PDA

نمايش نسخه نهائي : قرآن هاي صنعا


بنفش
Thursday 27 February 2003, 09:09AM
در سال 1972 در جريان بازسازی مسجد اعظم صنعا، کارگران به انبوه کاغذهای قديمی برخوردند که در اثر رطوبت و گذشت قرنها به هم چسبيده بودند؛ موشها و حشرات نيز به آنها آسيبهايی رسانده بودند. با بی توجهی خاص مشرق زمينيان، آنها را در بيست گونی سيب زمينی مچاله کرده و زير راه پله يکی از مناره ها انداختند. يکی از مقامات ميراث فرهنگی يمن به اهميت کشف جديد پی برد و با سعی فراوان توانست در سال 1979 (بعد از هفت سال) يک دانشمند آلمانی (با پشتيبانی مالی دولت آلمان) را متقاعد کند تا روی کاغذ پاره ها کار کند و آنها را باز سازی کند.

اعضای تيم آلمانی:

1 - Gerd-R. Puin, a specialist in Arabic calligraphy and Koranic paleography based at Saarland University, in Saarbrücken, Germany.

2 - H.-C. Graf von Bothmer, an Islamic-art historian also based at Saarland University.

کشف کردند که بخشی از اين کاغذ پاره ها در حقيقت نسخه های قديمی قرآن هستند که باهم تفاوتهايی دارند. از آنجايی که بيم آن می رفت که با انتشار خبر، اسناد توسط مذهبی ها نابود شود يا حداقل جلوی کار گروه تحقيقات گرفته شود، با نمونه پشتکار آلمانی و بدون منتشر کردن اخبار به کار جمع آوری، مرتب سازی و کلاسه بندی اسناد ادامه دادند. تا سال 1997 تقريبا 35000 ميکروفيلم از گرفته شد که در سال 99 به آلمان برده شده است و پس از آن گزارشی مختصر در سال 1999 در اين زمينه در مجله آتلانتيک به چاپ رسيد: لينك (http://www.theatlantic.com/issues/99jan/koran.htm)

ظاهرا هر دفعه بعد از دادن تغييراتی در متن قرآن نسخه های قديمی می بايد معدوم شده و نسخه های جديد جای گزين می شده اند گويا مصادر امور در مسجد صنعا نخواسته اند که نسخه های قرآن را نابود کنند و به دفن آنها کفايت کرده اند.

با عکاسی با نور فرابنفش از بعضی نسخه های کشف شده، آثار پاک کردن يک متن و دوباره نويسی آن مشهود است و بسياری از ساير نسخه ها با نسخ رسمی کنونی قرآن تفاوت دارند.
http://www.theatlantic.com/issues/99jan/images/blue.jpg

می توان نتيجه گرفت که در قرآن، برخلاف تصور و باور مسلمين، در طول قرنها تغييراتی داده شده است و اين افسانه لاتغيير بودن قرآن و حفاظت خدا از آن را باطل ميکند.

متن هاي پاك شده بين خطوط قبلي مشخصند:
http://www.theatlantic.com/issues/99jan/images/hoard.jpg

همچنين بايد عنوان كنم كه دانشمندان مسلماني كه سعي در مقابله با اين اسناد رو دارند همه بر متفاوت بودن نسخ قرآن تا زمان عثمان اشتراك نظر دارند و معتقدند از اون زمان به غير از تغييرات گرامري و جزئيات كوچك تر در قرآن تغييري حاصل نشده.

با توجه به منابع و مدارك ذكر شده از اين به بعد ادعاي عدم تحريف قرآن از نظر من اعتباري نداره. دوستان مي تونن سر خودشون رو كلاه بذارن.

صبح
Thursday 27 February 2003, 10:05AM
راوي سني :D تحليلچي هم جهود :) نتيجه گيري هم معلومه چي از آب در مياد ...

از نظر ايشون ...
با توجه به منابع و مدارك ذكر شده از اين به بعد ادعاي عدم تحريف قرآن از نظر من اعتباري نداره. دوستان مي تونن سر خودشون رو كلاه بذارن.

البته قبلا نياكان ايشون ... كعب الاحبارها در همين راسته تلاشها بسيار داشته اند ... :D و نتيجه گيريهاي مشابه ... و نيز ... ناكاميها ...




همچنين بايد عنوان كنم كه دانشمندان مسلماني كه سعي در مقابله با اين اسناد رو دارند همه بر متفاوت بودن نسخ قرآن تا زمان عثمان اشتراك نظر دارند و معتقدند از اون زمان به غير از تغييرات گرامري و جزئيات كوچك تر در قرآن تغييري حاصل نشده.

بچه جان تو رو به اين حرفها چه :D دانشمندان مسلمان بر جمع قرآن در زمان عثمان و مطابقت قطعي آن با قرآني كه نزد امير المومنين (ع) سردار فاتح خـــيــــبـر اتفاق نظر دارند ... اما جريان اختلاف در قرآن را ، باز نزد كعب الاحبارها بايد يافت :D

بنفش
Thursday 27 February 2003, 11:18AM
راوي سني :D تحليلچي هم جهود :) نتيجه گيري هم معلومه چي از آب در مياد ...

اين ها كه هيچ كدوم موضوعيت ندارند.

البته قبلا نياكان ايشون ... كعب الاحبارها در همين راسته تلاشها بسيار داشته اند ... و نتيجه گيريهاي مشابه ... و نيز ... ناكاميها ...

خوب شما لطف كن نمونه تلاش هاي "نياكان" ما و جواب هاي قاطع اسلام رو اين جا نقل كن ما هم استفاده ببريم. وگرنه خالي بندي كه خيلي سادست.

بچه جان تو رو به اين حرفها چه : دانشمندان مسلمان بر جمع قرآن در زمان عثمان و مطابقت قطعي آن با قرآني كه نزد امير المومنين (ع) سردار فاتح خـــيــــبـر اتفاق نظر دارند ... اما جريان اختلاف در قرآن را ، باز نزد كعب الاحبارها بايد يافت :D

من نمي فهمم چه ربطي داشت؟ مي خواي برات نقل كنم؟ اصولا بدون مدرك و روي هوا حرف زدن ار عادت هاي شماست. لطف كنيد مستدل صحبت كنيد وگرنه حرفت ارزش نداره.

در ضمن من منابعي ارائه دادم و مطالبي رو نقل كردم. اين كه "نياكان" شما ال كردند و بل كردند به درد عمه مبارك مي خوره. اگر جوابي نداريد سكوت بهترين راه هستش.

eesa
Thursday 27 February 2003, 03:17PM
بنام خدايم

سلام بنفشي كه ميگن من توام !!! مثلا سوتي گرفتن كه تو مني ...
چي شد ؟

اصلا اين چيزها رو هم بيخيل ... يكي بگه چطوري ميشه بعد از سالها قرآن رو از حافظه مردم جمع آوري كرد بدون اشتباه و فراموشي فردي ؟
ميدونيم كه انسان كلا موجودي است خطا كار ... ميگيم اين چيزها رو هم خود بنفش نوشته يكي جواب منو بده دارم دق ميكنم :(
البته خودم جواب رو دارم اما ميخوام بدونم اين همه سنگ اسلام به سينه ميزنين چي ازش ميدونين ...

5 saleh
Thursday 27 February 2003, 10:49PM
سلام
شما نميرين تحقيق ؟
اصل موضوع يه چيز ديگست جناب بنفش
اين قرانها يه چيز ديگه نيست همان اصل قران به قرائتهاي 14 گانه است كه به همان طرز خوانده شده نوشته شده است و براي جلوگيري از اشتباه مسلمانان كم اطلاع وبدانديشاني چون شماازدسترس دور نگه داشته شده بود:D
جناب عيسي به فكر خودت باش ما مشكل نداريم به لطف حق:p

asheghe iran_p
Friday 28 February 2003, 12:52AM
:Dنوشته شده بوسيله eesa
بنام خدايم

سلام بنفشي كه ميگن من توام !!! مثلا سوتي گرفتن كه تو مني ...
چي شد ؟

اصلا اين چيزها رو هم بيخيل ... يكي بگه چطوري ميشه بعد از سالها قرآن رو از حافظه مردم جمع آوري كرد بدون اشتباه و فراموشي فردي ؟
ميدونيم كه انسان كلا موجودي است خطا كار ... ميگيم اين چيزها رو هم خود بنفش نوشته يكي جواب منو بده دارم دق ميكنم :(
البته خودم جواب رو دارم اما ميخوام بدونم اين همه سنگ اسلام به سينه ميزنين چي ازش ميدونين ...

به خودت هم سلام ميكني چقدر مغرور؟:confused::D:o

min
Friday 28 February 2003, 02:48AM
نوشته شده بوسيله بنفش
در سال 1972 در جريان بازسازی مسجد اعظم صنعا، کارگران به انبوه کاغذهای قديمی برخوردند که در اثر رطوبت و گذشت قرنها به هم چسبيده بودند؛ موشها و حشرات نيز به آنها آسيبهايی رسانده بودند. با بی توجهی خاص مشرق زمينيان، آنها را در بيست گونی سيب زمينی مچاله کرده و زير راه پله يکی از مناره ها انداختند. يکی از مقامات ميراث فرهنگی يمن به اهميت کشف جديد پی برد و با سعی فراوان توانست در سال 1979 (بعد از هفت سال) يک دانشمند آلمانی (با پشتيبانی مالی دولت آلمان) را متقاعد کند تا روی کاغذ پاره ها کار کند و آنها را باز سازی کند.

اعضای تيم آلمانی:

1 - Gerd-R. Puin, a specialist in Arabic calligraphy and Koranic paleography based at Saarland University, in Saarbrücken, Germany.

2 - H.-C. Graf von Bothmer, an Islamic-art historian also based at Saarland University.

کشف کردند که بخشی از اين کاغذ پاره ها در حقيقت نسخه های قديمی قرآن هستند که باهم تفاوتهايی دارند. از آنجايی که بيم آن می رفت که با انتشار خبر، اسناد توسط مذهبی ها نابود شود يا حداقل جلوی کار گروه تحقيقات گرفته شود، با نمونه پشتکار آلمانی و بدون منتشر کردن اخبار به کار جمع آوری، مرتب سازی و کلاسه بندی اسناد ادامه دادند. تا سال 1997 تقريبا 35000 ميکروفيلم از گرفته شد که در سال 99 به آلمان برده شده است و پس از آن گزارشی مختصر در سال 1999 در اين زمينه در مجله آتلانتيک به چاپ رسيد: لينك (http://www.theatlantic.com/issues/99jan/koran.htm)

ظاهرا هر دفعه بعد از دادن تغييراتی در متن قرآن نسخه های قديمی می بايد معدوم شده و نسخه های جديد جای گزين می شده اند گويا مصادر امور در مسجد صنعا نخواسته اند که نسخه های قرآن را نابود کنند و به دفن آنها کفايت کرده اند.

با عکاسی با نور فرابنفش از بعضی نسخه های کشف شده، آثار پاک کردن يک متن و دوباره نويسی آن مشهود است و بسياری از ساير نسخه ها با نسخ رسمی کنونی قرآن تفاوت دارند.
http://www.theatlantic.com/issues/99jan/images/blue.jpg

می توان نتيجه گرفت که در قرآن، برخلاف تصور و باور مسلمين، در طول قرنها تغييراتی داده شده است و اين افسانه لاتغيير بودن قرآن و حفاظت خدا از آن را باطل ميکند.

متن هاي پاك شده بين خطوط قبلي مشخصند:
http://www.theatlantic.com/issues/99jan/images/hoard.jpg

همچنين بايد عنوان كنم كه دانشمندان مسلماني كه سعي در مقابله با اين اسناد رو دارند همه بر متفاوت بودن نسخ قرآن تا زمان عثمان اشتراك نظر دارند و معتقدند از اون زمان به غير از تغييرات گرامري و جزئيات كوچك تر در قرآن تغييري حاصل نشده.

با توجه به منابع و مدارك ذكر شده از اين به بعد ادعاي عدم تحريف قرآن از نظر من اعتباري نداره. دوستان مي تونن سر خودشون رو كلاه بذارن.
عيسي جان تو دوباره حرف زدي؟

min
Friday 28 February 2003, 02:58AM
نوشته شده بوسيله بنفش
در سال 1972 در جريان بازسازی مسجد اعظم صنعا، کارگران به انبوه کاغذهای قديمی برخوردند که در اثر رطوبت و گذشت قرنها به هم چسبيده بودند؛ موشها و حشرات نيز به آنها آسيبهايی رسانده بودند. با بی توجهی خاص مشرق زمينيان، آنها را در بيست گونی سيب زمينی مچاله کرده و زير راه پله يکی از مناره ها انداختند. يکی از مقامات ميراث فرهنگی يمن به اهميت کشف جديد پی برد و با سعی فراوان توانست در سال 1979 (بعد از هفت سال) يک دانشمند آلمانی (با پشتيبانی مالی دولت آلمان) را متقاعد کند تا روی کاغذ پاره ها کار کند و آنها را باز سازی کند.

اعضای تيم آلمانی:

1 - Gerd-R. Puin, a specialist in Arabic calligraphy and Koranic paleography based at Saarland University, in Saarbrücken, Germany.

2 - H.-C. Graf von Bothmer, an Islamic-art historian also based at Saarland University.

کشف کردند که بخشی از اين کاغذ پاره ها در حقيقت نسخه های قديمی قرآن هستند که باهم تفاوتهايی دارند. از آنجايی که بيم آن می رفت که با انتشار خبر، اسناد توسط مذهبی ها نابود شود يا حداقل جلوی کار گروه تحقيقات گرفته شود، با نمونه پشتکار آلمانی و بدون منتشر کردن اخبار به کار جمع آوری، مرتب سازی و کلاسه بندی اسناد ادامه دادند. تا سال 1997 تقريبا 35000 ميکروفيلم از گرفته شد که در سال 99 به آلمان برده شده است و پس از آن گزارشی مختصر در سال 1999 در اين زمينه در مجله آتلانتيک به چاپ رسيد: لينك (http://www.theatlantic.com/issues/99jan/koran.htm)

ظاهرا هر دفعه بعد از دادن تغييراتی در متن قرآن نسخه های قديمی می بايد معدوم شده و نسخه های جديد جای گزين می شده اند گويا مصادر امور در مسجد صنعا نخواسته اند که نسخه های قرآن را نابود کنند و به دفن آنها کفايت کرده اند.

با عکاسی با نور فرابنفش از بعضی نسخه های کشف شده، آثار پاک کردن يک متن و دوباره نويسی آن مشهود است و بسياری از ساير نسخه ها با نسخ رسمی کنونی قرآن تفاوت دارند.
http://www.theatlantic.com/issues/99jan/images/blue.jpg

می توان نتيجه گرفت که در قرآن، برخلاف تصور و باور مسلمين، در طول قرنها تغييراتی داده شده است و اين افسانه لاتغيير بودن قرآن و حفاظت خدا از آن را باطل ميکند.

متن هاي پاك شده بين خطوط قبلي مشخصند:
http://www.theatlantic.com/issues/99jan/images/hoard.jpg

همچنين بايد عنوان كنم كه دانشمندان مسلماني كه سعي در مقابله با اين اسناد رو دارند همه بر متفاوت بودن نسخ قرآن تا زمان عثمان اشتراك نظر دارند و معتقدند از اون زمان به غير از تغييرات گرامري و جزئيات كوچك تر در قرآن تغييري حاصل نشده.

با توجه به منابع و مدارك ذكر شده از اين به بعد ادعاي عدم تحريف قرآن از نظر من اعتباري نداره. دوستان مي تونن سر خودشون رو كلاه بذارن.
عيسي جان مي شود بفرماييد كجاش با قرآنهاي فعلي فرق دارن ؟

بنفش
Friday 28 February 2003, 01:25PM
نوشته شده بوسيله 5 saleh
سلام
شما نميرين تحقيق ؟
اصل موضوع يه چيز ديگست جناب بنفش
اين قرانها يه چيز ديگه نيست همان اصل قران به قرائتهاي 14 گانه است كه به همان طرز خوانده شده نوشته شده است و براي جلوگيري از اشتباه مسلمانان كم اطلاع وبدانديشاني چون شماازدسترس دور نگه داشته شده بود:D
جناب عيسي به فكر خودت باش ما مشكل نداريم به لطف حق:p

خير دوست عزيز تفاوت ها بسيار بيشتر از چيزيست كه شما مي فرماييد. لطف كنيد لينك ارائه شده رو مطالعه كنيد.

بنفش
Friday 28 February 2003, 01:30PM
راستي دوستان اين دوستمون, 5 saleh, هم به وجود 14 قرائت مختلف از قرآن اذعان كرد. همون طور كه مي دونيد در زبان عربي حتي تغيير اعراب هم مي تونه معني متفاوتي به دنبال داشته باشه. نمي دونم چطور ادعا مي كنيد قرآن تحريف نشده و از طرفي مي گوييد: "جلوگيري از اشتباه مسلمانان كم اطلاع وبدانديشاني چون شماازدسترس دور نگه داشته شده بود". اگر غير از اينه كه اين قرآن هاي مورد اشاره شما همه با يكديگر تفاوت داشتند چه دليلي وجود داره كه همه رو معدوم كنند؟

در ضمن مطالب عرضه شده كاملا با اين موضوع تفاوت داره و به تغيير قرآن حتي بعد از زمان عثمان اشاره مي كنه. لطف كنيد مطالعه كنيد بعد نظر بدين.

5 saleh
Friday 28 February 2003, 02:22PM
ميگم اين شراب اتريشي عجب اثري داره :smile23:
حناب بنفش
اين قرائتها مشكلي در زمينه تحريف ايجاد نميكنه مثلا همين مالك وملك كه در هر صورت معني را ميرساند:)
به كوريه چشم بعضيا همه جاي دنيا اين كتاب الهي يكيست:smile34:

min
Saturday 1 March 2003, 12:42AM
بابا اين عيسي با اسم بنفش مياد يه چيزي مي نويسه بعد مي خواد خودش هم جواب بده زياد جدي نگيريد اين با خودش هم درگيره
چطور شد تا وقتي من نگفته بودم كه بنفش چرا پيداش نيست يهو پيداش شد و تا بنفش بر عليه اسلام نوشت اين عيسي كه خود بر عليه اسلام مي نوشت يهو مسلمان شد و مي خواد به دفاع برخيزه ؟
اين بدبخت آنقدر سياست نداره كه به مرور كارشا انجام بده يكدفعه مي خواد رنگ عوض كنه تا كسي متوجه نشه اين همون بنفشه :D:D

بنفش
Saturday 1 March 2003, 02:33AM
نوشته شده بوسيله 5 saleh
ميگم اين شراب اتريشي عجب اثري داره :smile23:
حناب بنفش
اين قرائتها مشكلي در زمينه تحريف ايجاد نميكنه مثلا همين مالك وملك كه در هر صورت معني را ميرساند:)
به كوريه چشم بعضيا همه جاي دنيا اين كتاب الهي يكيست:smile34:

عزيزجان با لجبازي كه نميشه حرفي رو ثابت كرد. گفتم لطف كنيد لينك مربوط رو مطالعه كنيد. گرچه مي دونم فايده اي نداره. مي بينيد دوستان؟ هيچ كدوم شما جوابي براي اين مسئله نداريد بعد كماكان روي عدم تحريف قرآن پافشاري مي كنيد! با وجدان خودتون چه مي كنيد؟

سینا 555
Saturday 1 March 2003, 02:47AM
نوشته شده بوسيله min
بابا اين عيسي با اسم بنفش مياد يه چيزي مي نويسه بعد مي خواد خودش هم جواب بده زياد جدي نگيريد اين با خودش هم درگيره
چطور شد تا وقتي من نگفته بودم كه بنفش چرا پيداش نيست يهو پيداش شد و تا بنفش بر عليه اسلام نوشت اين عيسي كه خود بر عليه اسلام مي نوشت يهو مسلمان شد و مي خواد به دفاع برخيزه ؟
اين بدبخت آنقدر سياست نداره كه به مرور كارشا انجام بده يكدفعه مي خواد رنگ عوض كنه تا كسي متوجه نشه اين همون بنفشه :D:D

سلام مين
خوب مچ ميگيري ها خوشم اومد.;)
بچه مسلمون ميتونه صداي پاي شيطونك ها رو هر جا باشند بشنونه.:smile39:

فان حزب الله هم الغالبون

eesa
Saturday 1 March 2003, 10:50AM
نوشته شده بوسيله 5 saleh
سلام
جناب عيسي به فكر خودت باش ما مشكل نداريم به لطف حق:p

بنام خدايم
لطفا جواب سوالهاي منو بدين اين حرفها براي فرار كافي نيست

eesa
Saturday 1 March 2003, 10:52AM
نوشته شده بوسيله asheghe iran_p
:D

به خودت هم سلام ميكني چقدر مغرور؟:confused::D:o

بنام خدايم
شما هميشه وقتي جوابي ندارين اينطوري فرار ميكنين ....
ايشالله خوب ميشين

eesa
Saturday 1 March 2003, 10:55AM
نوشته شده بوسيله min

عيسي جان مي شود بفرماييد كجاش با قرآنهاي فعلي فرق دارن ؟

يه چيزو ميدوني چيه ؟
من مطمئنم تو قرصهاتو پشت و رو ميخوري .... از طرفي كه شكاف وسطش داره بخور اگر كپسولي هستي كه بايد كامل بخوريش نه پودر وسطشو در بياري ....
ميبينم همتون مقابل اثبات قرآن هم كم ميارين !!! انجيل كه بيخيل !!
اصلا بهتره سوزني بشي

asheghe iran_p
Saturday 1 March 2003, 07:49PM
نوشته شده بوسيله eesa


بنام خدايم
شما هميشه وقتي جوابي ندارين اينطوري فرار ميكنين ....
ايشالله خوب ميشين

اتفاقآ جواب قشنگي بود به تو

eesa
Sunday 2 March 2003, 12:19PM
نوشته شده بوسيله asheghe iran_p


اتفاقآ جواب قشنگي بود به تو


چطوري شلمن

اولا تو نه شما ...
بعدشم 2 تا انسان دارن اختلاف حل ميكنن كه امريكا نمياد براي وساطت
مياد ؟ اصلا آمريكا اهل اين حرفاست

tafsir
Monday 3 March 2003, 02:42AM
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
این اولین نوشته ی من در این باشگاه است. من بیشتر در Persiantalkمی نویسم. به توصیه ی یکی از دوستان به باشگاه جوانان آمده ام.
و اما در مورد مطالب نوشته شده:
1. «پدرم برايم تعريف مي كرد كه در سال هاي انقلاب اسلامي در دانشگاه متوجه بحث دو نفر درباره ي آزادي روابط دختر و پسر شديم كه دور آن ها عده ي زيادي از دانشجويان جمع شده بودند. شخصي كه خود را "بچه مسلمان" جلوه مي داد براي شخص "موافق غرب" استدلالي آورد. او جواب استدلالش را داد و خلاصه اين ها با هم بحث كردند تا آن "بچه مسلمان" در بحث شكست خورد و "كم آورد". داشجويان داشتند پراكنده مي شدند كه يك نفر گفت به طرفين بحث گفت" من شما را در غذاخوري و محوطه ي دانشگاه با هم ديده ام كه دوست هستيد و شما مخالف هم نيستيد" معلوم شد كه آن ها از قبل اين بحث را زمينه چيني كرده بودند كه چگونه استدلال كنند كه طرف مذهبي شكست بخورد و دانشجويان فكر كنند كه نظريه ي غرب درست است.»
2. می گویند "دوست نادان بدتر از دشمن داناست". وقتی کسی ببیند که در یک بحث عقیده ای شکست بخورد احساس می کنند آن عقیده باطل است. گاهی دوستان به دلیل کمبود اطلاعات وقتی می خواهند از چیزی دفاع کنند و نمی توانند افتضاح به بار می آید.
3. کلام زیبایی است:« وقتی می خواهی چیزی را بکوبی به آن خوب حمله نکن. از آن بد دفاع کن.» حال چه این بد دفاع کردن از جانب دشمنان منافق باشد و چه از طرف دوستان نادان اثرات بسیار بدی را به دنبال دارد. اگر ما از چیزی اطلاع کافی نداریم باید بریم بپرسیم و تحقیق کنیم و بعد در مورد آن حرف بزنیم.
4. در این بحث دیده می شود که مسلمان ها نتوانسته اند از عقیده ی خود خوب دفاع کنند. البته من به آن ها اتهام "دوست نادان " یا "دشمن منافق" نمی زنم بلکه می گویم کمی سنجیده تر و بر اساس عقل و منطق صحبت کنند نه با کنایه زدن. اگر نمی دانند بروند و تحقیق کنند و بپرسند و بعد بیایند چیزی بنویسند. امید وارم که از انتقاد من نرنجیده باشید.
و حال اصل ماجرا:
من بخش اول Link ي كه داده شده بود خواندم. قسمت اصلي ماجراي آورده شده از همان قسمت اول است و بقيه ي قسمت ها به مطالب ديگري مي پردازند. احتمالا دوستان به خاطر انگليسي بودن آن نتوانسته اند آن را بخوانند. گر چه من در كانادا هستم و امكان تحقيق يا پرسش در اين زمينه را ندارم ولي تا آن جايي كه بلدم به آن پاسخ محكمي خواهم گفت( ان شا’الله). از دوستان خواهشمندم در باره ي ادعاي تحريف قرآن پيش از عثمان بپرسند و اين جا بنويسند. من مطالبي در اين زمينه خوانده بودم ولي الان در دسترس قرار ندارند.
جواب بنفش و عيسي:
1. همان طور كه مي دانيد، به مطالب اينترنت هيچ اعتمادي نمي توان كرد. اين را همه ي مطلعين مي دانند. جون هر كس و هر سازماني مي تواند هر اطلاعاتي در آن بنويسد و تقرريبا "هيچ" نظارتي بر درستي مطالب آن صورت نمي گيرد. مثال هاي بسياري هر روز در اين زمينه مي بينيم. مثلا شركت معتبر مايكروسافت روزي در اينترنت خبر مصاحبه اي را در سايت خود نهاد كه درباره ي يك متخصص كامپيوتر بود كه گفته بود كه قبلا در سيستم هاي مبتني بر Unix كار ميكرده ولي جديدا با ويندوز سرور مايكروسافت كار مي كند و بسيار از آن راضي است. ضمنا نام و عكس او را هم زده بود. فردا اعلام شد(از سوي ديگران) كه اين عكس متعلق به شخصي است كه اصلا كار كامپيوتري نمي كند و آن نام هم دروغين بوده و وجود خارجي نداشته است. مايكروسافت مجبور شد فرداي آن روز آن مطلب را از سايت خود حذف كند. خدا مي داند چه قدر قبل از آن مصاحبه ها شده كه كسي از دروغين بودن آن خبردار نشده است.وقتي اين شركت معتبر در مورد مطلبي در زمان حال، براي موضوعي بسيار كوچك(برتر بودن نرم افزار هايش از نظر"يك" نفر) دروغ سازي مي كند، چرا شركت ها يا افراد گم نام تر در مورد مطلبي در زمان گذشته و براي مطلبي بسيار مهم و خطير شايعه پراكني نكند؟ ما از كجا بدانيم كه واقعا اين تحقيق شده است يا اين كه از مسجد صنعا قرآن هايي پيدا شده است يا نه؟!
2. حتي اگر اين خبر واقعي باشد، چگونه مي توان به 2 پژوهشگر اعتماد كرد كه مغرضانه عمل نكرده باشند؟ به گفته ي آن مقاله فقط دو نفر به برگه هاي قرآن دسترسي داشته اند. از كجا بدانيم كه آن ها با صداقت عمل كرده اند؟ در ضمن به بيگانگان و غير مسلمانان در مواردي كه درباره ي دين ديگري نظر مي دهند از لحاظ عقلي نبايد اعتماد كرد. آن ها به راحتي مي توانند اين را يك عمل واقعي نشان دهند و بعد از آن براي باطل دانستن اسلام و قرآن نشان دهند.
مخصوصا وقتي نقش دولت ها به ميان مي آيد. گفته شده با پشتيباني مالي دولت آلمان بوده است. در جاي ديگري از مقاله به مطالبي كه يك نشريه ي اسرائيلي كه در دارالسلام درباره ي اسلام از طرف صهيونيست ها و يهودي ها منتشر مي شود استناد شده است. خوب اين كه واضح است كه وقتي يهودي ها و صهيونيست ها بخواهند درباره ي اسلام نظر دهند، چه قدر نظرشان واقعي و همراه با انصاف است!
3. شايد همين پاك كردن ها و دوباره نويسي ها هم كار خودشان باشد. نگوييد " با آزمايش هايي مي توان فهميد كه اين عمل در چه تاريخي انجام شده است". جواب: اولا كسي آن برگه ها را مورد آزمايش دقيق قرار نداده است كه معلوم شود. اين فقط اظهار نظر دو نفر است. ثانيا شايد با روش هاي پيشرفته اي طوري عمل كرده باشند كه آثار پاك كردگي قديمي نمايش دهند. تكنولوژي ه ديگه! البته شايد هم اشكال ها از نويسندگان بوده است. يا اشكال از حافظان قرآن بوده است. يا اين كه مي خواسته اند قرآن را در آن زمان تحريف كنند و آن را به طور تحريف شده در لوح هايي نوشته اند كه به خواست الهي (كه تقدير كرده قرآن مصون از تحريف بماند) آن لوحه ها را بنا به دلايلي مجبور بوده اند در خاك پنهان كنند تا در آينده از آن ها استفاده كنند كه موفق نشده اند.( اين كار خيلي غير عقلاني است كه به جاي سوزاندن خاك كنند. چون ممكن بود كسي همان موقع آن ها پيدا كند و يا مسجد به دلايلي پس از چند ويران شود و رازشان فاش شود. وقتي مي توانند بسوزانند چرا خاك كنند؟) به هر حال سناريو هاي مختلفي مي توان براي آن تصور كرد.
4. مگر همه ي قرآن ها و حافظان قرآن در صنعا بوده اند كه بيايند قرآن را تحريف كنند؟ مردم مناطق ديگر چگونه قرآن هايشان تغيير كرده؟!! امروزه همه ي قرآن هاي سراسر دنيا به يك شكل منتشر مي شوند( به جز قرآني كه جديدا توسط اسرائيل منتشر شده و آيات را طوري تغيير داده كه بر عليه يهوديان نباشد!)اگر چنين بود بايد قرآن هاي مناطق مختلف متفاوت مي بودند. ضمنا با اين همه حفاظ كه قرآن را بي كم و كسر در همه ي زمان ها در سينه هاي خود نگه داشته اند، و بر حفظ آن تعصب داشتند، غير ممكن است بتوان كلمه اي از آن را تغيير داد.
5. امروزه قرآن هايي از ائمه ي اطهار به جا ماند كه با قرآن هاي امروزي( به جز از لحاظ خط عربي، كه به مرور زمان تغيير كرده) تفاوتي ندارند.
6. در مقاله آمده بود كه اختلاف آن قرآن ها با قرآن امروزي بسيار كم و در حد اختلاف در ترتيب آيات و تفاوت هاي املايي است. همان طور كه مي دانيد ترتيب آيات در زمان عثمان و با نظارت حضرت علي انجام شد. ترتيب آيات قبل از آن تابع قانون خاصي نبوده و مثلا بعضي بر اساس ترتيب نزول و ... آن را مرتب كرده بودند. در عربي هم رسم الخط هاي املايي متفاوتي وجود دارد. گر چه اكثر قرآن هاي ناهمسان با قرآن زمان عثمان از بين برده شد، ممكن تعدادي از آن ها همچنان بعد از او باقي مانده باشد و اين قرآن ها از همان قرآن هاست كه اشتباه داشته اند. در زمان عثمان هيئتي به مكتوب كردن قرآن همت گماشتند و نسخه هاي اشتباه و غير استاندارد را (فكر كنم) سوزاندند و آن را به مناطق مختلف اسلامي همراه با يك قاري ممتاز ارسال كردند. اين قرآن ها همان قرآني است كه علي (ع) بر آن نظارت داشته و عاري از انحراف است(چگونه ممكن است كه چيزي را كه به اقسانقاط جهان آن روز بفرستند را كسي تغيير دهد؟ ديگران كه قبول نمي كنند!)
7. اگر قرآن تحريف شده باشد‘ با آيه اي كه خدا گفته كه قرآن تحريف نمي شود چه كنيم؟ خواهيد گفت آن هم ساختگي است. جواب: در مطالب گفته شده كه تحريفات جزئي بوده (همان طور كه گفتم) و چنين نبوده كه يك آيه را بردارند و يا آيه اي به آن اضافه كنند. پس ناچاريم بپذيريم اين آيه وجود داشته است و قرآن تحريف نشده.
8. اگر قرآن تحريف شده باشد، بايد جاهايي از آن را انسان ها نوشته يا تغيير داده باشند و اگر مربوط به انسان باشد، پس چرا هنوز كسي نتوانسته مثل آن بياورد؟ چون همه ي قسمت هاي آن خدايي است كسي نمي تواند مثل آن بياورد. اگر تحريف شده بود عده اي مي آمدند و مطالبي مثل قسمت هاي تحريف شده ي انساني مي آوردند. قرآن گفته كسي حتي 10 آيه مثل آن را نمي تواند بياورد.

اين ها مطالبي بود كه به ذهن من رسيد. اكر بيشتر تعمق مي كرد شايد مطالب و اشكالات بيشتري به ذهنم مي رسيد. فعلا همين اندازه كافي است.
دوستان توجه كنند كه اگر تنها "يك" مورد از موارد فوق را بپذيريم كل مسئله باطل مي شود. نيازي به پذيرش بقيه ي موارد نيست.

در مورد آن آيه ي قرآن درباره ي زنان كه در امضاي او آورده مي شود بحثي در قسمت مذهبي پرشين تاكhttp://www.Persiantalk.com برقرار است كه ثابت مي كنيم كه اين آيه ي شريفه هم از نشانه هاي اثبات كننده ي حقانيت قرآن است.

asheghe iran_p
Monday 3 March 2003, 03:24AM
با سلام خدمت شما دوست عزيز من از طرف بقيه دوستان به شما خوش آمد ميگم اميدوارم كه در كنار ما بموني و موندگار باشي خوشحالم كه در اين سايت حضور پيدا كردي ميشه بپرسم شما كجاي كانادا تشريف داريد؟

با تشكر پدرام

يا علي

tafsir
Monday 3 March 2003, 04:05AM
بسم الله و سلام
متشكر از لطفت.
عزيز پيام خصوصي مي ذاشتي يا نامه مي دادي. اين جا جاي احوال پرسي نبود. بحث از جايگاه اصليش منحرف مي شه.
حالا كه پرسيدي: تورنتو. اگر شما هم تورنتو هستيد و نشاني دقيق و تلفن مي خواهيد نامه يا پيام شخصي بدهيد، جواب مي دم.
ببخشيد اگر مطلب قبليم طولاني بود. البته بگويم كه ديگر مطلب بلند نمي نويسم چون وقت ندارم.
از همه ي عزيزان مي خواهم كه با "حقيقت جويي" و "انصاف" به مطالب بنگرند.
اهدنا الصراط المستقيم
از بنفش و eesa هم مي خواهم كه عقايد بنيادي و دين و آيينشان را بگويند تا بتوانيم در بحث بهتر جلو برويم.
به اميد ظهور
يا حق

asheghe iran_p
Monday 3 March 2003, 04:18AM
نوشته شده بوسيله tafsir
بسم الله و سلام
متشكر از لطفت.
عزيز پيام خصوصي مي ذاشتي يا نامه مي دادي. اين جا جاي احوال پرسي نبود. بحث از جايگاه اصليش منحرف مي شه.
حالا كه پرسيدي: تورنتو. اگر شما هم تورنتو هستيد و نشاني دقيق و تلفن مي خواهيد نامه يا پيام شخصي بدهيد، جواب مي دم.
ببخشيد اگر مطلب قبليم طولاني بود. البته بگويم كه ديگر مطلب بلند نمي نويسم چون وقت ندارم.
از همه ي عزيزان مي خواهم كه با "حقيقت جويي" و "انصاف" به مطالب بنگرند.
اهدنا الصراط المستقيم
از بنفش و eesa هم مي خواهم كه عقايد بنيادي و دين و آيينشان را بگويند تا بتوانيم در بحث بهتر جلو برويم.
به اميد ظهور
يا حق




سلام دوست من ببخشيد كه مزاحم شدم نميخواستم اينجوري بشه ولي من اتاوا هستم متاسفانه:(

در هر حال از اين به بعد اگر سوالي داشتم در پي ام ميگم راستي

eesa و بنفش و هالو" يك نفر هستند و نظراتشون هم داده نشه بهتره :D

عيسي جان ببخشيد ديگه :D

سینا 555
Monday 3 March 2003, 07:43AM
جناب تفسيرسلام

ضمن خوشامدگويي به شما ,از مطالبي كه نوشتي استفاده كردم و اميدوارم بيشتر از شما بشنويم.

حق نگهدار شما باشد انشاال...

eesa
Monday 3 March 2003, 12:00PM
نوشته شده بوسيله tafsir
بسم الله و سلام
متشكر از لطفت.
عزيز پيام خصوصي مي ذاشتي يا نامه مي دادي. اين جا جاي احوال پرسي نبود. بحث از جايگاه اصليش منحرف مي شه.
حالا كه پرسيدي: تورنتو. اگر شما هم تورنتو هستيد و نشاني دقيق و تلفن مي خواهيد نامه يا پيام شخصي بدهيد، جواب مي دم.
ببخشيد اگر مطلب قبليم طولاني بود. البته بگويم كه ديگر مطلب بلند نمي نويسم چون وقت ندارم.
از همه ي عزيزان مي خواهم كه با "حقيقت جويي" و "انصاف" به مطالب بنگرند.
اهدنا الصراط المستقيم
از بنفش و eesa هم مي خواهم كه عقايد بنيادي و دين و آيينشان را بگويند تا بتوانيم در بحث بهتر جلو برويم.
به اميد ظهور
يا حق

بنام خدايم
خب از اينكه ميبينم فشاري جديدي پيدا شده خوشحالم چون متاسفانه طبق تعاريف خودتون وقتي حرفي براي گفتن ندارند ميگن كه ما صحبتهامون قابل بحث نيست !!!! اميدوارم شما به اين مسئله دچار نشين .... و به همين علت بهانه اي راه انداختن كه من و بنفش و هالو يك آيدي هستيم !!!!! البته خب اين از آموزشهاي اسلامي اينهاست كه چگونه بايد راه فرار پيدا كنن ..
راستش بيان عقايد به اين صورت ممكن نيست بهتره يه نگاه به مطلبهاي گذشته بندازين با من بيشتر آشنا ميشين .... شايد بحث تحريف انجيل كه دوستان غلاف كردن رو بتونيم با هم داشته باشيم اگر جز اين دسته هستين ...
در خدمتتون هستم

kimia20ir
Monday 3 March 2003, 01:34PM
سلام بر اهل سلام....

اين مطلبي رو كه ذكر ميكنم به اين خاطر هست كه در بين مطالب خوندم كه دوستان اشاره كرده بودن قرآن دهها سال بعد از پيامبر جمع آوري ومكتوب شده در حالي كه حقيقت بر خلاف اين است.

....بر خلاف آنچه در ميان گروهى مشهور است كه قرآن در عصر پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) به صورت پراكنده بود، بعد در زمان ابوبكر يا عمر يا عثمان جمع آورى شد قرآن در زمان خود پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) به همين صورت امروز جمع آورى شده بود، و سرآغازش سوره حمد بوده است .
مدارك متعدد ديگرى در دست است كه اين واقعيت را تاءييد مى كند كه قرآن به صورت مجموعه اى كه در دست ماست در عصر پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) و به فرمان او جمع آورى شده بود.
على بن ابراهيم از امام صادق (عليه السلام ) نقل كرده كه رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) به على (عليه السلام ) فرمود: قرآن در قطعات حرير و كاغذ و امثال آن پراكنده است آن را جمع آورى كنيد سپس اضافه مى كند على (عليه السلام ) از آن مجلس برخاست و آن را در پارچه زرد رنگى جمع آورى نمود سپس بر آن مهر زد (و انطلق على (عليه السلام ) فجمعه فى ثوب اصفر ثم ختم عليه ).
گواه ديگر اينكه خوارزمى دانشمند معروف اهل تسنن در كتاب ((مناقب )) از ((على بن رياح )) نقل مى كند كه على بن ابى طالب و ابى بن كعب ، قرآن را در زمان رسولخدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) جمع آورى كردند.
سومين شاهد جمله اى است كه حاكم نويسنده معروف اهل سنت در كتاب ((مستدرك )) از ((زيد بن ثابت )) آورده است :
زيد مى گويد: ((ما در خدمت پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) قرآن را از قطعات پراكنده جمع آورى مى كرديم و هر كدام را طبق راهنمائى پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) در محل مناسب خود قرار مى داديم ، ولى با اين حال اين نوشته ها متفرق بود پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) به على (عليه السلام ) دستور داد كه آن را يكجا جمع كند، و ما را از ضايع ساختن آن بر حذر مى داشت )).
سيد مرتضى دانشمند بزرگ شيعه مى گويد: ((قرآن در زمان رسول الله
به همين صورت كنونى جمع آورى شده بود)).
طبرانى و ابن عساكر از ((شعبى )) چنين نقل مى كنند كه شش نفر از انصار قرآن را در عصر پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) جمع آورى كردند و قتاده نقل مى كند كه از انس ‍ پرسيدم چه كسى قرآن را در عصر پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) جمع آورى كرد، گفت چهار نفر كه همه از انصار بودند: ابى بن كعب ، معاذ، زيد بن ثابت ، و ابوزيد و بعضى روايات ديگر كه نقل همه آنها به طول مى انجامد.
----------------------------------------------------------------------------
مدارك و منابع:
كتاب عيون اخبار الرضا
تاريخ القرآن ابو عبدالله زنجاني
مجمع البيان
منتخب كنز العمال
صحيح بخاري
خب اين خودش اسنادي هست كه مشخص شده قرآن قابل تحريف نيست....البته خدا خودش در قران فرموده ما قرآن را نازل كرديم و خود آن را حفظ ميكنيم.

صبح
Monday 3 March 2003, 01:50PM
نوشته شده بوسيله eesa


بنام خدايم
خب از اينكه ميبينم فشاري جديدي پيدا شده خوشحالم چون متاسفانه طبق تعاريف خودتون وقتي حرفي براي گفتن ندارند ميگن كه ما صحبتهامون قابل بحث نيست !!!! اميدوارم شما به اين مسئله دچار نشين .... و به همين علت بهانه اي راه انداختن كه من و بنفش و هالو يك آيدي هستيم !!!!! البته خب اين از آموزشهاي اسلامي اينهاست كه چگونه بايد راه فرار پيدا كنن ..
راستش بيان عقايد به اين صورت ممكن نيست بهتره يه نگاه به مطلبهاي گذشته بندازين با من بيشتر آشنا ميشين .... شايد بحث تحريف انجيل كه دوستان غلاف كردن رو بتونيم با هم داشته باشيم اگر جز اين دسته هستين ...
در خدمتتون هستم

بهتره قبل از اينكه بحث رو شروع كنيد ملاحظه ادب رو هم بكنيد ... ! اگر از خواندن اين مباحثات ناراحت ميشويد ، قبل از آغاز عمليات تحرير ... يك ليوان آب بنوشيد ...

بنفش
Monday 3 March 2003, 01:57PM
----------------------------------------------------------------------------
مدارك و منابع:
كتاب عيون اخبار الرضا
تاريخ القرآن ابو عبدالله زنجاني
مجمع البيان
منتخب كنز العمال
صحيح بخاري
خب اين خودش اسنادي هست كه مشخص شده قرآن قابل تحريف نيست....

خوب؟ مدارك كجا هستند؟ مگه صرف اين كه 5 منبع درون اسلام از چندنفر محدود چيزي رو نقل كرده باشند اون مطالب حقيقت دارند؟ بعد اين چي رو ثابت مي كنه؟ به طور مشخص حتي اگر فرض كنيم قرآن در زمان محمد به صورت يك كتاب وجود داشته كدام يك از مواردي كه شما نقل كرديد گواهي مي ده كه بعد از اون تحريف نشده؟ از افرادي كه منافعشون با اسلام يكي هستش نبايد انتظار داشت حرفي بزنند كه تحريف قرآن رو تداعي كنه. در يك مبحث درست بايد منابع قابل اعتماد دو طرف باشه. مداركي به دست اومده كه وجود فيزيكي دارند و گواهي مي دهند كه متن قرآن مرتبا عوض مي شده. اين كه فلان عرب مسلمان در تاييد قرآن حرفي زده چي رو مي تونه ثابت كنه؟ خودتون رو گول مي زنيد يا ما رو؟

البته خدا خودش در قران فرموده ما قرآن را نازل كرديم و خود آن را حفظ ميكنيم.

اين هم داستاني شده! فرض تحريف كتابي مطرح مي شه و شما از خود همون كتاب براي ردش مطلب ميارين؟ وقتي من با مداركي مي گم قرآن تحريف شده, شما از كجا به اين راحتي فرض مي كنيد كه خود "خدا" گفته قرآن رو حفظ مي كنيم؟ اگه همه چيز به اين راحتي حل مي شد كه ديگه احتياجي به گفت و گو نبود! اشكال دوستان مسلمان اين هستش كه فرق بحث فراديني و درون ديني رو نمي فهمند. واقعا پيش وجدان خودت راضي هستي؟

بنفش
Monday 3 March 2003, 02:42PM
1. «پدرم برايم تعريف مي كرد...»

كلاسيك. چه ربطي به بحث داشت؟

2. می گویند "دوست نادان بدتر از دشمن داناست". وقتی کسی ببیند که در یک بحث عقیده ای شکست بخورد احساس می کنند آن عقیده باطل است. گاهی دوستان به دلیل کمبود اطلاعات وقتی می خواهند از چیزی دفاع کنند و نمی توانند افتضاح به بار می آید.

موافقم. از اين دست زياد ديدم بين دوستان مخ لص.

3. کلام زیبایی است:« وقتی می خواهی چیزی را بکوبی به آن خوب حمله نکن. از آن بد دفاع کن.» حال چه این بد دفاع کردن از جانب دشمنان منافق باشد و چه از طرف دوستان نادان اثرات بسیار بدی را به دنبال دارد. اگر ما از چیزی اطلاع کافی نداریم باید بریم بپرسیم و تحقیق کنیم و بعد در مورد آن حرف بزنیم.

بازهم موافقم.

4. در این بحث دیده می شود که مسلمان ها نتوانسته اند از عقیده ی خود خوب دفاع کنند. البته من به آن ها اتهام "دوست نادان " یا "دشمن منافق" نمی زنم بلکه می گویم کمی سنجیده تر و بر اساس عقل و منطق صحبت کنند نه با کنایه زدن. اگر نمی دانند بروند و تحقیق کنند و بپرسند و بعد بیایند چیزی بنویسند. امید وارم که از انتقاد من نرنجیده باشید.

پيشنهاد خوبي ست.

جواب بنفش و عيسي:
1. همان طور كه مي دانيد، به مطالب اينترنت هيچ اعتمادي نمي توان كرد. اين را همه ي مطلعين مي دانند. جون هر كس و هر سازماني مي تواند هر اطلاعاتي در آن بنويسد و تقرريبا "هيچ" نظارتي بر درستي مطالب آن صورت نمي گيرد...

دوست عزيز بيشتر از يك منبع به اين مطالب اشاره كردند. فرد دخيل در اين ماجرا وجود خارجي دارد. اگر مايليد شايد بتونم مشخصات تماس ايشون رو پيدا كنم تا خودتون تحقيق كنيد.

2. حتي اگر اين خبر واقعي باشد، چگونه مي توان به 2 پژوهشگر اعتماد كرد كه مغرضانه عمل نكرده باشند؟ به گفته ي آن مقاله فقط دو نفر به برگه هاي قرآن دسترسي داشته اند. از كجا بدانيم كه آن ها با صداقت عمل كرده اند؟ در ضمن به بيگانگان و غير مسلمانان در مواردي كه درباره ي دين ديگري نظر مي دهند از لحاظ عقلي نبايد اعتماد كرد. آن ها به راحتي مي توانند اين را يك عمل واقعي نشان دهند و بعد از آن براي باطل دانستن اسلام و قرآن نشان دهند.

دوست عزيز اين بيگانه هاي مورد نظر شما اسلام شناس هاي معتبر هستند. اين كه شما كسي رو نمي شناسيد دليل نميشه كل اعتبار شغلي اون رو زير يوال ببريد. از تمامي صفحات به دست آمده ميكروفيلم تهيه شده و اين مطالعات سال ها طول كشيده. در ضمن اگر واقعا برنامه اي در كار بود مي تونستن اين موضوع رو جنجالي كنند و به اسلام ضربه بزنند. در مقابل مي بينيم اين تيم تحقيقاتي به دور از جنجال 20 سال از وقت خودش رو صرف اين كار مي كنه. حتي الان هم براي اين كه موضوع حساسي هستش در سطح آكادميك نگه داشته شده و هنوز به صورت گسترده تبليغ نشده.

مخصوصا وقتي نقش دولت ها به ميان مي آيد. گفته شده با پشتيباني مالي دولت آلمان بوده است. در جاي ديگري از مقاله به مطالبي كه يك نشريه ي اسرائيلي كه در دارالسلام درباره ي اسلام از طرف صهيونيست ها و يهودي ها منتشر مي شود استناد شده است. خوب اين كه واضح است كه وقتي يهودي ها و صهيونيست ها بخواهند درباره ي اسلام نظر دهند، چه قدر نظرشان واقعي و همراه با انصاف است!

كاملا بدون مدرك صحبت مي كنيد. پس چون جايي از منبعي كه به ادعاي شما صهيونيستي هستش مطلبي نقل شده كل تحقيقات اين تيم زير سوال ميره و اين ها به كل يهودي و صهيونيست هستن؟ انتخاب منابع برمي گرده به نويسنده اين مقاله, اين چه ربطي به تيم محققين داره؟

3. شايد همين پاك كردن ها و دوباره نويسي ها هم كار خودشان باشد. نگوييد " با آزمايش هايي مي توان فهميد كه اين عمل در چه تاريخي انجام شده است". جواب: اولا كسي آن برگه ها را مورد آزمايش دقيق قرار نداده است كه معلوم شود. اين فقط اظهار نظر دو نفر است. ثانيا شايد با روش هاي پيشرفته اي طوري عمل كرده باشند كه آثار پاك كردگي قديمي نمايش دهند. تكنولوژي ه ديگه!

كار خودشان باشد؟ دوست عزيز اتهام بستن كار بسيار ساده اي هستش. شما سعي داريد مطالب رو جوري جلوه بدين كه انگار عده اي آلماني صهيونيست (!) با پول دولت آلمان چيزهايي رو جعل كردند و بعد هم رفتن و در يمن خاك كردند و بعدهم خودشون از خاك درشون اوردند و مطالبي رو نوشتن و جنجالي رو به پا كردن. شما قسمت هايي رو كه به نفعتون نيست ناديده مي گيريد. تمامي اين تحقيقات زير نظر تشكيلات فرهنگي يمن صورت گرفته. تيم آلماني از سوي شخصي در سازمان ميراث فرهنگي يمن به اين كشور دعوت شده و تمامي تحقيقات در همين كشور صورت گرفته. دسترسي به نسخ قرآن بسيار محدود بوده و دولت يمن در حال حاضر چون بيم داره اين مطلب احساسات مسلمانان رو به جوش بياره به تيم محققين اجازه دسترسي بيشتر رو نمي ده. هيچ وقت اين نسخ به تيم آلماني داده نشده كه بتونن چيزي رو جعل كنند.

البته شايد هم اشكال ها از نويسندگان بوده است. يا اشكال از حافظان قرآن بوده است. يا اين كه مي خواسته اند قرآن را در آن زمان تحريف كنند و آن را به طور تحريف شده در لوح هايي نوشته اند كه به خواست الهي (كه تقدير كرده قرآن مصون از تحريف بماند) آن لوحه ها را بنا به دلايلي مجبور بوده اند در خاك پنهان كنند تا در آينده از آن ها استفاده كنند كه موفق نشده اند.( اين كار خيلي غير عقلاني است كه به جاي سوزاندن خاك كنند. چون ممكن بود كسي همان موقع آن ها پيدا كند و يا مسجد به دلايلي پس از چند ويران شود و رازشان فاش شود. وقتي مي توانند بسوزانند چرا خاك كنند؟) به هر حال سناريو هاي مختلفي مي توان براي آن تصور كرد.

نه دوست عزيز توجه نمي كني. سناريو شما وجود خارجي نداره. روي لوح هاي به دست آمده مطالب متفاوتي وجود داشته. تنها از يك زمان هم نبوده بلكه از قبل از زمان عثمان تا چند قرن بعد از اون نسخ متفاوتي به دست اومده. خود شما هم اذعان مي كنيد كه در اون زمان نسخ قبلي قرآن رو مي سوزاندند ولي مطمئنا نمي تونيد اين رو به همه تعميم بدين. چيزي كه مشخصه اين هستش كه قرآن هاي به دست اومده مرتبا دستكاري مي شدند و اين كار در مسجدي زير نظر مستقيم مسلمانان صورت مي گرفته. در ضمن بايد اذعان كنيد خواست الهي در يك مبحث علمي موضوعيتي نداره.

4. مگر همه ي قرآن ها و حافظان قرآن در صنعا بوده اند كه بيايند قرآن را تحريف كنند؟ مردم مناطق ديگر چگونه قرآن هايشان تغيير كرده؟!! امروزه همه ي قرآن هاي سراسر دنيا به يك شكل منتشر مي شوند( به جز قرآني كه جديدا توسط اسرائيل منتشر شده و آيات را طوري تغيير داده كه بر عليه يهوديان نباشد!)اگر چنين بود بايد قرآن هاي مناطق مختلف متفاوت مي بودند. ضمنا با اين همه حفاظ كه قرآن را بي كم و كسر در همه ي زمان ها در سينه هاي خود نگه داشته اند، و بر حفظ آن تعصب داشتند، غير ممكن است بتوان كلمه اي از آن را تغيير داد.

شما تلاش بسياري داريد كه بحث رو هرجوري كه شده به يهودي ها مرتبط كنيد كه مطمئنا روي كساني كه مطلب انگليسي رو نخوندند اثر خواهد گذاشت و به دور از اخلاق هستش. لطفا رعايت كنيد. اولا رواياتي بسياري پيرامون اعتراضات حافظان و كاتبان قرآن وجود داره. چه در زمان محمد و چه بعد از اون. لطفا به خواننده خط ندين. دوما اين سياست تحريف قرآن به صورت سازمان يافته و از طرف حكام مسلمان صورت مي گرفته. كما اين كه نسخ قرآني متفاوتي كه قبل از عثمان وجود داره در اون زمان جمع آوري شده و معدوم شدند, كه خودتون هم اذعان كرديد (مسئله آتش كشيدن قرآن ها).

5. امروزه قرآن هايي از ائمه ي اطهار به جا ماند كه با قرآن هاي امروزي( به جز از لحاظ خط عربي، كه به مرور زمان تغيير كرده) تفاوتي ندارند.

كدام قرآن ها و از كدامين زمان ها و در كجا و به چه صورت. لطفا گنگ صحبت نكنيد.

6. در مقاله آمده بود كه اختلاف آن قرآن ها با قرآن امروزي بسيار كم و در حد اختلاف در ترتيب آيات و تفاوت هاي املايي است. همان طور كه مي دانيد ترتيب آيات در زمان عثمان و با نظارت حضرت علي انجام شد. ترتيب آيات قبل از آن تابع قانون خاصي نبوده و مثلا بعضي بر اساس ترتيب نزول و
...)

خير همچين چيزي در مقاله وجود ندارد. لطفا دوباره مطالعه كنيد و سعي نكنيد به خواننده خط بدين.

7. اگر قرآن تحريف شده باشد‘ با آيه اي كه خدا گفته كه قرآن تحريف نمي شود چه كنيم؟ خواهيد گفت آن هم ساختگي است. جواب: در مطالب گفته شده كه تحريفات جزئي بوده (همان طور كه گفتم) و چنين نبوده كه يك آيه را بردارند و يا آيه اي به آن اضافه كنند. پس ناچاريم بپذيريم اين آيه وجود داشته است و قرآن تحريف نشده.

متاسفانه اين مطلب هم موضوعيتي ندارد. دوباره مطالعه كنيد و اگر لازم مي بينيد مطلب اصلي رو اين جا نقل كنيد.

8. اگر قرآن تحريف شده باشد، بايد جاهايي از آن را انسان ها نوشته يا تغيير داده باشند و اگر مربوط به انسان باشد، پس چرا هنوز كسي نتوانسته مثل آن بياورد؟ چون همه ي قسمت هاي آن خدايي است كسي نمي تواند مثل آن بياورد. اگر تحريف شده بود عده اي مي آمدند و مطالبي مثل قسمت هاي تحريف شده ي انساني مي آوردند. قرآن گفته كسي حتي 10 آيه مثل آن را نمي تواند بياورد.

مثل آن يعني چه جوري؟ اين موضوع براي من بسيار جالب هستش. پس با اين حساب حافظ هم پيامبر بوده چون كسي نتونسته مانندش رو بياره. نه جدي, مثل آن يعني چه جوري باشه؟ شما تعريفي ارائه كنيد ببينم منظورتون چيه, بريم مانندش رو بياريم بعد شما بگين نه اين مثل قرآن نيست! يه ساختاري ارائه كنيد كه بعد نشه زيرش زد. در ضمن خود قرآن هرچه گفته باشه در يك مبحث درست نمي شه بهش استناد كرد. لطفا فراديني بحث كنيد.

اين ها مطالبي بود كه به ذهن من رسيد. اكر بيشتر تعمق مي كرد شايد مطالب و اشكالات بيشتري به ذهنم مي رسيد. فعلا همين اندازه كافي است.
دوستان توجه كنند كه اگر تنها "يك" مورد از موارد فوق را بپذيريم كل مسئله باطل مي شود. نيازي به پذيرش بقيه ي موارد نيست.

براي مواردي كه مطرح كرديد هيچ مدرك و دليلي نياورديد كه بشه اون ها رو پذيرفت. فقط نظريه ارائه كرديد و اتهام زديد. چندتاش هم كه كاملا غلط بود.

در مورد آن آيه ي قرآن درباره ي زنان كه در امضاي او آورده مي شود بحثي در قسمت مذهبي پرشين تاكhttp://www.Persiantalk.com برقرار است كه ثابت مي كنيم كه اين آيه ي شريفه هم از نشانه هاي اثبات كننده ي حقانيت قرآن است

ببينيد آش چه شور شده كه من چيزي نگفته شما حالت دفاعي مي گيريد! مگه من تفسيري ازش كردم؟ حالا اگر وقت بود اون جا هم خدمت مي رسيم.

eesa
Monday 3 March 2003, 07:43PM
نوشته شده بوسيله kimia20ir
سلام بر اهل سلام....

اين مطلبي رو كه ذكر ميكنم به اين خاطر هست كه در بين مطالب خوندم كه دوستان اشاره كرده بودن قرآن دهها سال بعد از پيامبر جمع آوري ومكتوب شده در حالي كه حقيقت بر خلاف اين است.

....بر خلاف آنچه در ميان گروهى مشهور است كه قرآن در عصر پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) به صورت پراكنده بود، بعد در زمان ابوبكر يا عمر يا عثمان جمع آورى شد قرآن در زمان خود پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) به همين صورت امروز جمع آورى شده بود، و سرآغازش سوره حمد بوده است .
مدارك متعدد ديگرى در دست است كه اين واقعيت را تاءييد مى كند كه قرآن به صورت مجموعه اى كه در دست ماست در عصر پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) و به فرمان او جمع آورى شده بود.
على بن ابراهيم از امام صادق (عليه السلام ) نقل كرده كه رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) به على (عليه السلام ) فرمود: قرآن در قطعات حرير و كاغذ و امثال آن پراكنده است آن را جمع آورى كنيد سپس اضافه مى كند على (عليه السلام ) از آن مجلس برخاست و آن را در پارچه زرد رنگى جمع آورى نمود سپس بر آن مهر زد (و انطلق على (عليه السلام ) فجمعه فى ثوب اصفر ثم ختم عليه ).
گواه ديگر اينكه خوارزمى دانشمند معروف اهل تسنن در كتاب ((مناقب )) از ((على بن رياح )) نقل مى كند كه على بن ابى طالب و ابى بن كعب ، قرآن را در زمان رسولخدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) جمع آورى كردند.
سومين شاهد جمله اى است كه حاكم نويسنده معروف اهل سنت در كتاب ((مستدرك )) از ((زيد بن ثابت )) آورده است :
زيد مى گويد: ((ما در خدمت پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) قرآن را از قطعات پراكنده جمع آورى مى كرديم و هر كدام را طبق راهنمائى پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) در محل مناسب خود قرار مى داديم ، ولى با اين حال اين نوشته ها متفرق بود پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) به على (عليه السلام ) دستور داد كه آن را يكجا جمع كند، و ما را از ضايع ساختن آن بر حذر مى داشت )).
سيد مرتضى دانشمند بزرگ شيعه مى گويد: ((قرآن در زمان رسول الله
به همين صورت كنونى جمع آورى شده بود)).
طبرانى و ابن عساكر از ((شعبى )) چنين نقل مى كنند كه شش نفر از انصار قرآن را در عصر پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) جمع آورى كردند و قتاده نقل مى كند كه از انس ‍ پرسيدم چه كسى قرآن را در عصر پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) جمع آورى كرد، گفت چهار نفر كه همه از انصار بودند: ابى بن كعب ، معاذ، زيد بن ثابت ، و ابوزيد و بعضى روايات ديگر كه نقل همه آنها به طول مى انجامد.
----------------------------------------------------------------------------
مدارك و منابع:
كتاب عيون اخبار الرضا
تاريخ القرآن ابو عبدالله زنجاني
مجمع البيان
منتخب كنز العمال
صحيح بخاري
خب اين خودش اسنادي هست كه مشخص شده قرآن قابل تحريف نيست....البته خدا خودش در قران فرموده ما قرآن را نازل كرديم و خود آن را حفظ ميكنيم.


بنام خدايم
همين كه منابعت رو ديدم از خوندنشون صرف نطر كردم ....
اينا اصلا چي هستن با اين اسمها اينا انسانا فضايين ؟ چين ؟
اول لطفا صحت اين نويسندگان رو تاييد كنيد تا در مورد مطالب توضيحي بدم ...
ممنونم

eesa
Monday 3 March 2003, 07:45PM
نوشته شده بوسيله صبح


بهتره قبل از اينكه بحث رو شروع كنيد ملاحظه ادب رو هم بكنيد ... ! اگر از خواندن اين مباحثات ناراحت ميشويد ، قبل از آغاز عمليات تحرير ... يك ليوان آب بنوشيد ...

اين جريان ادب چيه توي بوقش كردين ؟
در اين دنيا چيزي نميتونه منو ناراحت كنه چون ازادم و شادم و اين رو از خداي خودم دارم كيه كه بتونه با خداي من در بيفته ؟
راستي چطوري صبح ؟

eesa
Monday 3 March 2003, 08:03PM
1. «پدرم برايم تعريف مي كرد كه در سال هاي انقلاب اسلامي در دانشگاه متوجه بحث دو نفر درباره ي آزادي روابط دختر و پسر شديم كه دور آن ها عده ي زيادي از دانشجويان جمع شده بودند. شخصي كه خود را "بچه مسلمان" جلوه مي داد براي شخص "موافق غرب" استدلالي آورد. او جواب استدلالش را داد و خلاصه اين ها با هم بحث كردند تا آن "بچه مسلمان" در بحث شكست خورد و "كم آورد". داشجويان داشتند پراكنده مي شدند كه يك نفر گفت به طرفين بحث گفت" من شما را در غذاخوري و محوطه ي دانشگاه با هم ديده ام كه دوست هستيد و شما مخالف هم نيستيد" معلوم شد كه آن ها از قبل اين بحث را زمينه چيني كرده بودند كه چگونه استدلال كنند كه طرف مذهبي شكست بخورد و دانشجويان فكر كنند كه نظريه ي غرب درست است.»

بنام خدايم
منم ميخوام براتون يه داستان بگم ...
«پدرم برايم تعريف مي كرد كه در سال هاي انقلاب اسلامي در دانشگاه متوجه بحث دو نفر درباره ي آزادي روابط دختر و پسر شديم كه دور آن ها عده ي زيادي از دانشجويان جمع شده بودند. شخصي كه خود را "بچه مسلمان" جلوه مي داد براي شخص "موافق غرب" استدلالي آورد. او جواب استدلالش را داد و خلاصه اين ها با هم بحث كردند تا آن
"موافق غرب" در بحث شكست خورد و "كم آورد". داشجويان داشتند پراكنده مي شدند كه يك نفر گفت به طرفين بحث گفت" من شما را در غذاخوري و محوطه ي دانشگاه با هم ديده ام كه دوست هستيد و شما مخالف هم نيستيد" معلوم شد كه آن ها از قبل اين بحث را زمينه چيني كرده بودند كه چگونه استدلال كنند كه طرف مذهبي شكست بخورد و دانشجويان فكر كنند كه نظريه ي غرب درست است))
كوچولوهاي من حالا چراغها خاموش بوس ...مسواك و لالا ..


و حال اصل ماجرا:
من بخش اول Link ي كه داده شده بود خواندم. قسمت اصلي ماجراي آورده شده از همان قسمت اول است و بقيه ي قسمت ها به مطالب ديگري مي پردازند. احتمالا دوستان به خاطر انگليسي بودن آن نتوانسته اند آن را بخوانند. گر چه من در كانادا هستم و امكان تحقيق يا پرسش در اين زمينه را ندارم ولي تا آن جايي كه بلدم به آن پاسخ محكمي خواهم گفت( ان شا’الله). از دوستان خواهشمندم در باره ي ادعاي تحريف قرآن پيش از عثمان بپرسند و اين جا بنويسند. من مطالبي در اين زمينه خوانده بودم ولي الان در دسترس قرار ندارند.

بنام خدايم
من هيچ زماني نگفتم قرآن تحريف شده اما ميتونم دلايلي بيارم كه تحريف شدست .... وقتي عربي شما خوب باشه خيلي چيزهاي جالبي پيدا ميكنيد كه در معاني فارسي تصحيح شده ...!!!!

جواب بنفش و عيسي:
1. همان طور كه مي دانيد، به مطالب اينترنت هيچ اعتمادي نمي توان كرد. اين را همه ي مطلعين مي دانند. جون هر كس و هر سازماني مي تواند هر اطلاعاتي در آن بنويسد و تقرريبا "هيچ" نظارتي بر درستي مطالب آن صورت نمي گيرد. مثال هاي بسياري هر روز در اين زمينه مي بينيم. مثلا شركت معتبر مايكروسافت روزي در اينترنت خبر مصاحبه اي را در سايت خود نهاد كه درباره ي يك متخصص كامپيوتر بود كه گفته بود كه قبلا در سيستم هاي مبتني بر Unix كار ميكرده ولي جديدا با ويندوز سرور مايكروسافت كار مي كند و بسيار از آن راضي است. ضمنا نام و عكس او را هم زده بود. فردا اعلام شد(از سوي ديگران) كه اين عكس متعلق به شخصي است كه اصلا كار كامپيوتري نمي كند و آن نام هم دروغين بوده و وجود خارجي نداشته است. مايكروسافت مجبور شد فرداي آن روز آن مطلب را از سايت خود حذف كند. خدا مي داند چه قدر قبل از آن مصاحبه ها شده كه كسي از دروغين بودن آن خبردار نشده است.وقتي اين شركت معتبر در مورد مطلبي در زمان حال، براي موضوعي بسيار كوچك(برتر بودن نرم افزار هايش از نظر"يك" نفر) دروغ سازي مي كند، چرا شركت ها يا افراد گم نام تر در مورد مطلبي در زمان گذشته و براي مطلبي بسيار مهم و خطير شايعه پراكني نكند؟ ما از كجا بدانيم كه واقعا اين تحقيق شده است يا اين كه از مسجد صنعا قرآن هايي پيدا شده است يا نه؟.

بنام خدايم
ببينيد ما در عصري زندگي ميكنيم كه جعل هر چيزي ممكنه و با كامپيوتر به راهتي ميشه همه چيز رو عوض كرد اما آيا با اين دليل شما همه حقيقتهاي دنيا زير سوال نميره ؟ اگر اين دنيا رو به همين اينترنت تبديل كنيم پس بايد به افريننده شك كرد چون ممكنه همه چيز خود به خود با با دستكاري چند خدا بوجود امده باشه .... حقيقت وجود داره ما نبايد اونو با هر دليلي ردش كنيم چون دلايلي باي اثباتش هميشه هست ...



حتي اگر اين خبر واقعي باشد، چگونه مي توان به 2 پژوهشگر اعتماد كرد كه مغرضانه عمل نكرده باشند؟ به گفته ي آن مقاله فقط دو نفر به برگه هاي قرآن دسترسي داشته اند. از كجا بدانيم كه آن ها با صداقت عمل كرده اند؟ در ضمن به بيگانگان و غير مسلمانان در مواردي كه درباره ي دين ديگري نظر مي دهند از لحاظ عقلي نبايد اعتماد كرد. آن ها به راحتي مي توانند اين را يك عمل واقعي نشان دهند و بعد از آن براي باطل دانستن اسلام و قرآن نشان دهند.
مخصوصا وقتي نقش دولت ها به ميان مي آيد. گفته شده با پشتيباني مالي دولت آلمان بوده است. در جاي ديگري از مقاله به مطالبي كه يك نشريه ي اسرائيلي كه در دارالسلام درباره ي اسلام از طرف صهيونيست ها و يهودي ها منتشر مي شود استناد شده است. خوب اين كه واضح است كه وقتي يهودي ها و صهيونيست ها بخواهند درباره ي اسلام نظر دهند، چه قدر نظرشان واقعي و همراه با انصاف است!
3. شايد همين پاك كردن ها و دوباره نويسي ها هم كار خودشان باشد. نگوييد " با آزمايش هايي مي توان فهميد كه اين عمل در چه تاريخي انجام شده است". جواب: اولا كسي آن برگه ها را مورد آزمايش دقيق قرار نداده است كه معلوم شود. اين فقط اظهار نظر دو نفر است. ثانيا شايد با روش هاي پيشرفته اي طوري عمل كرده باشند كه آثار پاك كردگي قديمي نمايش دهند. تكنولوژي ه ديگه! البته شايد هم اشكال ها از نويسندگان بوده است. يا اشكال از حافظان قرآن بوده است. يا اين كه مي خواسته اند قرآن را در آن زمان تحريف كنند و آن را به طور تحريف شده در لوح هايي نوشته اند كه به خواست الهي (كه تقدير كرده قرآن مصون از تحريف بماند) آن لوحه ها را بنا به دلايلي مجبور بوده اند در خاك پنهان كنند تا در آينده از آن ها استفاده كنند كه موفق نشده اند.( اين كار خيلي غير عقلاني است كه به جاي سوزاندن خاك كنند. چون ممكن بود كسي همان موقع آن ها پيدا كند و يا مسجد به دلايلي پس از چند ويران شود و رازشان فاش شود. وقتي مي توانند بسوزانند چرا خاك كنند؟) به هر حال سناريو هاي مختلفي مي توان براي آن تصور كرد.

بنام خدايم
ببينيد در شكم ماهي كلمه اللهي پيدا شد ... در روده مردي محمد نوشته شده بود يا خيلي از اين عكسها در بين مسلمانان پخش شده ايا من يا شمايي كه عقل داريم بايد اينها رو باور كنيم ؟ چرا براي اينها نميتونيم بگيم كه دستكاري شده يا ساخته شده ؟



4. مگر همه ي قرآن ها و حافظان قرآن در صنعا بوده اند كه بيايند قرآن را تحريف كنند؟ مردم مناطق ديگر چگونه قرآن هايشان تغيير كرده؟!! امروزه همه ي قرآن هاي سراسر دنيا به يك شكل منتشر مي شوند( به جز قرآني كه جديدا توسط اسرائيل منتشر شده و آيات را طوري تغيير داده كه بر عليه يهوديان نباشد!)اگر چنين بود بايد قرآن هاي مناطق مختلف متفاوت مي بودند. ضمنا با اين همه حفاظ كه قرآن را بي كم و كسر در همه ي زمان ها در سينه هاي خود نگه داشته اند، و بر حفظ آن تعصب داشتند، غير ممكن است بتوان كلمه اي از آن را تغيير داد.
5. امروزه قرآن هايي از ائمه ي اطهار به جا ماند كه با قرآن هاي امروزي( به جز از لحاظ خط عربي، كه به مرور زمان تغيير كرده) تفاوتي ندارند.
6. در مقاله آمده بود كه اختلاف آن قرآن ها با قرآن امروزي بسيار كم و در حد اختلاف در ترتيب آيات و تفاوت هاي املايي است. همان طور كه مي دانيد ترتيب آيات در زمان عثمان و با نظارت حضرت علي انجام شد. ترتيب آيات قبل از آن تابع قانون خاصي نبوده و مثلا بعضي بر اساس ترتيب نزول و ... آن را مرتب كرده بودند. در عربي هم رسم الخط هاي املايي متفاوتي وجود دارد. گر چه اكثر قرآن هاي ناهمسان با قرآن زمان عثمان از بين برده شد، ممكن تعدادي از آن ها همچنان بعد از او باقي مانده باشد و اين قرآن ها از همان قرآن هاست كه اشتباه داشته اند. در زمان عثمان هيئتي به مكتوب كردن قرآن همت گماشتند و نسخه هاي اشتباه و غير استاندارد را (فكر كنم) سوزاندند و آن را به مناطق مختلف اسلامي همراه با يك قاري ممتاز ارسال كردند. اين قرآن ها همان قرآني است كه علي (ع) بر آن نظارت داشته و عاري از انحراف است(چگونه ممكن است كه چيزي را كه به اقسانقاط جهان آن روز بفرستند را كسي تغيير دهد؟ ديگران كه قبول نمي كنند!)
7. اگر قرآن تحريف شده باشد‘ با آيه اي كه خدا گفته كه قرآن تحريف نمي شود چه كنيم؟ خواهيد گفت آن هم ساختگي است. جواب: در مطالب گفته شده كه تحريفات جزئي بوده (همان طور كه گفتم) و چنين نبوده كه يك آيه را بردارند و يا آيه اي به آن اضافه كنند. پس ناچاريم بپذيريم اين آيه وجود داشته است و قرآن تحريف نشده.
8. اگر قرآن تحريف شده باشد، بايد جاهايي از آن را انسان ها نوشته يا تغيير داده باشند و اگر مربوط به انسان باشد، پس چرا هنوز كسي نتوانسته مثل آن بياورد؟ چون همه ي قسمت هاي آن خدايي است كسي نمي تواند مثل آن بياورد. اگر تحريف شده بود عده اي مي آمدند و مطالبي مثل قسمت هاي تحريف شده ي انساني مي آوردند. قرآن گفته كسي حتي 10 آيه مثل آن را نمي تواند بياورد.

اين ها مطالبي بود كه به ذهن من رسيد. اكر بيشتر تعمق مي كرد شايد مطالب و اشكالات بيشتري به ذهنم مي رسيد. فعلا همين اندازه كافي است.
دوستان توجه كنند كه اگر تنها "يك" مورد از موارد فوق را بپذيريم كل مسئله باطل مي شود. نيازي به پذيرش بقيه ي موارد نيست.

در مورد آن آيه ي قرآن درباره ي زنان كه در امضاي او آورده مي شود بحثي در قسمت مذهبي پرشين تاكhttp://www.Persiantalk.com برقرار است كه ثابت مي كنيم كه اين آيه ي شريفه هم از نشانه هاي اثبات كننده ي حقانيت قرآن است. [/B][/QUOTE]

در كل به جاي اينكه پاسخي بدم من سوالي مطرح ميكنم ...
البته از بقيه پرسيدم اما ظاهرا حال نداشتن جواب بدن !
چرا به نظر مسلمانان بايد خدا فقط از قرآنش حمايت كنه و انجيل يا تورات تحريف شده هستند ؟ اگر قرار به حمايت نبود پس خدا كلامكي بر زمين نميفرستاد ..
دومين سوالم اينه كه چرا در قرآن خدا بسيار ترسناك توصيف شده و از خوف و وحشت از او صحبتي به ميان اومده اما در انجيل ما مهرباني و بخشش و ايمان پيدا كردن رو با بهترين جملات پيدا ميكنيم كه واقعا تاثير بهتري در درك خدا براي انسان داره .....
من دلايل خودم رو بعد از جواب شما مينويسم ....

kimia20ir
Tuesday 4 March 2003, 01:14AM
خب...دوباره سلام.
جواب غير از قرآن خواستيد؟ ميدم چشم...
(راستي يه آدم عاقل وقتي ميگه قرآن تحريف نشده ديگه دنبالش نميره كه بگرده تحريف شده يا نه...)
راستي جناب عيسي خان....
من عربيم خوبه
ميشه چندتا مثال بزني تا ببينم چه مطلبي از قرآن براي شما يه طور ديگه هست و براي ديگران طور ديگه؟؟؟
حتما مثال بيار....خيلي مشتاق هستم

واما دليل عقلي و غير از قرآن:
ما معتقد هستيم كه كتاب قرآن آخرين كتاب آسماني و حضرت محمد (ص) آخرين پيامبر خداست... البته اگه شما چنين اعتقادي نداريد لطفا كن و بگو كه به اعتقاد شما كدوم پيامبر آخرين پيامبر خداست؟!
خب حالا اگه معتقديم كه حضرت محمد (ص) آخرين پيامبر خداست و قرآن آخرين كتاب آسماني....پس اگه قرآن تحريف بشه ما نميتونم به هيچ چيزي استناد كنيم...چون كتاب آسماني كه تحريف شده پس ممكنه دست روي هر چيز كه بذاريم خلاف حرف خدا باشه و تحريف شده باشه.
خب!
حالا كه اين كتاب قران اخرين كتاب آسموني هست پس حتما خدا بايد حجتش رو با بنده اش توي اين كتاب تموم كرده باشه. كه بتونه بنده اش رو در روز قيامت بازخواست كنه.
و نتيجتا اينكه بهشت و جهنمي در كار باشه.


منتظر جواب ميمونم.

بنفش
Tuesday 4 March 2003, 02:21AM
واما دليل عقلي و غير از قرآن:
ما معتقد هستيم كه كتاب قرآن آخرين كتاب آسماني و حضرت محمد (ص) آخرين پيامبر خداست... البته اگه شما چنين اعتقادي نداريد لطفا كن و بگو كه به اعتقاد شما كدوم پيامبر آخرين پيامبر خداست؟!
خب حالا اگه معتقديم كه حضرت محمد (ص) آخرين پيامبر خداست و قرآن آخرين كتاب آسماني....پس اگه قرآن تحريف بشه ما نميتونم به هيچ چيزي استناد كنيم...چون كتاب آسماني كه تحريف شده پس ممكنه دست روي هر چيز كه بذاريم خلاف حرف خدا باشه و تحريف شده باشه.
خب!
حالا كه اين كتاب قران اخرين كتاب آسموني هست پس حتما خدا بايد حجتش رو با بنده اش توي اين كتاب تموم كرده باشه. كه بتونه بنده اش رو در روز قيامت بازخواست كنه.
و نتيجتا اينكه بهشت و جهنمي در كار باشه.

كيميا جان اذعان مي كني كه اين منطق باز هم درون ديني هستش و نمي تونه مورد استناد قرار بگيره. من از شما خواهش كردم مرتكب اين اشتباه نشين.

به هرحال اگر مايليد مي تونيم در تاپيك جداگانه اي پيرامون "قرآن آخرين كتاب آسماني و حضرت محمد (ص) آخرين پيامبر خداست" صحبت كنيم. اما اون جا هم لطفا در نظر داشته باشيد نمي تونيد به قرآن استناد كنيد, چون صحت خود قرآن بسته به اثبات اين مسئله هستش. به عبارتي نمي شه از طرفي عدم تحريف قرآن رو به صحت اسلام ببنديد و از طرفي براي اثبات حقانيت اسلام از قرآن مثال بيارين.

kimia20ir
Tuesday 4 March 2003, 03:06AM
من دليلي از قرآن نيوردم.
گفتم شما بگو كه آيا اين كه حضرت محمد (ص) آخرين پيامبر و قرآن آخرين كتاب آسماني هست رو قبول داري يا نه؟!
و اگر قبول نداري به نظر شما آخرين پيامبر و كتاب آسماني كدام ها هستند؟

ممنون
منتظر جواب هستم

asheghe iran_p
Tuesday 4 March 2003, 03:11AM
نوشته شده بوسيله kimia20ir
من دليلي از قرآن نيوردم.
گفتم شما بگو كه آيا اين كه حضرت محمد (ص) آخرين پيامبر و قرآن آخرين كتاب آسماني هست رو قبول داري يا نه؟!
و اگر قبول نداري به نظر شما آخرين پيامبر و كتاب آسماني كدام ها هستند؟

ممنون
منتظر جواب هستم


سلام كيميا خانم خوشحالم كه شما رو اينجا ميبينم

اين خدا و پيغمبر(ص) نميشناسه به كي ميگي؟!

اين عيسي(بنفش هالو) كه اين چيزا سرش نميشه!

ببخشيد يه هو پريدم وسط موضوع

با تشكر پدرام السلطنه

kimia20ir
Tuesday 4 March 2003, 03:19AM
سلام جناب پدرام
ممنون از لطفتون
ولي سعي كنيد كه از گفتگوهاي بيهوده و چند كلمه اي پرهيز كنيد كه بحثها از دور اصلي خارج نشن.
باتشكر
كيميا

بنفش
Tuesday 4 March 2003, 03:41AM
من دليلي از قرآن نيوردم.

من هم كه نگفتم شما دليلي از قرآن آوردي. گفتم دليل شما درون ديني هستش. از خود دين براي تاييد دين مثال مي آوريد.

گفتم شما بگو كه آيا اين كه حضرت محمد (ص) آخرين پيامبر و قرآن آخرين كتاب آسماني هست رو قبول داري يا نه؟!
و اگر قبول نداري به نظر شما آخرين پيامبر و كتاب آسماني كدام ها هستند؟

در درجه ي اول اعتقادي به وجود خداي يكتا ندارم. حتي اگر فرض كنم خدايي وجود داره كسي رو نمي شناسم كه لايق مقام پيامبري باشه يا اصلا دليلي براي فرستادن پيامبر نمي بينم. حتي اگر قبول كنم نيازي به پيامبر هست محمد رو فرستاده خدا نمي دونم. و در آخر اگر محمد پيامبر خداست, دليلي نمي بينم قرآن كتابي آسماني باشه و يا محمد آخرين پيامبر. با هر پيش فرضي كه مايل باشيد مي تونيم بحث رو ادامه بديم.

eesa
Tuesday 4 March 2003, 10:39AM
نوشته شده بوسيله kimia20ir [/i]
خب...دوباره سلام.
جواب غير از قرآن خواستيد؟ ميدم چشم...
(راستي يه آدم عاقل وقتي ميگه قرآن تحريف نشده ديگه دنبالش نميره كه بگرده تحريف شده يا نه...)

بنام خدايم
منظور من پيروي چشم وگوش بسته تعدادي از آدمهاست كه فقط حرف ميزنن اما نميدونن چي ميگن ... منظور من از اين حرف اينه ئقتي بخوام از تحريفات قرآن بگم شايد بيشترشون نتونن ازش دفاع كنن و تعدادي هم از فلان علامه مطلب ميارن ... كم كسي پيدا ميشه كه بتونه با ايمان خودش از قرآن يا انجيلش دفاع كنه .... ميتوني بفهمي يا بيشتر بگم ؟


راستي جناب عيسي خان....
من عربيم خوبه
ميشه چندتا مثال بزني تا ببينم چه مطلبي از قرآن براي شما يه طور ديگه هست و براي ديگران طور ديگه؟؟؟
حتما مثال بيار....خيلي مشتاق هستم

عربي رو خيليها مثل همين ملاهاي خودمون بلدن اما من از عربي حرف ميزنم كه در كشورهاي اينجا صحبت ميشه يعني كلمات عاميانه يا تمام اصطلاحات رو ميدوني ؟ اگر ميدوني كه برات بنويسم ....

واما دليل عقلي و غير از قرآن:
ما معتقد هستيم كه كتاب قرآن آخرين كتاب آسماني و حضرت محمد (ص) آخرين پيامبر خداست... البته اگه شما چنين اعتقادي نداريد لطفا كن و بگو كه به اعتقاد شما كدوم پيامبر آخرين پيامبر خداست؟!

تا اينجاش رديف .....

خب حالا اگه معتقديم كه حضرت محمد (ص) آخرين پيامبر خداست و قرآن آخرين كتاب آسماني....پس اگه قرآن تحريف بشه ما نميتونم به هيچ چيزي استناد كنيم...چون كتاب آسماني كه تحريف شده پس ممكنه دست روي هر چيز كه بذاريم خلاف حرف خدا باشه و تحريف شده باشه.

پس كتاب آسماني نبايد تحريف بشه ؟ چون ممكنه دست روي هر چيزي كه بذاريم خلاف حرف خدا باشه و تحريف شده باشه !!!!!
اين دليلي هستش كه خودتون براي رد تحريف كتاب آسماني آوردين ...

خب!
حالا كه اين كتاب قران اخرين كتاب آسموني هست پس حتما خدا بايد حجتش رو با بنده اش توي اين كتاب تموم كرده باشه. كه بتونه بنده اش رو در روز قيامت بازخواست كنه.
و نتيجتا اينكه بهشت و جهنمي در كار باشه.


منتظر جواب ميمونم. [/QUOTE]

شما فقط سعي دارين حرفتون رو با زبان ديگه اي بگين اما نتيجش مثل صحبت بقيه دوستانه ....
ببينيد ...بله منم همينو ميگم كه حجتش تموم شده و دليلي نداره كه امامي يا كسي بخواد اين راه رو ادامه بده ...خدا خودش در قرآن گفته حجت رو تموم كرده حالا هر كسي خواست ايمان بياره و هر كسي خواست ميتونه در دامن شيطان بزرگ بشه ....
اما شما دليلي براي اينكه چرا انجيل بايد تحريف شده باشه نياوردين و دلايلتون هم براي تحريف نشدن قرآن داراي بار منطقي نيست فقط يك نطريه است ....
دوباره سوال ميكنم ... اگر خدا حرفي در كتابهايآسمانيش زده پس چرا بايد فقط از يكي از اونها محافطت كنه ؟
چرا بقيه بايد دست بخورن ..به نطر شما ميشه در كلام خدا دست برد ؟

eesa
Tuesday 4 March 2003, 10:44AM
بنفش :
در درجه ي اول اعتقادي به وجود خداي يكتا ندارم. حتي اگر فرض كنم خدايي وجود داره كسي رو نمي شناسم كه لايق مقام پيامبري باشه يا اصلا دليلي براي فرستادن پيامبر نمي بينم. حتي اگر قبول كنم نيازي به پيامبر هست محمد رو فرستاده خدا نمي دونم. و در آخر اگر محمد پيامبر خداست, دليلي نمي بينم قرآن كتابي آسماني باشه و يا محمد آخرين پيامبر. با هر پيش فرضي كه مايل باشيد مي تونيم بحث رو ادامه بديم.

بنام خدايم
حتما منتظري خدا يه پيغمبري خصوصي برات بفرسته تا همه چيز برات ثابت بشه ؟
دقيقا حرفت مثل اين ميمونه كه داري با ويندوز كار ميكني اما ميگي نه من ماكروسافت رو قبول ندارم و حتي كسي رو نميشناسم كه ويندوز رو درست كرده باشه حتي كساني كه ويندوز رو اموزش ميدادن و اين كتابهاي آموزشي رو نوشتن نميتونم بپذيرم چون هيچي قابل قبول نيست براي من ....اما با ويندوز كار ميكنم و از ش لذت ميبرم ...
وقتي با اصل مشكل داري ديگه چرا توضيح مسائل از فرع ميخواي ؟

kimia20ir
Tuesday 4 March 2003, 12:23PM
سلام.
خب جناب بنفش فعلا شما توي اين بحث شركت نكن. چون تو اصلا خدا رو هم قبول نداري پس چطور ميشه باهات در مورد آفريده ها و معجزات خدا صحبت كرد.؟! عجيبه والله...
عيسي هم جوابت رو داد....و مثال جالبي هم زد. :cool:
×××××××××××××××××××××××××××××××××
خب جناب عيسي:
من عربي عاميانه رو هم متوجه ميشم. لطف كن و چندتا مثال بزن تا ببينم حرف حسابت در اين مورد چي هست:confused:

حرفاي من هم نظريه نيست. يه دليل كلامي هست.

شما چون معتقد به خدا هستي حتما به جهنم و بهشتش اعتقاد داري.
خب خدا چطور ميتونه بنده اش رو بدون اينكه باهاش حجت رو تموم كرده باشه مواخذه كنه؟
پس حتما بايد حجت رو تموم كرده باشه.
و اين منطقي نيست كه اگه خدا در آخرين كتاب آسماني خودش حجت رو تموم نكرده باشه ديگه جايي ديگه قرار باشه حجت رو تموم كنه.

ولي شما حتما اون مثال هاي قران رو كه در مورد عربيش مشكل داري رو بگو
منتظرم

فعلا...

eesa
Tuesday 4 March 2003, 12:52PM
شته شده بوسيله kimia20ir [/i]
سلام.
خب جناب بنفش فعلا شما توي اين بحث شركت نكن. چون تو اصلا خدا رو هم قبول نداري پس چطور ميشه باهات در مورد آفريده ها و معجزات خدا صحبت كرد.؟! عجيبه والله...
عيسي هم جوابت رو داد....و مثال جالبي هم زد. :cool:
×××××××××××××××××××××××××××××××××
خب جناب عيسي:
من عربي عاميانه رو هم متوجه ميشم. لطف كن و چندتا مثال بزن تا ببينم حرف حسابت در اين مورد چي هست:confused:

بنام خدايم
باشه ... يه مقداري زمان ميبره چون بايد مرتبشون كنم كه پشت سر هم بيان بشه .... منتظرشون باشين

حرفاي من هم نظريه نيست. يه دليل كلامي هست.

شما چون معتقد به خدا هستي حتما به جهنم و بهشتش اعتقاد داري.
خب خدا چطور ميتونه بنده اش رو بدون اينكه باهاش حجت رو تموم كرده باشه مواخذه كنه؟
پس حتما بايد حجت رو تموم كرده باشه.
و اين منطقي نيست كه اگه خدا در آخرين كتاب آسماني خودش حجت رو تموم نكرده باشه ديگه جايي ديگه قرار باشه حجت رو تموم كنه.
ولي شما حتما اون مثال هاي قران رو كه در مورد عربيش مشكل داري رو بگو
منتظرم

فعلا... [/QUOTE]

بنام خدايم
اول بايد بگم اين همه مطلب رو بي جواب گذاشتين فقط به همين چند جمله پسنده كردين !؟!؟!؟!؟ نه اينطوري نميشه .... بايد مو به مو پاسخ بدين اين قابل قبول نيست براي من .....
بهشت و جهنم رو اونطور كه شما ميكگيد نه .... من به اين حقيقت رسيدم كه در اين دنيا جهنم وجود داره و ما جواب گناهان خودمون رو اينجا پس ميديم اما .............. بحثش مفصله اگر ميخواي تاپيك جدا براش باز كن كه با حرفهاي ديگه قاطي نشه ...
منتظر هستم ... جواب بقيه حرفهاي منو هم بدين لطفا چون اينطوري منم نميتونم به خواسته شما عمل كنم .... سوالهاي منو پاسخ بدين در متنهاي قبلي ....

kimia20ir
Tuesday 4 March 2003, 02:27PM
سلام بر اهل سلام.
جناب عيسي!
سوالهاي قابل جوابي نبود كه جواب بدم.
فقط در مورد تحريف انجيل بود كه توي اين بحث نميگنجه...نياز به يه بحث جدا داره كه انشاالله سر فرصت بحث ميكنم

فعلا...:cool:

eesa
Tuesday 4 March 2003, 06:40PM
نوشته شده بوسيله kimia20ir
سلام بر اهل سلام.
جناب عيسي!
سوالهاي قابل جوابي نبود كه جواب بدم.
فقط در مورد تحريف انجيل بود كه توي اين بحث نميگنجه...نياز به يه بحث جدا داره كه انشاالله سر فرصت بحث ميكنم

فعلا...:cool:

ميدونستم شما هم به درد بقيه مبتلا ميشين

صبح
Tuesday 4 March 2003, 07:57PM
ميشه سوال رو درست و واضح بيان كنين ؟
شما سوالي نكردين ... ؟ !

اگر مساله تحريف قرآن است ، كه همه نوشته هاي شما و همكارتان چنين چيزي را ثابت نمي كند !

لطفا خيلي واضح سوالتون رو با دليل ارائه بدين :) با هوچيگري كاري از پيش نمي برين ...

بهزاد
Tuesday 4 March 2003, 08:04PM
نوشته شده بوسيله eesa
همين كه منابعت رو ديدم از خوندنشون صرف نطر كردم ....

اين نشون از بي منطقيت ميده، اگه فكر ميكني نادرستن خوب نقدشون كن.

بنفش
Tuesday 4 March 2003, 08:11PM
خب جناب بنفش فعلا شما توي اين بحث شركت نكن. چون تو اصلا خدا رو هم قبول نداري پس چطور ميشه باهات در مورد آفريده ها و معجزات خدا صحبت كرد.؟! عجيبه والله...
عيسي هم جوابت رو داد....و مثال جالبي هم زد.

چرا شركت نكنم؟ مگه بايد چيزي رو قبول داشت تا دربارش بحث كرد؟ من هم كه گفتم با فرض هر حالتي كه مايل باشي مي شه تحريف قرآن رو نشون داد. كار شما تنها فرار از بحث هستش نه چيز ديگري. براي من كافي هستش كه مداركي رو نشون دادم و شما هيچ حوابي نداشتيد كه بدين.

بنفش
Tuesday 4 March 2003, 08:18PM
نوشته شده بوسيله eesa

بنام خدايم
حتما منتظري خدا يه پيغمبري خصوصي برات بفرسته تا همه چيز برات ثابت بشه ؟
دقيقا حرفت مثل اين ميمونه كه داري با ويندوز كار ميكني اما ميگي نه من ماكروسافت رو قبول ندارم و حتي كسي رو نميشناسم كه ويندوز رو درست كرده باشه حتي كساني كه ويندوز رو اموزش ميدادن و اين كتابهاي آموزشي رو نوشتن نميتونم بپذيرم چون هيچي قابل قبول نيست براي من ....اما با ويندوز كار ميكنم و از ش لذت ميبرم ...
وقتي با اصل مشكل داري ديگه چرا توضيح مسائل از فرع ميخواي ؟

مثال بسيار بي ربطي بود. مگر بايد اصل رو پذيرفت تا فرع رو نقد كرد؟ بسياري هستند كه از محصولات شركت مايكروسافت استفاده نمي كنند ولي محصولاتش رو نقد مي كنند. مگه براي نقد هر چيزي حتما بايد به اون باور داشت و از اون استفاده كرد؟ اين جوري چطور ميشه باورها رو گسترش داد؟ اين معادل فرار از بحث هستش. اين كه من چه اعتقادي دارم چه كمكي به تحريف يا عدم تحريف قرآن مي كنه؟ به عبارتي مگر باورهاي من روي اين موضوع تاثيري داره؟ به هرحال براي من كافيه اين كه مي بينم اين ها هيچ كدوم جوابي به ابهامات وارد شده ندارند و فقط از بحث فرار مي كنند. بذار خودشون رو گول بزنند.

بنفش
Tuesday 4 March 2003, 08:21PM
اگر مساله تحريف قرآن است ، كه همه نوشته هاي شما و همكارتان چنين چيزي را ثابت نمي كند !

پس چه چيزي رو ثابت مي كند؟ ورق هاي به دست اومده نسخه هاي متفاوتي از قرآن رو شامل مي شن و روند تكاملي نوشته ها رو نشون مي دن. شما كه از اول هم جوابي ندادي و فقط شلوغش كردي. كي داره هوچي گري مي كنه؟

tafsir
Tuesday 4 March 2003, 08:39PM
بسم الله الرحمن الحيم
سلام
اول بگم كه همون يه مقاله ي اول بود كه بلند و طولاني نوشتم. من اصلا چنين وقتي ندارم. من الان دو تا وبلاگ در persianblog به نام هاي tafsir و citn دارم كه دومي را بايد هر روز چند تا مطلب براش بنويسم چون خبري ه. در persiantools و persiantalk و اینجا هم که مقاله هایی در وسط بحث دارم. خودم هم دارم برای امتحان های Microsoft م می خونم. خلاصه وقتم پره.
دوم: بابا persianblog از این جا خیلی بهتره. اون جا در یه مورد بحث می کنند در هر مقاله. گاهی تعداد شرکت کننده ها در یه مقاله از 2 به 3-5 می رسه. ولی این جا هر کی میاد در هر چی می خواد نظر می ده. الان توی همین مقاله دو-سه بحث مختلف مطرح هست. بحث های مختلف را در موضوع(topic) های جداگانه بنویسید. اين جا هر كي مياد در هر نامه عقايدش را عوض مي كنه. eesa كه يه جا مي گه خدا كه از قرآن در برابر تحريف دفاع كرده از انجيل هم دفاع مي كنه. يه جا مي گه از كجا معلوم كه قرآن هم تحريف نشده باشه.
سوم: در جواب به eesa و بنفش:
اول خواستم به شما جوابي ندهم. چون ديدن كه آن چه گفته ام براي كساني كه به دنبال حق اند رفع شبهه خواهد كرد و كافي خواهد بود. مگر كسي با عناد نخواهد حق را بپذيرد. يك چيز مي گويم رويش خوب فكر كنيد: اگر كسي نخواهد چيزي را بپذيرد دليل قانع كننده كه هيچ اگر برايش معجزه هم بياورند هم قبول نخواهند كرد. نه اين كه بگويند" با اين كه حق را مي بينم از آن چشم مي پوشم"(هر چند عده اي در باطنشان چنين مي گويند) بلكه سعي مي كند دليلي پيدا كند كه ديگران يا حد اقل خودش را قانع كند. اين هميشه در طول تاريخ بوده است. (سعي كن به اين چيزهايي كه گفتم چند دقيقه فكر كني تا در آن دنيا پشيمان نشوي). فكر كن ببين چرا همه به تو مي گويند "مطالبت قابل جواب نيست."؟ به همين خاطر است كه گفتم. در احاديث بسيار از پيامبر و ائمه رسيده است كه اگر ديدي در بحث حرف حق را زده اي و طرف مقابل نمي خواهد قبول كند تو بحث را ادامه نده هر چند كه حق با تو باشد و هر چند كه ديگران فكر كنند تو در بحث شكست خورده اي. ولي بحال به چند مورد اشاره مي كنم:
البته خب اين از آموزشهاي اسلامي اينهاست كه چگونه بايد راه فرار پيدا كنن ..
متشكر كه اسلام را به من مي شناسونين. پس بگو چرا با اسلام مخالفي. ديدت به اسلام اگه اينه كه ...
كوچولوهاي من حالا چراغها خاموش بوس ...مسواك و لالا ..
كلاسيك. چه ربطي به بحث داشت؟
شما رابطه اي احساس نكرده ايد مشكل خودتان است. لطفا رعايت ادب را هم بكنيد.
ببينيد در شكم ماهي كلمه اللهي پيدا شد ... در روده مردي محمد نوشته شده بود يا خيلي از اين عكسها در بين مسلمانان پخش شده ايا من يا شمايي كه عقل داريم بايد اينها رو باور كنيم ؟ چرا براي اينها نميتونيم بگيم كه دستكاري شده يا ساخته شده ؟
اگر مطالب بالا را قبول داريد كه هيچي. ولي اگر شما اين ها را قبول نداريد( كه از لحن كلامتان چنين بر مي آيد) باز حرف من ثابت شده است.
ضمنا نمابع ديگران را ارائه كنيد
بيشتر از يك منبع به اين مطالب اشاره كردند
حتي اگر به اين مطلب منابع گوناگوني اشاره كرده باشند باز هم دليلي ندارد كه آن ها با هم دست ب يكي كرده باشند. بالاخره آن ها از اسلام سيلي خورده اند. اين در مقابل شيطنت هاي ديگرشان چيزي نيست.
اين بيگانه هاي مورد نظر شما اسلام شناس هاي معتبر هستند. اين كه شما كسي رو نمي شناسيد دليل نميشه كل اعتبار شغلي اون رو زير يوال ببريد.اگر واقعا برنامه اي در كار بود مي تونستن اين موضوع رو جنجالي كنند و به اسلام ضربه بزنند. در مقابل مي بينيم اين تيم تحقيقاتي به دور از جنجال 20 سال از وقت خودش رو صرف اين كار مي كنه.
اين ها هم مي تونه جزئي از سناريو باشه! آدم كه نبايد اين قدر ساده باشه كه.
مگر كينه ي آن ها به اسلام را نمي دوني؟ اونا نميان كه يه راهي را انتخاب كنند كه همه بفهمند دروغ است(هر چند كه خيلي وقت ها لو رفته اند) مسائل را پيچيده مي كنند تا همه باور كنند. تيز بين باش.
كار خودشان باشد؟ ... تا آخر پاراگراف
بله. چند بار بگم. حالا هم "شايد" يه همچين قرآن هايي وجود داشته. شايد. ولي اون ها خودشون تحريفش كرده باشند. ضمنا 10 باره مي گم: چيزي كه دست فقط 2 نفر بوده و درست كشور هاي غير مسلن=مان و حتي صهيونيست ها در آن ديده مي شه قابل اعتماد نيست.
تنها از يك زمان هم نبوده بلكه از قبل از زمان عثمان تا چند قرن بعد از اون ...
اولا صنعا چه موقع مركزيت اسلام را بر عهده داشته؟ دوما چندباره مي گم: مگر همه ي حافظلن قرآن و كتب قرآن در آن جا بوده اند؟ يه كم فكر كن لطفا.
مگر همه ي قرآن ها و حافظان قرآن در صنعا بوده اند كه بيايند قرآن را تحريف كنند؟ مردم مناطق ديگر چگونه قرآن هايشان تغيير كرده؟!! امروزه همه ي قرآن هاي سراسر دنيا به يك شكل منتشر مي شوند( به جز قرآني كه جديدا توسط اسرائيل منتشر شده و آيات را طوري تغيير داده كه بر عليه يهوديان نباشد!)اگر چنين بود بايد قرآن هاي مناطق مختلف متفاوت مي بودند. ضمنا با اين همه حفاظ كه قرآن را بي كم و كسر در همه ي زمان ها در سينه هاي خود نگه داشته اند، و بر حفظ آن تعصب داشتند، غير ممكن است بتوان كلمه اي از آن را تغيير داد.
شما تلاش بسياري داريد كه بحث رو هرجوري كه شده به يهودي ها مرتبط كنيد كه مطمئنا روي كساني كه مطلب انگليسي رو نخوندند اثر خواهد گذاشت و به دور از اخلاق هستش. لطفا رعايت كنيددر اين مطلب من كجا درباره ي صهيونيست ها صحبت شده؟
هر گاه هم خواسته شده يك "واو" از قرآن كم و زياد شود حفاظ اعتراض كرده اند و نگذاشته اند چنين شود. ماجراي آن در تاريخ موجود است.
5. امروزه قرآن هايي از ائمه ي اطهار به جا ماند كه با قرآن هاي امروزي( به جز از لحاظ خط عربي، كه به مرور زمان تغيير كرده) تفاوتي ندارند.
كدام قرآن ها و از كدامين زمان ها و در كجا و به چه صورت. لطفا گنگ صحبت نكنيد.
برو در موزه هاي مختلف ببينن. موزه هاي كشور هاي مختلف.
در مقاله آمده بود كه اختلاف آن قرآن ها با قرآن امروزي بسيار كم و در حد اختلاف در ترتيب آيات و تفاوت هاي املايي است. همان طور كه مي دانيد ترتيب آيات در زمان عثمان و با نظارت حضرت علي انجام شد. ترتيب آيات قبل از آن تابع قانون خاصي نبوده و مثلا بعضي بر اساس ترتيب نزول و ...)

خير همچين چيزي در مقاله وجود ندارد. لطفا دوباره مطالعه كنيد و سعي نكنيد به خواننده خط بدين.

اگر قرآن تحريف شده باشد‘ با آيه اي كه خدا گفته كه قرآن تحريف نمي شود چه كنيم؟ خواهيد گفت آن هم ساختگي است. جواب: در مطالب گفته شده كه تحريفات جزئي بوده (همان طور كه گفتم) و چنين نبوده كه يك آيه را بردارند و يا آيه اي به آن اضافه كنند. پس ناچاريم بپذيريم اين آيه وجود داشته است و قرآن تحريف نشده.
متاسفانه اين مطلب هم موضوعيتي ندارد. دوباره مطالعه كنيد و اگر لازم مي بينيد مطلب اصلي رو اين جا نقل كنيد.

به اين ها يه نگاهي بنداز. اگر غير از اينه از متن بنويس اين جا:
some of these fragments revealed small aberrations from the standard Koranic text
revealed unconventional verse orderings, minor textual variations, and rare styles of orthography and artistic embellishment.

تنها از يك زمان هم نبوده بلكه از قبل از زمان عثمان تا چند قرن بعد از اون نسخ متفاوتي به دست اومده
اين را كجاي متن گفته؟ آن چه در متن گفته اين است:
Some of the parchment pages in the Yemeni hoard seemed to date back to the seventh and eighth centuries A.D., or Islam's first two centuries
ضمنا به seemed to كه شك را مي رساند توجه كنيد.
مثل آن يعني چه جوري؟ ...
جناب. اگر تو مي خوي سر همه چيز مغالطه بكني كه نمي شه. اگر بخواهي در اين مورد مقاله اي جديد باز مي كنيم. ولي مسئله واضح است. توجه كن.
براي مواردي كه مطرح كرديد هيچ مدرك و دليلي نياورديد كه بشه اون ها رو پذيرفت. فقط نظريه ارائه كرديد و اتهام زديد. چندتاش هم كه كاملا غلط بود
اولا همان طور كه در اول بحث كفتم بعضي قابليت پذيرش حق را ندارند.
ببينيد آش چه شور شده كه من چيزي نگفته شما حالت دفاعي مي گيريد! مگه من تفسيري ازش كردم؟
نه عزيز. اين حالت دفاعي نيست. تو منتظر بودي يه نفر اينو بگو كه تو هم اين طوري جوابش بدي. هيچ كاري بي دليل نيست. اين كه يه غير مسلمون اين رو بنويسه منظورش معلومه نيازي به گفتن نداره.

ضمنا بگويم كه من دوباره مطالبي را كه گفته ام تكرار نخواهم كرد(مگر مجبور شوم). اگر كسي نپذيرفت و خواست مغلطه كند من سكوت مي كنم.
براي ادامه ي بحث من با شما دونفر اول بايد عقايدتان را كامل بدانم. اول با اين شروع كنيد.
به اميد ظهور مهدي(عج)
خدا نگهدار

kimia20ir
Tuesday 4 March 2003, 11:43PM
سلام بر اهل سلام
جناب بنفش....آخه تو كه تا آخر هيچ بحثي تا حالا ايستادگي نكردي نبايد حرفي بزني.
برو كل بحثاتو دنبال كن...ببين هر كجا كه نتونستي جواب بدي فرداش يه موضوع جديد باز كردي و فكر كردي كه خبريه.

و جناب عيسي
شما لطف كن و اون آيه هايي رو كه گفتي ذكر كن. تا ببينم كه به قول عربي خودت كجاش مشكل داره!!!
خيلي مشتاق هستم كه بدونم
حداقل ميشه روي اين مانور داد. چون هر 2تامون از يه قرآن نقل ميكنيم.


منتظرم.

min
Wednesday 5 March 2003, 12:59AM
نوشته شده بوسيله kimia20ir
سلام بر اهل سلام
جناب بنفش....آخه تو كه تا آخر هيچ بحثي تا حالا ايستادگي نكردي نبايد حرفي بزني.
برو كل بحثاتو دنبال كن...ببين هر كجا كه نتونستي جواب بدي فرداش يه موضوع جديد باز كردي و فكر كردي كه خبريه.

و جناب عيسي
شما لطف كن و اون آيه هايي رو كه گفتي ذكر كن. تا ببينم كه به قول عربي خودت كجاش مشكل داره!!!
خيلي مشتاق هستم كه بدونم
حداقل ميشه روي اين مانور داد. چون هر 2تامون از يه قرآن نقل ميكنيم.


منتظرم.
مي تونيد اين بنفش را عيسي هم صدا كنيد
فرقي نمي كنه
از همه جالبتر تو اين بحثها مي دونيد چيه
اين عيسي و بنفش كه اصلا معلوم نيست كه يكي هستند همه جا در يك تاريخ و در ساعتهاي پشت سر هم مطلب مي نويسند .
اين اصلا تابلو نيست
پس زياد بحث اين يهودي را جدي نگيريد .
كلا يهوديا اينطورين... مشكل دارند

بنفش
Wednesday 5 March 2003, 10:11AM
سلام بر اهل سلام
جناب بنفش....آخه تو كه تا آخر هيچ بحثي تا حالا ايستادگي نكردي نبايد حرفي بزني.
برو كل بحثاتو دنبال كن...ببين هر كجا كه نتونستي جواب بدي فرداش يه موضوع جديد باز كردي و فكر كردي كه خبريه.

دروغ مي گي دوست عزيز. كلا دو بحث رو نيمه كاره گذاشتم به علت طولاني شدن و بي حوصلگي خودم. يكي درباره نزديكي محمد با دختري 9 ساله بود و ديگري درباره اسرائيل و تروريسم اعراب. به هر حال اين حرف ها جواب مناسبي براي يك بحث نيست. فعلا كه با شما دارم صحبت مي كنم و انتظار جواب مناسب دارم, ولي ظاهرا عاجز هستيد.

بنفش
Wednesday 5 March 2003, 10:13AM
نوشته شده بوسيله tafsir
بسم الله الرحمن الحيم
سلام
اول بگم كه همون يه مقاله ي اول بود كه بلند و طولاني نوشتم. من اصلا چنين وقتي ندارم. من الان دو تا وبلاگ در persianblog به نام هاي tafsir و citn دارم كه دومي را بايد هر روز چند تا مطلب براش بنويسم چون خبري ه. در persiantools و persiantalk و اینجا هم که مقاله هایی در وسط بحث دارم. خودم هم دارم برای امتحان های Microsoft م می خونم. خلاصه وقتم پره.
دوم: بابا persianblog از این جا خیلی بهتره. اون جا در یه مورد بحث می کنند در هر مقاله. گاهی تعداد شرکت کننده ها در یه مقاله از 2 به 3-5 می رسه. ولی این جا هر کی میاد در هر چی می خواد نظر می ده. الان توی همین مقاله دو-سه بحث مختلف مطرح هست. بحث های مختلف را در موضوع(topic) های جداگانه بنویسید. اين جا هر كي مياد در هر نامه عقايدش را عوض مي كنه. eesa كه يه جا مي گه خدا كه از قرآن در برابر تحريف دفاع كرده از انجيل هم دفاع مي كنه. يه جا مي گه از كجا معلوم كه قرآن هم تحريف نشده باشه.
سوم: در جواب به eesa و بنفش:
اول خواستم به شما جوابي ندهم. چون ديدن كه آن چه گفته ام براي كساني كه به دنبال حق اند رفع شبهه خواهد كرد و كافي خواهد بود. مگر كسي با عناد نخواهد حق را بپذيرد. يك چيز مي گويم رويش خوب فكر كنيد: اگر كسي نخواهد چيزي را بپذيرد دليل قانع كننده كه هيچ اگر برايش معجزه هم بياورند هم قبول نخواهند كرد. نه اين كه بگويند" با اين كه حق را مي بينم از آن چشم مي پوشم"(هر چند عده اي در باطنشان چنين مي گويند) بلكه سعي مي كند دليلي پيدا كند كه ديگران يا حد اقل خودش را قانع كند. اين هميشه در طول تاريخ بوده است. (سعي كن به اين چيزهايي كه گفتم چند دقيقه فكر كني تا در آن دنيا پشيمان نشوي). فكر كن ببين چرا همه به تو مي گويند "مطالبت قابل جواب نيست."؟ به همين خاطر است كه گفتم. در احاديث بسيار از پيامبر و ائمه رسيده است كه اگر ديدي در بحث حرف حق را زده اي و طرف مقابل نمي خواهد قبول كند تو بحث را ادامه نده هر چند كه حق با تو باشد و هر چند كه ديگران فكر كنند تو در بحث شكست خورده اي. ولي بحال به چند مورد اشاره مي كنم:

متشكر كه اسلام را به من مي شناسونين. پس بگو چرا با اسلام مخالفي. ديدت به اسلام اگه اينه كه ...


شما رابطه اي احساس نكرده ايد مشكل خودتان است. لطفا رعايت ادب را هم بكنيد.

اگر مطالب بالا را قبول داريد كه هيچي. ولي اگر شما اين ها را قبول نداريد( كه از لحن كلامتان چنين بر مي آيد) باز حرف من ثابت شده است.
ضمنا نمابع ديگران را ارائه كنيد

حتي اگر به اين مطلب منابع گوناگوني اشاره كرده باشند باز هم دليلي ندارد كه آن ها با هم دست ب يكي كرده باشند. بالاخره آن ها از اسلام سيلي خورده اند. اين در مقابل شيطنت هاي ديگرشان چيزي نيست.

اين ها هم مي تونه جزئي از سناريو باشه! آدم كه نبايد اين قدر ساده باشه كه.
مگر كينه ي آن ها به اسلام را نمي دوني؟ اونا نميان كه يه راهي را انتخاب كنند كه همه بفهمند دروغ است(هر چند كه خيلي وقت ها لو رفته اند) مسائل را پيچيده مي كنند تا همه باور كنند. تيز بين باش.

بله. چند بار بگم. حالا هم "شايد" يه همچين قرآن هايي وجود داشته. شايد. ولي اون ها خودشون تحريفش كرده باشند. ضمنا 10 باره مي گم: چيزي كه دست فقط 2 نفر بوده و درست كشور هاي غير مسلن=مان و حتي صهيونيست ها در آن ديده مي شه قابل اعتماد نيست.

اولا صنعا چه موقع مركزيت اسلام را بر عهده داشته؟ دوما چندباره مي گم: مگر همه ي حافظلن قرآن و كتب قرآن در آن جا بوده اند؟ يه كم فكر كن لطفا.

در اين مطلب من كجا درباره ي صهيونيست ها صحبت شده؟
هر گاه هم خواسته شده يك "واو" از قرآن كم و زياد شود حفاظ اعتراض كرده اند و نگذاشته اند چنين شود. ماجراي آن در تاريخ موجود است.
.

برو در موزه هاي مختلف ببينن. موزه هاي كشور هاي مختلف.







به اين ها يه نگاهي بنداز. اگر غير از اينه از متن بنويس اين جا:
some of these fragments revealed small aberrations from the standard Koranic text
revealed unconventional verse orderings, minor textual variations, and rare styles of orthography and artistic embellishment.


اين را كجاي متن گفته؟ آن چه در متن گفته اين است:
Some of the parchment pages in the Yemeni hoard seemed to date back to the seventh and eighth centuries A.D., or Islam's first two centuries
ضمنا به seemed to كه شك را مي رساند توجه كنيد.

جناب. اگر تو مي خوي سر همه چيز مغالطه بكني كه نمي شه. اگر بخواهي در اين مورد مقاله اي جديد باز مي كنيم. ولي مسئله واضح است. توجه كن.

اولا همان طور كه در اول بحث كفتم بعضي قابليت پذيرش حق را ندارند.

نه عزيز. اين حالت دفاعي نيست. تو منتظر بودي يه نفر اينو بگو كه تو هم اين طوري جوابش بدي. هيچ كاري بي دليل نيست. اين كه يه غير مسلمون اين رو بنويسه منظورش معلومه نيازي به گفتن نداره.

ضمنا بگويم كه من دوباره مطالبي را كه گفته ام تكرار نخواهم كرد(مگر مجبور شوم). اگر كسي نپذيرفت و خواست مغلطه كند من سكوت مي كنم.
براي ادامه ي بحث من با شما دونفر اول بايد عقايدتان را كامل بدانم. اول با اين شروع كنيد.
به اميد ظهور مهدي(عج)
خدا نگهدار

دوست عزيز بخش از جواب هاي شما ربطي به من ندارد در حالي كه خطاب به من هستش. لطفا پست خودتون رو اصلاح كنيد تا امكان جواب گويي باشه.

بهزاد
Wednesday 5 March 2003, 11:21AM
نوشته شده بوسيله بنفش
دروغ مي گي دوست عزيز. كلا دو بحث رو نيمه كاره گذاشتم به علت طولاني شدن و بي حوصلگي خودم.

به علت بی حوصلگی یا کم آوردن و مغلوب شدن؟

یکی از آداب بحث سالم پیگیری بحث تا حصول نتیجه و دوری از لجاجت و بی منطقی است. (که متاسفانه به گواهی بحث های قبلی هیچ کدام از اینها در شما یافت نمی شود).

وقتی که شما دارید با یک نفر بحث می کنید، او مطابق با نیاز بحث مدت زیادی از وقت خود را صرف مطالعه و تحقیق و جمع آوری متن و اسناد و مدارک می کند. و اگر شما در وسط کار و به هنگام ناتوانی بحث را نیمه کاره رها کنید، این نشان از ضعف منطق و بی ادبی شما نسبت به طرف مقابل بحث را دارد. ( که این کار را در هر دو تاپیکی که در بالا اشاره کرده ای، انجام دادی و طرف بحثت هم بیشتر بنده بودم تا سایر دوستان).

چه تضمینی وجود دارد که در تاپیکهای جدیدی که شما ایجاد کرده اید و ندای هل من مبارزتان گوش فلک را کرده است، من دوباره وقت خودم را صرف جمع آوری متون مختلف و اسناد و مدارک مختلف کنم و آنها را به شما ارائه کنم، و شما ناگهان در نیمه راه بحث را رها کنید و چند موضوع جدید را علم نکنید؟

اگر می بینی که در اینجا کسی به گفتگوهای شما جواب نمی دهد یا حتی در گفتگوهایی که بین بقیه برقرار است شما را دخالت نمی دهند، به خاطر ضعف منطق دوستان نیست، بلکه به خاطر همین وضعیتی است که که اینجا پیش گرفته ای و همانند چوپان دروغگو شده ای. اگر طرز برخوردت رو عوض کنی مطمئنا وضع جور دیگری خواهد بود.

eesa
Wednesday 5 March 2003, 02:23PM
نوشته شده بوسيله صبح
ميشه سوال رو درست و واضح بيان كنين ؟
شما سوالي نكردين ... ؟ !

اگر مساله تحريف قرآن است ، كه همه نوشته هاي شما و همكارتان چنين چيزي را ثابت نمي كند !

لطفا خيلي واضح سوالتون رو با دليل ارائه بدين :) با هوچيگري كاري از پيش نمي برين ...

من تو كف اينم كه شما فارسي بلدين ...
----------------------------------------
اگر خدا حرفي در كتابهايآسمانيش زده پس چرا بايد فقط از يكي از اونها محافطت كنه ؟
چرا بقيه بايد دست بخورن ..به نطر شما ميشه در كلام خدا دست برد ؟
---------------------------------------
يعني اينا واضح نيستن ؟ لااقل بگو نديدمشون چرا هوچيگري ميكني ;)

eesa
Wednesday 5 March 2003, 02:26PM
نوشته شده بوسيله بهزاد


اين نشون از بي منطقيت ميده، اگه فكر ميكني نادرستن خوب نقدشون كن.

عمر ..نفس .. تو جون بخواه نقد كيلو چند ...
برادر بهزاد .. اخه وقتي من نميدونم چين چطوري نقدشون كنم ؟
برادر از تو بعيد بود به خدا ... آخه اون كه منبع مياره بايد نقدشون كنه نه من ...
ناراحت كه نشدي عزيزم ... جون ... عمر .... هوايي براي من

eesa
Wednesday 5 March 2003, 02:36PM
[شته شده بوسيله بنفش [/i]
[B]

مثال بسيار بي ربطي بود. مگر بايد اصل رو پذيرفت تا فرع رو نقد كرد؟

بنام خدايم
من قبول داشتن رو گفتم نه پذيرفتن عزيز دل بابا ... وقتي اصل رو قبول نداري چطوري ميشه فرعيات رو بهت ثابت كرد .... حاليت ميشه
فارسي ؟



بسياري هستند كه از محصولات شركت مايكروسافت استفاده نمي كنند ولي محصولاتش رو نقد مي كنند. مگه براي نقد هر چيزي حتما بايد به اون باور داشت و از اون استفاده كرد؟

بنام خدايم
يه نفر از اين افراد رو براي من مثال بزنيد كه ندونه .NET چيه اما در موردش كنفرانس راه بندازه .... يه نفر براي من كافيه ...
نه ..ميتونه باور نداشته باشه اما بايد قبولش كنه تا ديگران براش دليل بيارن .... من از باور و پذيرفتن حرف نزدم ....


اين جوري چطور ميشه باورها رو گسترش داد؟ اين معادل فرار از بحث هستش. اين كه من چه اعتقادي دارم چه كمكي به تحريف يا عدم تحريف قرآن مي كنه؟ به عبارتي مگر باورهاي من روي اين موضوع تاثيري داره؟ به هرحال براي من كافيه اين كه مي بينم اين ها هيچ كدوم جوابي به ابهامات وارد شده ندارند و فقط از بحث فرار مي كنند. بذار خودشون رو گول بزنند.

بنام خدايم
انسان زماني ميتونه به تكامل يا باورهاي بيشتري برسه كه به ندانسته ها چنگ بندازه و بخواد ازشون سر در بياره ... گسترش باور رو نميشه در خونه نشست بگي من فلان چيزو قبول ندارم پس نيست و وجود نداره و و و و و و وو ...........
وقتي ميخواي تحريف قرآن رو ثابت كني از خدا كه نويسندشه ( در اصطلاح) چي ميدوني كه از كتابش بخواي صحبت كني ؟
اين با بقيه كتابها فرق ميكنه يعني كلا هر چيزي كه به خدا ربط داده بشه فرق زيادي ميكنه عزيزم ...
در مورد حفهاي آخرت كاملا موافقم چون مثل طوفان ميان بعدش مثل نسيم ملايمي فرار ميكنن ....
من اينطوري فكر ميكنم كه پاسخي به من ندي در اين جا چون دشمن شاد كن ميشه اگه ميخواي تاپيك باز كن ....

eesa
Wednesday 5 March 2003, 02:41PM
نوشته شده بوسيله kimia20ir [/i]
و جناب عيسي
شما لطف كن و اون آيه هايي رو كه گفتي ذكر كن. تا ببينم كه به قول عربي خودت كجاش مشكل داره!!!
خيلي مشتاق هستم كه بدونم
حداقل ميشه روي اين مانور داد. چون هر 2تامون از يه قرآن نقل ميكنيم.
منتظرم. [/B][/QUOTE]

به كس كه مثل باد مياد و ميخواد مثل نسيم بره نميتونم كاري داشته باشم ... وقتي جواب سوالهامو گرفتم ..چشم ... به جون برادر بهزاد به جون همين مين خالي بند براتون ميفرستمش ...
اولش همتون هارتو پورت ميكنين اما ...... بيخيال ...
منتظرم

eesa
Wednesday 5 March 2003, 02:46PM
نوشته شده بوسيله tafsir
بسم الله الرحمن الحيم
سلام
اول بگم كه همون يه مقاله ي اول بود كه بلند و طولاني نوشتم. من اصلا چنين وقتي ندارم. من الان دو تا وبلاگ در persianblog به نام هاي tafsir و citn دارم كه دومي را بايد هر روز چند تا مطلب براش بنويسم چون خبري ه. در persiantools و persiantalk و اینجا هم که مقاله هایی در وسط بحث دارم. خودم هم دارم برای امتحان های Microsoft م می خونم. خلاصه وقتم پره.
دوم: بابا persianblog از این جا خیلی بهتره. اون جا در یه مورد بحث می کنند در هر مقاله. گاهی تعداد شرکت کننده ها در یه مقاله از 2 به 3-5 می رسه. ولی این جا هر کی میاد در هر چی می خواد نظر می ده. الان توی همین مقاله دو-سه بحث مختلف مطرح هست. بحث های مختلف را در موضوع(topic) های جداگانه بنویسید. اين جا هر كي مياد در هر نامه عقايدش را عوض مي كنه. eesa كه يه جا مي گه خدا كه از قرآن در برابر تحريف دفاع كرده از انجيل هم دفاع مي كنه. يه جا مي گه از كجا معلوم كه قرآن هم تحريف نشده باشه.
سوم: در جواب به eesa و بنفش:
اول خواستم به شما جوابي ندهم. چون ديدن كه آن چه گفته ام براي كساني كه به دنبال حق اند رفع شبهه خواهد كرد و كافي خواهد بود. مگر كسي با عناد نخواهد حق را بپذيرد. يك چيز مي گويم رويش خوب فكر كنيد: اگر كسي نخواهد چيزي را بپذيرد دليل قانع كننده كه هيچ اگر برايش معجزه هم بياورند هم قبول نخواهند كرد. نه اين كه بگويند" با اين كه حق را مي بينم از آن چشم مي پوشم"(هر چند عده اي در باطنشان چنين مي گويند) بلكه سعي مي كند دليلي پيدا كند كه ديگران يا حد اقل خودش را قانع كند. اين هميشه در طول تاريخ بوده است. (سعي كن به اين چيزهايي كه گفتم چند دقيقه فكر كني تا در آن دنيا پشيمان نشوي). فكر كن ببين چرا همه به تو مي گويند "مطالبت قابل جواب نيست."؟ به همين خاطر است كه گفتم. در احاديث بسيار از پيامبر و ائمه رسيده است كه اگر ديدي در بحث حرف حق را زده اي و طرف مقابل نمي خواهد قبول كند تو بحث را ادامه نده هر چند كه حق با تو باشد و هر چند كه ديگران فكر كنند تو در بحث شكست خورده اي. ولي بحال به چند مورد اشاره مي كنم:

متشكر كه اسلام را به من مي شناسونين. پس بگو چرا با اسلام مخالفي. ديدت به اسلام اگه اينه كه ...


شما رابطه اي احساس نكرده ايد مشكل خودتان است. لطفا رعايت ادب را هم بكنيد.

اگر مطالب بالا را قبول داريد كه هيچي. ولي اگر شما اين ها را قبول نداريد( كه از لحن كلامتان چنين بر مي آيد) باز حرف من ثابت شده است.
ضمنا نمابع ديگران را ارائه كنيد

حتي اگر به اين مطلب منابع گوناگوني اشاره كرده باشند باز هم دليلي ندارد كه آن ها با هم دست ب يكي كرده باشند. بالاخره آن ها از اسلام سيلي خورده اند. اين در مقابل شيطنت هاي ديگرشان چيزي نيست.

اين ها هم مي تونه جزئي از سناريو باشه! آدم كه نبايد اين قدر ساده باشه كه.
مگر كينه ي آن ها به اسلام را نمي دوني؟ اونا نميان كه يه راهي را انتخاب كنند كه همه بفهمند دروغ است(هر چند كه خيلي وقت ها لو رفته اند) مسائل را پيچيده مي كنند تا همه باور كنند. تيز بين باش.

بله. چند بار بگم. حالا هم "شايد" يه همچين قرآن هايي وجود داشته. شايد. ولي اون ها خودشون تحريفش كرده باشند. ضمنا 10 باره مي گم: چيزي كه دست فقط 2 نفر بوده و درست كشور هاي غير مسلن=مان و حتي صهيونيست ها در آن ديده مي شه قابل اعتماد نيست.

اولا صنعا چه موقع مركزيت اسلام را بر عهده داشته؟ دوما چندباره مي گم: مگر همه ي حافظلن قرآن و كتب قرآن در آن جا بوده اند؟ يه كم فكر كن لطفا.

در اين مطلب من كجا درباره ي صهيونيست ها صحبت شده؟
هر گاه هم خواسته شده يك "واو" از قرآن كم و زياد شود حفاظ اعتراض كرده اند و نگذاشته اند چنين شود. ماجراي آن در تاريخ موجود است.
.

برو در موزه هاي مختلف ببينن. موزه هاي كشور هاي مختلف.







به اين ها يه نگاهي بنداز. اگر غير از اينه از متن بنويس اين جا:
some of these fragments revealed small aberrations from the standard Koranic text
revealed unconventional verse orderings, minor textual variations, and rare styles of orthography and artistic embellishment.


اين را كجاي متن گفته؟ آن چه در متن گفته اين است:
Some of the parchment pages in the Yemeni hoard seemed to date back to the seventh and eighth centuries A.D., or Islam's first two centuries
ضمنا به seemed to كه شك را مي رساند توجه كنيد.

جناب. اگر تو مي خوي سر همه چيز مغالطه بكني كه نمي شه. اگر بخواهي در اين مورد مقاله اي جديد باز مي كنيم. ولي مسئله واضح است. توجه كن.

اولا همان طور كه در اول بحث كفتم بعضي قابليت پذيرش حق را ندارند.

نه عزيز. اين حالت دفاعي نيست. تو منتظر بودي يه نفر اينو بگو كه تو هم اين طوري جوابش بدي. هيچ كاري بي دليل نيست. اين كه يه غير مسلمون اين رو بنويسه منظورش معلومه نيازي به گفتن نداره.

ضمنا بگويم كه من دوباره مطالبي را كه گفته ام تكرار نخواهم كرد(مگر مجبور شوم). اگر كسي نپذيرفت و خواست مغلطه كند من سكوت مي كنم.
براي ادامه ي بحث من با شما دونفر اول بايد عقايدتان را كامل بدانم. اول با اين شروع كنيد.
به اميد ظهور مهدي(عج)
خدا نگهدار

همونايي كه آوردنت نگفتن بايد حال و حوصله داشته باشي ..فكر كردي با يه متن بچه گول ميزني ...
وقتي حوصله داشتي وقت هم داشتي .... پاشو بيا بينم چي ميگي ...
تو هم كه نيومده رفتي ... بعدي كيه ؟

kimia20ir
Wednesday 5 March 2003, 04:37PM
جناب عيسي.
اين بحث الان مربوط به قرآن هست...نه انجيل.
در ضمن من كه جواب اين سوال رو قبلا دادم .
راستي خيلي رو داري كه ميگي من عين باد اومدم و عين نسيم ميخوام برم....
بهتره يه نگاه به تاريخ ثبت نام من بندازي....:cool:

همچنان منتظرم كه اون آيه هاي قران رو اينجا بگي.
(تو اول كه اومدي اين حرف رو زدي فكر نميكردي كه كسي هم پيدا بشه كه عربي متوجه بشه..حالا هم فكر كنم جا زدي و هي دنبال بهانه هستي)

بهر حال منتظرم.

eesa
Wednesday 5 March 2003, 04:47PM
نوشته شده بوسيله kimia20ir [/i]
جناب عيسي.
اين بحث الان مربوط به قرآن هست...نه انجيل.
در ضمن من كه جواب اين سوال رو قبلا دادم .
راستي خيلي رو داري كه ميگي من عين باد اومدم و عين نسيم ميخوام برم....
بهتره يه نگاه به تاريخ ثبت نام من بندازي....:cool:

تازه كجاشو ديدي ... سنگ پا تو قزوين ديگه توليد نميشه ....
منظورم بحثه آبجي ... جواب سوالهاي منو ندايدن ...اگه اينطوره منم ايه ها رو فرستادم شما نديدين
دوباره ميپرسم ..
چرا خدا فقط بايد از قرآنش حفاطت كنه و به كتابهاي آسماني ديگه توجهي نكنه ؟
اين آيا خلاف خداشناسي نيست كه حرف خدا قابل تحريف باشه ؟


همچنان منتظرم كه اون آيه هاي قران رو اينجا بگي.
(تو اول كه اومدي اين حرف رو زدي فكر نميكردي كه كسي هم پيدا بشه كه عربي متوجه بشه..حالا هم فكر كنم جا زدي و هي دنبال بهانه هستي)

بهر حال منتظرم. [/QUOTE]

چي ميگي ...يه آبجي از نوع فاطي كمانمدو دارم مثل شير .... فكر ميكنين همه مثل خودتون از روي باد هوا حرف ميزنن ؟
جواب بده ... به روي تخم چشام برات ميفرستمشون ...
سوالها رو هم نوشتم كه نگي جا زدم ...

kimia20ir
Wednesday 5 March 2003, 04:58PM
گفتم كه در مورد انجيل بعدا بحث ميكنيم.
در ضمن من كجا گفتم كه انجيل تحريف شده؟؟؟

eesa
Wednesday 5 March 2003, 05:12PM
نوشته شده بوسيله kimia20ir
گفتم كه در مورد انجيل بعدا بحث ميكنيم.
در ضمن من كجا گفتم كه انجيل تحريف شده؟؟؟

ببينم .... فكر ميكني با بچه دارين صحبت ميكنين ؟؟!؟!
من 10 تا شما رو رنگ ميكنم دوباره با تينر پاكشون ميكنم ...
ببين ... من فكر ميكنم شما به خواب احتياج دارين ... ..

بنفش
Wednesday 5 March 2003, 08:17PM
نوشته شده بوسيله بهزاد


به علت بی حوصلگی یا کم آوردن و مغلوب شدن؟

یکی از آداب بحث سالم پیگیری بحث تا حصول نتیجه و دوری از لجاجت و بی منطقی است. (که متاسفانه به گواهی بحث های قبلی هیچ کدام از اینها در شما یافت نمی شود).

وقتی که شما دارید با یک نفر بحث می کنید، او مطابق با نیاز بحث مدت زیادی از وقت خود را صرف مطالعه و تحقیق و جمع آوری متن و اسناد و مدارک می کند. و اگر شما در وسط کار و به هنگام ناتوانی بحث را نیمه کاره رها کنید، این نشان از ضعف منطق و بی ادبی شما نسبت به طرف مقابل بحث را دارد. ( که این کار را در هر دو تاپیکی که در بالا اشاره کرده ای، انجام دادی و طرف بحثت هم بیشتر بنده بودم تا سایر دوستان).

چه تضمینی وجود دارد که در تاپیکهای جدیدی که شما ایجاد کرده اید و ندای هل من مبارزتان گوش فلک را کرده است، من دوباره وقت خودم را صرف جمع آوری متون مختلف و اسناد و مدارک مختلف کنم و آنها را به شما ارائه کنم، و شما ناگهان در نیمه راه بحث را رها کنید و چند موضوع جدید را علم نکنید؟

اگر می بینی که در اینجا کسی به گفتگوهای شما جواب نمی دهد یا حتی در گفتگوهایی که بین بقیه برقرار است شما را دخالت نمی دهند، به خاطر ضعف منطق دوستان نیست، بلکه به خاطر همین وضعیتی است که که اینجا پیش گرفته ای و همانند چوپان دروغگو شده ای. اگر طرز برخوردت رو عوض کنی مطمئنا وضع جور دیگری خواهد بود.

برو پسر خوب. تو سندي آوردي؟ به هر حال هر تاپيكي رو مايلي بيار صفحه اول بشه راجع بهش صحبت كرد. بسياري از تاپيك ها مانند همين يكي برادران مخ لص ترك بحث كردند و ديگه هيچ وقت پيداشون نشد. لازمه اسم بيارم؟ حالا من حرفي ندارم يه تاپيك رو كن "اسناد و مدارك" ادعايي جناب رو ببينيم.

بهزاد
Wednesday 5 March 2003, 08:28PM
نوشته شده بوسيله بنفش
برو پسر خوب. تو سندي آوردي؟ به هر حال هر تاپيكي رو مايلي بيار صفحه اول بشه راجع بهش صحبت كرد. بسياري از تاپيك ها مانند همين يكي برادران مخ لص ترك بحث كردند و ديگه هيچ وقت پيداشون نشد. لازمه اسم بيارم؟ حالا من حرفي ندارم يه تاپيك رو كن "اسناد و مدارك" ادعايي جناب رو ببينيم.

فعلا براي شروع برو به همون دو تا تاپيكي كه خودت اعتراف كردي كه نيمه كاره رهاشون كردي و يه نگاهي به صفحاتشون بنداز و ببين كه چند جا گفتي فعلا سرم شلوغه و دو هفته ديگه مدارك حرفهام رو ميارم.
الان حدود 8 هفته از اون دو هفته گذشته، نقدا اون مدارك رو لطف كن تا بعدي ها.

بنفش
Wednesday 5 March 2003, 08:29PM
بنام خدايم
من قبول داشتن رو گفتم نه پذيرفتن عزيز دل بابا ... وقتي اصل رو قبول نداري چطوري ميشه فرعيات رو بهت ثابت كرد .... حاليت ميشه
فارسي ؟

باز هم منطق بسيار ضعيفي هستش. اين جا داريم روي تحريف يك كتاب بحث مي كنيم. يه كتاب به خودي خود فرعيات هيچ چيزي نيست. به طور مشخص وجود خارجي داره. اين حرف شما مثل اين هستش كه نبايد منطق گروه فكري مقابل رو نقد كرد چون اصلا با بنيان فكري اون ها مواففق نيستيم.

بنام خدايم
يه نفر از اين افراد رو براي من مثال بزنيد كه ندونه .NET چيه اما در موردش كنفرانس راه بندازه .... يه نفر براي من كافيه ...
نه ..ميتونه باور نداشته باشه اما بايد قبولش كنه تا ديگران براش دليل بيارن .... من از باور و پذيرفتن حرف نزدم ....

ندونه .NET چيه؟ موضوعيتي نداره. مگه من نمي دونم خدا چيه؟ اسلام چيه؟ دلايل بايد محكم و همه گير باشن. وقتي چيزي به درستي حقيقت داشته باشه تمام جامعه با هر خط فكري مي تونه اون رو قبول كنه. بقيه فقط توجيهات فكري هستند كه نمي شه اون ها رو به همه تعميم داد. به عبارتي حقيقت چيزيه كه قبولش براي همه قابل لمس باشه, وقتي شما از دفاع از قرآن به صورت همه گير عاجز هستيد نمي تونيد ادعاي سلامت فكري خودتون و اسلام رو بكنيد. به عبارتي عدم تحريف قرآن فقط در حالتي پذيرفته هستش كه شخصي باورهايي - و نه حقايقي - رو قبول داشته باشه تا بتونه اين امر رو توجيه كنه. اگر نشه مطلبي رو به تمام جامعه ثابت كرد ارزشي نداره.

بنام خدايم
انسان زماني ميتونه به تكامل يا باورهاي بيشتري برسه كه به ندانسته ها چنگ بندازه و بخواد ازشون سر در بياره ... گسترش باور رو نميشه در خونه نشست بگي من فلان چيزو قبول ندارم پس نيست و وجود نداره و و و و و و وو ...........
وقتي ميخواي تحريف قرآن رو ثابت كني از خدا كه نويسندشه ( در اصطلاح) چي ميدوني كه از كتابش بخواي صحبت كني ؟
اين با بقيه كتابها فرق ميكنه يعني كلا هر چيزي كه به خدا ربط داده بشه فرق زيادي ميكنه عزيزم ...
در مورد حفهاي آخرت كاملا موافقم چون مثل طوفان ميان بعدش مثل نسيم ملايمي فرار ميكنن ....
من اينطوري فكر ميكنم كه پاسخي به من ندي در اين جا چون دشمن شاد كن ميشه اگه ميخواي تاپيك باز كن ....

اشتباه شما همين جاست كه فكر مي كنيد قرآن با بقيه كتاب ها فرق مي كنه. اما اين فقط يك باور فكري هستش و نه يك حقيقت ملموس براي تمام مردم. نميشه با استفاده از يك باور از چيزي دفاع كرد. در يك بجث درست بايد از مدارك و حقايق استفاده كرد و نه باورها.

در مورد جوابگويي تعارفي كه ندارم. بگذار اون ها هم ضعف منطق خودشون رو ببينند.

بنفش
Wednesday 5 March 2003, 08:42PM
نوشته شده بوسيله بهزاد

فعلا براي شروع برو به همون دو تا تاپيكي كه خودت اعتراف كردي كه نيمه كاره رهاشون كردي و يه نگاهي به صفحاتشون بنداز و ببين كه چند جا گفتي فعلا سرم شلوغه و دو هفته ديگه مدارك حرفهام رو ميارم.
الان حدود 8 هفته از اون دو هفته گذشته، نقدا اون مدارك رو لطف كن تا بعدي ها.

فعلا براي شروع دوتا از تاپيك هاي شما رو كه ترك بحث كرديد بالا آوردم. ديگه ببينيد چي كار كردي كه كيميا كه خودش هيچ بحثي رو تموم نكرده, مثل همين يكي يا صحبتي كه تو "براي بهزاد" پيش اومد, اومده مي گه من هيچ بحثي رو تموم نمي كنم. باز دم احمد گرم كه كيلو كيلو بحث نيمه كاره مي ذاره اما ديگه نمياد ادعايي بكنه.

بهزاد
Thursday 6 March 2003, 01:06AM
نوشته شده بوسيله بنفش
فعلا براي شروع دوتا از تاپيك هاي شما رو كه ترك بحث كرديد بالا آوردم. ديگه ببينيد چي كار كردي كه كيميا كه خودش هيچ بحثي رو تموم نكرده, مثل همين يكي يا صحبتي كه تو "براي بهزاد" پيش اومد, اومده مي گه من هيچ بحثي رو تموم نمي كنم. باز دم احمد گرم كه كيلو كيلو بحث نيمه كاره مي ذاره اما ديگه نمياد ادعايي بكنه.

من هم براي شروع 4 تاپيك و حدود 8 موضوع رها شده توسط شما رو اوردم صفحه اول كه همگي تاريخ رها شدنشان توسط شما قبل از تاريخ رها شدن اين دو بحث توسط من بوده.

نتيجه:
وقتي من ديدم كه تو در اون موارد بحث رو نيمه تمام گذاشتي، ادامه دادن بحث در اين زمينه ها را هم با شما بي نتيجه ديده و از ادامه بحث منصرف گشته ام.

بنفش
Thursday 6 March 2003, 01:38AM
نوشته شده بوسيله بهزاد

نتيجه:
وقتي من ديدم كه تو در اون موارد بحث رو نيمه تمام گذاشتي، ادامه دادن بحث در اين زمينه ها را هم با شما بي نتيجه ديده و از ادامه بحث منصرف گشته ام.


برو خجالت بكش پسر خوب. ديگه كاريه كه كردي چرا حتما بايد توجيه كني؟

هاها... الان هم رفتم ديدم. به غير از دو تاپيك كه خودم گفتم هيچ كدوم موضوعيتي ندارند.

بهزاد
Thursday 6 March 2003, 01:50AM
من براي توجيه يا توضيح كارهايم در مقابل شما اين كار رو نكردم
بلكه اين كار رو براي روشن شدن افكار دوستاني كه بعد از اين جريانات عضو باشگاه شدن، بيان كردم.
در نتيجه قضاوت رو هم به عهده همون دوستان ميگذارم.

tafsir
Thursday 6 March 2003, 04:29AM
به نام شدید العقاب
السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین. محرم هم شروع شد...
برای هر کس که مطالب من را بخواند مشخص می شود که شما از جواب دادن عاجز شده اید و به همین خاطر به حرف های دیگر پرداخته اید. اگر عرضه و قدرت جواب دادن ندارید از همان اول بحث نکنید. البته می دونم شکست خوردن و دست کسی رو شدن اصلا خوشایند نیست ولی پذیرش شکست هم از خصایلی ه که همه ندارن. داوری را به خوانندگان می سپارم.
ضمنا تا جوابم را در این جا ندهید من با شما نادانان در بحث دیگری بعید می دانم "دهن به دهن" شوم." و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما"
از ديگر دوستان هم خواهش مي كنم "ذر هم في خوضهم يلعبون". البته "اذا اظهر الفتن فللعالم ان يظهر علمه" را فراموش نكنند.
هر كس تواند آن 4 كلمه ي انگليسي را كه نوشته ام ترجمه كنيد تا ببينيد چقدر اين بنفش و eesa راستگو بوده اند.
ضمنا كسي مرا نياورده. فقط با يكي از دوستانم كه صحبت مي كردم گفت كه او در پرشين تاك نيست و اين جاست و گفت "اون طرفا هم بيا"(يه همچين چيزي)
والسلام
به امید ظهور. خدا نگهدار دوستانش باشد.

eesa
Thursday 6 March 2003, 01:42PM
نوشته شده بوسيله tafsir
به نام شدید العقاب
السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین. محرم هم شروع شد...
برای هر کس که مطالب من را بخواند مشخص می شود که شما از جواب دادن عاجز شده اید و به همین خاطر به حرف های دیگر پرداخته اید. اگر عرضه و قدرت جواب دادن ندارید از همان اول بحث نکنید. البته می دونم شکست خوردن و دست کسی رو شدن اصلا خوشایند نیست ولی پذیرش شکست هم از خصایلی ه که همه ندارن. داوری را به خوانندگان می سپارم.
ضمنا تا جوابم را در این جا ندهید من با شما نادانان در بحث دیگری بعید می دانم "دهن به دهن" شوم." و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما"
از ديگر دوستان هم خواهش مي كنم "ذر هم في خوضهم يلعبون". البته "اذا اظهر الفتن فللعالم ان يظهر علمه" را فراموش نكنند.
هر كس تواند آن 4 كلمه ي انگليسي را كه نوشته ام ترجمه كنيد تا ببينيد چقدر اين بنفش و eesa راستگو بوده اند.
ضمنا كسي مرا نياورده. فقط با يكي از دوستانم كه صحبت مي كردم گفت كه او در پرشين تاك نيست و اين جاست و گفت "اون طرفا هم بيا"(يه همچين چيزي)
والسلام
به امید ظهور. خدا نگهدار دوستانش باشد.

بنام خدايم
خيلي دارم حال ميكنم با خودم .....
همچين با هزارتا حرف و حذيث اومدي گفتم جون تو مسلمون شدم رفت ..
طبل تو خالي مال اين حرفها نيستي كه اومذي اينجا .... تهمت بي خود هم نزن كه در شيعه شما تهمت از نون روز هم واجب تر شده ... به هيچ كدوم از مطالب من پاسخ ندادي يعني نميتوني پاسخ بدي پس بهتره يه جوري خودتو جمع و جور كني كه بوش نپيچه اينجا ....

min
Thursday 6 March 2003, 10:29PM
بنفشيسي
حال كن بابا جان تا بعد
برو اون خرابكاري كه با اسم بنفش كردي را بخون حالت مي پره
آدم كه به خودش جواب نمي ده
تا بعد
زت زياد

بنفش
Friday 7 March 2003, 03:23AM
نوشته شده بوسيله tafsir
به نام شدید العقاب
السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین. محرم هم شروع شد...
برای هر کس که مطالب من را بخواند مشخص می شود که شما از جواب دادن عاجز شده اید و به همین خاطر به حرف های دیگر پرداخته اید. اگر عرضه و قدرت جواب دادن ندارید از همان اول بحث نکنید. البته می دونم شکست خوردن و دست کسی رو شدن اصلا خوشایند نیست ولی پذیرش شکست هم از خصایلی ه که همه ندارن. داوری را به خوانندگان می سپارم.
ضمنا تا جوابم را در این جا ندهید من با شما نادانان در بحث دیگری بعید می دانم "دهن به دهن" شوم." و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما"
از ديگر دوستان هم خواهش مي كنم "ذر هم في خوضهم يلعبون". البته "اذا اظهر الفتن فللعالم ان يظهر علمه" را فراموش نكنند.
هر كس تواند آن 4 كلمه ي انگليسي را كه نوشته ام ترجمه كنيد تا ببينيد چقدر اين بنفش و eesa راستگو بوده اند.
ضمنا كسي مرا نياورده. فقط با يكي از دوستانم كه صحبت مي كردم گفت كه او در پرشين تاك نيست و اين جاست و گفت "اون طرفا هم بيا"(يه همچين چيزي)
والسلام
به امید ظهور. خدا نگهدار دوستانش باشد.


خير دوست عزيز. جواب هاي شما كلي و به دو نفر متفاوت هستش. براي مثال جمله من رو زير جمله عيسي آورده ايد و يك جواب كلي دادين كه به من مربوط نمي شه. لطفا مطلب خودتون رو ويرايش كنيد تا بتونم تشخيص بدم كدام قسمت خطاب به من و كدام قسمت خطاب به ايشون هستش. لطفا بيخود هم شلوغ بازي نكنيد. به شما يك بار تذكر دادم به خواننده خط ندين. اين رجزخوني ها در يك بحث درست جايي ندارند. اين جا چاله ميدون نيست.

tafsir
Friday 7 March 2003, 07:56AM
بسم الله
آن چه می گویم خطاب به دوستان خواننده است، چون مرا با جاهلان و بی ادبان حرفی نیست.
من در بحث ها ی مختلفی شرکت داشته ام و بحث های بسیاری را در سایت های forum خوانده ام. آیا شما هم توجه کرده اید که همه ی کسانی که مخالف اسلام هستند بی ادب هستند؟
حال این ها به دو دسته تقسیم می شوند: یک دسته از اول بی ادبند و دسته ی دیگر در ابتدا خودشان را "روشنفکر" و متشخص و "محق" نشان می دهند. ولی وقتی در بحث "کم می آورند" و نمی توانند جواب بدنهند با توهین و تتهمت . با دروغ و افترا و بی ادبی سعی می کنند به گونه ای بر بحث غالب آیند و یا جهت بحث را عوض کنند و یا حد اقل طرف مقابل را از بحث با خودشان منصرف کنند.
نظر شما چیست؟
ضمنا من یک مورد دیگر هم به نظرم رسید که برایتان می گویم:
یکی از انواع اعجاز های قرآن، اعجاز عددی آن است. این اعجاز بسیار گسترده است و به علت این که جدیدا کشف شده هنوز هم قسمت های بسیاری از آن کشف نشده و روز به روز به کشیات در این زمینه اضافه می شود
مثلا این که 365 بار کلمه ی "روز" و 12 بار "ماه" و 12 بار "امام" آمده و این که تعداد دفعات "مرد" و "زن" به طور برابر آمده را دیگر همه شنیده اید. بسیاری از اعجاز های دیگه هم هست که درباره ی آن کتاب های قطور نوشته شده. من نمی توانم به دلیل کمی جا و حوصله ی دوستان آن ها را این جا بگویم. هر که طالب است برود در کتب مختلف بخواند. حال اگر قرآن تغییر کرده باشد باید این اعجاز های مختلف به هم می خورد. ضمنا این غیر از این که موید عدم تحریف قرآن است، موید حقانیت قرآن هم هست. آن چه واضح است این است که پیامبر چنین نبوده که برود در یک جایی و مطالعات خود را انجام بدهد و بعد آیات را بخواند برای مردم. بلکه در سفر ها و در سختی ها و جاهای مختلف در موردی متناسب با همان زمان بر او نازل می شده اند. پس نمی توانسته این موارد را در طی بیست و سه سال که از آینده هم خبر نداشته که چه اتفاقاتی می افتد و چه آیاتی نازل می شود. ضمنا حتی اگر چنین تیزهوش بوده که این ها پیش بینی کرده باشد و بر اساس آن این آیات را آورده باشد، سوال این است که چرا در زمان خود آن را آشکار نکرد؟ بالاخره هر کس از کاری که می کند هدفی را دارد. ولی او در این باره چیزی نگفته است و از آن برای حقانیت خود استفاده نکرده و این موارد عددی در دهه های گذشته کشف شده اند.
اللهم اظهر کلمة الحق و اجعلها العلیا و ادحض کلمة الباطل و اجعلها السفلی

tafsir
Friday 7 March 2003, 08:28AM
در مورد سخنان بنفش:
اگر سخنان مرا در جواب به هر دوتان قانع کننده یافتی و توانستی مواردی را که خودت است را پیدا کنی که الحمد لله. اگر نه که بگو من با وجود ضیق وقت دوباره توضیح دهم.

eesa
Saturday 8 March 2003, 08:54PM
]نوشته شده بوسيله tafsir [/i]
بسم الله
آن چه می گویم خطاب به دوستان خواننده است، چون مرا با جاهلان و بی ادبان حرفی نیست.
من در بحث ها ی مختلفی شرکت داشته ام و بحث های بسیاری را در سایت های forum خوانده ام. آیا شما هم توجه کرده اید که همه ی کسانی که مخالف اسلام هستند بی ادب هستند؟
حال این ها به دو دسته تقسیم می شوند: یک دسته از اول بی ادبند و دسته ی دیگر در ابتدا خودشان را "روشنفکر" و متشخص و "محق" نشان می دهند. ولی وقتی در بحث "کم می آورند" و نمی توانند جواب بدنهند با توهین و تتهمت . با دروغ و افترا و بی ادبی سعی می کنند به گونه ای بر بحث غالب آیند و یا جهت بحث را عوض کنند و یا حد اقل طرف مقابل را از بحث با خودشان منصرف کنند.
نظر شما چیست؟
ضمنا من یک مورد دیگر هم به نظرم رسید که برایتان می گویم:
یکی از انواع اعجاز های قرآن، اعجاز عددی آن است. این اعجاز بسیار گسترده است و به علت این که جدیدا کشف شده هنوز هم قسمت های بسیاری از آن کشف نشده و روز به روز به کشیات در این زمینه اضافه می شود
مثلا این که 365 بار کلمه ی "روز" و 12 بار "ماه" و 12 بار "امام" آمده و این که تعداد دفعات "مرد" و "زن" به طور برابر آمده را دیگر همه شنیده اید. بسیاری از اعجاز های دیگه هم هست که درباره ی آن کتاب های قطور نوشته شده. من نمی توانم به دلیل کمی جا و حوصله ی دوستان آن ها را این جا بگویم. هر که طالب است برود در کتب مختلف بخواند. حال اگر قرآن تغییر کرده باشد باید این اعجاز های مختلف به هم می خورد. ضمنا این غیر از این که موید عدم تحریف قرآن است، موید حقانیت قرآن هم هست. آن چه واضح است این است که پیامبر چنین نبوده که برود در یک جایی و مطالعات خود را انجام بدهد و بعد آیات را بخواند برای مردم. بلکه در سفر ها و در سختی ها و جاهای مختلف در موردی متناسب با همان زمان بر او نازل می شده اند. پس نمی توانسته این موارد را در طی بیست و سه سال که از آینده هم خبر نداشته که چه اتفاقاتی می افتد و چه آیاتی نازل می شود. ضمنا حتی اگر چنین تیزهوش بوده که این ها پیش بینی کرده باشد و بر اساس آن این آیات را آورده باشد، سوال این است که چرا در زمان خود آن را آشکار نکرد؟ بالاخره هر کس از کاری که می کند هدفی را دارد. ولی او در این باره چیزی نگفته است و از آن برای حقانیت خود استفاده نکرده و این موارد عددی در دهه های گذشته کشف شده اند.
اللهم اظهر کلمة الحق و اجعلها العلیا و ادحض کلمة الباطل و اجعلها السفلی [/QUOTE]

بنام خدايم
حيف شد كه به سوالات من پاسخي ندايدن .... من از دست اين بي منطقي شما واقعا به ستوه اومدم بدون اينكه بحقث رو ادامه بدين باي ميكنيد و ميرين مثل كيميا كه باز بدون اينكه پاسخ بده رفت ...خب استاد
با ادب لطفا پاسخ سوالهاي منو بدين ..من چيز بي ادبي گفتم در سوالهام ..فقط ميخوام بدونم چرا خدا بايد فقط از قرآن خودش حمايت كنه ؟
لطفا رجز نخونين ... من با كمال ادب و تمنا خواهش ميكنم پاسخ بدين
موفق باشيد ...

نسيم سحر
Saturday 8 March 2003, 09:32PM
برادران و خواهران عزيز
لطف کنيد جواب بنفش و عيسي را ندهيد
همانگونه که آقاي مين هويت اينها را فاش کرد بياييد با افراد سالوسي مانند اين يک نفر گفتگو نکنيم .
والسلام

tafsir
Saturday 8 March 2003, 11:02PM
به نام پروردگار
سلام بر حسين و ياران و پيروانش
دوستان خود مي دانند بي منطق كيست.
مگر شما جواب سوال هاي من را دادي؟
مگر اين مواردي را كه گفتم را توانستي جوابي قانع كننده برايشان پيدا كني؟
مگر وقتي گفتم دينت و آيينت و اعتقاداتت چيست جواب دادي؟
من اول بايد اعتقاداتت را به طور كامل بدانم تا بعد بتوانم به سوال هايت جواب بدهم
والسلام علي من اتبع الهدي

eesa
Sunday 9 March 2003, 04:23PM
]نوشته شده بوسيله tafsir [/i]
به نام پروردگار
سلام بر حسين و ياران و پيروانش
دوستان خود مي دانند بي منطق كيست.
مگر شما جواب سوال هاي من را دادي؟
مگر اين مواردي را كه گفتم را توانستي جوابي قانع كننده برايشان پيدا كني؟
مگر وقتي گفتم دينت و آيينت و اعتقاداتت چيست جواب دادي؟
من اول بايد اعتقاداتت را به طور كامل بدانم تا بعد بتوانم به سوال هايت جواب بدهم
والسلام علي من اتبع الهدي [/QUOTE]


من كاملا پاسخ شما رو دادم اما شما شايد زحمت خوندنش رو نكشيدين اما اين بار باز هم ميگويم تا آنچه ميخواهيد بدانيد ...
بنام خداوند بخشنده مهربانم
در واقع خدايم را از جايي صدا زدم كه اين صحبت رو در كلاس بينش اسلامي شنيدم (( برق رو محمد باقر اختراع كرده و به اسم اديسون نوشتند )) دقيقا مثل پتكي كه توي سر من خورده