بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ايراني / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > دين و دنيا

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Monday 11 August 2008   #1
erfanal
عدم ولایت=نقصان
 
نشان erfanal
 
تاريخ ثبت نام: Feb 2008
مكان: در حکومت الله
پاسخ‌ها: 494
پاره ای از معجزات حضرت علی (ع)

..بسم الله الرحمن الرحیم ...
..ـبر اهـل دانـش و بـينش مخفى نيست كه فضائل اميرالمؤ منين على عليه السّلام را هيچ بيان و زبان برنسنجد و در هيچ باب و كتاب نگنجد بلكه ملائكه سموات ادراك درجات او نتوانند كـرد، و فـى الحـقيقة فضائل آن حضرت را اِحْصاء نمودن ، آب دريا را به غرفه پيمودن اسـت . و در احـاديـث وارد شـده كـه مـائيـم كـلمـات پـروردگـار كـه فضائل ما را احصا نمى توان كرد..
.....كتاب فضل ترا آب بحر كافى نيست ................كه تر كنم سر انگشت و صفحه بشمارم
..البته مقام و منزلت این امام همام بر کسی پوشیده نیست ولیکن باز یاداوری عظمت و بزرگی ان جناب نه تنها خالی از لطف نیست بلکه عین صواب است.....

ِبسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
امام صادق (ع ) مى فرمايد: هنگامى كه على (ع ) از جنگ صفين برمى گشت ، در ساحل فرات ايستاد و فرمود: اى وادى ! من كيستم ؟ رود مضطرب شد و امواج به هم خوردند و مردم نگاه مى كردند. صدايى از فرات شنيدند كه گفت : ((اشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله و ان عليا اميرالمؤ منين حجة الله على خلقه )).
امام صادق (ع ) مى فرمايد: وقتى كه على (ع ) از صفين برمى گشت بر ساحل فرات ايستاد و با چوب دستى خود بر آب زد و فرمود: جارى شو. پس *دوازده چشمه جارى شد و مردم نگاه مى كردند. سپس با زبانى سخن گفت كه مردم نفهميدند. آن گاه مارها سرشان را از رودخانه بيرون آوردند و ((لااله الاالله )) و تكبير گفتند و بعد از آن گفتند: ((السلام عليك يا حجة الله فى ارضه ، و يا عين الله فى عباده )) قوم تو در صفين تو را خوار كردند چنانچه قوم هارون بن عمران را.
حضرت به مردم فرمود: ((آيا شنيديد؟))
گفتند: بلى .
پس فرمود: ((اين معجزه من براى شماست و شما را بر آن شاهد مى گيرم )).- بحار: 41/251. حديث 7.



ِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
رود فرات طغيان كرد به اندازه اى كه نزديك بود خانه هاى كوفه بر اثر طغيان آب ، منهدم شود، مردم از اين بلا به حضرت على (ع ) پناهده شدند، على (ع ) بر استر رسول خدا(ص ) سوار شده و مردم در ركاب او مى آمدند، چون به كنار رود فرات رسيد از مركب پايين آمد، وضو گرفت در گوشه اى كه مردم او را مى ديدند مشغول نماز شد و دعاهايى كه بيشتر مردم مى شنيدند قرائت فرمود، سپس به طرف فرات رفت چوبى كه در دست داشت بر آب زده فرمود: به خواست خدا كم شو، آب آن قدر فرو رفت كه ماهيان كف دريا ديده شدند، بسيارى از آنها به حضرت على (ع ) به عنوان اميرالمؤ منين سلام كردند و عده اى از آنها از قبيل جرى ، مارماهى ، زمار سخنى نگفتند، مردم متعجب شدند كه چرا بعضى سخن گفتند و برخى ساكت ماندند، فرمود: خداى متعال ماهيان حلال گوشت را به سلام بر من امر كرد و ماهيان حرام گوشت را از گفتگوى با من ممانعت فرمود و اين خبر مشهورى است و در شهرت به پايه گفتگوى گرگ با پيغمبر و تسبيح سنگ ريزه در كف دست آن حضرت و ناله درخت به آن جناب و سير كردن عده بسيارى را با غذاى اندك مى باشد و كسى كه بخواهد به چنين معجزه اى اعتراض كرده و طعنه بزند مساوى با آن است كه معجزات پيغمبر را قبول ننموده و اعتراض *نمايد.
الارشاد، ص 337 - 336.

ِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
از سلمان فارسى روايت شده ، كه : زنى از انصار به نام ام فروة ، سخن درشتى به ابوبكر در مذمت او و مدح على (ع ) گفت : ابوبكر گفت : او را بكشيد كه مرتد شده او را كشتند، على (ع ) در مزرعه خود بود، وقتى خبر قتل ام فروه را شنيد بر سر قبر او ايستاد و دست هاى خود را به آسمان دراز كرد و گفت : اى زنده كننده نفوس بعد از مرگ ، و اى درست كننده استخوان هاى پوسيده ! ام فروه را براى ما زنده كن ، و او را سبب عبرت گنهكاران قرار بده ، پس *ام فروه در حالى كه حله اى از ديباى سبز به خود پيچيده بود بيرون آمد، خبر به ابوبكر و عمر رسيده تعجب كردند، و اميرالمؤ منين (ع ) او را به شوهرش *برگرداند، و دو پسر آورد، و شش ماه بعد از على (ع ) زنده بود.
اثبات الهداة ، ج 4، 549 و 550

ِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
امام صادق (ع ) فرمود: فلانى و فلانى و عبدالرحمان بن عوف آمدند تا پيامبر (ص ) را اذيت كنند.
اولى گفت : خدا ابراهيم (ع ) را خليل و دوست خود قرار داد با تو چه كار كرد؟!
دومى گفت : خدا موسى را كليم خود قرار داد با تو چه كار كرد؟!
عبدالرحمان بن عوف گفت : عيسى بن مريم ، مرده را به اذن خدا زنده مى كرد تو چه كار مى توانى انجام بدهى ؟!
حضرت به اولى گفت : ((خدا ابراهيم را خليل خود قرار داد و مرا حبيب خود)).
به دومى گفت : ((خدا با موسى از پشت پرده سخن مى گفت و من عرش *خدا را ديدم و با او سخن گفتم )).
به سومى گفت : ((عيسى بن مريم مرده را به اذن خدا زنده مى كرد و اگر بخواهيد من مردگان شما را زنده مى كنم )).
گفتند: ((آرى ، مى خواهيم )). و به اين خاطر هم در آنجا جمع شده بودند.
پيامبر (ص ) على (ع ) را طلب كرد، و به او فرمود: ((اينها را به قبرستان ببر)) سپس به آنها گفت : ((دنبال على (ع ) برويد)). وقتى به وسط قبرستان رسيدند، حضرت سخنانى گفت كه زمين لرزيد و دگرگون شد. قلبهاى آنها را وحشت گرفت و ترسيدند و نتوانستند آن را تحمل كنند.
گفتند: يا على ! خدا از تقصيرات تو بگذرد از تقصير ما بگذر.
حضرت فرمود: پس به سوى خدا برگشتيد.
پيامبر اكرم (ص ) كسى را فرستاد و على (ع ) را برگرداند.بحار: 41/194، حديث 5.
..ادامه دارد..
....یا علی...
__________________

..حجیت عقل..
1ـ حجيت ظواهر شرعيه، مبتنى بر برهانى عقلانى است. ..
2 ـ ظواهر دينى متوقف بر ظهور لفظ است و از آنجا كه ظواهر لفظى دليل ظنى‏اند، نمى‏توانند با براهين عقلى كه قطعى‏اند به مبارزه برخيزند.
3 -از طرفى تمسك به برهانهاى عقلى در اصول دين و آن‏گاه معزول دانستن عقل در حوزه معارفى كه اخبار آحاد وارد شده، مستلزم تناقض آشكار است؛ زيرا ظواهر شرعيه كه به كمك همين براهين عقلى اعتبار پيدا كرده‏اند، چگونه مى‏توانند مقدمه‏اى را كه به بركت آن سنديت پيدا كرده‏اند، ابطال كنند.
erfanal حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 5 كاربر از erfanal بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Monday 1 September 2008   #2
ghadem
پایه ثابت
 
نشان ghadem
 
تاريخ ثبت نام: Feb 2008
مكان: (تهران)sin city
سن: 21
پاسخ‌ها: 3,275
ج: پاره ای از معجزات حضرت علی (ع)

سلام پرندگان
دسته*اي مرغابي بالاي سر حضرت علي در هوا پرواز مي*كردند و صدا مي*كردند. حضرت فرمود: به ما سلام مي*كننند منافقان به هم چشمك زندند، حضرت فرمود: قنبر! برو به اين پرندگان بگو نزد اميرالمؤمنين بيائيد.
پس پرندگان در صحن مسجد پايين آمدند و حضرت به لغتي كه ديگران نمي*فهميدند به آنها سخني فرمود، پرندگان گردن به سوي او دراز كرده صدا كردند، حضرت فرمود : به ما سلام كردند.
طي*الارض
ابن*هبيره از دوري فرزندان و اشتياق خودش به ديدار آنها با علي سخن مي*گفت: علي به او دستور داد كه چشمانش را ببندد، چشمش را روي هم گذاشت باز كرد ديد در مدينه در خانة خود است، بر بام خانه رفت و كمي نشست. حضرت فرمود: بيا بردگريم و چشمش را به هم گذاشت و باز ديد در كوفه است.
ghadem الأن بر روي خط است   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 3 كاربر از ghadem بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Monday 1 September 2008   #3
amirrh / حلاج.
كاربر فوق بدليل ناديده گرفتن قوانين باشگاه با محدوديت نوشتاري مواجه است.
 
تاريخ ثبت نام: Apr 2008
پاسخ‌ها: 483
ج: پاره ای از معجزات حضرت علی (ع)

محمد هم بنا به نص قرآن ادعای معجزه نداشت بعد چطور ممکنست علی صاحب معجزه باشد!؟
amirrh / حلاج. حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Monday 1 September 2008   #4
alavee
يا اميرالمؤمنين حيدر(ع)
 
نشان alavee
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2008
مكان: ايران اسلامي
پاسخ‌ها: 741
ج: پاره ای از معجزات حضرت علی (ع)

نقل قول:
در اصل توسط حلاج. نوشته شده است نمايش نوشته
محمد هم بنا به نص قرآن ادعای معجزه نداشت بعد چطور ممکنست علی صاحب معجزه باشد!؟
چيزي كه ما از آن به عنوان معجزه نام مي بريم در حقيقت كراماتي است كه حضرت علي به دليل داشتن علم الكتاب و شخصيت والاي آن حضرت، قادر به انجام آن است. هيچگاه حضرت علي ادعاي نبوت نكردند كه شما كارهاي خارق العاده او را با معجزات انبيا (عليهم السلام) مقايسه مي كنيد.
alavee حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 4 كاربر از alavee بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Monday 1 September 2008   #5
erfanal
عدم ولایت=نقصان
 
نشان erfanal
 
تاريخ ثبت نام: Feb 2008
مكان: در حکومت الله
پاسخ‌ها: 494
ج: پاره ای از معجزات حضرت علی (ع)

نقل قول:
در اصل توسط حلاج. نوشته شده است نمايش نوشته
محمد هم بنا به نص قرآن ادعای معجزه نداشت بعد چطور ممکنست علی صاحب معجزه باشد!؟
..همانطور که جناب علوی گفتند عنايات و معجزاتى كه در حرم مطهر ائمه اطهار عليه السلام به وقوع مى پيوندد، كرامات ناميده مى شود ولی تفاوت ميان معجزه و كرامت اين است كه در معجزه تحدى يعنى دعوت به مبارزه و معارضه و هدايت خلق مطرح است ، ولى در دعاهاى اولياى الهى و كرامت هاى صادره از آن ها صحبت تحدى در كار نيست .
..اصلا وظیفه پیامبر این است که خود را به مردم بشناساند و انها را هدایت طریق نماید که این هدایت طریق با اوردن معجزاتی نیز باید همراه باشد ولی وظیفه امام شناساندن خود مانند پیامبران به مردم نمی باشد و هدایت انها نیز مانند پیامبر هدایت طریق نیست بلکه هدایت به معنی ایصال الی المطلوب می باشد..
اتفاقا كرامات امام على (ع ) بسيار است ، اما جاى تعجب است كه امثالهم با وجود ديدن اين همه كرامات ، باز هم به عنادورزى خويش با آن حضرت ادامه می دهید..
به هر حال اگر کمی از حصار خیال بیرون ایید و اقوال گذشتگان را مرور نمایید و اوراق تاریخ را ورق بزنید خواهید دید که پیامبر معجزات فراوانی غیر از قران به یهودیان و معاندان اسلام نشان دادند که به دلیل خبث باطن همه را سحر و جادو و غیرهم خواندند خیال نکن که با این طرز تفکرکتان خارج از این مقوله می باشید. ...
..بگذریم..

اصحاب على (ع ) گفتند: يا اءميرالمؤ منين ! اى كاش از آنچه كه از پيغمبر به شما رسيده ، براى اطمينان خاطر به ما چيزى نشان مى دادى ؟
فرمود: اگر يكى از عجايب مرا ببينيد كافر مى شويد، و مى گوييد ساحر و دروغگو و كاهن است ، و تازه اين بهترين سخن شما درباره من است .
گفتند: همه ما مى دانيم كه تو وارث پيغمبرى ، و علم او به تو رسيده .
فرمود: علم عالم سخت و محكم است ، و جز مؤ منى كه خدا قلبش را براى ايمان آزموده باشد، و به روحى از خود تاءييدش كرده باشد، تاب تحمل آن را ندارد.
سپس فرمود: شما تا بعضى از عجايب مرا و آنچه از علمى كه خدا به من داده ، نشان ندهم راضى نمى شويد، وقتى نماز عشا را خواندم همراه من بياييد.
وقتى نماز عشا را خواند، راه پشت كوفه را در پيش گرفت ، و هفتاد نفر كه در نظر خودشان بهترين شيعيان بودند دنبال ايشان رفتند، فرمود: من چيزى به شما نشان نمى دهم تا عهد و پيمان خدا را از شما بگيرم كه به من كافر نشويد، و امر سنگين و نادرستى به من نسبت ندهيد، چون كه به خدا قسم به شما چيزى نشان نمى دهم جز آنچه پيغمبر(ص ) به من ياد داده و عهد و پيمانى محكم تر از آنچه خدا از پيغمبرانش گرفته ، از آنها گرفت ، و فرمود: رو از من بگردانيد، تا دعايى كه مى خواهم ، بخوانم ، و شنيدند دعاهايى كه مانندش را نشنيده بودند خواند و فرمود: رو بگردانيد، و چون روگرداندند، ديدند از يك طرف باغ ها و نهرهايى است و از طرفى آتش فروزانى زبانه مى كشد، به طورى كه در معاينه بهشت و دوزخ هيچ شك نكردند، و آن كه از همه خوش گفتارتر بود گفت : اين سحر بزرگى است ، و به جز دو نفر همه كافر برگشتند، و چون با آن دو نفر برگشت فرمود: گفتار اينها را شنيدند؟
تا آن جا كه فرمود: و چون به مسجد كوفه رسيدند دعاهايى خواند كه سنگريزه هاى مسجد در و ياقوت شد، و به آن دو نفر فرمود: چه مى بينيد؟
گفتند: در و ياقوت است ، فرمود: اگر درباره امرى بزرگتر از اين هم خدا را قسم بدهم ، خواسته ام را انجام مى دهد، و يكى از آن دو هم كافر شد، ولى ديگرى ثابت ماند، و حضرت به او فرمود: اگر از اين در و ياقوت ها بردارى پشيمان شوى و اگر هم برندارى پشيمان مى شوى ، و حرص او را رها نكرد تا درى برداشت و در آستين گذاشت ، و چون صبح شد ديد در سفيدى است كه كسى مثلش را نديده ، گفت : يا اميرالمؤ منين من يكى از آن درها را برداشتم .
فرمود: براى چه ؟
گفت : مى خواستم بدانم حق است يا باطل ؟
فرمود: اگر آن را به جاى خود برگردانى خدا عوض آن بهشت را به تو مى دهد، اگر برنگردانى خدا جهنم را در عوض به تو مى دهد، و آن مرد برخاست و دُر را به جايى كه برداشته بود برگرداند، و حضرت آن را به سنگريزه مبدل كرد، مانند سابق ، و بعضى گفتند: آن مرد ميثم تمار بود، و بعضى گفتند: عمرو بن حمق خزاعى .اثبات الهداة ، ج 4، ص 558 - 556
__________________

..حجیت عقل..
1ـ حجيت ظواهر شرعيه، مبتنى بر برهانى عقلانى است. ..
2 ـ ظواهر دينى متوقف بر ظهور لفظ است و از آنجا كه ظواهر لفظى دليل ظنى‏اند، نمى‏توانند با براهين عقلى كه قطعى‏اند به مبارزه برخيزند.
3 -از طرفى تمسك به برهانهاى عقلى در اصول دين و آن‏گاه معزول دانستن عقل در حوزه معارفى كه اخبار آحاد وارد شده، مستلزم تناقض آشكار است؛ زيرا ظواهر شرعيه كه به كمك همين براهين عقلى اعتبار پيدا كرده‏اند، چگونه مى‏توانند مقدمه‏اى را كه به بركت آن سنديت پيدا كرده‏اند، ابطال كنند.
erfanal حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از erfanal بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Monday 1 September 2008   #6
ghadem
پایه ثابت
 
نشان ghadem
 
تاريخ ثبت نام: Feb 2008
مكان: (تهران)sin city
سن: 21
پاسخ‌ها: 3,275
ج: پاره ای از معجزات حضرت علی (ع)

چه کسی گفته که پیامبر معجزه نداشته است.خود قرآن کریم و شق القمر از معجزات پیامبرهستند که در خود قرآن هم به آنها اذعان شده است.
این هم نمونه ی دیگری از بیسوادی و عدم مطالعه ی قرآن از افراد این گروهک است!!!!کسی که قرآن را نخوانده است چگونه می تواند خود را مسلمان بداند!!!!
ghadem الأن بر روي خط است   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از ghadem بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Wednesday 3 September 2008   #7
erfanal
عدم ولایت=نقصان
 
نشان erfanal
 
تاريخ ثبت نام: Feb 2008
مكان: در حکومت الله
پاسخ‌ها: 494
ج: پاره ای از معجزات حضرت علی (ع)

ِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
امام باقر (ع ) مى فرمايد: پيش امير المؤ منين (ع ) سوره ((اذا زلزلت الاءرض *زلزالها)) تلاوت شد تا رسيد به ((و قال الاءنسان مالها يومئذ تحدث اخبارها)).
حضرت فرمود: من ((الانسان )) هستم و به من اخبار گفته مى شود.
ابن الكوا گفت : يا اميرالمؤ منين ((و على الاءعراف رجسال يعرفون كلا بسيماهم ) چه كسانى هستند؟
حضرت فرمود: ((ما اعراف هستيم و ياران خود را از سيماى آنها مى شناسيم و ما اعرافى ها بين بهشت و جهنم مى ايستيم . كسى وارد بهشت نمى شود مگر اين كه ما او را بشناسيم و او ما را بشناسد. و كسى وارد آتش *نمى شود مگر اين كه ما او را نشناسيم و او ما را نشناسد)).
ابن الكوا اظهار تشيع مى كرد و على (ع ) او را با جمله ((واى بر تو)) مخاطب قرار مى داد، وقتى كه جنگ نهروان پيش آمد، ابن الكواء طرف مقابل قرار گرفت و با آن حضرت جنگيد! مردى پيش آن حضرت آمد و گفت : من تو را دوست دارم .
حضرت فرمود: ((دروغ مى گويى )).
آن مرد گفت : سبحان الله ! مثل اين كه قلبم را مى داند.
يك نفر ديگر آمد و گفت : من شما اهل بيت پيامبر را دوست دارم .
حضرت فرمود: ((دروغ مى گويى ، ما را نه مخنثى دوست مى دارد و نه ديوثى و نه ولد الزنايى و نه كسى كه در حيض نطفه اش بسته شده است )).
آن مرد رفت و وقتى كه غالبا جنگ برپا شد در لشكر معاويه قرار گرفت .بحار: 42/17، حديث 2.
__________________

..حجیت عقل..
1ـ حجيت ظواهر شرعيه، مبتنى بر برهانى عقلانى است. ..
2 ـ ظواهر دينى متوقف بر ظهور لفظ است و از آنجا كه ظواهر لفظى دليل ظنى‏اند، نمى‏توانند با براهين عقلى كه قطعى‏اند به مبارزه برخيزند.
3 -از طرفى تمسك به برهانهاى عقلى در اصول دين و آن‏گاه معزول دانستن عقل در حوزه معارفى كه اخبار آحاد وارد شده، مستلزم تناقض آشكار است؛ زيرا ظواهر شرعيه كه به كمك همين براهين عقلى اعتبار پيدا كرده‏اند، چگونه مى‏توانند مقدمه‏اى را كه به بركت آن سنديت پيدا كرده‏اند، ابطال كنند.
erfanal حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از erfanal بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 4 September 2008   #8
Arshanoosh
در انتظار صلح
 
نشان Arshanoosh
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2008
مكان: زمين
پاسخ‌ها: 2,571
ج: پاره ای از معجزات حضرت علی (ع)

من شنيدم فقط پيامبران معجزه دارند
حضرت علي چطور معجزه كردند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تمامي مطالب كه فرموديد معجزه پيامبران محسوب مي شوند
باز شدن دريا
زنده شدن مردگان
صحبت با حيوانات
__________________
زنده باد ايران

Persian Gulf For Ever
Arshanoosh حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 4 September 2008   #9
erfanal
عدم ولایت=نقصان
 
نشان erfanal
 
تاريخ ثبت نام: Feb 2008
مكان: در حکومت الله
پاسخ‌ها: 494
ج: پاره ای از معجزات حضرت علی (ع)

..بسم الله الرحمن الرحیم...
..جناب Arshanoosh نکته اولی که باید گفت این است که امامت از نبوت بالاتر است ، زيرا حضرت ابراهيم عليه السلام ، عبد، نبى ، رسول اولوالعزم و خليل بود، ولى بعد از اين همه مقامات ، خداوند متعال به او فرمود: انى جاعلك للناس اماما (بقره : 124)
من تو را امام و پيشواى مردم قرار دادم...
اصل ایه:
واذ ابتلى ابراهيم ربه بكلمات فاتمهن قال انى جاعلك للناس اماما قال و من ذريتى قال لا ينال عهدى الظالمين
و چون پروردگار ابراهيم ، وى را با صحنه هائى بيازمود و او بحد كامل آن امتحانات را انجام بداد، بوى گفت : من تو را امام خواهم كرد ابراهيم گفت : از ذريه ام نيز كسانى را بامامت برسان فرمود عهد من بستمگران نمى رسد..
با این حساب امامت دارای رتبه و مقامی والاتر از پیغمبری است و به کسانی که کوچکترین ظلمی چه به نفس کرده باشند نمی رسد این یعنی همان عصمت و از طرفی کاملا مشهود است که پیغمبری حضرت ابراهیم غیر از امامتش بوده یعنی امامت در زمان پیری و بعد از امتحانات پیغمبری به او داده شد.. ..
...از طرفی دیگر همانطور که گفته شد معجزه تحدى يعنى دعوت به مبارزه و معارضه است برای هدایت (هدایت الطریق) در ایجاد امری که خارج از مسببات معمولی است بنابراین کسانی می توانند دست به این اعمال بزنند که به عالم امر یا همان ملکوت یا عالم معنی یا عالم تکوین اشیا سیطره داشته باشند ..
در ثانی تنها فرقى كه ميان روش عادی با معجزه خارق عادت هست ، اين است كه اسباب مادى براى پديد آوردن آنگونه حوادث در جلو چشم ما اثر مى گذارند، و ما روابط مخصوصى كه آن اسباب با آن حوادث دارند، و نيز شرايط زمانى و مكانى مخصوصش را مى بينيم ، و از معجزات را نمى بينيم ، و ديگر اينكه در حوادث طبيعى اسباب اثر خود را بتدريج مى بخشند، و در معجزه آنى و فورى اثر مى گذارند.
..خداوند می فرماید:
انما امره اذا اراد شيا ان يقول له كن فيكون ... فسبحان الّذى بيده ملكوت كل شى ء و اليه ترجعون
كار او وقتى چيزى را اراده كند فقط همين است كه بدو بگويد: باش پس وجود يابد...
منزه است آنكه (ملکوت)همه چيز به دست اوست و به سوى او بازگشت مى يابيد

قبلا هم گفته شد هر جا این امر به خود خداوند اتصاف داده شود منظور همان ایجاد انی است که به عالم امر و ملکوت مربوط است نه عالم ماده که تدریجی است بنابراین همانطور که ملاحظه می شود در این ایه امر خداوند به ملکوت یا قلب موجودات استناد داده شده است ...


..خوب حال که روشن شد معجزه یا خرق عادت همان احاطه به ملکوت و عالم امر است(که انی اتفاق می افتد نه به تدریج البته به اذن الله پس هر شخصی به ان سیطره داشته باشد می تواند همان عمل را انجام دهد حال باید دید امام دارای این قدرت است یا خیر چندین ایه دال بر این موضوع می باشد یکی از این ایات عبارت است از:
وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ
و آنان را پيشوايانى قرار داديم که به فرمان ما، (مردم را) هدايت مى‏کردند؛ و انجام کارهاى نيک و برپاداشتن نماز و اداى زکات را به آنها وحى کرديم؛ و تنها ما را عبادت مى‏کردند
.

همچنین:
و جعلنا منهم ائمه يهدون باءمرنا لما صبروا (سجده : 24)
و چون شكيبايى كردند برخى از آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما (مردم را) هدايت مى كردند.
منظور از كلمه (امر) در جمله (يهدون باءمرنا) همان (كن ) وجودى هر چيز است كه در اواخر (سوره يس که در بالا اورده شد) آن را بيان نموده و مى فرمايد: انما امره اذا اراد شيئا، ان يقول له : كن فيكون ..
چون خداوند اراده كند كه چيزى (را پديد آورد)، تنها به آن مى گويد كه موجود شو. و آن چيز بى درنگ ، به وجود مى آيد.
و مقصود از هدايت در جمله (يهدون بامرنا)(که همان اتصاف امر به خود خداوند است) بيان فرمان الهى و (ارائه طريق ) نيست ؛ زيرا همانطور که گفته شد آنان نبى بودند که ارائه طريق مى كردند، بلكه اینجا منظر (ايصال الى المطلوب ) است ،یعنی یک هدایت بخصوص غیر از هدایت پیغمبر؛ یبه عبارتی قلب و ملکوت موجودات در دست امام است و سیطره به ملکوت موجودات دارد و همانطور که گفته شد هر کس دارای همچین خصوصیتی باشد قدرت عمل غیر معمول را نیز دارد نتیجتا امام نیز که سیطره به عالم امر و ملکوت دارد که مقامی بالاتر از پیامبر(عام) است دارای چنین خصیصه ای است طبق نص صریح ایات...
..از طرفی روایات بسیاری نیز در مورد (علم امام) رسیده علیهذا بر اين پايه ، علم غيب امام عليه السّلام بالوراثه از پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم ، و علم غيب پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و اله و سلم به وحى و تعليم خداوند متعال ، و علم خداوند ذاتى است .

..رواياتى كه در يگانه بودن روح آنحضرت با حضرت رسول الله صلى الله عليه و آله وارد شده بسیار است روایتی است از اهل تسنن ..

قندوزى حنفى گويد:

و في المناقب عن على بن الحسن عن على الرضا عن ابيه عن آبائه عن اميرالمؤمنين على عليهم التحية و السلام

قال: ان رسول الله صلى الله عليه و آله خطبنا فقال: ايها الناس انه قد اقبل اليكم شهر الله بالبركة و الرحمة و المغفرة، و ذكر فضل شهر رمضان ثم بكى فقلت: يا رسول الله ما يبكيك؟

فقال: يا على!ابكى لما يستحل فيك فى هذا الشهر، كانى بك و انت تريدان تصلى، و قد انبعث اشقى الاولين و الاخرين، شقيق عاقر ناقة صالح، يضربك ضربة على راسك، فيخضب بها لحيتك.

فقلت‏يا رسول الله و ذلك فى سلامة من دينى؟

قال: فى سلامة من دينك

قلت: هذا من مواطن البشرى و الشكر

ثم قال: يا على من قتلك فقد قتلنى، و من ابغضك فقد ابغضنى، و من سبك فقد سبنى، لانك منى كنفسى، روحك من روحى، و طينتك من طينتى، و ان الله تبارك و تعالى، خلقنى و خلقك من نوره، و اصطفانى، و اصطفاك، فاختارنى للنبوة، و اختارك للامامة

فمن انكرامامتك فقد انكر نبوتى يا على انت وصيى، و وارثى، و ابو ولدى، و زوج ابنتى، امرك امرى، و نهيك نهيى اقسم بالله الذى بعثنى‏بالنبوة، و جعلنى خير البرية، انك لحجة الله على خلقه، و امينه على سره و خليفته على عباده

در اين روايت فقراتى وارد است، كه صراحت‏بر اتحاد روح مقدس آن حضرت با روح رسول الله دارد، و از همه بيشتر شايان دقت، آنكه فرموده است: كسى كه امامت تو را انكار كند نبوت مرا انكار نموده است...بنابراین از این قبیل روایات و قران (ایه مباهله) ثابت می شود که علی ع نفس ان حضرت بوده است و علم هر چیزی را تا روز قیامت به ان حضرت تعلیم داد ؛از قبل هم روشن شد که عالم امر و ملکوت موجودات نیز برای امام روشن است پس نتیجتا امام کاملا دخل و تصرف در عالم ماده دارد...

..سخن پایانی اینکه همانطور که گفته شد صدور این اعمال از انان برای تحدی و غیرهم نبوده؛ اصلا وظیفه انها چیز دیگری بوده است بر خلاف نبوت ...در مورد مقام شامخ ان حضرت نیز دوستان به اندازه کافی مطالب گذاشته اند می توانید رجوع کنید تا حقیقت مطلب بهتر وضوح پیدا کند..



__________________

..حجیت عقل..
1ـ حجيت ظواهر شرعيه، مبتنى بر برهانى عقلانى است. ..
2 ـ ظواهر دينى متوقف بر ظهور لفظ است و از آنجا كه ظواهر لفظى دليل ظنى‏اند، نمى‏توانند با براهين عقلى كه قطعى‏اند به مبارزه برخيزند.
3 -از طرفى تمسك به برهانهاى عقلى در اصول دين و آن‏گاه معزول دانستن عقل در حوزه معارفى كه اخبار آحاد وارد شده، مستلزم تناقض آشكار است؛ زيرا ظواهر شرعيه كه به كمك همين براهين عقلى اعتبار پيدا كرده‏اند، چگونه مى‏توانند مقدمه‏اى را كه به بركت آن سنديت پيدا كرده‏اند، ابطال كنند.

آخرين ويرايش erfanal ، Friday 5 September 2008 در 12:18AM.
erfanal حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از erfanal بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 5 September 2008   #10
erfanal
عدم ولایت=نقصان
 
نشان erfanal
 
تاريخ ثبت نام: Feb 2008
مكان: در حکومت الله
پاسخ‌ها: 494
ج: پاره ای از معجزات حضرت علی (ع)

..بسم الله الرحمن الرحیم..
..از سخنان قبل معلوم گردید معجزه اين است كه آن كسی كه معجزه می‏كند در واقع اتصالی با روح كلی‏ عالم پيدا می‏كند و از راه اتصال با روح كلی عالم در قوانين اين عالم‏تصرف می‏كند و تصرفش هم به معنای اين نيست كه قانون را نقض می‏كند ، به‏ معنای اين است كه قانون را در اختيار می‏گيرد . وقتی قانون را در اختيار گرفت بر خلاف جريان عادی است اما بر خلاف خود قانون نيست.
... به عبارتی دیگر معجزه حكومت يك قانون بر قانون ديگر است و نیز گفته شد که در جهان فرق است ميان نقض يك قانون و حكومت كردن يك قانون بر قانون ديگر و در اختیار گرفتن ان قانون..

..از طرفی دیگر ثابت گردید که امام به روح و ملکوت عالم (همان عالم امر) اتصال دارد و از طریق ان قوانین (قوانین عالم ملکوت) بر قوانین عالم مادی حکومت می کند ولی این نقض قوانین مادی از طریق قوانین عالم بالا نمی باشد بلکه در اختیار گرفتن کامل قوانین مادی است .
.



.بسم الله الرحمن الرحیم..

ميثم تمار گفت : من در خدمت مولايم اميرالمؤ منين (ع ) بودم كه جوانى داخل شد و در وسط جماعت مسلمين نشست . چون على (ع ) از بيان احكام فراغت يافت ، پسر جوان برخاست و گفت : اى ابوتراب من فرستاده اى هستم به جانب تو با رسالتى كه كوه ها را به شدت مى لرزاند، از سوى مردى كه كتاب خدا را از اول تا آخر حفظ كرده است و علم قضاوت ها و احكام را مى داند و او از تو در كلام سخنورتر و براى اين مقام سزاوارتر است .
پس براى جواب آماده شو و با كلام ناروا سخنت را آرايش نده . غضب در چهره اميرالمؤ منين (ع ) آشكار شد و به عمار فرمود: سوار شترت شو و در ميان قبايل كوفه بگرد و بگو دعوت على (ع ) را اجابت كنيد تا حق را از باطل و حلال را از حرام و درست را از نادرست بشناسيد.
عمار بر شتر سوار شد. طولى نكشيد كه سيل جمعيت به راه افتاد (گويى صحنه قيامت برپا شده است )، همان طور كه خداوند در قرآن مى فرمايد: ((ما ينظرون الا صيحة واحدة - الى قوله - فاذا هم من الاجداث الى ربهم ينسلون )) (يس ، 51 - 49). پس مسجد مملو از جمعيت شد و مردم به آن جا هجوم آوردند، مانند هجوم ملخ *ها به علف هاى تازه در ايام سرسبزيش ، پس عالم صاحب حسن و جمال و شير بيشه شجاعت كه منزه از هر گونه شركى است برخاست و بر فراز منبر رفت ، و با سرفه اى سينه را صاف كرد. تمامى مردم كه در مسجد جامع كوفه بودند، ساكت شدند. آن گاه فرمود: خدا بيامرزد كسى را كه بشنود و حفظ كند. اى مردم چه كسى گمان مى كند كه اميرالمؤ منين (ع ) است ؟ به خدا قسم امام ، امام نخواهد بود، مگر اين كه مرده را زنده بكند يا از آسمان باران بفرستد يا چيزى مانند اينها، كه ديگران از انجام آن عاجز باشند. در ميان شما كسانى هستند كه مى دانند من نشانه پاينده و كلمه تامه و حجت بالغه هستم . همانا معاويه ، جاهلى از جاهلان عرب را به سوى من فرستاده است كه با گستاخى سخنش را گفت و شما مى دانيد اگر من بخواهم استخوان هايش را خرد مى كنم و زمين را در زير پايش مى شكافم و او را در آن فرو مى برم لكن (تحمل مى كنم ، زيرا) تحمل جاهل ، صدقه است .
سپس خداى را حمد كرد و ثناى او را گفت و بر پيامبر درود فرستاد و با دستش به آسمان اشاره فرمود. پس پاره ابرى جلو آمد و پاره ابر ديگرى اوج گرفت و از آن صدايى شنيديم كه مى گفت : ((سلام بر تو اى اميرالمؤ منين و اى سيد اوصياء و اى پيشواى متقين و اى فريادرس فرياد خواهان و اى گنج مساكين و اى ملجاء و ماءواى راغبان )). حضرت به تكه ابر اشاره فرمود، نزديك شد. ميثم گفت : (مردم را ديدم كه (از مشاهده اين واقعه ) از خود بى خود شده بودند. پس پا فرا نهاده و سوار آن ابر گرديد و به عمار فرمود: با من سوار شو و بگو: ((به نام خدا هنگام راه افتادنش و هنگام لنگر انداختنش )). عمار سوار شد و هر دو از ديدگان ما پنهان شدند. مدتى گذشت ، پاره ابر برگشت ، به طورى كه بر مسجد جامع كوفه سايه انداخت . من نگاه كردم ، ديدم كه مولايم بر مسند قضاوت نشسته و عمار مقابل روى اوست و مردمى دور او حلقه زده اند. سپس حضرت بر فراز منبر تشريف فرما شد و به ايراد خطبه معروف شقشقيه پرداخت .
چون خطبه را به پايان رساند، مردم مضطرب شدند و سخنان گوناگونى در مورد آن جناب گفتند: بعضى از آنها را، خداوند ايمان و يقين افزود و بعضى را كفر و طغيان . عمار گفت : ابر، ما را در هوا به پرواز در آورد تا اين كه پس از مدت اندكى بر شهر بزرگى مشرف شديم ، شهر بزرگى كه اطراف آن را درختان و رودخانه ها احاطه كرده بود. ابر در آن جا پايين آمد و ما (خودمان را) در شهر بزرگى يافتيم كه مردم آن به زبان غير عربى سخن مى گفتند. پس *اطراف اميرالمؤ منين (ع ) جمع شدند و به او پناه آوردند. حضرت آنان را پند داد و به زبان و لغت خود آنان اندرزشان داد. سپس فرمود: اى عمار سوار شو. آن چه فرمود، اطاعت كردم و به مسجد جامع كوفه رسيديم . سپس *فرمود: اى عمار آيا شهرى را كه در آن بودى مى شناسى ؟ گفتم : خدا و رسولش و ولى او داناترند. فرمود: ما در جزيره هفتم چين بوديم . همان طور كه ديدى ، خطبه خواندم . همانا خداوند و رسولش را به سوى همه مردم فرستاد و بر پيامبر است كه مردم را دعوت كند و مؤ منان آن ها را به صراط مستقيم راهنمايى نمايد. به خاطر آن (نعمتى ) كه تو را به آن سزاور نمودم ، شكرگزارى كن و از نااهلان پنهان دار. به راستى كه براى خداوند، در ميان خلقش الطاف پنهانى دارد كه آن را جز او و پيامبر برگزيده اش كس ديگرى نمى داند.
بعضى گفتند: اى اميرالمؤ منين ، خداوند به تو اين قدرت آشكار را عطا كرده است ؛ با اين حال ، چرا براى جنگ با معاويه مردم را به قيام وا مى دارى ؟
فرمود: خداوند آنها را در اثر جهاد با كفار و منافقين و ناكثين و قاسطين و مارقين به بندگى فراخوانده . به خدا قسم اگر بخواهم ، اين دست كوتاهم را در اين سرزمين پهناور شما دراز مى كنم و با آن در شام بر سينه معاويه مى كوبم و از ريشش خواهم كند. پس دستش را دراز كرد و برگرداند و در آن موهاى زيادى بود. مردم تعجب كردند، ولى بعد از اين واقعه ، خبر رسيد كه معاويه در همان روز كه اميرالمؤ منين (ع ) دست دراز كرده بود، از تختش *افتاده و غش كرده و سپس به هوش آمده در حالى كه مقدارى از موهاى شارب و ريشش كنده شده است على (ع ) و المناقب ، ص 187 - 184.




ِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
از جابر روايت كرده است كه گفت : با اميرالمؤ منين (ع ) در كنار فرات مى رفتيم كه ناگاه موج عظيمى برخاست و آن جناب را پوشاند به طورى كه از نظر من پنهان شد، سپس از اطراف او عقب رفت و هيچ رطوبتى بر آن جناب نبود، و من از اين جريان ترسناك و متعجب شده ، جريان را از حضرت پرسيدم ، فرمود: آن را ديدى ؟
گفتم : آرى .
فرمود: ملك موكل بر آب بيرون آمد و بر من سلام كرد و مرا در آغوش *گرفت. اثبات الهداة ، ج 4، ص 496.
__________________

..حجیت عقل..
1ـ حجيت ظواهر شرعيه، مبتنى بر برهانى عقلانى است. ..
2 ـ ظواهر دينى متوقف بر ظهور لفظ است و از آنجا كه ظواهر لفظى دليل ظنى‏اند، نمى‏توانند با براهين عقلى كه قطعى‏اند به مبارزه برخيزند.
3 -از طرفى تمسك به برهانهاى عقلى در اصول دين و آن‏گاه معزول دانستن عقل در حوزه معارفى كه اخبار آحاد وارد شده، مستلزم تناقض آشكار است؛ زيرا ظواهر شرعيه كه به كمك همين براهين عقلى اعتبار پيدا كرده‏اند، چگونه مى‏توانند مقدمه‏اى را كه به بركت آن سنديت پيدا كرده‏اند، ابطال كنند.
erfanal حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از erfanal بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 5 September 2008   #11
محمد م
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Feb 2008
پاسخ‌ها: 281
ج: پاره ای از معجزات حضرت علی (ع)

با سلام به شما جناب erfanal
موجب امتنان خواهد بود اگر امکان دارد به چند سوال اینجانب پاسخ دهید :
سوال اول:توانائی انجام این معجزات وبه تعبیر دیگر کرامات برای حضرت علی آیا پس مرگ حضرت رسول کسب شده است و یا خیر در هنگام حیات حضرت رسول نیز ایشان قادر به انجام معجزات بوده اند
سوال دوم : اگر در زمان حضرت رسول اکرم حضرت علی توانائی انجام چنین کارهای فوق العاده ای داشته اند چرا به جای پیامبر به رسالت مبعوث نگردیده اند به عبارت دقیق تر چرا مقام ایشان با حضرت محمد تعویض نشد تا حضرت رسول امام می شدند . چون اگر صحبت های شما را در مورد معجزات حضرت علی قبول نماییم .این معجزات در سطح بالاتری از معجزات حضرت رسول و حتی سایر انبیا می باشد
سوال سوم : اگر پس از رحلت حضرت رسول اکرم به این مقام رسیده اند قاعدتا باید به اذن الهی بوده باشد حال کیفیت ارتباط ایشان با ذات احدیت چگونه بوده است؟ .آیا جنس این ارتباط با پروردگار برای انجام این چنین اعمال فوقا لعاد ه ای همانند ارتباط سایر پیامبران با خداوند بوده و یا خیر مختص خود ایشان است
سوال چهارم : آیا وجود چنین ارتباطی با ذات احدیت و پروردگار متعال ناقض و نافی ختم نبوت نیست؟
محمد م حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 5 September 2008   #12
alavee
يا اميرالمؤمنين حيدر(ع)
 
نشان alavee
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2008
مكان: ايران اسلامي
پاسخ‌ها: 741
ج: پاره ای از معجزات حضرت علی (ع)

سوره نمل آیه 40
قَالَ الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِندَهُ قَالَ هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ
[امّا] كسى كه دانشى از كتاب [آسمانى‏] داشت گفت‏: (پيش از آنكه چشم بر هم زنى‏، آن را نزد تو خواهم آورد!) و هنگامى كه [سليمان‏] آن [تخت‏] را نزد خود ثابت و پابرجا ديد گفت‏: (اين از فضل پروردگار من است‏، تا مرا آزمايش كند كه آيا شكر او را بجا مى‏آورم يا كفران مى‏كنم‏؟! و هر كس شكر كند، به نفع خود شكر مى‏كند؛ و هر كس كفران نمايد [بزيان خويش نموده است‏، كه‏] پروردگار من‏، غنىّ و كريم است‏!)

مگر وزیر حضرت سلیمان پیامبر بود؟
آیا معجزه کرد یا سحر و جادو؟
مگر غیر از این است که به واسطه دانشی که از کتاب آسمانی (علم من الکتاب) داشت، به فضل خدا قادر به کارهای خارق العاده ای بود.
حال چگونه کار کسی که علم کتاب (علم الکتاب) نزد اوست برای شما غیر قابل باور است؟؟؟
alavee حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از alavee بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 5 September 2008   #13
مسلمان محمدی
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Aug 2008
پاسخ‌ها: 117
ج: پاره ای از معجزات حضرت علی (ع)

وهابیها هنوز نفهمیدند که معجزه مخصوص انبیاء نیست بلکه وصی هر نبی هم صاحب معجزه است
مسلمان محمدی حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از مسلمان محمدی بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 5 September 2008   #14
محمد م
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Feb 2008
پاسخ‌ها: 281
ج: پاره ای از معجزات حضرت علی (ع)

نقل قول:
در اصل توسط مسلمان محمدی نوشته شده است نمايش نوشته
وهابیها هنوز نفهمیدند که معجزه مخصوص انبیاء نیست بلکه وصی هر نبی هم صاحب معجزه است

با سلام با توجه به نام کاربری شما باید مسلمان باشید و در این ماه مبارک روزه دار.
اما فکر میکنم لازم نیست رنج گرسنگی و تشنگی به خود بدهید چون روزی شما با این نوع ادبیات کلامی باطل است
قضای آن را بعد از ماه مبارک به جا آرید
والله غفور
محمد م حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 5 September 2008   #15
محمد م
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Feb 2008
پاسخ‌ها: 281
ج: پاره ای از معجزات حضرت علی (ع)

نقل قول:
در اصل توسط alavee نوشته شده است نمايش نوشته
سوره نمل آیه 40
قَالَ الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِندَهُ قَالَ هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ
[امّا] كسى كه دانشى از كتاب [آسمانى‏] داشت گفت‏: (پيش از آنكه چشم بر هم زنى‏، آن را نزد تو خواهم آورد!) و هنگامى كه [سليمان‏] آن [تخت‏] را نزد خود ثابت و پابرجا ديد گفت‏: (اين از فضل پروردگار من است‏، تا مرا آزمايش كند كه آيا شكر او را بجا مى‏آورم يا كفران مى‏كنم‏؟! و هر كس شكر كند، به نفع خود شكر مى‏كند؛ و هر كس كفران نمايد [بزيان خويش نموده است‏، كه‏] پروردگار من‏، غنىّ و كريم است‏!)

مگر وزیر حضرت سلیمان پیامبر بود؟
آیا معجزه کرد یا سحر و جادو؟
مگر غیر از این است که به واسطه دانشی که از کتاب آسمانی (علم من الکتاب) داشت، به فضل خدا قادر به کارهای خارق العاده ای بود.
حال چگونه کار کسی که علم کتاب (علم الکتاب) نزد اوست برای شما غیر قابل باور است؟؟؟
با سلام به شما جناب علوی
در ابتدا باید از شما معذرت خواهی کنم چون در یک بحث منتظر عقیده من بودید ولی بنده بدلیل آنکه دیگر نمی خواستم در آن مطلب اظهار نظر کنم درخواست شما را بدون پاسخ نهادم امیدوارم عذر مرا بپذیرید
آگر موافق باشید پاسخ پرسش شما را پس از اظهار نظر جناب erfanal بدهم
از شما هم خواهشمندم به سوالات پاسخ دهید با ذکر عدد سوال
با تشکر
والله غفور
محمد م حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
پاسخ

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 04:02PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.4
Copyright ©2000 - 2010, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts