بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه ادبي-هنري > سينما و تئاتر

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Monday 14 July 2008   #1
3Reza
We Will Rise Again
 
نشان 3Reza
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2008
مكان: گربهء قلب زمين
سن: 31
پاسخ‌ها: 19,266
روزنوشته ها: 10
Lightbulb معرفی فیلمهای روز جهان...............

سلام بچه ها
این سرنگار هم که از اسمش مشخصه.........................
__________________
عيد من آن روزی اىست كه زحمت يك سالِ دهقان، شامِ يك شب پادشاه نباشد!
درد من تنهایی نیست بلکه مرگ ملتی است که گدایی را قناعت، بی عرضگی را صبر، و با تبسمی بر لب این حماقت را حکمت خداوند می نامد!
3Reza حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Monday 14 July 2008   #2
3Reza
We Will Rise Again
 
نشان 3Reza
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2008
مكان: گربهء قلب زمين
سن: 31
پاسخ‌ها: 19,266
روزنوشته ها: 10
ج: معرفی فیلمهای روز جهان...............

معرفي

يتيم خانه Orfanato, El


کارگردان: خوآن آنتونيو بايونا. فيلمنامه: سرگيو سانچز. موسيقي: فرناندو ولازکز. مدير فيلمبرداري: اسکار فائورا. ‏تدوين: النا روئيز. طراح صحنه: جوزف روزل. بازيگران: بلن روئه دا[لورا]، فرناندو کايو[کارلوس]، روگر ‏پرنسيپ[سيمون]، ميبل ريورا[پيلار]، مونته سرا کارولا[بنينا]، آندرس گرتروديکس[انريکه]، ادگار ويوار[بالابان]، ‏اسکار کاساس[توماس]، جورجينا آولاندا[ريتا]، کارلا گورديلو آليسيا[مارتين]، آلخاندرو کامپوس[ويکتور]، کارمن ‏لوپز[آليسيا]، اسکار لارا[گيلرمو]، جرالدين چاپلين[آئورورا]. 110 و 100 دقيقه. محصول 2007 مکزيک، اسپانيا. نام ‏ديگر: ‏The Orphanage‏. برنده جوايز بهترين بازيگر زن/بلن روئه دا، بهترني طراحي صحنه، بهترين فيلمبرداري، ‏بهترين فيلم، بهترين تدوين، بهترين کارگردان تازه کار، بهترين صدا برداري و نامزد موسيقي و بهترين فيلمنامه از ‏مراسم سينمايي بارسلونا، نامزد جايزه بهترين فيلم خارجي از مراسم انجمن منتقدين رسانه ها، نامزد جايزه بهترين فيلم ‏خارجي از مراسم انجمن منتقدان فيلم شيکاگو، نامزد جوايز بهترين فيلم، بهترين بازيگر زن، بهترين بازيگر مرد/روگر ‏پرنسيپ، بهترين کارگرداني، بهترين بازيگر نقش مکمل زن/جرالدين چاپلين از مراسم گويا، نامزد جايزه بهترين فيلم ‏خارجي از مراسم ساتلايت، نامزد جايزه هئت داوران از جشنواره سن پائولو.‏
لورا پس از خريد يتيم خانه اي که کودکي اش را انجا گذرانده بود، تصميم مي گيرد تا در آنجا ساکن شده و پس از ‏بازسازي بار ديگر پناهگاه کودکان بي سرپرست بنمايد. در اولين روزهاي ورود به يتيم خانه و در گردشي ساحلي، لورا ‏متوجه مي شود که پسرش سيمون دوستي خيالي براي خود يافته است. اين واقعه کم کم راه را براي نگراني لورا باز مي ‏کند، چون وقايعي غير قابل توضيح در آنجا شروع به رخ دادن مي کند. تا اينکه در روز جشن پايان بازسازي، سيمون ‏گم شده و در جستجو براي يافتن وي پاي لورا نيز مي شکند. پس از ناکامي پليس در يافتن ردي از پسر گمشده، لورا ‏گروهي پير‎ ‎روانشناس متخصص تحقيق در امور فوق طبيعي را به يتيم خانه دعوت مي کند. هدف وي يافتن ردي از ‏فرزند گمشده و علت بروز اين حوادث است. پيرروانشناس ها با کمک مديومي به نام آئورورا شروع به کار مي کنند، ‏اما قدم اصلي را بايد خود لورا بردارد. کاري که چندان راحت نيست....‏


چرا بايد ديد؟
خوآن آنتونيو بايونا متولد 1975 بارسلونا، کاتالونياي اسپانيا نام آشنايي نيست. او با ساختن فيلم کوتاه ‏‎ ‎باعث افتخار من ‏است و کسب دو جايزه از جشنواره هاي بارسلونا و تولوز آغاز کرد. پس از ساخت دو فيلم کوتاه ديگر به کارگرداني ‏فيلم هاي ويديويي، تبليغاتي و کليپ هاي موسيقي روي آورد. اسپانيايي ها او را به خاطر کليپ هايي که براي گروه ‏موسيقي ‏‎ OBK‎، ‏Fangoria، ‏Ella Baila Sola‏ ساخته مي شناسند. يتيم خانه اولين فيلم بلند سينمايي اوست که با ‏کمک و تهيه کنندگي گيلرمو دل تورو ساخته که در جشنواره فيلم هاي فانتزي استيگز 1993 با هم آشنا شدند. کسي که ‏در طول دو دهه پيش ثابت کرده که يکي از بهترين روايان قصه هاي راز و خيال است. هزارتوي پان به عنوان کامل ‏ترين اثر وي تا امروز مويد اين نظر است و اين که او مي کوشد تا کساني را که قدرت گذاشتن پا جاي پاي وي دارند را ‏حمايت کنند. نوعي پدرخواندگي که نتيجه آن کسب نمايندگي رسمي اسپانيا توسط يتيم خانه براي حضور در ميان ‏نامزدهاي اسکار بهترين فيلم خارجي امسال است. ‏
يتيم خانه بر خلاف هزارتوي پان که قصه اي پريوار داشت، يک داستان اشباح است. خانه اي نفرين شده و گذشته اي ‏مرموز که منجر به نابودي پسر بچه مي شود. تا اينجا يتيم خانه مي تواند يک فيلم معمولي در اين ژانر به نظر برسد، اما ‏تاثير دل تورو و سبک وي در اينجا رخ مي نماياند. بازيگران اين درام هراس انگيز راهي در سکانس پاياني فيلم ‏همچون سکانس انتهايي هزارتوي پان راهي يکسان را انتخاب مي کنند: پناه بردن به سرزمين خيال/مرگ...‏
خوشبختانه کارگردان يتيم خانه به سبک و سياق فيلم هاي گونه ترسناک حمامي از خون براي تماشاگر تدارک نديده، اما ‏در رازآميز بودن دست کمي از ديگران[آلخاندرو آمنبار] ندارد. هزارتوي پان يک آليس در سرزمين عجايب بالغ بود، ‏اما نمي توانم بگويم که يتيم خانه يک پيتر پان بزرگسالان است. با اين وجود ديدني است!‏
ژانر: درام، ترسناک، راز آميز، مهيج. ‏
__________________
عيد من آن روزی اىست كه زحمت يك سالِ دهقان، شامِ يك شب پادشاه نباشد!
درد من تنهایی نیست بلکه مرگ ملتی است که گدایی را قناعت، بی عرضگی را صبر، و با تبسمی بر لب این حماقت را حکمت خداوند می نامد!
3Reza حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 5 كاربر از 3Reza بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Monday 14 July 2008   #3
Majid_ag
MTCC
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
مكان: مشهدالرضا
سن: 40
پاسخ‌ها: 4,516
ج: معرفی فیلمهای روز جهان...............

خیلی ممنون حمید رضا جان برو بریم.
__________________
حیف ...
Majid_ag حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Monday 14 July 2008   #4
Majid_ag
MTCC
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
مكان: مشهدالرضا
سن: 40
پاسخ‌ها: 4,516
ج: معرفی فیلمهای روز جهان...............



Requiem For A Dream مرثیه ای برای یک رویا.
دومین فیلم کارگردان جوان سینمای هالیوود دارن آرونوفسکی.
فیلمی تکان دهنده با موضوع محوری اعتیاد. فکر میکنم زیبا ترین و تاثیر گذار ترین فیلم درباره اعتیاد باشه. کارگردانی عالی،بازی محشر جنیفر کانلی و موسیقی متن واقعا همراه با فیلم و فیلمبرداری خاص این فیلم انرو واقعا دیدنی کرده.حتما ببینید.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
مرثیه ای برای یک رویا (Requiem for a Dream) فیلم دوم دارن آرنوفسکی(Darren Aronofsky) که در سال ۲۰۰۰ ساخته شده ، فیلم عجیب و تکان دهنده ایست. فیلم با موضوع محوری اعتیاد ، به روابط انسانهایی از دو نسل مختلف می پردازد.
با این که فیلم با شخصیت پسری به نام هری ( با بازی Jared Leto) آغاز می شود ، با این حال نمی توان گفت وی شخصیت اصلی قصه است. هری و دوست سیاه پوستش معتادند و اندکی بعد دوست دختر هری ( با بازی درخشان جنیفر کانلی) نیز در این اعتیاد همراهشان می شود. مادر هری هم که پیرزنی وابسته به تلویزیون است به دنبال توهم شرکت در یک مسابقه تلویزیونی و برای لاغر شدن، سراغ قرص هایی می رود که نمی داند باعث اعتیادش خواهند شد. فیلم با فراز و نشیب هایی زندگی این چهار آدم را نشان می دهد.
نکته ای که آرنوفسکی تاکید می کند عشق این افراد به یکدیگر است، اما عشقی که اعتیاد مجالی برای نمود زیبایی هایش بر جا نمی گذارد. جالب ترین تفسیری که در باره فیلم خواندم اینجا از زبان جنیفر کانلی بیان شده است: (هیچ کدام از شخصیت ها آن طور که نشان می دادند همدیگر را دوست دارند واقعا خودشان را دوست نداشتند، بنابراین هیچ کدام نمی توانستند شخص دیگری را دوست داشته باشند. آن ها مثل ارواح گرسنه دنبال چیزی می گشتند که با آن خودشان را سیر کنند).
دیدن فیلم برای افراد حساس ، زجر آور و ترسناک است. اینجا جایی است که می توان فاجعه اعتیاد را با تمام وجود لمس کرد. موسیقی درخشان فیلم، روح انسان را به لرزه در می آورد و تا ساعتها در ذهن می می ماند.
__________________
حیف ...
Majid_ag حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 4 كاربر از Majid_ag بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Monday 14 July 2008   #5
3Reza
We Will Rise Again
 
نشان 3Reza
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2008
مكان: گربهء قلب زمين
سن: 31
پاسخ‌ها: 19,266
روزنوشته ها: 10
ج: معرفی فیلمهای روز جهان...............

شب متعلق به ماست
We Own the Night




نويسنده و کارگردان: جيمز گري. موسيقي: وويچک کيلار. مدير فيلمبرداري: خواکين باکا-آساي. تدوين: جان اکسلراد. ‏طراح صحنه: فورد ويلر. بازيگران: ژواکين فونيکس[رابرت"بابي" گرين]، اوا مندز[آمادا خوارز]، مارک ‏والبرگ[سروان جوزف"جو" گروسينسکي]، رابرت دووال[معاون رئيس پليس آلبرت"برت"گروزينسکي]، الکس ‏ويدوف[واديم نژينسکي]، دومينيک کولون[فردي]، دني هاچ[جامبو فالستي]، اولگ تاکتاروف[پاول لوبيارسکي]، موني ‏موشونوف[مارات بوژايف]، توني موسانته[سروان جک شاپيرو]. 117 دقيقه. محصول 2007 آمريکا. نامزد نخل ‏طلاي جشنواره کن. ‏
نيويورک، سال 1988. يک محموله بزرگ ماده مخدر در شهر پخش شده و با خود موجي از تبهکاري و خشونت بي ‏سابقه به همراه اورده است. نيروي پليس که از فقدان مواد قانوني لازم و از همه مهم تر اسلحه و نفرات رنج مي برد، ‏قادر به جلوگيري از قاچاق چيان مسلح نيست. کار به جايي رسيه که هر ماه حداقل دو پليس کشته مي شود. جنگي که ‏آغاز شده به زودي دامن گنهکار و بيگناه را با هم مي گيرد. تبهکاران که کلوب شبانه اي در برايتون بيچ متلعق به ‏مارات بوژايف را پاتوق خود کرده اند، سعي دارند مدير آنجا-‏‎ ‎رابرت‎ ‎‏"بابي" گرين- را به سوي خود جذب کنند. اما ‏بابي با تمام قوا تلاش مي کند از دنياي تبهکاران فاصله گرفته و خود را درگير کارهاي کثيف نکند. بابي با وجود اين که ‏طرز زندگي دور از عرفي دارد، اما سخت دل بسته دوست دخترش آماداست و تنها رويايش راه انداختن کلوب تازه اي ‏در منهتن است. اما پدر- معاون رئيس پليس آلبرت"برت"گروزينسکي- و برادرش- سروان جوزف"جو" گروسينسکي- ‏که در خدمت نيروي پليس هستند، از وي مي خواهند تا خود را از اين دنيا بيرون بکشد. بابي مخالفت مي کند و در حمله ‏افراد برادرش به کلوب دستگير مي شود. جو خيلي زود بابي را آزاد مي کند، اما در بازگشت به خانه هدف گلوله ‏تبهکاران قرار مي گيرد. همه چيز عليه بابي است، و همين امر باعث مي شود تا سرانجام بابي طرفي اختيار کند. جو در ‏بيمارستان بستري است و بابي با کمک يکي از همکاران پدرش سعي مي کند تا ردي از پناهگاه قاچاقچيان مواد پيدا کند. ‏محل بسته بندي و توزيع مواد کشف مي شود، اما پليس ناچار مي شود واديم نژينسکي-‏‎ ‎خواهر زاده بوژايف و يکي از ‏خطرناک ترين تبهکاران روس- را پس از دستگيري رها کند. قاچاق چيان روس که خبرچين بودن بابي را دريافته اند، ‏سعي کنند تا او را از ميان بردارند. بابي که به خدمت نيروي پليس در آمده، شاهد کشته شدن پدرش توسط آنها مي شود. ‏اما وقايع هولناک بزرگ تري نيز در راه هستند....‏


چرا بايد ديد؟
جيمز گري متولد 1969 را با اولين فيلمش اودساي کوچک شناختيم. فيلمي که در 24 سالگي آن را کارگرداني کرده ‏بود، اما حاصل کارش فيلمي به غايت خوش ساخت و تيره درباره روابط ميان مافياي روس در آمريکا بود. اودساي ‏کوچک از سوي منتقدان تحسين شد و جايزه شير نقره اي جشنواره ونيز را ربود. همه منتظر بودند تا گري بلافاصله و ‏به پشتوانه اين توفيق دست به کار ساختن فيلم بعدي شود. اما زمان گذشت و درست زماني که همه جيمز گري را ‏فراموش کرده بودند با فيلم محوطه/ياردز [2000]‏‎ ‎بازگشت. ‏
گري در نيويورک[کوئينز] بزرگ شده و در مدرسه سينمايي دانشگاه جنوب کاليفرنيا درس خوانده است. تصميم داشت تا ‏نقاش شود، ولي در نوجواني با فيلم کاپولا آشنا شد و راه خود را عوض کرد. پدر و مادرش از مهاجران روس هستند و ‏هر سه فيلمي که ساخته در محيطي مي گدرند که او به خوبي مي شناسد. [ياردز را در محله اي ساخته که خود در آن ‏بزرگ شده است]. گري تاکنون دو بار براي فيلم هاي ياردز و شب متعلق به ماست نامزد دريافت نخل طلاي جشنواره ‏کن بوده است. او هم اکنون سرگرم کار روي فيلم بعدي خود به نام دو عاشق است که امسال به نمايش در خواهد آمد. ‏
شب از آن ماست که نام خود را از شعار پليس نيويورک در دهه 1980 گرفته[به عنوان قولي به مردم براي کنترل ‏کارهاي غير قانوني که در شب انجام مي گيرد، از جمله تجارت مواد مخدر]است، شايد در مقايسه با قول هاي شرقي ‏ديويد کراننبرگ خشونت زيادي از مافياي روس را به نمايش نمي گذارد. البته هدف گري همچون دو فيلم پيشين خود نيز ‏بيشتر نمايش تراژدي زندگي دو مرد در دو سوي قانون است که در اودساي کوچک از وراي رابطه دو برادر به بهترين ‏وجه روايت کرده بود. محوطه/ياردز نيز آن در رابطه ميان دو دوست تصوير مي کرد و اينک بار ديگر دو برادر که ‏ظاهراً در دو سوي قانون قرار دارند و يکي از آنها بايد وفاداري خود به خانواده اش و درستکاري اش را نيز اثبات کند. ‏خط قصه بعد از تماشاي از دست رفتگان اسکورسيزي که قصه اي مشابه داشت، اندکي تکراري به نظر مي رسد.‏
اما شب متعلق به ماست يک فيلم 21 ميليون دلاري با بازي هاي خوب، فيلمبرداري درخشان و پيرنگ هاي فرعي ‏جذاب-مانند رابطه واقعاً عاشقانه آمادا و بابي- و کار چيره دستانه گري با صدا و تصوير است که سبب مي شود تا فيلم ‏را به عنوان يک کار جنايي بسيار خوش ساخت تا انتها دنبال کنيد. فقط تنها نتيجه اي که شايد بگيريد اين است: نبرد ‏براي کنترل شب بيهوده است!‏
ژانر: جنايي، درام، مهيج. ‏
__________________
عيد من آن روزی اىست كه زحمت يك سالِ دهقان، شامِ يك شب پادشاه نباشد!
درد من تنهایی نیست بلکه مرگ ملتی است که گدایی را قناعت، بی عرضگی را صبر، و با تبسمی بر لب این حماقت را حکمت خداوند می نامد!
3Reza حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 4 كاربر از 3Reza بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Monday 14 July 2008   #6
Majid_ag
MTCC
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
مكان: مشهدالرضا
سن: 40
پاسخ‌ها: 4,516
ج: معرفی فیلمهای روز جهان...............


این فیلم فوق العاده زیبا و پر محتواست .دیدنش اکیدا توصیه میشه.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
شکلات(Chocolat)
فیلم شکلات در سال۲۰۰۰به کارگردانی لس هلستروم و بر اساس فیلمنامه رابرت نلسون جاکوبز بر رمان جوان هریس ساخته شده است.فیلم شکلات بر خلاف اسمشدر ابتدا سردی و مقررات خشک و بی روح یک دهکده را به نمایش در می آورد که این یکی از خوصوصیات خاص و خارق العاده فیلم است.در فیلم حضور یک زن با دخترش فیلم را از سردی به گرمی می گراید ولی نه در همان اول.در فیلم مردم دهکده از نظر عقیدتی به چند دسته تقسیم می شدند و وین(با بازی ژولیت بینوش)توانست با شکلاتهای خود که نوعی بهانه بودبرای به تصویر کشیدن شخصیت خود قشری از این مردم را به طرف خود بکشاند.
چیزی که در ذهن بینندگان در پایان فیلم حک می شودلباسهای قرمزی است که وین و دخترش با آن وارد دهکده شدند و این موضوع در حین فیلم بار دیگر به نمایش کشیده شد.موضوع زندگی پدر و مادر وین که مادر وین در زمان دورتر شوهر خود را ترک گفت و به همان رسم قبیله ای خود عمل کرد و احترام گذاشت.این موضوع شاید باعث می شد که وین هر از چند گاهی از این دهکده به دهکده دیگر برود.حتی در فیلم حضور ناگهانی همان دریائیها که به موشهای دریایی معروف بودند هم باعث تا جو دهکده کمی بیشتر تغیر کند و این حضور های ناگهانی فیلم را از سردی و خشکی به گرمی می رساند.حضور ارمان مادر بزرگ فرانک هم برای فیلم لازم بودچون بعذ از درخواستش از وین همراه با شبی عالی و فراموش نشدنی چشمانش برای همیشه بسته شدندو جسمش هم به خواب ابدی فرو رفت.
فیلم در همان ابتدا هم در یک قالب پیش می رفت اما کارگردان توانسته بود قالب ثابت فیلم را به دگرکونی بکشد.یکی از همین نمونه ها به حضور بازیگرانی چون ؤولیت بینوش،جانی دپ،و آلفرد مولینا بود.که هرکدام با نوع بازی خود به دگرگونی های درون فیلم سامان می بحشیدند.مثلا ژولیت بینوش با حضور مداوم و زیاد خود در فیلم به نوعی خوب و تاثیر گذار بود و در طرف مقابل او جانی دپ بود که با حضور کم ولی پر رنگ خود حتی می توانست کاستی های دیگر بازیگران را جبران کند و در آخر فیلم اتفاقهایی که اکثرا فکر می کردند در همان اواسط فیلم بوقوع می پیوندد به بار نشست و ساماندهی شد.
یکی دیگر از دلایل موفقیت فیلم گرفتن اسکار توسط دو بازیگر این فیلم بود.شکلات محصول مشترک انگلیس و آمریکا بود و مضمونی اجتماعی داشت و در کل می توان گفت فیلم خوبیه..
__________________
حیف ...
Majid_ag حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 3 كاربر از Majid_ag بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Monday 14 July 2008   #7
3Reza
We Will Rise Again
 
نشان 3Reza
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2008
مكان: گربهء قلب زمين
سن: 31
پاسخ‌ها: 19,266
روزنوشته ها: 10
ج: معرفی فیلمهای روز جهان...............

معرفي


ترور جسي جيمز توسط رابرت فورد تر

The Assassination of Jesse James by the Coward Robert Ford




کارگردان: اندرو دومينيک. فيلمنامه: اندرو دومينيک بر اساس داستاني از ران هنسن. موسيقي: نيک کيو، وارن اليس. ‏مدير فيلمبرداري: راجر ديکينز. تدوين: کرتيس کلايتون، ديلن تيچنور. طراح صحنه: پاتريشيا نوريس. بازيگران: براد ‏پيت[جسي جيمز]، مري لوئيز پارکر[زي جيمز]، بروکلين پرولکس[مري جيمز]، داستين بالينجر[تيم جيمز]، کيسي ‏افلک[رابرت فورد]، سام راکول[چارلي فورد]، سم شپرد[فرانک جيمز]، گرت ديلاهانت[اد ميلر]، پل اشنايدر[ديک ‏ليديل]. 160 دقيقه. محصول 2007 آمريکا. نام ديگر: ‏The Assassination of Jesse James‏. نامزد جايزه بهترين ‏بازيگر نقش مکمل مرد/افلک از انجمن منتقدان رسانه ها. برنده جايزه بهترين فيلمبرداري و نامزد جايزه بهترين ‏موسيقي و بازيگر نقش مکمل مرد از مراسم انجمن منتقدين شيکاگو، برنده جايزه بهترين فيلمبرداري از مراسم انجمن ‏منتقدان دالاس فورت ورث، نامزد گولدن بهترين بازيگر نقش مکمل مرد/افلک، نامزد جايزه بهترين بازيگر/افلک و ‏بهترين فيلم سال از مراسم انجمن منتقدان فيلم لندن، برنده جايزه بهترين بازيگر نقش مکمل مرد از انجمن ملي منتقدان ‏آمريکا، برنده جايزره بهترين فيلم، بهترين بازيگر نقش مکمل مرد از انجمن منتقدان فيلم سن فرانسيسکو، برنده جايزه ‏بهترين بازيگر نقش مکمل مرد و نامزد بهترين طراحي صحنه، بهترين فيلمبرداري و بهترين موسيقي از مراسم ‏ساتلايت، نامزد جايزه بهترين بازيگر نقش مکمل مرد از مراسم اتحاديه بازيگران سينما، برنده جايزه بهترين بازيگر و ‏نامزد شير طلايي از جشنواره ونيز. ‏
سال 1881. جسي جيمز 34 ساله پس از 14 سال غارت قطارها، بانک ها و دليجان ها در حال کشيدن نقشه سرقتي ‏تازه و همزمان دور ماندن از تير رس جايزه بگيراني است که در صدد شکار اويند. همکار ثابت اش-برادر بزرگترش ‏فرانک او را ترک کرده تا زندگي آرامي براي خود دست و پا کند. جسي براي سرقت آخر نياز به افرادي تازه دارد، اما ‏نمي داند به چه کسي مي تواند اطمينان کند. تنها افراد در دسترس خلاف کاراني خرده پا به نام برادران فورد هستند، اما ‏اعتماد جيمز به رابرت فورد که خود را شيفته وي اعلام مي کند، به بهاي زندگي جسي جيمز تمام مي شود.‏


چرا بايد ديد؟
يک وسترن زيبا، قوي، حماسي و شاعرانه درباره سرنوشت تراژيک مردي که هنوز بسياري بر سر ياغي يا قهرمان ‏بودن وي اختلاف دارند. مردي که سرنوشتي همچون تراژدي هاي يوناني را زيست و از پشت توسط مردي که به او ‏اطمينان کرده بود، تير خورد. ‏
ترور جسي جيمز توسط رابرت فورد ترسو يکي از بهترين نمونه ها براي بازيافت ژانري از دست رفته است، آن هم در ‏زمانه اي که به نظر مي آيد همه قصه ها ديگر گفته شده است. پس بايد قصه هاي کهن را با توسل به ابزار روزآمد ‏روايت کرد. اتفاقي که در دهه 1970 براي گونه وسترن افتاد و کساني چون رابرت آلتمن با مک کيب و خانم ميلر، ‏ترنس ماليک با روزهاي بهشت و دروازه بهشت، سام پکين پا با پت گرت و بيل د کيد، کلينت ايستوود با جوزي ولز ‏ياغي، جان ميليوس با جرميا جانسون و... کوشيدند تا خوني تازه در رگ هاي آن جاري کنند. ‏
سينماي آمريکا که هميشه از فقدان پيشينه تاريخي رنج برده، دستمايه لازم براي ساخت فيلم هاي تاريخي و حماسي- و ‏حتي در ابعاد بزرگ تر اسطوره سازي- را در ميان حوادث دويست سال پيش جست و جو کرده است. بديهي است در ‏سينماي کشوري که ژانر وسترن بومي ترين گونه آن محسوب مي شود، قهرماناني غير از مردان قانون و ياغيان وجود ‏ندارند. سينماي آمريکا اما به ياغيان هميشه بيشتر دلبستگي داشته و کوشيده تا چهره اي اسطوره اي از آنان ترسيم کند. ‏افرادي همچون بيلي د کيد قانون شکني که اصولاً شکل گيري اسطوره اش را مديون سينماست، يا بوفالوبيل که شهرت ‏سوئي در از ميان بردن سرخ پوست ها و بوفالوها دارد، بل استار تنها ياغي زن در جمع مردان و از همه مهم تر جسي ‏جيمز که جوانمرگ شد[پديده محبوب اسطوره سازان آمريکايي] و هنوز نزاع بر سر راهزن يا قهرمان بودنش ادامه ‏دارد. همه اين افراد و بسياري ديگر خيلي زود به سينما راه پيدا کردند. شايد بوفالو بيل و جسي جيمز خوش اقبال ترين ‏شان بودند. ويليام فردريک کودي مشهور به بوفالوبيل که خود وارد حرفه سرگرمي سازي شده بود، بعدها نقش خود را ‏در برابر دوربين بازي کرد. چند سال پس از او، تنها فرزند جسي جيمز نيز نقش پدر را در دو فيلم بازآفريني نمود و ‏اينک تعداد فيلم هايي که شخصيت جسي جيمز در آن به نوعي حضور داشته به رقم 71 رسيده است. ‏
ترور جسي جيمز توسط رابرت فورد ترسو آخرين آنهاست که بر اساس رمان ران هنسن ساخته شده و قصد دارد تا ‏زندگي خصوصي مشهورترين ياغي آمريکايي به تصوير بکشد. اما بيهوده است اگر بگويم که فيلم به همان اندازه که به ‏جسي جيمز تعلق دارد، متعلق به رابرت فورد نيز هست. داستان دو مرد؛ يکي ترسو که در حسرت افسانه شدن مي ‏سوزد و ديگري که افسانه است، اما مي داند اينها را به قيمت چهره خشونت بارش و خوني که دستانش را سرخ کرده، ‏به دست آورده است. فيلم نمايشگر تلاقي راه اين دو مرد است. نمي خواهم بر قضاوت شما قبل از ديدن فيلم تاثير گذاشته ‏باشم، اما راهي که رابرت فورد ترسو براي به دست آوردن شهرت انتخاب کرد چيز تازه اي نبود. اتفاقي که بعدها در ‏حق خودش تکرار شد تا مردي ديگر لقب"قاتل مردي که جسي جيمز را کشت" به دست آورد!‏
اندرو دومينيک متولد 1967 ولينگتون، نيوزيلند است. اما از دو سالگي در استراليا زندگي کرده و در سال 1988 از ‏مدرسه سينمايي سوينبورن شهر ملبورن فارغ التحصيل شده است. اولين فيلمش قصاب را در سال 2000 بر اساس ‏زندگي مارک براندون تبهکار بدنام استراليايي ساخت که براي او بازيگر اول فيلمش-اريک بانا- شهرتي قابل توجه به ‏ارمغان آورد. ترور جسي جيمز پس از 7 سال وقفه، دومين فيلم او محسوب مي شود. فيلمبرداري ترور جسي جيمز در ‏سال 2005 تمام شد، اما تدوينش دو سال طول کشيد. و زماني به نمايش در آمد که دومينيک سرگرم کار روي سومين ‏فيلمش است. ‏
ترور جسي جيمز توسط رابرت فورد ترسو يک وسترن 30 ميليون دلاري است که سه نام بزرگ در تهيه آن سهم داشته ‏اند[براد پيت، ريدلي اسکات و توني اسکات]. فيلمي که از نظر سبک تصويري بسيار شبيه به آثار ترنس ماليک از کار ‏در آمده و مي تواند سرآغازي تازه براي ژانر وسترن باشد. پس غفلت از تماشاي آن امري نابخشودني است!‏
ژانر: زندگي نامه، جنايي، درام، وسترن.
__________________
عيد من آن روزی اىست كه زحمت يك سالِ دهقان، شامِ يك شب پادشاه نباشد!
درد من تنهایی نیست بلکه مرگ ملتی است که گدایی را قناعت، بی عرضگی را صبر، و با تبسمی بر لب این حماقت را حکمت خداوند می نامد!
3Reza حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 3 كاربر از 3Reza بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Tuesday 15 July 2008   #8
Majid_ag
MTCC
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
مكان: مشهدالرضا
سن: 40
پاسخ‌ها: 4,516
ج: معرفی فیلمهای روز جهان...............

قول‌های شرقی
Eastern Promises

من خودم هفته پیش این فیلم رو دیدم.مثل فیلم قبلی دیوید کراننبرگ (تاریخچه خشونت) که اون رو هم ویگو مورتنسن بازی میکنه یه فیلم جنایی بسیار قشنگ و درخور توجه.دیدنش واقعا ارزشمنده.
***************************************************************
كارگردان: دیوید کراننبرگ
نویسنده: استیون نایت
بازیگران: ویگو مورتنسن، نائومی واتس، وینسنت کسل
رنگ: رنگی
ژانر: : تریلر :: مرموز :: درام :
درجه فیلم: R
کشور: ایالات متحده/ کانادا
استودیو: فوکوس فیچرز
افتتاحیه: 21 سپتامبر 2007
مدت زمان فیلم: 100
یک دختر نوجوان روسی حامله که در یک داروخانه دچار خونریزی شده بلافاصله به بیمارستان منتقل می شود . دکتری به اسم آنا موفق می شود نوزاد او را بدنیا آورد اما مادر بچه می میرد . آنا تصمیم می گیرد از این کودک نگهداری کند و همچنین دفترچه خاطرات مادر او را که بزبان روسی است نزد خود نگه می دارد . آنا با کمک مادرش آنرا ترجمه می کند تا بتواند آدرسی از بستگان احتمالی کودک بدست آورد . او نهایتاً موتجه می شود مادر کودک به نحوی با صاحب یک رستوران در لندن به اسم سیمون ارتباط دارد . او با وجود مخالفت مادر و دایی اش نزد سیمون می رود اما سیمون در واقع رئیس یک باند تبهکار روسی در شهر لندن است که رستوران نیز پوششی بر فعالیتهای اوست و بنابراین در ادامه پسر سیمون که کیریل نام دارد بهمراه نیکولا راننده و محافظ سیمون که فرد بسیار خشنی نیز می باشد با آنا درگیر می شوند .
__________________
حیف ...
Majid_ag حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 4 كاربر از Majid_ag بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Tuesday 15 July 2008   #9
3Reza
We Will Rise Again
 
نشان 3Reza
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2008
مكان: گربهء قلب زمين
سن: 31
پاسخ‌ها: 19,266
روزنوشته ها: 10
ج: معرفی فیلمهای روز جهان...............

معرفي
خاطرات پرستار بچه
The Nanny Diaries



کارگردان: شاري اسپرينگر برمن، رابرت پولچيني. فيلمنامه: شاري اسپرينگر برمن، رابرت پولچيني بر اساس رماني ‏از اما مک لافلين و نيکول کراوس. موسيقي: مارکو سوزو. مدير فيلمبرداري: تري استيسي. تدوين: رارت پولچيني. ‏طراح صحنه: مارک ريکر. بازيگران: اسکارلت جوهانسون[آني براداک]، لورا ليني[خانم ايکس]، آليسيا کيز[لاينت]، ‏کريس اوانز[هوارد هوتي]، دانا مورفي[جودي براداک]، نيکلاس ريس ارت[گرير]، جوديت رابرتز[ميليسنت]، پل ‏جياماتي[آقاي ايکس]، ناتان کوردري[کالوين]، جان هنري کاکس[دين]، مايک رد[ديود]. 105 دقيقه. محصول 2007 ‏آمريکا. ‏
آني که در نيوجرسي زندگي مي کند، پس از فارغ التحصيل شدن براي يافتن شغل به نيويورک مي رود. شغلي که ‏نصيب اش مي شود مراقبت از کودک يک خانواده مرفه منهتني است. او به زودي با سختي هاي کار و زندگي در ميان ‏طبقه مرفه اين شهر آشنا مي شود. اما زماني که عشق به سراغش مي رود، شرايط بيش از اندازه سخت و در هم ريخته ‏مي شود....


چرا بايد ديد؟
شاري اسپرينگر برمن[متولد 1964 نيويورک] و رابرت پولينچي[متولد 1964 نيويورک] زن و شوهر نويسنده، ‏کارگردان، تدوينگري هستند که فيلمسازي را به شکل مشترک با فيلم ‏Off the Menu: The Last Days of ‎Chasen's‏ در سال 1997 اغاز کردند و تاکنون شش فيلم ديگر اعم از داستاني و مستند به کارنامه خود افزوده اند. ‏موفق ترين کار اين زوج فيلم ‏American Splendor‏ با شرکت پل جياماتي است که نامزدي اسکار بهترين فيلمنامه و ‏دريافت 28 جايزه معتبر بين المللي را برايشان به دنبال داشته است. ‏
خاطرات پرستار بچه ثمره آخرين همکاري آنهاست که بر اساس تجارب نويسندگان رمان[اما مک لافلين و نيکول ‏کراوس] از دوراني که پرستار بچه بوده اند، شکل گرفته و نکات جالبي در اين زمينه با خود دارد. فيلم با سکانسي گيرا ‏و طنزآلود آغاز شده و بعد به شکلي موشکافانه به روابط ميان افراد مرفه جامعه و اختلافات طبقاتي مي پردازد. محبوب ‏ترين و شايد عامل اصلي موفقيت فيلم بازيگر ستاره اش اسکارلت جوهانسون است که تا اين لحظه بيش از 25 ميليون ‏دلار براي توليد کنندگان فيلم به دست آورده است. اما نبايد از روايت روان سازندگان فيلم غافل شد که در کنار نقد ‏اجتماعي از خلق هيجان نيز چشم پوشي نکرده اند. اگر به دنبال فيلمي جدي تر هستيد، از تماشاي اين محصول نه چندان ‏واقعگرايانه و روز آمد خودداري کنيد. ولي اگر از کمدي هاي عاشقانه سبک خوش تان مي آيد، خاطرات پرستار بچه ‏همه چيز براي شما دارد و نمونه اي کامل از ژانر خويش است. از دست ندهيد!‏
ژانر: درام، عاشقانه، کمدي.
__________________
عيد من آن روزی اىست كه زحمت يك سالِ دهقان، شامِ يك شب پادشاه نباشد!
درد من تنهایی نیست بلکه مرگ ملتی است که گدایی را قناعت، بی عرضگی را صبر، و با تبسمی بر لب این حماقت را حکمت خداوند می نامد!
3Reza حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 3 كاربر از 3Reza بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Tuesday 15 July 2008   #10
asalbanoo
عسل
 
نشان asalbanoo
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2008
مكان: تهران خيابان مطهري
پاسخ‌ها: 29,031
روزنوشته ها: 10
ج: معرفی فیلمهای روز جهان...............

فيلم شكلات فوق العاده جذابه
__________________
برهنگی بیماری عصر ماست، به گمان من، تن تو باید برای کسی باشد که روحش را برای تو عریان کرده است
asalbanoo حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از asalbanoo بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Tuesday 15 July 2008   #11
Majid_ag
MTCC
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
مكان: مشهدالرضا
سن: 40
پاسخ‌ها: 4,516
ج: معرفی فیلمهای روز جهان...............

نقل قول:
در اصل توسط asalbanoo نوشته شده است نمايش نوشته
فيلم شكلات فوق العاده جذابه
آره واقعا.
البته از کارگردانی مثل لاس هالستروم و بازیگرانی مثل ژولیت بینوش و جانی دپ و الفرد مولینا همین انتظار هم وجود داشت با اون موسیقی متن قشنگ.
__________________
حیف ...
Majid_ag حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از Majid_ag بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Wednesday 16 July 2008   #12
3Reza
We Will Rise Again
 
نشان 3Reza
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2008
مكان: گربهء قلب زمين
سن: 31
پاسخ‌ها: 19,266
روزنوشته ها: 10
ج: معرفی فیلمهای روز جهان...............

معرفي دقت، لذت
(Se, jie (Lust, Caution



کارگردان: آنگ لي. فيلمنامه: جيمز شيموش، هويي-لينگ وانگ بر اساس داستاني از ايلين چانگ. موسيقي: الکساندر ‏دسپليت. مدير فيلمبرداري: رودريگو پريتو. تدوين: تيم اسکوايرز. طراح صحنه: لاي پان. بازيگران: توني ليونگ[آقاي ‏يي]، وي تانگ[وونگ چيا چي]، جوآن چن[بانو يي]، لي-هوم وانگ[کوانگ يو مين]، چونگ هو تو[ووي پير]، چي-‏يينگ چو[لاي شو جين]، يينگ-هسين کائو[هوانگ لي]، يوئه-لي کو[هوانگ لي]. 157 و 148 دقيقه. محصول 2007 ‏آمريکا، چين، تايوان، هنگ کنگ. نام ديگر: ‏Lust, Caution‏. نامزد جايزه بهترين موسيقي و بهترين فيلم خارجي از ‏مراسم انجمن منتقدان رسانه ها، نامزد جايزه بهترين فيلم خارجي، بهترين موسيقي، بازيگر خوش آتيه/وي تانگ از ‏مراسم انجمن منتقدان شيکاگو، نامزد جايزه بهترين فيلم خارجي از مراسم گولدن گلاب، برنده جايزه بهترين بازيگر ‏مرد، بهترين بازيگر زن، بهترين کارگرداني، بهترين فيلم، بهترين فيلمنامه، بهترين موسيقي و بهترين چهر پردازي از ‏جشنواره گولدن هورس، نامزد جايزه بهترين فيلمبرداري، بهترين بازيگر زن و بهترين بازيگر مرد از مراسم روحيه ‏مستقل، برنده جايزه بهترين فيلم خارجي و نامزد جايزه بهترين کارگرداني و بهترين فيلمنامه از مراسم ساتلايت، برنده ‏شير طلايي و جايزه بهترين فيلمبرداري ازجشنواره ونيز. ‏
در اثناي جنگ جهاني دوم نيروهاي ژاپني شانگهاي را به اشغال خود در آورده اند. وونگ چيا چي دانشجويي جوان و ‏زيبايي که مادرش را در حمله ژاپني ها از دست داده و پدرش نيز به انگلستان گريخته است، با دانشجويي به نام کوانگ ‏يو مين و گروه تئاتري آنها آشنا مي شود. کوانگ يو مين که فعال ***** است، نقشه اي براي سوءقصد به جان يکي از ‏سياستمداران محلي که با اشغال گران همکاري مي کند، ريخته است. او براي اجراي نقشه اش از وونگ مي خواهد تا به ‏اين فرد نزديک شده و پس از اغواي وي، او را به قتل برساند. اين شخص کسي نيست جز آقاي يي، يکي از مهم ترين ‏سياست پيشگان شانگهاي که از روابط عاشقانه بعد از ازدواج چون بازي سرگرم کننده اي استقبال مي کند. اما عمليات ‏مانند نقشه طراحي شده پيش نمي رود...‏


چرا بايد ديد؟
آنگ لي فعلاً شناخته شده ترين و موفق ترين کارگردان آسيايي[متولد 1954 تايوان] هاليوود است. از 1992باPushing ‎Hands‏ شروع به فيلمسازي کرده و دقت، شهوت يازدهمين کار اوست. دو بار نامزد اسکار بوده و براي کوهستان ‏بروکبک موفق به دريافت اسکار بهترين کارگرداني شده، سه جايزه بافتا، دو خرس طلايي جشنواره برلين، دو جايزه ‏گولدن گلاب و دو شير طلايي ونيز به همراه ده ها جايزه معتبر ديگر در کارنامه اش دارد و نامزدي نخل طلاي کن را ‏نيز تجربه کرده است. دقت، شهوت بازگشت او به آسيا پس از چندين فيلم بزرگ و پر خرج هاليوودي است. جايي که ‏توانسته با 15 ميليون دلار فيلمي اندکي شخصي تر و مستقل تر بسازد. ‏
اگر کوهستان بروکبک درباره عشق ممنوع دو گاوچران در زمانه اي ناجور بود، اين بار آنگ لي به سراغ عشق ميان ‏دو مرد و يک زن در دوراني توفاني تر رفته است. جنگ جهاني دوم که در اثناي آن همه چيز به راه رفتن چون طناب ‏مي ماند و دنياي احساسات نيز از گزند اين فضا بي نصيب نمانده و جنايت، تبديل به تنها راه اثبات عشق دو نفر به ‏يکديگر شده بود. فيلم در قالب يک فلاش بک روايت مي شود و سرانجام در پايان جنگ جهاني دوم خاتمه مي يابد. نيمه ‏اول فيلم هر چند به دقت ساخته شده، اما ريتم کندتري نسبت به نيمه دوم دارد. اتفاقي که مي تواند تماشاگر را بي تاب و ‏از تماشاي فيلم منصرف کند. اما بازي دو هنرپيشه نقش اول فيلم که يکي را از فيلم هاي وونگ کار واي مي شناسيم و ‏ديگري دختري تازه کار است، مي تواند خلاهاي بسياري را پر کند. دقت، شهوت همچون کارهاي پيشين لي درباره ‏عشقي غير ممکن است، با اين وجود اگر تحمل ديدن فيلمي دو ساعت و نيمه را داريد، يقيناً در برابر صبر و تحملي که ‏به خرج داده ايد، پاداشي بيش از تصورتان در انتظار شماست!‏
__________________
عيد من آن روزی اىست كه زحمت يك سالِ دهقان، شامِ يك شب پادشاه نباشد!
درد من تنهایی نیست بلکه مرگ ملتی است که گدایی را قناعت، بی عرضگی را صبر، و با تبسمی بر لب این حماقت را حکمت خداوند می نامد!
3Reza حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از 3Reza بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 17 July 2008   #13
3Reza
We Will Rise Again
 
نشان 3Reza
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2008
مكان: گربهء قلب زمين
سن: 31
پاسخ‌ها: 19,266
روزنوشته ها: 10
ج: معرفی فیلمهای روز جهان...............

معرفي


جنگِ چارلي ويلسون
Charlie Wilson's War

کارگردان: مايک نيکولز. فيلمنامه: آرون سوروکين بر اساس کتابي از جروج سريل. موسيقي: جيمز نيوتن هاوراد. مدير ‏فيلمبرداري: استيون گولدبلات. تدوين: جان بلوم، آنتونيا وان دريملن. طراح صحنه: ويکتور کمپستر. بازيگران: تام ‏هنکس[چارلي ويلسون]، امي آدامز[باني باخ]، جوليا رابرتز[جوآن هرينگ]، فيليپ سايمور هافمن[گاست آروکاتوس]، ‏ند بيتي[داک لانگ]، اميلي بلانت[جين ليدل]، اوم پوري[رئيس جمهور ضيا]، کن استات[زواي]، جان ‏اسليتري[کريولي]. 97 دقيقه. محصول 2007 آمريکا. نامزد جايزه اسکار بهترين بازيگر نقش مکمل مرد/سايمور ‏هافمن، نامزد جايزه بافتا بهترين بازيگر نقش مکمل مرد/سايمور هافمن، نامزد جايزه بهترين فيلمنامه و بهترين بازيگر ‏نقش مکمل مرد/سايمور هافمن از انجمن منتقدان رسانه ها، برنده جايزه بازيگر سال از انجمن منتقدان اوهايو، نامزد ‏جايزه بهترين بازيگر نقش مکمل مرد/سايمور هافمن از مراسم انجمن منتقدان شيکاگو، نامزد جايزه گولدن گلاب بهترين ‏فيلم-بهترين بازيگر مرد/هنکس- بهترني بازيگر مرد نقش مکمل/سايمور هافمن- بهترين فيلمنامه. ‏
اوايل دهه 1980. چارلي ويلسون سناتور زن باره کنگره آمريکا که از ايالت تگزاس انتخاب شده، عضو کميته امور ‏خارجي مي شود که عملياتي مخفيانه را سامان مي دهد. شوروي به افغانستان حمله کرده و موج تازه اي در دوران ‏جنگ سرد به راه انداخته است. مشوق اصلي ويلسون زني متنفذ و ثروتمند و حامي اصلي او به نام جوآنا هرينگ است. ‏هرينگ با او از مصيبت هاي مردم افغانستان تحت اشغال شوروي سخن مي گويد و او را وادار به سفري به پاکستان مي ‏کند. ويلسون در آنجا با ژنرال ضياء الحق رئيس جمهور ديدار کرده و پس از بازديد کمپ پناهندگان افغان به شدت تحت ‏تاثير قرار مي گيرد. در بازگشت به آمريکا پس از جلب همکاري يک مامور برجسته سازمان ‏CIA‏ به نام گاست ‏آروکاتوس-مسئول امور افغانستان- تلاش مي کند تا بودجه اي براي کمک به مجاهدين افغاني تصويب کند. چنين بودجه ‏اي وجود دارد، اما کم بودن آن مانع اصلي براي مبارزه با گسترش نفوذ در خاورميانه است. تلاش هاي ويلسون به نتيجه ‏مي رسد و به زودي سيل سلاح و مواد غذايي به پاکستان و افغانستان سرازير مي شود. اما ارتش شوروي بااستفاده از ‏هلي کوپترهايش ضربات مهلکي به مجاهدين و مردم عادي افغان وارد مي کند. تنها راه تامين موشک انداز استينگر ‏براي مبارزه با حملات هوايي شوروي است و تنها کشوري که مي تواند اين سلاح ها را در اختيارشان قرار دهد، ‏اسرائيل است. سلاح ها مخفيانه به افغانستان فرستاده شده و سبب برتري جنگي مجاهدين مي شود. مدتي بعد شوروي ها ‏پساز جنگي فرسايشي نيروهاي خود را از افغانستان بيرون مي کشند. جنگ تمام شده، اما ويلسون که توانسته بود در ‏گذشته صدها ميليون دلار براي ارسال اسلحه به افغانستان اعتبار به چنگ آورد، قادر نيست تا اعضاي کميته را راضي ‏به خرج يک ميليون دلار جهت بازسازي مدارس افغانستان کند...‏

‏چرا بايد ديد؟
مايک نيکولز از آخرين بازماندگان نسل غول هاست. مردي که در 76 سالگي چنان فيلم منسجمي ساخته که حيرت هر ‏جواني را برمي انگيزد. نيکولزفيلمساز کم کاري است. در طول 4 دهه تنها 20 فيلم سينمايي و يک فيلم تلويزيوني ‏ساخته است. اما بسياري از فيلم هايش جريان ساز و صاحب نگاه منتقدانه سياسي بوده که از ‏Catch-22‎‏ آغاز و پس از ‏سيلک وود و رنگ هاي اصلي به جنگ چارلي ويلسون ختم مي شود. ‏
جنگ چارلي ويلسون مصداق کامل جمله خود اوست که زماني گفته بود:‏‎ ‎‏"فيلم ها مثل آدم ها هستند. تنها دو راه پيش رو ‏داريد يا به آنها اطمينان کنيد يا نکنيد". يک فيلم 75 ميليون دلاري که تام هنکس آن را تهيه کرده و در کنار فيلم هايي ‏چون شيرهايي براي بره ها قرار است نماينده وجدان بيدار هاليوود نسبت به حوادث سياسي کشورش باشد. البته نگاه ‏نيکولز و سازندگانش متوجه گذشته نزديک است، اما با هدف تصحيح اشتباهات آينده چنين انتخابي صورت گرفته و ‏امتداد سياست هاي غلط دوران جنگ سرد را نشانه رفته است. تصويري که او از دنياي پشت پرده سياست مداران ‏آمريکايي ارائه مي دهد شايد ابتدا چندان تکان دهنده نباشد، اما زماني که تنها نفوذ يک حامي مونث چارلي ويلسون را به ‏طرف انجام کارهايي بزرگ در سياست خارجي کشور هدايت مي کند، عمق بي پايگي و انعطاف پذيري مقطعي سياست ‏هاي خارجي يک ابرقدرت را در مي يابيد. نيکولز با انتخاب اين قصه هموچون رنگ هاي اصلي نشان مي دهد که به ‏وضعيت فردي آدم هاي درگير سياست بسيار اهميت مي دهد. اين درام هاي به ظاهر باشکوه درباره آدم هايي است که ‏سرشار از ضعف اند و اسير بي اخلاقي و از همه بدتر قرار است که منجي ديگران باشند.‏
هدف فعلي نيکولز يک جمهوري خواه است که در اتحاد با زني به شدت دست راستي موجبات وارد آمدن ضربه اي ‏بزرگ به شوروي را فراهم مي کند. اما همين عمليات يک دهه بعد تبديل به خار چشم آمريکا مي شود و افغانستان به ‏عنوان مامن تروريست هاي بنيادگرا به جهانيان معرفي مي گردد. نيکولز با تاکيد بر ناکامي ويلسون در کسب بودجه ‏براي بازسازي مدارس افغانستان نشان مي دهد که غفلت دولتمردان آمريکايي از آموزش و چشم نپوشيدن از يک مبلغ ‏جزئي آنها را وادار به پرداخت هزينه هاي جاني و مالي گزاف کرده است. اتفاقي که در واقعيت بسيار سهمناک تر از آن ‏است که در فيلم نيکولز ديده مي شود!‏
جنگ چارلي ويلسون جدا از نشان دادن قدرت نيکولز در ساخت يک درام زندگي نامه اي، يک فيلم سياسي بالغ مدرن ‏نيز هست. فيلمي که بايد با دقت و حوصله ديده شود!‏
ژانر: زندگي نامه، درام. ‏
__________________
عيد من آن روزی اىست كه زحمت يك سالِ دهقان، شامِ يك شب پادشاه نباشد!
درد من تنهایی نیست بلکه مرگ ملتی است که گدایی را قناعت، بی عرضگی را صبر، و با تبسمی بر لب این حماقت را حکمت خداوند می نامد!
3Reza حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از 3Reza بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 17 July 2008   #14
3Reza
We Will Rise Again
 
نشان 3Reza
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2008
مكان: گربهء قلب زمين
سن: 31
پاسخ‌ها: 19,266
روزنوشته ها: 10
ج: معرفی فیلمهای روز جهان...............

آنجا نيستم
I'm Not There


کارگردان: تاد هاينس. فيلمنامه: تاد هاينس، اورن موورمن بر اساس داستاني از هاينس. مدير فيلمبرداري: ادوارد ‏لاچمن. تدوين: جي رابينوويتز. طراح صحنه: جودي بکر. بازيگران: کريستين بيل[جک/ جان واعظ]، کيت ‏بلانشت[جاد]، مارکوس کارل فرانکلين[وودي]، ريچارد گير[بيلي]، هيث لجر[روبي]، بن وايشاو[آرتور]، شارلوت ‏گينزبورگ[کلر]، ديويد کراس[آلن گينزبورگ]، بروس گرين وود[خبرنگار]، جولين مور[اليس فابيان]، ميشله ‏ويليامز[کوکو رايوينگتن]. 135 دقيقه. محصول 2007 آمريکا، آلمان. نام ديگر: ‏I'm Not There، ‏I'm Not There: ‎Suppositions on a Film Concerning Dylan‏. نامزد جايزه اسکار بهترين بازيگر زن نقش مکمل/بلانشت، ‏نامزد جايزه بهترين بازيگر انتخاب منتقدان از مراسم انجمن منتقدان رسانه ها، برنده قورباغه برنز/ادوارد لاچمن از ‏مراسم ‏Camerimage، برنده جايزه بهترين بازيگر زن نقش مکمل/بلانشت از انجمن منتقدان شيکاگو، برنده جايزه ‏گولدن گلاب بهترين بازيگر زن نقش مکمل/بلانشت، نامزد جايزه بهترين فيلم از مراسم گاتام، برنده جايزه رابرت آلتمن ‏و نامزد جوايز بهترين فيلم-بهترين بازيگر مرد و زن نقش مکمل/بلانشت و فرانکلين از مراسم روحيه مستقل، نامزد ‏جايزه بهترين بازيگر زن نقش مکمل از مراسم ساتلايت، نامزد جايزه بهترين بازيگر زن نقش مکمل از مراسم اتحاديه ‏بازيگران، برنده جايزه ‏‎'CinemAvvenire'‎‏ بهترين فيلم، جايزه ويژه داوران، جايزه بهترين بازيگر زن و نامزد شير ‏طلايي جشنواره ونيز. ‏
يک پسرک 11 سياه پوست آمريکايي به نام وودي که موسيقي و نوشتن ترانه هاي محلي را کشف مي کند، يک خواننده ‏آوازهاي محلي به نام جک رولينز که بعدها واعظي پيشه مي کند تا از ترانه هايش را در راه خدا استفاده کند، يک ‏بازيگر فيلم هاي هاليوودي به نام روبي کلارک که پس از مدتي هرزه گردي تبديل به مرد خانواده مي شود، جاد کويين ‏يک نوازنده مشهور گيتار آکوستيک که با تغيير سبک خود از ‏folk‏ به ‏folk rock‏ طرفدارانش را مي رنجاند، و يک ‏بازيگر مسن که در فيلمي به نقش بيلي د کيد ظاهر شده. پنج آدم متفاوت که هر کدام به نوعي بازتاب گوشه هايي از ‏زندگي باب ديلن را به نمايش مي گذارند، البته در کنار ششمين نفر-آرتور رمبو- که پذيرفته به سوال هايي درباره گذشته ‏خود پاسخ دهد...‏

‏چرا بايد ديد؟
رابرت آلن زيمرمن يا با نام يهودي اش زوشه بن آوراهام متولد 1941 آوازخوان، نويسنده، آهنگساز و شاعر، يکي از ‏چهرهاي شاخص موسيقي آمريکا به مدت پنج دهه است. دوستدارانش او را به نام باب ديلن مي شناسند. آوازهايش در ‏متجاوز از 200 فيلم شنيده شده و خودش نيز چندباري در مقابل دوربين ظاهر شده که شاخص ترين آنها پت گرت و ‏بيلي د کيد به کارگرداني سام پکين پا است. هنرمندي که حضور طولاني اش و افت و خيزهاي زندگي هنري و شخصي ‏اش باعث شده تا همواره سوژه داغ روزنامه نگاران و حتي فيلمسازان باشد. کتاب ها متعددي درباره اش منتشر شده و ‏چند فيلم مستند نيز از زندگي ساخته اند. اما آنجا نيستم که نامش را از يکي از آوازهاي خود او گرفته، چيز ديگري است.‏
محصولي هنرمندانه از کارگرداني خوش ذوق که براي تسيم پيچيدگي هاي ذهني و شخصيتي ديلن از 5+1 نفر براي ‏بازي در نقش او استفاده کرده است. اتفاقي که بعد از ميل مبهم هوس بونوئل و بازي دو هنرپيشه در نقش يک زن واحد ‏به خودي خود اتفاقي مهم در سينماست. ‏
تاد هاينس متولد 1961 لس آنجلس از دانشگاه براون در رشته نشانه شناسي فارغ التحصيل شده و با ساختن آدم کش ‏ها:فيلمي درباره ارتور رمبو[1985] شروع به فيلمسازي کرده است. شهرت خود را مديون فيلم ‏Velvet Goldmine‏ ‏و دور از بهشت است که جوايز متعددي نيز برايش به ارمغان آورده ند. آنجا نيستم که با فاصله اي 5 ساله از فيلم پيشين ‏وي –دور از بهشت- ساخته شده است. فيلم ساختاري اپيزوديک دارد و غير از آرتور رمبو اشخاص ديگري نيز در ‏برابر دوربين به سوال هايي در مورد ديلن پاسخ مي دهند. از جمله اليس فابيان[جوآن بائز] که جان کلام را دو بار از ‏زبان وي مي شنويم‎ ‎‏"او اين استعداد را داشت که وقايع جهان پيرامون خودش را ببيند و آنها را به شکلي عالي در ‏آوازهايش نشان بدهد".‏
آنجا نيستم يک زندگينامه معمولي از ديلن نيست. بلکه با الهام از زندگي و آوازهاي وي شکل گرفته و بيشتر به حساسيت ‏هنرمند در برابر وقايع دنياي پيرامونش اشاره دارد. نمي خواهم ارج فيلم را با استفاده از کلمات قالبي چون رسالت ‏هنرمند پايين بياورم، اما هدف هاينس تلنگري به همه هنرمندان است تا با ديدن گوشه هايي از زندگي يک اسطوره زنده ‏دنياي هنر به ضرورت عکس العمل نشان دادن در برابر اتفاق هاي پيرامون خود فکر کنند. چيزي که سينماي آمريکا ‏هر لحظه بيشتر و بيشتر از آن دور مي شود. البته عشاق باب ديلن-که بسيارند- با تماشاي فيلم و شنيدن آوازهاي برگزيده ‏اش لذت بيشتري خواهند برد، اما براي کساني که هاينس و ديلن را نيز نمي شناسند تماشاي آنجا نيستم يک تجربه ناب ‏است. بهترين اپيزود متعلق به کيت بلانشت است که به شکل سياه و سفيد فيلمبرداري شده است. ‏
ژانر: زندگي نامه، درام، موسيقي. ‏
__________________
عيد من آن روزی اىست كه زحمت يك سالِ دهقان، شامِ يك شب پادشاه نباشد!
درد من تنهایی نیست بلکه مرگ ملتی است که گدایی را قناعت، بی عرضگی را صبر، و با تبسمی بر لب این حماقت را حکمت خداوند می نامد!
3Reza حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از 3Reza بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 18 July 2008   #15
Majid_ag
MTCC
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
مكان: مشهدالرضا
سن: 40
پاسخ‌ها: 4,516
ج: معرفی فیلمهای روز جهان...............

شاهکاری به نام Sweeney Todd


كارگردان: تیم برتون
نویسنده: جان لوگان بر اساس نمایشنامه استفن ساندهیم
بازیگران: جانی دپ، هلنا بونهام کارتر، آلن ریکمن، تیموتی اسپال، ساشا بارون کوهن
رنگ: رنگی
ژانر: : تریلر :: موزیکال :: جنایی :
درجه فیلم: R
کشور: ایالات متحده
استودیو: پارامونت پیکچرز
افتتاحیه: 21 دسامبر 2007
فروش کل: 45
مدت زمان فیلم: 117

خلاصه داستان : در لندن قرن نوزدهم، یک زندانی محکوم به حبس ابد به نام بنجامین بارکر از زندان می گریزد و به لندن باز می گردد و یک آرایشگاه در همسایگی خانم لاوت یک راه می‌اندازد تا از کسانی که او را محکوم و زن و فرزندش را به مصیبت دچار کرده اند انتقامی خونین بگیرد. اما میان آن‌ها رابطه عجیبی شکل می‌گیرد و به تدریج از تمام جامعه انتقام می گیرند و ................
.
ششمین همکاری تیم برتون و جانی دپ مجددا یک شاهکار واقعی تحویل سینمای جهان داده. بازی بسیار زیبای جانی دپ و هلنا بوهم کارتر ،کارگردانی هنرمندانه تیم برتون و موسیقی متن بینظیر این فیلم به همراه دیالوگ-ترانه های فوق العاده و همچنین داستانهای جانبی موجود در فیلم ،این فیلم رو تبدیل به شاهکاری کرده که ندیدنش ضرر بزرگیه. دیدن این فیلم رو به همه توصیه میکنم.
__________________
حیف ...
Majid_ag حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از Majid_ag بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
پاسخ

Bookmarks

کلیدواژه ها
فیلمهای روز جهان


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 09:04PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2020, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts