|
|
|
#1 |
|
احمد رضائی
تاريخ ثبت نام: Mar 2008
پاسخها: 38
|
استفتاء از فقیه عالیقدر در خصوص کتاب رنجنامه
در هیچ جای دنیا سابقه ندارد که بیایند و کُتبی را برعلیه کسی با تیراژ زیاد منتشر نمایند و هرچه می خواهند در روزنامه های کثیرالانتشار بنویسند و تهمتهای بیشماری به وی بزنند ، درحالیکه به فرد متّهم فرصت دفاع از خود را ندهند ، اما متأسفانه در جمهوری اسلامی بر خلاف شرع و قانون از جمله قانون مطبوعات مصوب مجلس شورای اسلامی ( مادهء 23 )، کتب رنجنامه ( مرحوم سید احمد خمینی ) وخاطرات سیاسی ( آقای ری شهری ) پس از چاپ گسترده در روزنامه ها هم بالاجبار چاپ شد و این به جز مقالات و نوشته های دیگر می باشد که به بهانه های مختلف در این 20 سال نوشتند و بخشی از آن راهم به مناسبت برگزاری مراسم سالگرد ارتحال ملکوتی حضرت امام خمینی ( ره ) به سیمای جمهوری اسلامی ایران کشاندند.
حضرت امام فرمودند به هرکس که در سیمای جمهوری اسلامی توهین شد باید بتواند در همان برنامه یا مشابه آن از خود دفاع نماید ، ولی با کمال تأسّف بسیار که حتماًخودتان هم می دانید تاکنون نه براساس قانون مطبوعات ونه بر اساس نظر امام راحل،به فقیه عالیقدر حضرت آیـت الله العظمی منتظری ( دامت برکاته ) اجازۀ رفع اتهام داده نشده نه به عنوان یک مرجع تقلید ونه به عنوان یک عالم دینی ونه به عنوان اینکه زمانی قائم مقام رهبری نظام اسلامی بوده اند، بلکه از باب شهروند جمهوری اسلامی بودن ایشان واینکه یک فرد عادی محسوب می شوند، باید اجازهء دفاع و رفع تهمت پیدا نماید تا بتواند حدّاقل بگوید این موارد منتشر شده راست است یا دروغ !!!. باز تأسف آور است که بگویم نه تنها ایشان بلکه هیچ یک از نزدیکان و شاگردان و مقلّدان این مرجع تقلید نیزاجازهء چنین کاری را پیدا نکرد ، و این با شعار پیاده نمودن عدالت در جامعهء اسلامی سازگار نیست و عاقبت خوبی ندارد ،چراکه به فرمودهء امیرالمؤمنین علی ( علیه السّلام ) از قول پیامبر اکرم ( صلّی الله علیه وآله ) « جامعه ای که نتواند فرد ضعیف در آن از حق خود درمقابل قوی بدون لکنت دفاع کند ، مقدّس نخواهد بود» به هر حال چنانچه فقیه عالیقدر به زعم آقایان متهم بلکه مجرم است ، ترتیب یک محاکمهء عادلانه و علنی را می دادند تا ایشان بتواند از خود دفاع نموده ومسائل مبهم را آشکار نماید . همهء کسانی که بدون مطالعه بوده ویک طرفه به قاضی می روند ، وقتی صحبت از خدمات بسیار فراوان فقیه عالیقدر پیش می آید ، تنها گریزی که به قول معروف به کربلا می زنند ،عنوان مسئلۀ به اصطلاح ساده لوح بودن ایشان و جریان سیّد مهدی هاشمی می باشد که با کمال تأسّف از خدا و روز قیامت پروائی نداشته و درخود از روزی که به « یوم تبلی السّرائر » ( روزی که پرده ها بالا رفته و همه چیز آشکار خواهد شد ) ترسی احساس نمی کنند . ( ان شاءالله که شما از این قبیل افراد نباشید ) سؤال از فقیه عالیقدر در خصوص مطالب رنجنامه : بنده به علّت اینکه با انتشار وسیع رنجنامه در جامعه دچار شک و تردید شده بودم، برای رفع شبهه و آشکار شدن حقیقت در تاریخ 18/9/1368 طی نامه ای از فقیه عالیقدر در این خصوص سؤال نمودم که معظّمٌ له درپاسخ فرمودند : ![]() (( باسمه تعالی- فعلاًمن وسیله برای رفع اتهامات و اکاذیب ندارم ،چون رسانه ها ووسائل تبلیغی در اختیار دیگران است و رنجنامه پر است از اکاذیب و اتّهامات ناروا. خداوند همهءمارا به راه راست هدایت فرماید.
ان شاءالله موفّق باشید- حسینعلی منتظری ))
__________________
![]() احمد رضائی آخرين ويرايش رضائی ، Thursday 3 April 2008 در 04:04PM. |
|
|
|
|
|
#2 |
|
عضو ثابت
تاريخ ثبت نام: Feb 2008
پاسخها: 378
|
ج: استفتاء از فقیه عالیقدر در خصوص کتاب رنجنامه
درود
این طبیعت بک حکومت خودکامه و دیکتاتوری است که حتی هم مسلکان خود را نیز به پستی می خواهد اینان تنها چیزی را که مستایند فریب مردم و حکومت بر مردم به هر روش ممکن و تحت لقای دین و به نااگاهی کشاندن ایشان است ... حکومتی شاهانه که همه چیز یک شاه را از دربار و غلام ونوکر و خدمه و مرید و خادم دارد و آنچه افزون آن است رنگ خوش دین بر صورت شاهان جدید این مملکت است .. بدرود |
|
|
|
| كاربران ذيل از Democracy بابت اين نوشته مفيد تشكر كردهاند : |
|
|
#3 |
|
تا زنده ایم رزمنده ایم
تاريخ ثبت نام: Jul 2002
مكان: ايران اسلامي
سن: 41
پاسخها: 5,125
|
ج: استفتاء از فقیه عالیقدر در خصوص کتاب رنجنامه
در مورد کتاب استفتا نموده اند
![]() آخی چه نازن اینها خوب یک کار دیگر هم بکنید استفتا بنمایید که حضرت آقا آیا شما امام را منصوب نکرده اید ؟ شاید جواب با مزه تری هم بدهند ایشان . نکته جالب اینجا است که ایشان تا زمانی که امام زنده بودند ( که زمان چاپ رنجنامه همان زمان بود ) هیچگونه پاسخی ندادند . مدارک و مستندات داخل رنجنامه آنقدر قوی و مستدل است که قابل انکار نیست . ایشان کدام سند را می خواهد رد کند ؟ گفت های خودشان را ؟ دست نوشته هایشان را ؟ اعتصابشان را ؟ حمایت منافقین از ایشان را ؟ و... البته من یک چیزدیگری را ههم باید اینجا یاد آور شوم . آقای منتظری اکنون چندین سال است که حالشان در حدی نا مطلوب است که پاسخ هیچ سوالی را نمی توانند بدهند . و جالب آنجا است که از آن موقع که حال ایشان بد شده استفتا بیشتر جواب می دهند .
__________________
![]() رهسپاریم با ولایت تا شهادت آخرين ويرايش min ، Friday 4 April 2008 در 03:03AM. |
|
|
|
| كاربران ذيل از min بابت اين نوشته مفيد تشكر كردهاند : |
|
|
#4 |
|
تا زنده ایم رزمنده ایم
تاريخ ثبت نام: Jul 2002
مكان: ايران اسلامي
سن: 41
پاسخها: 5,125
|
ج: استفتاء از فقیه عالیقدر در خصوص کتاب رنجنامه
این را هم بخوانید بد نیست
عزل قائم مقام رهبري از سوي حضرت امام مردم ايران سال 68 را با يك حادثه بسيار مهم آغاز كردند و آن عزل آيت الله منتظري از قائم مقامي رهبري بود. تصميم به گزينش قائم مقام رهبري پس از شكل گيري مجلس خبرگان در سال 62، اتخاذ شد زيرا فقهاي بزرگوار عضو مجلس خبرگان نگران آينده رهبري و كشور بودند و در ميان ياران و همفكران حضرت امام بزرگترين فقيهي كه مي*توانست نهضت امام خميني را ادامه دهد آيت الله منتظري بود سوابق مبارزاتي و جايگاه رفيع فقيهي و ميزان ارادتي كه حضرت امام به وي داشت، باعث مي*شد تا خبرگان براي تضمين تداوم خط انقلاب، آيت الله منتظري را جانشين حضرت امام معرفي كنند اين نكته را بايد در نظر داشت كه آيت الله منتظري وكالت حضرت امام را در سالهاي قبل از انقلاب بر عهده داشت و پس از انقلاب نيز حضرت امام بسياري از مسائل را به ايشان سپرد. البته در قانون اساسي جمهوري اسلامي جايگاهي به عنوان قائم مقام رهبري پيش بيني شده است و وظيفه خبرگان نيز تعيين چنين فردي در حيات يك رهبر نيست و تنها پس از عزل يا فوت رهبري، خبرگان رهبري وي را در صورت تأييد صلاحيت انتخاب مي كردند. البته در طي چندين سال، *آيت الله منتظري به مثابه يك جانشين داراي اختيار در بسياري از مسائل وارد شده و دستورات و رهنمودها و اظهار نظرهاي وي از سوي مسئولان بسيار جدي گرفته مي*شد. گفتني است در آن زمان، ظاهراً حضرت امام به دلايلي با گزينش قائم مقام رهبري از سوي خبرگان موافق نبودند اما با تصميم خبرگان، مخالفت علني نكردند بعدها مرحوم سيد احمد خميني در «رنجنامه» از قول آيت الله محمدي گيلاتي نقل كرد كه امام با تصميم خبرگان مخالف بودند ولي با توجه به نظر خبرگان ترجيح دادند كه سكوت كنند در نامه 6/1/68 و نيز نامه 8/1/68 حضرت امام به آقاي منتظري بر اين مساله تأكيد شده كه ايشان از ابتدا با گزينش قائم مقام رهبري مخالف بودند در هر صورت خواه با موافقت امام يا مخالفت ايشان مجلس خبرگان آقاي منتظري را به عنوان قائم مقام رهبري معرفي كرد و چنين جايگاهي در نظام پديد آمد. ماجراي سيد مهدي هاشمي و اختلاف نظري كه در زمينه برخورد با وي در ميان حضرت امام و آيت الله منتظري وجود داشت، سرفصل فاصله گرفتن تدريجي آيت الله منتظري از جريان فكري و سياسي خط امام شد. سيد مهدي هاشمي در چشم امام، عنصر قدرت طلب و خطرناكي بود كه براي تثبيت موقعيت خود، هر عملي را انجام مي*داد و از جمله با سنگر گرفتن در پس موقعيت آيت الله منتظري،* به وي نيز ضربه مي*زد، در مقابل، آيت الله منتظري نظر مساعدي درباره سيد مهدي هاشمي داشت و از وي دفاع مي*كرد با گذشت زمان، پرونده*هايي عليه سيد مهدي هاشمي در زمينه*هاي قتل،* جعل اسناد، اختفاي اسلحه، آدم دزدي و امثالهم شكل گرفت و مدارك فراواني در اين زمينه*ها به دست آمد كه چشم پوشي از آنها ناممكن بود. از آن پس، حضرت امام بدون ملاحظه هيچ كس از جمله آيت الله منتظري، دستور پيگيري پرونده*هاي مهدي هاشمي را صادر كردند و به وزارت اطلاعات و دادگاه ويژه روحانيت در اين زمينه، *مأموريت دادند. در اين ماجرا، *كار به محاكمه و محكوميت و صدور حكم اعدام سيد مهدي هاشمي و برخي از اعضاي باند وي انجاميد اما در عين حال باعث شد كه آيت الله منتظري از جريان فكري و سياسي حضرت امام فاصله بگيرد و به اظهار نظرهاي صريح عليه مواضعي بپردازد كه از سوي امام مطرح مي*شدند. اين حادثه و چندين ماجراي ديگر باعث شدند كه حضرت امام در تواناييهاي ايشان، براي اداره جامعه در يك مسير انقلابي، دچار ترديد جدي شوند و مصلحت نظام را در اين ببينند كه وي در عرصه مسائل سياسي و مشخصاً در حد رهبري نظام، حاضر نباشند اين بود كه در تاريخ 6/1/68 با نگارش نامه*اي تند و شديد اللحن آيت الله منتظري را از قائم مقام رهبري عزل كردند. هر چند اين نامه در همان تاريخ انتشار نيافت مضمون آن سر زبانها افتاد و نشان مي*داد كه امام خميني(ره) با قاطعيت بر حذف ايشان از آينده رهبري انقلاب اصرار دارد. برخورد تند امام نيز عمدتاً به اين دليل بود كه در سالهاي بعد از ايشان نيز نه آيت الله منتظري و نه هواداران وي، جرئت مطرح كردن دوبارة وي به عنوان رهبر را نكنند. در تاريخ 7/1/68، آيت الله منتظري در نامه اي خطاب به امام خميني(ره) رسماً كناره گيري خود را از قائم مقامي رهبري اعلام كرد و در فرداي آن روز نيز حضرت امام پس از اطمينان از عملي شدن هدف خود در نامه*اي ملايمتر ـ ضمن تكرار انتقادهاي سابق درباره اطرافيان و تعجيل وي در تصميم گيري ـ اعلام كردند كه بهتر است آيت الله منتظري به بحث و درس حوزه ها بپردازد. عزل ا... منتظري آينده رهبري را در بوته*اي از ابهام برد زيرا در ميان ياران حضرت امام كمتر كسي از نظر فقهي و سياسي و مبارزاتي در حد آيت الله منتظري نبود و طبعاً عده*اي كه در صدد ايجاد تغييراتي در روند انقلاب بوده و در اين مسير به دوران پس از امام چشم دوخته بودند نيز با اين تصميم حضرت امام، غافلگير شدند اما ياران حضرت امام نيز حال و روز بهتري نداشتند و با توجه به سن و سال حضرت امام، *نگران دوران پس از امام بودند. برخي از دلسوزان اين نگراني را با خود ايشان هم مطرح مي*كردند ولي ايشان به آينده اميدوار بودند و ظاهراً در همين جلسات بود كه از آيت الله خامنه*اي به عنوان فرد شايسته براي رهبري انقلاب نام بردند برخي نيز به رايزني براي معرفي فرد شايسته رهبري براي دوران پس از امام مي*پرداختند. يكي از نويسندگان روزنامه اطلاعات در آن ايام با نگارش مقاله*اي در اين روزنامه رسماً اعلام كرد آيت الله هاشمي رفسنجاني در شرايط موجود بهترين است و شايسته است كه از سوي خبرگان به عنوان قائم مقام رهبري معرفي شود. اين مسائل نشانگر اين واقعيت بود كه عزل آيت الله منتظري بر تغيير تصوير سياسي كشور،* تأثير بسيار زيادي داشته و آينده كشور را در ابهام قرار داده بود. تلخترين حادثه ، رحلت امام خميني (ره) يكي از مهمترين حوادث دوران انقلاب يعني رحلت حضرت امام در همين سالي واقع شد كه ما رخدادهاي آن را بر وضعيت سياسي بعدي كشور، بسيار مؤثر تلقي مي*كنيم. در گذشت امام خميني(ره) باعث شد كه بسياري در تبعيت از حضرت امام، از هم سبقت بگيرند و عملاً امام راحل را به منزله «فضل الخطاب» بپذيرند چنين جايگاهي باعث مي*شد كه رحلت ايشان نيز تأثيري تعيين كننده بر وضعيت كشور داشته باشد. كمترين اثر رحلت امام راحل، از دست رفتن نقطه اتكاء و وحدت همه نيروهاي درون انقلاب به هنگام بروز اختلافات بود و طبعاً اين امر براي يك انقلاب شكننده است. البته دشمنان انقلاب به دستاوردهاي كوتاه مدت رحلت امام چشم دوخته بودند و تصور مي*كردند كه بلافاصله پس از رحلت بنيانگذار انقلاب، جمهوري اسلامي فرو مي*پاشد زيرا آنان تصور مي*كردند بقاي نظام به وجود امام خميني(ره) وابسته است و بلافاصله پس از رحلت ايشان نظام جمهوري اسلامي از درون فرو مي*پاشد. اما واقعيتها از امر ديگري حكايت داشتند* و آن تعميق انديشه ديني و آرمانهاي انقلابي در ميان مردم بود مراسم تشييع جنازه امام خميني (ره) و حضور ميليوني مردم گوياي اين واقعيت بود كه رحلت امام خميني نيز همچون حيات پر بركتشان ، در جهت ثبات نظام و وحدت جناحها و يكپارچگي مردم مؤثر بود و بر خلاف تصور دشمنان نه تنها نظام اسلامي با رفتن امام خميني فرو نپاشيد بلكه مردم وفادار به خط امام و ارزشهاي اسلامي و انقلابي، بلافاصله با پذيرش تصميم خبرگان در انتخاب رهبري جديد ثبات نظام را تضمين و خلاء امام را از طريق بيعت با رهبري منتخب خبرگان تا حدودي پر كردند. خبرگان و گزينش رهبري جديد بلافاصله پس از رحلت امام خميني و پيش از آن كه مراسم تشيع جنازه ايشان برگزار شود، خبرگان در تهران گرد هم آمدند تا به بزرگترين تصميم گيري پس از انقلاب، مبادرت كنند. كمتر كسي در آن شرايط به چيزي جز وضعيت آينده نظام و رهبري تازه مي*انديشيد و به همين دليل تشكيل جلسه فوق العاده مجلس خبرگان، ضروري*ترين اقدامي بود كه بايد صورت مي*گرفت. در جلسه خبرگان، چند ابهام اوليه وجود داشت كه بايد براي آن چاره*اي انديشيده مي*شد. اول: شرط مرجعيت براي رهبري بود كه در قانون اساسي سال 58، ذكر شده بود. در اين زمينه با توجه به نظر حضرت امام در نامه ايشان به آيت الله مشكيني، مشكلي وجود نداشت. در واقع شوراي بازنگري قانون اساسي ـ كه در همان ايام فعال بود ـ *مطابق نظر حضرت امام «مرجعيت» را از شرايط رهبري حذف كرده بود و طبعاً خبرگان براي گزينش فقهاي صالح و واجد شرايط از ميان غير مراجع، *مشكلي نداشتند. دوم: مسئله شورايي بودن يا فردي بودن رهبري بود، در قانون اساسي سال 58 شوراي رهبري هم لحاظ شده بود يعني در صورتي كه يك فرد داراي ويژگيها و برجستگيهاي خاص نباشد، سه تا پنج تن از فقها در شوراي رهبري حضور يافته و به صورت شورايي، مسئوليت زعامت و رهبري جامعه را بر عهده مي*گرفتند. اين امر در آن زمان هنوز مورد بررسي شوراي بازنگري قانون اساسي قرار نگرفته بود البته بعدها در قانون اساسي اصلاح شده، رهبري به صورت فردي درآمد و شوراي رهبري، حذف شد اما در اين مقطع خبرگان بايد در اين زمينه تصميم مي*گرفتند در اين باره خبرگان به رهبري فردي راي دادند و اين در حالي بود كه افرادي چون آيت الله خامنه اي و آقاي هاشمي رفسنجاني از رهبري شورايي دفاع مي*كردند. سوم: بحث افرادي بود كه به عنوان جانشين حضرت امام، مورد نظر خبرگان بودند واقعيت اين است كه تا اين مقطع و پس از عزل آيت الله منتظري از قائم مقام رهبري هيچكس به عنوان جانشين امام در محافل سياسي و روحاني كشور، مطرح نبود و فرصت بررسي صلاحيت افراد براي رهبري هم پديد نيامده بود به همين دليل، نوعي ابهام و ترديد و اختلاف در اين باره وجود داشت. البته روند حوادث چند ماه آخر عمر حضرت امام و نيز اظهارات ايشان در جلسات خصوصي درباره رهبري آينده انقلاب و همچنين مصلحت انديشي خبرگان باعث شد كه حضرت آيت الله خامنه اي از سوي خبرگان به عنوان رهبري انقلاب برگزيده شود. دراين باره ذكر نكاتي ضروري است. از مدتها قبل و در جريان عزل آيت الله منتظري از قائم مقامي رهبري، ياران و دوستان حضرت امام نگران آينده رهبري بودند و اين نگراني را حتي به خود حضرت امام هم منتقل مي*كردند در يكي از اين جلسات، حضرت امام درباره رهبري آينده انقلاب به آيت الله خامنه*اي اشاره كردند آقاي هاشمي رفسنجاني در يكي از خطبه هاي نماز جمعه (7/9/76) با اشاره به مخالفتشان با عزل آقاي منتظري در اين باره چنين گفته*اند . . واقعاً يك موي بدن ما راضي نبود كه چنين اتفاقي بيفتد چون تحليل ما اين بود كه نبايد اين موقع اين خلاء در كشور به وجود بيايد اصلاً تدبير كرده بوديم كه دشمنان ما بدانند كه خلاء نيست مسئله دوم ما اين بود كه كسي را نداشتيم. يكي از بحثها، همانجا همين بود كه در آن جلسه اولي كه گفتم امام نهي كردند، *همين شد كه ما گفتيم كه خوب چه كسي؟ شما كه مي*فرماييد ما كه آقايان را مي*شناسيم،*چنين چيزي نمي*شود. در آن جلسه بود كه ايشان فرمودند ما اصلاً چنين تصوري نداشتيم براي ما كه غير منتظر بود. براي شخص رهبري هم اصلاً شوك آور بود. ظاهراً حضرت امام در يكي دو جلسه مشابه و با حضور افرادي ديگر نيز از آيت الله خامنه اي به عنوان فرد شايسته رهبري ياد كرده بودند ولي مقام رهبري كنوني در آن جلسات در حضور حضرت امام خواستار متعهد شدن افراد حاضر شدند تا اين سخن امام را در جايي نقل نكنند. به همين دليل تا حضرت امام در قيد حيات بودند، اين سخن و نظر ايشان در جايي نقل نشد امام جلسه فوق العاده خبرگان پس از رحلت امام طبعاً اطلاع از نظر امام خميني درباره فرد صالح براي رهبري، اولين كاري بود كه خبرگان انجام مي*دادند. در جلسه مجلس خبرگان پس از آن كه علي رغم نظر افرادي چون آيت الله خامنه اي و حجت الاسلام و المسلمين هاشمي رفسنجاني شورايي بودن رهبري راي نياورد، بحث درباره افراد در مظان رهبري آغاز شد. برخي از آقايان همچون مرحوم آذري قمي، حضرت آيت الله العظمي گلپايگاني را به عنوان رهبري پيشنهاد دادند ولي خبرگان با شناختي كه از ايشان داشتند و با ويژگيهايي كه رهبري در نظام اسلامي بايد داشته باشد، به وي راي ندادند و تنها تعداد انگشت شماري،* وي را صالح براي رهبري مي*دانستند. پس از آن نام افرادي ديگر به ميان آمد ولي در نهايت افرادي كه نظر امام راحل را در اين زمينه مي*دانستند، سكوت خود را شكستند و شهادت دادند كه امام خميني(ره) حضرت آيت الله خامنه اي را براي رهبري صالح مي*دانستند. از اين پس اصرار خبرگان از يكسو و انكار مقام معظم رهبري از سوي ديگر جريان داشت تا سرانجام خبرگان توانستند پذيرش مسئوليت سنگين رهبري را به ايشان بقبولانند با اين تعهد كه آنان نيز چون همه مردم،* امر و نهي رهبري را گردن خواهند گذاشت. انتخاب رهبري جديد بر اساس نظر حضرت امام خميني ـ به شهادت چهره*هايي چون موسوي اردبيلي، *مومن،* اميني، طاهري خرم آبادي و هاشمي رفسنجاني ـ و پر كردن خلاء رهبري امام راحل در كمترين فاصله از رحلت ايشان، مباركترين حادثه*اي بود كه مي*توانست در آن شرايط رخ دهد و تداوم خط امام را موجب شود. اين امر وحدت همه نيروهاي درون انقلاب را تضمين كرد و از ظهور تفرقه جلوگيري به عمل آورده به ويژه آن كه اكثر مراجع تقليد با صدور پيامهايي به رهبري جديد، بر تصميم خبرگان، صحه گذاشته و با رهبري جديد بيعت كردند به گونه*اي كه حتي آيت الله منتظري هم با صدور پيامي، به حمايت از رهبري منتخب مجلس خبرگان پرداخت.
__________________
![]() رهسپاریم با ولایت تا شهادت |
|
|
|
|
|
#5 |
|
تا زنده ایم رزمنده ایم
تاريخ ثبت نام: Jul 2002
مكان: ايران اسلامي
سن: 41
پاسخها: 5,125
|
ج: استفتاء از فقیه عالیقدر در خصوص کتاب رنجنامه
رنجنامه و باقي قضايا
مرتضى صفار هرندى ارديبهشت ماه 1368 زماني كه رنجنامه مرحوم حجت الاسلام والمسلمين حاج سيداحمد خميني در مطبوعات منتشر شد، بسياري دلها شكست! پس از اطلاع از جفاي چندين ساله يك يار ديرين انقلاب با امام، لحن مرحوم حاج سيداحمد خميني نشان مي داد كه موضوع آقاي منتظري پيچيده تر از چيزي است كه در نامه( 8/1/68) امام به آقاي منتظري به آن اشاره شده بود. اين نامه در واقع در اثر اصرار والتماس ياران امام جايگزين نامه( 6/1/68) شد. بايستي قريب يك دهه از رحلت امام مي گذشت تا ادامه عملكرد غلط آقاي منتظري بزرگان نظام و نيز موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني را به نظر آن راحل عظيم الشأن در لزوم انتشار نامه( 6/1/68) متقاعد سازد . اين نامه حاوي حقايق تكان دهنده اي درباره منتظري بود:« ]از آنجايي كه [شما اين كشور و انقلاب اسلامي عزيز و مردم مسلمان ايران را پس از من به ليبرال ها و از كانال آنها به منافقين مي سپاريد، صلاحيت و مشروطيت رهبري آينده نظام را از دست داده ايد...، مطالبي كه مي گفتيد ديكته شده منافقين بود، معتقديد منافقين و ليبرال ها بايد بر كشور حكومت كنند.» امام در همين نامه خطاب به منتظري پيش بيني كرده بودند، «شما مشغول نوشتن چيزهايي مي شويد كه آخرتتان را خرابتر مي كند.» ساده لوح بودن و سريعا تحريك شدن، «خيانت بزرگ او به خون هاي پاك شهدا» از طريق نامه ها و سخنراني هاي منافقين كه به وسيله او و از رسانه هاي گروهي به مردم مي رسيد و لزوم اعتراف او به اشتباه و گناه براي اين كه در قعر جهنم نسوزد، دقيقا تعابيري بود كه امام در اين نامه به كار برده بودند. فراز پاياني اين نامه امام بسيار دردناك بود:« از خدا مي خواهم كه به پدر پير مردم عزيز ايران صبر و تحمل عطا فرمايد و او را بخشيده و از اين دنيا ببرد تا طعم تلخ خيانت دوستان را بيش از اين نچشد.» بسياري از عوام و حتي خواص كه در جريان اين نامه قرار نگرفته بودند شايد از لحن تند رنجنامه مرحوم حاج سيد احمدخميني متعجب و حتي گلايه مند شدند. اما واقعيت رفتار لجاجت آميز و چندين ساله منتظري با امام فرجامي جز نامه حزن آور( 6/1/68 )امام (ره) و رنجنامه مرحوم حاج سيداحمد خميني نمي توانست داشته باشد. همان گونه كه در برخي از قسمت هاي قبل يادآوري شد، باند مهدي هاشمي برخلاف ادعاي راديكاليسم انقلابي خود، در مسير آماده ساختن ذهنيت منتظري براي مقابله با امام به وسايل مختلف و از جمله متصل كردن او به ليبرال ها متوسل شده بودند. شايد تلاشي كه منتظري و هواداران وي در درون نظام براي بازگشت ليبرال ها به صحنه قدرت داشتند سبب شد كه در اوج فشارهاي ناشي از جنگ تحميلي و كمك ليبرال ها به جنگ رواني بعثي ها و حاميان غربي شان، آقاي محتشمي وزير كشور وقت از حضرت امام در اين مورد سوال كند؛ سوالي كه نظر محكم حضرت امام درباره ماهيت نهضت آزادي و لزوم جلوگيري از بازگشت اين گروه به قدرت، جاي كمترين ابهامي در پاسخ آن باقي نگذاشت. همسويي انتقادهاي منتظري با ليبرال ها در سال پاياني دفاع مقدس، بازگويي ادعاهاي ليبرال ها در مواردي مثل قتل دكتر سامي و نيز اعدام گروه معدودي از منافقين كه همزمان با تجاوز نيروهاي منافقين به شهر اسلام آباد غرب قصد شورش در زندان را داشتند و به تعبير حضرت امام به «آلاف والوف (هزاران) رساندن» اين تعداد معدود ، گواه روشني بر ارتباط مستمر و اثرگذار آنان با منتظري بود. مردم در اين ميانه فقط شاهد لحن انتقادي منتظري بودند كه صدا وسيما به دليل عنوان قائم مقام رهبري به رغم تعارض آشكار آن با منويات حضرت امام مجبور به پخش آن بود و كمترين حذف آن به عكس العمل غوغاسالارانه وي مواجه مي شد. اما از منشا اين موضعگيري ها مطلع نبودند. لذا بسياري متوجه نشدند كه مخاطب اين سخن امام در پيام به روحانيون ، مراجع ، مدرسين و طلاب در سوم اسفند 1367 كسي جز منتظري نبوده است:« نبايد براي رضايت چند ليبرال خود فروخته در اظهار نظرها و ابراز عقيده ها به گونه اي غلط عمل كنيم كه حزب الله عزيز احساس كند جمهوري اسلامي دارد از مواضع اصولي اش عدول مي كند. تحليل اين مطلب كه جمهوري اسلامي ايران چيزي به دست نياورده و ناموفق بوده است آيا به سستي نظام و سلب اعتماد مردم منجر نمي شود؟» منتظري در سخنراني بهمن ماه 1367 در دفاع از همنشيني خود با ليبرال ها از آنان با عنوان «عقلاي قوم» ياد كرده بود. امام در همين پيام تصريح كرده بودند:« من به طلاب عزيز هشدار مي دهم كه علاوه براين كه بايد مواظب القائات روحاني نماها و مقدس ماب ها باشند، از تجربه تلخ روي كارآمدن انقلابي نماها و به ظاهر عقلاي قوم كه هرگز با اصول و اهداف روحانيت آشتي نكرده اند عبرت بگيرند كه مبادا گذشته تفكر و خيانت آنان فراموش و دلسوزي هاي بي مورد و ساده انديشانه سبب مراجعت آنان به پست هاي كليدي و سرنوشت ساز نظام شود.» اما پافشاري منتظري بر مقابله با نظر صائب امام در اين مورد امام راحل را واداشت در پيام به مهاجرين جنگ تحميلي چنين بنگارند:« نفوذي ها بارها اعلام كرده اند كه حرف خود را از دهان ساده انديشان موجه مي زنند...ما بايد دشمن سرسخت كساني باشيم كه پرونده همكاري آنان با آمريكا از لانه جاسوسي بيرون آمد. ما بايد تمام عشقمان به خدا باشد نه تاريخ. كساني كه از منافقين و ليبرال ها دفاع مي كنند پيش ملت عزيز و شهيد داده ما راهي ندارند. اگر ايادي بيگانه و ناآگاهان گول خورده كه بدون توجه، بلندگوي ديگران شده اند از اين حركات دست برندارند مردم آنها را بدون هيچ گونه گذشتي طرد خواهند كرد.» بدين ترتيب پيوند با ليبرال ها و به طور مشخص نهضت آزادي موضوع نهايي عزل كسي بود كه عنوان قائم مقامي رهبري بر وي نهاده شده بود و آنچه در سال هاي بعد و تا امروز به شكل گيري ائتلاف نهضت آزادي با برخي از عناصر خط امامي منجر شده است داراي ريشه هاي مشترك با رفتارهايي است كه آن گونه باعث نگراني حضرت امام در واپسين هفته هاي عمر پر بركتش شده بود. بيهوده نبود كه قدرت يافتن برخي از جريان هاي سياسي پس از سال 1367 ميدان داري همزمان باندمهدي هاشمي و نهضت آزادي را به دنبال داشت. «ائتلاف اصلاح طلبان» در روزهاي اخير به صراحت اعلام كرد كه آماده ائتلاف با نهضت آزادي در صورت همراهي با نظرات آقاي خاتمي است. اين درحالي است كه آنان در موضعگيري هاي اخير خود بازگشت به «خط امام» را در برنامه هاي تبليغات سياسي خود قرارداده بودند. با اين همه معلوم نيست چگونه مي توان با داشتن داعيه خط امامي موتلف با گروهي شد كه حضرت امام در نامه( 6/1/68) به منتظري درباره آنها تصريح كرده بودند:«سخت معتقدم كه آنان به چيزي كمتر از انحراف انقلاب از تمام اصولش و حركت به سوي آمريكاي جهانخوار قناعت نمي كنند... تا من هستم نخواهم گذاشت حكومت به دست ليبرال ها بيفتد.» ظاهر قضيه اين است كه منتظري پس از اطلاع از نامه(6/1/68) برخلاف موضعگيري هاي قبلي، خود را ملزم به اطاعت و اجراي دستورات امام دانست و از مرتفع كردن ضعف و اشتباه ها با رهبري هاي حضرت امام سخن به ميان آورد. اما اين سوال وجود داشت كه چرا يادگار امام به رغم اين موضعگيري منتظري رنجنامه را انتشار داد. منتظري به دنبال تبادل نامه هاي ششم تا هشتم فروردين و پس از آن كه با اقداماتي مثل كاستن از نيروهاي حفاظت بيت خود موافقت نمود به ناگاه تهديد كرد اگر اين اقدامات انجام شود، در پيام به مردم از در خطر بودن جانش شكايت خواهد كرد! هادي هاشمي داماد وي نيز در گفت وگو با مرحوم حاج سيداحمد خميني خواستار ادامه پخش دروس منتظري از راديو، ادامه كار هيئت استفتا و ادامه فعاليت خودش : كه حتي مهدي هاشمي به توطئه گري اش شهادت داده بود- شد. اين قرائن نشان مي داد فتنه جويان پيرامون منتظري، كماكان نقشه هاي گذشته را در سردارند. اين نقشه ها چه بود؟ به عقيده مرحوم حاج سيد احمد خميني، آنها با باور به طولاني نشدن عمر امام، براي پس از آن بزرگمرد قصد داشتند با استفاده از رسانه هاي بيگانه و سياست هاي خارجي ابتدا با معرفي چهره اي خشن از امام و بيان متفاوت بودن منتظري با امام از اين حيث، وي را به طور كامل از نظام جداكنند و سپس باكشتن او و معرفي طرفداران امام به عنوان عامل آن زمينه را براي يك آشوب دامنه دار در كشور آماده سازند.
__________________
![]() رهسپاریم با ولایت تا شهادت |
|
|
|
|
|
#6 | |
|
الاسلام یعلواولایعلی علیه
|
ج: استفتاء از فقیه عالیقدر در خصوص کتاب رنجنامه
نقل قول:
![]() 1- به نظرم سامانه اطلاع رسانی اینترنت و بطور مشخص این سایت محیط نسبتا بازی است برای ابراز عقاید. از این امکان استفاده نمایید. 2- ظاهرا جنابعالی از علاقمندان خاص ایشان هستید پس جواب سوالات و ابهامات را از ایشان جویا شده و ما را در جریان قرار دهید. البته مواظب باشید به همین گلایه ی خودتان از دیگران مبنی بر اتهامات بی دلیل و غیره دچار نشوید . پس مستدل و مورد به مورد باشد. 3- شخصا منتظر بررسی تک تک موارد مد نظر در یک محیط صمیمی ومنطقی وصد البته جدی از سوی شما هستم. 4-این که رسانه ای برای ابراز نظر تا بحال وجود نداشته را نمی توانم بپذیرم.چراکه مکررا می شنیده ایم که رادیو های بیگانه مهمان نظرات و فتواهای ایشان بوده اند. 5- پس برای اینکه خدای ناکرده به مظلوم نمایی منتسب نشوید به مورد 3 عنایت جدی بفرمایید و مسائل را یک به یک با رعایت مقدمات و اهم و مهم و ذکر سند ان ها ارائه دهید. با اعتراضی هم اگر مواجه شدید سیر مباحثتان را گم نکنید. اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم ![]() موفق باشید. ![]() یا علی
__________________
![]() این الطالب بدم المقتول بکربلاء The Awaited Saviour ![]() |
|
|
|
|
| كاربران ذيل از saleh57 بابت اين نوشته مفيد تشكر كردهاند : |
|
|
#7 | |
|
احمد رضائی
تاريخ ثبت نام: Mar 2008
پاسخها: 38
|
ج: استفتاء از فقیه عالیقدر در خصوص کتاب رنجنامه
نقل قول:
با سلام از بذل توجه شما نسبت به مطالب این صفحه متشکرم . 1- اگر چنانچه به متن گفتگوهای بنده در این مورد و مورد : " بی حرمتی شیخ محمد یزدی به دو مرجع معظم تقلید " مراجعه نموده باشید در خواهید یافت که ان شاءالله همواره مستدل ، منطقی و مستند نوشته و خواهم نگاشت . اما آیا منتقد اصلی این متون آقای مین هم چنین است ؟ یا به جای پاسخ به شعار ، توهین ، افترا و نقل مطالب از این و آن پرداخته است که جایی برای پاسخگویی مستدل و مورد به مورد باقی نمی گذارد . 2- چنانچه ابهام یا سؤالی داشته باشید مطرح سازید تا در بضاعت وقت و توان خویش پاسخ دهم . 3- فقیه عالیقدر در کتاب خاطرات خویش که در جمهوری اسلامی ایران که از مؤسسین آن محسوب می شوندمتأسفانه اجازۀ انتشار نیافت پاسخ بسیاری از شبهات و ابهامات را داده اند که می توانید به سایت معظم له برای مطالع مراجعه فرمایید . 4- بنده از علاقه مندان به حق و حقیقت هستم و چون فقیه عالیقدر را فالاعلم امام راحل و در بسیاری از امور محق می دانم لذا علاقه مندیم به ایشان طبیعی به نظر می رسد وشما هم می توانید مانند بنده از طریق نامه و یا ایمیل سؤالات خویش را از معظم له پرسیده و پاسخ دریافت نمایید .(سؤال بنده در سال 1368 از طریق ارسال نامه بوده است ) 5- از سال 1368 تا کنون علیرغم بمباران خبری و رسانه ای برعلیه ایشان که هر از چندگاهی صورت می گیرد اجازۀ پاسخگویی و رفع اتهام وشبهات بیشماری که در میان مردم پخش شده و می شود به معظم له داده نشده و نمی شود ( گفته شده است برخلاف مصوبۀ شورای عالی امنیت ملی کشور است ) و از ایشان هیچ مصاحبه ، خبر و گزارشی در رسانه های خبری من جمله صدا و سیما و روزنامه های کثیرالانتشار منتشر نمی شود. ایشان تاکنون ممنوع التصویر هستند ولی در مقابل خاندان منحوس پهلوی در بسیاری از موارد تصویرشان پخش شده است ( فیلمهای قبل از انقلاب ) واگرچه ایشان دوم شخص انقلاب است و زحمات و لطماتی که در راه به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی متحمل شده اند قابل انکار نیست اما آیا تا کنون در این سالها تصویر ایشان را دیده اید که از سیمای جمهوری اسلامی در ایام انقلاب و پس از آن نشان دهند . ایشان رئیس مجلس بررسی نهائی قانون اساسی ( معروف به خبرگان ) در سال 1358 بوده اند و هر گاه سیما می خواهد گزارشی از آن مجلس به تصویر بکشد تصویر فقیه عالیقدر را مات نموده یا در کادر قرار می دهند تا مشخص نشود . آیا می توان واقعیت ها را پنهان و انکار نمود ؟ ومنظور من از بایکوت خبری ایشان در داخل کشور بوده نه خارج آن . با تشکر از شما ![]() ![]() ![]() اللهمّ عجّل لولیـّک الفرج والعافیة و النّصر - 17/1/1387 ، 27 / 2 / 1429
__________________
![]() احمد رضائی آخرين ويرايش رضائی ، Saturday 5 April 2008 در 02:26AM. |
|
|
|
|
| كاربران ذيل از رضائی بابت اين نوشته مفيد تشكر كردهاند : |
|
|
#8 |
|
احمد رضائی
تاريخ ثبت نام: Mar 2008
پاسخها: 38
|
ج: استفتاء از فقیه عالیقدر در خصوص کتاب رنجنامه
آقای Min
با سلام به جای تمسخر و استهزاء که برازندۀ رهروان راه ولایت فقیه نمی باشد خوب است به پاسخ اینجانب که در انتهای مطلب " توهین شیخ محمد یزدی به دوتن از مراجع معظم تقلید " مراجعه و چنانچه ابهام داشتید با عمل به شرائط مطرح شده در آن به سؤالات شما پاسخ خواهم داد . 17/1/1387- 27/2/1429ه.ق
__________________
![]() احمد رضائی |
|
|
|
|
|
#9 |
|
عضو ثابت
تاريخ ثبت نام: Oct 2007
پاسخها: 1,501
|
ج: استفتاء از فقیه عالیقدر در خصوص کتاب رنجنامه
"هر كس بر ضرر مؤمن داستاني بسرايد كه او را آبرو برد تا از چشم مردم افتد، خدا او را از دوستي خود به دوستي شيطان براند و شيطان هم او را نپذيرد."
(امام صادق عليه السلام)
__________________
![]() فرمان دادم تا بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک سپارند تا اجزاء بدنم ذرات خاک ایران را تشکیل دهد. (کوروش کبیر) |
|
|
|
|
|
#10 | |
|
الاسلام یعلواولایعلی علیه
|
ج: استفتاء از فقیه عالیقدر در خصوص کتاب رنجنامه
نقل قول:
![]() برادر گرامی جناب " رضایی" از پاسخ مبسوط تان متشکرم. این عریضه ی نسبتا مبسوط را از اینجانب بپذیرید. 1- علی الظاهر شخصا با وضع موجود در خصوص ایشان اشکالی نمی بینم.خصوصا که محدودیتهای رفت و امد با ایشان هم سالهاست برداشته شده است 2-جنابعالی در این سرفصل به طور مستقیم و غیر مستقیم مدعی توهین و اتهام به ایشان از سوی افرادی هستید و گفته اید که این مطالب هم در کتاب رنجنامه درج شده است. 3- لابد این طرح مطالب بایستی از سوی جنابعالی اغاز شود و دلایل را یک یه یک ارائه دهید تا اگر نکته ای مغفول ما ست توجیه شویم و همچنین جنابعالی. 4- مطالب مورد نظر شما در مورد کتاب نوشته شده از سوی ایشان را در دوره ی دوم خرداد به وفور در محافل می شنیدیم. حال یا در روزنامه ها و یا در سایتها. 5- در مورد ممنوع التصویر رسمی بودنشان هم اطلاع چندانی ندارم.اما انچنان که بر می اید اری در تلویزیون تصاویر ایشان یا پخش نمی شود یا محدود است.بنظرم در مستند روح الله این اشاره صورت گرفت. 5-عمده ی مشکلات بر میگردد به محیط غیر شفافی که دسته ای با دانسته های امنیتی خودشان به برخوردهایی با افراد شاخص می پردازند و بدون اقناع جامعه به این عمل مبادرت مینمایند.واز انجایی که مردم از پشت پرده ی تخلف ادعایی فرد مورد نظر یا اطرافیانش بی اطلاعند متحیر می شوند. و از سوی دیگر دسته ای نیز با تعصب ناروایی دارند ( به جهات علقه های خاص) به طرفداری از ان شخص و تطهیر او می پردازند. و باز هم ما مردم هستیم که در این میان جز تحیر چیزی بر وجودمان افزوده نمی شود. 6- از شما برادر گرامی جناب " رضایی" می خواهم لطف نموده و با تسلط و باحوصله به روشنگری هوشمندانه بپردازید. 7- افراد شاخصی که حضور بسیار جدی سیاسی در عرصه ی اجتماع دارند به تبع نقش شان موافقین و مخالفین جدی ای دارند. شاید جناب " مین" از این مصادیق باشند. در اینجاست که نقش شما اشکار می شود که به جای دو روش جار ی در بحث های جدی سیاسی که یا به توهین و یا به مظلوم نمایی منجر می شود بر ما منت نهید و این نقش مثبت روشنگری ارام و البته جدی و مستند را ایفا نمایید. اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم ![]() ![]() موفق باشید. ![]() یا علی
__________________
![]() این الطالب بدم المقتول بکربلاء The Awaited Saviour ![]() آخرين ويرايش saleh57 ، Saturday 5 April 2008 در 11:21AM. |
|
|
|
|
|
|
#11 | |
|
تا زنده ایم رزمنده ایم
تاريخ ثبت نام: Jul 2002
مكان: ايران اسلامي
سن: 41
پاسخها: 5,125
|
ج: استفتاء از فقیه عالیقدر در خصوص کتاب رنجنامه
نقل قول:
__________________
![]() رهسپاریم با ولایت تا شهادت |
|
|
|
|
|
|
#12 |
|
تا زنده ایم رزمنده ایم
تاريخ ثبت نام: Jul 2002
مكان: ايران اسلامي
سن: 41
پاسخها: 5,125
|
ج: استفتاء از فقیه عالیقدر در خصوص کتاب رنجنامه
فصل دوم کتاب جديد حجت*الاسلام ري*شهري:
موضع امام(ره) پس از انتصاب منتظري به قائم*مقامي حجت الاسلام محمدی ری شهری در فصل دوم کتاب سنجه انصاف به بررسی موضع امام(ره) پس از انتصاب منتظری به قائم مقامی رهبری پرداخته است. به گزارش رجانیوز، وی با اشاره به اینکه در تاریخ 26/4/1364 با تلاش مسئولان ارشد جمهوری اسلامی -که عضو مجلس خبرگان نیز بودند- آقای منتظری به عنوان قائم مقام رهبری تعیین شد، می افزاید: متن مصوبه مجلس خبرگان رهبری این است: بسم الله الرحمن الرحیم- خبرگان امت به موجب تکلیف مصرح در مصوبه روز 24/6/1364 مجلس خبرگان و به عنوان مقدمه عقلیه لازم برای عمل به اصل 107 قانون اساسی، فقیه عالیقدر و مجاهد، حضرت آیت الله منتظری-دامت برکاته- را به عنوان مصداق کامل قسمت دوم اصل مزبور، تعیین می کنند. وزیر وقت اطلاعات در ادامه تأکید می کند: پس از تعیین آقای منتظری به عنوان رهبر آینده جمهوری اسلامی توسط خبرگان، نه تنها امام کمترین مخالفتی با این تصمیم از خود بروز نداد، بلکه عملاً*این تصمیم را تأیید کرد. به سخن دیگر،*همانطور که در نامه 6/1/68 آمده، امام، در مورد آقای منتظری همان گونه عمل کرد که در مورد نخست وزیری آقای بازرگان و رئیس جمهوری آقای بنی صدر. ری شهری درخصوص واگذاری برخی اختیارات رهبری از سوی امام(ره) به منتظری می نویسد: امام در موارد متعددی از مسائل فقهی مورد نیاز قوه قضاییه و شورای نگهبان را به ایشان ارجاع کرد. در ادامه این فصل برخی نمونه های واگذاری اختیارات ذکر شده است: بسمه تعالی محضر مقدس حضرت امام لطفاً برای حل مشکل جبهه موافقت فرمایید که: 1- سازمان قضایی نیروهای مسلح موظف است در زمان جنگ، به جرائم در رابطه با جنگ، از قبیل توطئه، جاسوسی، خیانت، کارشکنی، تمرد و آنچه لطمه برای جنگ و امنیت کشور داشته باشد، طبق ضوابط شرعی و بدون رعایت تشریفات قانونی و آئین دادرسی رسیدگی کرده، حکم قطعی صادر نماید. 2- سازمان قضایی نیروهای مسلح موظف است در زمان جنگ در مراکزی که شورای عالی دفاع پیشنهاد می نماید، دادگاه زمان جنگ تشکیل دهد. دادرسی در این دادگاه، یک مرحله ای و بدون تشریفات آیین دادرسی و مجازات برطبق موازین شرعی و قوانین خواهد بود. بسمه تعالی خدمت حضرت آیت الله العظمی منتظری دامت برکاته حضرت امام -مدظله- فرمودندکه به سئوالات بالا، حضرت عالی جواب فرمایید. احمد خمینی 11/2/65 بسمه تعالی شورای عالی قضایی دستور لازم را نسبت به دو فقره بالا صادر نمایند مع رعایة الاحتیاط فی انتخاب الافراد حسینعلی منتظری ارجاع حل مشکل تعزیرات از سوی امام خمینی(ره) به آقای منتظری در پاسخ پرسش های فقهای شورای نگهبان بسمه تعالی محضر مبارک حضرت آیت الله منتظری- دام ظله العالی- با عرض سلام، در مورد حل مشکل تعزیرات که موضوع از طرف حضرت امام -مدظله العالی- به حضرت عالی ارجاع شده بود، -چنان که حضوراً نیز به عرض رسید-، جمله ای که مرقوم فرموده بودید، راهگشا نبود؛ چون اشکال عمده این بود که برحسب نظر حضرت امام، تعیین تعزیرات و تخلف از احکام سلطانیه باید از طرف حاکم یا وکیل او باشد و چون باید قضیه رنگ قانون داشته باشد،* حتماً باید از کانال مجلس و شورای نگهبان بگذرد و با سوابقی که در جریان* آن قرار گرفتید، در عمل، *کار، دچار مشکل شد و امام بزرگوار، تعیین تکلیف را به جناب عالی ارجاع فرمودند؛ اما در آن مرقومه راه حلی ارائه نشده بود. لذا مقتضی است با توجه به همه جوانب کار که هم اشکال شرعی رفع شود و هم مجلس و شورای نگهبان بتوانند وظیفه شان را ایفا کنند، نظر صریح و روشن خود را اعلام فرمایید. با تشکر. از طرف فقهای شورای نگهبان- احمد جنتی پاسخ آقای منتظری بسمه تعالی پس از سلام، هرچند تعیین مقدار تعزیر و مراتب آن شرعاً به نظر حاکم محول شده است، ولی آقایان محترم توجه دارید که اکثر حکّام فعلی، واجد شرایط قضا و حکم نیستند و به علاوه، بی تجربه و ناهماهنگ می باشند و از طرفی، تعطیل امور قضایی و تعزیرات، موجب تضییع حقوق و هرج و مرج و بلکه اختلال نظام می شود؛ بنا براین لازم است بهترین و کم ضررترین راه، انتخاب شود، بدین طریق که کمیسیون قضایی مجلس شورا، قوانین و مقرراتی را متناسب با جرم ها با رعایت شرایط و امکانات خاطی و دفعات و مراتب جرم و مراتب تأدیب، از وعظ و توبیخ و تهدید ودرجات تعزیر، تنظیم نمایند و به تصویب مجلس شورا برسانند و حضرات آقایان محترم اعضای شورای نگهبان، صحت وعدم مخالفت آنها را با موازیم شرعیه و قانون اساسی از هر جهت،*غیر از جهت محول بودن به نظر حاکم، بررسی و تأیید نمایند و در نتیجه به مقدار زیاد، احکام صادره، هماهنگ و جلو بسیاری از اشتباهات گرفته می شود؛ و در حقیقت، آقایان حاکم، و قضات محاکم مجری می باشند. والسلام علیکم و شکرالله سعیکم. 7/7/65- حسینعلی منتظری ارجاع حکم مفسد فی الارض به نظر آقای منتظری حضرت آیت ا... العظمی امام خمینی- دام عزه- اعدام شخص مفسد که در نظر مبارک مورد احتیاط است، به نظر آیت ا... منتظری جایز است و این مسئله در محاکم قضایی،*مورد احتیاج است. اگر اجازه می فرمایید، در مراجع قضایی طبق نظر ایشان عمل شود. ادامه الله عمرکم الشریف. عبدالکریم موسوی اردبیلی پاسخ امام(ره) به نامه* آقای موسوی اردبیلی بسمه تعالی مجازید طبق نظر شریف ایشان عمل نمایید. 9/5/66- روح ا... الموسوی الخمینی وزیر وقت اطلاعات در ادامه خاطرنشان می سازد: اینگونه اقدامات امام(ره) و نیز واگذاری شماری از اختیارات رهبری مانند عفو زندانیان، تعیین نماینده در دانشگاهها، تعیین ائمه جمعه و قاضی در خارج از کشور به آقای منتظری و شماری از اقدامات دیگر-که برخی حتی پیش از تعیین آقای منتظری به عنوان قائم مقام رهبری از طریق ایشان انجام می شد و پس از آن هم ادامه یافت- در واقع، تأیید عملی امام نسبت به تصمیم خبرگان بود. ری شهری همچنین دو نکته ادعای مخالفت منتظری با تصمیم خبرگان و اعدام مفسدان، به حکم منتظری را قابل توجه دانسته و می افزاید: آقای منتظری مدعی است که با تصمیم خبرگان در مورد رهبری وی مخالف بوده و این اقدام را غیرقانونی می دانسته است و به همین جهت در تاریخ 30/6/1364 یعنی حدود دو ماه بعد از تصمیم خبرگان! نامه ای به آقای مشکینی نوشته که با این اقدام، مخالف است و سرانجام، ضمن اشاره به سوءنیت اقدام کنندگان می گوید:* این کار غلطی بود؛ هم به ضرر من بود، هم به ضرر انقلاب و اصلاً خبرگان حق نداشتند که قائم مقام تعیین کنند؛ این در قانون اساسی پیش بینی نشده. بالاخره من مخالف بودم؛ خیلی از کسانی هم که به من علاقه مند بودند با این قضیه مخالف بودند. وزیر وقت اطلاعات در مقام رد این ادعا از منتظری می پرسد: اگر واقعاً جناب عالی اقدام خبرگان را غیرقانونی می دانستید، چرا عملاً با آن مخالفت نکردید و به عنوان مخالفت با این اقدام غیرقانونی، دخالت در اموری که از شئون رهبری است را ترک نکردید؟* آیا در قانون اساسی، پیش بینی شده بود که شما در امور مربوط به رهبری، دخالت کنید؟! بنابر این نامه شما به آقای مشکینی، آن هم دو ماه بعد از تصمیم خبرگان، چیزی جز تعارف معمولی نیست؟*! ری شهری با اشاره به کتاب خاطرات منتظری، می نویسد: امام نسبت به مشروع بودن صدور حکم اعدام در مورد کسانی که عنوان "مفسد" بر آنها اطلاق می شود، احتیاط می کرده و قضات، طبق فتوای آقای منتظری رأی به اعدام مفسدان داده اند. بنا براین، بر فرض که آنچه در کتاب خاطرات ایشان -از اعدام مفسدان و منافقان- آمده صحیح باشد، بر پایه حکم خود ایشان بوده؛ از این رو باید از ایشان پرسید که چرا علیه امام و نظام جمهوری اسلامی جوسازی می نماید؟!
__________________
![]() رهسپاریم با ولایت تا شهادت |
|
|
|
|
|
#13 | |
|
عضو ثابت
تاريخ ثبت نام: Feb 2008
مكان: تهران
پاسخها: 6,983
|
ج: استفتاء از فقیه عالیقدر در خصوص کتاب رنجنامه
نقل قول:
|
|
|
|
|
|
|
#14 |
|
عضو ثابت
تاريخ ثبت نام: Oct 2007
پاسخها: 1,501
|
ج: استفتاء از فقیه عالیقدر در خصوص کتاب رنجنامه
اینکه من به دین اعتقاد ندارم نظر و برداشت شخصی شماست و از آنجایی که در سخنان قبلی شما نیز اثری از منطق و خرد یافت نشده بحث در این مورد را ادامه نمی دهم .
متاسفانه این مشکلی که شما از آن رنج می برید در سطح حکومت ایران نیز دیده می شود یعنی حاکمان نظام خود را تنها وارثان دین خدا بر روی زمین دانسته و یا ادعای نائب بر حق امام زمان در آن را دارند . شاید این اعتقاد در سطح عوام (نظیر شما ) ناشی از کم خردی باشد ولی در سطح بالادست نظام نمودی از تدوین یک سیاست کهنه است . سیاستی که اروپا را در دوران حکومت کلیسا به کام نابودی کشاند تا جایی که هر حرفی حتی از دهان دانشمندان بزرگ تاریخ که خرافات مذهبی را خدشه دار می کرد مستوجب مرگ بود . امیدوارم بعضی از دوستان روشنفکر تالار که همواره شاهد زحمات ایشان در نشر تفکر آزادی و دموکراسی توسطشان هستم با درک این موضوع و شناسایی افرادی از این دست ، از انجام مباحث بی نتیجه و فارغ از هرگونه بار علمی با این افراد خودداری کرده و به یاد داشته باشند که چنین افرادی که خود را به خواب زده اند هرگز بیدار نخواهند شد . با تشکر
__________________
![]() فرمان دادم تا بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک سپارند تا اجزاء بدنم ذرات خاک ایران را تشکیل دهد. (کوروش کبیر) |
|
|
|
| كاربران ذيل از آگاه بابت اين نوشته مفيد تشكر كردهاند : |
|
|
#15 |
|
عضو ثابت
تاريخ ثبت نام: Feb 2008
پاسخها: 378
|
ج: استفتاء از فقیه عالیقدر در خصوص کتاب رنجنامه
درود
اساسا دیدگاه این حکومت در توجیح و اثبات خود آنجا شکل می گیرد که بتواند و یا حتی اگر نتواند با توسل به تفکرات ایجاد توهم و ترس از دشمن خارجی خود را حق و دیگری را نفی بنماید ... اتفاقا بنده اعتقاد دارم که گفتمان با ایشان بهترین راه برای اثبات حقیقت و واقعیتی است که خود می دانند در تار و پود پوسیده و فاسد حکومتی خویش همانها که ادعای استقلال و تمامیت ارضی و نه غربی و نه شرقی سر می دهند اما در هنگام بیان مشکلات و معضلات اجتماعی ... دمکراسی و غرب و شرق را در مداخله متهم می کنند است که نشان می دهد ایشان تا به چه حد متجاوز به حقوق ایرانی و حتی اسلامی خویشند و تا چه حد در دروغ پردازی متبحر و پر تلاشند .... دمکراسی برای بیداری خلقی که خود بیدارند که دیگران را در خواب فرو برند نیامده است بلکه نتیجه ای است از یک فرایند مردمی و انسانی که بیش از هر نتیجه دیگر در دنیای کنونی برای خلق خود مفید و ارزنده بوده است و اتفاقا از همین مناسبت برای دیگران هم مفید فایده بوده است. اینان بیش از هر که با ان مراوده دارند و از امریکا و دمکراسی نالان ... خود می داننده که ریشه های اولیه شکوفایی و پیشرفت تکنولوژی نه از صدقه سر اسلام و یا حتی روس و انگلیس که اتفاقا تاریخ موکدا و موثقا و مستندا در مراودات فرانوسوی ها و آمریکایی ها و دست یابی به اطلاعات ایشان برای این مملکت سودمند بوده ... بماند تا هر چه می خواهند بگویند ... من اسناد و اطلاعات خدشه ناپذیر بسیاری دارم که اگر بخواهند یاوه گویانه دم از کذب این حقیقت بزنند برای شما بازگو خواهم کرد.. فقط در یک مثال جز این نیست و نبوده که انگلیس طی 300 سال مراوده و حکومت انارشیستی بعد از شاه عباس و علم کردن ایران شیعی در برابر عثمانی نه به ما خدمت کرد و نه ایرانی که اساسا به خود و فرزندان رشید خود ملایان جز این نیست که همین آیت الله خمینی و بسیاری دیگر در پس زمینه های سالهای 20 تا 40 شمسی نه تنها حق رای رابرای زن مجاز نمی دانستند که اساسا با تحصیل این قشر انسانی هم مخالف بوده اند ... اینان نرخ به روز خورند ... نه مای دمکراسی ... بدرود آخرين ويرايش Democracy ، Sunday 6 April 2008 در 09:44AM. |
|
|
|
![]() |
| Bookmarks |
| کلیدواژه ها |
| هيچيك |
| كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان) | |
| ابزار گفتگو | |
| ارزيابي اين گفتگو | |
|
|
گفتگوهاي مشابه
|
||||
| گفتگو | آغازگر گفتگو | تالار | پاسخها | عنوان آخرين گفتگو |
| عمر (رض)خليفه مظلوم اسلام وچهره ای تحريف شده در ايران . | ابوحامد | دين و دنيا | 280 | Sunday 23 August 2009 09:28AM |
| شمشیر را از رو بسته اند . | min | اخبار و سياست | 147 | Friday 15 August 2008 12:59AM |
| تصمیم عمر بر هتک حرمت از معتبرترین کتب مخالفین | جوجو | دين و دنيا | 14 | Friday 23 May 2008 10:18PM |
| صحبتی گرم فقط با جناب zxcv | mohebsahabeh | دين و دنيا | 28 | Tuesday 11 April 2006 04:52PM |
| پيدايش کابالا | امير حسين | آزاد | 0 | Wednesday 7 July 2004 08:26AM |