بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > دين و دنيا

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Friday 31 July 2015   #31
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 22,057
ج: *** جوابهای اقای حسین به معاندین در باره شبهه تحریف کلام الله مجید***

ج: حدود دخالت شیاطین در دین !
نقل قول:
در اصل توسط خیرالبریه نوشته شده است


قبل از قرن 5 چی ؟ یعنی ناگهان بعد از قرن 5 عقول مردم تازه شکوفا شد وفهمیدند چگونه باید از دین دفاع کنند ....


دوباره عبارت من را نگاه کنید، قرن پنجم یک زندیق این روایت را درست کرد، و اتفاقا چون قرن پنجم یک دفعة عقول شکوفا نشد و قبل آن هم از دین دفاع میکردند و در عین حال یک مرتبه در کتب نامی از این روایت عطاء نبرده‌اند پس معلوم میشود چیزی نبوده تا دفاع کنند بلکه در قرن پنجم تازه وارد کتب شده!




نقل قول:
در اصل توسط خیرالبریه نوشته شده است

روایات غیر عطاء :
وفي رواية أبي صالح عن ابن عباس قال : أتاه الشيطان في صورة جبريل .



آنچه که از تفسیر عطاء بن ای رباح بوده طبری در تفسیر خود از قاسم بن حسن همدانی (متوفای 272) از حسین مصیصی (متوفای 226) از حجاج بن محمد مصیصی (متوفای 206) از ابن جریج (متوفای 150) از عطاء بن ابی رباح روایت نموده است .


همچنین مقاتل وثعلبی و...


قال المزي في تهذيب الكمال :
( خ م د ت س ق ) : حجاج بن محمد المصيصى ، أبو محمد الأعور مولى سليمان بن مجالد مولى أبى جعفر المنصور ، ترمذى الأصل ، سكن بغداد ثم تحول إلى المصيصة . اهـ .
و قال المزى :
قال أبو بكر الأثرم ، عن أحمد بن حنبل : ما كان أضبطه و أصح حديثه ، و أشد
تعاهده للحروف ، و رفع أمره جدا ، فقلت له : كان صاحب عربية ؟ قال : نعم ،
و قال أيضا : سمعت أبا عبد الله ذكر حجاج بن محمد ، فقال : كان مرة يقول :
حدثنا ابن جريج ، و إنما قرأ على ابن جريج ثم ترك ذلك ، فكان يقول : قال ابن
جريج ، و كان صحيح الأخذ .
قال أبو عبد الله : الكتب كلها قرأها على ابن جريج إلا كتاب " التفسير " ، فإنه
سمعه إملاء من ابن جريج ، و لم يكن مع ابن جريج كتاب التفسير فأملى عليه .
و قال صالح بن أحمد بن حنبل : سئل أبى : أيما أثبت عندك : حجاج الأعور أو
الأسود بن عامر ؟ فقال : حجاج .

و قال أبو مسلم المستملى : خرج حجاج الأعور من بغداد إلى الثغر فى سنة تسعين
و مئة ، قال : و سألته ، فقلت : هذا التفسير سمعته من ابن جريج ؟ فقال : سمعت التفسير من ابن جريج ، و هذه الأحاديث الطوال ، و كل شىء قلت : " حدثنا ابن جريج " فقد سمعته .




اگر فقط روایات بود ما تسلیم شما بودیم اما چه کنیم که آیات قران بر این صحه گذاشته اند !

مگر اینکه بگوییم این آیات نیز اسرائیلی هستند !!!!!!!

اما من بروشی منطقی که موید به شواهد دیگر است غرانیق را توجیه میکنم ... آیه 53 حج و شنیدن متفاوت اصحاب رسول خدا ص آیات را که همان حدیث بخاری ودرگیری هشام وعمر بخوبی آنرا روشن نموده است .


: سمعت هشام بن حكيم يقرأ سورة الفرقان في حياة رسول الله صلى الله عليه و سلم فاستمعت لقراءته فإذا هو يقرأ على حروف كثيرة لم يقرئنيها رسول الله صلى الله عليه و سلم فكدت أساوره في الصلاة فتصبرت حتى سلم فلببته بردائه فقلت من أقرأك هذه السورة التي سمعتك تقرأ ؟ قال أقرأنيها رسول الله صلى الله عليه و سلم فقلت كذبت فإن رسول الله صلى الله عليه و سلم قد أقرأنيها على غير ما قرأت فانطلقت به أقوده إلى رسول الله صلى الله عليه و سلم فقلت إني سمعت هذا يقرأ بسورة الفرقان على حروف لم تقرئنيها فقال رسول الله صلى الله عليه و سلم ( أرسله اقرأ يا هشام ) . فقرأ عليه القراءة التي سمعته يقرأ فقال رسول الله صلى الله عليه و سلم ( كذلك أنزلت ) . ثم قال ( اقرأ يا عمر ) . فقرأت القراءة التي أقرأني فقال رسول الله صلى الله عليه و سلم ( كذلك أنزلت إن هذا القرآن أنزل على سبعة أحرف فاقرؤوا ما تيسر منه ) .بخاری

البته اگر رسول خدا ص فرموده باشند که قران بر 7 حرف نازل شده پس چرا به عمر 3 مرتبه گفتند : انفر شیطان یا عمر !



دوست گرامی، قرار شد مغالطه نکنید و صادق باشید، بنده از شما سند همین روایت مورد بحث خودمان را خواستم! نه چیزهای دیگر، همین خود شما گاهی میگویید: عطاء بن سائب و گاهی میگویید: عطاء بن ابی رباح، و اینها دو نفر هستند، یکی با واسطه از ابن عباس روایت میکند و دیگری بلاواسطه.

چرا مثل کاربر سایت الوکه که آدرس آنرا دادید صادقانه حاضر نیستید بگویید سند ندارد! چرا بر مخاطب خود تمویه میکنید؟

http://majles.alukah.net/t86760/#post524465
http://www.iranclubs.org/forums/show...=118279&page=2
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از عبدالعلی69 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 31 July 2015   #32
فربد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Aug 2004
پاسخ‌ها: 2,711
ج: *** جوابهای اقای حسین به معاندین در باره شبهه تحریف کلام الله مجید***

از کسی که شیعه را خیرالبریه می‌داند می‌پرسم:
لطفا بفرمایید که اگر دلایلتان مبنی بر تحریف کلام الله مجید معتبر است، چرا هیچ یک از علمای شیعه آن را تایید نکرده‌اند؟
و اگر مطمئن هستید که علمای شیعه علی‌رغم علم به تحریف کلام الله ، با سکوت و کتمان حقیقت، چنین خیانتی بر میراث پیامبر مرتکب شده‌اند، چگونه توقع دارید که دیگران بپذیرند، شیعیان سزاوار لقب خیرالبریه اند؟

آخرين ويرايش فربد ، Friday 31 July 2015 در 01:54PM.
فربد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از فربد بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 31 July 2015   #33
خیرالبریه
علی وشیعته
 
نشان خیرالبریه
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2007
پاسخ‌ها: 3,608
ج: *** جوابهای اقای حسین به معاندین در باره شبهه تحریف کلام الله مجید***


نقل قول:
در اصل توسط فربد نوشته شده است نمايش نوشته
از کسی که شیعه را خیرالبریه می‌داند می‌پرسم:
لطفا بفرمایید که اگر دلایلتان مبنی بر تحریف کلام الله مجید معتبر است، چرا هیچ یک از علمای شیعه آن را تایید نکرده‌اند؟
و اگر مطمئن هستید که علمای شیعه علی‌رغم علم به تحریف کلام الله ، با سکوت و کتمان حقیقت، چنین خیانتی بر میراث پیامبر مرتکب شده‌اند، چگونه توقع دارید که دیگران بپذیرند، شیعیان سزاوار لقب خیرالبریه اند؟
ساعت خواب بعد از چند سال ؟

شما مثل اينكه مطالب مرا دقیق نخوانده اید ضمن اینکه خودتان هم تحقیق نکرده اید برای همین صد بار نوشته ام که خودتان تحقیق کنید :

علامه مجلسی رحمه الله که بی نیاز از تعریف است در شرحش بر کتاب کافی که بعد از بحار الانوارش نوشته در شرح حدیثی از کتاب کلینی ره که امام صادق ع فرمودند قرآنی که جبرئیل بر رسول الله آورده بود 17000 آیه داشت بصراحت مینویسد :


ثقة الإسلام في آخر كتاب (فضل القرآن) من (الكافي) عن محمد بن يحيى، عن أحمد بن محمد، عن علي بن الحكم، عن هشام بن سالم، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: أن القرآن الذي جاء به جبرائيل إلى محمد ص سبعة عشر ألف آية.

« ولا يخفى أنّ هذا الخبر وكثير من الأخبار الصحيحة صريحة في نقص القرآن وتغييره . وعندى أنّ الأخبار في هذا الباب متواترة معنىً ، وطرح جميعها يوجب رفع الإعتماد على الأخبار رأساً ، بل ظنّي أنّ الأخبار في هذا الباب لا تقصر عن أخبار الإمامة ، فكيف يثبتونها بالخبر » .مرآت العقول



یعنی:«حدیث بیست و هشتم: موثق است . و در بعضی از نسخه های الکافی به جای هشام بن سالم هارون بن مسلم آمده است،پس این خبر صحیح است و پوشیده نیست که این خبر و کثیری از این اخبار صحیحه صراحت دارند بر نقص و تغییر قرآن و نزد من اخبار تحریف قرآن متواتراند به اعتبار معنی(تواتر معنوی) و ساقط كردن تمام این احادیث فن حدیث را غیر قابل اعتماد می كند بلكه ظن من آن است كه روایات تحریف از روایات امامت كمتر نیستند، (پس اگر روایات تحریف را قبول نكنند) مساله امامت را چگونه از روایات ثابت خواهند كرد؟»

وعلمایی که بر تحریف قران کتاب نوشتند :


1. احمد بن محمد بن خالد برقی، صاحب کتاب «المحاسن» است که نجاشی در ص 73 کتاب رجالش کتابی تحت عنوان «التحریف» را از جمله تالیفات وی معرفی می کند!
2.ابی الحسن على بن الحسن بن فضال الكوفى کتاب « التنزیل من القرآن والتحریف » را نوشته است (الذریعه الی تصانیف الشیعه،رقم2022)
3. محمد بن الحسن الصیرفی، صاحب کتابی است به نام« كتاب التحریف والتبدیل » (الفهرست، ص230، شیخ طوسی ؛ مؤسسة نشر الفقاهة)

4. احمدبن محمدبن سیار، صاحب کتابی است به نام «التنزیل والتحریف» (مختصر بصائر الدرجات،ص:204، حسن بن سلیمان حلی ؛ منشورات المطبعة الحیدریة

واز اهل سنت :

1- امام مالک بن انس (البته امام شافعی وابوحنیفه هم غیر مستقیم با تایید حروف سبعه وقرائت به معنی قران وفارسی تحریف قران را قبول کرده اند ):


: وعن مالك أن أولها لما سقط سقطت البسملة.
وذكره السيوطي في الإتقان في علوم القرآن ج 1 ص 65 ط الحلبي الثالثة:
وعن مالك: أن أولها لما سقط سقط معه البسملة، فقد ثبت أنها كانت تعدل البقرة لطولها.
فهذا مالك بن أنس وهو إمام من الأئمة الأربعة عند أهل السنة يجزم بكونها كانت تعدل البقرة في الطول وأن كل تلك الآيات فقدت وسقطت

2-در قرن حاضر فردي به نام محمد الخطيب از علماي دانشگاه الأزهر مصر، كتابي نوشت به نام الفرقان في تحريف القرآن .

3-رشاد خلیفه که با اعجاز عددی مضرب 19 ثابت کرد تحریف را .


زرقانى مى گويد : مادليل نداريم كه اثبات كند قرآن عثمانى تا كنون باقى مانده است

استاد زرقانی می گوید: (هم اکنون دلیل قاطعی بر وجود مصحف های عثمانی دردست نداریم تا چه رسد به آن که محل وجود آن را تعیین کنیم).
نويسندة الفرقان كه در عصر اخير، به دست نويسندة مصري، محمد عبداللطيف معروف به ابن الخطيب، از علماي معروف مصر معتقد است، علاوه بر تغييرات و تحريفاتي كه پيش از عثمان در قرآن رخ داده است. پس از آن نيز به دست حجاج در دوازده جاي قرآن تغييرات اساسي رخ داده و بر خلاف آن چه در زمان عثمان بوده، ‌ثبت شده است مثلاً مي‌گويد:‌در قصه نوح در آيه 167 سوره شعرا «من المخرجين» بود و در قصه لوط در همين سوره آيه 116، «من المرجومين»، ولي حجاج آن را تغيير داد و «من المرجومين» را در قصه نوح و «من المخرجين» را در قصه لوط آورد كه اكنون بر همين منوال است

4- پسر ابوداود سجستانی صاحب یکی از صحاح سته در کتابش المصاحف تصریح دارد تحریف را :


قول بن أبى داود : انما قلنا مصحف فلان لما خالف مصحفنا هذا من الخط أو الزيادة أو النقصان أخذته عن أبى (ابو داود) رحمة الله هكذا فعل فى كتاب التنزيل .
الكتاب: كتاب المصاحف
المؤلف: امام أبو بكر بن أبي داود، عبد الله بن سليمان بن الأشعث الأزدي السجستاني (المتوفى: 316هـ

همچنین اعاظم دیگری مانند نوری طبرسی استاد شیخ عباس قمی و سید نعمت الله جزائری وملا محسن فیض کاشانی و.... واز اهل سنت هم که امام کشمیری شارح بخاری وابن تیمیه و ابن حزم و.... معتقد به تحریف قران بوده اند ....

هرچند که ما کاری به افراد نداریم بلکه اگر شما خودتان تحقیق کنید اغلاط این مصحف وقرائات مختلف المعنی واحادیث عائشه وعمر وعثمان را در صحیح بخاری ومسلم و... مورد وجود خطای کتاب واسقاط وتجرید قران وحذف آیات مخالف حکام و ...را ببینید اگر منصف وصاحب عقل باشید به نتیجه ما میرسید .

حتی حادثه قتل عثمان علتش تغییر در قران وتحریف ان بود بنص کلام علمای سنی :


نابودی مصاحف علت کشتن عثمان بود

درگیری شدید با ابن مسعود بر سر ندادن مصحفش هم که در صحاح امده ... غلوا مصاحفکم ... !!!!!

فدخل محمد بن أبي بكر بعد ذلك وهو يرى أنه قد قتل.
فلما رآه قاعدا قال: ألا أراكم قياما حول نعثل ! ! وأخذ بلحيته فجره من البيت إلى باب الدار وهو يقول: بدلت كتاب الله وغيرته يا نعثل !!!
فقال عثمان رضي الله عنه: لست بنعثل ولكني أمير المؤمنين، وما كان أبوك ليأخذ بلحيتي
فقال محمد لا يقبل منا يوم القيامة أن نقول: " ربنا أطعنا سادتنا وكبراءنا فأضلونا السبيل (1) " ودخل رجل من كندة تجوبي من أهل مصر مخترطا السيف فقال: اخرجوا اخرجوا، فأخرج الناس فطعن في بطنه فجاءته امرأته بنت الفرافصة الكلبية تمسك السيف فقطع أصابعها .
تاريخ المدينة - ابن شبة النميري

پسر ابوبکر كه شيعه علي ع بود ریش عثمان را گرفت وکشید و به عثمان گفت ای يهودي ( نعثل ) کتاب الله را تغییر دادی و تحریف کردیخبر صحیح است .!!!!!



واين جمله پسر ابوبکر که قران خواند : ربنا أطعنا سادتنا وكبراءنا فأضلونا السبيل ، نشانگر این حقیقت است که پسر ابوبکر پدرش را غاصب وگمراه میدانست .

البته خداوند هم در کتابش گفته بود که پیامبر ص گفت خدایا قوم من (ابوبکر وعمر وعثمان ومروان وحجاج وزید بن ثابت یهودی) این قران را مهجور میکنند و پاره پاره (عضین)

أخبرنا أبو بكر محمد بن الحسين الفرضي نا أبو الحسين محمد بن علي بن المهتدي أنا أبو الحسن علي بن عمر الحربي نا أبو حامد محمد بن هارون نا عبدالرحمن بن حبيب نا أحمد بن معاوية بن بكر الباهلي نا إسماعيل بن مجالد عن بيان بن بشر عن قيس بن أبي حازم قال أخبرني من دخل على طلحة بن عبيدالله وعثمان محصور وهو مستلق على سريره فقال ألا تخرج فتنهى عن قتل هذا الرجل قال لا والله حتى تؤتي بنو أمية الحق من أنفسها


وكتب عثمان إلى أهل الشام يستمدهم حين حصر فضرب معاوية بعثا على أهل الشام على أربعة آلاف وكان قائدهم أسد بن كرز جد خالد بن عبدالله القسري فبلغ الذين حصروه أنه قد استغاث بأهل الشام وقد أقبل إليه أربعة آلاف مددا فخافوا أن يكون بينهم وبين أهل الشام قتال فعجلوا فأحرقوا باب عثمان وألقوا عليه التراب والحجارة وكان في الدار مع عثمان قريب من مائتي رجل فيهم الحسن بن علي بن أبي طالب وعبدالله بن الزبير فاستعمل عثمان على أهل الدار عبدالله بن الزبير وفلان بن الأخنس الثقفي على أهل الميمنة ومروان على الميسرة وهم بالقتال فلما رأى الباب قد أحرق خرج إليهم فقال جزاكم الله خيرا قد وفيتم بالبيعة وقد بدا لي أن لا أقاتل ولا يراق في محجمة دم ففتح لهم سدة في داره فخرجوا منها وغضب مروان بن الحكم فاختبأ في بعض بيوت الدار فلما أحرق الباب وألقي عليه التراب والحجارة رجع عثمان ففتح المصحف يقرؤه إذ دخلت عليه جماعة ليس فيهم من أصحاب النبي صلى الله عليه وسلم ولا من أبنائهم أحد فلما وصلوا إليه قاموا خلفه عليهم السلاح فقالوا بدلت كتاب الله وغيرته قال عثمان كتاب الله بيني وبينكم فضربه رجل منهم على منكبه فبدر منه الدم على المصحف وضربه آخر فلما كثر الضرب غشي عليه ونساؤه مختلطين مع الرجال فضج النساء وغشي عليه وجيء بماء فمسح على وجهه فأفاق فدخل محمد بن أبي بكر عند ذلك وهو يرى أنه قد قتل فلما رآه قاعدا قال لا أراكم قياما حول نعثل وأخذ بلحيته فجره من البيت إلى باب الدار وهو يقول بدلت كتاب الله وغيرته يا نعثل فقال عثمان لست بنعثل ولكني أمير المؤمنين وما كان أبوك يأخذ بلحيتي فقال محمد لا يقبل منا يوم القيامة أن نقول { أطعنا سادتنا وكبراءنا فأضلونا السبيلا } ودخل رجل من كندة من أهل مصر مخترط السيف فلما أفرجوا فأفرجوا فطعن في بطنه وخلفه امرأته بنت الفرافصة الكلبية تمسك السيف فقطع أصابعها... تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل
أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي
سنة الولادة 499/ سنة الوفاة 571

والكتاب الذي أرسل إلى الاشتر كما جاء في الامامة والسياسة ص 57، 58 " بسم الله الرحمن الرحيم.
من المهاجرين الاولين وبقية الشورى إلى من بصر من الصحابة والتابعين أما بعد أن تعالوا إلينا وتداركوا خلافة رسول الله صلى الله عليه وسلم قبل أن يسلبها أهلها، فإن كتاب الله قد بدل، وسنة رسوله قد غيرت، وأحكام الخليفتين قد بدلت...فننشد الله من قرأ كتابنا من بقية أصحاب رسول الله والتابعين بإحسان إلا أقبل إلينا وأخذ الحق لنا وأعطاناه، فأقبلوا إلينا إن كنتم تؤمنون بالله واليوم الآخر ".
فدخل محمد بن أبي بكر وقد أفاق فقال له: أي نعثل، غيرت وبدلت وفعلت. ثم دخل رجل من أهل مصر، فأخذ بلحيته، فنتف منها خصله، وسل سيفه، وقال: افرجوا لي، فعلاه بالسيف، فتلقاه عثمان بيده: فقطعها، فقال عثمان أما والله إنها أول يد خطت المفصل،...الكتاب : الامامة والسياسة - ابن قتيبة الدينوري، تحقيق الزيني

محمد بن ابي بکر وارد کاخ عثمان شد و فکر ميکرد که عثمان کشته شده است وقتيکه ديد عثمان نشسته است گفت : چرا اطراف نعثل بيکار ايستاده ايد ؟ پس ريش او را گرفت و عثمان را با ريشش تا دم درب قصر کشاند و ميگفت اي نعثل کتاب خدا را تغيير دادي و تحريف کردي ، عثمان گفت من نعثل نيستم من اميرالمؤمنينم ، پدرت اگر بود اينگونه ريش من را نميگرفت محمد بن ابي بکر گفت : روز قيامت اگر بگوئيم خدايا ما بزرگانمان را اطاعت کرديم آنها ما را گمراه کردند از ما قبول نميکنند » .



حدثنا عبد الله بن رجاء قال، أنبأنا إسرائيل، عن أبي إسحاق، عن حمير بن مالك قال: لما أمر بالمصاحف أن تغير ساء ذلك عبد الله بن مسعود رضي الله عنه فقال: من استطاع منكم أن يغل مصحفا فليفعل، فإن من غل شيئا جاء بما غل يوم القيامة، ثم قال: لقد قرأت القرآن من في رسول الله سبعين سورة، وزيد صبي، أفأترك ما أخذت من في رسول الله صلى الله عليه وسلم.تاریخ مدینه

وفي كلام النحّاس: إنّ العلماء تنازعوا حديث عائشة في الرضاع، فردّه جماعة وصحّحه آخرون، قال:
«وأمّا قول من قال: إنّ هذا كان يقرأ بعد وفاة رسول اللّه ـ صلّى اللّه عليه و]آله [وسلّم ـ فعظيم...»


فعظيم يعني بسيار خطرناك ومويد تحريف ونابودي قران!!!

البته ما مکرر فرق بین مصحف وقران را گوشزد کرده ایم واین مدعیان خودشان در لینکهایی که هنوز موجودند تصریح دارند بوقوع تحریف :



کفی الله المومنین القتال بعلی بن ابیطالب ( 1 2 3 4 5 ... آخرين صفحه)


http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=149731




أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك ان عليا مولى المؤمنين وإن لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس. ( 1 2 3 4 5 ... آخرين صفحه)




به همه میگویم : حداقل یکبار در طول عمرتان تحقیق کنید نه تقلید قبلا لینک دادم دوباره میدهم بدقت بخوانیدش :

Download


__________________
قال الله تعالی : إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَوَهُمْ رَاكِعُونَ (مائده 55).
صدق الله العلی العظیم .
ثمره سالها بحث و مناظره

کانال تلگرامی اینجانب :
https://telegram.me/kamelee
وگروه شيعه واقعي ومناظره فرهيختگان :
https://t.me/joinchat/BlQSjz1xYw0rVOxakodP1A
خیرالبریه حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 31 July 2015   #34
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 22,057
ج: *** جوابهای اقای حسین به معاندین در باره شبهه تحریف کلام الله مجید***

17000 رامعنا کرده اند بزرگانی چون مرحوم فیض کاشانی اعلی الله مقامه الشربف و دیگران و......
اخرین روایت کافی شریف باب فضل قران
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از عبدالعلی69 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 31 July 2015   #35
فربد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Aug 2004
پاسخ‌ها: 2,711
ج: *** جوابهای اقای حسین به معاندین در باره شبهه تحریف کلام الله مجید***


مطالب ذیل را عینا از یك سایت مربوط به اهل تسنن نقل میكنم و تقاضا دارم یك نقد دندان شكن درباره آن ارائه دهید.متشكرم از زحماتتان. ادعای‌ تحریف‌ قرآن‌ویژگی‌ اهل‌ سنت‌ از سایر فرق و مذاهب‌ این‌ است‌ كه‌ اهل‌ سنت‌ دارای‌ عقیده‌ای‌ میانه‌ و بدور از غلو و زیاده‌ روی‌ وانحراف‌ می‌باشند. زیرا عقیده‌ اهل‌ سنت‌ از كتاب‌ خدا (قرآن‌ مجید) و سنت‌ پیامبر (ص‌) سرچشمه‌ می‌گیرد. قرآن‌ كتابی‌است‌ خالی‌ از نقص‌ و خطا، كه‌ سراسر آن‌ نور و هدایت‌ و همچنین‌ حجتی‌ است‌ از جانب‌ پروردگار برای‌ بندگان‌. قرآن‌مجید شامل‌ آیات‌ وحی‌ شده‌ بر پیامبر (ص‌) بدون‌ هیچگونه‌ كم‌ و زیاد و یا تحریف‌ می‌باشد. نكته‌ قابل‌ توجه‌ این است‌ كه‌ دشمنان‌ خداوند دیگر همچن گذشته‌ سعی‌ در جهت‌ تحریف‌ قرآن‌ و پراكندن‌ شبهات‌ پیرامون‌ آن‌نداشته‌ و صد البته‌ كه‌ خداوند هرگز خلاف‌ وعده‌ خود عمل‌ نمی‌كند، چرا كه‌ خداوند فرموده‌ است‌: «اِنَّا نَحْن‌ُ نَزَّلْنَاالذِّكْرَ وَ اِنَّا لَه‌ُ لَحَافِظُون‌» ما ذكر (قرآن‌) را نازل‌ كردیم‌ و همانا خود حافظ‌ آن‌ می‌باشیم‌ (سوره‌‌حجر آیه‌ 29)اما آنچه‌ در كتب‌ شیعیان‌ آمده‌، كاملاً مغایر نص‌ صریح‌ قرآن‌ در آیه‌ای‌ است‌ كه‌ ذكر گردید. از آن‌ جمله‌ می‌توان‌ كتاب‌ مرأة ‌العقول‌ نوشته‌ محدث‌ شیعه‌ ملا باقر مجلسی‌، و كتاب‌ البرهان‌ فی‌ التفسیر القرآن‌ نوشته‌ سید هاشم‌ بحرانی‌ مفسر مشهورشیعه‌ ص‌49، و كتاب‌ فصل‌ الخطاب‌ فی‌ اثبات‌ تحریف‌ قرآن‌ رب‌ الارباب‌ (سخنی‌ قاطع‌ در اثبات‌ تحریف‌ قرآن‌) نوشته‌نور طبرسی‌ و همینطور كتاب‌ الانوار النعمانیة‌ نوشته‌ نعمت‌ الله الجزائری‌ ج‌2 ص‌357 را نام‌ برد. لاوه‌ بر اینها بسیاری‌ از علماء شیعه‌ تأكید می‌كنند كه‌ به‌ قرآن‌ مطالبی‌ اضافه‌ و مطالبی‌ از آن‌ كاسته‌ شده‌ است‌، و اصحاب‌گرامی‌ پیامبر (ص‌) تغییراتی‌ در آن‌ داده‌اند. طبرسی‌ در كتاب‌ فصل‌ الخطاب‌ فی‌ اثبات‌ تحریف‌ كتاب‌ رب‌ الارباب‌ ص‌30 به‌ نقل‌ از نعمت‌ الله الجزائری‌ می‌گوید:اصحاب‌ (اهل‌ تشیع‌) بر صحت‌ احادیث‌ متواتر در مورد تحریف‌ قرآن‌ اجماع‌ و اتفاق نموده‌اند. همچنین‌ كلینی‌ كه‌ یكی از بزرگترین و معروفترین مراجع شیعه است, در كتابش"الكافی", كه نزد ایشان اعتباری بیش از صحیح بخاری نزد اهل سنت دارد, در جلد2 صفحة 734مینویسد: مجموع آیات نازل شده بر پیامبر اكرم 17000(هفده هزار) بوده است (در حالی كه ‌میدانیم آیات قرآن‌ تقریباً 6000 می‌باشد). وی‌ ادامه‌ می‌دهد كه‌ قرآن‌ كامل‌ را جزائمه‌ (علیهم‌ السلام‌) كسی‌ جمع‌ آوری‌ نكرده‌ است‌. (الكافی‌، الحجة‌، ج‌1 ص‌428) همچنین‌ نگارنده‌ كافی‌ در الكافی‌ فی‌ الاصول‌ ج‌اول ص‌240 از امام‌ جعفر صادق (علیه‌ السلام‌) روایت‌ می‌كند: انه‌ قال‌ وان‌ عندنا لمصحف‌ فاطمة‌ والله ما فیه‌ من‌ قرآنكم‌ حرف‌ واحد. یعنی‌: همانا مصحف‌ فاطمه‌ نزد ما است‌ و قسم‌به‌ خدا كه‌ از قرآن‌ شما در آن‌ یك‌ حرف‌ هم‌ وجود ندارد. نگارنده‌ تفسیر الصافی‌ در مقدمه‌ تفسیرش‌ می‌گوید: قرآنی‌ كه‌ اینك‌ در اختیار ما است‌ آن‌چنانكه‌ بر محمد (ص‌) نازل‌گردیده‌ نیست‌ بلكه‌ در این‌ قرآن‌ خلاف‌ آن‌چه‌ خداوند نازل‌ فرموده‌ یافت‌ می‌شود و بعضاً قرآن‌ موجود مورد تحریف‌ وتغییر قرار گرفته‌ و در بسیاری‌ از موارد كلماتی‌ چون‌ «علی‌» و «آل‌ محمد» و همچنین‌ اسامی‌ بعضی‌ از منافقین‌ حذف‌گردیده‌ است‌. صاحب‌ تفسیر الصافی‌ اضافه‌ می‌نماید: بنابر اعتقاد مراجع‌ و بزرگان‌ ما پیرامون‌ قرآن‌ از جمله‌ كلینی‌ چنین‌به‌ نظر می‌رسد كه‌ آنها معتقد به‌ تحریف‌ و نقصان‌ در قرآن‌ بوده‌اند. (مقدمه‌ تفسیر صافی‌ ص‌14)نور طبرسی‌ در كتاب‌ فصل‌ الخطاب فی إثبات تحریف كتاب رب الأرباب دو هزار روایت از مجموعة روایات شیعیان را جمع آوری كرده تا تحریف قرآن را ثابت كند.نور طبرسی از علماء مشهور شیعه است و شیعیان در تقدیر و تجلیل از وی, او را در حجرة مرتضویه واقع در نجف اشرف كه از مقدسترین‌ گورستانهای‌ شیعیان‌ است‌ به‌ خاك‌ سپرده‌اند. این‌ كتاب‌ در ایران‌ به‌ چاپ‌ رسیده‌ است‌. كمال‌ میثم‌ بحرانی‌ در شرح‌ نهج‌ البلاغه‌ ذكر كرده‌ است‌ كه‌ عثمان‌ بن‌ عفان‌ (رض‌) مردم‌ را بر قرائت‌ زید بن‌ ثابت‌ متفق‌ كردو قرآنهای‌ دیگر را سوزاند و بی‌ شك‌ بسیاری‌ از آنچه‌ را كه‌ از طرف‌ خداوند نازل‌ شده‌ بود باطل‌ گردانید. (شرح‌ نهج‌البلاغه‌ ص‌11 ج‌1) علاوه‌ بر این‌ آقایان‌ كلینی‌ و قمی‌ كه‌ از مراجع‌ و شخصیتهای‌ بزرگ‌ شیعه‌ بشمار می‌روند آیاتی‌ را ذكر كرده‌ و ادعا نموده‌اندكه‌ این‌ آیات‌ در قرآن‌ موجود بوده‌، سپس‌ حذف‌ گردیده‌اند. برای‌ نمونه‌ چند مورد از این‌ آیات‌ خیالی‌ را متذكر می‌شویم‌.ابتدا آیه‌ را به‌ همان‌ صورتی‌ كه‌ آنان‌ مدعی‌ شده‌اند

پاسخ

سلام علیكم
پاسخ سؤال شما را به طور مختصر عرض می‌كنم. البته كتابهای متعددی در زمینه‌‌ی عدم تحریف قرآن نوشته شده است كه می‌توانید در این زمینه به نوشته‌های آیت‌الله معرفت، آیت‌الله جوادی آملی، مقدمه‌‌ی تفسیر البیان آیت‌الله خویی و... مراجعه كنید.
شیعیان كه راسخ‏ترین اعتقاد را به عدم تحریف دارند و اكنون پرچمدار احكام نورانى قرآن و مدافع سرسخت‏حریم قرآن و اسلام در جهان هستند، به شیوه‏اى ناجوانمردانه متهم به اعتقاد به تحریف قرآن شده‏اند و این افترائات از گذشته دور تا به امروز چنان وسیع و گسترده بوده است كه بسیارى از برادران اهل سنت آن را از مسلمات مورد قبول شیعه امامیه تلقى كرده‏اند. دامن‏زدن به این اتهام بى اساس به‏دست عده‏اى اندك از مغرضان، به این هدف صورت مى‏گیرد كه چهره تابناك شیعه در نگاه سایر مسلمانان منفور جلوه داده شود و وحدت امت اسلام با دشوارى رو به رو گردد.
مسلمانان با وجود داشتن اختلاف در بخش‏هایى از اصول و فروع دین در مورد عدم تحریف قرآن اتفاق نظر دارند; گرچه در مورد تحریف بالنقیصه، گروهى اندك از اخباریان شیعه و جمعى از علماى اهل‏سنت به خاطر عدم تفطن و تحقیق، فریب ظاهر بعضى از اخبار و روایات را خورده و قائل به تحریف شده‏اند، ولى آن‏چه مشهور و معروف، بلكه امرى تردیدناپذیر در میان علماى اسلام -اعم از شیعه و سنى- است، آن است كه تحریف بالنقیصه نیز در قرآن واقع نشده و آن‏چه در دست ماست تمام قرآنى است كه بر پیامبر نازل گشته‏است. مراجعه به آراى بزرگان شیعه از متقدمان و متاخران به این حقیقت، شهادت مى‏دهد.
ابوالقاسم على‏بن حسین موسوى، معروف به‏سیدمرتضى و علم‏الهدى (م‏436ق.) فقیه، مفسر، متكلم، ادیب و شاعر و رئیس امامیه پس از شیخ مفید مى‏گوید:
علم به صحت نقل قرآن همانند علم به شهرها، حوادث و وقایع بزرگ، كتب مشهور و آشكار مدون عرب است; زیرا اهتمام و انگیزه براى نقل و حفظ قرآن‏كریم به حدى زیاد بود كه در مورد سایر چیزهاى ذكرشده چنین اهتمامى وجود نداشته‏است، چرا كه قرآن معجزه‏اى براى نبوت و ماخذى براى علوم شرعى و احكام دینى بوده‏است و دانشمندان اسلام در حفظ و حمایت از آن سعى بلیغ نموده‏اند; تا جایى كه همه آن‏چه را مربوط به اختلاف در قرآن از جهت اعراب و قراءت و حروف و آیات بوده فراگرفته‏اند. حال چگونه ممكن است تغییر یا نقصى در آن صورت گرفته باشد؟....
استاد محمدهادى معرفت نظریات بیش از بیست تن از اعلام امامیه را در زمینه عدم تحریف بیان نموده‏است، كه برخى از آنان عبارتند از:
1. شیخ المحدثین ابوجعفر محمدبن على‏بن الحسین الصدوق (م‏381ق.);
2. عمید الطائفه، محمدبن محمدبن نعمان المفید (م‏413ق.);
3. الشریف المرتضى، على‏بن الحسین علم‏الهدى (م‏436ق.);
4. شیخ الطائفه، ابوجعفر محمدبن الحسن الطوسى (م‏460ق.);
5. امین‏الاسلام، فضل‏بن الحسن الطبرسى (م‏548ق.);
6. علامه حلى (م‏726ق.);
7. محقق اردبیلى (م‏993ق.);
8. شیخ جعفر كاشف‏الغطاء (م‏1228ق.);
9. الامام السید شرف‏الدین العاملى (م‏1381ق.);
10. علامه امینى.
از معاصران نیز به نظریات قاطعانه بزرگانى چون علامه طباطبائى، آیة‏الله خوئى و امام خمینى اشاره شده است.
محدثان بزرگ شیعه از اولین آنها، یعنى صدوق گرفته تا آخرینشان، یعنى شیخ حر عاملى و ملامحسن فیض كاشانى، همگى احتمال وقوع تحریف در قرآن را نفى نموده‏اند. البته اندیشه تحریف به جهت نفى حجیت ظواهر قرآن، از ناحیه گروهى اندك از اخباریان ساده‏اندیش و زودباور مطرح شده‏است. سیدنعمت‏الله جزایرى (1050 - 1112 ق.) پرچمدار این گروه و مبتكر اندیشه تحریف براساس برخى از اخبار عجیب و شاذ بوده است. كتاب وى با عنوان الانوار النعمانیه انباشته از اخبار و داستان‏هاى خرافى و عجیبى است كه نظیر آن اخبار در كتاب‏هاى امامیه یافت نمى‏شود. این كتاب منبع اصلى قول به تحریف بوده و میرزاى نورى نیز در فصل‏الخطاب به آن اعتماد نموده‏است
مرحوم شیخ میرزا حسین نورى (1254 - 1320ق.) از امامان حدیث و بزرگان شیعه و داراى تالیفات متعددى است كه از جمله آنها كتاب فصل الخطاب فى تحریف كتاب رب الارباب است. این كتاب در سال 1292ق، در نجف اشرف تالیف و در سال 1298ق. چاپ شد. پس از انتشار، بسیارى از علما و بزرگان شیعه با او به مخالفت برخاسته رساله‏هایى در رد آن نوشتند. حاجى نورى در دفاع از كتاب خویش و در پاسخ به كتاب كشف الارتیاب عن تحریف الكتاب تالیف شیخ محمود تهرانى، مشهور به معرب، رساله فارسى جداگانه‏اى را نوشته مى‏گوید: «راضى نیستم كسى فصل‏الخطاب را بدون مطالعه این رساله بخواند.» علامه شیخ آقابزرگ تهرانى كه خود شاگرد حاجى نورى بوده است مى‏گوید:
استاد ما حاجى نورى در اواخر عمر خویش مى‏گفت: من در نامگذارى كتابم، اشتباه نمودم

--------------------------------------------------------------------
از کسی که شیعه را خیرالبریه می‌داند دوباره می‌پرسم:
لطفا بفرمایید که اگر دلایلتان مبنی بر تحریف کلام الله مجید معتبر است، چرا هیچ یک از مراجع تقلید کنونی شیعه آن را تایید نکرده‌اند؟
و اگر مطمئن هستید که مراجع تقلید کنونی شیعه علی‌رغم علم به تحریف کلام الله ، با سکوت و کتمان حقیقت، چنین خیانتی بر میراث پیامبر مرتکب شده‌اند، چگونه توقع دارید که دیگران بپذیرند، شیعیان سزاوار لقب خیرالبریه اند؟
فربد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 31 July 2015   #36
خیرالبریه
علی وشیعته
 
نشان خیرالبریه
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2007
پاسخ‌ها: 3,608
ج: *** جوابهای اقای حسین به معاندین در باره شبهه تحریف کلام الله مجید***

نقل قول:
در اصل توسط فربد نوشته شده است نمايش نوشته

مطالب ذیل را عینا از یك سایت مربوط به اهل تسنن نقل میكنم و تقاضا دارم یك نقد دندان شكن درباره آن ارائه دهید.متشكرم از زحماتتان. ادعای‌ تحریف‌ قرآن‌ویژگی‌ اهل‌ سنت‌ از سایر فرق و مذاهب‌ این‌ است‌ كه‌ اهل‌ سنت‌ دارای‌ عقیده‌ای‌ میانه‌ و بدور از غلو و زیاده‌ روی‌ وانحراف‌ می‌باشند. زیرا عقیده‌ اهل‌ سنت‌ از كتاب‌ خدا (قرآن‌ مجید) و سنت‌ پیامبر (ص‌) سرچشمه‌ می‌گیرد. قرآن‌ كتابی‌است‌ خالی‌ از نقص‌ و خطا، كه‌ سراسر آن‌ نور و هدایت‌ و همچنین‌ حجتی‌ است‌ از جانب‌ پروردگار برای‌ بندگان‌. قرآن‌مجید شامل‌ آیات‌ وحی‌ شده‌ بر پیامبر (ص‌) بدون‌ هیچگونه‌ كم‌ و زیاد و یا تحریف‌ می‌باشد. نكته‌ قابل‌ توجه‌ این است‌ كه‌ دشمنان‌ خداوند دیگر همچن گذشته‌ سعی‌ در جهت‌ تحریف‌ قرآن‌ و پراكندن‌ شبهات‌ پیرامون‌ آن‌نداشته‌ و صد البته‌ كه‌ خداوند هرگز خلاف‌ وعده‌ خود عمل‌ نمی‌كند، چرا كه‌ خداوند فرموده‌ است‌: «اِنَّا نَحْن‌ُ نَزَّلْنَاالذِّكْرَ وَ اِنَّا لَه‌ُ لَحَافِظُون‌» ما ذكر (قرآن‌) را نازل‌ كردیم‌ و همانا خود حافظ‌ آن‌ می‌باشیم‌ (سوره‌‌حجر آیه‌ 29)اما آنچه‌ در كتب‌ شیعیان‌ آمده‌، كاملاً مغایر نص‌ صریح‌ قرآن‌ در آیه‌ای‌ است‌ كه‌ ذكر گردید. از آن‌ جمله‌ می‌توان‌ كتاب‌ مرأة ‌العقول‌ نوشته‌ محدث‌ شیعه‌ ملا باقر مجلسی‌، و كتاب‌ البرهان‌ فی‌ التفسیر القرآن‌ نوشته‌ سید هاشم‌ بحرانی‌ مفسر مشهورشیعه‌ ص‌49، و كتاب‌ فصل‌ الخطاب‌ فی‌ اثبات‌ تحریف‌ قرآن‌ رب‌ الارباب‌ (سخنی‌ قاطع‌ در اثبات‌ تحریف‌ قرآن‌) نوشته‌نور طبرسی‌ و همینطور كتاب‌ الانوار النعمانیة‌ نوشته‌ نعمت‌ الله الجزائری‌ ج‌2 ص‌357 را نام‌ برد. لاوه‌ بر اینها بسیاری‌ از علماء شیعه‌ تأكید می‌كنند كه‌ به‌ قرآن‌ مطالبی‌ اضافه‌ و مطالبی‌ از آن‌ كاسته‌ شده‌ است‌، و اصحاب‌گرامی‌ پیامبر (ص‌) تغییراتی‌ در آن‌ داده‌اند. طبرسی‌ در كتاب‌ فصل‌ الخطاب‌ فی‌ اثبات‌ تحریف‌ كتاب‌ رب‌ الارباب‌ ص‌30 به‌ نقل‌ از نعمت‌ الله الجزائری‌ می‌گوید:اصحاب‌ (اهل‌ تشیع‌) بر صحت‌ احادیث‌ متواتر در مورد تحریف‌ قرآن‌ اجماع‌ و اتفاق نموده‌اند. همچنین‌ كلینی‌ كه‌ یكی از بزرگترین و معروفترین مراجع شیعه است, در كتابش"الكافی", كه نزد ایشان اعتباری بیش از صحیح بخاری نزد اهل سنت دارد, در جلد2 صفحة 734مینویسد: مجموع آیات نازل شده بر پیامبر اكرم 17000(هفده هزار) بوده است (در حالی كه ‌میدانیم آیات قرآن‌ تقریباً 6000 می‌باشد). وی‌ ادامه‌ می‌دهد كه‌ قرآن‌ كامل‌ را جزائمه‌ (علیهم‌ السلام‌) كسی‌ جمع‌ آوری‌ نكرده‌ است‌. (الكافی‌، الحجة‌، ج‌1 ص‌428) همچنین‌ نگارنده‌ كافی‌ در الكافی‌ فی‌ الاصول‌ ج‌اول ص‌240 از امام‌ جعفر صادق (علیه‌ السلام‌) روایت‌ می‌كند: انه‌ قال‌ وان‌ عندنا لمصحف‌ فاطمة‌ والله ما فیه‌ من‌ قرآنكم‌ حرف‌ واحد. یعنی‌: همانا مصحف‌ فاطمه‌ نزد ما است‌ و قسم‌به‌ خدا كه‌ از قرآن‌ شما در آن‌ یك‌ حرف‌ هم‌ وجود ندارد. نگارنده‌ تفسیر الصافی‌ در مقدمه‌ تفسیرش‌ می‌گوید: قرآنی‌ كه‌ اینك‌ در اختیار ما است‌ آن‌چنانكه‌ بر محمد (ص‌) نازل‌گردیده‌ نیست‌ بلكه‌ در این‌ قرآن‌ خلاف‌ آن‌چه‌ خداوند نازل‌ فرموده‌ یافت‌ می‌شود و بعضاً قرآن‌ موجود مورد تحریف‌ وتغییر قرار گرفته‌ و در بسیاری‌ از موارد كلماتی‌ چون‌ «علی‌» و «آل‌ محمد» و همچنین‌ اسامی‌ بعضی‌ از منافقین‌ حذف‌گردیده‌ است‌. صاحب‌ تفسیر الصافی‌ اضافه‌ می‌نماید: بنابر اعتقاد مراجع‌ و بزرگان‌ ما پیرامون‌ قرآن‌ از جمله‌ كلینی‌ چنین‌به‌ نظر می‌رسد كه‌ آنها معتقد به‌ تحریف‌ و نقصان‌ در قرآن‌ بوده‌اند. (مقدمه‌ تفسیر صافی‌ ص‌14)نور طبرسی‌ در كتاب‌ فصل‌ الخطاب فی إثبات تحریف كتاب رب الأرباب دو هزار روایت از مجموعة روایات شیعیان را جمع آوری كرده تا تحریف قرآن را ثابت كند.نور طبرسی از علماء مشهور شیعه است و شیعیان در تقدیر و تجلیل از وی, او را در حجرة مرتضویه واقع در نجف اشرف كه از مقدسترین‌ گورستانهای‌ شیعیان‌ است‌ به‌ خاك‌ سپرده‌اند. این‌ كتاب‌ در ایران‌ به‌ چاپ‌ رسیده‌ است‌. كمال‌ میثم‌ بحرانی‌ در شرح‌ نهج‌ البلاغه‌ ذكر كرده‌ است‌ كه‌ عثمان‌ بن‌ عفان‌ (رض‌) مردم‌ را بر قرائت‌ زید بن‌ ثابت‌ متفق‌ كردو قرآنهای‌ دیگر را سوزاند و بی‌ شك‌ بسیاری‌ از آنچه‌ را كه‌ از طرف‌ خداوند نازل‌ شده‌ بود باطل‌ گردانید. (شرح‌ نهج‌البلاغه‌ ص‌11 ج‌1) علاوه‌ بر این‌ آقایان‌ كلینی‌ و قمی‌ كه‌ از مراجع‌ و شخصیتهای‌ بزرگ‌ شیعه‌ بشمار می‌روند آیاتی‌ را ذكر كرده‌ و ادعا نموده‌اندكه‌ این‌ آیات‌ در قرآن‌ موجود بوده‌، سپس‌ حذف‌ گردیده‌اند. برای‌ نمونه‌ چند مورد از این‌ آیات‌ خیالی‌ را متذكر می‌شویم‌.ابتدا آیه‌ را به‌ همان‌ صورتی‌ كه‌ آنان‌ مدعی‌ شده‌اند

پاسخ

سلام علیكم
پاسخ سؤال شما را به طور مختصر عرض می‌كنم. البته كتابهای متعددی در زمینه‌‌ی عدم تحریف قرآن نوشته شده است كه می‌توانید در این زمینه به نوشته‌های آیت‌الله معرفت، آیت‌الله جوادی آملی، مقدمه‌‌ی تفسیر البیان آیت‌الله خویی و... مراجعه كنید.
شیعیان كه راسخ‏ترین اعتقاد را به عدم تحریف دارند و اكنون پرچمدار احكام نورانى قرآن و مدافع سرسخت‏حریم قرآن و اسلام در جهان هستند، به شیوه‏اى ناجوانمردانه متهم به اعتقاد به تحریف قرآن شده‏اند و این افترائات از گذشته دور تا به امروز چنان وسیع و گسترده بوده است كه بسیارى از برادران اهل سنت آن را از مسلمات مورد قبول شیعه امامیه تلقى كرده‏اند. دامن‏زدن به این اتهام بى اساس به‏دست عده‏اى اندك از مغرضان، به این هدف صورت مى‏گیرد كه چهره تابناك شیعه در نگاه سایر مسلمانان منفور جلوه داده شود و وحدت امت اسلام با دشوارى رو به رو گردد.
مسلمانان با وجود داشتن اختلاف در بخش‏هایى از اصول و فروع دین در مورد عدم تحریف قرآن اتفاق نظر دارند; گرچه در مورد تحریف بالنقیصه، گروهى اندك از اخباریان شیعه و جمعى از علماى اهل‏سنت به خاطر عدم تفطن و تحقیق، فریب ظاهر بعضى از اخبار و روایات را خورده و قائل به تحریف شده‏اند، ولى آن‏چه مشهور و معروف، بلكه امرى تردیدناپذیر در میان علماى اسلام -اعم از شیعه و سنى- است، آن است كه تحریف بالنقیصه نیز در قرآن واقع نشده و آن‏چه در دست ماست تمام قرآنى است كه بر پیامبر نازل گشته‏است. مراجعه به آراى بزرگان شیعه از متقدمان و متاخران به این حقیقت، شهادت مى‏دهد.
ابوالقاسم على‏بن حسین موسوى، معروف به‏سیدمرتضى و علم‏الهدى (م‏436ق.) فقیه، مفسر، متكلم، ادیب و شاعر و رئیس امامیه پس از شیخ مفید مى‏گوید:
علم به صحت نقل قرآن همانند علم به شهرها، حوادث و وقایع بزرگ، كتب مشهور و آشكار مدون عرب است; زیرا اهتمام و انگیزه براى نقل و حفظ قرآن‏كریم به حدى زیاد بود كه در مورد سایر چیزهاى ذكرشده چنین اهتمامى وجود نداشته‏است، چرا كه قرآن معجزه‏اى براى نبوت و ماخذى براى علوم شرعى و احكام دینى بوده‏است و دانشمندان اسلام در حفظ و حمایت از آن سعى بلیغ نموده‏اند; تا جایى كه همه آن‏چه را مربوط به اختلاف در قرآن از جهت اعراب و قراءت و حروف و آیات بوده فراگرفته‏اند. حال چگونه ممكن است تغییر یا نقصى در آن صورت گرفته باشد؟....
استاد محمدهادى معرفت نظریات بیش از بیست تن از اعلام امامیه را در زمینه عدم تحریف بیان نموده‏است، كه برخى از آنان عبارتند از:
1. شیخ المحدثین ابوجعفر محمدبن على‏بن الحسین الصدوق (م‏381ق.);
2. عمید الطائفه، محمدبن محمدبن نعمان المفید (م‏413ق.);
3. الشریف المرتضى، على‏بن الحسین علم‏الهدى (م‏436ق.);
4. شیخ الطائفه، ابوجعفر محمدبن الحسن الطوسى (م‏460ق.);
5. امین‏الاسلام، فضل‏بن الحسن الطبرسى (م‏548ق.);
6. علامه حلى (م‏726ق.);
7. محقق اردبیلى (م‏993ق.);
8. شیخ جعفر كاشف‏الغطاء (م‏1228ق.);
9. الامام السید شرف‏الدین العاملى (م‏1381ق.);
10. علامه امینى.
از معاصران نیز به نظریات قاطعانه بزرگانى چون علامه طباطبائى، آیة‏الله خوئى و امام خمینى اشاره شده است.
محدثان بزرگ شیعه از اولین آنها، یعنى صدوق گرفته تا آخرینشان، یعنى شیخ حر عاملى و ملامحسن فیض كاشانى، همگى احتمال وقوع تحریف در قرآن را نفى نموده‏اند. البته اندیشه تحریف به جهت نفى حجیت ظواهر قرآن، از ناحیه گروهى اندك از اخباریان ساده‏اندیش و زودباور مطرح شده‏است. سیدنعمت‏الله جزایرى (1050 - 1112 ق.) پرچمدار این گروه و مبتكر اندیشه تحریف براساس برخى از اخبار عجیب و شاذ بوده است. كتاب وى با عنوان الانوار النعمانیه انباشته از اخبار و داستان‏هاى خرافى و عجیبى است كه نظیر آن اخبار در كتاب‏هاى امامیه یافت نمى‏شود. این كتاب منبع اصلى قول به تحریف بوده و میرزاى نورى نیز در فصل‏الخطاب به آن اعتماد نموده‏است
مرحوم شیخ میرزا حسین نورى (1254 - 1320ق.) از امامان حدیث و بزرگان شیعه و داراى تالیفات متعددى است كه از جمله آنها كتاب فصل الخطاب فى تحریف كتاب رب الارباب است. این كتاب در سال 1292ق، در نجف اشرف تالیف و در سال 1298ق. چاپ شد. پس از انتشار، بسیارى از علما و بزرگان شیعه با او به مخالفت برخاسته رساله‏هایى در رد آن نوشتند. حاجى نورى در دفاع از كتاب خویش و در پاسخ به كتاب كشف الارتیاب عن تحریف الكتاب تالیف شیخ محمود تهرانى، مشهور به معرب، رساله فارسى جداگانه‏اى را نوشته مى‏گوید: «راضى نیستم كسى فصل‏الخطاب را بدون مطالعه این رساله بخواند.» علامه شیخ آقابزرگ تهرانى كه خود شاگرد حاجى نورى بوده است مى‏گوید:
استاد ما حاجى نورى در اواخر عمر خویش مى‏گفت: من در نامگذارى كتابم، اشتباه نمودم

--------------------------------------------------------------------
از کسی که شیعه را خیرالبریه می‌داند دوباره می‌پرسم:
لطفا بفرمایید که اگر دلایلتان مبنی بر تحریف کلام الله مجید معتبر است، چرا هیچ یک از مراجع تقلید کنونی شیعه آن را تایید نکرده‌اند؟
و اگر مطمئن هستید که مراجع تقلید کنونی شیعه علی‌رغم علم به تحریف کلام الله ، با سکوت و کتمان حقیقت، چنین خیانتی بر میراث پیامبر مرتکب شده‌اند، چگونه توقع دارید که دیگران بپذیرند، شیعیان سزاوار لقب خیرالبریه اند؟


خداوند نعمتی بالاتر از عقل به انسان نداده است واز تقلید در اصول نهی کرده است .

پس هر عاقلی خودش میرود دنبال تحقیق تا مسلمان شناسنامه ای نباشد .

البته در هر زمانی علمای شیعه وسنی بنابر مقتضیات زمان مانند تقیه و وجوب اتحاد در برابر یهودیان که معتقد بتحریف تورات هستند برای جواب دادن به یهود مجبور به اتخاذ چنین موضعی هستند .

اما بر محققین مخفی نیست که همانگونه که رسول الله ص را بنص توبه 74 و144 آل عمران قصد ترور وتحریف دینش را کردند وبه جاهلیت منقلب شدند و خود مصحف هم نوشته :

انقلبتم علی اعقابکم ....

اگر در آیات : وَقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا{الفرقان/30} وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا مِّنَ الْمُجْرِمِينَ وَكَفَى بِرَبِّكَ هَادِيًا وَنَصِيرًا {الفرقان/31} دقت بکنید نکته بسیار مهمی میفهمید وآن کلمه هذا است ، چرا خدای متعال میفرماید :هذا القرآن مهجورا : ؟ چرا نفرمود : اتَّخَذُوا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا ؟؟؟؟ یا اتخذوا الکتاب مهجورا ؟


پس بنص همين قران قوم محمد ص اين قران را مهجور وعضين ميكنند وریختند سر عثمان وبخاطر تحریف قران کشتنش ...



همانطور كه امام علي ع به أبو يحيى الأعرج المعرقب فرمود هم خود وهم ديگران را هلاك كردي چرا که منسوخات را از ناسخات نمیشناسی!





چرا قران عثمان داعش درست میکند ؟!




مثلا حكم قتل وحبس و عفو ، سنگين است . ودر مصحف عثمان اين مهم يعني تميز ناسخ از منسوخ رعايت نشد وباعث خشونت گرايي وطالبان وداعش و.... گرديده است در حاليكه آيات عفو و صفح و گذشت ومهرباني نيز كم نيستند .

یعنی علامه مجلسی ره ومحدث نوری وسید نعمت الله جزائری و امام مالک بن انس و عمر وعائشه وعثمان در حد مراجع و فقهای فعلی نبودند که تصریح به تحریف مصحف دارند ؟؟!!!!!

پس بروید دنبال تحقیق .....
__________________
قال الله تعالی : إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَوَهُمْ رَاكِعُونَ (مائده 55).
صدق الله العلی العظیم .
ثمره سالها بحث و مناظره

کانال تلگرامی اینجانب :
https://telegram.me/kamelee
وگروه شيعه واقعي ومناظره فرهيختگان :
https://t.me/joinchat/BlQSjz1xYw0rVOxakodP1A
خیرالبریه حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 31 July 2015   #37
فربد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Aug 2004
پاسخ‌ها: 2,711
ج: *** جوابهای اقای حسین به معاندین در باره شبهه تحریف کلام الله مجید***

نقل قول:
در اصل توسط خیرالبریه نوشته شده است نمايش نوشته
خداوند نعمتی بالاتر از عقل به انسان نداده است واز تقلید در اصول نهی کرده است .
تحریف شدن یا نشدن قرآن از اصول دین نیست و لذا در این زمینه تقلید از مراجع تقلید جایز است

نقل قول:
در اصل توسط خیرالبریه نوشته شده است نمايش نوشته
پس هر عاقلی خودش میرود دنبال تحقیق تا مسلمان شناسنامه ای نباشد .
هر عاقلی فرصت این را ندارد تا برای اینکه مسلمان شناسنامه‌ای نباشد خودش به درجه اجتهاد برسد و بی‌نیاز از تقلید گردد



نقل قول:
در اصل توسط خیرالبریه نوشته شده است نمايش نوشته
البته در هر زمانی علمای شیعه وسنی بنابر مقتضیات زمان مانند تقیه و وجوب اتحاد در برابر یهودیان که معتقد بتحریف تورات هستند برای جواب دادن به یهود مجبور به اتخاذ چنین موضعی هستند .
اگر مراجع تقلید شیعه به بهانه تقیه بخواهند از حفاظت از مهمترین میراث پیامبر شانه خالی کنند، از کجا که سایر احکامشان از سر تقیه و اشتباه نباشد؟
اگر اینطور باشد، نظرات مراجع تقلید شیعه به کل غیر قابل اعتماد و بی‌اعتبار خواهد شد

نقل قول:
در اصل توسط خیرالبریه نوشته شده است نمايش نوشته
اما بر محققین مخفی نیست که همانگونه که رسول الله ص را بنص توبه 74 و144 آل عمران قصد ترور وتحریف دینش را کردند وبه جاهلیت منقلب شدند و خود مصحف هم نوشته :

انقلبتم علی اعقابکم ....

اگر در آیات : وَقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا{الفرقان/30} وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا مِّنَ الْمُجْرِمِينَ وَكَفَى بِرَبِّكَ هَادِيًا وَنَصِيرًا {الفرقان/31} دقت بکنید نکته بسیار مهمی میفهمید وآن کلمه هذا است ، چرا خدای متعال میفرماید :هذا القرآن مهجورا : ؟ چرا نفرمود : اتَّخَذُوا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا ؟؟؟؟ یا اتخذوا الکتاب مهجورا ؟

پس بنص همين قران قوم محمد ص اين قران را مهجور وعضين ميكنند وریختند سر عثمان وبخاطر تحریف قران کشتنش ...
مهجوری قرآن لزوما به معنی تحریف شدن آن نیست

نقل قول:
در اصل توسط خیرالبریه نوشته شده است نمايش نوشته
همانطور كه امام علي ع به أبو يحيى الأعرج المعرقب فرمود هم خود وهم ديگران را هلاك كردي چرا که منسوخات را از ناسخات نمیشناسی!
نشناختن ناسخ از منسوخ هم دلیلی بر تحریف قرآن نیست



نقل قول:
در اصل توسط خیرالبریه نوشته شده است نمايش نوشته

چرا قران عثمان داعش درست میکند ؟!
قرآن عثمان داعش درست نمی‌کند، بلکه تفسیر وهابی از آن داعش درست می‌کند


نقل قول:
در اصل توسط خیرالبریه نوشته شده است نمايش نوشته

یعنی علامه مجلسی ره ومحدث نوری وسید نعمت الله جزائری و امام مالک بن انس و عمر وعائشه وعثمان در حد مراجع و فقهای فعلی نبودند که تصریح به تحریف مصحف دارند ؟؟!!!!!
پس رسما اعتراف نمایید که بنابر فرمایشات حضرتعالی : شیعیان دوران قدیم خیرالبریه بوده‌اند و شیعیان دوران معاصر به دلیل تقلید از فقهای غیرقابل اعتمادشان شایسته لقب خیرالبریه نیستند

آخرين ويرايش فربد ، Friday 31 July 2015 در 07:19PM.
فربد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از فربد بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 31 July 2015   #38
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 22,057
ج: *** جوابهای اقای حسین به معاندین در باره شبهه تحریف کلام الله مجید***

ج: حدود دخالت شیاطین در دین !
نقل قول:
در اصل توسط خیرالبریه نوشته شده است


بقول شیخ الرئیس :

کفر چومنی گزاف و آسان نبود،
محکمتر از ایمان من ایمان نبود،
در دهر چومن یکی و آنهم کافر،
پس در همه دهر یک مسلمان نبود !


صداقت ! همه کاربران میدانند اخلاق من بالاترین درجه شفاف سازی وصداقت است چون مخفی کاری را مایه ضعف وشکست میدانم !

اما تعجب از شما که نمیدانم از چه میهراسید ؟!

البته در قرون اولیه که مسائل عقلی خیلی رونق نداشت همه مفسرین به این آیات واخبار استناد کرده اند اما در قرون بعد که عقل رشد کرد برای مقابله با توطئه اهل کتاب ، منطقیون آنها را ابطال نمودند در حالیکه آیات واخبار در این باب متواترند وباید تاویل شوند .

نمیدانم چرا همه ادله وشواهد را رها کرده اید وبه یک خبر چسبیده اید ؟!

مفسرین مقدم مانند سمعانی وبغوی و فخررازی ولباب و .... این کلام عطاء را بدون اشکال در سند روایت کرده اند زیرا موافق با قران است اما عقلًا در آن اشکال شده !

در حالیکه در آیات 53 حج و112 انعام بصراحت خدای سبحان میفرماید برای انبیاء شیاطین جن وانسی قرار دادیم تا در قرائت و دین ایشان دخالت کنند :

وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نِبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الإِنسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاء رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ {الأنعام/112}

معنی آیه چیه ؟




اینهم متن لباب :

أما على الأول فذكروا فيه طريقتين:
الأول: قال ابن عباس في رواية عطاء: إن شيطاناً يقال له الأبيض أتاه على صورة جبريل وألقى عليه هذه الكلمة فقرأها فلما سمع المشركون ذلك أعجبهم، فجاءه جبريل فاستعرضه، فقرأ السورة، فلما بلغ إلى تلك الكلمة. قال جبريل: أنا ما جئتك بهذا، فقال رسول الله - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم َ - «أَتَانِي آتٍ عَلَى صُورَتِكَ فَأَلْقَاهُ عَلَى لِسَانِي»
. الطريق الثاني: قال بعض الجهال: إنه - عليه السلام - لشدة حرصه على إيمان القوم أدخل هذه الكلمة من عند نفسه، ثم رجع عنها. وهذان القولان لا يرغب فيهما مسلم ألبتة، لأن الأول يقتضي أنه - عليه السلام - ما كان يميز بين الملك المعصوم والشيطان الخبيث. والثاني يقتضي أنه كان خائناً في الوحي، وكل واحد منهما خروج عن الدين.


نقل قول:
بقول شیخ الرئیس :

کفر چومنی گزاف و آسان نبود،
محکمتر از ایمان من ایمان نبود،
در دهر چومن یکی و آنهم کافر،
پس در همه دهر یک مسلمان نبود !
شیخ الرئیس خود را سرآمد علوم کلاسیک میداند و لذا چنین میگوید، اما شما امتحان کنید و از یک استاد بیطرف، خود را محک یزنید در یک امتحان ساده فهم متن، و نتیجه را بینکم و بین الله ملاحظه کنید و لازم نیست به دیگری بگویید، بیش از ۷ سال است که بارها فهم متن شما باعث گریه یا خنده من شده ولی دستم بسته است و میدانم بحث فایده ندارد، اول باید بسیط شود تا بحث به ثمر برسد، و خود شما تایید کردید که علوم کلاسیک را نخواندید اما گفتید:

دروس کلاسیک و مدرسه و ادبیات و .... قسمتی از علم است نه همه علم

http://www.iranclubs.org/forums/show...06#post2297506




نقل قول:
صداقت ! همه کاربران میدانند اخلاق من بالاترین درجه شفاف سازی وصداقت است چون مخفی کاری را مایه ضعف وشکست میدانم !
مشک آنست که خود ببوید نه که عطار بگوید! در همین پست چندین بی صداقتی کردید که تاسف‌بار است، و دوست گرامی، بدتر از بی صداقتی، بی احترامی به شعور مخاطبین است، که توضیح خواهم داد.



نقل قول:
اما تعجب از شما که نمیدانم از چه میهراسید ؟!
خدا گواه است بنده از هیچ چیز نمیهراسم، مدتها در سایت زندیق مناظره داشتم، و اگر کسی آرشیو سایت گفتمان صریح زندیق را داشته باشد آی‌دی من را میبیند که با همین خطاب: (دوست گرامی)، بسیار آرام با آنها بحث میکردم.

دوست گرامی، مقصود از تحقیق، روشن شدن زوایای یک امر است، اینکه بدانیم سند یک روایت چیست؟ و آیا اصلا سند دارد یا خیر؟ و اگر سند ندارد پس از چند قرن دفعة در کتابها پیدا شده؟ در فضای تحقیق چیز کمی نیست، مخصوصا روایتی که مضمون خطرناک! به قول شما دارد! آیا هیچ دروغی خطرناک هست؟! آیا اول نباید بررسی کنیم دروغ است یا راست و بعد ببینیم خطرناک است یا خیر؟

همه میدانیم پیامبر اسلام چه دشمنانی در طول تاریخ داشته‌اند، مثلا کسانی در ۴۰۰ سال بعد آمده‌اند که اگر دستشان به حضرت میرسید بلادرنگ میکشتند، و نیز همه میدانیم کتابهای قدیمی همه خطی بوده و کافی بود در ۴۰۰ سال بعد یک دشمن خونی حضرت، وقتی دستش به ترور شخص نرسد دست به ترور شخصیت بزند و با نوشتن یک کلمه: عن عطاء عن ابن عباس، اساس نبوت حضرت را زیر سؤال ببرد، و نیز همه میدانیم صدها هزار کتاب حدیثی و تاریخی در قرون متصل نوشته شده و میشود، و وقتی مفاد یک حدیث از نظر اعتقادی مهم باشد قهرا انگیزه‌ها برای نقل آن و دقت در سند آن زیاد است، چگونه ممکن است حدیثی به این مهمی و به قول شما خطرناک! هیچ اسمی از آن در کتب پیشین نباشد و دفعة چند قرن بعد در یک کتاب پیدا شود، توجه کنید که مفاد مهم حدیث، مانع از سهل انگاری فطری و طبیعی مسلمانان است، هر چند میخواهند جواب دهند و رد کنند ولی لااقل باید نقل بکنند تا رد کنند.


دوباره روایات غرانیق را ردیف نکنید، بنده به سهم خودم در نوجوانی اینها را شنیده‌ام، این روایت عطاء تفاوت جوهری و فنی با آنها دارد، و لذا در توضیح بی صداقتی شما خواهم گفت که همان لینکی که از سایت الوکة دادید، کاربر قطاوی صادقانه گفت این حدیث اصلا هیچ چیزش معلوم نیست! ولی شما بخشی از عبارت او را کپی کردید و بخش اصلی را حذف کردید:

http://majles.alukah.net/t86760/#post524465

فائدة : ذكر الفخر الرازي في تفسيره (11/ 137) أن ابن عباس رضي الله عنهما قال في رواية عطاء عنه : إن شيطاناً يقال له الأبيض أتاه على صورة جبريل عليه السلام وألقى عليه هذه الكلمة فقرأها فلما سمع المشركون ذلك أعجبهم فجاء جبريل عليه السلام فاستعرضه فقرأها فلما بلغ إلى تلك الكلمة قال جبريل عليه السلام أنا ما جئتك بهذه قال رسول الله صلى الله عليه وسلم إنه أتاني آتٍ على صورتك فألقاها على لساني .
وهذه الرواية أشار إليها البغوي أيضا ، لا نعلم أين هي في كتب الحديث وبأي سند رويت ، ولذلك أسقطناها ولم نعدها طريقا جديدا غير الطرق أعلاه.
وعطاء بن السائب يروي التفسير عن ابن عباس من طريق سعيد بن جبير وهي من أصح طرق التفسير عن ابن عباس بعد طريق علي بن أبي طلحة ...
ولكن أين رويت ؟ وبأي سند هي ؟ الله أعلم.





نقل قول:
البته در قرون اولیه که مسائل عقلی خیلی رونق نداشت همه مفسرین به این آیات واخبار استناد کرده اند اما در قرون بعد که عقل رشد کرد برای مقابله با توطئه اهل کتاب ، منطقیون آنها را ابطال نمودند در حالیکه آیات واخبار در این باب متواترند وباید تاویل شوند .

نمیدانم چرا همه ادله وشواهد را رها کرده اید وبه یک خبر چسبیده اید ؟!
این حدیث مفادش پارادوکس دروغگو است، چه ربطی به سایر اکاذیب دارد، خیلی از دروغ‌ها مهم نیست ولی بعضی از دروغها به قول شما خطرناک است، باید بررسی منطقی شود


نقل قول:
مفسرین مقدم مانند سمعانی وبغوی و فخررازی ولباب و .... این کلام عطاء را بدون اشکال در سند روایت کرده اند زیرا موافق با قران است اما عقلًا در آن اشکال شده !
دوست گرامی، یک ذره سزاوار نیست تامل کنیم؟ آیا حرام است؟ آیا قضیه غرانیق مربوط به سوره نجم نیست؟ آیا در سوره نجم این آیات نیست؟:

ما ضل صاحبکم و ما غوی
و ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی علمه شدید القوی
ما کذب الفؤاد ما رأی
افتمارونه علی ما یری
ما زاغ البصر و ما طغی



آیا نباید خجالت کشید در گفتن اینکه موافق قرآن است ولی خلاف عقل! در روایت است: حدث الرجل بما لا یکون فان صدقک فاعلم انه لا عقل له، آیا قرآنی که میگویید با آن موافق است با شما شرط نبستم که آمار گیری کنید از قدیم و جدید عرف عرب از صغیر و کبیر، ببینید چند نفر از کلمه تمنی، تلاوت کردن میفهمد؟



نقل قول:
در حالیکه در آیات 53 حج و112 انعام بصراحت خدای سبحان میفرماید برای انبیاء شیاطین جن وانسی قرار دادیم تا در قرائت و دین ایشان دخالت کنند :

وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نِبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الإِنسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاء رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ {الأنعام/112}

معنی آیه چیه ؟
معنای آیه واضح است، پس معنای فذرهم و ما یفترون چیست؟! و لتعرفنهم فی لحن القول! ما اضمر شخص شیئا الا ظهر فی صفحات وجهه و فلتات لسانه!



نقل قول:
اینهم متن لباب :

أما على الأول فذكروا فيه طريقتين:
الأول: قال ابن عباس في رواية عطاء: إن شيطاناً يقال له الأبيض أتاه على صورة جبريل وألقى عليه هذه الكلمة فقرأها فلما سمع المشركون ذلك أعجبهم، فجاءه جبريل فاستعرضه، فقرأ السورة، فلما بلغ إلى تلك الكلمة. قال جبريل: أنا ما جئتك بهذا، فقال رسول الله - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم َ - «أَتَانِي آتٍ عَلَى صُورَتِكَ فَأَلْقَاهُ عَلَى لِسَانِي»
. الطريق الثاني: قال بعض الجهال: إنه - عليه السلام - لشدة حرصه على إيمان القوم أدخل هذه الكلمة من عند نفسه، ثم رجع عنها. وهذان القولان لا يرغب فيهما مسلم ألبتة، لأن الأول يقتضي أنه - عليه السلام - ما كان يميز بين الملك المعصوم والشيطان الخبيث. والثاني يقتضي أنه كان خائناً في الوحي، وكل واحد منهما خروج عن الدين.


اما مفسرین دیگر که قطعی گرفته اند :
بلی! و اینهم صداقت از نوع قرن بیست و یکم در فضای مجازی! آیا ابن‌عادل صاحب تفسیر لباب این را به صورت قطعی به ابن عباس نسبت داد؟ پس چرا میگوید: مسلمان ممکن نیست به این قول میل کند؟! آیا صاحب لباب ابن عباس را مسلمان نمیداند؟!



نقل قول:
زاد الثعلبي وغيره عن مجاهد : والأبيض ، وهو الذي يوسوس للأنبياء

الكتاب : الجامع لأحكام القرآن
المؤلف : أبو عبد الله محمد بن أحمد بن أبي بكر بن فرح الأنصاري الخزرجي شمس الدين القرطبي (المتوفى : 671 هـ)
المحقق : هشام سمير البخاري
الناشر : دار عالم الكتب، الرياض، المملكة العربية السعودية
بگذارید تنها عبارت همین تفسیر قرطبی را بیاورم تا همه ببینند چه میگوید:

الجامع لاحكام القرآن - تفسير القرطبي (12/ 84)
أبو عبد الله محمد بن أحمد الأنصاري الخزرجي شمس الدين القرطبي (المتوفى: 671هـ)
ومن توهم أن للشيطان هذه القوة فهو قول الثنوية والمجوس في أن الخير من الله والشر من الشيطان. ومن قال جرى ذلك على لسانه سهوا قال: لا يبعد أنه كان سمع الكلمتين من المشركين وكانتا على حفظه فجرى عند قراءة السورة ما كان في حفظه سهوا، وعلى هذا يجوز السهو عليهم ولا يقرون عليه، وأنزل الله عز وجل هذه الآية تمهيدا لعذره وتسلية له، لئلا يقال: إنه رجع عن بعض قراءته، وبين أن مثل هذا جرى على الأنبياء سهوا، والسهو إنما ينتفي عن الله تعالى، وقد قال ابن عباس: إن شيطانا يقال له الأبيض كان قد أتى رسول الله صلى الله عليه وسلم في صورة جبريل عليه السلام وألقى في قراءة النبي صلى الله عليه وسلم: تلك الغرانيق العلا، وأن شفاعتهن لترتجى. وهذا التأويل وإن كان أشبه مما قبله فالتأويل الأول عليه المعول، فلا يعدل عنه إلى غيره لاختيار العلماء المحققين إياه، وضعف الحديث مغن عن كل تأويل، والحمد لله. ومما يدل على ضعفه أيضا وتوهينه من الكتاب قوله تعالى:" وإن كادوا ليفتنونك «1» " [الاسراء: 73] الآيتين، فإنهما تردان الخبر الذي رووه، لأن الله تعالى ذكر أنهم كادوا يفتنونه حتى يفتري، وأنه لولا أن ثبته لكان يركن إليهم. فمضمون هذا ومفهومه أن الله تعالى عصمه من أن يفتري وثبته حتى لم يركن إليهم قليلا فكيف كثيرا، وهم يروون في أخبارهم الواهية أنه زاد على الركون والافتراء بمدح آلهتهم، وأنه قال عليه الصلاة والسلام: افتريت على الله وقلت ما لم يقل. وهذا ضد مفهوم الآية، وهي تضعف الحديث لو صح، فكيف ولا صحة له. وهذا مثل قوله تعالى:" ولولا فضل الله عليك ورحمته لهمت طائفة منهم أن يضلوك وما يضلون إلا أنفسهم وما يضرونك من شيء



میگوید کسی که گمان کند شیطان قوه‌ی تصرف در این امور دارد پس زرتشتی است که دو قوه خیر و شر مستقل قائل است (ثنویة) ، و میگوید: ضعیف بودن حدیث ما را بی نیاز میکند از اینکه تاویلی برای آن پیدا کنیم، و میگوید: خلاف قرآن است، و میگوید: اگر حدیث صحیح هم بود باز ضعیف بود چه برسد که صحیح نیست.



نقل قول:
قبلا هم گفتیم که چون خدای متعال آیاتش را تحکیم میکند مشکلی بوجود نمی آید
به‌به! چه مشکلی پیش میآید؟! مخصوصا طبق مبنای شما که در تاپیک دیگر چه بسیار سعی کردید تا بگویید آیه ذوالقرنین از قرآن نیست و از اسرائیلیات است!! اصلا مگر در مبنای شما مشکلی یافت میشود؟ فقط تعدد قرائات است که مشکل است و بن بست خطرناک در اصل دین!!


نقل قول:
نکته دیگر سوالات متعددی از ما را جواب ندادید ! این بحث در باره دخالت شیطان در دین بود که به قرائات مختلف کشید . اگر امکان دارد درباره روایت صحیح بخاری در ماجرای هشام بن حکیم و اختلاف قرائتش با عمر بیشتر توضیح دهید .

دوست گرامی، ار بس که توضیح دادم خسته شدم، و اگر توفیق شد در تاپیک قبلی پی میگیرم.

.
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از عبدالعلی69 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 1 August 2015   #39
خیرالبریه
علی وشیعته
 
نشان خیرالبریه
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2007
پاسخ‌ها: 3,608
ج: *** جوابهای اقای حسین به معاندین در باره شبهه تحریف کلام الله مجید***

نقل قول:
در اصل توسط فربد نوشته شده است نمايش نوشته
تحریف شدن یا نشدن قرآن از اصول دین نیست و لذا در این زمینه تقلید از مراجع تقلید جایز است
منهم از بزرگترين مرجع يعني علامه مجلسي ره ومحدث نوري و امام مالك و امام صادق ع و ابن مسعود و عمر وعائشه و .....در اين مورد تقليد ميكنم كه خود مراجع فعلي گفته اند كه علامه مجلسي بعلت تعدد منابعي كه در اختيار داشته از همه مراجع علمش بيشتر ودقيقتر بوده است !




نقل قول:
هر عاقلی فرصت این را ندارد تا برای اینکه مسلمان شناسنامه‌ای نباشد خودش به درجه اجتهاد برسد و بی‌نیاز از تقلید گردد
پس لطفا تا صحيح بخاري يا كافي كليني را نخوانده ايد در اين بحثها وارد نشويد چرا كه ممكن است همين ايمان فعلي تان را هم از دست بدهيد .






نقل قول:
اگر مراجع تقلید شیعه به بهانه تقیه بخواهند از حفاظت از مهمترین میراث پیامبر شانه خالی کنند، از کجا که سایر احکامشان از سر تقیه و اشتباه نباشد؟
اگر اینطور باشد، نظرات مراجع تقلید شیعه به کل غیر قابل اعتماد و بی‌اعتبار خواهد شد
بنص صحيح بخاري و مسلم رسول خدا ص بان عظمتش از ترس قريش خانه كعبه را نتوانست اصلاح كند !

امام علي ع شير خدا حيدر كرار فرمود آيه : و طلح منضود : غلط است اينطور قرائت كنيد : وطلع منضود : اما نتوانست بنص روايت طبري وابوبكر انباري و... آيه مذكور را تصحيح كند .

عثمان هم همينطور گفت اعراب خودشان آنرا اصلاح خواهند كرد !!!!!


واقرار صريح عثمان بوجود خطا در مصحفي كه تحويل ما داد :
عن الحارث بن عبد الرحمن، عن عبد الأعلى بن عبد الله بن عامر القرشي قال: لما فرغ من المصحف أُتي به عثمان، فنظر فيه، فقال: قد أحسنتم وأجملتم، أرى فيه شيئا من لحن، وستقيمه العرب بألسنتها !

حتي در زمان خلافتش خواست بدعت تراويح را نابود كند اصحابش فرياد زدند : واعمراه : واي كه بدعت عمر را ميخواهي ازبين ببري ؟؟؟!!!! حضرتش هم كنار كشيد و صبر كرد واقدامي نتوانست .


نقل قول:

مهجوری قرآن لزوما به معنی تحریف شدن آن نیست


نشناختن ناسخ از منسوخ هم دلیلی بر تحریف قرآن نیست




قرآن عثمان داعش درست نمی‌کند، بلکه تفسیر وهابی از آن داعش درست می‌کند
بالاخره قراني كه بنص صحاح عامه ، عمر دستور تجريدش را داد و عثمان 6 حرفش را حذف ومنسوخاتش را با ناسخاتش قاطي كرد ثمره اش ميشود همين اختلاف در اسلام و تفرقه مسلمين واختلاف فتاوي مراجع و بدبختي بشريت ومسلمين .
نقل قول:
پس رسما اعتراف نمایید که بنابر فرمایشات حضرتعالی : شیعیان دوران قدیم خیرالبریه بوده‌اند و شیعیان دوران معاصر به دلیل تقلید از فقهای غیرقابل اعتمادشان شایسته لقب خیرالبریه نیستند
هركس كه بدون تعصب وبا قلب وعقلي سالم حقايق را قبول كند خيرالبريه است واگر با سخن حق عناد بورزد وتعصب بيجا داشته باشد شرالبريه است .
__________________
قال الله تعالی : إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَوَهُمْ رَاكِعُونَ (مائده 55).
صدق الله العلی العظیم .
ثمره سالها بحث و مناظره

کانال تلگرامی اینجانب :
https://telegram.me/kamelee
وگروه شيعه واقعي ومناظره فرهيختگان :
https://t.me/joinchat/BlQSjz1xYw0rVOxakodP1A
خیرالبریه حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Saturday 1 August 2015   #40
فربد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Aug 2004
پاسخ‌ها: 2,711
ج: *** جوابهای اقای حسین به معاندین در باره شبهه تحریف کلام الله مجید***

نقل قول:
در اصل توسط خیرالبریه نوشته شده است نمايش نوشته
منهم از بزرگترين مرجع يعني علامه مجلسي ره ومحدث نوري و امام مالك و امام صادق ع و ابن مسعود و عمر وعائشه و .....در اين مورد تقليد ميكنم كه خود مراجع فعلي گفته اند كه علامه مجلسي بعلت تعدد منابعي كه در اختيار داشته از همه مراجع علمش بيشتر ودقيقتر بوده است !
امام خميني (رضوان الله تعالي عليه) مي گويد:
اعتقاد به تحريف قرآن، ‌يك اعتقاد غير معقولانه است؛ كسي كه عقل و فكر داشته باشد، ‌معتقد به تحريف قرآن نمي شود.

امام خمینی می فرماید: «هر کس از اهتمام مسلمانان به جمع آوری قرآن و حفظ و ضبط قرائت و کتابت آن با خبر باشد، به سستی و بطلان پندار تحریف پی می برد. اخباری که اهل تحریف به آن تمسک جسته اند، چنان ضعیف است که نمی توان بدان استدلال نمود، یا اخباری جعلی بوده که نشانه‌های جعل از سر و روی آن می بارد، و یا مفهوم آن به قدری بیگانه و دور از واقعیت است که نمی توان به آن اعتنا کرد»
همانطور که ملاحظه فرمودید ولی‌امر مسلمین جهان و بزرگترین احیاگر اسلام در قرن حاضر می‌فرمایند اخباری که نشان از تحریف قرآن است ضعیف و جعلی‌اند، و بالاتر از آن ادعای تحریف قرآن را نشان از فقدان عقل و فکر می‌دانند، حالا شما اصرار دارید که به این اخبار اعتماد کنید، خوددانید.
این اعتماد به ولی خدا امام روح‌الله بود که باعث سرافرازی مسلمین در عصر حاضر گشته است و اگر باز شما اصرار دارید که این اعتماد را اشتباه جلوه دهید، خوددانید.

نقل قول:
در اصل توسط خیرالبریه نوشته شده است نمايش نوشته
پس لطفا تا صحيح بخاري يا كافي كليني را نخوانده ايد در اين بحثها وارد نشويد چرا كه ممكن است همين ايمان فعلي تان را هم از دست بدهيد .
شما هم مراقب باشید که به اسم بحث‌های دینی، سر از نافرمانی از امر ولی‌خدا امام روح‌الله درنیاورید که همین ايمان فعلي تان را هم از دست بدهيد

نقل قول:
در اصل توسط خیرالبریه نوشته شده است نمايش نوشته
بنص صحيح بخاري و مسلم رسول خدا ص بان عظمتش از ترس قريش خانه كعبه را نتوانست اصلاح كند !

امام علي ع شير خدا حيدر كرار فرمود آيه : و طلح منضود : غلط است اينطور قرائت كنيد : وطلع منضود : اما نتوانست بنص روايت طبري وابوبكر انباري و... آيه مذكور را تصحيح كند .

عثمان هم همينطور گفت اعراب خودشان آنرا اصلاح خواهند كرد !!!!!


واقرار صريح عثمان بوجود خطا در مصحفي كه تحويل ما داد :
عن الحارث بن عبد الرحمن، عن عبد الأعلى بن عبد الله بن عامر القرشي قال: لما فرغ من المصحف أُتي به عثمان، فنظر فيه، فقال: قد أحسنتم وأجملتم، أرى فيه شيئا من لحن، وستقيمه العرب بألسنتها !

حتي در زمان خلافتش خواست بدعت تراويح را نابود كند اصحابش فرياد زدند : واعمراه : واي كه بدعت عمر را ميخواهي ازبين ببري ؟؟؟!!!! حضرتش هم كنار كشيد و صبر كرد واقدامي نتوانست .
به اسم اینکه در اسلام تقیه و مصلحت‌اندیشی وجود دارد نمی‌توان به راحتی گفته فقها و علما را رد کرد و مدعی مصلحت‌اندیشی آنان گشت

نقل قول:
در اصل توسط خیرالبریه نوشته شده است نمايش نوشته
بالاخره قراني كه بنص صحاح عامه ، عمر دستور تجريدش را داد و عثمان 6 حرفش را حذف ومنسوخاتش را با ناسخاتش قاطي كرد ثمره اش ميشود همين اختلاف در اسلام و تفرقه مسلمين واختلاف فتاوي مراجع و بدبختي بشريت ومسلمين .
مشکل تفرقه مسلمین ناشی از افرادی است که حاضر به تبعیت از ولی خدا نیستند، قرآن مشکل ندارد، بلکه تفسیر بی‌توجه به راهنمایی‌ها و دستورات ولی‌ خداست که باعث بدبختی مسلمین است
نقل قول:
در اصل توسط خیرالبریه نوشته شده است نمايش نوشته
هركس كه بدون تعصب وبا قلب وعقلي سالم حقايق را قبول كند خيرالبريه است واگر با سخن حق عناد بورزد وتعصب بيجا داشته باشد شرالبريه است .
برتری شیعه بر سایرین به سبب تبعیت از ولی خداست، شیعه‌ای که تبعیت از ولی خدا نکند قطعا خیرالبریه نیست

آخرين ويرايش فربد ، Saturday 1 August 2015 در 07:35PM.
فربد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Sunday 2 August 2015   #41
خیرالبریه
علی وشیعته
 
نشان خیرالبریه
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2007
پاسخ‌ها: 3,608
ج: *** جوابهای اقای حسین به معاندین در باره شبهه تحریف کلام الله مجید***

نقل قول:
در اصل توسط فربد نوشته شده است نمايش نوشته
امام خميني (رضوان الله تعالي عليه) مي گويد:
اعتقاد به تحريف قرآن، ‌يك اعتقاد غير معقولانه است؛ كسي كه عقل و فكر داشته باشد، ‌معتقد به تحريف قرآن نمي شود.

امام خمینی می فرماید: «هر کس از اهتمام مسلمانان به جمع آوری قرآن و حفظ و ضبط قرائت و کتابت آن با خبر باشد، به سستی و بطلان پندار تحریف پی می برد. اخباری که اهل تحریف به آن تمسک جسته اند، چنان ضعیف است که نمی توان بدان استدلال نمود، یا اخباری جعلی بوده که نشانه‌های جعل از سر و روی آن می بارد، و یا مفهوم آن به قدری بیگانه و دور از واقعیت است که نمی توان به آن اعتنا کرد»
همانطور که ملاحظه فرمودید ولی‌امر مسلمین جهان و بزرگترین احیاگر اسلام در قرن حاضر می‌فرمایند اخباری که نشان از تحریف قرآن است ضعیف و جعلی‌اند، و بالاتر از آن ادعای تحریف قرآن را نشان از فقدان عقل و فکر می‌دانند، حالا شما اصرار دارید که به این اخبار اعتماد کنید، خوددانید.
این اعتماد به ولی خدا امام روح‌الله بود که باعث سرافرازی مسلمین در عصر حاضر گشته است و اگر باز شما اصرار دارید که این اعتماد را اشتباه جلوه دهید، خوددانید.
امام خميني رحمه الله مرد بزرگي بود و قصد اصلاح داشت و مجبور بود درآن شرايط اختلاف چنين بگويد مثلا اگر شما كتاب كشف الاسرار ايشان را كه در سن 30 سالگي نوشته را بخوانيد و با كتب بعدي ايشان مقايسه كنيد تفاوتهاي جالبي ميبينيد كه ناشي از مسائل مستحدثه است نه مباني ومسائل اوليه دين .

ضمن اينكه هيچكس نبايد بجز از معصوم از كس ديگري اطاعت مطلق كند همچنانكه آيت الله بهجت رحمه الله بمن فرمودند .

حتي يادم هست كه مرحوم امام دريك جا فرمودند حديث كل يوم عاشورا ، كه اين جمله حديث نيست !

در جريان جمعه سياه مكه سال 66 سخنراني ايشان را ببينيد اما با گذشت سه سال از تعطيلي حج دوباره روابط با عربستاني كه بقول امام هيچگاه از آل سعود نبايد مي گذشتيم ، حسنه شد !

نقل قول:
شما هم مراقب باشید که به اسم بحث‌های دینی، سر از نافرمانی از امر ولی‌خدا امام روح‌الله درنیاورید که همین ايمان فعلي تان را هم از دست بدهيد


به اسم اینکه در اسلام تقیه و مصلحت‌اندیشی وجود دارد نمی‌توان به راحتی گفته فقها و علما را رد کرد و مدعی مصلحت‌اندیشی آنان گشت
مكرر در بحث ولايت فقيه نوشته ام كه در زمان غيبت بحكم عقل بايد از ولي امر اطاعت كنيم بضرورت اهم و مهم يا بد وبدتر يا خوب وبهتر !

در شرايط امروز جهان اسلام ، نياز به بيداري نسل جوانيكه از مباني دينش غافل است ضروريست تا دچار افراط وتفريط نگردد .

نقل قول:
مشکل تفرقه مسلمین ناشی از افرادی است که حاضر به تبعیت از ولی خدا نیستند، قرآن مشکل ندارد، بلکه تفسیر بی‌توجه به راهنمایی‌ها و دستورات ولی‌ خداست که باعث بدبختی مسلمین است

برتری شیعه بر سایرین به سبب تبعیت از ولی خداست، شیعه‌ای که تبعیت از ولی خدا نکند قطعا خیرالبریه نیست
خود ولي امر حضرت آقا از بحث علمي نهي نكردند بلكه از تعصب وجهل انتقاد نمودند !

__________________
قال الله تعالی : إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَوَهُمْ رَاكِعُونَ (مائده 55).
صدق الله العلی العظیم .
ثمره سالها بحث و مناظره

کانال تلگرامی اینجانب :
https://telegram.me/kamelee
وگروه شيعه واقعي ومناظره فرهيختگان :
https://t.me/joinchat/BlQSjz1xYw0rVOxakodP1A
خیرالبریه حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Sunday 2 August 2015   #42
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 22,057
ج: *** جوابهای اقای حسین به معاندین در باره شبهه تحریف کلام الله مجید***

ج: حدود دخالت شیاطین در دین !
  1. رد: اتحاف النبلاء بذكر من صحح أو قَبِلَ قصة الغرانيق من العلماء
    الفصل الثاني


    چرا مثل کاربر سایت الوکه که آدرس آنرا دادید صادقانه حاضر نیستید بگویید سند ندارد! چرا بر مخاطب خود تمویه میکنید؟

    http://majles.alukah.net/t86760/#post524465
    .
    تخريج روايات قصة الغرانيق


    رويت هذه القصة موصولة عن صحابيين ومرسلة عن جمع من التابعين صغاراًً وكباراًً وعن أئمة التفسير والسير والمغازي ، وكذلك قبلها جمع من الأئمة العلماء وصححوها في الجملة .. وهو ما سترونه باذن الله تعالى في الفصول القادمة .. وسنبدأ بذكر روايات هذه القصة ..

    أولا : الروايات الموصولة :
    فأما الموصول فعن اثنين من الصحابة هما :
    عبد الله بن عباس بن عبد المطلب رضي الله عنهما ، ومحمد بن أنس بن فضالة رضي الله عنهما .
    فمحمد هذا وأبيه وجده من الصحابة ، وهذا الأخير غفل عن تحقيق أن روايته موصولة - بغض النظر عن صحتها من ضعفها – أكثر من صنف في إبطال القصة كالإمام الألباني - رحمه الله - أو من صححها من العلماء .
    فأما حديث ابن عباس :
    فمن رواية خمسة من التابعين عنه ، وهم : سعيد بن جبير ، وعطية العوفي ، وعكرمة مولاه ، وأبو صالح باذام ، وسليمانالتيمي ..
    أ- فأما رواية سعيد بن جبير بن هشام الأسدى الوالبى مولاهم الكوفى [ت95هـ]
    فهو الثقة الثبت الفقيه أحد الأعلام ، وجاءت روايته عن ابن عباس من طريقين عنه :
    الطريق الأول :
    عن أبي بشر الواسطي جعفر بن إياس [ ت125هـ] وهو ثقة من أثبتالناس في سعيد بن جبير .
    أخرجه الطبراني فقال : حدثنا الحسين بن إسحاق التستري وعبدان بن أحمد قالا : ثنا يوسف بن حماد المعنى ثنا أمية بن خالد ثنا شعبة عن أبي بشر عن سعيد بن جبير- لا أعلمه إلا عن ابن عباس- : أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قرأ النجم ،فلما بلغ ( أَفَرَأَيْتُم ُاللاَّتَ وَالْعُزَّى * وَمَنَاة َالثَّالِثَةَ الأُخْرَى) ألقى الشيطان على لسانه [ تلك الغرانيق العلى وشفاعتهم ترتجى ] فلما بلغ آخرها سجد وسجد المسلمون والمشركون فأنزل الله عز وجل:
    ( وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلا نَبِيٍّ إِلاَّ إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ )الى قوله ( عَذَاب ُيَوْمٍ عَقِيمٍ)
    رواه الطبراني في الكبير)12/53( وشيخي الطبراني الحسين بن إسحاق التستري وعبدان بن أحمد إمامان حافظان ثقتان وباقي رواته ثقات ، ورواه ابن مردويه كما في تخريج الزيلعي لتفسير الزمخشري (2/394) فقال الراوي : لا أعلمه إلا عن ابن عباس .. فذكره ..
    ومن طريق الطبراني وابن مردويه أخرجه الضياء المقدسي في المختارة)4/108( .
    وأخرجه البزار كما في كشف الأستار (3/72 رقم 2263 ) بالشك في الحديث فقال : حَدَّثَنَا يُوسُفُ ابْنُ حَمَّادٍ ، ثنا أُمَيَّةُ بْنُ خَالِدٍ ، ثنا شُعْبَةُ ، عَنْ أَبِي بِشْرٍ ، عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ ، فِيمَا أَحْسِبُ - أَشُكُّ فِي الْحَدِيثِ - ، وقال عقبه : هذا حديث لانعلمه يروى عن النبي صلى الله عليه وسلم بإسناد متصل يجوز ذكره إلا بهذا الإسناد ولا نعلم أحدا أسند هذا الحديث عن شعبة عن أبي بشر عن سعيد عن ابن عباس إلا أمية ولم نسمعه نحن إلا من يوسف بن حماد وكان ثقة وغير أمية يحدث به عن أبي بشر عن سعيد بن جبير مرسلا وإنما يعرف هذا الحديث [ موصولا ] عن الكلبي عن أبي صالح عن ابن عباس ، وأمية ثقة مشهور. اهـ
    نقله الزيلعي في تخريجه (2/394) واختصره الهيثمي في كشف الاستار (3/72).
    ففي رواية الطبراني وابن مردويه عن الثقات لم يشك في وصله ، والشك في رواية البزار.
    ولكن علة هذه الرواية أن أمية بن خالد خالف في روايته من هو أثبت منه في الرواية عن شعبة ..
    فقد رواها محمد بن جعفر المشهور بغندر مرسلا عن ابن جبير كما عند الطبري في التفسير (17/188) وهو من أثبت الناس في روايته عن شعبة .
    وروىالطبري (17/188) متابعة عبد الصمد بن عبد الوارث لغندر عن شعبة في روايته عن ابن جبير مرسلا سواء .
    ومن رواية أبي داود الطيالسي أخرجه ابن أبي حاتم كما في تفسير ابن كثير (3/239)قال : حدثنا يونس بن حبيب ،حدثنا أبوداود ،حدثنا شعبة ،عن أبي بشر ،عن سعيد بن جبير: مرسلا .
    وأمية بن خالد[ت201هـ] وثقه أبوزرعة وأبو حاتم والترمذي وابن حبان والعجلي وارتضيه الداراقطني . لكنه وإن كان ثقة فقد خالفه محمد بن جعفر، وعبد الصمد، وأبو داود الطيالسي، ثلاثتهم عن شعبة،عن أبي بشر،عن سعيد بن جبير: مرسلاًً .
    وسيأتي مزيد تحقيق ، إن شاء الله تعالى .
    الطريق الثاني:
    عن عثمان بن الأسود بن موسى بن باذان المكي الثقة من كبار أتباع التابعين[ ت150 هـ ]
    أخرجه ابن مردويه بلا شك فقال : حدثني ابراهيم بن محمد حدثني أبو بكر محمد بن علي المقرىء البغدادي ثنا جعفر بن محمد الطيالسي ثنا ابراهيم بن محمد بن عرعرة ثنا أبو عاصم النبيل ثنا عثمان بن الأسود عن سعيد بن جبير عن ابن عباس : أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قرأ :
    ( أَفَرَأَيْتُمُ اللاَّتَ وَالْعُزَّى * وَمَنَاةَ الثَّالِثَةَ الأُخْرَى ) [ تلك الغرانيق العلى وشفاعتهن ترتجا ] ففرح المشركون بذلك وقالوا قد ذكر آلهتنا فجاءه جبريل فقال اقرأ علي ما جئتك به فقرأ ( أَفَرَأَيْتُمُ اللاَّتَ وَالْعُزَّى * وَمَنَاةَ الثَّالِثَةَ الأُخْرَى ) [ تلك الغرانيق العلى وشفاعتهن ترتجا ] فقال ما أتيتك بهذا ، هذا عن الشيطان - أو قال : هذا من الشيطان - لم آتك بها ، فأنزل الله :
    ( وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلا نَبِيٍّ إِلاَّ إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ ) الى آخر الآية .
    كما في تخريج الزيلعي لتفسير الزمخشري (2/394) والسيوطي في الدر المنثور (6/65) وأخرجه الضياء المقدسي في الأحاديث المختارة (4/166) من طريق ابن مردويه ، فذكره ..
    وفي سنده : أبوبكر محمد بن علي المقرىء .
    وقول ابن حجر : وهذا أصح طرق الحديث.. وكذا قول السيوطي : بسند رجاله ثقات ..
    قد رده عليهما الألباني ، بأن العلة فيمن دون أبي عاصم النبيل ، وهو أبو بكر المقرئ .
    وقد ترجم له الخطيبفي تاريخ بغداد (3/68) فقال: محمد بن على بن الحسن أبو بكر المقرئ حدث عن محمود بن خداش ومحمد بن عمرو وابن أبى مذعور روى عنه أح مد بن كامل القاضي ومحمد بن أحمد بن يحيى العطشى .... ثم روى من طريقه حديثا وكناه بـ " أبي حرب " ..
    وهكذا كناه الذهبي في تاريخ الإسلام ، فقال : محمد بن عليّ بن حسن أبو حرب البَغْداديُّ ، عَنْ محمود بن خِداش ، وَعَنْهُ أحمد بن كامل القاضي وجماعة ، توفي سنة ثلاثمائة . اهـ
    ورواية عثمان بن الأسود عن ابن جبير رواها الواحدي في أسباب النزول من طريق سهل العسكري حدثنا يحيى [القطان]عن عثمان بن الأسود ، عن سعيد بن جبير ، مرسلاً ، وسنده صحيح ورواته أئمة . فقيل باحتمال الخطأ في رفعه من أبي بكر المقريء المترجم له عند الخطيب والذهبي ، وقد وصفه الألباني في نصب المجانيق بأنه مجهول الحال .
    تحقيق في رفع الجهالة عن الراوي :
    والمشهور عند أهل العلم بمصطلح الحديث أن الرواة غير الصحابة ، أقل ما يرفع الجهالة عن الواحد منهم : أن يروي عنه اثنان فصاعداً من المشهورين بالعلم . كما قرره الخطيب في الكفاية ..
    ونقل السخاوي في فتح المغيث (1/320) عن الداراقطني أن من روى عنه ثقتان فقد ارتفعت جهالته وثبتت عدالته .
    ومن العلماء كابن عبد البر من لم يشترط فيهما أن يكونا مشهورين في أهل العلم بل يكفي الشهرة وحسب في شيء من الأخلاق أو ما شاكله .
    بينما ذهب ابن حبان إلى أن كل من روى عنه راو مشهور قد ارتفعت جهالة عينه وكل من ارتفعت جهالة عينه ولم يعرف فيه جرح فهو عدل أي أن جهالة الحال ترتفع مع جهالة العين إذا لم يعرف فيه جرح للعلماء . وهذا غلو في التوثيق .
    وبخصوص الراوي في هذا الحديث وهو أبو بكر المقريء المترجم عند الخطيب والذهبي فيما نقلناه أعلاه ، فقد روى عنه اثنان هما : أحمد بن كامل القاضي ، ومحمد بن أحمد بن يحيى العطشى . ويضاف إليهما ابراهيم بن محمد شيخ ابن مردويه ..
    فأما الأول منهما فمشهور بالعلم وهو :
    أَحْمَد بْن كامل بْن خَلَف بْن شَجَرَة ،أَبُوبَكْر البغداديّ القاضي [260-350 هـ]
    تلميذ محمد بْن جرير. تقلَّد قضاء الكوفة وَحَدَّثَ عَنْ جمع ، وَعَنْهُ: الدّارَقُطْنيّ وآخرون.
    قالَ ابن رزقويه : لم تَرَعيناي مثله . وقال الخطيب: كَانَ من العلماء بالأحكام وعلوم القرآن والنحو والشعر والتواريخ ،وله فِي ذَلِك َمصنّفات. وقال الدّارَقُطْنيّ : أملى كتابًا فِي السُّنَن ،وتكلّم عَلَى الأخبار. اهـ مختصرا من تاريخ الإسلام للذهبي (7/885(.
    وأما الثاني فمشهور بالعلم أيضا وهو : محمد بن أحمد بن يحيى ، أبو علي البغدادي العطشي البزاز [ت 374 هـ] سَمِعَ : أبا يعلى بالموصل ، وجعفر بن محمد الفِرْيابي ، والباغَنْدِي ، ومحمد ابن صالح بن ذَرِيح . وَعَنْهُ : محمد بن عبد الواحد بن رَزْمَه ، والحسن بن محمد الخلال ، والحسن ابن علي الْجَوْهَري . ووثّقه الخطيب . اهـ من تاريخ الإسلام للذهبي (8/406).
    وأما ابراهيم بن محمد فهو من شيوخ الإمام ابن مردويه كما في الحديث قال حدثني ...
    وبهذا فقد يقول القائل : قد ارتفعت عنه الجهالة فيبقى التعديل فأين هو ؟
    وقد نرد بما قاله الداراقطني أو ابن عبد البر أو ابن حبان فيما نقل أعلاه .. وأن هذان راويان مشهوران رويا عن أبي بكر المقريء فترتفع عنه جهالة العين والحال ..
    ولكن نجمل فنقول لو أن الثقة أمية بن خالد في السند الأول هو من رفعه وحده إلى ابن عباس دون من رواه موقوفا لضعفنا الحديث مطلقا ، لكنه قد جاء في السند الثاني مرفوعا أيضا من رواية أبي بكر المقريء ، فإن ضعفتموه لجهالة عدالته ، قلنا فهذا الضعف يجبر به رواية أمية الثقة ، لا سيما وأن القصة رويت بمراسيل صحيحة وحسنة مضافا إليها رواية صحابي آخر وهو محمد بن أنس ابن فضالة غير أنه من رواية الواقدي وسيأتي تخريجها والكلام عليها .
    وأعتقد أن هذا التخليص هو من دعا الضياء المقدسي والحافظ ابن حجر والسيوطي وغيرهم ممن سيأتي ذكرهم ، يصححون وصله إلى ابن عباس من طريقي أبي بشر وعثمان بن الأسود ،عن سعيد بن جبير.
    فأما الضياء فرواه في المختارة على شرط التصحيح في كتابه ولم يتعقبه بشيء يوهنه .
    وأما السيوطي فقد وصفه في الدر المنثور (6/65) بأن سند رجاله ثقات ..
    وأماالحافظ ابن حجرفقد قال- كما سيأتي - : وهذا أصح طرق هذا الحديث .
    وقد رد على القاضي عياض تضعيفه للحديث من طريق إسناد البزار الموصول بسبب الشك فقال : أما ضعفه فلا ضعف فيه أصلا فإن الجميع ثقات وأما الشك فيه فقد يجيء تأثيره ولو فردا غريبا لكن غايته أن يصير مرسلا وهو حجة عند عياض وغيره ممن يقبل مرسل الثقة وهو حجة إذا اعتضد عند من يرد المرسل وهو إنما يعتضد بكثرة المتابعات . اهـ
    لكن مع ذلك فقد حكم الألباني بأن طريقي أبي بشر وعثمان بن الأسود عن ابن جبيرالأرجح هو الارسال دون ذكرابن عباس. وسيأتي مزيد تحقيق إن شاء الله تعالى .

    رد مع اقتباس
  2. [29 شعبان, 1432هـ/30-07-2011], 10:40 AM #18
    عادل سليمان القطاوي



    تاريخ التسجيلMay 2009المشاركات127
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Sunday 2 August 2015   #43
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 22,057
ج: *** جوابهای اقای حسین به معاندین در باره شبهه تحریف کلام الله مجید***

  1. رد: اتحاف النبلاء بذكر من صحح أو قَبِلَ قصة الغرانيق من العلماء
    ب- وأما رواية عطية العوفي عن ابن عباس
    وهو عطية بن سعد بن جنادة العوفى الجدلى القيسى الكوفى ، أبو الحسن [ت 111 هـ]
    قال في قوله ( وَمَاأَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَلا نَبِيٍّ إِلا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ ) إلى قوله( وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ) وذلك أن نبيّ الله صلى الله عليه وسلم بينما هو يصلي، إذ نزلت عليه قصة آلهة العرب ، فجعل يتلوها; فسمعه المشركون فقالوا : إنا نسمعه يذكر آلهتنا بخير، فدنوا منه فبينما هو يتلوها وهو يقول ( أَفَرَأَيْتُم ُاللاتَ وَالْعُزَّى وَمَنَاةَ الثَّالِثَةَ الأخْرَى ) ألقى الشيطان [ إن تلك الغرانيق العلى، منها الشفاعة ترتجى ] فجعل يتلوها ، فنزل جبرائيل عليه السلام فنسخها ،ثم قال له ( وَمَا أَرْسَلْنَا مِن ْقَبْلِك َمِن ْرَسُول ٍوَلا نَبِيٍّ إِلا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ ) إلى قوله ( وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ).
    رواه الطبري (18/666( عن محمد بن سعد بسنده إلى جده عطية العوفي عن ابن عباس وسنده مسلسل بالضعفاء ، وابن مردويه بنحوه كما عند الزيلعي في تخريج الكشاف (2/394) وقال : فيه عدة مجاهيل عينا وحالا . يقصد سند محمد بن سعد إلى جده الأعلى عطية العوفي. وعطية نفسه ضعفوه وليس بواه ، وربما حَسَّن له الترمذى .
    والحقيقة أن سند محمد بن سعد إلى جده عطية العوفي عن ابن عباس مشهور كسند من أسانيد التفسير ولم ير له وجود في كتب الحديث والفقه والعقائد ، وقد أكثر منه الطبري فروى أكثر من ألف وثلاثمائة رواية بهذا السند ، وكذلك ابن أبي حاتم ، وقد وصل تفسير العوفي له كتابة وقد روى عنه ما يزيد على ثلاثمائة رواية ، وهو ضعيف اتفاقا غير أنه أحيانا كثيرة يوافق المروي من طرق أخرى وأحيانا يخالف وينفرد وهذا الأخير يرد ولا كرامة ، أما عند الموافقة فيستأنس به كما يفعل الطبري وابن أبي حاتم بذكره كثيرا في تفسيرهما ، وهو هنا وافق الرواة للقصة إجمالا وهذا لا يعده أحد علينا أنه تصحيحا ، وإنما فرقنا ليعلم الفرق بين قيمته في التفسير وقيمته في أحاديث الفقه والأحكام والعقائد ، وسيأتي شرح هذه المسألة بتوسع إن شاء الله تعالى .
    ج- وأما رواية أبو صالح باذام ، مولى أم هانيء [ت 111- 120هـ]
    فرواها ابن مردويه [ كما في فتح الباري لابن حجر (10/171) وتخريج الزيلعي لتفسير الزمخشري (2/394) والسيوطي في الدرالمنثور)6/66( ] من طريق عباد بن صهيب عن يحيى بن كثير حدثنا الكلبي عن أبي صالح عن ابن عباس ، ونصه كما ذكره السمرقندي في تفسيره بحر العلوم (3/167) : قال ابن عباس في رواية أبي صالح : أتاه الشيطان في صورة جبريل ، وهو يقرأ سورة ( والنجم إِذَا هوى ) عند الكعبة ، حتى انتهى إلى قوله : ( أَفَرَءَيْتُمُ اللات والعزى * ومناة الثالثة الأخرى ) ، ألقى الشيطان على لسانه [ تلك الغرانيق العلى منها الشفاعة ترتجى ] فلما سمعه المشركون يقرأ ذلك أعجبهم فلما انتهى إلى آخرها سجد وسجد المشركون معه والمسلمون . فأتاه جبريل عليه السلام فقال : ما جئتك بهذا . فنزل ( وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلاَ نَبِىّ ) الآية .
    وعباد بن صهيب قال فيه البخاري وأبو حاتم : متروك الحديث ، والكلبي هو محمد بن السائب [ت146هـ] متهم بالكذب . وأبو صالح نفسه ضعيف .
    د- وأما رواية أبو عبد الله عكرمة القرشي ، مولى ابن عباس [ت104هـ]
    فرواها ابن مردويه [ كما في فتح الباري لابن حجر (10/171) وتخريج الزيلعي لتفسير الزمخشري (2/394) والسيوطيفيالدرالمنثور)6/66(] من طريق أبي بكر الهذلي وتابعه أيوب كلاهما عن عكرمة عن ابن عباس فذكر نحوه .. وأبو بكر الهذلي متروك لكن تابعه أيوب السختياني وهو ثقة فيصح الطريق به إلى عكرمة ، غير أننا لا نعلم سند ابن مردويه إليه ، والظاهر أنه من رواية عباد بن صهيب المذكور أعلاه ، ورواه البخاري في باب [ سجود المسلمين مع المشركين والمشرك نجس ليس له وضوء ] من طريقي طهمان وعبد الوارث ثنا أيوب عن عكرمة عن ابن عباس فذكر قصة السجود بدون ذكر قصة الغرانيق.
    هـ- وأما روايةسليمانبن طرخان التيمي [ت143هـ]
    فرواها أيضا ابن مردويه [ كما في فتح الباري لابن حجر (10/171) وتخريج الزيلعي لتفسير الزمخشري (2/394) والسيوطي في الدر المنثور)6/66)] عمن حدثه عن ابن عباس ، نحو الروايات أعلاه ، والظاهر أن سند ابن مردويه إليه من طريق عباد بن صهيب المذكور ، وسليمان التيمي ثقة ثبت ولكن روايته عن ابن عباس مجهولة الواسطة..
    فائدة : ذكر الفخر الرازي في تفسيره (11/ 137) أن ابن عباس رضي الله عنهما قال في رواية عطاء عنه : إن شيطاناً يقال له الأبيض أتاه على صورة جبريل عليه السلام وألقى عليه هذه الكلمة فقرأها فلما سمع المشركون ذلك أعجبهم فجاء جبريل عليه السلام فاستعرضه فقرأها فلما بلغ إلى تلك الكلمة قال جبريل عليه السلام أنا ما جئتك بهذه قال رسول الله صلى الله عليه وسلم إنه أتاني آتٍ على صورتك فألقاها على لساني .
    وهذه الرواية أشار إليها البغوي أيضا ، لا نعلم أين هي في كتب الحديث وبأي سند رويت ، ولذلك أسقطناها ولم نعدها طريقا جديدا غير الطرق أعلاه.
    وعطاء بن السائب يروي التفسير عن ابن عباس من طريق سعيد بن جبير وهي من أصح طرق التفسير عن ابن عباس بعد طريق علي بن أبي طلحة ...
    ولكن أين رويت ؟ وبأي سند هي ؟ الله أعلم.
    خلاصة روايات ابن عباس :
    هذه هي طرق الروايات عن ابن عباس وقد رويت عن خمسة من التابعين كما ذكرنا وهم : سعيد بن جبير ، وعطية العوفي ، وعكرمة مولى ابن عباس ، وأبو صالح باذام ، وسليمان التيمي ، وتكلمنا على أسانيد كل رواية منها ، والذي نراه بعد البحث والتتبع أن حديث ابن عباس بهذه الطرق يصح أن يقال عنه حسن لغيره ، إذ ليس في الطرق كلها من يتهم بالكذب سوى طريق الكلبي والباقي بين الضعيف كطريق عكرمة وسليمان التيمي والضعيف جدا كطريق العوفي ، وأما طريقي سعيد بن جبير عن ابن عباس فرواية أمية بن خالد رويت على الشك في وصله وإرساله ورواه غيره بدون شك وتكلمنا أعلاه عن هذا في التخريج فأظن أن القول بالتحسين بضميمة المراسيل الصحيحة والحسنة الآتية ليس ببدعا من القول لا سيما وقد سبق إلى تصحيحه أئمة ذوي شأن في التصحيح والتضعيف مثل الحافظ ابن حجر والسيوطي ، ويضاف إليهما الحافظ الدمياطي الذي رد على الإمام المنذري تضعيف القصة فيما نقله تلميذه ابن سيد الناس في عيون الأثر ، ويضاف إليهم الحافظ الضياء المقدسي في الأحاديث المختارة ، وبهذا يكون قد صححها أربعة من الحفاظ ، غير كثير من المتأخرين ممن سيأتي النقل عنهم ، والله أعلم .

    رد مع اقتباس
  2. [29 شعبان, 1432هـ/30-07-2011], 10:47 AM #19
    ابن شهاب الدين



    تاريخ التسجيلFeb 2011المشاركات350


    رد: اتحاف النبلاء بذكر من صحح أو قَبِلَ قصة الغرانيق من العلماء
    لا يااخي ظاهر القرآن الكريم لا يقول ذلك فالقرآن يرشدنا الى ان هناك شياطين من الجن وشياطين من الانس
    و قلت لا مرجع لكلامك هذا

    اما عن قولك بأن الفتني ممن يقولون بوضعها ولذلك حكم عليها هكذا
    قلت فهذا مالم أكن اقصده , بل ماقصدته هو ماقاله بانها من موضوعات ابي عصمة والتي اقر بوضعها بعد ذلك

    ينبغي لك ان توضح كلامك يبدوانك لا تجيد تنسيق المشاركات

    أما عن احتجاجك برواية البخاري الموجودة في الصحيح :
    "أن النبي صلى الله عليه وسلم قرأ: النجم وهو بمكة، فسجد معه المسلمون والمشركون والجن والإنس"
    أما سجود المسلمين: فاتباعا لأمر الله،
    وأما سجود المشركين: فلما سمعوه من أسرار البلاغة الفائقة، وعيون الكلم الجوامع، مع التهديد والإنذار، وقد كان العربي يسمع القرآن، فيخر له ساجدا، أضف إلى ذلك ما فيه من موافقة الجماعة، والشخص إذا كان في جماعة يندفع إلى موافقتها من غير ما يشعر، ولو كان الأمر على خلاف ما يهوى ويحب، وهذا أمر مشاهد، وفي علم النفس ما يؤيده،

    وقد قال البخاري
    قال ابن عباس: {إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِه} : إذا حدَّث ألقى الشيطان في حديثه فيبطل الله ما يلقي الشيطان، ويحكم آياته ويقال: أمنيته قراءته،
    فقد حكى الثاني بصيغة التمريض، التي تدل على الضعف، وليس في هذا ولا ذاك ما يشير إلى ما يزعمون.

    أما عن تصحيح الحافظ للقصة وقوله في الفتح
    ((وكلها سوى طريق سعيد بن جبير؛ إما ضعيف وإما منقطع لكن كثرة الطرق تدل على أن لها أصلا، مع أن لها طريقين مرسلين آخرين، رجالهما على شرط الصحيح))
    (( وقد ذكرت أن ثلاثة أسانيد منها على شرط الصحيح، وهي مراسيل يحتج بمثلها من يحتج بالمرسل، وكذا من لا يحتج لاعتداد بعضها ببعض))
    فمردود على ذلك من اوجه منها
    1- أن جمهور المحدثين لم يحتجوا بالمرسل، وجعلوه من قسم الضعيف؛ لاحتمال أن يكون المحذوف غير صحابي، وحينئذ يحتمل أن يكون ثقة أو غير ثقة، وعلى الثاني: فلا يؤمَن أن يكون كذابا،
    والإمام مسلم قال في مقدمة كتابه: والمرسل في أصل قولنا وقول أهل العلم بالأخبار: ليس بحجة.
    وقال ابن الصلاح في مقدمته: "وذكرنا من سقوط الاحتجاج بالمرسل والحكم بضعفه، هو الذي استقر عليه آراء جماهير حفاظ الحديث، وتداولوه في تصانيفهم"، والاحتجاج به مذهب مالك، وأبي حنيفة والشافعي، بشروط ذكرها في رسالته، ونقلها العراقي في شرح ألفيته،
    وقد قالوا في مراسيل أبي العالية: إنها كالريح كما في "التدريب"
    وقالو في مراسيل قتادة : من اوهى المراسيل
    وإني لأذكر الحافظ بما ذكره من البلاء في الاحتجاج بالمراسيل في مقدمة كتابه لسان الميزان حيث قال روي عن شيخ من الخوارج أنه قال بعدما تاب: "إن هذه الأحاديث دين فانظروا عمن تأخذون دينكم، فإنا كنا إذا هوينا أمرا صيرناه حديثا" قال الحافظ: "وهذه والله قاصمة الظهر للمحتجين بالمراسيل "
    2- الاحتجاج بالمرسل إنما هو في الفرعيات التي يكفي فيها الظن، أما الاحتجاج به على إثبات شيء يصادم العقيدة وينافي دليل العصمة فغير مسلم، وقد قال علماء التوحيد: إن خبر الواحد لو كان صحيحا لا يؤخذ به في العقائد؛ لأنه لا يكتفى فيها إلا باليقين، فما بالك بالضعيف.

    اضطراب القصة من الاساس فلا تقوم محل الاحتجاج

    اضطربت الروايات اضطرابا فاحشا؛ فقائل يقول: إنه كان في الصلاة،
    وقائل يقول: قالها في نادي قومه ،
    وثالث يقول: قالها وقد أصابته سنة،
    ورابع يقول: بل حديث نفسه فَسَهَا.
    ومن قائل: إن الشيطان قالها على لسانه، وإن النبي لما عرضها على جبريل قال: ما هكذا اقرأتك؟
    وآخر يقول: بل أعلمهم الشيطان أن النبي قرأها كما رويت: تلك الغرانيق العلى على أنحاء مختلفة،
    واخر يقول بل نسبها اليه رجل من الكفار ولم يقله ,
    واخر يقول ..... وكل هذا الاضطراب مما يوهن الرواية، ويقلل الثقة بها، والحق أبلج والباطل لجلج.

    بطلان القصة نقلاً ومخالفتها لكتاب الله عزوجل :

    فقد أفادت القصة: "تسلط الشيطان على النبي بالزيادة في القرآن ما ليس منه، وهو مخالف لقوله تعالى: {إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَان} وأي شخص أحق بهذه العبودية من الأنبياء بله رسول الله؟ وقال تعالى: {إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ} وأي بشر أصدق إيمانا وأقوى توكلا من رسول الله؟ وقد صدق الشيطان ذلك، كما حكاه الله تعالى عنه بقوله: {فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُ مْ أَجْمَعِينَ، إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ} بفتح الللام وكسرها، ومن أحق من الأنبياء بالأصطفاء، أو من أشد إخلاصا منهم؟.
    ووجه آخر : وهو أن بعض الروايات ذكرت أن فيها نزلت: {وَإِنْ كَادُوا لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ لِتَفْتَرِيَ عَلَيْنَا غَيْرَهُ وَإِذًا لَاتَّخَذُوكَ خَلِيلًا، وَلَوْلا أَنْ ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلًا} ، وهاتان الآيتان تردان الخبر الذي رووه؛ لأن الله ذكر: أنهم كادوا يفتنونه ولولا أن ثبته لكاد يركن إليهم، ومفاده: أن الله عصمه من أن يفتري، وثبته، حتى لم يكد يركن إليهم، فقد انتفى قرب الركون فضلا عن الركون، لمكان العصمة والتثبت، وهم يروون في أخبارهم الواهية أنه زاد على الركون، بل افترى بمدح آلهتهم وهذا ضد مفهوم الآيتين، وهو تضعيف للحديث لو صح، فكيف ولا صحة له؟ ولقد طالبته قريش وثقيف؛ إذ مر بآلهتهم أن يقبل بوجهه إليها، ووعدوه الإيمان به إن فعل، فما فعل، ولا كان ليفعل، فكيف يدعي المتخرصون أنه مدح أصنامهم؟

    بطلان القصة عقلاً

    فقد قام الدليل وأجمعت الأمة على عصمته، عليه الصلاة والسلام من مثل ما روي إما من تمنيه أن ينزل عليه مثل هذا، من مدح آلهة العرب وهو كفر، أو أن يتسور عليه الشيطان، ويشبه عليه القرآن حتى يجعل فيه ما ليس منه، ويعتقد النبي ذلك، حتى ينبهه جبريل، وذلك ممتنع في حقه أن يقوله من قبل نفسه عمدا وهو كفر، أو سهوًا وهو معصوم، وقد ثبت بالبراهين والإجماع عصمته من جريان ذلك على لسانه، أو قلبه، لا عمدا ولا سهوا، أو يكون للشيطان سبيل عليه في التبليغ، ولو جوزنا ذلك لذهبت الثقة بالأنبياء، ولوجد المارقون سبيلا للتشكيك في الأديان.
    ووجه آخر لفساد هذه القصة: وهو أن الله تعالى ذم الأصنام في هذه السورة، وأنكر على عابديها، وجعلها أسماء لا مسمى لها، وما التمسك بأذيالها إلا أوهام وظنون، فلو أن القصة صحيحة: لما كان هناك تناسب بين ما قبلها وما بعدها، ولكان النظْم مفككا، والكلام متخاذلا، وكيف يقع مدح بين ذمين؟ بل كيف يجوز هذا ممن كمل عقله على كل العقول، واتسع في باب البيان ومعرفة الفصيح علمه؟ وكيف يطمئن إلى مثل هذا التناقض السامعون، وهم أهل اللسان والفصاحة، ومنهم أعداؤه الذين يتلمسون له الزلات والعثرات؟ ولو أن ما روي كان واقعا لشغب المعادون، وارتد الضعفاء من المؤمنين، ولقامت قيامة مكة، كما حدث في الإسراء، ولكن شيئا من ذلك لم يكن.

    رد مع اقتباس
  3. [29 شعبان, 1432هـ/30-07-2011], 11:11 AM #20
    عادل سليمان القطاوي



    تاريخ التسجيلMay 2009المشاركات127


    رد: اتحاف النبلاء بذكر من صحح أو قَبِلَ قصة الغرانيق من العلماء
    الأخ الكريم ...... ابن شهاب الدين ...
    هديء من روعك قليلا ...
    ولا تقول لا تحسن تنسيق المشاركات .. عفا الله عني وعنك .


    أقول لك : جمهور المفسرين وأهل الحديث على أن الشيطان المذكور ليس هو شيطان من الإنس ..
    أرجوا أن تكذبني في هذا ، وتنقل لي رأي جمهور قالوا بأ المراد هنا شيطان الإنس ..
    وإلا فلنترك كتب السلف ونتبع تفسيرك الذي تلزمنا به إلزاما وكأن الله أوحاه إليك ...
    هلا راجعت كلام المفسرين وما نقل عن السلف ؟
    أرجوا ذلك ...
    وأما عما قاله الفتني ... فمراده أن أبا عصمة مقر بوضح أحاديث الفضائل ..
    ولكن من قال لك أن أبا عصمة هو من وضع قصة الغرانيق ؟
    هل وجدت سندا لرواية واحدة جاء فيها ذكر أبي غصمة هذا؟؟؟
    لماذا تخلط الأوراق ؟


    وأما باقي كلامك المنقول والمنسوخ من كتب من قالوا بوضع القصة ..
    فاصبر قليلا .. هداني الله وإياك ..
    فما نقلته وعشرة أمثاله سيأتيك بيانه .. مثل مسألة المرسل ، واضراب الروايات ، والآيات التي ظاهرها يرد القصة ، وبطلانها عقلا !!! وغير ذلك ..


    وقبل أن تنقل كلام الخلف عليك أن تقرأ روايات السلف ثم شروح علماء السلف كابن جرير مرورا بابن تيمية وأمثالهما ..
    وإلا فالقضية بيني وبينك مسدودة موصدة .. وحينئذ فليعذر كل منا أخاه ويدعوا له .
    فـ { وَلِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيهَا }...
    نسأل الله أن يهدينا سواء السبيل .
    وشكر الله لك .
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Sunday 2 August 2015   #44
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 22,057
ج: *** جوابهای اقای حسین به معاندین در باره شبهه تحریف کلام الله مجید***

ج: حدود دخالت شیاطین در دین !
نقل قول:
در اصل توسط خیرالبریه نوشته شده است
دلیلتان ناقص است زیرا اگر در قرن 5 وارد کتب شده بود شواهدی از قرون اولیه نداشت ضمن اینکه بسیاری از اخبار هستند که منابع اولیه آنها نابود شده مانند همین قرائت ابن مسعود از آیه 67 مائده که از ابن مردویه روایت کرده وتا زمان سیوطی یا قبل از ظهور وهابیت موجود بوده است

دلیل تام بلکه اتم است، دقت کنید که گفتم این روایت تفاوت جوهری دارد، یعنی یک مسأله شناخت شناسی را مطرح میکند، و اگر شما اثری از این مسأله در روایات دارای سند پیدا کردید جایزه دارید، این حدیث میگوید شیطان به صورت جبرئیل ظاهر شود و هنوز این مهم اصلی نیست بلکه اضافه میکند حضرت او را نشناختند! اینجا است که اگر بنا بر نشناختن است هیچ ضمانتی برای هیچ وحی دیگر باقی نخواهد ماند! این مطلب به قدری واضح است که فقط کسانی که یک نوع خرفتی ذاتی دارند از درک آن عاجزند.

اگر یک روایت با سند و لو ضعیف، پیدا کردید که بگوید حضرت شیطانی که به صورت ملک وحی آمده را نشناختند جایزه دارید!

از وضوح امر حوصله نیست ده‌ها آیه ذکر کنم که به وضوح نفی میکند امکان ذره‌ای دخالت شیاطین را در درع حصین وحی، چقدر زیبا میفرماید:

و ما تنزلت به الشیاطین و ما ینبغی لهم و ما یستطیعون

هل انبئکم علی من تنزل الشیاطین تنزل علی کل افاک اثیم



به (ما یستطیعون) دقت کنید!، شیعه در محافل خود حدیث شریف کساء میخوانند، فقال الله عزوجل یا ملائکتی، چه کسی این را میگوید؟ چگونه خبر از مبادی نزول وحی میدهد؟ آیا نباید از حضرت صدیقه درخواست کنیم: سخن سر بسته گفتی با حریفان --- خدا را زین معما پرده بردار.


نقل قول:
در اصل توسط خیرالبریه نوشته شده است
ضمنا من کجا گفتم عطاء بن سائب ؟!

در اینجا:

نقل قول:
در اصل توسط خیرالبریه نوشته شده است
مفسران این کلام عطاء را قطعی گرفته اند و روایت نموده اند .


وعطاء بن السائب يروي التفسير عن ابن عباس من طريق سعيد بن جبير وهي من أصح طرق التفسير عن ابن عباس بعد طريق علي بن أبي طلحة ...


. http://www.iranclubs.org/forums/show...=118279&page=2
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Sunday 2 August 2015   #45
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 22,057
ج: *** جوابهای اقای حسین به معاندین در باره شبهه تحریف کلام الله مجید***

ج: حدود دخالت شیاطین در دین !
نقل قول:
در اصل توسط خیرالبریه نوشته شده است
به این میگن ماله کشی !

هنگامیکه آیات قرآن وروایات صحیح اهل سنت میگویند که شیطان در امنیه رسول خدا ص دخالت کرد و .... چرا با تاویلات بارده بر مشکل بیفزائیم ؟!

رسول الله ص معصوم است اما شنوندگان که معصوم نیستند وبنص آیات 52 و53 حج ، بعد از تلاوت نبی ، هرکس بنا بر عقل ودرک خودش در مصحفش مینوشت وحفظ میکرد وفتوا میداد که همین امر موجب اختلاف در قرائات ودین گردید و اخبار صحیح عامه هم موید ما هستند .

از طرف دیگر اخبار صحیح کتاب کافی کلینی ره وغیره همگی از واحد بودن قرآن وتکذیب حروف سبعه توسط ائمه علیهم السلام خبر میدهند واختلاف در قرائات را از راویان میدانند چون راویان مانند ثقل ثانی علم به همه کتاب ندارند ومعصوم نیستند .

باور کنید ادله به این روشنی وصریحی برای هر خردمندی کافیست .

الحسين بن محمد، عن علي بن محمد، عن الوشاء، عن جميل بن دراج، عن محمد بن مسلم، عن زرارة، عن أبي جعفر عليه السلام قال: إن القرآن واحد نزل من عند واحد ولكن الاختلاف يجيئ من قبل الرواة.

13 علي بن إبراهيم، عن أبيه، عن ابن أبي عمير، عن عمر بن اذينة، عن الفضيل بن يسار قال: قلت لابي عبدالله عليه السلام: إن الناس يقولون: إن القرآن نزل على سبعة أحرف، فقال: كذبوا أعداء الله ولكنه نزل على حرف واحد من عند الواحد


نقل قول:
به این میگن ماله کشی !
آیا به نظر شما روایت ضعیف و دروغ را بگویند دروغ و ضعیف است ماله کشی است؟! آیا کسی با خود شما چنین کند و بگوید ماله کشی نکن از او میپذیرید؟ اگر کسی بگوید از شخص نزدیک به شما نقل شده که گفتید: گاهی اوقات که من پشت کامپیوتر خودم مینشینم تا تایپ کنم شیطانی سراغم میآید و در من حلول میکند و دقیقا با انگشتان او من کلمات را تایپ میکنم! اگر شما از او بپرسید چه کسی این را از شخص نزدیک به من نقل کرده، جواب دهد: همه مردم میگویند و آن را به طور قطعی نقل میکنند و اکنون در زبانها میچرخد! اگر شما بگویید: باید ذکر کنی که چه کسی این را از شخص نزدیک به من نقل کرده، و او جواب دهد: کار گذشته و نمیتوان ماله کشی کرد!! آیا از او میپذیرید؟! آیا از او راضی میشوید؟ آیا اگر فردای قیامت پیامبر خدا از شما سؤال کنند چرا وقتی دروغی بدون هیچ سندی به من نسبت دادند و کسی سؤال کرد به چه سند و مدرکی کسی از عطاء شنیده، شما گفتی ماله کشی نکنید! چه جوابی میدهید؟ باءک تجرّ و بائی لا تجرّ؟!



نقل قول:
هنگامیکه آیات قرآن وروایات صحیح اهل سنت میگویند که شیطان در امنیه رسول خدا ص دخالت کرد و .... چرا با تاویلات بارده بر مشکل بیفزائیم ؟!
تاویلات باردة چیست؟! مگر ما را به ثقلین برای فصل الخطاب ارجاع ندادند؟ اگر یک نقل ضعیف از اهل البیت دارید که قضیه غرانیق را تایید کرده باشند، بیاورید.


و اما سخنان خود علمای اهل سنت، پس بس است که سلفی مشهور زمان ما ناصر الدین البانی کتاب مستقلی در رد این نوشته به نام (نصب المجانيق لنسف قصة الغرانيق) و نیز ابن خزیمة که امام الائمة اهل سنت است کتابی مخصوص در رد این نوشته:


تفسير البغوي - طيبة (5/ 394)
وقيل: إن شيطانا يقال له أبيض عمل هذا العمل، وكان ذلك فتنة ومحنة من الله تعالى يمتحن عباده بما يشاء (1) .
__________
(1) أن هذه القصة والمعروفة بقصة الغرانيق قد ذكرها أكثر المفسرين دون تعليق فقد ذكرها الطبري 17 / 186 - 190 وابن كثير في تفسيره 3 / 230 - 231 ثم قال: (وقد ذكرها محمد بن إسحاق في السيرة بنحو من هذا كلها مرسلات ومنقطعات والله أعلم) . والذي يتتبع طرق هذه القصة يجد أن جميع طرقها مرسلة أو منقطعة أو معلة أو فيها جهالة فالطرق مهما كثرت وكانت ضعيفة لا تزيد الرواية إلا ضعفا. فإن قاعدة تقوية الحديث بكثرة الطرق لا تقبل على إطلاقها وهذا ما حققه الحافظ أبو عمرو بن الصلاح في مقدمته وغيره من علماء الحديث المحققين. لقد وقف على هذه القصة غير واحد من العلماء المحققين وبينوا زيف وبطلان هذه المرويات التي أوردها بعض المفسرين. فقد ذكر الإمام محمد بن علي بن محمد الشوكاني في تفسيره: 3 / 462 عند قوله تعالى: "وما أرسلنا من قبلك من رسول ولا نبي إلا إذا تمنى ألقى الشيطان في أمنيته فينسخ الله ما يلقي الشيطان ثم يحكم الله آياته والله عليم حكيم" فقال: "ولم يصح شيء من هذا، ولا ثبت بوجه من الوجوه، ومع عدم صحته بل بطلانه فقد دفعه المحققون بكتاب الله سبحانه قال تعالى: (ولو تقول علينا بعض الأقاويل لأخذنا منه باليمين ثم لقطعنا منه الوتين) وقوله: (وما ينطق عن الهوى) وقوله: (ولولا أن ثبتناك لقد كدت تركن إليهم) . قال البزار: هذا حديث لا نعلمه يروى عن النبي صلى الله عليه وسلم بإسناد متصل. وقال البيهقي: هذه القصة غير ثابتة من جهة النقل، ثم أخذ يتكلم أن رواة هذه القصة مطعون فيهم. وقال إمام الأئمة ابن خزيمة: إن هذه القصة من وضع الزنادقة. وصنف في ذلك كتابا". وللقاضي عياض في كتاب الشفاء 2 / 750 كلام حول نقض هذه القصة فيقول: (فاعلم أكرمك الله أن لنا في الكلام على مشكل هذا الحديث مأخذين: المأخذ الأول: يكفيك أن هذا الحديث لم يخرجه أحد من أهل الصحة ولا رواه ثقة بسند سليم متصل، وإنما أولع به وبمثله المفسرون والمؤرخون المولعون بكل غريب، والمتلقفون من الصحف كل صحيح وسقيم. المأخذ الثاني: فهو مبني على تسليم الحديث لو صح، وقد أعاذنا الله من صحته ولكن على كل حال فقد أجاب على ذلك أئمة المسلمين بأجوبة منها الغث والسمين. ثم سرد أحاديث بين زيفها ورد العلماء عليها. ويقول الإمام القرطبي في تفسيره 12 / 84 عند قوله تعالى: "وما أرسلنا من قبلك من رسول. . . " بعد أن سرد بعض الروايات "ومما يدل على ضعفه أيضا وتوهينه من الكتاب قوله تعالى: (وإن كادوا ليفتنونك) الآيتين؛ فإنهما تردان الخبر الذي رووه، لأن الله تعالى ذكر أنهم كادوا يفتنونه حتى يفتري، وأنه لولا أن ثبته لكان يركن إليهم. فمضمون هذا ومفهومه أن الله تعالى عصمه في أن يفتري وثبته حتى لم يركن إليهم قليلا فكيف كثيرا) +أإن هذه الأقاويل يجب تنزيه رسول الله صلى الله عليه وسلم منها وقد ثبت بطلان هذه القصة سندا ومتنا. ولمن أراد مزيد إطلاع فلينظر بحثا قيما للأستاذ الشيخ محمد ناصر الدين الألباني. (نصب المجانيق لنسف قصة الغرانيق) فقد سرد جميع الروايات وبين ضعفها وسرد أقوال المحدثين والعلماء المحققين في رد هذه القصة. انظر الإسرائيليات والموضوعات في كتب التفسير، صفحة 440 - 452 لمحمد بن محمد أبو شهبة روح المعاني للألوسي 17 / 175 - 184. الشفاء للقاضي عياض 2 / 750 وما بعده فتح القدير 3 / 461 تفسير القرطبي 12 / 79 وما بعدها في ظلال القرآن 5 / 611.



التفسير المظهري، ج‏6، ص: 339
و قال قتادة أغفى النبي صلى اللّه عليه و سلم إغفاء فجرى على لسانه بإلقاء الشيطان على سبيل السهو و النسيان فلم يلبث حتى نبهه اللّه عليه «1»- قيل ان شيطانا يقال له ابيض عمل هذا العمل و كان ذلك
__________________________________________________
(1) قال القاضي عياض في الشفاء لم يخرجه أحد من العلماء اهل الصحة و لا رواه ثقة سليم متصل و انما اولع به و بمثله المفسرون و المؤرخون المؤلقون بكل غريب المتلفقون من الصحف كل صحيح و سقيم- و صدق القاضي بكر بن العلاء المالكي حيث قال لقد تلى الناس ببعض اهل الأهواء و التفسير و تعلق بذلك الملحدون مع ضعف نقلبة و اضطراب رواياته و انقطاع أسانيده و اختلاف كلماته- فقائل يقول انه في الصلاة و اخر يقول قالها في نادى قومه حين أنزلت عليه سورة النجم و اخر يقول بل حدث نفسه فسهى و اخر يقول قالها و قد أصابته سنة و اخر يقول ان الشيطان قالها على لسانه و ان النبي صلى اللّه عليه و سلم لما عرضها على جبرئيل قال ما هكذا قرأتك و اخر يقول بل أعلمهم الشيطان ان النبي صلى اللّه عليه و سلم قراها فلما بلغ النبي صلى اللّه عليه و سلم قال و اللّه ما هكذا نزلت الى غير ذلك من اختلاف الرواة و ممن حكيت هذه الحكاية من المفسرين و التابعين لم يسندها أحد منهم و لا رفعها الى صاحب .... و اكثر الطرق عنهم ضعيفة واهية- و المرفوع فيه في حديث سعيد عن ابى بشر عن سعيد بن جبير عن ابن عباس قال فيما احسب الشك في الحديث ان النبي صلى اللّه عليه و سلم كان بمكة- قال أبو بكر البزار هذا الحديث لا نعلمه يروى عن النبي صلى اللّه عليه و سلم بإسناد متصل يجوز ذكره الا هذا- و لم يسنده عن سعيد الا امية بن خالد و غيره مرسلة عن سعيد بن جبير- و انما يعرف عن الكلبي عن ابى صالح عن ابن عباس- و قد بين ذلك أبو بكر انه لا يعرف من طريق يجوز ذكرة الا هذا و فيه من الضعف ما فيه عليه مع وقوع الشك فيه و أحاديث الكلبي مما لا يجوز الرواية عنه و لا ذكره لقوة ضعفه و كذبه منه رح.













نقل قول:
رسول الله ص معصوم است اما شنوندگان که معصوم نیستند
دوست گرامی، چرا صداقت در بحث و تحقیق که شرط اول کار است ندارید؟ شما اصلا این تاپیک را برای خنجر زدن به عصمت پیامبر ایجاد کردید و اکنون میگویید حضرت معصوم هستند برای اینکه با دنبه سر ببرید؟! خدا گواه است همینکه پست اول شما را مرور کردم و از زبان حرفهای شیعه شروع کردید دیدم جهت مقصدی را که دارید! و در پست سوم تصریح کردید، ترتیب عبارت خودتان را در پست اول ببینید:

نقل قول:
در اصل توسط خیرالبریه نوشته شده است
۱- بنابراین بشر همواره نیازمند قرآن وعترت است .

.....

۲- مقاتل میگوید شیطانی بنام ابیض وجود دارد که صاحب انبیاء است و وظیفه اش تحریف سخنان انبیاء است !


همچنین :


وقد قال ابن عباس : إن شيطانا يقال له الأبيض كان قد أتى رسول الله - صلى الله عليه وسلم - في صورة جبريل - عليه السلام - وألقى في قراءة النبي - صلى الله عليه وسلم - : تلك الغرانيق العلا ، وأن شفاعتهن لترتجى .قرطبی

۳- از ابن عباس هم روایت است که شیطانی بنام ابیض در صورت جبرئیل نازل شد و در قرائت نبی اکرم داخل کرد : این بتان بزرگ که شفاعتشان امید میرود !


اول حواله به نسیه برای کوبیدن نقد! بلی قرآن و عترت! اما قرآن که فقط نزد امام است و امام هم که در دسترس نیستند!

دوم از کلمه (تحریف سخن) استفاده کردید که ملایم است و گناه بر گردن منافقین است!

اما سوم مستقیم سراغ خود پیامبر میروید و میگویید شیطان به صورت جبرئیل نازل شد! آیا مقصود شما این است که شیطان به صورت جبرئیل بر منافقین نازل شد!! اگر شیطان به صورت جبرئیل بر حضرت نازل میشود پس چه عصمتی که اکنون نام از آن میبرید؟!



نقل قول:
وبنص آیات 52 و53 حج ، بعد از تلاوت نبی ، هرکس بنا بر عقل ودرک خودش در مصحفش مینوشت وحفظ میکرد وفتوا میداد که همین امر موجب اختلاف در قرائات ودین گردید و اخبار صحیح عامه هم موید ما هستند .
اگر یک مورد در استعمالات عرف عرب پیدا کردید که به نوشتن در کتاب و مصحف یا تلاوت کردن یک کتاب از واژه تمنی و امنیة استفاده کنند جایزه دارید!




نقل قول:
از طرف دیگر اخبار صحیح کتاب کافی کلینی ره وغیره همگی از واحد بودن قرآن وتکذیب حروف سبعه توسط ائمه علیهم السلام خبر میدهند واختلاف در قرائات را از راویان میدانند چون راویان مانند ثقل ثانی علم به همه کتاب ندارند ومعصوم نیستند .
هر جا پسند شماست سراغ کلمات اهل بیت میروید؟! پس چرا در قضیه غرانیق سراغی از کافی و سایر کتب حدیث شیعه نمیگیرید؟



نقل قول:
باور کنید ادله به این روشنی وصریحی برای هر خردمندی کافیست .
کدام خردمند؟ آیا همان کسی که میگوید شیطان بر حضرت نازل میشود آیا میگوید: این شیطان چند حرف قرائت آورد؟ آیا تلک الغرانیق را که شما میگویید ابن عباس گفته و مفسرین به طور قطعی آن را نقل کردند که شیطان به صورت جبرئیل بر حضرت نازل کرد چند قرائت داشت؟! آیا اصحاب، مختلف در مصاحف نوشتند؟! آیا منافقین به این صورت شنیدند؟!



نقل قول:
الحسين بن محمد، عن علي بن محمد، عن الوشاء، عن جميل بن دراج، عن محمد بن مسلم، عن زرارة، عن أبي جعفر عليه السلام قال: إن القرآن واحد نزل من عند واحد ولكن الاختلاف يجيئ من قبل الرواة.

13 علي بن إبراهيم، عن أبيه، عن ابن أبي عمير، عن عمر بن اذينة، عن الفضيل بن يسار قال: قلت لابي عبدالله عليه السلام: إن الناس يقولون: إن القرآن نزل على سبعة أحرف، فقال: كذبوا أعداء الله ولكنه نزل على حرف واحد من عند الواحد
آیا معظم مجتهدین شیعه که سید صدر در شرح وافیه میگوید:

مفاتيح الأصول ص : 322
و في شرح الوافية لسيد صدر الدين معظم المجتهدين من أصحابنا حكموا بتواتر القراءات السبع و قالوا إن الكل مما نزل به الروح الأمين على قلب سيد المرسلين صلى اللَّه عليه و آله


آیا آنها این روایات کافی را ندیده بودند یا شیعه نبودند یا آنطور که شما میفهمید نمیفهمیدند؟

کانتکس صدور روایات معلوم است در فضایی بود که درک اشتباهی از حدیث سبعة احرف حاکم شده بود، هر کس دلش خواست مرادف یک کلمه را به جای کلمه قرآن نقل به معنی کند! کفار اثیم را اگر سختش بود بگوید میگفت: کفار فاجر!!

و لذا هر اختلافی که ناشی از اختلاف روات است نه تعدد مرویات، این روایات آنا را نفی میکند، یعنی حرف ابن مقسم را رد میکند که میگفت: لازم نیست قرائت متکی به روایت باشد و همینکه با قواعد عربی موافق باشد بس است!

.

تعداد 2 كاربر از hosyn بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
حذف تشكر شما ! عبدالعلی69, کاظم.ک
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
پاسخ

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 02:48AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2020, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts