نمايش نسخه نهائي : تحريفات عهدين
آرش
Saturday 22 February 2003, 04:34PM
بنام خدا
[HR]
كتب عهدين كه كتب آسماني مسيحيان و يهوديان ميباشند، كتب ارزشمند و الهي هستند و مورد احترام همه ، اما متاسفانه اين كتب تا حدي دچـار تحريف شده اند و همين تحريفات باعث بوجود آمدن مشكلاتي شده ، از طرفي خود مسيحيان و يهوديان وقـوع تحريـف را رد ميكننـد و در مباحثات هم تنهـــا بـــه هميـــن كتـــب استنـــاد ميكننـــد و از طـرف ديگـر مخالفان خداو خداپرستي با دستاويز قرار دادن اين تحريفات اين اديان را از اصل نفي كنند ، در حاليكه هر دو گروه در اشتبـاه هستنـد، نـه ميتوان تنها با تكيه بر كتب تحريف شده سايـر اديــان و تفكــرات را نقد كرد و نه ميتوان بخاطر چند قسمت نادرسـت ايـن كتـب كـه همـه از تحريفات هستند اين اديان را از اصل رد كرد.
براي نشان دادن قسمتي از تحريفات اين كتب قسمتهايي از يـك كتـاب را در زير آوردم ، البته لازم به ذكر است كه اين به معناي رد ايـن كتـب الهي نيست بلكه تاييديست بر آنها و اينكه اگر اشتباه و يـا تناقضـي در اين كتب مشاهده ميشود تنها و تنها به دليل تحريـف شـدن آنهاسـت .
داريوش آگاه
.................................................. ..............
اولين كتاب عهدين ، عهد قديم ناميـده شـد و آن عبـارت از 39كتاب است : 5 كتاب آنها به پيامبر خدا موسي )ع ( منسوب است كه تورات نام دارد و بقيه آن به پيامبرانـي كـه بعـد از وي تـا 397 ســال قبــل از مسيــح )ع ( بــوده انــد منســوب اسـت. و گاهـــي تمـــام عهـــد قديــــم را تــــورات مينـامنـد.
زبان اصلي عهد قديم تا هنگام اسـارت بابـل عبـري بـوده و از زمان اسارت بابل اصل بعضي از آن كتاب به زبان كلداني است كه
زبـان بابـل ميباشـد . سپـس عهـد قديـم بـه همـت 27 نفـر از
دانشمندان يهود بسـال 285 يـا 276 قبـل از ميـلاد بـه زبـان يوناني ترجمه شده است .
اين ترجمه سبعينيه ناميده شد و مقتضاي نقـل اينسـت كـه ايـن
ترجمه نزد يهوديان و قدماء مسيحيان نهايت اعتبـار و احتـرام را داشته و مصنفان عهد جديد قسمتهاي بسياري از تورات را فقط
از همين نسخه نقل كرده اند و حضرت مسيح )ع ( راجع به شريعـت و پيامبـران بـا مسيحيـان از ايــن ترجمــه سخــن گفتـه اسـت .
.............................
.............................
در عهد قديم براي بعضي پيامبران هنگام وحي حالاتي ذكر شده كه عقل آنها را از ساحت انبيا دور ميداند و نميتوانـد آنهـا را تصديق كند از جمله :
1) در اواخر باب بيستم كتاب اشعيا ذكر شده كه پروردگـار بـه
پيامبرش اشعيا فرمود كه 3 سال عريان با پاي برهنه بين مـردم براي تبليغ ايشان راه برود و به آنان بگويد كه پادشاه آشـور براي رسـوا كـردن مصـر جوانـان و پيـران اسيـران مصـر و دور افتادگان از كوش را اين چنين با سرينهاي برهنه خواهد رانـد.
2( در باب 27 كتاب ارميا نوشته شده كه پروردگار به پيامبـرش
ارميا فرمود كه براي خود بندها و يوغ ها)چوبي كه بر گردن گاو
هنگام زراعت گذارند( بسازد و بر گـرده خـود بگـذارد چنانكـه كشاورزان برگردن گاوان گذارند براي اينكه به مردم تبليغ كند و بگويد گردنهاي خود را زير يـوغ پادشـاه بابـل قـرار دهيـد
3( در باب چهارم كتاب حزقيال چنين آمده كه پروردگـار بـه وي
فرمان داد كه قرص نان جو را پيش چشم بني اسراييل بـا مدفـوع
انسان بپزد و بخورد تا به مردم ابلاغ كنـد و بگويـد كـه بنـي اسراييل نان نجس خود را ميان امتي كه خداونـد آنـان را بيـن آنها پراكنده ساخته است خواهند خورد.
4( در بنـد دوم بـاب اول كتـاب هوشـع چنيـن نوشتـه شـده كـه
پروردگار به پيامبرش هوشع امر فرمود كـه زن فاحشـه اي را بـه
همسري خود قبول كند تا اولادي از زنا بـراي او بوجـود آورد و نتيجه اين عمل اينست كه علت زناي خود را براي بنـي اسراييـل اينطور تفسير كنـد كـه اهـل زميـن بـا مخالفـت و تـرك طاعـت پروردگار زناكارنـد و بديـن وسيلـه بنـي اسراييـل را انـدرز دهد.مراجعه كنيد به باب اول و دوم هوشع كه شگفت انگيز اسـت !
5( در باب سوم كتاب هوشع به وي چنين نسبـت داده شـده اسـت :
پروردگارم به من گفت برو زن زانيه اي را كه شوهرش او را دوست
دارد دوست بدار چنانكه پروردگار بني اسراييل بني اسراييل را
دوست ميدارد و ايشان بخدايان ديگر متوجهند و قرصهاي كشمش را دوست دارند. پس آن زن را براي خود به پانزده مثقـال نقـره و
يك حومر و نصف حومر خريدم و بـه او گفتـم بـراي مـن روزهـاي
بسياري خواهي نشست و زنا را ترك كن و از آن مرد ديگر مباش و
من هم از آن تو خواهم بـود زيـرا كـه بنـي اسراييـل روزهـاي بسياري بدون پادشاه و رييس و بدون قرباني باقي خواهد مانـد.
................
................
تحريف در كتب عهدين ) نصرانيان و يهوديان ( :
پاره اي از اين كتب با صراحت به تحريف پاره اي ديگر گواهـي ميدهند كه بعضي از مسيحيان از اين كتـب تحريـف شـده حمايـت
نموده و در كتابهاي خود نوشته اند كه چـه وقـت و بـراي چـه تحريف شده و چه كسي به چه غرضي آنها را تحريـف كـرده اسـت .
از جمله گواههاي بر تحريف اين اسـت كـه در بنـد 26 بـاب 23
كتـــاب ارميـــا در مقـــام خطــــاب بـــه قــوم آمـده :
اما بعد از اين از وحي پروردگار يادي نكنيد چـون كلمـه هـر انساني وحي پروردگار او ميباشد، زيرا كه شما سخن خداي زنده ، پروردگــار جنـــود ،خـــداي مـــا را تحريـــف كـرديـد. و در باب هشتم كتاب ارميا در بنـد هشتـم نيـز چنيـن آمـده : چگونه ميگوييد مـا حكيمانيـم و شريعـت پروردگـار بـا ماسـت
براستي كه قلم نويسندگان دروغ باف آن شريعـت را تغييـر داده است .
و در بند 16 باب 29 كتاب اشعيا آمده اسـت : "واي از حريـف
شمـا" و عيـن عبـارت عبرانـي آن چنيــن اســت "هافخيخيـم ".
و در بنـد 6و7 بـاب اول رسالـه پولــس بــه غلاطيــان چنيـن آمده :همانا من تعجب ميكنم كه به اين زودي از كسي كه شما را به نعمت مسيـح دعـوت ميكنـد برميگرديـد و بـه انجيـل ديگـر ميگرويد،انجيل ديگري نيست جز اينكه گروهي ميخواهند شمـا را متزلـــزل ساختـــه ،انجيــــل مسيــــح را تغييــر دهنـد.
و در بند 18و19 باب آخر مكاشفه يوحنا بشدت نفرين ميكند بـر كسي كه به كتـاب و نبـوت او چيـزي بيافزايـد يـا كـم كنـد.
فحواي كلام او گواه است بر اينكـه در آن هنگـام تحريـف كتـب پيامبران ظغيان موحشي داشته است .
......................
......................
آرش
Saturday 22 February 2003, 04:35PM
گوشه اي از مطالب كتب عهدين در مورد حضرت عيسي (ع)
1.در بند 34 باب 7 انجيل لوقا و در بنـد19 بـاب انجيـل متـي جمله اي است كه متضمن اعتراف مسيح اسـت باينكـه او باده پرسـت بوده ،يعني بسيار شراب مينويده است . و در بند 17و18 بـاب 22
انجيل لوقا جمله ايست كـه دلالـت ميكنـد بـر اينكـه او شـراب آشاميد و سخني در باره شراب گفت مانند سخن كسي كـه وداع بـا محبوب نمايد و از فراقش اندوهگين باشـد.و نيـز در بنـد 1-21
باب 2 انجيل يوحنا به وي نسبت داده شده كه بـا شاگردانـش در قاناي جليل در مجلس عروسي كه در آن ميگساري بود حاضـر شـد و چون شراب تمام شد بتقاضاي مادرش براي ميهمانان با اعجازش شش قدح شراب خوب ساخت و از آن آشاميدند.
با اينكه سقايت و نوشاندن شراب چنانكه در بند 15 باب 2 كتاب حبقوق تصريح بحرمت آن شده است : " واي بر كسي كه همسايه خود را مينوشاند و بـر تـو كـه زهـر خويـش را ريختـه او را نيـز مسـت ميسـازي تـا برهنگـي او را بنگري ."
2.در بند 13 باب 3 رسالت پولس به غلامطيـان از وي چنيـن نقـل شده : مسيح خود را فدا ساخت و مـا را از لعنـت تـورات نجـات داد زيرا كه به جهت ما ملعون گرديد چون در تورات نوشته شـده كـه هـر آنكـس كـه بـه چوبـه دار آويختـه شـود ملعـون اسـت .
و چه مناسبتي بين مصلوب شدن عيسي با بند 22 و23 سفر تثنيه :
و زمانيكه بر انسان گناهي باشد كه كيفر آن اعدامسـت و كشتـه شود و او را بر چوبه دارش بياويزي پس مگذار لاشـه او بـر دار بماند بلكه همان روز دفنش كن زيرا كه بـدار آويختـه شـده از جانـب خــدا ملعــون اســت پس زميـن خــود را پپليـد مسـاز.
انجيلهايي كه تواتر آنها را تا مبدا وحي و الهام ادعا ميكند به ساحت مقدس مسيح )ع (اموري را نسبت داده اند كه نتـوان آنهـا را از موانع نبوت جدا دانست اينك بعضي از آنها را بخوانيـد:
1.تناقض سخن :
انجيلها از مسيح نقل كرده اند كه گفته است اگر من به نفع خود گواهي دهم گواهي باطل است )يوحنا 30:5 ( و نيز از گفتار مسيح نقل كرده اند كه گفته است اگر مـن بـه نفـع خـود گواهـي دهـم گواهيم حق است زيرا كه من ميدانـم از كجـا آمـده و بـه كجـا ميروم )يوحنا 14:8( .
تناقض اين دو سخن و دروغ بودن يكي از آنهـا پوشيـده نيسـت و ايـن تناقـض و دروغ بـودن يكـي از آنهـا مانــع نبـوت اسـت .
..... باز هم تناقض در سخن :
از آنجملـه در بنـد 17 بـاب 19 انجيـل متـي از گفتـار مسيـح هنگاميكه در مقام انكار بر كسي كـه بـه وي گفـت : "اي معلـم شايسته " نقل شده است كه مسيح به وي گفت به چه جهت مرا صالـح ميخوانيد هيچكس جـز يكـي كـه او خداونـد اسـت صالـح نيسـت . و مثل آنست بند 18 باب 10 انجيل مرقس و بند 19 باب 18 انجيل لوقا و اين سخن متناقض است با آنچـه از گفتـار وي نقـل شـده "انســــان صالــــح " )انجيــــل متــــــي 35:12 و لوقـــا
45:6(
...... باز هم تناقض در گفتار:
از آنجمله در بند 30 باب 12 انجيل متي گفتار مسيح چنين نقـل شده : "هر كس با مـن نيسـت عليـه مـن اسـت " و هـر كـس بمـن نميپيوندد از من جدا ميشود و همچنيـن اسـت )بنـد 23 بـاب 11
لوقا( و اين گفتار متناقضت دارد با گفتار وي كـه در بنـد 40 باب 9 مرقس و بند 50 باب 9 لوقا درباره كسي كه از طريقـت وي پيروي ننمايد حكايت شده است : "هر كـس عليـه مـا نباشـد بـا ماست "
2. تناقض بين تعليم و عمل :
انجيلها از مسيح نقل كرده اند كه به مردم توصيه ميكرد توصيه ها و سفارشهاي او را حفظ كننـد ، از آنجملـه گرامـي داشتـن مادر است ) انجيل متي باب 19 بند 19 و مرقـس 19:10 و لوقـا 20:18( و اين دستور متناقض با رفتار خـود مسيـح بـا مـادرش ميباشد ، چه در باب 12 متي آمده هنگاميكه مسيـح بـا جمعيـت سخن ميگفت ناگهان مادر و برادرش آمده در بيرون ايستادنـد و ميخواستند با وي سخن بگويند پس يكـي از جمعيـت بـه وي گفـت اينك مادر و برادرت در بيرون ايستـاده و ميخواهنـد بـا تـو صحبت كنند . مسيح به گوينـده پاسـخ داد كـه مـادرم كيسـت و برادرانم كيانند ؟ سپس دست خود را بسوي شاگردانش دراز كرده گفـــت اينـــان مــــادران و بــــرادران مـــن ميباشنـد. زيرا كسي كه به خواست پـدرم آن پـدري كـه در آسمانسـت عمـل ميكند برادر و مادر و خواهر من است . باز هم تناقض در تعليمات :
در باب 81 انجيل لوقا از تعليمات مسيح )ع ( به شاگردانش چنين آمـده : و براي ايشان مثلي آورد كه سزاوار اسـت هميشـه دعـا كـرد و كاهلـي نورزيد وبه قاضي ستمكاري كه داد زني را از دشمنش نميگرفت مثل زد كه عاقبت به جهت اصرار و التماس آن زن دادرسي نمود پس خداوند به سرعـت براي برگزيدگان خود كه شب و روز بدو استغاثه ميكنند دادرسـي خواهـد كرد)لوقا 81:1-8( و نيز مثل زد به كسي كـه در طلـب اصـرار ميكنـد و عاقبت به جهت اصرار به مطلوب خواهد رسيد)لوقا 11 :5-9( و نيـز امـر فرمود كه در هر زمان تضرع نماييد) لوقا 12 :63( و خود مسيـح در شـب هجوم يهوديان بروي با اصرار تمـام دعاميكـرد )لوقـا 22: 44( ......
و تمامي اين تعليمات با آنچه در باب ششم متي از تعليمات مسيـح آمـده متناقض است ، دربند7و8 اين باب چنين ميگويد:"هنگاميكـه دعـا ميكنيـد سخن باطل را مانند امم تكرار نكنيد زيرا كه ايشـان گمانميكننـد كـه بواسطـــه بسيـــار سخـــن گفتــــن دعـــــاي آنـــــان مستجـــاب ميشـود،پس خود را به ايشان شبيه مسازيد زيرا كه پدر شما احتياجتـان را قبل از آنكه ازوي سوال كنيد ميداند". زيرا كه اين تعليم نهي از تضرع پيوسته و دعاي دايم است و بيان ايـن معني است كه تكرار و اصـرار در دعـا از عـادات موهـوم امـت هاسـت و معنايي ندارد چه خداوند قبل از سوال به نيـاز بندگـان آگـاه اسـت .
...........................
نام كتاب : اسلام آيين برگزيده
نويسنده : شيخ محمد جواد بلاغي نجفي
مترجم : سيد احمد صفايي
http://www16.brinkster.com/morvarid/mass.html
×××××××××××××××××××
با تشكر
آرش
eesa
Sunday 23 February 2003, 12:02PM
نوشته شده بوسيله آرش
بنام خدا
[HR]
كتب عهدين كه كتب آسماني مسيحيان و يهوديان ميباشند، كتب ارزشمند و الهي هستند و مورد احترام همه ، اما متاسفانه اين كتب تا حدي دچـار تحريف شده اند و همين تحريفات باعث بوجود آمدن مشكلاتي شده ، از طرفي خود مسيحيان و يهوديان وقـوع تحريـف را رد ميكننـد و در مباحثات هم تنهـــا بـــه هميـــن كتـــب استنـــاد ميكننـــد و از طـرف ديگـر مخالفان خداو خداپرستي با دستاويز قرار دادن اين تحريفات اين اديان را از اصل نفي كنند ، در حاليكه هر دو گروه در اشتبـاه هستنـد، نـه ميتوان تنها با تكيه بر كتب تحريف شده سايـر اديــان و تفكــرات را نقد كرد و نه ميتوان بخاطر چند قسمت نادرسـت ايـن كتـب كـه همـه از تحريفات هستند اين اديان را از اصل رد كرد.
براي نشان دادن قسمتي از تحريفات اين كتب قسمتهايي از يـك كتـاب را در زير آوردم ، البته لازم به ذكر است كه اين به معناي رد ايـن كتـب الهي نيست بلكه تاييديست بر آنها و اينكه اگر اشتباه و يـا تناقضـي در اين كتب مشاهده ميشود تنها و تنها به دليل تحريـف شـدن آنهاسـت .
داريوش آگاه
.................................................. ..............
اولين كتاب عهدين ، عهد قديم ناميـده شـد و آن عبـارت از 39كتاب است : 5 كتاب آنها به پيامبر خدا موسي )ع ( منسوب است كه تورات نام دارد و بقيه آن به پيامبرانـي كـه بعـد از وي تـا 397 ســال قبــل از مسيــح )ع ( بــوده انــد منســوب اسـت. و گاهـــي تمـــام عهـــد قديــــم را تــــورات مينـامنـد.
زبان اصلي عهد قديم تا هنگام اسـارت بابـل عبـري بـوده و از زمان اسارت بابل اصل بعضي از آن كتاب به زبان كلداني است كه
زبـان بابـل ميباشـد . سپـس عهـد قديـم بـه همـت 27 نفـر از
دانشمندان يهود بسـال 285 يـا 276 قبـل از ميـلاد بـه زبـان يوناني ترجمه شده است .
اين ترجمه سبعينيه ناميده شد و مقتضاي نقـل اينسـت كـه ايـن
ترجمه نزد يهوديان و قدماء مسيحيان نهايت اعتبـار و احتـرام را داشته و مصنفان عهد جديد قسمتهاي بسياري از تورات را فقط
از همين نسخه نقل كرده اند و حضرت مسيح )ع ( راجع به شريعـت و پيامبـران بـا مسيحيـان از ايــن ترجمــه سخــن گفتـه اسـت .
.............................
.............................
در عهد قديم براي بعضي پيامبران هنگام وحي حالاتي ذكر شده كه عقل آنها را از ساحت انبيا دور ميداند و نميتوانـد آنهـا را تصديق كند از جمله :
1) در اواخر باب بيستم كتاب اشعيا ذكر شده كه پروردگـار بـه
پيامبرش اشعيا فرمود كه 3 سال عريان با پاي برهنه بين مـردم براي تبليغ ايشان راه برود و به آنان بگويد كه پادشاه آشـور براي رسـوا كـردن مصـر جوانـان و پيـران اسيـران مصـر و دور افتادگان از كوش را اين چنين با سرينهاي برهنه خواهد رانـد.
2( در باب 27 كتاب ارميا نوشته شده كه پروردگار به پيامبـرش
ارميا فرمود كه براي خود بندها و يوغ ها)چوبي كه بر گردن گاو
هنگام زراعت گذارند( بسازد و بر گـرده خـود بگـذارد چنانكـه كشاورزان برگردن گاوان گذارند براي اينكه به مردم تبليغ كند و بگويد گردنهاي خود را زير يـوغ پادشـاه بابـل قـرار دهيـد
3( در باب چهارم كتاب حزقيال چنين آمده كه پروردگـار بـه وي
فرمان داد كه قرص نان جو را پيش چشم بني اسراييل بـا مدفـوع
انسان بپزد و بخورد تا به مردم ابلاغ كنـد و بگويـد كـه بنـي اسراييل نان نجس خود را ميان امتي كه خداونـد آنـان را بيـن آنها پراكنده ساخته است خواهند خورد.
4( در بنـد دوم بـاب اول كتـاب هوشـع چنيـن نوشتـه شـده كـه
پروردگار به پيامبرش هوشع امر فرمود كـه زن فاحشـه اي را بـه
همسري خود قبول كند تا اولادي از زنا بـراي او بوجـود آورد و نتيجه اين عمل اينست كه علت زناي خود را براي بنـي اسراييـل اينطور تفسير كنـد كـه اهـل زميـن بـا مخالفـت و تـرك طاعـت پروردگار زناكارنـد و بديـن وسيلـه بنـي اسراييـل را انـدرز دهد.مراجعه كنيد به باب اول و دوم هوشع كه شگفت انگيز اسـت !
5( در باب سوم كتاب هوشع به وي چنين نسبـت داده شـده اسـت :
پروردگارم به من گفت برو زن زانيه اي را كه شوهرش او را دوست
دارد دوست بدار چنانكه پروردگار بني اسراييل بني اسراييل را
دوست ميدارد و ايشان بخدايان ديگر متوجهند و قرصهاي كشمش را دوست دارند. پس آن زن را براي خود به پانزده مثقـال نقـره و
يك حومر و نصف حومر خريدم و بـه او گفتـم بـراي مـن روزهـاي
بسياري خواهي نشست و زنا را ترك كن و از آن مرد ديگر مباش و
من هم از آن تو خواهم بـود زيـرا كـه بنـي اسراييـل روزهـاي بسياري بدون پادشاه و رييس و بدون قرباني باقي خواهد مانـد.
................
................
تحريف در كتب عهدين ) نصرانيان و يهوديان ( :
پاره اي از اين كتب با صراحت به تحريف پاره اي ديگر گواهـي ميدهند كه بعضي از مسيحيان از اين كتـب تحريـف شـده حمايـت
نموده و در كتابهاي خود نوشته اند كه چـه وقـت و بـراي چـه تحريف شده و چه كسي به چه غرضي آنها را تحريـف كـرده اسـت .
از جمله گواههاي بر تحريف اين اسـت كـه در بنـد 26 بـاب 23
كتـــاب ارميـــا در مقـــام خطــــاب بـــه قــوم آمـده :
اما بعد از اين از وحي پروردگار يادي نكنيد چـون كلمـه هـر انساني وحي پروردگار او ميباشد، زيرا كه شما سخن خداي زنده ، پروردگــار جنـــود ،خـــداي مـــا را تحريـــف كـرديـد. و در باب هشتم كتاب ارميا در بنـد هشتـم نيـز چنيـن آمـده : چگونه ميگوييد مـا حكيمانيـم و شريعـت پروردگـار بـا ماسـت
براستي كه قلم نويسندگان دروغ باف آن شريعـت را تغييـر داده است .
و در بند 16 باب 29 كتاب اشعيا آمده اسـت : "واي از حريـف
شمـا" و عيـن عبـارت عبرانـي آن چنيــن اســت "هافخيخيـم ".
و در بنـد 6و7 بـاب اول رسالـه پولــس بــه غلاطيــان چنيـن آمده :همانا من تعجب ميكنم كه به اين زودي از كسي كه شما را به نعمت مسيـح دعـوت ميكنـد برميگرديـد و بـه انجيـل ديگـر ميگرويد،انجيل ديگري نيست جز اينكه گروهي ميخواهند شمـا را متزلـــزل ساختـــه ،انجيــــل مسيــــح را تغييــر دهنـد.
و در بند 18و19 باب آخر مكاشفه يوحنا بشدت نفرين ميكند بـر كسي كه به كتـاب و نبـوت او چيـزي بيافزايـد يـا كـم كنـد.
فحواي كلام او گواه است بر اينكـه در آن هنگـام تحريـف كتـب پيامبران ظغيان موحشي داشته است .
......................
......................
بنام حقيقت
در مورد انجيل اگر صحبتي دارين در قسمتي كه باز كردم بيان كنيد چون كتاب مقدس كتاب اسماني مسيحيان كه در مورد تحريفش دلايلي بياورم در حالي كه ان هم تحريف نشده .....
eesa
Monday 24 February 2003, 01:44PM
وشته شده بوسيله آرش
[B]گوشه اي از مطالب كتب عهدين در مورد حضرت عيسي (ع)
1.در بند 34 باب 7 انجيل لوقا و در بنـد19 بـاب انجيـل متـي جمله اي است كه متضمن اعتراف مسيح اسـت باينكـه او باده پرسـت بوده ،يعني بسيار شراب مينويده است .
بنام خدايم
در باب 7 آيه 34 لوقا اينگونه نوشته شده !!!((...و درباره من كه ميخورم و مينوشم مي گوييد كه شخصي است پرخور وميگسار و همنشين گناهكاران . اگر عاقل بوديد چنين نميگفتيد و ميدانستيد چرا او چنان ميكرد و من چنين ...))
پس ميبينيم كه گفته نشده عيسي ميگساره وقتي حرفي ميزنيد بايد ايه رو هم بنويسيد تا اينطوري اغفال شده صحبت نكنيد ....
و چون باب انجيل متي را ذكر نكرديد نميدونم چه قسمتي از اون رو ميگيد!
و در بند 17و18 بـاب 22
انجيل لوقا جمله ايست كـه دلالـت ميكنـد بـر اينكـه او شـراب آشاميد و سخني در باره شراب گفت مانند سخن كسي كـه وداع بـا محبوب نمايد و از فراقش اندوهگين باشـد.
بنام خدايم
خوشحالم دوستان با خواندن ايه ها به دليلهاي بيهوده شما پي ميبرن !
لوقا باب 22 آيه 17 و 18 :
(( آنگاه پياله اي بدست گرفت و شكر كرد و آن را به شاگردان داد وگفت بگيريد وميان خود تقسيم كنيد زيرا تا زمان برقراري ملكوت خدا ديگر از اين محصول انگور نخواهم نوشيد )) كجاي اين سخن وداع با محبوب هستش؟ معني اينها رو كه ميتونيد درك كنيد
و نيـز در بنـد 1-21
باب 2 انجيل يوحنا به وي نسبت داده شده كه بـا شاگردانـش در قاناي جليل در مجلس عروسي كه در آن ميگساري بود حاضـر شـد و چون شراب تمام شد بتقاضاي مادرش براي ميهمانان با اعجازش شش قدح شراب خوب ساخت و از آن آشاميدند.
بنام خدايم
(باب 7 آيه 34 لوقا ) و اين اولين معجزه عيسي بود زيرا در همين باب ايه 4 ميگه (( از من چه ميخواهي ؟ هنوز وقت آن نيست كه معجزه اي انجام دهم )) پس دليل انجام اين معجزه كاملا روشنه ....
با اينكه سقايت و نوشاندن شراب چنانكه در بند 15 باب 2 كتاب حبقوق تصريح بحرمت آن شده است : " واي بر كسي كه همسايه خود را مينوشاند و بـر تـو كـه زهـر خويـش را ريختـه او را نيـز مسـت ميسـازي تـا برهنگـي او را بنگري
بنام خدايم
زماني كه انسان با ديد انتقاد آميز به مسئله اي نگاه كنه خب معاني واقعي اونو درك نميكنه همونطوري كه در متنهاي بالا ديديم كه شما انجيلي رو نخونديد بلكه سخنان ديگران رو منتقل ميكنيد...شراب براي عيسي حكمي ديگر داشت و به زياد خوردن شراب ايراد گرفته همونطور كه خودتون نوشتيد اما اگر نميخواهيد بفهميد كه شراب در مسيحيت چيست ولي من مينويسم يا درك معني شراب رو نتونستين در مسيحيت درك كنيد كه اين مشكل شماست مشكل دين مسيحيت نيست ...
متي باب 26 آيه 26 تا 30:
((وقتي شام مي خوردند عيسي يك تكه نان برداشت و شكر نمود سپس ان را تكه تكه كرد و به شاگردان داد و فرمود :بگيريد بخوريد اين بدن من است پس از آن جام را برداشت و شكر نمود و به آنها فرمود هر يك از شما از اين جام بنوشد چون اين خون من است كه با آن .اين پيمان جديد را مهر ميكنم خون من ريخته ميشود تا گناهان بسياري بخشيده ميشود اين سخن مرا فراموش نكنيد من ديگر از اين محصول انگور نخواهم نوشيد تا روزي كه آن را تازه با شما در ملكوت بنوشم ....))
.در بند 13 باب 3 رسالت پولس به غلامطيـان از وي چنيـن نقـل شده : مسيح خود را فدا ساخت و مـا را از لعنـت تـورات نجـات داد زيرا كه به جهت ما ملعون گرديد چون در تورات نوشته شـده كـه هـر آنكـس كـه بـه چوبـه دار آويختـه شـود ملعـون اسـت .
و چه مناسبتي بين مصلوب شدن عيسي با بند 22 و23 سفر تثنيه :
و زمانيكه بر انسان گناهي باشد كه كيفر آن اعدامسـت و كشتـه شود و او را بر چوبه دارش بياويزي پس مگذار لاشـه او بـر دار بماند بلكه همان روز دفنش كن زيرا كه بـدار آويختـه شـده از جانـب خــدا ملعــون اســت پس زميـن خــود را پپليـد مسـاز
بنام خدايم
مطالبي كه شما نوشتيد باب 3 آيه 10 تا 14 هستش نه 22 و23 !!!!
باب 3 آيه 10 تا14 (( ...همچنين كساني كه ميخواهند بوسيله اجراي دستورهاي شريعت نجات يابند زير لعنت خدا قرار ميگيرند زيرا در تورات چنين آمده است : ملعون باد كسي كه حتي يكي از دستورات كتاب شريعت را بشكند . در نتيجه روشن است كه هيچكسي نميتواند از راه حفط شريعت و قوانين مذهبي مورد قبول خدا واقع شود ...))
اين قسمت چون با حرفهاي اخوندها مغايره به خاطر همين مثل شما بيانش ميكنن اما ادامه آيات (( .... يكي از انبيا گفته است فقط كساني نجات پيدا ميكنند كه به خدا ايمان داشته باشند اما روش شريعت با روش ايمان تفاوت بسيار دارد مطابق روش شريعت انسان زماني نجات ميابد كه تمام احكام شريعت را بدون هيچ نقصي انجام دهد اما مسيح
لعنتي را كه در اثر گناهان ما بوجود آمده بود برخود گرفت و ما را از هلاكتي كه اين روش شريعت پديد آورده بود رهايي داد روش كه انجامش غير ممكن بود . بلي مسيح لعنت ما را برخود گرفت زيرا در تورات آمده است ملعون است هر كسي كه به دار آويخته شود . ))
خيلي خوب ميتونيم ببينيم كه مسيح چقدر زيبا دين رو از سياست جدا ميكنه !!!! خيلي خوب ميبينيد اگر ايه ها كامل نوشته بشه هيچ جاي صحبتي نميمونه ...
انجيلهايي كه تواتر آنها را تا مبدا وحي و الهام ادعا ميكند به ساحت مقدس مسيح )ع (اموري را نسبت داده اند كه نتـوان آنهـا را از موانع نبوت جدا دانست اينك بعضي از آنها را بخوانيـد:
1.تناقض سخن :
انجيلها از مسيح نقل كرده اند كه گفته است اگر من به نفع خود گواهي دهم گواهي باطل است )يوحنا 30:5 ( و نيز از گفتار مسيح نقل كرده اند كه گفته است اگر مـن بـه نفـع خـود گواهـي دهـم گواهيم حق است زيرا كه من ميدانـم از كجـا آمـده و بـه كجـا ميروم )يوحنا 14:8( .
تناقض اين دو سخن و دروغ بودن يكي از آنهـا پوشيـده نيسـت و ايـن تناقـض و دروغ بـودن يكـي از آنهـا مانــع نبـوت اسـت .
بنام خدايم
يوحنا باب 5 آيه 30 ((و اما من پيش از انكه كسي را محاكمه نمايم نخست با پدرم مشورت ميكنم هر چه خدا به من دستور دهد همان را انجام مي دهم از اين جهت محاكماني كه من ميكنم كاملا عادلانه است زيرا مطابق ميل و اراده خداي است كه مرا فرستاده نه مطابق ميل خودم...))
يوحنا باب 8 آيه 14 تا17((من هر چه ميگويم عين حقيقت است حتي اگر درباره خودم باشد چون ميدانم از كجا آمده ام و به كجا باز ميگردم ولي شما اين را نميدانيد شما بي آنكه چيزي درباره من بدانيد قضاوت ميكنيد ولي من اكنون درباره شما قضاوت نمي كنم اگر نيز چنين كنم قضاوت من كاملا درست است چون من تنها نيستم بلكه پدري كه مرا فرستاده با من است ...))
ادامه دارد
eesa
Monday 24 February 2003, 01:57PM
ادامه ....
..... باز هم تناقض در سخن :
از آنجملـه در بنـد 17 بـاب 19 انجيـل متـي از گفتـار مسيـح هنگاميكه در مقام انكار بر كسي كـه بـه وي گفـت : "اي معلـم شايسته " نقل شده است كه مسيح به وي گفت به چه جهت مرا صالـح ميخوانيد هيچكس جـز يكـي كـه او خداونـد اسـت صالـح نيسـت . و مثل آنست بند 18 باب 10 انجيل مرقس و بند 19 باب 18 انجيل لوقا و اين سخن متناقض است با آنچـه از گفتـار وي نقـل شـده "انســــان صالــــح " )انجيــــل متــــــي 35:12 و لوقـــا
45:6(
بنام خدايم
متي باب 19 ايه 17 ((عيسي گفت چرا از من درباره كار نيك مي پرسي ؟ غير از خدا چه نيكويي ميتواند وجود داشته باشد ؟ بلي در جوابت بايد بگويم كه اگر احكام خدا را نگاه داري زندگي جاويد خواهي يافت ))
مرقس باب باب 10 ايه 18 ((عيسي فرمود : چرا مرا نيكويي مي گويي؟ فقط خداست كه واقعا نيكوست ولي در مورد سوالت خودت كه احكام خدا را ميداني قتل نكن - زنا نكن - دزدي نكن - دروغ نگو - كسي را فريب نده وپدر و مادرت را احنرام بگذار ))
لوقا باب 18 آيه 19 (( عيسي از او پرسيد : وقتي مرا نيكو ميخواني ايا متوجه منظور آن هستي ؟ زيرا فقط خدا نيكوست و بس اما جواب سوالت را خودت ميداني كه در ده فرمان خدا چه فرموده است : زنا نكن - قتل نكن - دزدي نكن - دروغ نگو - به پدر و مادرت احترام بگدار و ....))
متي باب 12 آيه 35 ((از سخنان انسان نيك مي توان پي برد كه در باطن او اندوختهاي نيكو وجود دارد همچنين سخنان بد ذات نيز از اندوخته بد دل او خبر مي دهد . اين را نيز به شما بگويم كه براي هر سخن بيهوده بايد در روز داوري به خدا جواب بدهيد ( قابل توجه شما ) پس گفته هاي شما از حالا سرنوشت شما را تعيين ميكنند چون بوسيله سخنانتان يا تبرئه مي شويد يا محكوم .))
ميتونم بپرسم تناقض چي رو شما فرموديد ؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟
..... باز هم تناقض در گفتار:
از آنجمله در بند 30 باب 12 انجيل متي گفتار مسيح چنين نقـل شده : "هر كس با مـن نيسـت عليـه مـن اسـت " و هـر كـس بمـن نميپيوندد از من جدا ميشود و همچنيـن اسـت )بنـد 23 بـاب 11
لوقا( و اين گفتار متناقضت دارد با گفتار وي كـه در بنـد 40 باب 9 مرقس و بند 50 باب 9 لوقا درباره كسي كه از طريقـت وي پيروي ننمايد حكايت شده است : "هر كـس عليـه مـا نباشـد بـا ماست
بنام خدايم
متي باب 12 آيه 30 (( هر كس به من كمك نمي كند به من ضرر ميرساند))
لوقا باب 11 ايه 23 (( هر كه طرفدار من نباشد بضد من است هر كه مرا ياري نكند در واقع عليه من است ))
مرقس باب 9 ايه 40 (( كسي كه به ضد ما نيست با ماست ))
لوقا باب 9 آيه 50 (( .... كسي كه بر ضد شما نباشد از شماست ))
يا شما فارسي بلد نيستيد يا .......... ميتونم حرف نقيض اينها رو بدونم؟
تناقض بين تعليم و عمل :
انجيلها از مسيح نقل كرده اند كه به مردم توصيه ميكرد توصيه ها و سفارشهاي او را حفظ كننـد ، از آنجملـه گرامـي داشتـن مادر است ) انجيل متي باب 19 بند 19 و مرقـس 19:10 و لوقـا 20:18( و اين دستور متناقض با رفتار خـود مسيـح بـا مـادرش ميباشد ، چه در باب 12 متي آمده هنگاميكه مسيـح بـا جمعيـت سخن ميگفت ناگهان مادر و برادرش آمده در بيرون ايستادنـد و ميخواستند با وي سخن بگويند پس يكـي از جمعيـت بـه وي گفـت اينك مادر و برادرت در بيرون ايستـاده و ميخواهنـد بـا تـو صحبت كنند . مسيح به گوينـده پاسـخ داد كـه مـادرم كيسـت و برادرانم كيانند ؟ سپس دست خود را بسوي شاگردانش دراز كرده گفـــت اينـــان مــــادران و بــــرادران مـــن ميباشنـد. زيرا كسي كه به خواست پـدرم آن پـدري كـه در آسمانسـت عمـل ميكند برادر و مادر و خواهر من است .
بنام خدايم
فكر ميكنم خودتون هم فهميدين چي نوشتين اما خب بايد مينوشتين !!
لطفا بي احترامي به مادر رو بيان كنيد ؟
سوال من از شما اينه ..آيا خداوند پدر و مادر داره ؟ عيسي زماني كه خدا شد ديگه متعلق به اين دنيا نبود پس پدر و مادري نداشت به غير از پدر اسمانيش كه تمام قدرت خودش رو در اختيار او قرار داد ....
ايا شما كه در شيعه همكار يا زني غريبه رو خواهر و برادر خودتون ميخونيد به خواهر يا برادر خودتون بي احترامي كرديد ؟!؟؟
ايا زماني كه به مادر بزرگ خودتون مادر ميگيد به مادر خودتون بي احترامي كرديد ؟ و....
واقعا شما ندانسته چه ميكنيد ....
باز هم تناقض در تعليمات :
در باب 81 انجيل لوقا از تعليمات مسيح )ع ( به شاگردانش چنين آمـده : و براي ايشان مثلي آورد كه سزاوار اسـت هميشـه دعـا كـرد و كاهلـي نورزيد وبه قاضي ستمكاري كه داد زني را از دشمنش نميگرفت مثل زد كه عاقبت به جهت اصرار و التماس آن زن دادرسي نمود پس خداوند به سرعـت براي برگزيدگان خود كه شب و روز بدو استغاثه ميكنند دادرسـي خواهـد كرد)لوقا 81:1-8( و نيز مثل زد به كسي كـه در طلـب اصـرار ميكنـد و عاقبت به جهت اصرار به مطلوب خواهد رسيد)
بنام خدايم
لوقا تشكيل شده از 24 باب ...باب 81 وجود ندارد اگر هم باز منظورتون باب 1 از 8 تا 81 هستش اين باب شامل 80 ايه هستش ... لطفا متن درستي بزنيد تا پاسخگو باشم !!!!!
لوقا 11 :5-9( و نيـز امـر فرمود كه در هر زمان تضرع نماييد)
بنام خدايم
لوقا باب 11 ايه 9 (( در دعا نيز بايد چنين كرد انقدر دعا كنيد تا جواب دعايتان داده شود آنقدر بجوييد تا بيابيد انقدر در بزنيد تا باز شود ))
لوقا 12 :63( و خود مسيـح در شـب هجوم يهوديان بروي با اصرار تمـام دعاميكـرد )
بنام خدايم
باب 12 لوقا فقط 59 آيه داره .... !!!!!
لوقـا 22: 44( ......
و تمامي اين تعليمات با آنچه در باب ششم متي از تعليمات مسيـح آمـده متناقض است ، دربند7و8 اين باب چنين ميگويد:"هنگاميكـه دعـا ميكنيـد سخن باطل را مانند امم تكرار نكنيد زيرا كه ايشـان گمانميكننـد كـه بواسطـــه بسيـــار سخـــن گفتــــن دعـــــاي آنـــــان مستجـــاب ميشـود،پس خود را به ايشان شبيه مسازيد زيرا كه پدر شما احتياجتـان را قبل از آنكه ازوي سوال كنيد ميداند". زيرا كه اين تعليم نهي از تضرع پيوسته و دعاي دايم است و بيان ايـن معني است كه تكرار و اصـرار در دعـا از عـادات موهـوم امـت هاسـت و معنايي ندارد چه خداوند قبل از سوال به نيـاز بندگـان آگـاه اسـت .
بنام خدايم
لوقا باب 22 آيه 44 (( پس او با شدت بيشتري به دعا كردن پرداخت ....)) تناقضش با ايه 9 باب 11 چيه ؟
باب 22 آيه 7 و 8 آغاز آيات ((آخرين شام عيسي با شاگردان )) به اين كتابت (( روز عيد پسح فرا رسيد در اين روز مي بايست بره قرباني را ذبح كنند با نان فطير بخورند پس عيسي 2 نفر از شاگردان يعني پطرس و يوحنا را به شهر فرستاد تا جايي پيدا كنند و شام عيد را در آنجا حاضر كنند )) متني كه ذكر كرديد از متي باب 6 ايه 5 تا 9 ميباشد(( اما درباره دعا هرگاه دعا ميكني مانند رياكاران نباش كه دوست دارند در عبادتگاه يا در گوشه و كنار خيابانها نماز بخوانند تا توجه مردم را به خود جلب كنند و خود را مومن نشان دهند . مطمئن باش اجري را كه بايد از خدا بگيرند همين جا از مردم گرفته اند . اما تو هر گاه دعا ميكني در تنهايي و در خلوت دل پدر آسماني را عبادت نما و او كه كارهاي نهان تو را ميبيند به تو پاداش خواهد داد .)) و اين 2 ايه اي كه شما ذكر كرديد (( وقتي دعا ميكنيد مانند كساني كه خداي حقيقي را نميشناسند وردهاي بي معني تكرار نكنيد ايشان گمان مي كنند كه با تكرار زياد دعايشان مستجاب ميشود اما شما اين را بياد داشته باشيد كه پدرتان قبل از اينكه از او چيزي بخواهيد كاملا از نيازهاي شما آگاه است )) پس عيسي خواندن زياد دعا رو بد نميدونه بلكه ورد خودني رو منع كرده ....
نام كتاب : اسلام آيين برگزيده
نويسنده : شيخ محمد جواد بلاغي نجفي
مترجم : سيد احمد صفايي
http://www16.brinkster.com/morvarid/mass.html
×××××××××××××××××××
با تشكر
آرش
بنام خدايم
همونطور كه ديديم شما بدون مطالعه واقعي انجيل متني رو نادانسته ذكر كردين كه در دين شما هم اومده كلام خدا رو بدون هيچ تغييري بايد بيان كرد اما نويسنده هر قسمتي رو كه خواسته جدا كرده و حتي ميبينيم كه بعضي از آيه ها رو هم اشتباها ذكر نموده !!!!
به خاطر اين اشتباهتون براتون دعا ميكنم اما امبدوارم خدا شما رو ببخشه ....
موفق باشيد
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2008, Jelsoft Enterprises Ltd.