مكث ستة أشهر حتى توفيت فاطمة رضي الله تعالى عنها ثم بايع أبا بكر ولم يبايع أحد من بني هاشم حتى بايع علي رضي الله عنه وكرم وجهه
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Tuesday 13 October 2015   #14
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,081
ج: ***پاسخ های بی جواب اقای حسین به احتجاج امیرالمومنین علیه السلام به غدبر ***

ج: احتجاج امام علي عليه السلام
3- دو بيعت بوده است


البداية والنهاية ج5/ص248
وقال الحافظ أبو بكر البيهقي ... ثم نظر في وجوه القوم فلم ير عليا فدعا بعلي بن أبي طالب فجاء فقال قلت ابن عم رسول الله وختنه على ابنته أردت أن تشق عصا المسلمين قال لا تثريب يا خليفة رسول الله فبايعه هذا أو معناه وقال أبو علي الحافظ سمعت محمد بن اسحاق بن خزيمة يقول جاءني مسلم بن الحجاج فسألني عن هذا الحديث فكتبته له في رقعة وقرأته عليه وهذا حديث يسوى بدنة بل يسوى بدرة وقد رواه البيهقي عن الحاكم وأبي محمد بن حامد المقري كلاهما عن أبي العباس محمد بن يعقوب الأصم عن جعفر بن محمد بن شاكر عن عفان بن سلم عن وهيب به ولكن ذكر أن الصديق هو القائل لخطيب الانصار بدل عمر وفيه أن زيد بن ثابت أخذ بيد أبي بكر فقال هذا صاحبكم فبايعوه ثم انطلقوا فلما قعد أبو بكر على المنبر نظر في وجوه القوم فلم ير عليا فسأل عنه فقام ناس من الانصار فأتوا به فذكر نحو ما تقدم ثم ذكر قصة الزبير بعد على فالله أعلم وقد رواه على بن عاصم عن الجريري عن أبى نضرة عن أبى سعيد الخدري قذكر نحو ما تقدم وهذا اسناد صحيح محفوظ من حديث أبي نضرة المنذر بن مالك بن قطعة عن أبي سعيد سعد بن مالك بن سنان الخدري وفيه فائدة جليلة وهي مبايعة علي بن أبي طالب أما في أول يوم أو في اليوم الثاني من الوفاة وهذا حق فان علي بن أبي طالب لم يفارق الصديق في وقت من الأوقات ولم ينقطع في صلاة من الصلوات خلفه كما سنذكره وخرج معه الى ذي القصة لما خرج الصديق شاهرا سيفه يريد قتال أهل الردة كما سنبينه قريبا ولكن لما حصل من فاطمة رضي الله عنها عتب على الصديق بسبب ما كانت متوهمة من أنها تستحق ميراث رسول الله ولم تعلم بما أخبرها به الصديق رضي الله عنه أنه قال لا نورث ما تركنا فهو صدقة فحجبها وغيرها من أزواجه وعمه عن الميراث بهذا النص الصريح كما سنبين ذلك في موضعه فسالته أن ينظر علي في صدقة الأرض التي بخيبر وفدك فلم يجبها الى ذلك لأنه رأى أن حقا عليه أن يقوم في جميع ما كان يتولاه رسول الله وهو الصادق البار الراشد التابع للحق رضي الله عنه فحصل لها وهي امرأة من البشر ليست براجبة العصمة عتب وتغضب ولم تكلم الصديق حتى ماتت واحتاج علي أن يراعي خاطرها بعض الشيء فلما ماتت بعد ستة أشهر من وفاة أبيها رأى علي أن يجدد البيعة مع أبي بكر رضي الله عنه كما سنذكره من الصحيحين وغيرهما فيما بعد ان شاء الله تعالى معما تقدم له من البيعة قبل دفن رسول الله ويزيد ذلك صحة قول موسى بن عقبة في مغازيه عن سعد بن ابراهيم حدثني ابي أن أباه عبد الرحمن بن عوف كان مع عمر وان محمد بن مسلمة كسر سيف الزبير ثم خطب ابو بكر واعتذ الى الناس وقال ما كنت حريصا على الامارة يوما ولا ليلة ولا سالتها في سر ولا علانية فقبل المهاجرون مقالته وقال علي والزبير ما غضبنا إلا لأنا اخرنا عن المشورة وانا نرى ان ابا بكر احق الناس بها انه لصاحب الغار وانا لنعرف شرفه وخبره ولقد امره رسول الله ان يصلي بالناس وهو حي اسناد جيد ولله الحمد والمنة

البداية والنهاية ج5/ص286
وقد رواه البخاري أيضا ومسلم وابو داود والنسائي من طرق متعددة عن الزهري عن عروة عن عائشة بنحوه فهذه البيعة التي وقعت من علي رضي الله عنه لأبي بكر رضي الله عنه بعد وفاة فاطمة رضي الله عنها بيعة مؤكدة للصلح الذي وقع بينهما وهي ثانية للبيعة التي ذكرناها أولا يوم السقيفة كما رواه ابن خزيمة وصححه مسلم بن الحجاج ولم يكن علي مجانبا لأبي بكر هذه الستة الاشهر بل كان يصلي وراءه ويحضر عنده للمشورة وركب معه الى ذي القصة كما سيأتي


فتح الباري ج7/ص495
وقد صحح بن حبان وغيره من حديث أبي سعيد الخدري وغيره أن عليا بايع أبا بكر في أول الأمر وأما ما وقع في مسلم عن الزهري أن رجلا قال له لم يبايع على أبا بكر حتى ماتت فاطمة قال لا ولا أحد من بني هاشم فقد ضعفه البيهقي بأن الزهري لم يسنده وأن الرواية الموصولة عن أبي سعيد أصح وجمع غيره بأنه بايعه بيعة ثانية مؤكدة للأولى لإزالة ما كان وقع بسبب الميراث كما تقدم وعلى هذا فيحمل قول الزهري لم يبايعه علي في تلك الأيام على إرادة الملازمة له والحضور عنده وما أشبه ذلك فإن في انقطاع مثله عن مثله ما يوهم من لا يعرف باطن الأمر أنه بسبب عدم الرضا بخلافته فأطلق من أطلق ذلك وبسبب ذلك أظهر على المبايعة التي بعد موت فاطمة عليها السلام لإزالة هذه الشبهة

الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة ج1/ص43
ثم هذا الحديث فيه التصريح بتأخر بيعة علي إلى موت فاطمة فينافي ما تقدم عن أبي سعيد أن عليا والزبير بايعا من أول الأمر لكن هذا الذي مر عن أبي سعيد من تأخر بيعته هو الذي صححه ابن حبان وغيره قال البيهقي وأما ما وقع في صحيح مسلم عن أبي سعيد من تأخر بيعته هو وغيره من بني هاشم إلى موت فاطمة رضي الله عنها فضعيف فإن الزهري لم يسنده وأيضا فالرواية الأولى عن أبي سعيد هي الموصولة فتكون أصح
و عليه فبينه وبين خبر البخاري المار عن عائشة تناف لكن جمع بعضهم بأن عليا بايع أولا ثم انقطع عن أبي بكر لما وقع بينه وبين فاطمة رضي الله عنها ما وقع في مخلفه صلى الله عليه وسلم ثم بعد موتها بايعه مبايعة أخرى فتوهم من ذلك بعض من لا يعرف باطن الأمر أن تخلفه إنما هو لعدم رضاه ببيعته فأطلق ذلك من أطلق ومن ثم أظهر علي مبايعته لأبي بكر ثانيا بعد موتها على المنبر لإزالة هذه الشبهة


السيرة الحلبية ج3/ص485
أي فالأمة اجمعت على حقية إمامة أبي بكر رضي الله تعالى عنه وهذا أي اجتماع علي كرم الله وجهه بأبي بكر رضي الله تعالى عنهما كان بعد ما أرسل إليه علي كرم الله وجهه في الاجتماع به واجتمع به كما سيأتي لكن سيأتي أن ذلك كان بعد موت فاطمة بنت النبي صلى الله عليه وسلم ورضى عنها وسياق غير واحد يدل على أن اجتماع علي والزبير ومبايعتهما ابا بكر رضي الله تعالى عنه كان قبل موت فاطمة رضي الله تعالى عنها وهو ما صححه ابن حبان وغيره ويؤيده ما حكاه بعضهم أن الصديق رضي الله تعالى عنه خرج يوم الجمعة فقال اجمعوا لي المهاجرين والانصار فاجتمعوا ثم أرسل إلى علي بن أبي طالب كرم الله وجهه والنفر الذين كانوا تخلفوا معه فقال له ما خلفك يا علي عن امر الناس فقال خلفني عظيم المعتبة ورأيتكم استقليتم برأيكم فاعتذر إليه أبو بكر رضي الله تعالى عنه بخوف الفتنة لو أخر ثم أشرف على الناس وقال أيها الناس هذا علي بن ابي طالب لا بيعة لي في عنقه وهو بالخيار من أمره ألا وانتم بالخيار جميعا في بيعتكم فإن رأيتم لها غيري فأنا أول من يبايعه فلما سمع ذلك علي كرم الله وجهه زال ما كان داخله فقال أجل لا نرى لها غيرك امدد يدك فبايعه هو والنفر الذين كانوا معه فإن هذا دليل على أن عليا كرم الله وجهه بايع أبا بكر بعد وفاة رسول الله صلى الله عليه وسلم بثلاثة أيام
وفي كلام المسعودي لم يبايع أبا بكر احد من بني هاشم حتى ماتت فاطمة رضي الله تعالى عنها وقال رجل للزهري لم يبياع علي كرم الله وجهه أبا بكر ستة أشهر فقال لا والله لا أحد من بني هاشم بايعه علي كرم الله وجهه فليتأمل الجمع على تقدير الصحة
وقد جمع بعضهم بأن عليا كرم الله وجهه بايع أولا ثم انقطع عن ابي بكر لما وقع بينه وبين فاطمة ما وقع
أي ويدل لهذا الجمع أن في رواية أن أبا بكر رضي الله تعالى عنه لما صعد المنبر ونظر في وجوه القوم فلم ير الزبير رضي الله تعالى عنه فدعا به فجاء فقال قلت ابن عمة رسول الله حواريه أردت أن تشق عصا المسلمين فقال لا تثريب يا خليفة رسول الله فقام فبايعه ثم نظر في وجو القوم فلم ير عليا كرم اللله وجهه فدعا به فجاء فقال قلت ابن عم رسول الله صلى الله عليه وسلم وختنه على ابنته أردت أن تشق عصا المسلمين فقال لا تثريب ياخليفة رسول الله صلى الله عليه وسلم فقام فبايعه
ويبعد هذا الجمع ما في البخاري عن عائشة رضي الله تعالى عنها فلما توفيت فاطمة رضي الله عنها التمس أي علي كرم الله وجهه مصالحة أبي بكر رضي الله تعالى عنه ولم يكن بايع تلك الأشهر فأرسل إلى أبي بكر الحديث وذكر فضيلته وسابقته وذكر انه لم يحمله على الذى صنع نفاسة حق على ابى بكر فاقبل الناس على على كرم الله وجه وقالوا اصبت واحسنت
وقد علمت الجمع بين من قال بايع بعد ثلاثة ايام من موته صلى الله عليه وسلم ومن قال لم ينبع الا بعد موت فاطمه رضى الله تعالى عنها بعد ستة اشهر وهو انه بايع اولا ثم انقطع عن ابى بكر رضى الله تعالى عنه لما وقع بينه وبين فاطمه ما وقع ثم بايعه مبايعه اخرى فتوهم من ذلك بعض من لا يعرف باطن الامر ان تخلفه انما هو لعدم رضاه بيعته فاطلق ذلك من اطلقه ومن ثم اظهر على كرم الله وجه مبايعه لابى بكر ثانيا بعد ثوبتها على المنبر لازالة هذه الشبهه
وبهذا يعلم ما وقع في صحيح مسلم عن ابي سعيد من تاخر بيعة علي هو وغيره من بني هاشم الى موت فاطمة ومن ثم حكم بعضهم عليه بالضعف
ومما يؤيد الضعف ما جاء أن عليا وأبا بكر رضي الله عنهما جاآ لزيارة قبر النبي صلى الله عليه وسلم بعد وفاته بستة أيام فقال علي كرم الله وجهه تقدم يا خليفة رسول الله فقال ابو بكر رضي الله تعالى عنه ما كنت لأتقدم رجلا سمع رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول فيه علي مني بمنزلتي من ربي وصلاة أبي بكر رضي الله تعالى عنه بالناس لم تختص بالمرض فقد جاء أنه وقع قتال بين بني عمرو بن عوف فبلغ النبي صلى الله عليه وسلم ذلك فأتاهم بعد الظهر ليصلح بينهم فقال يا بلال إن حضرت الصلاة ولم آت مر أبا بكر فليصل بالناس فلما حضرت صلاة العصر أقام بلال الصلاة ثم أمر أبا بكر كما تقدم

وفي شرح مسلم للإمام النووي رحمه الله وتأحر علي كرم الله وجهه أي ومن تأخر معه عن البيعة لابي بكر ليس قادحا فيها لأن العلماء اتفقوا على أنه لا يشترط لصحتها مبايعة كل أهل العقد والحل بل مبايعة من تيسر منهم وتأخره كان للعذر أي الذي تقدم وكان عذر أبي بكر وعمر وبقية الصحابة واضا لأنهم رأوا أن المبادرة بالبيعة من أعظم مصالح المسلمين لأن تأخرها ربما لزم عليه اختلاف فينشأ عنه مفساد كثيرة كما افصح به أبو بكر رضي الله تعالى عنه فيما تقدم
آيا علي را آوردند يا آمد؟


هر محقق بيطرف در اين قول سوم که جمع کرده ، و روايات را به دو بيعت کاملا آزاد و دلخواه تفسير نموده ، جز بي انصافي چيزي نمي بيند.

آيا علي را براي بيعت اول، آوردند يا خود آمد؟ هر چند در برخي روايات تعبير جاء دارد اما در روايت صحيح که مسلم و استادش بر سر قيمت گذاري آن نزاع ميکردند و مسلم ابتدا گفت اين روايت به اندازه يک بدنة ميارزد و استادش گفت بدنة چيست به اندازه بدرة ميارزد که ده هزار درهم باشد يعني به اندازه ديه کامل انسان ، در اين روايت تعبير درست آمده است ، واژه "فأتوا به" با باي تعديه در فارسي ترجمه ميشود "پس او را آوردند"، ملاحظه کنيد:

المستدرك على الصحيحين ج3/ص80
4457 ... فلما قعد أبو بكر على المنبر نظر في وجوه القوم فلم ير عليا فسأل عنه فقام ناس من الأنصار فأتوا به فقال أبو بكر بن عم رسول الله صلى الله عليه وسلم وختنه أردت أن تشق عصا المسلمين فقال لا تثريب يا خليفة رسول الله صلى الله عليه وسلم فبايعه

سنن البيهقي الكبرى ج8/ص143
16315 ... فلما قعد أبو بكر رضي الله عنه على المنبر نظر في وجوه القوم فلم ير عليا رضي الله عنه فسأل عنه فقام ناس من الأنصار فأتوا به فقال أبو بكر رضي الله عنه بن عم رسول الله صلى الله عليه وسلم وختنه أردت أن تشق عصا المسلمين فقال لا تثريب يا خليفة رسول الله صلى الله عليه وسلم ...
قال أبو علي الحافظ سمعت محمد بن إسحاق بن خزيمة يقول جاءني مسلم بن الحجاج فسألني عن هذا الحديث فكتبته له في رقعة وقرأت عليه فقال هذا حديث يسوي بدنة فقلت يسوي بدنة بل هو يسوي بدرة.

چقدر از مثل ابن کثير عجيب و قبيح است که به طور آشکار خود را به ناداني بزند و خلاف صريح روايات صحيح ، مطلب را واژگون کند براي اينکه تلخيهاي تاريخ اسلام را ماله مالي کند ، ميگويد لحظه اي علي از ابوبکر مفارقت نکرد:

البداية والنهاية ج5/ص248
وهذا اسناد صحيح ... وفيه فائدة جليلة وهي مبايعة علي بن أبي طالب أما في أول يوم أو في اليوم الثاني من الوفاة وهذا حق فان علي بن أبي طالب لم يفارق الصديق في وقت من الأوقات ولم ينقطع في صلاة من الصلوات خلفه

براي اينکه ببينيد اين عالم بزرگ وقتي به حق علي ميرسد کأنه کور ميشود که عين عبارات صحاح را ببيند ، به اين نقل بخاري از خود عمر توجه کنيد:

صحيح البخاري ج6/ص2505
وإنه قد كان من خبرنا حين توفى الله نبيه صلى الله عليه وسلم أن الأنصار خالفونا واجتمعوا بأسرهم في سقيفة بني ساعدة وخالف عنا علي والزبير ومن معهما واجتمع المهاجرون إلى أبي بكر فقلت لأبي بكر يا أبا بكر انطلق بنا إلى إخواننا هؤلاء من الأنصار فانطلقنا نريدهم فلما دنونا منهم لقينا منهم رجلان صالحان

اين که ديگر عبارت عائشه نيست تا خدشه کنند و بگويند از زهري است ، و همچنين در صحيحين آمده که ابوبکر تصريح ميکند که علي از بيعت تخلف کرده است تا شش ماه ، ببينيد:

صحيح البخاري ج4/ص1549
3998 ... ولم يكن يبايع تلك الأشهر فأرسل إلى أبي بكر ... فتشهد علي فقال إنا قد عرفنا فضلك وما أعطاك الله ولم ننفس عليك خيرا ساقه الله إليك ولكنك استبددت علينا بالأمر وكنا نرى لقرابتنا من رسول الله صلى الله عليه وسلم نصيبا حتى فاضت عينا أبي بكر ... فقال علي لأبي بكر موعدك العشية للبيعة فلما صلى أبو بكر الظهر رقي على المنبر فتشهد وذكر شأن علي وتخلفه عن البيعة وعذره بالذي اعتذر إليه ...

صحيح مسلم ج3/ص1380
1759 ... ولم يكن بايع تلك الأشهر فأرسل إلى أبي بكر... فتشهد علي بن أبي طالب ثم قال إنا قد عرفنا يا أبا بكر فضيلتك وما أعطاك الله ولم ننفس عليك خيرا ساقه الله إليك ولكنك استبددت علينا بالأمر وكنا نحن نرى لنا حقا لقرابتنا من رسول الله صلى الله عليه وسلم فلم يزل يكلم أبا بكر حتى فاضت عينا أبي بكر ... فقال علي لأبي بكر موعدك العشية للبيعة فلما صلى أبو بكر صلاة الظهر رقي على المنبر فتشهد وذكر شأن علي وتخلفه عن البيعة وعذره بالذي اعتذر إليه ...

پس از اين صحاح مطمئن ميشويم که علي همراهي نکرده است ، و رواياتي که گفت حضرت را همان اول امر آوردند ميفهماند که رفتند و آوردند!! اما چگونه آوردند بايد به ساير روايات مراجعه کرد.

ابن تيميه وقتي صحبت از پشيماني ابوبکر از کشف بيت فاطمه در وقت مردن ميشود ميگويد مبادا گمان کنيد وقتي درب خانه علي را گشودند صدمه اي به آنها زدند ، بالاترين چيزي که ممکن است بپذيريم اينکه ابوبکر دستور داد رفتند تا ببينند آيا از بيت المال چيزي در خانه آنها ذخيره شده است تا آن را به مستحق برساند؟! و سپس با خود ميگفت مانعي نداشت که آن مال را به آنها عطا ميکردم!! :

منهاج السنة النبوية ج8/ص291
ونحن نعلم يقينا أن أبا بكر لم يقدم على علي والزبير بشيء من الأذى بل ولا على سعد بن عبادة المتخلف عن بيعته أولا وآخرا
وغاية ما يقال إنه كبس البيت لينظر هل فيه شيء من مال الله الذي يقسمه وأن يعطيه لمستحقه ثم رأى أنه لو تركه لهم لجاز فإنه يجوز أن يعطيهم من مال الفيء
وأما إقدامه عليهم أنفسهم بأذى فهذا ما وقع فيه قط باتفاق أهل العلم والدين وإنما ينقل مثل هذا جهال الكذابين ويصدقه حمقى العالمين الذين يقولون إن الصحابة هدموا بيت فاطمة وضربوا بطنها حتى أسقطت
وهذا كله دعوى مختلق وإفك مفترى باتفاق أهل الإسلام ولا يروج إلا على من هو من جنس الأنعام

اما ميگوييم جناب ابن تيميه، صحاح و غير صحاح پر شده است از اينکه متخلفين از بيعت ابوبکر در بيت فاطمه جمع شده بودند و صحبتي از مال بيت المال نبود و اين از نظر تاريخي شکي ندارد ، ببينيد پس از تاييد بخاري که عمر گفت : (صحيح البخاري ج6/ص2505) وخالف عنا علي والزبير ومن معهما ، روايات کثيره تعيين ميکنند که کجا جمع شده بودند ، بلکه ابن حجر به صحيحين نسبت ميدهد:

الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة ج1/ص31
الفصل الأول في بيان كيفيتها
روى الشيخان البخاري ومسلم في صحيحيهما اللذين هما أصح الكتب بعد القرآن بإجماع من يعتد به أن عمر رضي الله عنه خطب الناس مرجعه من الحج فقال في خطبته ... إن عليا والزبير ومن معهما تخلفوا في بيت فاطمة وتخلفت الأنصار عنا بأجمعها في سقيفة بني ساعدة واجتمع المهاجرون إلى أبي بكر فقلت له يا أبا بكر انطلق بنا

فتح الباري ج12/ص150
قوله وخالف عنا علي والزبير ومن معهما في رواية مالك ومعمر وأن عليا والزبير ومن كان معهما تخلفوا في بيت فاطمة بنت رسول الله صلى الله عليه وسلم وكذا في رواية سفيان لكن قال العباس بدل الزبير قوله يا أبا بكر انطلق بنا إلى إخواننا

عمدة القاري ج24/ص10
وفي رواية مالك ومعمر أن عليّاً والزبير ومن كان معهما تخلفوا في بيت فاطمة بنت رسول الله صلى الله عليه وسلم وكذا في رواية سفيان لكن قال العباس بدل الزبير رضي الله عنه قوله فانطلقنا نريدهم

مصنف عبد الرزاق ج5/ص442
وإن عليا والزبير ومن معه تخلفوا عنه في بيت فاطمة وتخلفت عنا الأنصار بأسرها في سقيفة بني ساعدة واجتمع المهاجرون إلى أبي بكر رحمه الله فقلت يا أبا بكر انطلق بنا

مسند أحمد بن حنبل ج1/ص55
ان عليا والزبير ومن كان معهما تخلفوا في بيت فاطمة رضي الله عنها بنت رسول الله صلى الله عليه وسلم وتخلفت عنا الأنصار بأجمعها في سقيفة بني ساعدة واجتمع المهاجرون إلى أبي بكر رضي الله عنه فقلت له يا أبا بكر انطلق بنا

مسند البزار ج1/ص301
لما توفي رسول الله صلى الله عليه وسلم تخلف عنا علي والعباس ومن معهم في بيت فاطمة فاجتمعت المهاجرون إلى أبي بكر واجتمعت الأنصار في سقيفة بني ساعدة


تاريخ مدينة دمشق ج30/ص284
ثم إنه كان من خبرنا أن رسول الله صلى الله عليه وسلم لما توفي تخلفت عنا الأنصار مع سعد بن عبادة وتخلف عنا علي والزبير ومن كان معهما في بيت فاطمة فاجتمع المهاجرون إلى أبي بكر فقلت لأبي بكر يا أبا بكر انطلق بنا

البداية والنهاية ج5/ص246
قصة سقيفة بني ساعدة
الاعناق مثل أبي بكر وأنه كان من خبرنا حين توفي رسول الله إن عليا والزبير ومن كان معهما تخلفوا في بيت فاطمة بنت رسول الله وتخلف عنها الانصار بأجمعها في سقيفة بني ساعدة واجتمع المهاجرون الى أبي بكر فقلت له يا ابا بكر انطلق بنا

اعتقاد أهل السنة ج7/ص1284
إن عليا والزبير ومن معهما تخلفوا عنا في بيت فاطمة وتخلفت عنا الأنصار بأسرها في سقيفة بني ساعدة واجتمع المهاجرون إلى أبي بكر فقلت يا أبا بكر انطلق بنا إلى اخواننا من الأنصار فانطلقنا

السيرة الحلبية ج3/ص479
واجتمع المهاجرون إلى ابي بكر رضي الله عنه إلا عليا والزبير ومن معهما تخلفوا في بيت فاطمة رضي الله عنها فقال عمر رضي الله عنه لأبي بكر رضي الله عنه انطلق بنا إلى إخواننا من الانصار

السيرة الحلبية ج3/ص484
ولما اختلف علي والزبير ومن معهما كالعباس وطلحة بن عبيد الله والمقداد وجمع من بني هاشم في بيت فاطمة كما تقدم عن المبايعة استمروا على ذلك مدة لأنهم رضي الله عنهما وجدوا في أنفسهم حيث لم يكونوا في المشورة أي في سقيفة بني ساعدة مع ان لهم فيها حقا وقد اشار سيدنا عمر رضي الله عنه إلى ان بيعة أبي بكر رضي الله تعالى عنه كانت فلتة أي بغته لا عن استعداد لها ولكن وقى الله شرها

السيرة النبوية ج6/ص77
أمر سقيفة بني ساعدة
الاختلاف بين المهاجرين والأنصار قال ابن اسحاق ولما قبض رسول الله صلى الله عليه وسلم انحاز هذا الحي من الأنصار الى سعد بن عبادة في سقيفة بني ساعدة واعتزل علي بن أبي طالب والزبير بن العوام وطلحة بن عبيد الله في بيت فاطمة وانحاز بقية المهاجرين الى أبي بكر

الكامل في التاريخ ج2/ص190
وإن عليا والزبير ومن معهما تخلفوا عنا في بيت فاطمة وتخلف عنا الأنصار بأسرها واجتمع المهاجرون إلى أبي بكر فقلت له انطلق بنا إلى إخواننا من الأنصار فانطلقنا

تاريخ الطبري ج2/ص235
أن عليا والزبير ومن معهما تخلفوا عنا في بيت فاطمة وتخلفت عنا الأنصار بأسرها واجتمع المهاجرون إلى أبي بكر فقلت لأبي بكر انطلق بنا إلى إخواننا

تاريخ الإسلام ج3/ص6
وتخلف علي والزبير في بيت فاطمة بنت رسول الله صلى الله عليه وسلم وتخلف الأنصار في سقيفة بني ساعدة فقلت يا أبا بكر انطلق بنا

ای یگانه مظلوم ماسوی
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Tuesday 13 October 2015   #15
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 20,081
ج: ***پاسخ های بی جواب اقای حسین به احتجاج امیرالمومنین علیه السلام به غدبر ***

ج: احتجاج امام علي عليه السلام
با اين توضيحاتي که عرض کردم و از صحاح استفاده شد که همه در خانه حضرت فاطمه جمع شده بودند و رفتند به امر ابوبکر علي را آوردند ، اکنون خيلي گناه بزرگي بر علوان بن داود نميبينيم که نقل کرده است ابوبکر اظهار پشيماني ميکرد از اينکه بيت فاطمه را کشف کرده است و ميگفت اي کاش درب خانه فاطمه را نميگشودم ولو بر عليه من جنگ به راه بياندازند ، روايات را ببينيد:


المعجم الكبير ج1/ص62
ومما أسند أبو بكر الصديق رضي الله عنه عن رسول الله صلى الله عليه وسلم
43 حدثنا أبو الزنباع روح بن الفرج المصري ثنا سعيد بن عفير حدثني علوان بن داود البجلي عن حميد بن عبد الرحمن بن حميد بن عبد الرحمن بن عوف عن صالح بن كيسان عن حميد بن عبد الرحمن بن عوف عن أبيه قال دخلت على أبي بكر رضي الله عنه أعوده في مرضه الذي توفي فيه فسلمت عليه وسألته كيف أصبحت فاستوى جالسا فقلت أصبحت بحمد الله بارئا فقال أما اني على ما ترى وجع وجعلتم لي شغلا مع وجعي جعلت لكم عهدا من بعدي واخترت لكم خيركم في نفسي فكلكم ورم لذلك أنفه رجاء أن يكون الأمر له ورأيت الدنيا قد أقبلت ولما تقبل وهي جائية وستنجدون بيوتكم بسور الحرير ونضائد الديباج وتألمون ضجائع الصوف الأذري كأن أحدكم على حسك السعدان ووالله لأن يقدم أحدكم فيضرب عنقه في غير حد خير له من أن يسيح في غمرة الدنيا ثم قال أما اني لا آسي على شيء الا على ثلاث فعلتهن وددت أني لم أفعلهن وثلاث لم أفعلهن وددت أني فعلتهن وثلاث وددت أني سألت رسول الله صلى الله عليه وسلم عنهن فأما الثلاث اللاتي وددت أني لم أفعلهن فوددت أني لم أكن كشفت بيت فاطمة وتركته وأن أغلق علي الحرب ووددت أني يوم سقيفة بني ساعدة كنت قذفت الأمر في عنق أحد الرجلين أبي عبيدة أو عمر فكان أمير المؤمنين وكنت وزيرا ووددت اني حيث كنت وجهت خالد بن الوليد إلى أهل الردة أقمت بذي القصة فإن ظفر المسلمون ظفروا والا كنت ردءا أو مددا وأما اللاتي وددت أني فعلتها فوددت أني يوم أتيت بالأشعث أسيرا ضربت عنقه فإنه يخيل إلي أنه لا يكون شر الإطار إليه ووددت أني يوم أتيت بالفجاة السلمي لم أكن أحرقه وقتلته سريحا أو أطلقته نجيحا ووددت أني حيث وجهت خالد بن الوليد إلى الشام وجهت عمر إلى العراق فأكون قد بسطت يدي يميني وشمالي في سبيل الله عز وجل وأما الثلاث اللاتي وددت أني سألت رسول الله صلى الله عليه وسلم عنهن فوددت أني كنت سألته فيمن هذا الأمر فلا ينازعه أهله ووددت أني كنت سألته هل للأنصار في هذا الأمر سبب ووددت أني سألته عن العمه وبنت الأخ فإن في نفسي منهما حاجة


تاريخ الطبري ج2/ص353
حدثنا يونس بن عبدالأعلى قال حدثنا يحيى بن عبدالله بن بكير قال حدثنا الليث بن سعد قال حدثنا علوان عن صالح بن كيسان عن عمر بن عبدالرحمن بن عوف عن أبيه أنه دخل على أبي بكر الصديق رضي الله تعالى عنه في مرضه الذي توفي فيه ... فأما الثلاث اللاتي وددت أني تركتهن فوددت أني لم أكشف بيت فاطمة عن شيء وإن كانوا قد غلقوه على الحرب ....
قال لي يونس قال لنا يحيى ثم قدم علينا علوان بعد وفاة الليث فسألته عن هذا الحديث فحدثني به كما حدثني الليث بن سعد حرفا حرفا وأخبرني أنه هو حدث به الليث بن سعد وسألته عن اسم أبيه فأخبرني أنه علوان بن داود


مجمع الزوائد ج5/ص203
فأما الثلاث التي وددت انى لم افعلهن فوددت انى لم اكن كشفت بيت فاطمة وتركته وان اعلق على الحرب
...
رواه الطبراني وفيه علوان بن داود البجلي وهو ضعيف وهذا الاثر مما انكر عليه


اما عرض ميکنيم آيا صحيح است که به خاطر اين روايت، علوان را ضعيف بشمارند و حال آنکه 4 نفر از او اين روايت را شنيده اند:

سعيد بن عفير
ليث بن سعد
يحيى بن عبدالله بن بكير
وليد بن زبير

نفر اول يعني سعيد بن عفير که طبراني از او اين روايت را نقل کرد شيخ بخاري است و بيش از 40 بار بخاري در صحيحش از او حديث نقل کرده است ، آيا نبايد يک کمي هم اطراف را نگاه کنيم؟ آيا شيخ حديث بخاري، واسطه نقل ميشود براي علوان که شناسايي از او ندارد و نقطه عطف ميشود براي بقاء يک نقل طولاني از ابوبکر در بين مسلمين؟!

و لذا بخشي از همين روايت طبراني را با همين نقل از سعيد بن عفير، حاکم در مستدرک آورده که معلوم ميشود علوان را ضعيف نشمرده است:

المستدرك على الصحيحين ج4/ص381
7999 أخبرنا الحسين بن الحسن بن أيوب أنبأ علي بن عبد العزيز ثنا أبو عبيد حدثني سعيد بن عفير حدثني علوان بن داود عن صالح بن كيسان عن حميد بن عبد الرحمن بن عوف عن أبيه قال دخلت على أبي بكر الصديق رضي الله عنه في مرضه الذي مات فيه أعوده فسمعته يقول وددت أني سألت النبي صلى الله عليه وسلم عن ميراث العمة والخالة فإن في نفسي منها حاجة

نفر دوم و سوم که گذشت که طبري نقل کرد که هر کدام جداگانه از علوان شنيده اند ، نيز هر دو از رجال صحيحين هستند و مورد اعتماد ميباشند در نقل حديث ، و نه اينکه تنها خود دروغ نگويند بلکه از مشايخ حديث هستند که اهل تشخيص اند.

نفر چهارم هم که در (تاريخ مدينة دمشق ج30/ص420) علاوه بر چند نقل ديگر ، از او نقل ميکند ضعيف نيست و در باره او آورده اند:

الجرح والتعديل ج9/ص5
19 الوليد بن الزبير الحضرمي الحمصي أبو العباس روى عن بقية ومحمد بن خالد الوهبي واليمان بن عدى سمع منه أبى بحمص وروى عنه نا عبد الرحمن قال سئل أبى عنه فقال صدوق

پس گناه علوان تنها اين است که اين روايت را نقل کرده که فقط يک فقره آن مورد پسند اهل سنت نيست ، ولذا بعضي که آنرا نقل کردند از نقل خصوص اين فقره خودداري کردند ، ببينيد:

الأموال ج1/ص174
353 - قال حدثني سعيد بن عفير قال حدثني علوان بن داود مولى أبى زرعة بن عمرو بن جرير عن حميد بن عبد الرحمن بن حميد بن عبد الرحمن بن عوف عن صالح بن كيسان عن حميد بن عبد الرحمن بن عوف عن أبيه عبد الرحمن قال دخلت على أبي بكر أعوده في مرضه الذي توفي فيه فسلمت عليه وقلت ما أرى بك بأسا والحمد لله ولا تأس على الدنيا فوالله إن علمناك إلا كنت صالحا مصلحا فقال أما إني لا آسى على شيء إلا على ثلاث فعلتهم وددت أني لم أفعلهم وثلاث لم أفعلهم وددت أني فعلتهم وثلاث وددت أني سألت رسول الله عنهم فأما التي فعلتها أو وددت أني لم أفعلها فوددت أني لم أكن فعلت كذا وكذا لخلة ذكرها قال أبو عبيد لا أريد ذكرها ووددت أني يوم سقيفة بني ساعدة كنت قذفت الأمر في عنق أحد الرجلين عمر أو أبي عبيدة فكان أميرا وكنت وزيرا ووددت أني حيث كنت وجهت خالدا إلى أهل الردة أقمت بذي القصة فإن ظفر المسلمون ظفروا وإلا كنت بصدد لقاء أو مدد وأما الثلاث التي تركتها ووددت أني فعلتها فوددت أني يوم أتيت بالأشعث بن قيس أسيرا كنت ضربت عنقه فإنه يخيل إلي أنه لا يرى شرا إلا أعان عليه ووددت أنني يوم أتيت بالفجاءة لم أكن أحرقته وكنت قتلته سريحا أو أطلقته نجيحا ووددت أني حيث وجهت خالدا إلى أهل الشام كنت وجهت عمر إلى العراق فأكون قد بسطت يدي يميني وشمالي في سبيل الله وأما الثلاث التي وددت أني كنت سألت عنها رسول الله فوددت أني سألته فيمن هذا الأمر فلا ينازعه أهله ووددت أني كنت سألته هل للأنصار من هذا الأمر من نصيب ووددت أني كنت سألته عن ميراث العمة وابنة الأخ فإن في نفسي منها حاجة
354 - قال حدثنا عبد الله بن صالح عن الليث بن سعد عن علوان بن صالح عن صالح بن كيسان عن حميد بن عبد الرحمن بن عوف عن عبد الرحمن بن عوف عن أبي بكر مثله

در حالي که به راحتي نميتوان گفت ابن حبان که علوان را در ثقات آورده اشتباه کرده است ، علوان در مصر بوده و شايد علت اينکه کم روايت از او آمده همين باشد:

العلل الواردة في الأحاديث النبوية ج1/ص181
9 وسئل عن حديث عبد الرحمن بن عوف عن أبي بكر الصديق ثلاث وددت أني سألت رسول الله صلى الله عليه وسلم عنها وددت أني سألته فيمن هذا الأمر فلا ينازعه أهله وددت أني كنت سألته هل للأنصار في هذا الأمر شيء وددت أني كنت سألته عن ميراث العمة وابنة الأخت فقال هو حديث يرويه شيخ لأهل مصر يقال له علوان بن داود واختلف عليه فيه فرواه عنه سعيد بن عفير عن حميد بن عبد الرحمن بن حميد بن عبد الرحمن بن عوف عن صالح بن كيسان عن حميد بن عبد الرحمن بن عوف عن أبيه عن أبي بكر الصديق ، وخالفه الليث بن سعد فرواه عن علوان عن صالح بن كيسان بهذا الإسناد إلا أنه لم يذكر بين علوان وبين صالح حميد بن عبد الرحمن فيشبه أن يكون سعيد بن عفير ضبطه عن علوان لأنه زاد فيه رجلا وكان سعيد بن عفير من الحفاظ الثقات.


و جالب است که ابن بکير هم مثل ابن حبان ميگويد عمرو بن عثمان الحمصي از علوان نقل ميکند (با اين تفاوت که ابن حبان عمر ضبط کرده و در نقل ابن بکير عمرو آمده) :

الأسماء المفردة ج1/ص191
7 وعلوان بن أبي مالك يحدث عن الشعبي روى عنه الثوري قال ابن بكير 172 علوان بن داود عن الأعمش روى عنه عمرو بن عثمان الحمصي

الثقات ج8/ص526
14829 علوان بن داود البجلي من أهل الكوفة يروى عن مالك بن مغول روى عنه عمر بن عثمان الحمصي


و حاصل آنكه اگر تنها سراغ روايات صحيح نزد اهل سنت برويم شک نميکنيم که دو بيعت صورت گرفته ، اما اينکه واقع مطلب در اين دو بيعت چگونه بوده؟ بخصوص در بيعت اول چه گذشته؟ با مشکل جدي مواجه ميشويم کما اينکه از بزرگان اهل سنت نقل کردم که اعتراف کرده اند بين صحاح تنافي وجود دارد ، و از طرفي ميدانيم هر راوي که اندک چيزي نقل کرده باشد که بگويد بالاي چشم يار ابرو ، اين ديگر معلوم است که رافضي کذاب است ، ولي من عرض ميکنم که همين صحاح اهل سنت براي کسي که بخواهد تحقيق آزاد و منصفانه بکند کافي است ، يعني قدم به قدم از همين صحاح ، نکاتي بر او معلوم ميشود که يقين پيدا ميکند واقع مطلب چه بوده است؟ و لذا وقتي شاهد روشني از ديگر روايات ديد ترديد نميکند و به صرف اينکه بگويند اين راوي دروغگو است بسنده نميکند.


پس در صحيح بخاري آمده تا شش ماه بيعت نکرد يعني تا فاطمه بود ، در اين حديث شما آمده که فورا بيعت کرد ، البته نمي دانم کسي که مشغول جمع قرآن است و به همين جهت سراغ بيعت نيامده است چرا بايد قبس در خانه او آورد؟!

بعض علماي اهل تسنن بين اين دو طائفه از علما صلح داده اند که علي دو بار بيعت کرد!

شيعه هم مي گويند بلي دو بار بيعت بود يکي با ريسمان که معاويه بعدا در نامه اش به رخ علي کشيد که تو همان بودي که مانند فحل مخشوش تو را براي بيعت مي بردند ، و ديگري بعد از حضرت فاطمه بود که از سابق ابوبکر گفته بود تا فاطمه هست کاري با او ندارم در جواب حرفهايي که زده شد و علي گفت اگر بيعت نکنم چه مي کنيد بعضي گفتند قسم به خدا گردن تو را خواهيم زد ، و ابوبکر براي بعد از فاطمه گذاشت ، و چه زيبا در نظر خود جريانات سياسي را رقم مي زدند ، در صحيح بخاري است که وقتي فاطمه وفات کرد مردم با علي بد شدند و علي در ميان مردم چهره بدي داشت تا اينکه به امر نيکو روي آورد و با ابوبکر بيعت کرد.

و الله الهادی
السلام علیک یا اول مظلوم
http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=120869
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
پاسخ

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 08:22AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts