|
|
|
#1 |
|
احمد رضائی
تاريخ ثبت نام: Mar 2008
پاسخها: 38
|
آقای ری شهری و تحریف تاریخ
سایت رجا نیوز که به سایت توهین کنندۀ مراجع ( غیر دولتی و حکومتی )معروف است اخیراً به معرفی کتاب جدید آقای ری شهری تحت عنوان " سنجۀ انصاف " پرداخته و در آن موضوع طرح قائم مقامی رهبری فقیه عالیقدر حضرت آیت الله العظمی منتظری و مخالفت معظمٌ له با این انتخاب را به گونه ای تحریف آمیز مطرح ساخته تا خوانندۀ محترمی که از تاریخ حدود 23 سال گذشته خبر ندارد آن را حقیقی پندارد در حالیکه حقیقت چیز دیگر است و خوب است کمی هم از خداترسید و اینگونه با مطالب واهی تاریخ را تحریف نساخته و حداقل منصفانه برخورد نمایند .
بنده برای اطلاع شما دوستان تا آنجا که فرصت داشته باشم با استناد به اسناد و مدارک این موضوع را تشریح خواهم نمود : به گزارش رجانیوز، ری شهری با اشاره به اینکه در تاریخ 26/4/1364 با تلاش مسئولان ارشد جمهوری اسلامی -که عضو مجلس خبرگان نیز بودند- آقای منتظری به عنوان قائم مقام رهبری تعیین شد، می افزاید: ![]() متن مصوبه مجلس خبرگان رهبری این است: بسم الله الرحمن الرحیم- خبرگان امت به موجب تکلیف مصرح در مصوبه روز 26/4/1364مجلس خبرگان و به عنوان مقدمه عقلیه لازم برای عمل به اصل 107 قانون اساسی، فقیه عالیقدر و مجاهد، حضرت آیت الله منتظری-دامت برکاته- را به عنوان مصداق کامل قسمت دوم اصل مزبور، تعیین می کنند. ری شهری همچنین ادعای مخالفت منتظری با تصمیم خبرگان ، به حکم منتظری را قابل توجه دانسته و می افزاید: آقای منتظری مدعی است که با تصمیم خبرگان در مورد رهبری وی مخالف بوده و این اقدام را غیرقانونی می دانسته است و به همین جهت در تاریخ 30/6/1364 یعنی حدود دو ماه بعد از تصمیم خبرگان! نامه ای به آقای مشکینی نوشته که با این اقدام، مخالف است و سرانجام، ضمن اشاره به سوءنیت اقدام کنندگان می گوید:* این کار غلطی بود؛ هم به ضرر من بود، هم به ضرر انقلاب و اصلاً خبرگان حق نداشتند که قائم مقام تعیین کنند؛ این در قانون اساسی پیش بینی نشده. بالاخره من مخالف بودم؛ خیلی از کسانی هم که به من علاقه مند بودند با این قضیه مخالف بودند. وزیر وقت اطلاعات در مقام رد این ادعا از منتظری می پرسد: اگر واقعاً جناب عالی اقدام خبرگان را غیرقانونی می دانستید، چرا عملاً با آن مخالفت نکردید و به عنوان مخالفت با این اقدام غیرقانونی، دخالت در اموری که از شئون رهبری است را ترک نکردید؟* آیا در قانون اساسی، پیش بینی شده بود که شما در امور مربوط به رهبری، دخالت کنید؟! بنابر این نامه شما به آقای مشکینی، آن هم دو ماه بعد از تصمیم خبرگان، چیزی جز تعارف معمولی نیست؟*! طرح موضوع تعیین قائم مقامی رهبری فقیه عالیقدر در تیرماه 1364 در مجلس خبرگان رهبری مطرح شد و آنچه به عنوان متن مصوبۀ آن مجلس در بالا آمده است متن طرح عده ای از نمایندگان است و این موضوع در جلسات متعدد مجلس خبرگان بررسی و نهایتاً درجلسۀ فوق العادۀ اواخر آبان ماه 1364 به این شرح به تصویب رسیده است :ماده واحده : حضرت آیت الله منتظری " دامت برکاته " در حال حاضر مصداق منحصر به فرد قسمت اول از اصل 107 قانون اساسی است و مورد پذیرش اکثریت قاطع مردم برای رهبری آینده می باشد و مجلس خبرگان این انتخاب را صائب می داند . وچون مذاکرات مجلس خبرگان براساس آئین نامۀ داخلی آن سری است لذا بنا بر مخفی نگهداشته شدن تصمیم مذکور بود ولی این جریان توسط آیت الله باریک بین امام جمعۀ قزوین در نماز جمعۀ آن شهر فاش گردید و پس از آن آقای هاشمی رفسنجانی در نماز جمعۀ تهران و نیز مصاحبۀ مطبوعاتی موضوع را به اطلاع عموم رسانید . نامۀ 30 /6/1364 فقیه عالیقدر خطاب به رئیس وقت مجلس خبرگان در زمانی ارسال شده است که هنوز مجلس خبرگان طرح مذکور را به تصویب نرسانیده اند و بهتر بود آقای ری شهری انصاف به خرج داده و می نوشت این نامه دو ماه قبل از تصویب ماده واحده بوده است و نه دوماه قبل از آن و این تعارف نبوده بلکه عین واقعیت است حال آقای ری شهری از کجا تعارف بودن را استنباط نموده اند الله اعلم ! متن نامۀ فقیه عالیقدر حضرت آیت الله العظمی منتظری خطاب به مرحوم آیت الله مشکینی تاريخ ۳۰ / ۶ / ۱۳۶۴ بسم الله الرحمن الرحيم حضور محترم برادر ارجمند آيت الله مشكيني رياست مجلس خبرگان دامت بركاته پس از سلام و آرزوي موفقيت براي جنابعالي و اعضاء محترم مجلس خبرگان دامت بركاتهم بحق محمد و آله الطاهرين ، به عرض مي رساند از قرار مسموع در جلسه اي كه چند ماه قبل در رابطه با اصل 107 قانون اساسي و تعيين شرايط و خصوصيات براي رهبر آينده تشكيل شده صحبت از حقير فقير سراپا تقصير به ميان آمده و تصميم نهائي به جلسه آينده موكول شده است . اينجانب با ايمان و احترام نسبت به آقايان محترم و موقعيت خطير و قانوني مجلس خبرگان تذكرا عرض مي كنم كه در شرائطي كه بحمد الله و منته رهبر بزرگ اسلام و انقلاب حضرت امام خميني مدظله العالي با برخورداري كامل از نعمت صحت و سلامت و توفيقات الهي در رهبري انقلاب و كشور موفق و مشمول الطاف خاصه خداي منان و دعاي خير حضرت ولي عصر (عجل الله تعالي فرجه ) مي باشند و با وجود شريف حضرات علماء اعلام و مراجع تقليد دامت بركاتهم در چنين شرائطي مطرح نمودن شخص مخلص شايسته و صلاح نبوده است . ما همه اميد وافر داريم و در دعاهاي خود از خداي منان پيوسته خواسته و مي خواهيم كه خداوند متعال تا ظهور حضرت ولي عصر ارواحنا له الفداء به رهبر بزرگ انقلاب طول عمر و سلامتي كامل عنايت فرمايد تا ديگر نيازي به تعيين يا اعلام خبرگان معظم نباشد. وانگهي تعيين شخص ، آن هم من طلبه ، يك نحو اهانت نسبت به معظم له و حضرات آيات عظام تلقي مي شود، و طول عمر و قصر عمر دست خداست و نبايد ملاك قضاوت باشد. البته بحث كلي مانعي ندارد ولي بحث شخصي ظاهرا به مصلحت نيست . والسلام عليكم جميعاً و رحمه الله و بركاته ـ حسينعلي منتظري متن نامه آيت الله مشكيني در پاسخ به نامه معظم له در جواب نامه مورخه 30/6/1364 ![]() 1/7/1364 بسم الله الرحمن الرحيم سماحه الاخ الكريم آيت الله المنتظري دام وجوده الشريف و ظله النافع ان شاء اللهپس از اهداء سلام و درخواست توفيق وافر و ذات الابعاد درباره آن جناب ، با اختصار كلام بالنسبه الي ما ينبغي ان يقال في المقام ، خاطر شريف را به مطالب زير معطوف مي دارد، و قبلا روشن باشد مطالب معروضه نشات يافته از اخلاص و محبت ديرينه است اميد است گاهي بي پرده و گاهي جسارت آميزبودن مورد عفو باشد، اينكه مرقوم داشته ايد مطرح نمودن شخص آن جناب در اجلاسيه اخير خبرگان مصلحت نبوده البته اين سخن با ملاحظه عظمت روح و صفاي باطن جنابعالي امري مترقب است و ليس ظننا بك الا هكذا، لكن آن جناب بيش از ديگران از عظمت و خطر كار رهبري و لزوم حفظ حدود و سد ثغور خطرات احتمالي آن اطلاع داريد، و مي دانيد اگر حادثه اي خداي نكرده رخ دهد كار كشور چگونه مي شود با وجود دشمنان زخم خورده خارجي و آتشهاي زير خاكستر داخلي و روحانيهاي ضد انقلاب و مرده عبيد الفلوس آنها در شهرها و روستاها كه امكان دارد آنها جنجالي بر پا كنند و ناراضيهاي بالذات و بالعرض را دور خود جمع نمايند و استانها را پر از آشوب كنند; و ايادي نفوذي قدرتها نيز سر و صدائي از كارخانه ها و مدارس و غيرها بر پا نمايند و خوابانيدن چنين فتنه اي مشكل باشد، علاوه اينكه در داخل حوزه اي كه تشريف داريد عده كثيري از ابوالهياكل ها هستند كه پيوسته با لبخند تمسخرآميز به انقلاب و ولايت فقيه و مرجعيت رهبر و رهبري مرجع سخن از تخطئه مي زنند و بيش از آن را جرئت ندارند كه نمي گويند و نمي كنند و ليس عددهم بقليل و يوحي اليهم اوليائهم و هم يوحون الي اوليائهم ، اضف الي ذلك اختلاف نظر در نهادها از اهل مجلس گرفته تا ارتش ، سپاه و باب فعلل و تفعلل و تا حال وحدت راهبري و نيروي معنوي آن مقام مقدس است كه همه چيز را كنترل كرده و هر وقت احتمال بروز فتنه اي را داده با بيان متكي به تقوا خاموش نموده و مي نمايد فيضرب بالحق علي الباطل فيدمغه فاذا هو زاهق ، علاوه بر عدم رضايت كثيري از مردم از رفتار ادارات و قوه قضائيه و غيره و علاوه بر در كمين بودن دشمن كه با هر وسيله فرصت را عند اللزوم مغتنم مي شمارد، بنده گاهي فكر مي كنم در توجه قلوب ملت به رهبر انقلاب و عشق و محبت آنها و ارزش اين امر و اثرات آن در حل معضلات جامعه در رفع خطرات هنگام هجوم حوادث كه با يك دستور مردم يكجا تكان مي خورند و مهمترين مشكل به آساني حل مي شود و باز فكر مي كنم آيا مردم اگر روزي اين دل را از وي كندند به كجا خواهند برد، آيا جانشيني با آن سوابق ممتد و خاص دارد كه اين علاقه ها به وي متوجه شود? و آيا خبرگان مي توانند اين امر پرارزش را كه به منزله رشته تسبيح است به شخصي متوجه نمايند تا انقلاب و حكومت اسلامي سالم بماند? اين فكر برايم ناراحت كننده است و اما كلي صحبت كردن و اجلاسيه را با بيان شرائط و مطالب كلي گذراندن فلا يسمن و لايغني من جوع ، چه آنكه تعيين فرد در اين مرحله ابحاثش بيش از كليات است ، به ويژه اينكه شرائط كلي غالبا مورد توافق آراء است و مبحث محل اختلاف و جنجال آفرين تعيين مصاديق است كه قانون اساسي مي گويد: "خبرگان منتخب مردم درباره همه كساني كه صلاحيت مرجعيت و رهبري دارند بررسي و مشورت مي كنند"(اصل 107) آيا صلاح است خبرگان آن را بگذارند براي روزي كه خود روز آشوب و جنجال است ? و آيا در آن روز زبانها و قلمهاي فتنه جو يان ، منتظر الولايه ها و سياستمدارها ساكت مي مانند و خبرگان را به حال خود مي گذارند كه انتخاب اصلح كنند؟ خاصه با ملاحظه حال برخي از اعضاء محترم آنها كه ترك اولي را جائز مي دانند و لذا مطالب جلسه را كه اكيدا توصيه بر عدم نشر آن شده بود حتي به خبرنامه ها داده اند و تحريف نيز فرموده اند. و اما قولكم دام ظلكم كه فعلا مقام رهبري از نعمت سلامت برخوردارند بلي الحمدلله علي هذه النعمه و نسئل الله دوامها، لكن مي دانيد اين اميدها مانع از پيش بيني حوادث و انجام وظائف نيست و نبايد باشد و ما خدا را مي شناسيم كه عند اقتضاء الصلاح مشيه بالغه او هر امري را بخواهد محقق مي سازد و لا يستشير من احد، اين همان خداست كه اگر در اواخر عمر مبارك پيامبر اسلام يك هفته يا كمتر به آن حضرت مهلت مي داد علي القاعده يا قطعا مسير اسلام و مسلمين غير از اين بود كه فعلا هست ، و لعل دنياي امروز همه مسلمانهاي صحيح العقيده بودند، حال همان خدا اگر خواست ماها شب بخوابيم و فردا را طور ديگر ببينيم خبرگان بايد چه كنند? و اما قولكم : با وجود حضرات آيات عظام تعيين آن جناب توهين به مقام رهبري و آيات است فنقول لاباس بذلك في الجمله زيرا مقدمه آن را قبلا عده اي از بزرگان در مصاحبه ها و روزنامه ها به جا آورده اند و خود جنابعالي نيز با اعلام آمادگي عملي براي مرجعيت و رهبري و انجام برخي از مقدمات هر دو امر اقدام فرموده ايد فلاضير فيه و لاحرج ، عمده مطلب در اينجا كيفيت معامله خبرگان با آنهاست و اين خود معضله اي است بالاستقلال ، خبرگان بايد براي آن فكر كنند و محتمل آن است كه تعجيل در تعيين فرد خاص به عنوان بيان مصداق لابشرط بود نه بشرط لا، و بعدا در اين باره بحث خواهند كرد و در اين مراحل اگر نظريه اي داريد ولو به نحو غير مستقيم ارائه فرمائيد. و في الجمله خبرگان جازم بودند كه به هيچ وجه تاخير امر صلاح نيست بلكه بايد كار در نزد آنها روشن و مبرهن شود كه عند اللزوم در تمام كشور از حلقوم همه يك صدا در آيد باشد مترصدين كدوره المياه لاخذ الحيتان در مقابل عملي كه دبر بليله القدر باشد قرار گيرند. و ضمنا معلوم شود كه حضرتعالي نوشته ايد "در چنين شرائطي مطرح نمودن شخص مخلص صلاح نبوده " اگر مراد آنكه به عنوان طرف احتمالي و ترديد هم صلاح نبوده فلا يقبله الخبرگان منكم ، و اگر مراد تعيين است اصل ذلك الطرح اي التعيين در اختيار كسي نبوده ، زيرا فردي به عنوان نطق قبل از دستور و يا بغير ذلك مطرح مي كند و نمي توان گفت نه و ضمنا در اينجا برخي از مطالب مجلس در خلال صحبتها عرض شد ولكن مي دانم بيش از اينها به سمع مبارك رسيده است فلم اخالف ما عهدنا عليه . در خاتمه چون كلام بدينجا كشيد جسارتا معروض مي دارد نظر اغلب دوستان براي روز مبادا شمائيد، لكن با يك نگراني خاص از ناحيه بيت و بعضي حواشي آن جناب كه متاسفانه به قول آن مرحوم مراجع قبلي پس از مرجعيت گرفتار مي شدند و شما قبل از آن ، من در اين باره لامتثال امركم كلي مي گويم پيوسته از دوستان صميمي تان اظهار ناراحتي مي شنوم حتي در مجلس نيز مطرح شد و بي سر و صدا گذشت ، و قبلا هم پس از سمينار ائمه جمعه برخي به حقير مي گفتند به حضورتان گفته شود و اينان از دوستان مخلص آن جنابند و شما را براي اسلام مي دانند و راضي نيستند شخصي كه از آن عموم است در قبضه خصوص باشد. من به عقيده خود موقع رامغتنم ديدم و گفتم و بعداز اين نيز خواهم گفت كائنا ما كان ، من در عمر 64 ساله ام از اصفهاني (ره ) گرفته تا به بعد اين گرفتاريها را درك كرده ام ، و اميد اينكه عرايضم نزد خودتان باشد و اگر درست هم نباشد مانند برخي اباطيل كه مي شنويد بايگاني شود، و نيز معلوم شود كه علاقه من به جنابعالي به واسطه قدمت و رسوخ با اين مطالب كاسته نمي شود و توفيقتان را پيوسته خواستارم . و السلام عليكم و رحمه الله و بركاته 64/7/1 - محبكم ، علي المشكيني همچنین معظم له در ابتدای درس خارج خویش به تاریخ "1368/2/23"فرمودند :" تعيين من به عنوان قائم مقامي رهبري از همان ابتدا برخلاف نظر و ميل من بود و به مجلس خبرگان هم از همان اول نوشتم ، و به طور كلي من شخصا به پست و مقام علاقه نداشته و ندارم ، مگر اينكه وظيفه شرعي ايجاب كند. در نامه حضرت علي به استاندار آذربايجان آمده است : " ان عملك ليس لك بطعمه و لكنه في عنقك امانه " و قهرا انسان عاقل از تحمل امانت و مسئوليت سنگين گريزان است مگر اينكه ناچار باشد; چنانچه هيچ وقت آرزوي مرجعيت هم نداشته ام تا اينكه حساب كنم چه اقشاري به من مي گروند يا نمي گروند. من اگر شرعا جايز بود از اجتماع و اجتماعات به طور كلي منزوي مي شدم . اين يك واقعيتي است ، من بيش از هر چيز علاقه دارم بنشينم و مطالعه كنم ...". بهترين دليل بر صدق گفتار آيت الله منتظري علاوه بر صداقت و تقوا و عمل و گذشته او، ماجراي عزل ايشان است . بدون شك آيت الله منتظري اگر طالب جاه و مقام بود، از بده و بستانها و حسابگريها و محافظه كاريها و حق پوشيها ي بسيار متداول و رايج كه اغلب براي حفظ قدرت خويش انجام مي دهند غافل نبود و مي توانست موقعيت خويش را با انواع معامله هاي رايج براي بقاي در قدرت ، تثبيت و حفظ نماید . بنابر اين ما در اين نوشتار داعيه رهبري ايشان را نداريم و خود ايشان نيز هيچ گاه چنين داعيه اي نداشته است ، از سر تواضع و زهد و وارستگي ايشان بوده و اينكه اصولا هر عاقلي از قبول مسئوليتهاي سنگين گريزان است ، مگر اينكه ناگزير باشد; همچنانكه وقتي توده هاي مردم براي بيعت با حضرت علي و برگزيدن او براي رهبري هجوم آوردند، امام علي امتناع كرد و فرمود: " اگر من مشاور شما باشم بهتر است از اينكه امير شما باشم ." آيا امام علي به عدم صلاحيت خويش معتقد بود ؟ آيت الله منتظري نيز علاوه بر بي علاقگي به امارت و صدارت و مقام و رهبري ، و اعلام مخالفت خويش با قائم مقامي خود از همان آغاز مطرح شدن در مجلس خبرگان ، از نخستين كساني بود كه به آیت الله خامنه اي به عنوان رهبر منتخب خبرگان تلگراف زده و از ايشان با تعابير: متعهد، دلسوز، با تجربه ، آگاه و... ياد كرد. وبراین مخالفت در نامۀ 8/1/1368 حضرت امام خمینی در پاسخ به استعفای فقیه عالیقدر تأکید شده است والسّلام علی من اتبع الهدی - 19/1/1386-30/2/1429
__________________
![]() احمد رضائی |
|
|
|
|
|
#2 |
|
همانا صبح نزديك است
|
ج: آقای ری شهری و تحریف تاریخ
امام صادق علیه السلام می فرمایند : " من دخل فى هذا الدّين بالرّجال، اخرجه منه الرجال كما أدخلوه فيه، و من دخل فيه بالكتاب و السّنة زالت الجبال قبل أن يزول.بحار ج 2 ص 105 "
" کسی که با "شخصیتها" وارد دین گردد . "شخصیتها" او را همانطور که به دین وارد کردند ، خارج کنند . و کسی که با "کتاب و سنت" دین آورد ، کوه ها قبل از زوال او ، رو به زوال روند . " بنده نمی دانم این جنگ شخصیتها چه مفهومی دارد ... و کسانی که در غارهای تاریک حقد و کینه میان "اشخاص" غوطه ورند ، در این زمان و مکان از جان و روح این جامعه چه می خواهند ؟ به ما بگوئید ، اکنون نفع کتاب و سنت چیست .... ؟ و بجای ایجاد محیط کینه و تشتت ، ما را به اعتصام حول محور الهی "واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا" دعوت کنید ... اگر شیعه اید ! |
|
|
|
|
|
#3 |
|
تا زنده ایم رزمنده ایم
تاريخ ثبت نام: Jul 2002
مكان: ايران اسلامي
سن: 41
پاسخها: 5,122
|
ج: آقای ری شهری و تحریف تاریخ
آقای رضایی تا چه حد می توانید حقایق را کتمان کنید
شب نامه منافقین که دیگر ربطی به نوشته های ری شهری ندارد . هنوز پاسخ نداده اید چرا باید یک گروهک منافق از این شیخ شما حمایت کنند ؟
__________________
![]() رهسپاریم با ولایت تا شهادت آخرين ويرايش min ، Thursday 10 April 2008 در 12:21AM. |
|
|
|
|
|
#4 |
|
كاربر ثبت نام نكرده
پاسخها: n/a
|
ج: آقای ری شهری و تحریف تاریخ
آقای مین
با سلام بنده تقریباً مطالب شما را کم و بیش مطالعه نموده ام و متوجه شده ام که متأسفانه شما از خودتان حرفی برای طرح ندارید و دائماً بر سخنان دیگران بخصوص آقای ری شهری ( که اجتهاد و وزارت اطلاعات خود را مدیون آیت الله منتظری است ) و فرزند امام تأکید دارید . خوب است کمی مطالعات خود را توسعه داده و بدون تعصب و برای اینکه یک طرفه به قاضی نروید سخنان مخالفین را هم مطالعه نمایید و اینقدر بر حرفها و مستندات دوستان خود پافشاری نکنید و احتمال اشتباه در آنها را نیز بپذیرید چرا که همه معصوم نیستند و جایز الخطامی باشند .و نیز به شما توصیه می نمایم که راه گفتگو و قبولاندن نظریۀ خو به دیگران توهین نیست ، شما در نوشته های آقای رضائی انصافاً یک توهین به اشخاص می یابید ومن به جرأت می توانم بگویم که وی از شما ولایتی تر است هرچند از علاقه مندان به فقیه عالیقدر هم محسوب می شود . خوب است اعتراف نمایید که در مقابل حرفهای وی کم آورده اید و نتوانسته اید آنچنان که شایسته و بایسته است مستندات متقن و قوی ارائه کنید. در این نوشته باز به طرفداری منافقین از آیت الله منتظری پرداخته و خواسته اید علت طرفداری آنها را برای شما بنویسد ، خوب است برای اطلاع امثال بنده بنویسد که جریان شبنامه ها چه بوده و حداقل یک نمنه از آنها را با ذکر تاریخ درج نمایید ! ( اگرمنظورتان همان منافقانی باشند که فرزند عزیز فقیه عالیقدر شهید محمد منتظری را در 7 تیر 1360 به شهادت رسانیدند ) . با خوتندن نوشتۀ آقای رضائی که مستند هم می باشد مشخص شد آقای ری شهری بر خلاف بسیاری از دوستان خود همچنان به تاریخ یورش برده و بجای نقل صحیح تاریخ قصد نوشتن تاریخ مورد نظر خودرا دارد و نمی خواهد این تاریخی که هنوز نسلهای اول و دوم ( فرزندان انقلاب ) و بخصوص رهبران آن در قید حیات هستند از دستبرد بیگانگان نجات یابد و بجای دشمنان خود آقای ری شهری از زبان ایشان تاریخ می نویسد و این متأسفانه چیزی جز ننگ برای وی بدنبال نخواهد داشت ! ضمناً بنده دارای وبلاگ " یادداشت های خصوصی " به آدرس : http://neshaneh.mihanblog.com می باشم و خوشحال خواهم شد که سری به من بزنید . از اینکه کمی تند نوشتم مرا عفو کنید . خدا حافظ . سجاد زمانی 23/1/1387 |
|
|
|
#5 | |
|
عضو ثابت
تاريخ ثبت نام: Apr 2008
مكان: قم
پاسخها: 22
|
ج: آقای ری شهری و تحریف تاریخ
نقل قول:
آقای مین
با سلام بنده تقریباً مطالب شما را کم و بیش مطالعه نموده ام و متوجه شده ام که متأسفانه شما از خودتان حرفی برای طرح نمودن ندارید و دائماً بر سخنان دیگران بخصوص آقای ری شهری ( که اجتهاد و وزارت اطلاعات خود را مدیون آیت الله منتظری است ) و فرزند امام تأکید می کنید . خوب است کمی مطالعات خود را توسعه داده و بدون تعصب و برای اینکه یک طرفه به قاضی نروید سخنان مخالفین را هم مطالعه نمایید و اینقدر بر حرفها و مستندات دوستان خود پافشاری نکنید و احتمال اشتباه در آنها را نیز بپذیرید چرا که همه معصوم نیستند و جایز الخطامی باشند .و نیز به شما توصیه می نمایم که راه گفتگو و قبولاندن نظریۀ خو به دیگران توهین نیست ، شما در نوشته های آقای رضائی انصافاً یک توهین به اشخاص می یابید ومن به جرأت می توانم بگویم که وی از شما ولایتی تر است هرچند از علاقه مندان به فقیه عالیقدر هم محسوب می شود . خوب است اعتراف نمایید که در مقابل حرفهای وی کم آورده اید و نتوانسته اید آنچنان که شایسته و بایسته است مستندات متقن و قوی ارائه کنید. در این نوشته باز به طرفداری منافقین از آیت الله منتظری پرداخته و خواسته اید علت طرفداری آنها را برای شما بنویسد ، خوب است برای اطلاع امثال بنده بنویسد که جریان شبنامه ها چه بوده و حداقل یک نمونه از آنها را با ذکر تاریخ درج نمایید ! ( اگرمنظورتان همان منافقانی باشند که فرزند عزیز فقیه عالیقدر شهید محمد منتظری را در 7 تیر 1360 به شهادت رسانیدند ) .با خواندن نوشتۀ آقای رضائی که مستند هم می باشد مشخص شد آقای ری شهری بر خلاف بسیاری از دوستان خود همچنان به تاریخ یورش برده و بجای نقل صحیح تاریخ قصد نوشتن تاریخ مورد نظر خودرا دارد و نمی خواهد این تاریخی که هنوز نسلهای اول و دوم ( فرزندان انقلاب ) و بخصوص رهبران آن در قید حیات هستند از دستبرد بیگانگان نجات یابد و بجای دشمنان ،خود آقای ری شهری از زبان آنها تاریخ می نویسد و این متأسفانه چیزی جز ننگ برای وی بدنبال نخواهد داشت ! ضمناً بنده دارای وبلاگ " یادداشت های خصوصی " به آدرس : http://neshaneh.mihanblog.com می باشم و خوشحال خواهم شد که سری به من بزنید . از اینکه کمی تند نوشتم مرا عفو کنید . خدا حافظ . سجاد زمانی 23/1/1387
__________________
![]() سجاد زمانی آخرين ويرايش Zamani.S ، Friday 11 April 2008 در 10:33AM. |
|
|
|
|
|
|
#6 | |
|
تا زنده ایم رزمنده ایم
تاريخ ثبت نام: Jul 2002
مكان: ايران اسلامي
سن: 41
پاسخها: 5,122
|
ج: آقای ری شهری و تحریف تاریخ
نقل قول:
به چه حقی هر کسی باید بدون دانستن مطالب تاریخی آن موقع اظهار نظر کند ؟ در تاریخ انقلاب تغییر و تحولاتی ایجاد شده که باید افرادی که در آن تاریخ دخیل بودند بیان آن تاریخ را بکنند . جناب آقای ری شهری که فردی عادل و متقی است وزیر اطلاعات در آن زمان بود و تمام اخبار اطلاعات آن زمان را دارا می باشد . در برکناری منتظری این بر کناری سودی برای شخص ری شهری نداشته که بخواهد چیزی از تاریخ را تغییر دهد . در ضمن ایشان مور وثوق حضرت امام بودند و امام همیشه ایشان را تایید می کردند . در جریان مهدی هاشمی و منتظری کسی بعد از حاج احمد آقا مطلع تر از ایشان نبود . سخنان منتظری که همیشه بدون سند و به نفع خودشان است هرگز نمی تواند مورد وثوق باشد . و خوب است یادتان باشد امام که دردانه خلقت در زمان حال بودند و همه علما معتقدند که ایشان بی نظیر بودند و زندگی ایشان نیز نشان دهنده نظر خاص امام زمان بر ایشان است ایشان را از عدالت ساقط دانستند . پس انتظار اینکه کسی در مورد تاریخ از خودش اظهار نظر کند و اسناد را کنار بگذارد و افراد مورد وثوق را رد کند انتظار بیجایی است . این مطلب مطلب تاریخی است و باید بر مستندات تاریخی سخن گفت . هر چند مطالبی کوچک هم از دانسته ها و دیده های خودم در جریان منتظری باید دیده باشید مگر اینکه بیان اینکه همه مطالب من را خوانده اید دور از واقعیت باشد . مثلا شب نامه منافقین در حمایت از شیخ ساده لوح را خود با چشم خود دیدم و از رادیو منافقین با گوش خود شنیدم . هر چند اسنادش در رنجنامه هم فکر کنم باشد .
__________________
![]() رهسپاریم با ولایت تا شهادت |
|
|
|
|
|
|
#7 |
|
عضو ثابت
تاريخ ثبت نام: Apr 2008
مكان: قم
پاسخها: 22
|
ج: آقای ری شهری و تحریف تاریخ
آقای مین با سلام فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید شرمنده رهروی که عمل بر مجاز کرد اگرچه قصد پاسخگویی به شما که فاقد اطلاعات اولیۀ سیاسی هستید را نداشتم اما برای ثبت درتاریخ و بالا بردن سطح معلومات کاربران و مشتاقان به مسائل تاریخی و نیزاثبات مظلومیت مرجعیت شیعه ، بدون مقدمه مطالب خود را به شرح زیر به اطلاع می رسانم : اولاً، ابتداء و آغاز به سلام یکی از شروط اسلام است خواه در کلام و گفتار لسانی باشد و خواه نوشتاری . بنابراین خوب است نوشته های خود را با سلام آغاز نمایید تا مشمول حدیث شریف نبوی ( ص ) قرار نگیرید که فرمودند : « من بدأ الکلام بغیر سلام فلا تجیبوه » و حد اقل ، پاسخ سلام که واجب است را رعایت نمایید . ثا نیاً، نوشتۀ شما پاسخ به مطالب بنده نبود . چرا که از شما درخواست نموده بودم که متن اطلاعیۀ منافقین در خصوص فقیه عالیقدر را درج نمایید و شما فقط بیان نموده اید که : « مثلا شب نامه منافقین در حمایت از شیخ ساده لوح را خود با چشم خود دیدم و از رادیو منافقین با گوش خود شنیدم .هر چنداسنادش دررنجنامه هم فکر کنم باشد .» واین نه تنها کافی نیست بلکه محکمه پسند و قابل قبول در بحثهای علمی و سیاسی نیست چرا که شاید موضوعی برای خودتان یقین آور باشد اما برای مخاطبتان در صورتی صحیح است که با ارائۀ سند و مدرک همراه باشد و اینکه به رنجنامۀ کذایی ارجاع داده اید خوب است یک بار دیگر به آن مراجعه نمایید تا متوجه شوید چنین اطلاعیه ای وجود ندارد و به دروغ نسبتی را به آن مرجع معظم تقلید داده اند. ثالثاً، نوشته اید : « سخنان منتظری که همیشه بدون سند و به نفع خودشان است هرگز نمی تواند مورد وثوق باشد » این از آن حرفهاست ! آیا آقای ری شهری که برای اثبات حرفهای خود تاریخ را تحریف نموده و سند اشتباهی ارائه کرده است ( در همین مطلب آقای رضائـی به خوبی مشخص است ) و از ترس آنکه مبادا خوانندگان کتابش به سمت فقیه عالیقدر تمایل پیدا نمایند از درج متن نامۀ 30/6/1364معظم له و نیز پاسخ مرحوم آیت الله مشکینی ( پدر خانم آقای ری شهری ) که در تاریخ /1/7/1364مرقوم نموده ، خودداری کرده است آیا مورد وثوق تر می باشد تا ایشان ؟ این است منطق فرد موثق شما ؟؟؟ رابعاً ،نوشته اید : « در ضمن ایشان ( آقای ری شهری ) مورد وثوق حضرت امام بودند و امام همیشه ایشان را تایید می کردند . » این موضوع احتیاج به مدرک دارد که امید است آن را ارائه نمایید . خامساً، نوشته بودید : « امام خمینی فقیه عالیقدر را از عدالت ساقط نمودند.» مسند حرفتان را ارائه نمایید تا پاسخگو باشم . سادساً بیان کلماتی نظیر شیخ ساده لوح در خصوص فقیه عالیقدر نشان از چیست ؟ و شما که تکرار کنندۀ سخن دیگران هستید چه دلیلی برآن دارید؟ آیا این همه سخیف و سبک صحبت کردن و عدم بکار بردن کمترین لقب برای این مرجع تقلید و دوم شخص انقلاب دلیل بر چیست ؟ آیا از خود سؤال نمی کنید که این عالم جلیل القدر در حق شما کدام ظلم را مرتکب شده که شما کلام نبوی را که می فرمایند : « وقّـّروا کبارکم » را نادیده می گیرید ؟؟؟
خوب است این مطالب را دقیقاً مطالعه نموده وسپس پاسخ متقن و مستدل ارائه نمایید. ( خیلی عجله نکنید ) با تشکر ،– 24/1/1387
__________________
![]() سجاد زمانی آخرين ويرايش Zamani.S ، Saturday 12 April 2008 در 06:48PM. |
|
|
|
|
|
#8 |
|
عضو ثابت
تاريخ ثبت نام: Apr 2008
پاسخها: 169
|
ج: آقای ری شهری و تحریف تاریخ
مطالب ناكافي اند
در ثاني هرگز نميشود كسي را به اين مسئله متهم نمود كه فلان گروه يا فلان دولت از وي خوشش آمده!
__________________
تعجيل نمائيد ، طوفاني در راه است
|
|
|
|
![]() |
| Bookmarks |
| کلیدواژه ها |
| هيچيك |
| كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان) | |
| ابزار گفتگو | |
| ارزيابي اين گفتگو | |
|
|
گفتگوهاي مشابه
|
||||
| گفتگو | آغازگر گفتگو | تالار | پاسخها | عنوان آخرين گفتگو |
| سخنی با آقای اهل سنت | جوجو | دين و دنيا | 14 | Monday 28 April 2008 02:20AM |
| استفتاء از فقیه عالیقدر در خصوص کتاب رنجنامه | رضائی | اخبار و سياست | 22 | Wednesday 9 April 2008 10:13PM |
| بی حرمتی شیخ محمد یزدی به دو مرجع معظم تقلید | رضائی | اخبار و سياست | 14 | Sunday 6 April 2008 01:50AM |
| مجلس هشتم | 3Reza | اخبار و سياست | 25 | Monday 17 March 2008 10:27PM |
| دلیل برکناری لاریجانی ؟؟؟ | آگاه | اخبار و سياست | 36 | Sunday 28 October 2007 02:07AM |