نمايش نسخه نهائي : حسين كه بود و چه كرد ؟
eesa
Wednesday 5 March 2003, 05:35PM
حسين كه بود و چه كرد ؟
شيعيان لطفا پاسخ منو بدن ....
------------------------------------------------
كدوم آدم عاقلي با 72 نفر ميره جنگ هزاران نفر ؟
چرا بايد در جنگ كودكان رو هم به كشتن داد ؟
چرا ...........
asheghe iran_p
Thursday 6 March 2003, 01:54AM
نوشته شده بوسيله eesa
حسين كه بود و چه كرد ؟
شيعيان لطفا پاسخ منو بدن ....
گفتن يا نگفتنش فكر نكنم تاثيري در تو داشته باشه پس گفته نشه بهتره بنفشي
پدرام السلطنه
eesa
Thursday 6 March 2003, 03:23PM
نوشته شده بوسيله asheghe iran_p
گفتن يا نگفتنش فكر نكنم تاثيري در تو داشته باشه پس گفته نشه بهتره بنفشي
پدرام السلطنه
از بچه كه سوال نكردم ... بدو برو پلي استيشنتو بازي كن بابا
min
Thursday 6 March 2003, 10:03PM
همانطور که مکررا تاکيد شد اين فضا در ايجاد همدلي و يکرنگي جوانان ايران زمين ايجاد شده است
در اين باشگاه انديشه ها فراتر از هويت افراد نقش بازي ميکنند اما پاس داشتن حرمت همان هويت ها و فضاي سازنده تالار را وظيفه خود ميدانيم.
در اين راستا شناسه شما به مدت يک هفته به دليل عدم رعايت قوانين تالار و لفاضيهاي دور از شان اعضاي باشگاه بسته خواهد شد.
سهره
Thursday 6 March 2003, 10:24PM
eesa
من نمي خواهم شما را با كس ديگري مقايسه كنم و تا مطمئن نباشم به كسي انگ نميزنم. در ثاني بنفش خداپرست نبود. بگذريم من به اسامي كاري ندارم جوابت را در سطح خودم كه نه عالم دينم نه دانشمند علوم مذهبي مي دهم. اما ........................
اما اگر ديدم جوابهايت نوع استدلالت و درجه منطقت مانند بنفش بود به سرعت اين تايپيك را ترك مي كنم.
اگر هر انسان به معناي واقعي انسان را مجبور كنند يا بجنگد يا خلاف عقايدش عمل كند حتي تنها جنگيدن را انتخاب مي كند .
در مورد سوال دومت هم يا بيشتر توضيح بده يا بهتر است بحث را جدي دنبال كنيم.
اميدوارم توانسته باشم جوابت را بدهم.
amshaspand
Thursday 6 March 2003, 11:21PM
با درود
كاري نكرد.........گول خورد.........اما پدر و جد فاضلي داشته,ظاهرا.........:(:(:rolleyes:
asheghe iran_p
Friday 7 March 2003, 12:51AM
نوشته شده بوسيله سهره
eesa
من نمي خواهم شما را با كس ديگري مقايسه كنم و تا مطمئن نباشم به كسي انگ نميزنم. در ثاني بنفش خداپرست نبود. بگذريم من به اسامي كاري ندارم جوابت را در سطح خودم كه نه عالم دينم نه دانشمند علوم مذهبي مي دهم. اما ........................
اما اگر ديدم جوابهايت نوع استدلالت و درجه منطقت مانند بنفش بود به سرعت اين تايپيك را ترك مي كنم.
اگر هر انسان به معناي واقعي انسان را مجبور كنند يا بجنگد يا خلاف عقايدش عمل كند حتي تنها جنگيدن را انتخاب مي كند .
در مورد سوال دومت هم يا بيشتر توضيح بده يا بهتر است بحث را جدي دنبال كنيم.
اميدوارم توانسته باشم جوابت را بدهم.
شما كه تازه وارد هستيد پس از كجا ميدونيد كه كسي به ايشون توهين كرده شما تازه 2 گفته گو داريد پس نكنه مثل عيسي و بنفش علم غيب داريد:confused:
پدرام السلطنه
asheghe iran_p
Friday 7 March 2003, 12:51AM
نوشته شده بوسيله eesa
از بچه كه سوال نكردم ... بدو برو پلي استيشنتو بازي كن بابا
بچه تر از تو خودت فكر كردي همه مثل تو هستند كه به چهل تا آي دي بيان:confused:
پدرام السلطنه
min
Friday 7 March 2003, 01:20AM
نوشته شده بوسيله asheghe iran_p
بچه تر از تو خودت فكر كردي همه مثل تو هستند كه به چهل تا آي دي بيان:confused:
پدرام السلطنه
جناب آقاي عاشق ايران
زياد عصباني نشويد ديگر همه فهميده اند كه اينها با چند آي دي مي آيند و مي خواهند حرف خود را با تعدد آي دي اثبات كنند . حالا اين دو آي دي لو رفته معلوم نيست چند تاي ديگر هم باشه . شايذ بعدا معلوم بشه
تا بعد
موفق باشيد
asheghe iran_p
Friday 7 March 2003, 01:31AM
نوشته شده بوسيله min
جناب آقاي عاشق ايران
زياد عصباني نشويد ديگر همه فهميده اند كه اينها با چند آي دي مي آيند و مي خواهند حرف خود را با تعدد آي دي اثبات كنند . حالا اين دو آي دي لو رفته معلوم نيست چند تاي ديگر هم باشه . شايذ بعدا معلوم بشه
تا بعد
موفق باشيد
كشفيات من داره باز كار دست اين بنفش و آي دي هاش ميده آخه من يك چيزاي ديگه اي كشف كردم
بعدش هم من خودم به خاطر كسي كه اصلآ ارزش نداره ناراحت نميكنم
تازه با خودم كه فكر ميكنم ميبينم من به جاي اينكه به خوام موچ اين منگل و بگيرم ميتونم در اينجا از بحثهاي شما دوستان و دوستان ديگر استفاده كنم
در هر حال هدف همه اينها اينه كه اينجا رو مثل ايرانكليك كنند اينها فكر كردند ميتونند اينجا رو مثل ايرانكليك كنند خيال كردند:D
يا علي
پدرام السلطنه
SAFA
Friday 7 March 2003, 01:42AM
حسین که بود و چه کرد ؟ ... چند بار این جمله را با خود مرور کردم ... عجب سوالی ! .. در عين کوتاهی مخاطب را با دنیائی از زیبائیها و بزرگ منشیها روبرو میسازد .. نزدیک به 1400 سال است که هزاران قلم از او نوشته اند ... هزاران شعر در مدح او سروده شده است ... هزاران خون در راه صیانت از آرمان او ریخته شده است و هزاران خیمه عاشقی سالیانه به یاد او برپا گشته است...
پرسشگر این سوال قاعدتا باید همه این ها را بداند و با اندکی تحقیق و جستجو خواهد توانست ابعاد گسترده شخصیت امام حسين و امتداد قیام ایشان را درطول تاریخ دریابد اما چه پاسخی در این فضای محدود میتوان داد که شایسته این سوال بزرگ باشد و در عین حال کوتاه باشد و او را به حقیقت جویی بیشتر ترغیب کند ...
یا حسین
حسین مظهر رحمت خدا ... و عاشورایش فخر بشریت است ...
حسین سنبل عشق بازی با خدا ... و آن چه کرد چراغ هدایت است
اگر مسیح فقط خود را فدا نمود ... حسین خود را و تمام یارانش را و خانواده اش را در راه خدا و سعادت خلق خدا هدیه نمود تا بجز کینه توزان و غرض ورزان به این از خود گذشتگی تهمت قدرت طلبی نزنند و این اتمام حجتی باشد تا ابد برای تمام بشریت ...
که ای انسانها هر قدر بر زشتیها و پلشتیها بیافزائید ... هر قدر بر منفعت طلبی و دنیا پرستی بیافزائید ... هر قدر بر ظلم و تاریکی بیافزائید ...
پاکیها و زیبائیها را چراغی است که به خاموشی نمیگراید
و هرگاه تاریک دلان تاریخ عرصه را بر دریا دلان تنگ کنند الگویی به نام حسین و راهی به نام عاشورای حسین وجود دارد
بدیها هر قدر باشند رفتنی اند ... و خوبیها هستند که میمانند
اگر فقط یک جلوه از جلوه های بیشمار عشق بازی و جانبازی حسین در راه خدا در کربلا تنها خوبی جهان بود همان یک همه بدیها را کافی بود
آنهنگام که علی اصغر 6 ماهه حسین بر دستان پدر به جرم طلبیدن آب دست و پا میزد و حسین علیه السلام خون گلوی او را به آسمان پاشید و ندا داد ... اللهم تقبل منا ... خدایا از ما قبول کن ... حجت را نه تنها بر انسانها بلکه بر ملائک نیز تمام کرد
آری ! حجت تمام است ... به بهانه وفور بدیها ... به بهانه بد بودن همه ... نمیتوان ونباید خوبیها و انسانیتها را رها کرد
اگر دین ندارید آزاده باشید
سهره
Friday 7 March 2003, 11:56AM
انقدرها هم كه فكر مي كنيد تازه وارد نيستم. هيچ دليلي هم براي توضيح بيشتر نمي بينم
مي خواستم بگويم خيلي با هوش نيستيد. ولي فراموش نكنيد شما امده ايد تا مدام با اشخاص مقابله كنيد نه با افكار. واين براي كشور ما مساوي است با نابودي.
حالا هي بنشينيد كشف كنيد كه چه كسي چه كاره است و چه نام دارد.
azar_s
Friday 7 March 2003, 12:34PM
سلام
من فكر ميكنم با مطالعه خطبه امام حسين جوابتون رو بگيريد او خودش فلسفه عاشورا و بزرگي هدفش رو گوشزد كرده.....البته اگه زحمت تحقيق به خودمون بديم.
///..بهتره فراموش نكنيم كه گاندي رهبر مبارز هندي...بودايي است نه شيعه متعصب...
الگوي خود را در مبارزه (حسين) مي دانسته..///
montazer
Friday 7 March 2003, 02:24PM
سلام به اهل سلام
خون او تفسيراين اسرار كرد
ملت خوابيده را بيدار كرد
نسيم سحر
Friday 7 March 2003, 06:25PM
حضرت امام حسين با ظالميني مثل شما بيعت نکرد و ظالمان در تمام طول تاريخ در مورد ايشان اراجيف زياد بافته اند .
مخصوصا افراد يهودي مثل شما
asheghe iran_p
Saturday 8 March 2003, 12:37AM
نوشته شده بوسيله سهره
انقدرها هم كه فكر مي كنيد تازه وارد نيستم. هيچ دليلي هم براي توضيح بيشتر نمي بينم
مي خواستم بگويم خيلي با هوش نيستيد. ولي فراموش نكنيد شما امده ايد تا مدام با اشخاص مقابله كنيد نه با افكار. واين براي كشور ما مساوي است با نابودي.
حالا هي بنشينيد كشف كنيد كه چه كسي چه كاره است و چه نام دارد.
ببين دوست عزيز من خيلي باهوشم خودم نه ولي كامپيوترم آره چون هر كي رو كه دوست داشته باشه هك ميكنه:D:p
پدرام السلطنه
eesa
Saturday 8 March 2003, 06:18PM
]نوشته شده بوسيله سهره [/i]
eesa
من نمي خواهم شما را با كس ديگري مقايسه كنم و تا مطمئن نباشم به كسي انگ نميزنم. در ثاني بنفش خداپرست نبود. بگذريم من به اسامي كاري ندارم جوابت را در سطح خودم كه نه عالم دينم نه دانشمند علوم مذهبي مي دهم. اما ........................
اما اگر ديدم جوابهايت نوع استدلالت و درجه منطقت مانند بنفش بود به سرعت اين تايپيك را ترك مي كنم.
اگر هر انسان به معناي واقعي انسان را مجبور كنند يا بجنگد يا خلاف عقايدش عمل كند حتي تنها جنگيدن را انتخاب مي كند .
در مورد سوال دومت هم يا بيشتر توضيح بده يا بهتر است بحث را جدي دنبال كنيم.
اميدوارم توانسته باشم جوابت را بدهم. [/QUOTE]
بنام خدايم
در مورد نظر شما ... ! شايد فقط اينطوري بگم تا بعد خودتون بيشتر توضيح بدين ....... چه كسي حسين رو مجبور كرد به جنگ ؟
در مورد سوال دوم منور من اين هستش كه اگر مجبورش كردند براي چي بايد كودكان و نوزادان رو به كشتن ميدادن ؟
من از بحث منطقي خوشم مياد نه اينكه در ميانه راه رها بشه ..
موفق باشيد و منتظر پاسخ شما هستم
صبح
Saturday 8 March 2003, 07:26PM
اگر كور نيستي بخوان ... اگر عقل داري انديشه كن ... اگر كر نيستي بشنو ... اگر زبان داري اعتراف كن ...
نوشته شده بوسيله SAFA
حسين که بود و چه کرد ؟ ... چند بار اين جمله را با خود مرور کردم ... عجب سوالي ! .. در عين کوتاهي مخاطب را با دنيائي از زيبائيها و بزرگ منشيها روبرو ميسازد .. نزديک به 1400 سال است که هزاران قلم از او نوشته اند ... هزاران شعر در مدح او سروده شده است ... هزاران خون در راه صيانت از آرمان او ريخته شده است و هزاران خيمه عاشقي ساليانه به ياد او برپا گشته است...
پرسشگر اين سوال قاعدتا بايد همه اين ها را بداند و با اندکي تحقيق و جستجو خواهد توانست ابعاد گسترده شخصيت امام حسين و امتداد قيام ايشان را درطول تاريخ دريابد اما چه پاسخي در اين فضاي محدود ميتوان داد که شايسته اين سوال بزرگ باشد و در عين حال کوتاه باشد و او را به حقيقت جويي بيشتر ترغيب کند ...
يا حسين
حسين مظهر رحمت خدا ... و عاشورايش فخر بشريت است ...
حسين سنبل عشق بازي با خدا ... و آن چه کرد چراغ هدايت است
اگر مسيح فقط خود را فدا نمود ... حسين خود را و تمام يارانش را و خانواده اش را در راه خدا و سعادت خلق خدا هديه نمود تا بجز کينه توزان و غرض ورزان به اين از خود گذشتگي تهمت قدرت طلبي نزنند و اين اتمام حجتي باشد تا ابد براي تمام بشريت ...
که اي انسانها هر قدر بر زشتيها و پلشتيها بيافزائيد ... هر قدر بر منفعت طلبي و دنيا پرستي بيافزائيد ... هر قدر بر ظلم و تاريکي بيافزائيد ...
پاکيها و زيبائيها را چراغي است که به خاموشي نميگرايد
و هرگاه تاريک دلان تاريخ عرصه را بر دريا دلان تنگ کنند الگويي به نام حسين و راهي به نام عاشوراي حسين وجود دارد
بديها هر قدر باشند رفتني اند ... و خوبيها هستند که ميمانند
اگر فقط يک جلوه از جلوه هاي بيشمار عشق بازي و جانبازي حسين در راه خدا در کربلا تنها خوبي جهان بود همان يک همه بديها را کافي بود
آنهنگام که علي اصغر 6 ماهه حسين بر دستان پدر به جرم طلبيدن آب دست و پا ميزد و حسين عليه السلام خون گلوي او را به آسمان پاشيد و ندا داد ... اللهم تقبل منا ... خدايا از ما قبول کن ... حجت را نه تنها بر انسانها بلکه بر ملائک نيز تمام کرد
آري ! حجت تمام است ... به بهانه وفور بديها ... به بهانه بد بودن همه ... نميتوان ونبايد خوبيها و انسانيتها را رها کرد
اگر دين نداريد آزاده باشيد
eesa
Saturday 8 March 2003, 07:56PM
نوشته شده بوسيله azar_s
سلام
من فكر ميكنم با مطالعه خطبه امام حسين جوابتون رو بگيريد او خودش فلسفه عاشورا و بزرگي هدفش رو گوشزد كرده.....البته اگه زحمت تحقيق به خودمون بديم.
///..بهتره فراموش نكنيم كه گاندي رهبر مبارز هندي...بودايي است نه شيعه متعصب...
الگوي خود را در مبارزه (حسين) مي دانسته..///
بنام خدايم
من براي كسب تجربه هميشه آمادگي دارم يعني براي همين زندگي ميكنم اما من مطلبي رو فقط قبول ميكنم كه از خدا باشه ...
بله دوست من خيليها در مورد حسين مطلب نوشتند اما خب من با فكر ديگران كاري ندارم ..شما چه برداشتي از حسين دارين ؟ اين براي من مهمه كه بدونم در فكر شما چي ميكذره وگرنه فكر ديگران هميشه آمادست و زندگي خيلي راحت تر از اين ميشه ..من 1 سال در كوههاي تبت براي اين مسئله زندگي كردم منظورم درباره دين هستش نه حسين .. لطفا فكر و احساس خودتون رو بگيد نه حرفهاي ديگران رو
ممنونم
eesa
Saturday 8 March 2003, 08:15PM
]نوشته شده بوسيله SAFA [/i]
حسین که بود و چه کرد ؟ ... چند بار این جمله را با خود مرور کردم ... عجب سوالی ! .. در عين کوتاهی مخاطب را با دنیائی از زیبائیها و بزرگ منشیها روبرو میسازد .. نزدیک به 1400 سال است که هزاران قلم از او نوشته اند ... هزاران شعر در مدح او سروده شده است ... هزاران خون در راه صیانت از آرمان او ریخته شده است و هزاران خیمه عاشقی سالیانه به یاد او برپا گشته است...
پرسشگر این سوال قاعدتا باید همه این ها را بداند و با اندکی تحقیق و جستجو خواهد توانست ابعاد گسترده شخصیت امام حسين و امتداد قیام ایشان را درطول تاریخ دریابد اما چه پاسخی در این فضای محدود میتوان داد که شایسته این سوال بزرگ باشد و در عین حال کوتاه باشد و او را به حقیقت جویی بیشتر ترغیب کند ...
بنام خدايم
دوست عزيز... وقتي ما در مورد جنبه مثبت مطلبي سخن ميگيم بايد به جنبه منفي اون هم نگاه كنيم ...بله من مطلب در مورد حسين زياد خوندم اما خب منفي اون رو هم همچنين در ضمن من در زندگيم سخن ديگران رو براي خودم ملاك قرار نميدونم چون اونها نيز در زمان حسين كه نبودند يا در عاشورا كه حضور نداشتند پس چطور اين حقايق رو مينويسند چه مثبت و چه منفي ؟؟؟
اين سوالهاي من براي اينه كه بدونم ايا شما چيزي در موردش ميدونيد كه من نميدونم ؟ پيش خودمون تا حالا فكر كرديم نكنه واقعا حسين براي كسب رهبري جنگيبد ؟ آيا شعارهاي سنتي شيعيان ميتونه دليل خوبي براي اين مسئله باشه ؟
یا حسین
حسین مظهر رحمت خدا ... و عاشورایش فخر بشریت است ...
حسین سنبل عشق بازی با خدا ... و آن چه کرد چراغ هدایت است
اگر مسیح فقط خود را فدا نمود ... حسین خود را و تمام یارانش را و خانواده اش را در راه خدا و سعادت خلق خدا هدیه نمود تا بجز کینه توزان و غرض ورزان به این از خود گذشتگی تهمت قدرت طلبی نزنند و این اتمام حجتی باشد تا ابد برای تمام بشریت ...
که ای انسانها هر قدر بر زشتیها و پلشتیها بیافزائید ... هر قدر بر منفعت طلبی و دنیا پرستی بیافزائید ... هر قدر بر ظلم و تاریکی بیافزائید ...
بنام خدايم
راستش اين تعريف شما دقيقا معني عكسي داره ..چون همين فكر منو مغول ميكنه كه تنها كسي كه به قدرت فكر ميكنه خانواده خودش رو هم فداي اون ميكنه كه در تاريخ بسيار داشتيم اما براي اهداف الهي انسان از خودش هميشه نيرو ميذاره نه از ديگران .. در تاريخ هميشه ياران داوطلبانه به جنگ ميرفتند مثل همون مسيح در زمان دستگيري ... اين يكي از مهمترين مسئله هايي هستش كه خوشحال ميشم برام بشكافينش ...
پاکیها و زیبائیها را چراغی است که به خاموشی نمیگراید
و هرگاه تاریک دلان تاریخ عرصه را بر دریا دلان تنگ کنند الگویی به نام حسین و راهی به نام عاشورای حسین وجود دارد
بدیها هر قدر باشند رفتنی اند ... و خوبیها هستند که میمانند
بنام خدايم
كاملا موافقم
اگر فقط یک جلوه از جلوه های بیشمار عشق بازی و جانبازی حسین در راه خدا در کربلا تنها خوبی جهان بود همان یک همه بدیها را کافی بود
آنهنگام که علی اصغر 6 ماهه حسین بر دستان پدر به جرم طلبیدن آب دست و پا میزد و حسین علیه السلام خون گلوی او را به آسمان پاشید و ندا داد ... اللهم تقبل منا ... خدایا از ما قبول کن ... حجت را نه تنها بر انسانها بلکه بر ملائک نیز تمام کرد
آری ! حجت تمام است ... به بهانه وفور بدیها ... به بهانه بد بودن همه ... نمیتوان ونباید خوبیها و انسانیتها را رها کرد
اگر دین ندارید آزاده باشید [/QUOTE]
بنام خدايم
ذوست عزيز ... مشكل من بر سر همين صحبتهاست ..چه كسي از عاشورا اين مطالب رو ذكر كرده ؟!؟! آيا تمام اين صحبتها واقعيت داره ؟ چرا خوبيها رو ميشه باور كرد يا هر چيزي كه به منطق مانزديك باشه اما در مورد بديها خير ؟ آيا عكسي كه از حسين من ديدم كه سرشون بر نيزه بود واقعيت داره ؟!؟!؟ من بايد باور كنم چه براي خدا نوزادش رو فدا كرد يا مقام ؟!؟؟! خواهش ميكنم اين مسئله رو براي من بازش كنيد و از شعار براي من ننويسيد ..دوست من ... منم ميخوام از اون چيزي كه شما ميدونيد مطلع بشم چون شايد به عيسي من نزديك باشه ...
موفق باشيد
eesa
Saturday 8 March 2003, 08:19PM
نوشته شده بوسيله نسيم سحر
حضرت امام حسين با ظالميني مثل شما بيعت نکرد و ظالمان در تمام طول تاريخ در مورد ايشان اراجيف زياد بافته اند .
مخصوصا افراد يهودي مثل شما
دوست عزيز من يهودي نيستم ... من فقط خدا پرستم و انتظار من اينه كه اون چيزي كه ازش ميدونيد براي من بگيد براي يكي از دوستان نوشتم ميخوام بدونمش !!!! شايد همون چيزي كه در عيسي بود در اون هم پيدا كنم ....
باشه من ظالم من كافر هر چي ... لطفا براي من توضيحش بدين ؟
eesa
Saturday 8 March 2003, 08:22PM
نوشته شده بوسيله صبح
اگر كور نيستي بخوان ... اگر عقل داري انديشه كن ... اگر كر نيستي بشنو ... اگر زبان داري اعتراف كن ...
صبح عزيز ... من به احترام بحثي كه در مورد انسان مقدس شماست انتظار چنين برخوردي رو نداشتم ...
به هرحال لطفا به پاسخهايي كه به اين مطلب دادم مراجعه كن و هر چيزي كه به ذهنت ميرسه براي من بگو
ممنونم
نسيم سحر
Saturday 8 March 2003, 09:39PM
نوشته شده بوسيله eesa
دوست عزيز من يهودي نيستم ... من فقط خدا پرستم و انتظار من اينه كه اون چيزي كه ازش ميدونيد براي من بگيد براي يكي از دوستان نوشتم ميخوام بدونمش !!!! شايد همون چيزي كه در عيسي بود در اون هم پيدا كنم ....
باشه من ظالم من كافر هر چي ... لطفا براي من توضيحش بدين ؟
خداپرست؟
بت پرست ها هم بت را خداي خود مي دانستند .
مانند شما که معلوم نيست چه خدايي را مي پرستيد که هميشه فقط با اين جمله (( به نام خدايم )) شروع مي کنيد و خدايي را مي پرستيد که انحصاري است نه خداي عالميان .
اين آخرين پاسخ به آدم هتاکي است که با چند آي دي به اينجا مي آيد .
من ديگر پاسخ شما را نخواهم داد و اميدوارم برادران و خواهران نيز چنين کنند .
والسلام
hamSAFAr
Sunday 9 March 2003, 12:40AM
حسين كه بود و چه كرد ؟
حسين عاشق خدا بود و عاشق پروري كرد !
اگر تو اين جمله ابهام داري برو معني عشق رو پيدا كن و بعد معني عاشق رو. تا بدوني عاشق در راه معشوق چه كارها كه نميكنه. كارهايي كه تفسيرش از عهده عقل من و تو خارجه.
اگر معني عشق و عاشق رو پيدا كردي ديگه نمي پرسي كدوم آدم عاقلي با 72 نفر ميره به جنگ هزاران نفر ... بلكه مي پرسي كدوم عاشق در طول تاريخ چنين حماسه اي آفريد و اونوقت ...
هيچ جوابي پيدا نمي كني مگر ... حسين
حسين عاشق خدا بود و كلاس عشقي كه در كربلا تشكيل داد هنوز كه هنوزه شاگرد مي پذيرد و عاشق تربيت مي كند.
يادت باشد وقت ثبت نام كلاس فرا رسيده اگر خواستي در اين كلاس ثبت نام كن !
سینا 555
Sunday 9 March 2003, 03:59AM
نوشته شده بوسيله نسيم سحر
خداپرست؟
بت پرست ها هم بت را خداي خود مي دانستند .
مانند شما که معلوم نيست چه خدايي را مي پرستيد که هميشه فقط با اين جمله (( به نام خدايم )) شروع مي کنيد و خدايي را مي پرستيد که انحصاري است نه خداي عالميان .
اين آخرين پاسخ به آدم هتاکي است که با چند آي دي به اينجا مي آيد .
من ديگر پاسخ شما را نخواهم داد و اميدوارم برادران و خواهران نيز چنين کنند .
والسلام
شايد منظور ايشان
بنام خود آيم باشد
تا...خدايم
يعني ميآيد با نام خود...
صبح
Sunday 9 March 2003, 09:51AM
به همان روش سوال مطرح شده :
به نظر شما درك نكردن اين هيبت و همت و فداكاري حسيني ، مختص كودن ها نيست ؟
صبح
Sunday 9 March 2003, 10:18AM
جناب eesa خان ...
آيا شما به (گذشته و تاريخ) هم اعتقاد نداريد ؟
اگر انتظار داريد كه خدا به تك تك انسانها همه مسائل را وحي كند كه فلسفه خلفتتان زير سوال خواهد رفت ... خدا به شما اين نعمت را داده است كه تحقيق نمائيد و اختيار كنيد ... ، اگر بتوانيد ببينيد ، در كتابي همچون (تاريخ طبري) ، مفصلا راجع به واقعه عاشورا سخن رفته است . يك جلد قطور كتاب متعلق به اين واقعه است . كتب تاريخ ديگر هم وجود دارد .
سهره
Sunday 9 March 2003, 10:39AM
eesa
بعضي دوستان چنان جوابهاي منطقي دادند كه باعث شدند من به شما حق بدهم چنين سوالاتي مطرح كنيد.
بگذريم من در حد اطلاعات خودم پاسخ مي گويم نميدانم كدام را شما خود مي دانيد و كدام را نمي دانيد. پيرامون واقعه عاشورا مانند تمام وقايع ديگر تاريخ مطالب مختلف اعم از مثبت ومنفي نوشته شده و نقل شده ما نه در كربلا شاهد واقعه عاشورا بوديم نه دربيت المقدس شاهد تولد و ظهور عيسي و نه شاهد به صليب كشيدن يا نكشيدن او به من بگوييد شما چگونه ان را پذيرفتيد ؟ جز از طريق خواندن و شنيدن منابع معتبر و موثق ؟ به من نگوييد با فطرتان به اين موضوع پي برديد. در ثاني حول عاشورا هم مانند همه وقايع تاريخي ومذهبي هميشه حرفها و نقلهاي جعلي و خرافاتي مطرح است
كه من و شما بايد مراقب باشيم و انها را تشخيص دهيم . اگر به تاريخ و منابع موثق رجوع كنيم در مي يابيم كه امام حسين براي جنگيدن به كوفه نرفت جمع كثيري ازمردم
با نوشتن نامه از ايشان خواهش كردند كه مسوليت رهبري انها را بر عهده بگيرد امام هم با اين وجود پيكي به سمت كوفه فرستادند و همراه با خانواده به قصد اقامت نه جنگيدن به سمت كوفه حركت كردند كه در بين راه سپاهيان يزيد براي گرفتن بيعت يا كشتن ايشان مانع از حركت ايشان به سمت كوفه يا برگشتن ايشان شدند .
امام حسين هيچوقت خود را بركسي تحميل نكردند و تا مردم كوفه به ايشان نامه ننوشتند مسوليت رهبري را نپذيرفتند و هنگامي كه در بين راه پي بردند مسلم بن عقيل كشته شده و مردم از راي خود برگشتند تصميم به بازگشت گرفتند اما نگذاشتند. قابل توجه كساني كه مردم ما را به مردم كوفه تشبيه مي كنند كه صلاح خود را نمي دانند و نظام حاكم و رهبري را به امام حسين تشبيه مي كنند.
در مورد طفل امام حسين كه در كربلا تير خورد انقدر جعليات و صحنه سازي هاي اشك اور ساخته اند كه من هم در شك هستم.
اميدوارم جواب شما را داده باشم.
eesa
Sunday 9 March 2003, 02:13PM
نوشته شده بوسيله نسيم سحر
خداپرست؟
بت پرست ها هم بت را خداي خود مي دانستند .
مانند شما که معلوم نيست چه خدايي را مي پرستيد که هميشه فقط با اين جمله (( به نام خدايم )) شروع مي کنيد و خدايي را مي پرستيد که انحصاري است نه خداي عالميان .
اين آخرين پاسخ به آدم هتاکي است که با چند آي دي به اينجا مي آيد .
من ديگر پاسخ شما را نخواهم داد و اميدوارم برادران و خواهران نيز چنين کنند .
والسلام
بنام خدايم
اما من فقط يك خدا دارم دوست عزيز ...
اگر خواستيد ميتونيم در مورد خداي من در تاپيك جداگانه اي صحبت كنيم الته اگر بتونيد قول خود تون رو بشكنيد ...
راستي ... من فقط يك ايدي دارم
eesa
Sunday 9 March 2003, 02:18PM
نوشته شده بوسيله hamSAFAr [/i]
حسين كه بود و چه كرد ؟
حسين عاشق خدا بود و عاشق پروري كرد !
اگر تو اين جمله ابهام داري برو معني عشق رو پيدا كن و بعد معني عاشق رو. تا بدوني عاشق در راه معشوق چه كارها كه نميكنه. كارهايي كه تفسيرش از عهده عقل من و تو خارجه.
بنام خدايم
من سالهاست عاشقم و عشقم رو پيدا كردم ... عشقي كه مطلق هستش و قدرتي براي دويايي با او نيست ...خدايم را ميگويم كه فراتر از هر عشقي است .... از عهده شما شايد اما از من تونستم از پسش بر بيام دوست عزيز
اگر معني عشق و عاشق رو پيدا كردي ديگه نمي پرسي كدوم آدم عاقلي با 72 نفر ميره به جنگ هزاران نفر ... بلكه مي پرسي كدوم عاشق در طول تاريخ چنين حماسه اي آفريد و اونوقت ...
هيچ جوابي پيدا نمي كني مگر ... حسين
بنام خدايم
دوست عزيز ... ايا خدا از حسين خواست به جنگ بره كه اينطوري مطرحش ميكنيد ؟
ايا عشق حسين به خداوند بايد با خون پاسخ داده ميشد ؟
مگر موسي يا عيسي براي خداوندشان خوني ريختند ؟
مشكل من همين جنگه كه خداوند انكارش كرده ...
منتظر پاسخ شما هستم
حسين عاشق خدا بود و كلاس عشقي كه در كربلا تشكيل داد هنوز كه هنوزه شاگرد مي پذيرد و عاشق تربيت مي كند.
يادت باشد وقت ثبت نام كلاس فرا رسيده اگر خواستي در اين كلاس ثبت نام كن ! [/QUOTE]
بنام خدايم
من فقط با خداي خودم پيوند بستم ... در صورتي اين كار رو ميكنم كه به من ثابت كنيد حسين قدرتي فراتر از خداي من داره ؟
وقتي شما اينطوري ميگين ايا بهتر نميبينيد كه به جاي پيوند با حسين با خدايي پيوند ببنديد كه همان حسين به قول شما پيوندي را بست ؟
eesa
Sunday 9 March 2003, 02:20PM
نوشته شده بوسيله صبح
به همان روش سوال مطرح شده :
به نظر شما درك نكردن اين هيبت و همت و فداكاري حسيني ، مختص كودن ها نيست ؟
بنام خدايم
نميدونم چرا شما سعي ميكنيد همه چيز رو با بي ادبي كه مثلا من كردم نسبت بدين ؟؟!
چون اين سوال شما رو قبول ندارم نميتونم پاسخي براش بدم صبح عزيز
eesa
Sunday 9 March 2003, 02:25PM
]نوشته شده بوسيله صبح [/i]
[B]جناب eesa خان ...
آيا شما به (گذشته و تاريخ) هم اعتقاد نداريد ؟
اگر انتظار داريد كه خدا به تك تك انسانها همه مسائل را وحي كند كه فلسفه خلفتتان زير سوال خواهد رفت ...
بنام حقيقت
نه .... من 20 درصد شايد هم خيلي كمتر وقتي تاريخ خوندم يا ميخونم بهش اعتماد ميكنم ... در ذهنم نگرش ميدارم و بيشتر ميخونم اما ......!
بله من انتظار ندارم بلكه واقف هستم كه هر انساني ميتونه با خداي خودش كانالي برا صحبت بزنه نه وحي .... به قول فرنگيا face to face
ميتونم پاسخي داشته باشم كه چرا خلقتم زير سوال خواهد رفت ؟
خدا به شما اين نعمت را داده است كه تحقيق نمائيد و اختيار كنيد ... ، اگر بتوانيد ببينيد ، در كتابي همچون (تاريخ طبري) ، مفصلا راجع به واقعه عاشورا سخن رفته است . يك جلد قطور كتاب متعلق به اين واقعه است . كتب تاريخ ديگر هم وجود دارد .
بنام خدايم
در كتاب من از خدا چيزي ياد نميگيرم چون هر كسي نظر شخصي خودش رو مينويسه و برداشتي كه از خدا داره .... من خيلي كتاب خوندم اما براي من جالب بود كه همون چيزي كه من به اون رسيدم در كتابهاي جبران خليل جبران هم پيدا ميشه !!!! اين براي من خوشحال كنندست كه به حقيقت رسيدم بعد در كتابي خوندمش اول كتاب رو نخوندم و ملكه ذهنم نكردم كه باعث فريب من بشه چون بدون زحمت خدا را با فكر و عقيده كسي ديگه پيدا مرده بودم ... اين راه تكامل بشري نيست صبح عزيز
eesa
Sunday 9 March 2003, 02:42PM
]نوشته شده بوسيله سهره [/i]
eesa
بعضي دوستان چنان جوابهاي منطقي دادند كه باعث شدند من به شما حق بدهم چنين سوالاتي مطرح كنيد.
بگذريم من در حد اطلاعات خودم پاسخ مي گويم نميدانم كدام را شما خود مي دانيد و كدام را نمي دانيد. پيرامون واقعه عاشورا مانند تمام وقايع ديگر تاريخ مطالب مختلف اعم از مثبت ومنفي نوشته شده و نقل شده ما نه در كربلا شاهد واقعه عاشورا بوديم نه دربيت المقدس شاهد تولد و ظهور عيسي و نه شاهد به صليب كشيدن يا نكشيدن او به من بگوييد شما چگونه ان را پذيرفتيد ؟ جز از طريق خواندن و شنيدن منابع معتبر و موثق ؟ به من نگوييد با فطرتان به اين موضوع پي برديد. در ثاني حول عاشورا هم مانند همه وقايع تاريخي ومذهبي هميشه حرفها و نقلهاي جعلي و خرافاتي مطرح است
بنام خدايم كه قدرتي داد براي انچه بايد ميدانستم
دوست عزيز ... نه ... من با كتاب خوندن به اينجا نرسيدم .... من كاملا با فطرتم به اين مسائل رسيدم .... گفتم ... من به اونجا برده شدم ..صليب كشيدن عيسي رو ديدم و هر چه بر علي گذشت و خيلي چيزهاي ديگه .... اين حرفهاي من بيان يك فيلم تخيلي يا مبني بر ذهنيات من نيست ... نه ... مسيري بود كه طي كردم و بر خيلي چيزها واقف شدم ... مثل صحبت كردن با روح و دانستن واقعيات از زبان آنان ..
من خيلي از گذشتگان رو ديدم و در مقطعي به سوالهاي من پاسخ ميدادن .....
من خيلي راحت دارم حقايق رو بيان ميكنم چون اينقدر وسيعه كه براي هر انساني ميتونه عاشقانه باشه !!! .... كسي رو نميشناسم با تمام قلبش به در خانه خدا ضربه اي زده باشه و اون در باز نشه ...من با جمله اي از خدا فقط خواستم كه حقيقت رو براي من آشكار كنه و خود خدا راه رو براي من باز كرد .... نميدونم شايد تاريخ نويسها هم به روش من از هزاران سال پيش از خودشون ميتونستن بنويسن :o
من در مورد خرافات عاشورا و حقايقي كه شيعيان ميكن زياد سروكار داشتم اما هنوز هيچكدوم براي من قابل قبول نبوده
كه من و شما بايد مراقب باشيم و انها را تشخيص دهيم . اگر به تاريخ و منابع موثق رجوع كنيم در مي يابيم كه امام حسين براي جنگيدن به كوفه نرفت جمع كثيري ازمردم
با نوشتن نامه از ايشان خواهش كردند كه مسوليت رهبري انها را بر عهده بگيرد امام هم با اين وجود پيكي به سمت كوفه فرستادند و همراه با خانواده به قصد اقامت نه جنگيدن به سمت كوفه حركت كردند كه در بين راه سپاهيان يزيد براي گرفتن بيعت يا كشتن ايشان مانع از حركت ايشان به سمت كوفه يا برگشتن ايشان شدند .
بنام خدايم
مسلم ابن عقيل را وقتي كشتند چرا حسين بايد براي كوفياني جنگ ميكرد كه حاضر به كمك به او نشدند ؟ چرا حسين وقتي اون سپاه عظيم رو ديد به خانواده خودش پناه نداد يا رهسپار جايي ديگه نكرد ؟
شما ذكر ميكنيد حتي برگشتن ... ايا وقتي محاصره آب را شكستند نميتوانستند محاصره اي را بشكنند كه كودكان خود را نجات بدن ؟
لطفا منابع تاريخي رو كه ميگين نام ببريد اما چقدر ميتونيد براي من از اصلح بودن نويسندش بنويسيد؟
امام حسين هيچوقت خود را بركسي تحميل نكردند و تا مردم كوفه به ايشان نامه ننوشتند مسوليت رهبري را نپذيرفتند و هنگامي كه در بين راه پي بردند مسلم بن عقيل كشته شده و مردم از راي خود برگشتند تصميم به بازگشت گرفتند اما نگذاشتند. قابل توجه كساني كه مردم ما را به مردم كوفه تشبيه مي كنند كه صلاح خود را نمي دانند و نظام حاكم و رهبري را به امام حسين تشبيه مي كنند.
در مورد طفل امام حسين كه در كربلا تير خورد انقدر جعليات و صحنه سازي هاي اشك اور ساخته اند كه من هم در شك هستم.
اميدوارم جواب شما را داده باشم. [/QUOTE]
بنام خدايم
دوست عزيز .. شايد در واقع عقيل فرستاده شد براي اينكه حسين بدونه ايا واقعا اونو ميخوان يا نه ؟ خب پس اين يعني خواستن رهبري كه خلاف رفتار معصومين محسوب ميشه ... و در مورد محاصره توضيحي دادم كه خوشحال ميشم پاسخ شما رو بخونم
SAFA
Monday 10 March 2003, 12:25AM
لاف عشق در هر كوي و برزني يافت ميشود ... اما مدعي نميداند كه اولين خصلت عاشق زوال خود خواهي است
عيسي جان ... اگر چه پاسخت بهره گرفته از منطق يهودياني است كه مسيح را به قدرت طلبي و فساد متهم كردند اما چون بحث در مورد تاريخ كربلا را براي خود و دوستان ديگر بسيار مفيد ميدانم مايل هستم در اين زمينه گفتگويي داشته باشيم
نوشته بودي كه در اين زمينه مطالعاتي داشته اي و نقاط مثبت و منفي !!! در آن يافته اي ... لطفا براي شروع بحث نام كتابهايي كه درباره تاريخ عاشورا مطالعه نموده اي و نيز تاريخ تاليف آن را ذكر كن در اين راه ميتواني با هر روح يا كسي كه ارتباط داري مشورت كني ... و يا خود به آنجا بروي و ماجرا را ببيني
متاسفانه اطلاعات فعلي شما در مورد تاريخ كربلا در همين حد دو سطر بالا مغلوط است ...
بفرمائيد اين اطلاعات از چه سندي است .. آيا مبتني بر مطلاعات صحيحي است و يا از ميان فلان منبر و فلان نوحه و فلان روضه چنين برداشتي داشته ايد ... و يا شايد نتيجه ارتباط شما با ارواح است ؟
اگر سند و دليل مستندي داريد منتظر پاسخ شما هستم
eesa
Monday 10 March 2003, 10:45AM
نوشته شده بوسيله SAFA [/i]
لاف عشق در هر كوي و برزني يافت ميشود ... اما مدعي نميداند كه اولين خصلت عاشق زوال خود خواهي است
عيسي جان ... اگر چه پاسخت بهره گرفته از منطق يهودياني است كه مسيح را به قدرت طلبي و فساد متهم كردند اما چون بحث در مورد تاريخ كربلا را براي خود و دوستان ديگر بسيار مفيد ميدانم مايل هستم در اين زمينه گفتگويي داشته باشيم
بنام خدايم
دوست عزيز ... هر صحيتي ميتونه براي هر مخاطبي درك متفاوتي داشته باشه ..شما منو يهودي خطاب كردين اما بيشترين آماري كه براي من صادر شده نزديكي من به بودا بوده :confused:
من هم مايلم دوست عزيز....
نوشته بودي كه در اين زمينه مطالعاتي داشته اي و نقاط مثبت و منفي !!! در آن يافته اي ... لطفا براي شروع بحث نام كتابهايي كه درباره تاريخ عاشورا مطالعه نموده اي و نيز تاريخ تاليف آن را ذكر كن در اين راه ميتواني با هر روح يا كسي كه ارتباط داري مشورت كني ... و يا خود به آنجا بروي و ماجرا را ببيني
بنام خدايم
ببينيد صحبتهاي من از كتاب نيست ... در صحبتهاي من ديدين از همه خواستم از كتاب براي من صحبت نكن برداشت خودشون يا چيزهايي كه ميدونن رو بيان كنن و عينن فكر فلان شخص رو كپي نكنند .... من چون نميخوام منتقل كننده فكر ديگران باشم نميتونم درخواست شما رو پاسخ بدم چون منبع من كتب نيستند ..خداي من منبع من ناميده ميشه ...
من كتاب زياد خوندم اما نه براي اينكه نوشته هاي ديگران رو به رخ مردم بكشم ...من عيسي هستم پس از فكر من سوال كنيد از فكر ديكران ..
اميدوارم منظور منو متوجه شده باشين دوست عزيز
متاسفانه اطلاعات فعلي شما در مورد تاريخ كربلا در همين حد دو سطر بالا مغلوط است ...
بنام خدايم
خير .... اينطور نيست... اطلاعات من از اون چيزي كه فكر ميكنيد خيلي بيشتره اما من توضيح كربلا رو از شما خواستم كه خوشحال ميشم براي من توصيفش كنيد ...نه با شعارهاي سنتي بلكه با برداشت شخصي بنام خودتون ....
بفرمائيد اين اطلاعات از چه سندي است .. آيا مبتني بر مطلاعات صحيحي است و يا از ميان فلان منبر و فلان نوحه و فلان روضه چنين برداشتي داشته ايد ... و يا شايد نتيجه ارتباط شما با ارواح است ؟
اگر سند و دليل مستندي داريد منتظر پاسخ شما هستم [/QUOTE]
بنام دوست
راستش من دقيقا متوجه نشدم چه اطلاعاتي رو ميگين ؟ اگر منشور شما سوالهايي هستش كه من در مورد عقيل نوشتم يا حسين(شكستن محتصره وغيره ) منظور من توضيح خواستن از شما براي اين سوالها بوده نه اينكه آيا من اينها رو قبول دارم يا ندارم ....
اگر اشتباه برداشت ممنون ميشم توضيح بيشتري بدين
سهره
Monday 10 March 2003, 01:07PM
ببينيد دوست عزيز بحث دارد از روال عادي خارج مي شود. من براي باورهايم چيزي جز تاريخ استناد به تاريخ و اعتماد به تاريخ ندارم اعتماد به اشخاص هم از اعتقادم نسبت به كساني كه مورد تاييد انهاست ناشي مي شود و اعتقادم نسبت به انها از ايمانم
به خدايي كه انها را فرستاده. ايمانم نسبت به خدا در درجه اول با تفكر و پرسش و سپس با فطرتم مسلم شد. شما چيزهايي ديديد كه من نديدم شايد هيچكس نديده باشد چطور هر چه بر علي گذشت ديديد ولي انچه بر سر فرزندش امد نديديد . براي من سخنان شما قابل درك نيست نمي توانم احساس شخصيم را در مورد واقعه اي كه هزار
و چهارصد سال پيش اتفاق افتاده بيان كنم . شما سوالاتي در مورد امام حسين داشتيد كه با توجه به شنيده ها و مطالعات من جوابهاي منطقي داشت ولي حالا مي گوييد چطور مطمئنيد اصلا چنين واقعه اي اتفاق افتاده . همانقدر كه در مورد عيسي و بقيه پيامبران مطئنم. يا اصلا همانقدر كه مي دانم شخصي به نام باپلئون وجود داشته ببينم اگر ارواح به شما نگويند كه ناپلئون نامي در اين كره خاكي زندگي مي كرده بر وجود او
شك مي كنيد؟
ادامه بحث اينكه امام حسين براي كوفيان جنگ نكرد ان طور كه من شنيده ام او را مجبور كردند يا بيعت كند يا بجنگد .
در مورد پناه دادن خانواده اش منظورتان را نفهميدم و رهسپار كردن انها حرف بيهوده ايست سپاهيان يزيد بي رحم تر ازاين بودند كه اجازه چنين كاري را بدهند.
ببخشيد خط بعد را هم اصلا نفهميدم.( محاصره اب)
در مورد اسناد تاريخي هم مي توانيد به كتب معتبر تاريخي مثل تاريخ طبري يا كتب نويسندگان معاصر مثل شهيد مطهري مراجعه كنيد.
داخل پرانتز بگويم اگر كسي از خدا بخواهد حقيقت را نشانش دهد قرار نيست او را ببرد به زماني كه عيسي به صليب كشيده شد يا به ارواح بگويد حقيقت را به او نشان دهند . به نظر من بصيرتي به او مي دهد كه خود با مطالعه و تحقيق و پرسش در ميان اسناد تاريخي به حقيقت برسد.
و اخر فرستادن عقيل و علم به اينكه مردم امام را به عنوان حاكم و رهبر جامعه خود قبول دارند يا نه ربطي به مقام امامت ومعصوميت ايشان كه امريست خارج از حيطه مردم ندارد.
eesa
Monday 10 March 2003, 03:41PM
نوشته شده بوسيله سهره [/i]
ببينيد دوست عزيز بحث دارد از روال عادي خارج مي شود. من براي باورهايم چيزي جز تاريخ استناد به تاريخ و اعتماد به تاريخ ندارم اعتماد به اشخاص هم از اعتقادم نسبت به كساني كه مورد تاييد انهاست ناشي مي شود و اعتقادم نسبت به انها از ايمانم
به خدايي كه انها را فرستاده.
بنام خداوندم
هر بحثي وقتي آغاز ميشه خودي خود به شاخه هاي ديگه هم ميپره اما بعضي مواقع اين پرش ميتونه لازم باشه .... شما باورهاي خودتون رو به تاريخ نسبت ميدين و از خدا براي اونها نام برديد .... من يعني بايد اينطوري برداشت كنم كه تمام تاريخ نويسان از طرف خدا اومدن ؟؟!؟!
يعني چي اعتقاد شما از ايمان به خداييه كه اونها رو فرستاده ...
مگه شما تاريخ رو در كتابي خونديد كه به خط و دست خط محمد يا علي نوشته شده ؟؟؟؟ اگر اينطور بود كه من با تاريخ مشكلي نداشتم اما مشكل من اينه كه آيا بايد حرف نويسندگاني رو قبول كرد كه منفي مينويسند يا اناني كه مثبت نويسند ؟!؟!؟! آيا من زندگي محمد يا علي را در كتاب عايشه بعد از پيغمبر باور كنم يا آيات شيطاني يا 23 سال بعد از بعثت يا كتابي رو كه آخوندي در مورد اونها نوشته ؟؟!؟ هوووم ؟ سنديت كدوم رو قبول كنم ؟!؟ چرا مثبت رو بپذيرم و يا چرا منفي رو قبول كنم ؟!؟
پس به هيچكدوم توجهي نكردم و از خداي خودم اموختم كه حقيقت چيست ...
ايمانم نسبت به خدا در درجه اول با تفكر و پرسش و سپس با فطرتم مسلم شد. شما چيزهايي ديديد كه من نديدم شايد هيچكس نديده باشد چطور هر چه بر علي گذشت ديديد ولي انچه بر سر فرزندش امد نديديد . براي من سخنان شما قابل درك نيست نمي توانم احساس شخصيم را در مورد واقعه اي كه هزار
و چهارصد سال پيش اتفاق افتاده بيان كنم .
بنامش
دوستم .... من كي بيان كردم كه نديدم بر فرزندش چه گذشته ؟!؟
به خدا اينقدر زود قضاوت نكنيد ... قبول دارم سخنان من براي هيچكسي كه از اهل ما نباشد قابل درك نيست چون مثل يك خواب يا روييايي براي شما ميمونه كه هر صبح ميتونه اتمامي براي اون باشه ....
شما سوالاتي در مورد امام حسين داشتيد كه با توجه به شنيده ها و مطالعات من جوابهاي منطقي داشت ولي حالا مي گوييد چطور مطمئنيد اصلا چنين واقعه اي اتفاق افتاده . همانقدر كه در مورد عيسي و بقيه پيامبران مطئنم. يا اصلا همانقدر كه مي دانم شخصي به نام باپلئون وجود داشته ببينم اگر ارواح به شما نگويند كه ناپلئون نامي در اين كره خاكي زندگي مي كرده بر وجود او
شك مي كنيد؟
بنام خدايم
منميتونم حذس بزنم كه شما نميدونيد كه بالاخره عيسي در طويله بدنيا امده يا انچه قران ميگويد در پاي درختي نخل ..... اگر اينطور باشه پس بايد به داشته هاي خودتون شك كنيد كه كدوم درست ميگن ... !!!
قسمت دوم اين مطلب شما داراي سوال بسيار خوبيه .. واقعا ميتونم بگم يكي از بهترين منطقهايي كه در اين شبكه ديدم در همين سوالي بود كه شما پذسيدين .... تبريك ميگم بهتون .... !!!!!!
راستش بله ... من بوجود هيتلر يا همه و همه يا همين ناپلئون هم شك كردم تا خودم جواب آن را پيدا كردم .... در زماني كه من شروع به يادگيري كردم ذهن خودم را خام خام كردم يعني پاك تا حقيقت رو بتونم پيدا كنم ....
پس ميبينيد
ادامه بحث اينكه امام حسين براي كوفيان جنگ نكرد ان طور كه من شنيده ام او را مجبور كردند يا بيعت كند يا بجنگد .
در مورد پناه دادن خانواده اش منظورتان را نفهميدم و رهسپار كردن انها حرف بيهوده ايست سپاهيان يزيد بي رحم تر ازاين بودند كه اجازه چنين كاري را بدهند.
ببخشيد خط بعد را هم اصلا نفهميدم.( محاصره اب)
بنام آفريننده حسين
پاسخ اين مطلب شما دقيقا بيان شده بود اما همون نكته اي بودش كه شما متوجه نشديد ... دوباره ميگم
وقتي حضرت عباس براي شكستن محاصره اب رفتنند چرا اين نيرو رو براي شكستن محاصره اي انجام ندادند كه بتونن خانواده خودشون رو نجات بدن ؟!؟!؟
در مورد اسناد تاريخي هم مي توانيد به كتب معتبر تاريخي مثل تاريخ طبري يا كتب نويسندگان معاصر مثل شهيد مطهري مراجعه كنيد.
داخل پرانتز بگويم اگر كسي از خدا بخواهد حقيقت را نشانش دهد قرار نيست او را ببرد به زماني كه عيسي به صليب كشيده شد يا به ارواح بگويد حقيقت را به او نشان دهند . به نظر من بصيرتي به او مي دهد كه خود با مطالعه و تحقيق و پرسش در ميان اسناد تاريخي به حقيقت برسد.
بنام خداوندم
چه كسي گفته مطهري شخص اصلحي براي نوشتن كتاب تاريخي بوده؟
در مورد قسمت دوم با نظر شما موافقم چون هر دوحالت وجود داره ..هر كسي با ايماني كه داره خدا باهاش حرف ميزنه ... رو در رو و يا همون بصيرتي كه شما گفتين ... اين حالت شروع تكامل هستش اما كم كم به جايي ميرسه كه ارزوي هر انسانيه
و اخر فرستادن عقيل و علم به اينكه مردم امام را به عنوان حاكم و رهبر جامعه خود قبول دارند يا نه ربطي به مقام امامت ومعصوميت ايشان كه امريست خارج از حيطه مردم ندارد. [/QUOTE]
بنام خداوندم
يعني مردم صلاحيت انتخاب امام خودشون رو ندارند ؟؟!؟
اگر غير از اين گفتين براي من در هر 2 حالت توضيح بدين
سهره
Tuesday 11 March 2003, 11:46PM
خوش به حال شما
خود را به كل از عنصري به نام عقل و تفكر و تامل خالي كرده ايد و به درجه اي رسيده ايد كه خدا خود به شما مي گويد چي درست است چي غلط. ولي ما ادم هاي زميني بدبخت مادي معتقديم( يعني مجبوريم چون برخلاف شما درگير جسمي مادي هستيم) كه خداي بزرگ عالم داناي حكيم به انسان به عنوان جانشينش روي زمين قطره اي بسيار كوچك از درياي بيكران علم و حكمتش را عطا كرده و به ما گر چه
بسيار كوچك عقل داده شعور داده تا خود بفهميم و خود به او كه حقيقت مطلق است برسيم نه اينكه از او بخواهيم به ما نشان دهد. بنابراين ما را با خودتان مقايسه نكنيد
ما چاره اي جز تحقيق و تفحص و در نهايت با نيتي پاك و توكل به ذات او اعتماد به
يكي از اين راهها و كتب تاريخي نداريم.
و اما سوال شما .
يعني چه؟ ببخشيد به نظر من سوال انقدر مسخره است كه حتي يك جواب مسخره هم نمي توان به ان داد. چرا نيروي خود را صرف چي نكردند؟ معذرت مي خواهم 72 نفر رفتن به جنگ به قول خودتان هزاران نفر كه چي كار كنند پس ؟
نشد داره منطقت شبيه بنفش مي شود به زور مي خواهي اشكال بتراشي و سوال طرح كني.
مردم صلاحيت انتخاب امام خود را ندارند چون مقام امامت صرفا رهبري سياسي يك جامعه نيست مقامي است كه وظيفه رهبري و راهنمايي مردم را در تمام ابعاد زندگي انها بر عهده دارد و شناخت صحيح انها در حيطه عقل بشري نيست. مي دانيد كه درباره چه صحبت مي كنم؟ البته شما كه راحتي ميري پيش خدا از خودش مي پرسي.
نه در دين اجباري هست نه در پذيرش مبلغ ان و فرستادگان خدا ولي وقتي دين را پذيرفتي و ائمه را پيشواي خود قرار دادي رهبري جامعه را هم به انها خواهي سپرد در غير اين صورت هيچ اجباري وجود ندارد.
eesa
Wednesday 12 March 2003, 01:15PM
نوشته شده بوسيله سهره [/i]
خوش به حال شما
خود را به كل از عنصري به نام عقل و تفكر و تامل خالي كرده ايد و به درجه اي رسيده ايد كه خدا خود به شما مي گويد چي درست است چي غلط. ولي ما ادم هاي زميني بدبخت مادي معتقديم( يعني مجبوريم چون برخلاف شما درگير جسمي مادي هستيم) كه خداي بزرگ عالم داناي حكيم به انسان به عنوان جانشينش روي زمين قطره اي بسيار كوچك از درياي بيكران علم و حكمتش را عطا كرده و به ما گر چه
بسيار كوچك عقل داده شعور داده تا خود بفهميم و خود به او كه حقيقت مطلق است برسيم نه اينكه از او بخواهيم به ما نشان دهد. بنابراين ما را با خودتان مقايسه نكنيد
ما چاره اي جز تحقيق و تفحص و در نهايت با نيتي پاك و توكل به ذات او اعتماد به
يكي از اين راهها و كتب تاريخي نداريم.
بنام خدايت
تا زماني كه اينقدر خودتون رو كوچيك بپنداريد بله بايد به كتب مراجعه كنيد اما زماني كه از خواب بيدار بشيد به همه چيزهايي كه گفتم خواهيد رسيد ....
سعي كنيد اينقدر خودتون رو كوچيك نكنيد چون روح خدا در جسم شماست كه بايد بزرگي اونو حفط كنيد دوست من
و اما سوال شما .
يعني چه؟ ببخشيد به نظر من سوال انقدر مسخره است كه حتي يك جواب مسخره هم نمي توان به ان داد. چرا نيروي خود را صرف چي نكردند؟ معذرت مي خواهم 72 نفر رفتن به جنگ به قول خودتان هزاران نفر كه چي كار كنند پس ؟
نشد داره منطقت شبيه بنفش مي شود به زور مي خواهي اشكال بتراشي و سوال طرح كني.
بنام خدايم
؟؟؟ راستش با اينكه جواب شما خلاف جوابهاي ديگري هستش اما من حرمت صحبت كردن با شما رو نگه ميدارم چون هر كسي كه در اين بحثها با من شركت ميكنه انسان مقدسي براي من هستش تا خلافش ثابت بشه ...
يعني اينطوري به من بگين آيا 72 بالاخره جنگيدن براي نجات خانواده يا جنگيدن براي مردم كوفه يا جنگيدن كه اسلام حفظ بشه يا جنگيدن كه ما درس ازادي بگيريم ؟!؟؟! و خيلي چيزهاي ديگه .... ميتونم بپرسم كجاي سوال من مسخره بود دوست عزيز؟
مردم صلاحيت انتخاب امام خود را ندارند چون مقام امامت صرفا رهبري سياسي يك جامعه نيست مقامي است كه وظيفه رهبري و راهنمايي مردم را در تمام ابعاد زندگي انها بر عهده دارد و شناخت صحيح انها در حيطه عقل بشري نيست. مي دانيد كه درباره چه صحبت مي كنم؟ البته شما كه راحتي ميري پيش خدا از خودش مي پرسي.
بنام خدايم
!!!!! چه كسي گفته صلاحيت ندارند ؟!؟! خدا ؟
عقل بشري گنجايش همه چيز رو داره دوست من ... هر انسان تنها از 8 يا 9 درصد مغز خودش استفاده ميكنه و تنها انيشتين 38 درصد ابن سينا 22 درصد از مغزشون استفاده كردند .... حالا شما فقط بسنجيد كه كسي از 90 درصد مغزش استفاده كنه ؟
راستي ..يادمون نره كه ما روح و جسم هستيم ...آمديم تا اين 2 را يكي كنيم
يه سوال ديگه هم دارم آيا مغز خميني يا خامنه اي رو خدا مخصوص آفريده كه صلاحيت دارند يا مراجع نقليد اما مردمان ندارند ؟@!؟
نه ... از شما دوست نداشتم اين حرفها رو بشنوم چون فكر ميكردم با منطق خودتون دارين با من حرف ميزنين نه چشم و گوش بسته آخوندها باشين :(
نه در دين اجباري هست نه در پذيرش مبلغ ان و فرستادگان خدا ولي وقتي دين را پذيرفتي و ائمه را پيشواي خود قرار دادي رهبري جامعه را هم به انها خواهي سپرد در غير اين صورت هيچ اجباري وجود ندارد. [/QUOTE]
بنام خدايم
من يا شما كي دين را پذيرفتيم ؟ دين ما مادر زادي است كي من و شما حق انتخاب داشتيم ..البته حالا ديگه فقط شما ؟
موفق باشين ....
سهره
Wednesday 12 March 2003, 07:16PM
همه چيز را قاطي كرديد دوستانه گفتم به دل نگيريد.
اينهمه گفتيد ولي كوچكترين اشاره اي به عقل و شعور انسان نكرديد من با اعتقادم به اينكه موجودي هستم و هستيم داراي شعور و قدرت تفكر و حق انتخاب و اختيار ابدا خودم را كوچك نمي دانم برعكس اين فكر كه انسان فاقد فهم و درك و مانند حيوانات داراي هدايت عامه است و با فطرت خود فقط نه با تفكر و تامل به خدايي ايمان دارد
( كه نمي دانم ان را چگونه مي تواند براي يك منكر خدا ثابت كند) بيشتر انسان را از
ارزش مي اندازد. دقت كنيد من هم فكر مي كنم ما داراي توانايي هاي بالقوه بسياري هستيم كه شايد يك دهم ان را هم كشف نكرده ايم من هم فكر مي كنم در راه شناخت
فقط در صورت خواست ورضايت وكمك او به مقصد خواهيم رسيد ولي اين هيچ منافاتي با تعقل ندارد.
حالا شما به سوال من پاسخ بگوييد اگر دشمني تجاوزگر به ميهن شما حمله كند وهم جان و مال شما درخطر باشد هم جان و مال خانواده و هم ميهنانتان هم استقلال ميهن شما هم ازادي شما هم فرهنگ و هويت ملي شما در خطر باشد شما براي كدام مي جنگيد؟ يعني براي مبارزه به بقيه مي گوييد تكليف من را روشن كنيد من بالاخره براي كشورم بجنگم يا براي خانواده ام با لا خره به فكر نجات استقلال ميهنم باشم يا نجات جان هم ميهنانم؟ باور كنيد سوال شما دقيقا همين مفهوم را دارد قصد توهين نداشتم ولي واقعا براي من همين قدر مسخره بود. امام حسين براي ازادي انسان جنگيد براي حفظ اسلام جنگيد براي امر به معروف و نهي از منكر جنگيد و ........ اين هيج تضادي با نجات جان كودكانش ندارد . كمي بيشتر روي سوالتان فكر كنيد تقاضا مي كنم.
من كه گفتم همه چيز را قاطي كرديد شما عقل به معناي اگاهي را با عقل به معناي هوش و ذكاوت اشتباه گرفتيد اين سخن من نيست سخن همه عالمان و روشنفكران وفيلسوفان است عقل انسان به دليل محدوديت در مكان وزمان قادر به درك همه حقايق و اسرار عالم نيست سوالاتي مانند اين كه خدا از كي وجود داشته اين ابد دقيقا يعني چه ما قبل از اينكه به اين عالم بياييم در كجا بوديم بهشت و دوزخ با انهمه نعمتهايي كه دركش براي ما تا زماني كه خود انجا نرويم محال است هنوز براي بشر لاينحل است.( سري به تايپيك خدا بزنيد)
عجب ؟؟؟؟ من نمي دانم مگر چه مي گويم اين گونه برداشت مي كنيد با بنفش هم اين مشكل را داشتم. من نه خامنه اي را قبول دارم نه اخوندهاي هم فكر اورا روشن شد؟
من كي گفتم مغز خميني و خامنه اي صلاحيت دارند. ببين دوست عزيز مراجع تقليد فقط
حق دارند در مباحث فقهي كه دانستن ان نياز به تخصص دارد اظهار نظر كنند و ما هم فقط اجازه داريم در همين محدوده از انها پيروي كنيم. اين نظر من است حالا اگر كسي خلاف اين گفت به من ربطي ندارد.
حق انتخاب يعني چه ؟ كسي جلوي شما راگرفت گفت فقط بايد اين دين را بپذيري؟ اگر اين اينجور بوده خدا از گناهانش نگذرد. طبيعي است ما همه در يك شرايط فرهنگي و اجتماعي و مذهبي خاصي به دنيا مي اييم و بزرگ مي شويم حالا اگر اين شرايط روي تفكر ما اثر گذاشت و مانع از شناخت درست راه شد اين گناه خود ماست.
پيروز باشيد.
eesa
Saturday 15 March 2003, 12:49PM
ه شده بوسيله سهره [/i]
[B]همه چيز را قاطي كرديد دوستانه گفتم به دل نگيريد.
اينهمه گفتيد ولي كوچكترين اشاره اي به عقل و شعور انسان نكرديد من با اعتقادم به اينكه موجودي هستم و هستيم داراي شعور و قدرت تفكر و حق انتخاب و اختيار ابدا خودم را كوچك نمي دانم برعكس اين فكر كه انسان فاقد فهم و درك و مانند حيوانات داراي هدايت عامه است و با فطرت خود فقط نه با تفكر و تامل به خدايي ايمان دارد
( كه نمي دانم ان را چگونه مي تواند براي يك منكر خدا ثابت كند) بيشتر انسان را از
ارزش مي اندازد. دقت كنيد من هم فكر مي كنم ما داراي توانايي هاي بالقوه بسياري هستيم كه شايد يك دهم ان را هم كشف نكرده ايم من هم فكر مي كنم در راه شناخت
فقط در صورت خواست ورضايت وكمك او به مقصد خواهيم رسيد ولي اين هيچ منافاتي با تعقل ندارد.
بنام خدايم
با توصيف شدما كاملا موافقم .... اما آخر اين مطلب رو شايد من طوري ديگه ميبينم ... اين خواست رو قبول دارم اما نه براي تعدادي انسان خاص ..خدا به همه اين علامتها رو نشون ميده اما فقط معدودي موفق به درك اين مسئله ميشن و زماني كه واردش شدند خدا اون موقع رهاشون نميكنه و از ديگران مجزاشون ميكنه .....
من در مورد يكي ديگه از مطالب بگم كه خدا از ما نوخاسته ككه دوباره ثابتش كنيم چون هم دليلي كه شما گفتيد رو به بار مياره هم اينكه حجت تموم شده نه من پيامبر هستم نه ديگري ....
عقل وشعور داده شده براي ديدن و تجزيه نشانه ها و به خاطر سپردن اونها و دل براي اونچه كه بايد خودش مستقيما به من يا ديگري بگه ...
تحقيق بوسيله عقل وشعور ممكنه نميتونه غير از اين باشه دوست عزيز اما وقتي به مراحل بالاتري ميرسيم دل هم وارد ميشه و نقش مهمي رو ايفا ميكنه چون لازمه خداشناسيه .... آيا به نظر شما تحقيق فقط كتاب خونيه ؟ آيا نميشه شخصا به نزديك حقيقت رفت پرسيد و خودمون همه چيز رو بفهميم ؟ چرا سن انسان رو بهانه ميكنيم ؟ خدا براي همين انسانو افريده هر كسي تا هر حدي تونست كافيه قرار نيست كه همه انسانها به همه چيز برسن ....
حالا شما به سوال من پاسخ بگوييد اگر دشمني تجاوزگر به ميهن شما حمله كند وهم جان و مال شما درخطر باشد هم جان و مال خانواده و هم ميهنانتان هم استقلال ميهن شما هم ازادي شما هم فرهنگ و هويت ملي شما در خطر باشد شما براي كدام مي جنگيد؟ يعني براي مبارزه به بقيه مي گوييد تكليف من را روشن كنيد من بالاخره براي كشورم بجنگم يا براي خانواده ام با لا خره به فكر نجات استقلال ميهنم باشم يا نجات جان هم ميهنانم؟
بنامش
دوست عزيز اين سوال شما باز هم اشتباه هستش !!! دشمن تجاوز گز در عاشورا واقعا چه كسي بوده ؟ ايا كسي كه در شهر خودش زندگي ميكنه و از شهرش دفاع ميكنه تجاوز گر محسوب ميشه ؟!؟
آيا يزيد لشكركشي كرد يا ......؟
اونا كه داشتن زندگيشونو ميكردن حسين خودش نماينده فرستاد و خواست به اونجا بره .. من نميفهمم شما چرا اينطوري مطرحش ميكنيد !
آيا اگر الان كسي به كمك ملت ايران بياد كه زير تورم و ظلم و خفقان دارن زندگي ميكنن بياد اون حسين شما لقب ميگيره ..؟ چون مردم اون زمان هم همينطور بودن مثل الان قتل عام ميشدن پس كاملا واضحه كه همونطور كه به كمك حسين نرفتند الان همه نميتونن به كسي خارج از ايران كمك كنن ...!!
باور كنيد سوال شما دقيقا همين مفهوم را دارد قصد توهين نداشتم ولي واقعا براي من همين قدر مسخره بود. امام حسين براي ازادي انسان جنگيد براي حفظ اسلام جنگيد براي امر به معروف و نهي از منكر جنگيد و ........ اين هيج تضادي با نجات جان كودكانش ندارد . كمي بيشتر روي سوالتان فكر كنيد تقاضا مي كنم.
بنام خدايم
توضيح دادم در بالا اما ميشه امر به معروف اين مسئله رو به من توضيح بدين ؟ شما هم شعاري هستين ؟
من كه گفتم همه چيز را قاطي كرديد شما عقل به معناي اگاهي را با عقل به معناي هوش و ذكاوت اشتباه گرفتيد اين سخن من نيست سخن همه عالمان و روشنفكران وفيلسوفان است عقل انسان به دليل محدوديت در مكان وزمان قادر به درك همه حقايق و اسرار عالم نيست
بنام افريننده تو
براي آدم نيست اما براي كسي كه تكامل رو طي كنه عالم خيلي هم كوچيك خواهد بود براي درك و فهميدنش .... اين نظر اونهاسنت كه ديگه از نظر من اعتباري نداره !!!!!
يكي از چيزهايي كه خداوند به انسان عطا ميكنه همين محدود نبودن به مكان و زماني خاصه !!! باور كردن اين مسئله از طرف شما براي من شايد مهم نباشه اما مطرحش ميكنم كه من كاملا آگاهم كه تا 40 سالگي بر من چه خواهد گذشت اما اين زماني تغيير ميكنه كه من از مسير خدايي خودم دور بشم و اين قدرتم رو ازدست بدم و همه چيز تغغير كنه .
سوالاتي مانند اين كه خدا از كي وجود داشته اين ابد دقيقا يعني چه ما قبل از اينكه به اين عالم بياييم در كجا بوديم بهشت و دوزخ با انهمه نعمتهايي كه دركش براي ما تا زماني كه خود انجا نرويم محال است هنوز براي بشر لاينحل است.( سري به تايپيك خدا بزنيد)
بنام خدايم
براي بشر شايد اما براي بنده هاي بيدار شده خدا هيچ چيزي پنهان نخواهد بود چون خداوند با نشون دادن حقيقت ايمان اونها رو قويتر از گذشته ميكنه و خوابي ديگه بوجود نخواهد اومد
عجب ؟؟؟؟ من نمي دانم مگر چه مي گويم اين گونه برداشت مي كنيد با بنفش هم اين مشكل را داشتم. من نه خامنه اي را قبول دارم نه اخوندهاي هم فكر اورا روشن شد؟
من كي گفتم مغز خميني و خامنه اي صلاحيت دارند. ببين دوست عزيز مراجع تقليد فقط
حق دارند در مباحث فقهي كه دانستن ان نياز به تخصص دارد اظهار نظر كنند و ما هم فقط اجازه داريم در همين محدوده از انها پيروي كنيم. اين نظر من است حالا اگر كسي خلاف اين گفت به من ربطي ندارد.
بنامش
يا من بايد فكر كنم شما حرف خودتون رو عوض ميكنيد يا واقعا همينه كه ميگيد ..شما نوشتيد ((مردم صلاحيت انتخاب امام خود را ندارند چون مقام امامت صرفا رهبري سياسي يك جامعه نيست مقامي است كه وظيفه رهبري و راهنمايي مردم را در تمام ابعاد زندگي انها بر عهده دارد و شناخت صحيح انها در حيطه عقل بشري نيست. مي دانيد كه درباره چه صحبت مي كنم؟ البته شما كه راحتي ميري پيش خدا از خودش مي پرسي.))
اين يعني چي لطفا ؟!؟
حق انتخاب يعني چه ؟ كسي جلوي شما راگرفت گفت فقط بايد اين دين را بپذيري؟ اگر اين اينجور بوده خدا از گناهانش نگذرد. طبيعي است ما همه در يك شرايط فرهنگي و اجتماعي و مذهبي خاصي به دنيا مي اييم و بزرگ مي شويم حالا اگر اين شرايط روي تفكر ما اثر گذاشت و مانع از شناخت درست راه شد اين گناه خود ماست.
پيروز باشيد.
بنام خدايم
بله دوست عزيز ... چون اگر دين رو تغيير بديم همه چيز رو ازمون ميكگيرن اين يعني چي ؟ ..كار ... امكانات .. رفاه و ..و...
گناه ماست ؟ يعني شما به دين مادرزادي اعتقاد دارين ؟! يعني اگر مثلا گاو پرست به دنيا ميمدين نبايد حقيقت رو پيدا ميكردين ؟!؟!؟
اميدوارم اين دفه متوجه حرفهاي شما شده باشم دوست خوبم .
زيتون
Sunday 16 March 2003, 12:56AM
اما كربلا... قصه ديگري است. قصه تمام عشق، همه ايمان، كمال انسان، بزرگ ترين نمايش خدا در خاك، انعكاس همه آسمان در آينه زمين، نزول دوباره قرآن. اين بار نه بر كوه كه در دشت، تراويدن صداي خدا از رگان بريدهء حنجره اي عطشناك و خشكيده.
عاشورا پاسخ صريح خدا به همه عطش انسان است. چه چيز مي خواهيم كه در كربلا نيابيم؟ كدام نياز تا نهايت تاريخ در ذهن و ضمير انسان مي جوشد كه جواب روشن آن از حنجره كربلا نتراويده باشد؟
اگر كمال در تسليم است در كجا شانه هايي فرو افتاده تر و سرهايي خاضع تر از كربلا در مقابل دوست مي توان يافت؟ اگر محور و مدار عرفان، عشق است، در كجاي زمان و زمين عاشقاني بي تاب تر از عاشورا مي توان جستجو كرد و اگر خرد و انديشه، تفسير انسان است، فرزانه و فرهيخته تر از صحابه حسين در زير اين نگاه آبي آسمان زاده نشده است!
كربلا آيينه ايست كه بايد خود را در آن ديد، آنان كه با كربلا پيوند مي يابند هرگز ركود و رخوت را تجربه نخواهند كرد، نمي توان با كربلا زيست و مسافر هميشه جاده هاي بالندگي نشد. در كربلا همه چيز مي توان يافت. جوانمردي و فتوت... سخاوت و گذشت... معرفت و محبت و منظومه اي شگفت از ويژگيهاي متضاد! در عاشورا هم تشنگي و عطش در اوج است و هم سيرابي، صحابه صداقت هم سيراب از جام عشق اند و هم تشنه كامان قطره اي آب، هر چند عطش واقعي آنها عطش رسيدن به درياي بي كران وصل محبوب و شناور شدن در موج موج خون است...
عاشورا حجت را بر انسان تمام كرد تا هيچ كس را هيچگاه بهانه نباشد....
عاشورا هنرمندانه ترين پردهء هستي است و آنان كه سر هنرمند زيستن دارند بايد بازتاب اين پرده را در خويش بيابند كه هركس عاشورا را در خويش يافت به سرچشمه زيبايي و غظمت راه يافته است.....
منكرات
Sunday 16 March 2003, 01:41AM
سلام
كربلا عرصه عشق بازي عاشقان حقيقي با معشوق هميشگي هستي و عاشورا روز وصل عاشقان با معشوق هستيست.
و فلسفه حقيقي اين عشق بازي و درك ان خيلي سخت است. مخصوصآ كه خود را به خواب زده اي و دوستان سعي در بيدار كردنت دارند:D
http://www.iranwideweb.net/Pouria/Track12.mp3
eesa
Sunday 16 March 2003, 01:03PM
]نوشته شده بوسيله منكرات [/i]
[B]سلام
كربلا عرصه عشق بازي عاشقان حقيقي با معشوق هميشگي هستي و عاشورا روز وصل عاشقان با معشوق هستيست.
و فلسفه حقيقي اين عشق بازي و درك ان خيلي سخت است. مخصوصآ كه خود را به خواب زده اي و دوستان سعي در بيدار كردنت دارند:D
بنام خدايم
دوست عزيز يعني اينقدر سخت كه يك نفر نميتونه اونو توضيح بده ؟!
يعني كسي براي شما توضيحش نداده كه قبولش كرده باشين و همون توضيح رو به من منتقل كنيد ؟ البته منظورم شعار نيبست بيان واقعيت هاست .....
منتظر توضيح شما هستم
eesa
Sunday 16 March 2003, 01:07PM
نوشته شده بوسيله زيتون
اما كربلا... قصه ديگري است. قصه تمام عشق، همه ايمان، كمال انسان، بزرگ ترين نمايش خدا در خاك، انعكاس همه آسمان در آينه زمين، نزول دوباره قرآن. اين بار نه بر كوه كه در دشت، تراويدن صداي خدا از رگان بريدهء حنجره اي عطشناك و خشكيده.
عاشورا پاسخ صريح خدا به همه عطش انسان است. چه چيز مي خواهيم كه در كربلا نيابيم؟ كدام نياز تا نهايت تاريخ در ذهن و ضمير انسان مي جوشد كه جواب روشن آن از حنجره كربلا نتراويده باشد؟
اگر كمال در تسليم است در كجا شانه هايي فرو افتاده تر و سرهايي خاضع تر از كربلا در مقابل دوست مي توان يافت؟ اگر محور و مدار عرفان، عشق است، در كجاي زمان و زمين عاشقاني بي تاب تر از عاشورا مي توان جستجو كرد و اگر خرد و انديشه، تفسير انسان است، فرزانه و فرهيخته تر از صحابه حسين در زير اين نگاه آبي آسمان زاده نشده است!
كربلا آيينه ايست كه بايد خود را در آن ديد، آنان كه با كربلا پيوند مي يابند هرگز ركود و رخوت را تجربه نخواهند كرد، نمي توان با كربلا زيست و مسافر هميشه جاده هاي بالندگي نشد. در كربلا همه چيز مي توان يافت. جوانمردي و فتوت... سخاوت و گذشت... معرفت و محبت و منظومه اي شگفت از ويژگيهاي متضاد! در عاشورا هم تشنگي و عطش در اوج است و هم سيرابي، صحابه صداقت هم سيراب از جام عشق اند و هم تشنه كامان قطره اي آب، هر چند عطش واقعي آنها عطش رسيدن به درياي بي كران وصل محبوب و شناور شدن در موج موج خون است...
عاشورا حجت را بر انسان تمام كرد تا هيچ كس را هيچگاه بهانه نباشد....
عاشورا هنرمندانه ترين پردهء هستي است و آنان كه سر هنرمند زيستن دارند بايد بازتاب اين پرده را در خويش بيابند كه هركس عاشورا را در خويش يافت به سرچشمه زيبايي و غظمت راه يافته است.....
بنام خدايم
دوست عزيز متن زيبايي بود ...ممنونم
اما اين يك بيان عارفانه يا ادبي از كربلا و عاشورا هستش كه شما به خاطر عقيدتون و ايمانتون به اون تونستين بنويسيدش ....اما اگر ممكنه در مورد واقعيات از شما چيزي بدونم ... يعني خود هدف جنگ رو براي من بيان كنيد .....
ممنونم دوست عزيز
ديوونه
Sunday 16 March 2003, 01:40PM
جناب عيسي!!!
شما چرا ميخواي تحميل كني كه امام حسين به جنگ رفته؟؟؟
عزيز من جناب عيسي خان:
امام حسين به جنگ نرفت...رفت براي اينكه از ايشون دعوت شد كه به كوفه برن ولي متاسفانه خيانت اهل كوفه منجر به جنگ تحميلي عليه امام حسين شد.
حالا هي شما بيا و بگو چرا امام حسين جنگيد!!!!!
eesa
Sunday 16 March 2003, 02:07PM
نوشته شده بوسيله ديوونه [/i]
[B]جناب عيسي!!!
شما چرا ميخواي تحميل كني كه امام حسين به جنگ رفته؟؟؟
عزيز من جناب عيسي خان:
امام حسين به جنگ نرفت...رفت براي اينكه از ايشون دعوت شد كه به كوفه برن ولي متاسفانه خيانت اهل كوفه منجر به جنگ تحميلي عليه امام حسين شد.
حالا هي شما بيا و بگو چرا امام حسين جنگيد!!!!!
بنام خدايم
! چرا وقتي خبر كشته شدن عقيل رو شنيد باز نگشت ؟!؟!؟
هوووممم ؟
ديوونه
Sunday 16 March 2003, 02:12PM
سلام بر اهل سلام.
يعني قبول كردي كه امام حسين براي جنگ نرفته ؟؟؟؟
جواب بده تا جواب سوالتو بدم!
( در ضمن مسلم بن عقيل بودن ايشون نه عقيل;) )
eesa
Sunday 16 March 2003, 02:18PM
نوشته شده بوسيله ديوونه
سلام بر اهل سلام.
يعني قبول كردي كه امام حسين براي جنگ نرفته ؟؟؟؟
جواب بده تا جواب سوالتو بدم!
( در ضمن مسلم بن عقيل بودن ايشون نه عقيل;) )
بنام خدايم
راستش من هنوز چيزي رو قبول نكردم فقط ميخوام بدونم چي دارين براي ارشاد كردن من بگين .!!!
اگر جواب قاطع ميخواين نه من هنوز قبول نكردم اما سوالي مطرح كردم كه اگر پاسخ بدين منم توضيحات خودم رو ميدم ...
ديوونه
Sunday 16 March 2003, 02:23PM
جناب عيسي!
ظاهرا شما مطالعه كافي در مورد واقعه كربلا نداري.
اولا كه سفير امام حسين "عقيل" نبود و "مسلم ابن عقيل" بود
در ضمن امام حسين وقتي خبر رو شنيدن كه در كربلا خيمه ها رو زده بودن.
تازه امام قصد برگشتن هم داشتن. ولي لشكر حر به دستور يزيد از بازگشت كاروان امام حسين جلوگيري كرد.
ديگه چه سوالي هست؟؟؟
eesa
Sunday 16 March 2003, 03:07PM
نوشته شده بوسيله ديوونه
جناب عيسي!
ظاهرا شما مطالعه كافي در مورد واقعه كربلا نداري.
اولا كه سفير امام حسين "عقيل" نبود و "مسلم ابن عقيل" بود
در ضمن امام حسين وقتي خبر رو شنيدن كه در كربلا خيمه ها رو زده بودن.
تازه امام قصد برگشتن هم داشتن. ولي لشكر حر به دستور يزيد از بازگشت كاروان امام حسين جلوگيري كرد.
ديگه چه سوالي هست؟؟؟
بنام خداوندت
دوست عزيز نميدونم شما چرا متوجه نميشيد كه منظور من همون مسلم بن عقيل هستش اما حال كامل نوشتنشو ندارم :p
در تاپيكهاي ديگه ميتونيد ببينيد ...
خب آيا نميتونستن اين محاصره رو بشكنن همونطور كه محاصره آب رو شكستن ؟ يا به سمت بازگشت بجنگند نه به سمت شهر؟
شاهين
Sunday 16 March 2003, 11:09PM
ايا ميدونستين اين "نسيم سحر" همون عاشق ايرانه؟؟؟؟؟
اي اي اي....
اي ادم عوضي........
نسيم سحر
Monday 17 March 2003, 12:11AM
نوشته شده بوسيله شاهين
ايا ميدونستين اين "نسيم سحر" همون عاشق ايرانه؟؟؟؟؟
اي اي اي....
اي ادم عوضي........
:D:D:D:D:D:D
تئ خيلي با هوشي
بگو مامانت اسفند برات بريزه تو آب
منكرات
Monday 17 March 2003, 12:11AM
سلام
عيسي جان خودت را بخواب زده اي و ما سعي در بيدار كردنت داريم:smile39:.
نسيم سحر
Monday 17 March 2003, 12:17AM
نوشته شده بوسيله منكرات
سلام
عيسي جان خودت را بخواب زده اي و ما سعي در بيدار كردنت داريم:smile39:.
عزيز من
كسي كه در خواب باشد اميد به بيدار شدنش مي رود
اما كسي كه خودش را به خواب زده باشد هرگز بيدار نمي شود .
asheghe iran_p
Monday 17 March 2003, 12:48AM
نوشته شده بوسيله نسيم سحر
:D:D:D:D:D:D
تئ خيلي با هوشي
بگو مامانت اسفند برات بريزه تو آب
اي بابا راست ميگه چه كارش داري
تو حالا بگو راست ميگي به اون چي ميرسه
اصلآ شاهين جان به شما چه؟
من چون علم غيب داشتم ميدونستم چند ماه ديگه قرار به مدت يك هفته برم استراحت بنابر اين اين آي دي رو ساختم آخه چه كار كنم علم غيب دارم ديگه ما اينيم ديگه
زيتون
Monday 17 March 2003, 01:44AM
نوشته شده بوسيله eesa
بنام خدايم
دوست عزيز متن زيبايي بود ...ممنونم
اما اين يك بيان عارفانه يا ادبي از كربلا و عاشورا هستش كه شما به خاطر عقيدتون و ايمانتون به اون تونستين بنويسيدش ....اما اگر ممكنه در مورد واقعيات از شما چيزي بدونم ... يعني خود هدف جنگ رو براي من بيان كنيد .....
ممنونم دوست عزيز
بنام مهربانترين واحد
دوست گرامي بيانهاي متفاوتي از كربلا و حادثه جانگدازش نقل كردم شايد جواب شما در اينجا يافت شود :
http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?s=&threadid=743&perpage=15&pagenumber=2
آسماني باشيد.
eesa
Monday 17 March 2003, 10:20AM
نوشته شده بوسيله منكرات
سلام
عيسي جان خودت را بخواب زده اي و ما سعي در بيدار كردنت داريم:smile39:.
بنام خداوندت
اين دقيقا همون ديدي هستش كه من نسبت به شما دارم دوست عزيز
پس يه چيزي اينجا نادرسته يا من يا عقيده هاي شما كه هر انساني در اين دنيا فقط ميخواد منطق خودش رو درست بدونه و واقعيات رو نبينه
حالا آيا واقعا من درست ميگم يا شما ؟!؟
eesa
Monday 17 March 2003, 10:45AM
نوشته شده بوسيله زيتون [/i]
[B]
بنام مهربانترين واحد
راز ماندگاری حادثه عاشورا
این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست
و این چه شمعیست که دلها همه پروانه ی اوست
بنام خدايم
شعار ..فقط شعار ... آيا راي گيري كردين كه مطلق از كلمه همه عالم استفاده ميكنيد ؟؟! چند در صدر مردم جهان اصلا اسم حسين رو شنيدند كه بخوان ديوونش باشن دوست عزيز ؟
شاید یکی از سارار ماندگاری نهضت عاشورا این باشه که این نهضت و جریانات و رفتارهای امام حسین با نیازهای عمیق و مثبت بشری سر و کار داشته ،،نیازها و تمایلاتی که اصیل هستند و هیچ وقت کهنه نمیشند و به همین خاطر هم این نهضت کهنه نمیشه ،،،ی
بنام خداوندم
ايا واقعا شما فقط كپي متن انجام ميديد دوست عزيز ؟ آخه اين جنگ هم يك جنگ بوده مثل هزاران جنگ ديكه در دنيا چرا فقط اين نيتها در اين جنگ خلاصه شده ؟ ممنون ميشم توصيفش كنيد ... خواهش ميكنم فقط شعار ننويسيد اون چيزي كه ميدونيد رو به من منتقل كنيد
کی از این نیاز ها نیاز به آزادگی و عزت نفس هست ،، این حس یکی از ماندگار ترین حسهای بشری است که در همه فرهنگها به خاطرش مبارزه کردند یک حس کاملا اشنا و دوست داشتنی و مقدس ،، زیر بار ذلت نرفتن و در برابر فرومایگان پستی نکردن
دوست عزيز ... اگر يزيد به شهر يا محل زندگي حسين حمله ميكرد اين جملات شما كاملا صحيح بود اما زماني كه خود حسين به قول شما براي خواست مردم به طرف كوفه ميره چرا بر نميكرده وقتي خيانت رو متوجه ميشه و اگر طبق تفسير شما در محاصره بوده چرا اونو نشكسته و به جاش محاصره آب شكسته ميشه ؟!؟!؟ آيا هيچ راهي براي نجات خانوادش واقعا وجود نداشته ؟؟!؟! اين قسمتشو من واقعا نميتونم بفهمم
به این جملات امام حسین توجه کنید و با دقت بخونید :
الا ان الدعى بن الدعى قد ركز بين اثنتين بين السله والذله و هيهات منا الذله يابى الله لنا ذلك و رسـوله و المـومنون و حجـور طابت و طهرت و اءنـوف حميه و نفـوس آبيه مـن ان نـوثـر طـاعه اللئام علـى مصـارع الكـرام
الله اکبر ،، من نمی دونم این جمله با دل شما چکار میکنه اما من را که به عرض می بره و غوغا و تلاطمی در قلبم ایجاد میکنه ،، خون در عروقم به جریان میوفته دقت کنید امام چی می فرماند :
آن فرومایه پسر مرد فرومایه من را بین 2راهی انتخاب قرار داده یا کشته شدن و یا ذلت و لی هیهاااااااااااااااات که حسین زیر بار ذلت بره (دلم نمیاد ترجمه کنم احساس میکنم زیبائی و عظمتش از بین میره اما چاره ای نیست )
چرا زیر بار ذلت نمیره ؟؟؟
اول اینکه خدا این را برای حسین نمیپذیره ،، ان العزه له جمیعا ،، تمام عزت مال خداست و هر کسی که خدائی باشه عزتمنده پس ذلت در کار مردان خدا نیست .
بنام خداوندم
با اينكه نقل قول حسين رو نوشتيد اما توصيف خودتون رو كرديد پس خواستم كه در مورد حرف شما فكر كنم ...
درست ميگين ... خيلي خوب بيانش كردين .. احسنت ..بيشتر ميخونمش بيشتر لذت ميبرم ... ممنونم خيلي تعريف زيبايي از عزت خداوندي كردين و چگونه رفتار كردن با اين ...
در مرتبه بعد پیامبر خدا است ،، حسین در دامان پیامبر بزرگ شده خون محمد در رگهای حسین جاری هست ،، محمد برای حسین نمیپذیره که زیر بار ذلت بره .
بنام خداوندم
چطور محمد نميتونستن اين رو بپذيرن ؟ اگر پيشگويي كردن كه خب اين خلاف قوانين پيامبري بوده كه از مردم بخوان امامي رو براي راهي ورودي به بهشت بپذيرن ... اين باري يك پيامبر كفر محسوب ميشه چون پيامبر فقط از خداي خودش حرف ميزنه و از نويد پيامبران قبل يا بعد از خودش
مومنین نمی پذیرند ،، مومنی که دست پرورده خداست عزیز هست خون با حمیت و غیرت عجین شده ذلت را نمی پذیره
بنام خدايم
كاملا موافقم چون كلام خداست
دامنهای پاک و مطهری که حسین در دامن اونها پرورش یافته این را برای حسین نمی پذیره ،، حسین فرزند فاطمه است ،، فاطمه در برابر ظلم قیام کرد ،، اول مدافع شیعه فاطمه بود چطور حسین می تونه ذلت را بپذیره ،، هیهات که دور باد از او ...
بنام خدايت
دوست عزيز ميخوام بدونم اين ذلتي كه شما ميگيد تعريفش از ديدگاه شما چيه ؟!؟ چون حسين به جنگ رفته پس چطوري ميتونسته ذلتي بهش تحميل شده باشه ؟ اين البته نظر منه لطفا با همون ديد خودتون براي من تعريفش كنيد
ایا تا همین جا مساله تمام میشه ؟؟تا اینجا که متعلق به شیعه و مسلمانها بود اما نه قضیه فراتر ووسیع تر از این حرفهاست ،،حسین می فرمایه :
انوف حمیه و نفوس ابیه ،، هیچ انسان با غیرت و هیچ نفس با عزتی این را نمی پسنده ،، چه چیزی را نمی پسندند ؟؟اینکه حسین انسان کامل اطاعت از فرومایگان را بر قتلگاه بزرگان و کرام ترجیح بده ،،، نه نه ،،، این در شان حسین نیست ،، حسین بالاتر و والاتر از این هاست که دست ذلت به پیش بیاره ودر برابر فرومایگان خوار و خفیف باشه
هم تاييد ميكنم قسمتهاييش رو هم اينكه بخشيش رو به پاسخي كه به سوال من در بالا ميدين مربوط ميكنم
پس قضیه متعلق به تمام انسانهای تاریخ هست حسین برای سربلندی این حس عزیز و مقدس بشری در طول تاریخ قیام کرد پس شایسته است که در طول تاریخ ماندگار و جاوید باشه ،،،، درود بر تو ای عصاره انسانیت و خلاصه کمال و نردبان معرفت .....
شما مطلق در مورد آگاهي مردم دنيا از حسين صحبت ميكنيد ؟؟!؟!
موفق باشيد و خداي من نگهدار فكر و انديشه شما باشه
سهره
Monday 17 March 2003, 01:18PM
سلام ببخشيد با تاخير
ببينيد بياييد بك كاري كنيم فكر كنيد من تازه وارد اين سايت شدم و شما هيچي از من
نمي دانيد. من سوال دارم اين خدايي كه شما به نام او سخنتان را اغاز مي كنيد كيست؟ من به او اعتقاد ندارم مي توانيد عقلا به من ثابت كنيد كه او وجود دارد؟ اگر نه
پس تفكرات و اعتقادات شما كه به قول خودتان به فطرتان بر مي گردد كاملا شخصي است و براي هر كس هم مخصوص خود اوست. اين را قبول داريد؟
در ضمن بينهايت مايلم تجربيات شما را در زمينه شناخت حقيقت بدانم اينكه چه طور
به نزديك حقيقت رفتيد و خدا چگونه حقيقت را به شما نشان داد. متشكرم.
و اما در مورد سوالتان...........
دوست عزيزم دوست متفكرم دوست مهربانم دوست .... شما من را دست انداخته ايد؟
اصلا براي چه سوال من را با سوال جواب مي دهيد؟ اول به پاسخ سوالم فكر كنيد بعد
به پرسش قبلتان ( امام حسين براي ازادي جنگ كرد يا براي .....؟) نگاهي بيندازيد
بعد اگر پذيرفتيد سوال دور از منطقي بود برويم سوالات بعدي.
حالا من يك سوال داشتم. شما اين واقعيت را كه 1400 سال پيش شخصي به نام حسين فرزند علي از طايفه بني هاشم در شبه جزيره عربستان زندگي مي كرده است پذيرفته ايد؟ اگر ارواح به شما گفته اند كه من تا يك سال براي شما دليل بياورم فايده
ندارد اگر اصلا وجود او را منكريد كه برويم سر يك بحث ديگر. اگر هم از ديگران شنيده ايد كه لطفا يك سري به ان كتابهاي تاريخي كه اصلا قبولشان نداريد بزنيد تامن مجبور نباشم اينجا تاريخ بگويم.
حكومت يزيد حكومت منكر بود يعني حكومت بر اساس چيزهايي كه از ان نهي شده ايم و جنگ با اين حكومت يعني جنگ با منكر يعني نهي از منكر يعني امر به معروفها
در مورد مسئله رهبري هم كه چون متاسفانه داريد با ادم خنگي بحث مي كنيد اصلا نفهميدم كجاي حرفم تناقض داشت .
در مورد دين مادرزادي هم نمي دانم مشكل بحث كجاست ؟ من با شما هم عقيده ام .
asheghe iran_p
Tuesday 18 March 2003, 01:20AM
عيسي جان وقتي كه گفته ميشه اين حسين كيست كه عالم همه ديوانه اوست منظور از عالم مسلمانان هستند نه كفار منظور اينه كه هيچ مسلموني نيست كه عاشق نام مقدس حسين و عاشق امام حسين نباشه بعدش شما نيستي دليل نميشه كه بقيه نباشن نكنه شما مثل من علم غيب داريد؟
اين حسين كيست كه عالم همه ديوانه اوست
و اين چه شمعي است كه دلها همه پروانه اوست
eesa
Tuesday 18 March 2003, 05:28PM
نوشته شده بوسيله سهره [/i]
[B]سلام ببخشيد با تاخير
ببينيد بياييد بك كاري كنيم فكر كنيد من تازه وارد اين سايت شدم و شما هيچي از من
نمي دانيد. من سوال دارم اين خدايي كه شما به نام او سخنتان را اغاز مي كنيد كيست؟ من به او اعتقاد ندارم مي توانيد عقلا به من ثابت كنيد كه او وجود دارد؟ اگر نه
پس تفكرات و اعتقادات شما كه به قول خودتان به فطرتان بر مي گردد كاملا شخصي است و براي هر كس هم مخصوص خود اوست. اين را قبول داريد؟
بنام خدايم
باشه ... سهره تازه وارد اين سايت شده و من هيچي ازش نميدونم ..
در واقع اگر به خداي خودت ايمان داري همون خداي شماست بدون هيچ تغيير و كم و كاستي دوست عزيز ... در مورد اثباتش اگر خدا را قبول نداريد يا با خداشناسي مخالفيت لطفا بيان كنيد تا بدونم از چه بابي بايد سخن بگم ...
در مورد سوال دومتون بايد بگم كه نه
فطرت انسان كاملا مربوط به خودشه اما تفكرات و اعتقادات ميتونه براي يك نفر باشه و هزاران نفر ديگر هم مثل اون فكر كنند پس اين جمع محسوب ميشه و ديگه شخصي نيست
در ضمن بينهايت مايلم تجربيات شما را در زمينه شناخت حقيقت بدانم اينكه چه طور
به نزديك حقيقت رفتيد و خدا چگونه حقيقت را به شما نشان داد. متشكرم.
بنام خدايم
در اين مورد در اين تاپيك من سخن نميگم اگر مايل بوديد ميتونيد يا با ايميل من يا در همين سايت در تاپيك خصوصي با هم صحبت كنيم
و اما در مورد سوالتان...........
دوست عزيزم دوست متفكرم دوست مهربانم دوست .... شما من را دست انداخته ايد؟
بنام خدايم
من زماني كه كسي رو دوست خطاب كردم امكان نداره كه چيزي غير از خودم باشم ... اينو خداوندم هم شاهدشه ...
اصلا براي چه سوال من را با سوال جواب مي دهيد؟ اول به پاسخ سوالم فكر كنيد بعد
به پرسش قبلتان ( امام حسين براي ازادي جنگ كرد يا براي .....؟) نگاهي بيندازيد
بعد اگر پذيرفتيد سوال دور از منطقي بود برويم سوالات بعدي.
بنام خداوندت
من قصد دور ززدن شما رو ندارم واقعا .... اگر اين طوري بر خورد كردم معذرت ميخوام چون ديدم شما سوال منو پاسخي ندادين به خاطر همين دوباره سوال كردم ... مسئله اي نيست ...ممنون ميشم اگر اون چيزي كه مد نظرتون هستش رو دوباره به صورت واضح بيان كنيد
حالا من يك سوال داشتم. شما اين واقعيت را كه 1400 سال پيش شخصي به نام حسين فرزند علي از طايفه بني هاشم در شبه جزيره عربستان زندگي مي كرده است پذيرفته ايد؟ اگر ارواح به شما گفته اند كه من تا يك سال براي شما دليل بياورم فايده
ندارد اگر اصلا وجود او را منكريد كه برويم سر يك بحث ديگر. اگر هم از ديگران شنيده ايد كه لطفا يك سري به ان كتابهاي تاريخي كه اصلا قبولشان نداريد بزنيد تامن مجبور نباشم اينجا تاريخ بگويم.
دوست عزيز ... براي اينكه شما هم بتونيد راحت تر با من بحث كنيد من تصميم گرفتم كه مثل شما سنديت خودم رو كتابهاي تاريخي قرار بدم ..
پس فكر كنيد كه من از روي اونها دلايلم رو بيان ميكنم ...پس اينطوري ميتونم بگم كه چون در تاريخ خوندم بله همه اينها رو قبول دارم
حكومت يزيد حكومت منكر بود يعني حكومت بر اساس چيزهايي كه از ان نهي شده ايم و جنگ با اين حكومت يعني جنگ با منكر يعني نهي از منكر يعني امر به معروفها
در مورد مسئله رهبري هم كه چون متاسفانه داريد با ادم خنگي بحث مي كنيد اصلا نفهميدم كجاي حرفم تناقض داشت .
بنام خداوند
اين منكر بودن رو حسين تشخيص دادند يا توسط عقيل ميخواستن تشخيص بدن ؟!؟
آيا اگه من مثلا فكر كنم شما منكري بعد به زور بخوام امر به معروفت كنم و در اين راه كشته بشم بايد براي منم 40 رز عذاداري كنين ؟؟!؟
آيا اصلا در قرآن اومده كه كسي رو به زور نهي و امر كنن ؟
خب همين چيزاش سوال منه دوست عزيز...
در مورد دين مادرزادي هم نمي دانم مشكل بحث كجاست ؟ من با شما هم عقيده ام .
بنام خداوندم
پس جاي بحثي نداره دوست عزيز
سهره
Tuesday 18 March 2003, 07:53PM
نوشته شده بوسيله eesa
بنام خدايم
باشه ... سهره تازه وارد اين سايت شده و من هيچي ازش نميدونم ..
در واقع اگر به خداي خودت ايمان داري همون خداي شماست بدون هيچ تغيير و كم و كاستي دوست عزيز ... در مورد اثباتش اگر خدا را قبول نداريد يا با خداشناسي مخالفيت لطفا بيان كنيد تا بدونم از چه بابي بايد سخن بگم
...
نه من به خدا ايمان ندارم و فكر مي كنم اينها همه خرافات است اصلا چيزي به نام خدا زاييده تخيل بشر براي فرار از ترس و نداشتن علم است.
ساده بگم اين جمله را به من ثابت كنيد( خدا هست )
نوشته شده بوسيله eesa
در مورد سوال دومتون بايد بگم كه نه
فطرت انسان كاملا مربوط به خودشه اما تفكرات و اعتقادات ميتونه براي يك نفر باشه و هزاران نفر ديگر هم مثل اون فكر كنند پس اين جمع محسوب ميشه و ديگه شخصي نيست
...
چطور مگر تفكرات شما از فطرتان ناشي نمي شود شما كه تحقيق و جستجوي را قبول نداريد همه چيز را توسط فطرتان درك مي كنيد اگر اين درست است پس هر انسان متناسب با فطرتش نسبت به دين و خدا و ..
نظر مي دهد و هيچ برداشت ثابتي وجود ندارد.
نوشته شده بوسيله eesa
بنام خدايم
در اين مورد در اين تاپيك من سخن نميگم اگر مايل بوديد ميتونيد يا با ايميل من يا در همين سايت در تاپيك خصوصي با هم صحبت كنيم
...
چرا ؟
نوشته شده بوسيله eesa
بنام خداوندت
من قصد دور ززدن شما رو ندارم واقعا .... اگر اين طوري بر خورد كردم معذرت ميخوام چون ديدم شما سوال منو پاسخي ندادين به خاطر همين دوباره سوال كردم ... مسئله اي نيست ...ممنون ميشم اگر اون چيزي كه مد نظرتون هستش رو دوباره به صورت واضح بيان كنيد ...
ببينيد چون سوالتان پايه و مبناي درست و حسابي نداشت و صرفا براي انتقاد كردن بيان كرده بوديد( من اين طور فكر مي كنم) خودتان دچار سردرگمي شده ايد . مرد و مردانه بپرسيد مشكلتان چيست تا مرد و مردانه پاسخ بگويم شما را به همان خدايي كه اينهمه دوستش داريد منطقي بپرسيد.
نوشته شده بوسيله eesa
دوست عزيز ... براي اينكه شما هم بتونيد راحت تر با من بحث كنيد من تصميم گرفتم كه مثل شما سنديت خودم رو كتابهاي تاريخي قرار بدم ..
پس فكر كنيد كه من از روي اونها دلايلم رو بيان ميكنم ...پس اينطوري ميتونم بگم كه چون در تاريخ خوندم بله همه اينها راقبول دارم و
بنام خداوند
اين منكر بودن رو حسين تشخيص دادند يا توسط عقيل ميخواستن تشخيص بدن ؟!؟
آيا اگه من مثلا فكر كنم شما منكري بعد به زور بخوام امر به معروفت كنم و در اين راه كشته بشم بايد براي منم 40 رز عذاداري كنين ؟؟!؟
آيا اصلا در قرآن اومده كه كسي رو به زور نهي و امر كنن ؟
خب همين چيزاش سوال منه دوست عزيز... ...
...
اگر تاريخ مي خوانديد هيجوقت نمي پرسيديد امام حسين به زور امر به معروف كرد يا به زور نهي از منكر .
براي اخرين بار ، اخرين بار اخرين بار
امام حسين به دعوت 12000نفر از كوفيان عازم كوفه شد براي رهبري انها و قبل از ان مسلم بن عقيل را براي دعوت مردم به قيام عليه معاويه فرستاد در راه باخبر شد مسلم توسط سربازان يزيد كشته شده . اين ربطي به خيانت كوفيان نداشت امام حسين براي اداي وظيفه خود به راه ادامه داد چون خواست مردم كوفه اين بود ولي انها بر خلاف تعهد و پيمانشان مبني بر ياري امام به كمك ايشان نرفتند اين چيزي بود كه من از واقعه عاشورا شنيدم و خواندم . حال به همان خدايي كه مي پرستيد اگر دوباره همين سوالهايتان را تكرار كرديد بدون هيچ بحثي خارج مي شوم.
eesa
Wednesday 19 March 2003, 06:11PM
نوشته شده بوسيله سهره [/i]
[B]
نه من به خدا ايمان ندارم و فكر مي كنم اينها همه خرافات است اصلا چيزي به نام خدا زاييده تخيل بشر براي فرار از ترس و نداشتن علم است.
ساده بگم اين جمله را به من ثابت كنيد( خدا هست )
بنام خدايم
خدا هست ....
اين خيلي سادست ...چون من دارم بنامش آغاز ميكنم پس دوست عزيز بدونيد وقتي من از نامي استفاده كردم اين نام وجود عام داره اگر خاص بود بكار نميرفت ...پس خدا هست
حالا ميخواهيد بدونين كه خدا چي هست ؟
چطور مگر تفكرات شما از فطرتان ناشي نمي شود شما كه تحقيق و جستجوي را قبول نداريد همه چيز را توسط فطرتان درك مي كنيد اگر اين درست است پس هر انسان متناسب با فطرتش نسبت به دين و خدا و ..
نظر مي دهد و هيچ برداشت ثابتي وجود ندارد.
بنامش
درسته دوست عزيز ... كاملا ... اما زماني كه حقيقت براي همه يكسان باشه چطور برداشتي ثابت نخواهد بود ؟!؟
چرا ؟
بنام خدايم
براي اينكه ميدانم چه ميكنم ....
اگر خواستين منتظر شما هستم
ببينيد چون سوالتان پايه و مبناي درست و حسابي نداشت و صرفا براي انتقاد كردن بيان كرده بوديد( من اين طور فكر مي كنم) خودتان دچار سردرگمي شده ايد . مرد و مردانه بپرسيد مشكلتان چيست تا مرد و مردانه پاسخ بگويم شما را به همان خدايي كه اينهمه دوستش داريد منطقي بپرسيد.
بنام خدايم
(( آنگونه باشيد كه به خداي خود قسم مخوريد بلكه حقيقت را با زبان شما از خود شما بخواهند ))
من سردرگم نيستم
من مشكلي ندارم
من پاسخ از شما ميخواهم از فكر و برداشت سهره نه انتقال افكار ديگران
من اين دنيا را با منطق خود نميبينم
اگر تاريخ مي خوانديد هيجوقت نمي پرسيديد امام حسين به زور امر به معروف كرد يا به زور نهي از منكر .
بنام خداوندم
خوندم ... خيلي زياد
براي اخرين بار ، اخرين بار اخرين بار
امام حسين به دعوت 12000نفر از كوفيان عازم كوفه شد براي رهبري انها و قبل از ان مسلم بن عقيل را براي دعوت مردم به قيام عليه معاويه فرستاد در راه باخبر شد مسلم توسط سربازان يزيد كشته شده . اين ربطي به خيانت كوفيان نداشت امام حسين براي اداي وظيفه خود به راه ادامه داد چون خواست مردم كوفه اين بود ولي انها بر خلاف تعهد و پيمانشان مبني بر ياري امام به كمك ايشان نرفتند اين چيزي بود كه من از واقعه عاشورا شنيدم و خواندم . حال به همان خدايي كه مي پرستيد اگر دوباره همين سوالهايتان را تكرار كرديد بدون هيچ بحثي خارج مي شوم.
بنامش
چرا خارج ميشين ؟ چون بار ها و بارها فقط منطق خودتون رو نوشتيد پس من بايد قبولش كنم ....
اگر اينطوري ميخواهين جمع بندي كنيم پس بهتر كه خارج بشين ...
لااقل شما شجاعت بيانش رو داشتين
كسي نميتونه منطق خودش رو قلمبه به خورد من بده بايد اثباتش كنه
سهره
Wednesday 19 March 2003, 09:10PM
نوشته شده بوسيله eesa
بنام خدايم
خدا هست ....
اين خيلي سادست ...چون من دارم بنامش آغاز ميكنم پس دوست عزيز بدونيد وقتي من از نامي استفاده كردم اين نام وجود عام داره اگر خاص بود بكار نميرفت ...پس خدا هست
حالا ميخواهيد بدونين كه خدا چي هست ؟
جاي بنفش خالي . اصلا قانع كننده نبود.
من مي توانم سخنم را با نام هر كس ديگري اغاز كنم اين يعني وجود عام دارد؟ يعني هست ؟ عجب.......
نوشته شده بوسيله eesa
بنامش
درسته دوست عزيز ... كاملا ... اما زماني كه حقيقت براي همه يكسان باشه چطور برداشتي ثابت نخواهد بود ؟!؟
موافق نيستم . دين يك پيام واحد است و ثابت. هر ديني اسلام ، مسيحيت، ولي برداشتهاي مختلفي از ان در هر عصر ودر هر مكاني مي شود. به همين دليل نظريه قرائت هاي مختلف از دين بيان مي شود.
در اسلام به عنوان مثال برداشت ونظري كه من از ايات قران دارم با برداشت افراد ديگر متفاوت است و همين هم گاهي ريشه اختلاف مي شود كما اين كه اين اتفاق افتاده.
نوشته شده بوسيله eesa
بنام خدايم
براي اينكه ميدانم چه ميكنم ....
اگر خواستين منتظر شما هستم
در اولين فرصت . ولي بعد بايد به من بگوييد من چه فرقي با ديگران دارم.
نوشته شده بوسيله eesa
بنام خدايم
(( آنگونه باشيد كه به خداي خود قسم مخوريد بلكه حقيقت را با زبان شما از خود شما بخواهند ))
من سردرگم نيستم
من مشكلي ندارم
من پاسخ از شما ميخواهم از فكر و برداشت سهره نه انتقال افكار ديگران d
من اين دنيا را با منطق خود نميبينم
بنام خداوندم
خوندم ... خيلي زياد
بنامش
چرا خارج ميشين ؟ چون بار ها و بارها فقط منطق خودتون رو نوشتيد پس من بايد قبولش كنم ....
اگر اينطوري ميخواهين جمع بندي كنيم پس بهتر كه خارج بشين ...
لااقل شما شجاعت بيانش رو داشتين
كسي نميتونه منطق خودش رو قلمبه به خورد من بده بايد اثباتش كنه
ببين دوست من ، يك متفكر بزرگ حرف زيبايي زد. او دين را بر اساس برداشت افراد از ان به سه قسمت تقسيم كرد.
الف- دين مصلحت انديش كه مختص مردم عوام است و در حد درك انهاست كه در ان مصالح و منافع خود را مي يابند.
ب- دين معرفت انديش كه در پي شناخت است و معرفت قلبي و عقلي. و بر خلاف دسته اول چشم و گوش بسته از ديگران اطاعت نمي كند خود مي پرسد و مي خواند و مي جويد.
ج- دين تجربت انديش كه فقط افراد خاصي در عالم به اين مرحله مي رسند يعني بعد از عبور از مرحله دوم طي مكاشفتي عرفاني به مقام يقين نائل مي گردند.
اين كه بنده و شما در كدام مرحله هستيم خود جاي بحث دارد. اما من فكر مي كنم تمام سعيم اين بوده كه اگر نمي توانم به مرحله سوم برسم حداقل در دسته دوم قرار بگيرم . لااقل تلاشم اين بوده . شما هم با توجه به گفته هاي خودتان بايد در مرحله سوم باشيد. چيزي كه هست بي شك رسيدن به مرحله سوم بدون گذار از مرحله دوم ممكن نمي باشد. اين تمام عقيده من ، تمام نظر من و نوع ديد من نسبت به اين جهان است و من و شما با و جود اين اختلاف عقيده عميق به هيچ نقطه مشتركي نخواهيم رسيد. ولي حتما براي دانستن تجربيات شما اقدام خواهم كرد منتظرم باشيد.
پيروز باشيد و نورزتان مبارك.
min
Thursday 20 March 2003, 04:23AM
نوشته شده بوسيله asheghe iran_p
عيسي جان وقتي كه گفته ميشه اين حسين كيست كه عالم همه ديوانه اوست منظور از عالم مسلمانان هستند نه كفار منظور اينه كه هيچ مسلموني نيست كه عاشق نام مقدس حسين و عاشق امام حسين نباشه بعدش شما نيستي دليل نميشه كه بقيه نباشن نكنه شما مثل من علم غيب داريد؟
اين حسين كيست كه عالم همه ديوانه اوست
و اين چه شمعي است كه دلها همه پروانه اوست
برادر عزيزم
اتفاقا همه عالم ديوونه حسينه
حتي غير مسلمونا
مگر كساني كه در قلوبشان مرضي است و خدا بر قلب آنها مهر زده .
والا مي بينيد كه مسيحيان زيادي در مورد امام حسين كتاب نوشته اند و تمجيدهايي كه آنها از امام حسين كرده اند را اگر بخوانيد فكر مي كنيد اين را يك شيعه نوشته است .
يكي همين آقاي گاندي رهبر هند كه بعد از پيروزي مي گه من كار نويي نكردم هزار سال پيش امام شيعيان حسين كاري كرد كه من از او الگو گرفتم و او را سرمشق خود قرار دادم .
eesa
Thursday 20 March 2003, 11:31AM
نوشته شده بوسيله سهره [/i]
[B]
جاي بنفش خالي . اصلا قانع كننده نبود.
من مي توانم سخنم را با نام هر كس ديگري اغاز كنم اين يعني وجود عام دارد؟ يعني هست ؟ عجب.......
بنام خداوندم
بله ميتونيد اگر جمعي از اون استفاده كنن .... دوست عزيز وقتي شما به زبان هم از چيزي صحبت كنيد يعني وجود داره كه براي اون نامي انتخاب شده ... پس كلمه خدا براي يك شخصي به كار ميره حالا شما ميتونيد از ماهيت اون اطلاع كسب كنيد ...
فكر نميكنم خيلي پيچيده دارم صحبت ميكنم
موافق نيستم . دين يك پيام واحد است و ثابت. هر ديني اسلام ، مسيحيت، ولي برداشتهاي مختلفي از ان در هر عصر ودر هر مكاني مي شود. به همين دليل نظريه قرائت هاي مختلف از دين بيان مي شود.
در اسلام به عنوان مثال برداشت ونظري كه من از ايات قران دارم با برداشت افراد ديگر متفاوت است و همين هم گاهي ريشه اختلاف مي شود كما اين كه اين اتفاق افتاده.
بنام خدايم
اين مسئله همون تفسير كتابها ناميده ميشه كه خب براي ذهنيات مختلف حتما فرق ميكنه اما زماني كه حزب الله قرآن ميخونن برداشت خودشون رو دارن و زماني كه سنيان قرآن ميخونند برداشت خودشون رو دارند تا بعديها ... پس برداشتها ثابته براي هر حزب و هر جمعي
در اولين فرصت . ولي بعد بايد به من بگوييد من چه فرقي با ديگران دارم.
فرق ... به سوال و خواسته شما بر ميگرده كه خواستين از اونچه كه من ميدونم سر در بيارين .... اما به نگاه و ديد شما هم بر ميگرده ...
ببين دوست من ، يك متفكر بزرگ حرف زيبايي زد. او دين را بر اساس برداشت افراد از ان به سه قسمت تقسيم كرد.
الف- دين مصلحت انديش كه مختص مردم عوام است و در حد درك انهاست كه در ان مصالح و منافع خود را مي يابند.
ب- دين معرفت انديش كه در پي شناخت است و معرفت قلبي و عقلي. و بر خلاف دسته اول چشم و گوش بسته از ديگران اطاعت نمي كند خود مي پرسد و مي خواند و مي جويد.
ج- دين تجربت انديش كه فقط افراد خاصي در عالم به اين مرحله مي رسند يعني بعد از عبور از مرحله دوم طي مكاشفتي عرفاني به مقام يقين نائل مي گردند.
اين كه بنده و شما در كدام مرحله هستيم خود جاي بحث دارد. اما من فكر مي كنم تمام سعيم اين بوده كه اگر نمي توانم به مرحله سوم برسم حداقل در دسته دوم قرار بگيرم . لااقل تلاشم اين بوده . شما هم با توجه به گفته هاي خودتان بايد در مرحله سوم باشيد. چيزي كه هست بي شك رسيدن به مرحله سوم بدون گذار از مرحله دوم ممكن نمي باشد. اين تمام عقيده من ، تمام نظر من و نوع ديد من نسبت به اين جهان است و من و شما با و جود اين اختلاف عقيده عميق به هيچ نقطه مشتركي نخواهيم رسيد. ولي حتما براي دانستن تجربيات شما اقدام خواهم كرد منتظرم باشيد.
پيروز باشيد و نورزتان مبارك.
بنام خدايم
در مورد صحبت ايشون من نميخوام نظري بدم چون خود شما ميدونيد ...
نميدونم كه صحبت ما اينجا ادامه پيدا ميكنه يا منتظر پاسخ شما در ميل خودم باشم ... اما اين ذهنيت بر من شده كه شما جز دسته دوم هستيد .... اگر هستين پس من خيلي حرفها براي شما دارم !!!!!! لطفا
حتما به من اينو بگيد ....
اميدوارم بتونيد سال خوبي براي خودتون بسازيد و بتوانيدخدايتان را در اين راه همراهي كنيد
منتظر شما هستم (diablo_ir@parsimail.com)
asheghe iran_p
Thursday 20 March 2003, 09:29PM
نوشته شده بوسيله min
برادر عزيزم
اتفاقا همه عالم ديوونه حسينه
حتي غير مسلمونا
مگر كساني كه در قلوبشان مرضي است و خدا بر قلب آنها مهر زده .
والا مي بينيد كه مسيحيان زيادي در مورد امام حسين كتاب نوشته اند و تمجيدهايي كه آنها از امام حسين كرده اند را اگر بخوانيد فكر مي كنيد اين را يك شيعه نوشته است .
يكي همين آقاي گاندي رهبر هند كه بعد از پيروزي مي گه من كار نويي نكردم هزار سال پيش امام شيعيان حسين كاري كرد كه من از او الگو گرفتم و او را سرمشق خود قرار دادم .
man ghabol daram vali kiye ke be in eesa befahmone:confused:
نسيم سحر
Friday 21 March 2003, 01:55AM
نوشته شده بوسيله asheghe iran_p
man ghabol daram vali kiye ke be in eesa befahmone:confused:
اگر کسي به دنبال حقيقت باشد آنرا مي يابد
اما اينگونه افراد دنبال حقيقت نيستند . اينا مصداق آيه في قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا هستند .
والا در مورد اين فقط به دور و برشان نگاه کنند مي بينند که غير مسلمانها هم عاشق امام حسين هستند .
سهره
Saturday 22 March 2003, 01:09AM
نوشته شده بوسيله eesa
بنام خداوندم
بله ميتونيد اگر جمعي از اون استفاده كنن .... دوست عزيز وقتي شما به زبان هم از چيزي صحبت كنيد يعني وجود داره كه براي اون نامي انتخاب شده ... پس كلمه خدا براي يك شخصي به كار ميره حالا شما ميتونيد از ماهيت اون اطلاع كسب كنيد ...
فكر نميكنم خيلي پيچيده دارم صحبت ميكنمi
متاسفانه باز هم منطقي نبود. شما نمي توانيد به يك كسي كه كاملا خدا را منكر مي شود اينگونه استدلال كنيد. شما مي دانيد كه من به خدا معتقدم بنابراين در اثبات ان خيلي تلاش نمي كنيد قرار شد تصور كنيد كه من كسي هستم كه خدا را نمي شناسم به شما مي گويم اين خدايي كه دم از او مي زنيد كيست شما نمي توانيد بگوييد همان كسي كه ما از او صحبت مي كنيم پس او وجود دارد پس به او ايمان بياور
نوشته شده بوسيله eesa
بنام خدايم
اين مسئله همون تفسير كتابها ناميده ميشه كه خب براي ذهنيات مختلف حتما فرق ميكنه اما زماني كه حزب الله قرآن ميخونن برداشت خودشون رو دارن و زماني كه سنيان قرآن ميخونند برداشت خودشون رو دارند تا بعديها ... پس برداشتها ثابته براي هر حزب و هر جمعي
درست ولي اصلا چرا بايد برداشت حزب الله با برداشت سنيان تفاوت داشته باشد. اصلا عامل ايجاد اين دو گروه با دو نام مختلف چيست؟ چز دو نوع ديد مختلف؟ دو نوع تفكر مختلف راجع به يك دين؟
فرق ... به سوال و خواسته شما بر ميگرده كه خواستين از اونچه كه من ميدونم سر در بيارين .... اما به نگاه و ديد شما هم بر ميگرده ...
نوشته شده بوسيله eesa
بنام خدايم
در مورد صحبت ايشون من نميخوام نظري بدم چون خود شما ميدونيد ...
نميدونم كه صحبت ما اينجا ادامه پيدا ميكنه يا منتظر پاسخ شما در ميل خودم باشم ... اما اين ذهنيت بر من شده كه شما جز دسته دوم هستيد .... اگر هستين پس من خيلي حرفها براي شما دارم !!!!!! لطفا
حتما به من اينو بگيد ....
اميدوارم بتونيد سال خوبي براي خودتون بسازيد و بتوانيدخدايتان را در اين راه همراهي كنيد
منتظر شما هستم (diablo_ir@parsimail.com)
نظر شما را راجع به صحبت ايشان نميدانم.
متشكرم از لطف شما اميدوارم در دسته دوم باشم و در دسته سوم هم روزي قرار بگيرم . به هر حال تمام كوشش من همين است اگر هستم خدا راشكر اگر هم نيستم خدا كمكم كند كه باشم.
فكر مي كنم به دليل سفري كه در پيش دارم نتوانم به اين زودي براي شما ايميل بزنم ولي منتظر من باشيد.
بدرود
مداد
Thursday 27 March 2003, 04:18PM
بسم الله الرحمن الرحيم
من فقط يك سؤال خارجي دارم .........
أيا شما عرب هستيد _ جناب eesa _ ؟!:confused:
eesa
Saturday 29 March 2003, 11:02AM
نوشته شده بوسيله مداد
بسم الله الرحمن الرحيم
من فقط يك سؤال خارجي دارم .........
أيا شما عرب هستيد _ جناب eesa _ ؟!:confused:
بنام خدايم
نه دوست عزيزم ..من عرب نيستم
hamSAFAr
Sunday 30 March 2003, 09:04AM
گفت با ياران سر از تن جدا
مرحبا اي عشقبازان مرحبا
مدتي گر عشقبازي دير شد
زخم در زخم عاشقي تكثير شد
هيچ از آن دردي خوران باقي نماند
زان شراب و شور جز ساقي نماند
من تمام هستيم را باختم
تا زكات عشق را پرداختم
از عطش آنگونه در خود سوختم
كه آبها را تشنگي آموختم
...
شاه با خود داشت اينسان زمزمه
جبرئيل آمد ميان همهمه
گفت: با تو بي كسي هم صحبت است
گفت: اين غربت به قصد قربت است
گفت: اين حال پريشاني چه بود؟
گفت: عاشق جز پريشاني چه بود؟
گفت: زين آشفتگي ها در گذر
گفت: درخواهم گذشت اما ز سر
گفت: تا شانه زنم بر موي تو
گفت: مي سوزد پر و بازوي تو
گفت: پيك حق فراشي ميكند
گفت: حاجي سرتراشي مي كند
حج فروبگذار اينجا كربلاست
طوف صاحبخانه از خانه جداست
گفت: قوچي آرم از خلد برين؟
گفت: بيهوده است يا روح الامين
گفت: خوابي ديده اي همچون خليل؟
گفت: خواب از چشم عاشق شد ذليل
گفت: ابراهيم خوابي ديده بود
گفت: از دريا سرابي ديده بود
گفت: او با امر حق آگاه شد
گفت: آيا حق حجاب راه شد؟
عشق يعني بايد از جان كوچ كرد
عشق كي سودا توان با قوچ كرد؟
گفت: انگشتر پدر داد از كرم
گفت: من انگشت و انگشتر دهم
گفت: اين رنج فراوان از چه روست؟
گفت: رنج از مهرباني هاي اوست
گفت: پشت پيرهن اين نور چيست؟
گفت: يعني قاب قوسين دور نيست
گفت: تا چه پشت آن پوشيده اي؟
گفت: غير از دوست چيزي ديده اي؟
دوست مي بيني هر آنچه با من است
وز حسين تنها همين پيراهن است
گفت: بسياري در اين ره باختي
گفت: وجد باخت را نشناختي
گفت: بر قلب تو تير انداختند
گفت: كار عشق آسان ساختند
گفت: لختي بعد اين تن بي سر است
گفت: اين سر روي نيزه خوشتر است
گفت: اين سر روي ني دارد سفر
گفت: حق فرموده روي ني شكر
گفت: اين سر در سفر بيند تنور
گفت: بر موسي است واجب كوه طور
گفت: اين سر روي خاكستر نهند
گفت: در عشق اين چنين افسر دهند
گفت: از آتش بر اين لب خانه است
گفت: اين لب استن حنانه است
گفت: بس كن غير غم در صوفه نيست
گفت: اهل عشق اهل كوفه نيست
گفت: بس كن مادرت از هوش رفت
گفت: بار ديگ عشق از جوش رفت
گفت: پس اين تو و اين داغ عظيم
گفت: بسم الله رحمان رحيم
...
( شعر از خسرو نوربخش )
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2009, Jelsoft Enterprises Ltd.