نمايش تك نوشته ( اين نوشته بخشي از يك رشته گفتگو است - براي مشاهده گفتگوي اصلي بر عنوان گفتگو در قسمت مقابل كليك نمائيد )
قديمي Thursday 23 April 2009   #62
3Reza
We Will Rise Again
 
نشان 3Reza
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2008
مكان: گربهء قلب زمين
سن: 31
پاسخ‌ها: 19,266
روزنوشته ها: 10
ج: بیوگرافی بازیگران هالیوود

كلارك گيبل(Clark Gable)در نقش رت باتلر
تولد: اول فوريه 1901،اوهايو
نام اصلي: ويليام كلارك گيبل
مرگ:16نوامبر 1960
همسران و فرزندان:
-وزفين ديلون،استاد هنر هاي نمايشي(30-1924،جدا شدند)
-اريا فرانكلين لوكاس(39-1931،جدا شدند)دختري به نام جودي لوئيس
-كارول لمبارد بازيگر(42-1939،يعني وقت مرگ لمبارد در سقوط هواپيما)
-ليدي سيلويا اشلي(60-1955 جدا شدند)
-كي ويليامز اسپر كيز(60-1955)پسري به نام جان كلارك
جوايز اسكار:
برنده اسكار بهترين بازيگر نقش اول مرد براي يك شب اتفاق افتاد
نامزد اسكار براي شورش در كشتي بونتي و برباد رفته
بيوگرافي:
كلارك گيبل ستاره اي بود كه گويي به قد قواره ي دهه 1930 بريده بودند:تجربه تئاتري اش صداي لازم براي سينماي ناطق را در اختيارش گذاشت و در همان حال،قد و بالا و وجنات خشن اش از او در آن واحد چهره اي قهرمانانه ،مملوس و خاكي مي ساخت.شمايل مناسب آمريكايي هاي بحران زده آن دوران كه آرزو داشتند كاش آن ها هم مي توانستند در مقابل مشكلات مقاومت كنند و موانع را از سر راهشان بردارند. گيبل هميشه به شوخي مي گفت به اين خاطر به بازيگري روي آورده كه ساده ترين راه براي پول در آوردن است.ولي در حقيقت ، به عنوان يك بچه ي يتيم ،او عاشق نمايش و بازيگري شد و سر انجام مدرسه را رها كرد و به يك گروه تئاتري پيوست.نخستين نقش مهم سينمايي اش در فيلم جان آزاد(1931) در قالب گنگستري بود كه كشيده اي هم به نورما شرر مي زند.ايروينگ جي.تالبرگ،مدير كمپاني مترو،اين خشونت را تجويز كرده بود تا شخصيت گيبل سمپاتيك جلوه نكند،ولي طرفدارانش چنان از حضور به هيجان آمده بودند كه اين قضايا اصلا به چشمشان نيامد.وقتي اتوديو روي همين «چهره خشن» سرمايه گذاري كرد و او را در غبار سرخ در مقابل جين هارلو قرار داد ، زندگي حرفه اي گيبل پر و بال گرفت.براي مدتي چنان او را مدام در همين نقش ها به بازي گرفتند كه ديگر حاضر نشد در آن گونه فيلم ها بازي كند.از اينرو لويي ب.مه ير،رييس كمپاني مترو(گلدوين مه ير) تصميم كرفت تا با اجاره دادن موقتش به كمپاني كلمبيا –استوديويي نه چندان موفق-او را تنبيه نمايد؛فيلمي كه قرار بود بازي كند ظاهرا فيلم پيش پا افتاده اي هم بود ولي در عوض يك شب اتفاق افتاد(1934) به شدت فروش كرد و فرانك كاپرا را به عنوان يك كارگردان معتبر به شهرت رساند،اسكاري براي گيبل به ارمغان آورد و با افزودن طنز و شوخي به خشونت مردانه اش از او ستاره بزرگ تري ساخت.وقتي كتاب بر باد رفته در مدتي كوتاه تبديل به اثري پر فروش شد،طرفدارانش اين سو آن سو جار زدند كه از او در نقش رت باتلر استفاده شود.گيبل ترديد داشت(به خصوص پس از عدم موفقيتParnellدر 1937 از فيلم هاي «تاريخي» بيزار شده بود)
ولي پس از آن كه كمپاني مترو موافقت كرد كه پول خسارت دومين همسرش را بپردازد تا او بتواند با كارول لمبارد ازدواج كند قبول كرد تا در بر باد رفته بازي كند.سه سال بعد ، مرگ لمبارد در سقوط هواپيما او را در وضعيت روحي ناجور و غير قابل كنترلي قرار داد. با وجود مخالفت هاي استوديو ،وارد نيروي هوايي آمريكا شد و به جبهه جنگ(جهاني دوم)رفت و افتخاراتي نصيب اش گرديد.وقتي از جبهه برگشت براي بازيافتن جايگاه ستارگي اش با مشكل رو به رو شد و كمپاني مترو در نهايت رضايت داد تا قرار دادش را فسخ كند.سپس 2 فيلم آخرش در اين استوديو موگامبو(1953)با شركت گريس كلي و اوا گاردنر و خيانت شده(1954) در مقابل لانا ترنر،هر دو به طرز غافلگيرانه اي با استقبال رو به رو شدند و او را در موقعيتي قرار دادند كه توانست دفتر فيلم خودش را تاسيس كند.او بهترين سال هاي زندگي اش را وقتي صاحب شد كه جان هيوستن وي را در ناجور ها(1961) در مقابل مريلين مونرو به كار گرفت.در هنگام توليد همين فيلم سر انجام خبر خوش بچه دار شدن از همسر پنجم اش را دريافت كرد ولي متاسفانه آن قدر زنده نماند كه حتي تولد بچه اش را به چشم ببيند.

مجله دنياي تصوير 173
__________________
عيد من آن روزی اىست كه زحمت يك سالِ دهقان، شامِ يك شب پادشاه نباشد!
درد من تنهایی نیست بلکه مرگ ملتی است که گدایی را قناعت، بی عرضگی را صبر، و با تبسمی بر لب این حماقت را حکمت خداوند می نامد!
3Reza حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول