نمايش تك نوشته ( اين نوشته بخشي از يك رشته گفتگو است - براي مشاهده گفتگوي اصلي بر عنوان گفتگو در قسمت مقابل كليك نمائيد )
قديمي Friday 31 July 2015   #6
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 22,057
ج: *** جوابهای اقای حسین به معاندین در باره شبهه تحریف کلام الله مجید***

ج: آیا این اشتباه علمی قرآن است ؟ !
نقل قول:
در اصل توسط خیرالبریه نوشته شده است
سلام خدمت شما گرامی ، کمی ما را تحمل کنید !

ابن کثیرچرا اصل حدیث را که پسر عمروعاص خودش میگوید از رسول خدا شنیدم یا رسول خدا گفت را قبول نمیکند ؟

بزبان دیگر اگر شما به متن خبر دقت کنید : وَقَالَ ابْنُ جَرِيرٍ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْمُثَنَّى، حَدَّثَنَا يَزِيدُ بْنُ هَارُونَ، أَخْبَرَنَا الْعَوَّامُ، حَدَّثَنِي مَوْلًى لِعَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَمْرٍو، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: نَظَرَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِلَى الشَّمْسِ حِينَ غَابَتْ، فَقَالَ: "فِي نَارِ اللَّهِ الْحَامِيَةِ [فِي نَارِ اللَّهِ الْحَامِيَةِ] ، لَوْلَا مَا يَزَعُهَا مِنْ أَمْرِ اللَّهِ، لَأَحْرَقَتْ مَا عَلَى الْأَرْضِ".
قُلْتُ: وَرَوَاهُ الْإِمَامُ أَحْمَدُ، عَنْ يَزِيدَ بْنِ هَارُونَ . وَفِي صِحَّةِ رَفْعِ هَذَا الْحَدِيثِ نَظَرٌ، وَلَعَلَّهُ مِنْ كَلَامِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَمْرٍو، مِنْ زَامِلَتَيْهِ اللَّتَيْنِ وَجَدَهُمَا يَوْمَ الْيَرْمُوكِ، وَاللَّهُ أَعْلَمُ. تفسیر ابن کثیر


دوباره میگویم مگر خود عبدالله نمیگوید که رسول خدا به خورشید مغرب نگاه کرد وگفت در نارجوشان خدا ....

آیا منظور شما اینست که در زاملتین آمده که رسول خدا به خورشید مغرب نگاه کرد وگفت در نارجوشان خدا .... ؟؟؟؟؟


عمق وغایت مطلب اینست که این مطلب آیه قران است یعنی ابن کثیر دارد میگوید آیه 86 سوره کهف از زاملتین است نه قول خدا ورسولش !!!!!


ومن هم در همان ابتدا نوشتم که ابن کثیر ورازی تا نیمه راه درست آمده اند اما از ترس اصحاب و تعصبی که داشته اند جرات نکرده اند مثل من حرف آخر را بزنند وتلویحا و سهوا مقداری را تبیین کرده و...

بزبان ساده تر ابن کثیر ورازی وطبری و....در ذیل آیه 86 کهف احادیث متعددی از اصحاب رسول خدا ص از قول رسول خدا ص می آورند که خورشید در چشمه جوشان غروب میکند اما چون به آیه قران نمیخواهند خدشه بخورد ، خدشه را بر سند ومتن اخبارمربوطه آورده وبا تاویلاتی سخیف و اراجیفی مضحک و متناقض(رفع ووقف وعدالت صحابه) در گرداب تعارض فرو رفته اند در حالیکه اگر از همان اول مثل ما منطقی جلو برویم نیازی نیست که بحث را بپیچانیم وموجب خنده عقلاء شویم .

حرف آخر همانست که ابن کثیر نصفش را گفت آنجا که گفت این سخن احتمالا از زاملتین یا اسرائیلیات است .... اما دقت نکرد که این همان مضمون آیه قران است که دارد به تورات منسوبش میکند .





قبلا گفتم که این تناقضی لاینحل نزد اهل سنت است ، بالاخره عقلا و خردمندان بن بست ایشان را دریافته اند .






بالاخره هرچه گفته اند وبافته اند برای خودشان اما ما به مقصود خود رسیدیم چون که رسول خدا ص و خدای متعال علمشان بالاتر از این بوده که مثل عوام غروب خورشید را در چشمه جوش یا گل تصورکنند .

بزبان دیگر این خرافات همان اسرائیلیات است که توسط اصحاب عاشق تورات هنگام جمع قرآن توسط زید بن ثابت یهودی از مصاحف مختلف اصحاب جمع و تحویل عثمان داده شد و مصاحف اکابر صحابه مانند ابن مسعود رض را سوختند ومصحف امام علی ع را قبول نکردند و....





من هم میدانم اما مقصود من این بود که چرا به سخن خود پسر عمروعاص توجه نمیکنید که دارد فریاد میزند : عَنْ بُجَيْرِ بْنِ أَبى بجير، قَالَ سَمِعْتُ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ عمَرَو يَقُولُ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ حِينَ خَرَجْنَا مَعَهُ إِلَى الطَّائِفِ، فَمَرَرْنَا بِقَبْرٍ، فَقَالَ: " إِنَّ هَذَا قَبْرُ أَبِي رِغَالٍ، ... به چه زبانی باید بگوید که من خود م از رسول خدا شنیدم تا جناب مزی وابن کثیر باورکنند و آنرا از یهود ندانند ؟
پسر عمرو به کی باید قسم بخورد که خود رسول خدا ص گفت ..... ؟؟؟؟؟ سمعت یعنی چه ؟ فقال یعنی کی گفت ؟

پس دوحالت بیشتر نیست یک نفر دارد این وسط دروغ میگوید ! و بزرگترین گناه وجرح هم دروغ بستن برسول خداست .

هرچند هم که حق با مزی وابن کثیر است وغالب این مطالب از زاملتین است وپسر عمروعاص مثل پدرش مجسمه دروغ وفریب است و اقوال کعب الاحبار و شاگردش ابوهریره را به رسول خدا منسوب میکند !



نقل قول:
سلام خدمت شما گرامی ، کمی ما را تحمل کنید !
سلام علیکم

دوست گرامی، من کی هستم که بخواهم کسی را تحمل کنم یا نکنم، و شما هم میتوانید برداشت خود را از حدیث و نیز تحلیل خود را از آن داشته باشید، اما آنچه مقصود من بود و هست اینکه تحقیقات ما عمر تلف کن نباشد، مثلا مطلبی را به ابن کثیر نسبت دهیم که بنده به سهم خودم حاضرم قسم بخورم اصلا به ذهن ابن کثیر خطور نکرده و اگر به او بگوییم میخندد.



نقل قول:
ابن کثیرچرا اصل حدیث را که پسر عمروعاص خودش میگوید از رسول خدا شنیدم یا رسول خدا گفت را قبول نمیکند ؟
عرض کردم اگر چند لحظه تامل و مراجعه کنیم خیلی بحثها تمام میشود، ابن کثیر فقط در رفع حدیث تامل دارد، و آن هم به جهت محتوای آن که توهم کرده با قرآن منافات دارد، که توضیح خواهم داد.




نقل قول:
بزبان دیگر اگر شما به متن خبر دقت کنید : وَقَالَ ابْنُ جَرِيرٍ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْمُثَنَّى، حَدَّثَنَا يَزِيدُ بْنُ هَارُونَ، أَخْبَرَنَا الْعَوَّامُ، حَدَّثَنِي مَوْلًى لِعَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَمْرٍو، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: نَظَرَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِلَى الشَّمْسِ حِينَ غَابَتْ، فَقَالَ: "فِي نَارِ اللَّهِ الْحَامِيَةِ [فِي نَارِ اللَّهِ الْحَامِيَةِ] ، لَوْلَا مَا يَزَعُهَا مِنْ أَمْرِ اللَّهِ، لَأَحْرَقَتْ مَا عَلَى الْأَرْضِ".
قُلْتُ: وَرَوَاهُ الْإِمَامُ أَحْمَدُ، عَنْ يَزِيدَ بْنِ هَارُونَ . وَفِي صِحَّةِ رَفْعِ هَذَا الْحَدِيثِ نَظَرٌ، وَلَعَلَّهُ مِنْ كَلَامِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَمْرٍو، مِنْ زَامِلَتَيْهِ اللَّتَيْنِ وَجَدَهُمَا يَوْمَ الْيَرْمُوكِ، وَاللَّهُ أَعْلَمُ. تفسیر ابن کثیر

شما چرا قبل و بعد کلام او را نگاه نمیکنید؟! ابن کثیر تمام روایاتی که میگوید خورشید در چشمه غروب میکند پذیرفته است، و تنها این حدیث عبد الله بن عمرو است که به جای اینکه بگوید خورشید در چشمه غروب میکند میگوید خورشید در آتش غروب میکند! ونتوانسته محتوای آن را با حرف قران کریم جمع کند، لذا رفع آن را مورد تامل قرار داده تا منسوب به صاحب قرآن نباشد و از اسرائیلیات به حساب آید:


تفسير القرآن العظيم (ابن كثير)، ج‏5، ص: 172
[سورة الكهف (18): الآيات 85 الى 88]
و قوله: حَتَّى إِذا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ أي فسلك طريقا حتى وصل إلى أقصى ما يسلك فيه من الأرض من ناحية المغرب و هو مغرب الأرض، و أما الوصول إلى مغرب الشمس من السماء فمتعذر، و ما يذكره أصحاب القصص و الأخبار من أنه سار في الأرض مدة، و الشمس تغرب من ورائه، فشي‏ء لا حقيقة له، و أكثر ذلك من خرافات أهل الكتاب و اختلاف زنادقتهم و كذبهم، و قوله: وَجَدَها تَغْرُبُ فِي عَيْنٍ حَمِئَةٍ أي رأى الشمس في منظره تغرب في البحر المحيط، و هذا شأن كل من انتهى إلى ساحله يراها كأنها تغرب فيه و هي لا تفارق الفلك الرابع الذي هي مثبتة فيه لا تفارقه، و الحمئة مشتقة على إحدى القراءتين من الحمأة و هو الطين، كما قال تعالى: إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ [الحجر: 28] أي طين أملس، و قد تقدم بيانه.
و قال ابن جرير «1»: حدثني يونس، أخبرنا ابن وهب، أنبأنا نافع بن أبي نعيم، سمعت عبد الرحمن الأعرج يقول: كان ابن عباس يقول في عين حمئة ثم فسرها ذات حمئة، قال نافع: و سئل عنها كعب الأحبار، فقال: أنتم أعلم بالقرآن مني، و لكني أجدها في الكتاب تغيب في طينة سوداء، و كذا روى غير واحد عن ابن عباس، و به قال مجاهد و غير واحد. و قال أبو داود الطيالسي: حدثنا محمد بن دينار عن سعد بن أوس عن مصدع، عن ابن عباس عن أبي بن كعب أن النبي صلّى اللّه عليه و سلم أقرأه حمئة. و قال علي بن أبي طلحة عن ابن عباس: وجدها تغرب في عين حامية، يعني حارة، و كذا قال الحسن البصري. و قال ابن جرير: و الصواب أنهما قراءتان مشهورتان و أيهما قرأ القارئ فهو مصيب، قلت: و لا منافاة بين معنييهما إذ قد تكون حارة لمجاورتها وهج الشمس عند غروبها و ملاقاتها الشعاع بلا حائل، و حمئة في ماء و طين أسود، كما قال كعب الأحبار و غيره.
و قال ابن جرير «2»: حدثنا محمد بن المثنى حدثنا يزيد بن هارون أخبرنا العوام حدثني مولى لعبد اللّه بن عمرو عن عبد اللّه قال نظر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلم إلى الشمس حين غابت فقال: «في نار اللّه الحامية لولا ما يزعها من أمر اللّه لأحرقت ما على الأرض».
قلت: و رواه الإمام أحمد «1» عن يزيد بن هارون و في صحة رفع هذا الحديث نظر و لعله من كلام عبد اللّه بن عمرو من زاملتيه اللتين وجدهما يوم اليرموك و اللّه أعلم.




از شما خواهش میکنم این عبارات ابن کثیر را ترجمه کنید تا همه ببینند که نظر ابن کثیر راجع به این آیات چیست؟



نقل قول:
دوباره میگویم مگر خود عبدالله نمیگوید که رسول خدا به خورشید مغرب نگاه کرد وگفت در نارجوشان خدا ....

آیا منظور شما اینست که در زاملتین آمده که رسول خدا به خورشید مغرب نگاه کرد وگفت در نارجوشان خدا .... ؟؟؟؟؟
عرض کردم که بنده نمیخواهم از نظر ابن کثیر دفاع کنم، میخواهم بگویم مقصود او چیزی که شما میگویید نیست، ابن کثیر احتمال میدهد مثلا عبارت عبد الله این بوده: نظر نبيّ (من انبیاء) الی الشمس، و مقصودش نقل از زاملتین بوده اما راویها اشتباه کرده و به او نسبت دادند: نظر رسول الله!

خلاصه وقتی کسی بخواهد رفع یک روایت را زیر سؤال ببرد میگوید: عبارت عبد الله طور دیگری بوده و راوی اشتباه کرده، و جالب است شما تکرار میکنید: مگر خود عبد الله نمیگوید شنیدم یا حضرت نگاه کردند؟! دوست گرامی، مگر خود عبد الله به ابن کثیر گفته که چنین میگویید؟! غیر از این است که راوی گفته عبد الله چنین گفت؟ و ابن کثیر میگوید: اصلا عبد الله چنین نگفته و راوی اشتباه از او نقل کرده، و این خیلی واضح است.

البته ابن کثیر که نمیتواند ظاهر حدیث که مرفوع است را از بین ببرد، فقط میتواند با تشکیک در رفع، شبهه‌ای ایجاد کند، و آن هم به خاطر این است که خیال کرده نار الله نمیتواند با عین حامیة یکی باشد.



نقل قول:
عمق وغایت مطلب اینست که این مطلب آیه قران است یعنی ابن کثیر دارد میگوید آیه 86 سوره کهف از زاملتین است نه قول خدا ورسولش !!!!!

ومن هم در همان ابتدا نوشتم که ابن کثیر ورازی تا نیمه راه درست آمده اند اما از ترس اصحاب و تعصبی که داشته اند جرات نکرده اند مثل من حرف آخر را بزنند وتلویحا و سهوا مقداری را تبیین کرده و...

بزبان ساده تر ابن کثیر ورازی وطبری و....در ذیل آیه 86 کهف احادیث متعددی از اصحاب رسول خدا ص از قول رسول خدا ص می آورند که خورشید در چشمه جوشان غروب میکند اما چون به آیه قران نمیخواهند خدشه بخورد ، خدشه را بر سند ومتن اخبارمربوطه آورده وبا تاویلاتی سخیف و اراجیفی مضحک و متناقض(رفع ووقف وعدالت صحابه) در گرداب تعارض فرو رفته اند در حالیکه اگر از همان اول مثل ما منطقی جلو برویم نیازی نیست که بحث را بپیچانیم وموجب خنده عقلاء شویم .

حرف آخر همانست که ابن کثیر نصفش را گفت آنجا که گفت این سخن احتمالا از زاملتین یا اسرائیلیات است .... اما دقت نکرد که این همان مضمون آیه قران است که دارد به تورات منسوبش میکند .
دوست گرامی، خوش باشید! جالب است که همه را خیال‌زده و خیال‌پرداز تصور میکنید! به همین سادگی عبد الله یا زید بن ثابت، یک مطلب اسرائیلی را جزء قرآن کند و کسی یک کلمه سخن نگوید! بلکه برعکس در کتاب سلیم امیر المؤمنین به طلحه بگویند: این مصحف عثمان تمامش قرآن است! در طول تاریخ ۲۶۰ سال حضور ظاهری اهل البیت حتی در خلوت به یک شیعه تذکر ندهند که این مطلب از قرآن نیست! تمام شیعه حتی مثل صاحب فصل الخطاب بگویند اجماع است بر اینکه ما بین الدفتین کلام الله است! و آن هم مطلبی که به توهم شما در آینده باعث آبروریزی برای قرآن در فضای علم جهانی باشد! خدا توفیق داده از پانزده سالگی با هیئت جدید و قدیم آشنا شدم، بعد از اینکه در کلاسها هیئت کوپرنیکی را آشنا شدم در ۱۵ سالگی یا کمتر از آن، استادی درس تشریح الافلاک داد و بخشی از آن را خدمت او رفتم، عرض میکنم هزاران سال بگذرد پیشرفت علم فیزیک کیهانی ربطی به آیه ذوالقرنین ندارد تا آن را رد یا اثبات کند، مگر همین امروز اصل وجود خدا را انکار نمیکنند به عنوان علم؟! داوکینز و هاوکینگ مگر قلم به دست نیستند و هر روز به خیال خود بر علیه خدا کتاب مینویسند؟! آیا جمله شما که در پست شماره ۴ گفتید را بگوییم؟! :
نقل قول:
در اصل توسط خیرالبریه نوشته شده است
منتقد شما معتقد است که این آیات نشان از جهل به کرویت زمین و حرکت آنها دارد و مثل عوام آنزمان که حرکت خورشید در غروب را شبیه به فرورفتن در یک چشمه گل یا آتش ، میدیده اند ؛ تایید کرده است !


پس بگوییم:
(منتقد شما معتقد است که ایمان به خدا نشان از جهل به قانون زیستی انتخاب طبیعی و نیز نظریه ام در فیزیک کیهانی دارد و مثل عوام آنزمان که در مجهولات چاره‌ای جز قائل شدن به خدا نداشتند وجود خدا را تایید کرده‌اید !)


اما عقلای آگاه به علوم مدرن میدانند که این حرفها علمی نیست، بلکه مخلوط کردن دو حوزه متفاوت است، نه انتخاب طبیعی و نه نظریه ام نمیتوانند وجود خدا را نفی کنند، و همچنین است آنچه حضرت ذو القرنین دیده است.



نقل قول:
قبلا گفتم که این تناقضی لاینحل نزد اهل سنت است ، بالاخره عقلا و خردمندان بن بست ایشان را دریافته اند .
نمیدانم چگونه تناقضی است که نه خود اهل سنت از آن خبر دارند و نه دیگران! بنده حقیر هر چه تلاش کردم بفهمم کجای این مطالب تناقض لا ینحل است نفهمیدم!



نقل قول:
بالاخره هرچه گفته اند وبافته اند برای خودشان اما ما به مقصود خود رسیدیم چون که رسول خدا ص و خدای متعال علمشان بالاتر از این بوده که مثل عوام غروب خورشید را در چشمه جوش یا گل تصورکنند .

بزبان دیگر این خرافات همان اسرائیلیات است که توسط اصحاب عاشق تورات هنگام جمع قرآن توسط زید بن ثابت یهودی از مصاحف مختلف اصحاب جمع و تحویل عثمان داده شد و مصاحف اکابر صحابه مانند ابن مسعود رض را سوختند ومصحف امام علی ع را قبول نکردند و....
یکی از خرافات به زعم شما این است که به نحو تواتر به ما رسیده که مثلا عاصم به حفص میگوید: ابو عبد الرحمن سلمی به من گفت که امیر المؤمنین قرائت کردند: عین حمئة، و به ابوبکر بن عیاش میگوید: زر بن حبیش به من گفت که ابن مسعود قرائت کرد: عین حامیة! عجب اسرائیلیاتی (نعوذ بالله) که هر دو قرائت آن را هم برایمان نقل میکنند و احدی از ائمة و شیعه تذکر نمیدهند!


نقل قول:
من هم میدانم اما مقصود من این بود که چرا به سخن خود پسر عمروعاص توجه نمیکنید که دارد فریاد میزند : عَنْ بُجَيْرِ بْنِ أَبى بجير، قَالَ سَمِعْتُ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ عمَرَو يَقُولُ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ حِينَ خَرَجْنَا مَعَهُ إِلَى الطَّائِفِ، فَمَرَرْنَا بِقَبْرٍ، فَقَالَ: " إِنَّ هَذَا قَبْرُ أَبِي رِغَالٍ، ... به چه زبانی باید بگوید که من خود م از رسول خدا شنیدم تا جناب مزی وابن کثیر باورکنند و آنرا از یهود ندانند ؟
پسر عمرو به کی باید قسم بخورد که خود رسول خدا ص گفت ..... ؟؟؟؟؟ سمعت یعنی چه ؟ فقال یعنی کی گفت ؟

پس دوحالت بیشتر نیست یک نفر دارد این وسط دروغ میگوید ! و بزرگترین گناه وجرح هم دروغ بستن برسول خداست .

هرچند هم که حق با مزی وابن کثیر است وغالب این مطالب از زاملتین است وپسر عمروعاص مثل پدرش مجسمه دروغ وفریب است و اقوال کعب الاحبار و شاگردش ابوهریره را به رسول خدا منسوب میکند !
گویا بحث ما بر سر واضحات است و تکرار مکررات! کسی که خدشه در رفع این حدیث میکند مجبور است اشتباهی را به یکی از روات نسبت دهد، من که دفاع از حرف او نکردم، فقط گفتم او رفع را به خود عبد الله نسبت نمیدهد، یعنی عبد الله را دروغگو نمیداند، بلکه هیچکس را دروغگو نمیداند، میگوید در این بین یک راوی اشتباه کرده است، مثلا اصل عبارت عبد الله این بوده: ان نبیا حین خرج مع اصحابه الی الطائف فمرّو بقبر فقال ... الی آخر ، اما راوی در اثر فراموشی و عدم ضبط، چون عبد الله صحابی است، گمان کرده که گفته ما همراه پیامبر بودیم و شنیدم که حضرت چنین فرمودند، پس در این بین کسی به حضرت عمدا دروغی نبسته است.



در پایان بعض مواردی که دلالت واضح دارد که ما بین الدفتین کلام الله است را میآورم، آیا هیچ کس از فقهای فریقین تردید دارد که دست گذاشتن بدون وضو بر کلمه (عین حمئة) حرام است؟:


كتاب سليم بن قيس الهلالي، ج‏2، ص: 660
قال طلحة ما أراك يا أبا الحسن أجبتني عما سألتك عنه من أمر القرآن ألا تظهره للناس قال ع يا طلحة عمدا كففت عن جوابك قال فأخبرني عما كتب عمر و عثمان أ قرآن كله أم فيه ما ليس بقرآن قال ع بل هو قرآن كله إن أخذتم بما فيه نجوتم من النار و دخلتم الجنة فإن فيه حجتنا و بيان [أمرنا و] «155» حقنا و فرض طاعتنا فقال طلحة حسبي أما إذا كان قرآنا فحسبي ثم قال طلحة فأخبرني عما في يديك من القرآن و تأويله و علم الحلال و الحرام إلى من تدفعه و من صاحبه بعدك قال ع إلى الذي أمرني رسول الله ص أن أدفعه إليه



و در بحار هم همین را نقل کرده‌اند:

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏89، ص: 42
ثم قال طلحة لا أراك يا أبا الحسن- أجبتني عما سألتك عنه من أمر القرآن ألا تظهره للناس قال يا طلحة عمدا كففت عن جوابك فأخبرني عن ما كتب عمر و عثمان أ قرآن كله أم فيه ما ليس بقرآن قال بل قرآن كله قال إن أخذتم بما فيه نجوتم من النار و دخلتم الجنة فإن فيه حجتنا و بيان حقنا و فرض طاعتنا قال طلحة حسبي أما إذا كان قرآنا فحسبي ثم قال طلحة


و نیز:

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏52، ص: 169
... و جمعوا هذا القرآن و أسقطوا ما كان فيه من المثالب التي صدرت منهم بعد وفاة سيد المرسلين ص. «1» فلهذا ترى الآيات غير مرتبطة و القرآن الذي جمعه أمير المؤمنين ع بخطه محفوظ عند صاحب الأمر ع فيه كل شي‏ء حتى أرش الخدش و أما هذا القرآن فلا شك و لا شبهة في صحته و إنما كلام الله سبحانه هكذا صدر عن صاحب الأمر ع.





الأصول الستة عشر (ط - دار الحديث)، ص: 324
. (523) 33
حسين، عن رجل، عن أبي عبد الله عليه السلام، قال: ما بين الدفتين قرآن. «5»
__________________________________________________
(5) رواه عن غير حسين بن عثمان: نهج البلاغة: الخطبة 125 نحوه.




الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏5، ص: 121
2- عدة من أصحابنا عن أحمد بن محمد عن عثمان بن عيسى عن سماعة عن أبي عبد الله ع قال: سألته عن بيع المصاحف و شرائها فقال لا تشتر كتاب الله عز و جل و لكن اشتر الحديد «3» و الورق و الدفتين و قل أشتري منك هذا بكذا و كذا.

.
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از عبدالعلی69 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :