PDA

نمايش نسخه نهائي : ياوه گويي بنام تحريف انجيل


eesa
Saturday 22 February 2003, 10:32AM
بنام خدايم

چون بحث جدايي دين از سياست به انجيل كشيده ميشد تصميم گرفتم از هم جداشون كنم

لطفا كساني كه ميگويند انجيل تحريف شده دلايل خودشون رو اينجا مطرح كنن ...

من منتظر هستم

نسيم سحر
Sunday 23 February 2003, 01:45AM
نوشته شده بوسيله eesa
بنام خدايم

چون بحث جدايي دين از سياست به انجيل كشيده ميشد تصميم گرفتم از هم جداشون كنم

لطفا كساني كه ميگويند انجيل تحريف شده دلايل خودشون رو اينجا مطرح كنن ...

من منتظر هستم
يکش همين که حضرت عيسي را متهم مي کنيد به اينکه حکم داده اگر کسي به تو ظلم کرد و سيلي در گوش تو زد تو اجازه ادامه ظلم را به او بده و طرف ديگر صورتت را بگير تا بزند . احمقانه تر از اين هم مي شود ؟؟؟؟

Sepehre Azadi
Sunday 23 February 2003, 07:19AM
من كه نمي خواستم با اين آقا عيسي وارد گفتگو بشم چون دروغ گفت .
ولي خب متني در مورد انجيل و مسيحيان براتون ميذارم . ( البته من به مسيحيان بي احترامي نميكنم ولي اگه كسي مبارز طلبي كنه بايد بگم اينجا ميدون رزم نيست !

شريعت نصاري(مسيح) و انجيل

نصاري امت عيسي بن مريم را گويند كه بعد از موسي عليه السلام مبعوث و تورات آمدن او را بشارت داده بود. او نيز آيات روشني بر پيامبري و رسالت خود داشت. مردم را به توحيد دعوت ميكرد و به بني اسرائيل مي گفت من آمده ام تا اختلافات را در ميان شما رفع كنم .
بني اسرائيل با او به دشمني برخاسته ، و عده محدودي به او ايمان آوردند كه << حواريون >> ناميده ميشوند .
قوم يهود با عقيده انحصار گرايي ، ادعاي او را منكر شده و به او هجوم و قصد جانش را كردند.
خداوند او را از دست يهوديان ، نجات داده و به آسمان بالا برد .

<<اذقال الله ياعيسي اني متوفيك و رافعك الي و مطهرك من الذين كفروا ...>> ( آل عمران / 55)
((بياد آور هنگامي كه خداوند به عيسي فرمود : من تو را بر ميگيرم و به سوي خود ميبرم و از كساني كه كافر شدند پاك ميسازم .))

وقتي خداوند او را به آسمان بالا برد حواريون در آن اختلاف كردند و اختلافشان در دو امر بود . الف - كيفيت نزول و پايين آمدن او در ميان امت خود . ب - چگونگي صعود و بالا بردن او به واسطه ملائكه .

در اين ميان مسيحيان در باره اين دو مساله ( صعود و نزول) هم اتفاق راي وجود ندارد كه آياتي از قرآن كريم بدان اشاره دارد .
بعد از حضرت عيسي عليه السلام چهار نفر از پيروان او جمع شده ، مطالبي را جمع آوري نمودند و نام آنرا انجيل نهادند . به نام انجيل متي ، لوقا ، مرقس ، و يوحنا . كه اين اناجيل چهارگانه در حال حاضر ميان مسيحيان رواج دارد .
بسيار روشن است كه اين اناجيل اربعه آن انجيلي نيست كه از جانب خداوند بر عيسي عليه السلام وحي شده است و اين امري است كه پيروان مسيح هم به آن اذعان و اعتراف دارند ولي ميگويند كه مطالب و محتواي اناجيل اربعه نيز بر حواريون حضرتش الهام شده است . اين سخن و اعتقاد در حالي است كه اختلافهاي گوناگوني در آنها به چشم ميخورد و خالي از شرك و تثليث و تشويق نيست .

شهرستاني در ملل و نحل ميگويد :(( در پايان انجيل متي آمده است كه : همانا من شما را به سوي امتها ارسال كردم ، چنانكه پدرم مرا به سوي شما فرستاد . پس برويد امتها را به اسم اب و ابن و روح القدس دعوت كنيد . در بقيه انجيلها مطالب متناقض زياد بوده و تشويش در محتواي آنها موجب شد كه نصاري به هفتاد و دو فرقه تقسيم شوند .))

ادامه دارد ...

Sepehre Azadi
Sunday 23 February 2003, 07:33AM
تاريخ تدوين و محتواي اناجيل اربعه

انجيل متي

انجيل متي قديمي ترين انجيل است كه تاري آن را 38 ميلادي و به احتمالي 50 تا 60 ميلادي دانسته اند . اين كتاب مقدس ابتدا به لغت عبري بوده سپس به زبان يوناني ترجه شد. نسخه اصلي آن مفقود و نويسنده آن نيز ناشناخته و مجهول است . انجيل مذكور براي اثبات اينكه عيسي عليه السلام تاريخ اسرائيل را به انجام ميرساند نوشته شده است. بدين جهت متي همواره ميكوشد تا نشان دهد كه كه حضرت عيسي عليه السلام مانند ناجي مورد انتظار يهوديان رفتار ميكند . اين انجيل با نسب نامه عيسي آغاز مي گردد و متي او را از طريق داوود عليه السلام به ابراهيم ميرساند.
شخصيت متي (لوي) را امروزه مسيحيان به عنوان صحابي عيسي عليه
السلام قبول ندارند .

انجيل مقرس

انجيل مرقس : مرقس شاگرد پطرس است كه اين انجيل را در سال 61 ميلادي تدوين و تاليف نمود . گفته ميشود كه او از حواريون نبوده و انجيل خود را با اشاره و دستور پطرس نوشته و عقيده اي به خدايي عيسي نداشت . برخي از دانشمندان مسيحي به انجيل او چندان اهميتي نميدهند و ميگويند كه او انجيل خود را براي عشاير و چادر نشينان نوشت . كولمان از مفسران و شارحان معروف ميگويد مصنف اين انجيل ، يهودي الاصل بوده و مطالب غير واقعي نيز در اين انجيل بسيار است. ))
(قاموس مقدس ، به نقل از الميزان )

Sepehre Azadi
Sunday 23 February 2003, 07:58AM
انجيل لوقا

لوقا كه خود نه از حواريون بوده و نه مسيح را ديده اين كتاب را در سال 80 الي 90 ميلادي تدوين نمود و گفته ميشود كه او نصرانيت را از پولس گرفته است . پولس يهودي متعصبي بوده كه عليه پيروان عيسي عليه السلام سختگيري ميكرد . وي ادعا كرد كه يكبار در عالم بي هوشي مسيح او را لمس نموده و او از آزار مسيحيان منع كرده است . او كسي است كه اركان مسيحيت امروزي را محكم ساخت و در تعليم خود ايمان به مسيح را كافي دانست و خوردن مردار و گوشت خوك را مباح دانست . از بسياري از احكام كه در تورات بود نهي كرد .
لوقا انجيلش را پس از انجيل مرقس نوشت و بعد از مرگ پطرس و پولس انتشار داد. بسياري از علماي مسيح از محتواي سست و مرهون لوقا چنين برداشت ميكنند كه اين كتاب از جنبه الهامي بر خوردار نيست. بررسي زندگي كودكي مسيح عليه السلام از ويژگي هاي اين انجيل است . متي كودكي حضرت عيسي عليه السلام را به نحو ديگري بررسي ميكند و مرقس هيچ سخني در اين باب ندارد . تشريع عشاي رباني كه براي مسيحيان واقعه اي بسيار با اهميت ميباشد از ويژگي هاي اين انجيل بوده كه با دو انجيل قبلي متفاوت است .
درباره صعود حضرت عيسي عليه السلام مطالبي دارد كه با اعمال رسولان مخالف و متضاد است . همچنين تناقضهاي ديگر در اين انجيل آمده كه شارحان << ترجمه جهاني كتاب مقدس>> را با مشكل مواجه ساخته است . اكثريت شارحان لوقا رايك رمان نويس ماهر ميدانند تا يك واقعيت پرداز . ( دكتر بوكاي ، مقايسه بين تورات و انجيل ، ص 28- 98)

انجيل يوحنا

اين انجيل با سه انجيل ديگر متفاوت است و نقل شده است كه بسياري از علماي نصاري آنرا نوشته اند . يوحنا يكي از شاگردان دوازده گانه حواريون است . در تدوين و نيز مصنف آن اختلاف شده : عده اي گفته اند يوحنا پسر زبدي با استفاده از اناجيل سه گانه آرا نوشته است . و برخي ديگر معتقدند كه آنرا يكي از شاگردان مدرسه اسكندريه تدوين نموده كه صاحبان قصص و مورخان به اين قول گرايش دارند.
قول ديگر اين است كه اين انجيل را برخي از دانشمندان مسيحي نوشته و به خاطر مقبوليت عامه يوحنا به او نسبت داده اند .
قابل ذكر است كه انجيل هاي چهارگانه مدت رسالت مسيح را مختلف ميدانند . مرقس و متي و لوقا آنرا يك سال و يوحنا آنرا بيش از دوسال ميداند يعني از سي سالگي تا 31 يا 32 سالگي .

اين بود خلاصه اي از تاريخ تصنيف و تدوين اناجيل اربعه كه قدر متيقن آن به هفت نفر ( متي - مرقس - لوقا - يوحنا - پطرس - يهودا ) منتهي ميشود .

eesa
Sunday 23 February 2003, 11:01AM
نوشته شده بوسيله نسيم سحر

يکش همين که حضرت عيسي را متهم مي کنيد به اينکه حکم داده اگر کسي به تو ظلم کرد و سيلي در گوش تو زد تو اجازه ادامه ظلم را به او بده و طرف ديگر صورتت را بگير تا بزند . احمقانه تر از اين هم مي شود ؟؟؟؟

بنام پسر
براي شما دعا ميكنم كه نادانسته در مورد كتاب خدا به راحتي هر چيزي كه ميخواهيد ميگيد ...متن كامل اين حرفهايي كه شما ميگيد اينه و قضاوت رو به عهده خودتون ميذارم ... البته اميدوارم درست بخونيدش

متي باب5 ايه38 تا 42 ...
((گفته شده كه اگر كسي چشم ديگري را كور كند بايد چشم او را كور كرد و اگر دندان كسي را بشكند بايد دندانش را شكست ...اما من ميگويم كه اگر به تو زور گويد با اومقاومت نكن حتي اگر به گونه راست تو سيلي زند گونه ديگرت را نيز پيش ببر تا به آن سيلي بزند ..اگر كسي تو را به دادگاه بكشاند تا پيراهنت را بگيرد عباي خود را نيز به او ببخش ..اگر يك سرباز رومي به تو دستور دهد كه باري را به مسافت يك ميل حمل كني تو 2 ميل حمل كن ..اگر كسي از تو چيزي خواست به او بده و اگر از توقرض خواست او را دست خالي زوانه مكن ...))
در كجاي صحبت خداوند انسان بودن اشتباه خوانده شده ؟
تعاليم انسان بودن مسيح رو شما مبنا بر تحربف مبدونبد ؟
يعني در قرآن كه از ما خواسته شده انسان باشيم تحريف قرآنه ؟
خدا شما رو ميبخشه چون نادانسته سخن ميكين ....

eesa
Sunday 23 February 2003, 11:16AM
بنام خدا

من گفتم از تحريف انجيل براي من بگيد !!!
شما تاريخچه اي رو نوشتيد كه به تعريف خودتون از ديگران است از فلاني و فلاني ....
فقط در مورد انجيل اين تيكه رو اشاره كرديد در مورد صعود كه در متني اين مسئله رو كاملا توضيح دادم فكر ميكنم در قسمت بحث جداي دين وسياست بيانش كردم ميتونين پيداش كنيد و بخونيدش ...
مطلب كلي شما كه چون برگرفته از سخنان ديگران بوده و نميتونه سنديتي داشته باشه اما با اين حال پاسخي ميدم كه اميدو ارم شما كاملش كنيد ...
در مثال حرفهاي اين ادمها درست ... پس چرا شما در صحت قرآن شك نميكنيد كه سالها بعد توسط عثمان جمع آوري شد و نه كتبي بلكه شفاهي از حافظين قرآن كه تنها كسي نيز كه قرآن رو به طور كامل حفط بوده عايشه بوده كه شخصيت ايشون براي شيعيان هم روشنه پس خيلي راحت ميتونسته در قرآن دست ببره !
اما شما ميگيد خدا خودش از قرآن حمايت كرده و ميكنه اما چطور نميتونين بپذيرين كه از انجيلش حمايت نكرده ؟ چرا بايد كتاب آسماني خودش را فراموش كنه يا اجازه تحريف به داده بشه ؟
و لطفا دروغي كه من گفتم رو حتما بگيد ...ممنونم

min
Monday 24 February 2003, 01:19AM
نوشته شده بوسيله eesa


بنام پسر
براي شما دعا ميكنم كه نادانسته در مورد كتاب خدا به راحتي هر چيزي كه ميخواهيد ميگيد ...متن كامل اين حرفهايي كه شما ميگيد اينه و قضاوت رو به عهده خودتون ميذارم ... البته اميدوارم درست بخونيدش

متي باب5 ايه38 تا 42 ...
((گفته شده كه اگر كسي چشم ديگري را كور كند بايد چشم او را كور كرد و اگر دندان كسي را بشكند بايد دندانش را شكست ...اما من ميگويم كه اگر به تو زور گويد با اومقاومت نكن حتي اگر به گونه راست تو سيلي زند گونه ديگرت را نيز پيش ببر تا به آن سيلي بزند ..اگر كسي تو را به دادگاه بكشاند تا پيراهنت را بگيرد عباي خود را نيز به او ببخش ..اگر يك سرباز رومي به تو دستور دهد كه باري را به مسافت يك ميل حمل كني تو 2 ميل حمل كن ..اگر كسي از تو چيزي خواست به او بده و اگر از توقرض خواست او را دست خالي زوانه مكن ...))
در كجاي صحبت خداوند انسان بودن اشتباه خوانده شده ؟
تعاليم انسان بودن مسيح رو شما مبنا بر تحربف مبدونبد ؟
يعني در قرآن كه از ما خواسته شده انسان باشيم تحريف قرآنه ؟
خدا شما رو ميبخشه چون نادانسته سخن ميكين ....
در تحريف دين مسيح همين بس است که براي خدا شريک قايل مي شوند و حضرت مسيح اين بنده برگزيده خدا را فرزند خدا مي دانند .

eesa
Monday 24 February 2003, 02:37PM
نوشته شده بوسيله min

در تحريف دين مسيح همين بس است که براي خدا شريک قايل مي شوند و حضرت مسيح اين بنده برگزيده خدا را فرزند خدا مي دانند .

بنام خدايم
چه كسي ميتواند مرده اي را زنده كند كوري را بينا كند يا بيماري را علاج بخشد ؟
چه كسي در رحم مريم دميد ؟
چه كسي مي تواند درختي خشكيده را بار بدهد يا بلعكس ؟
و ........................

صبح
Tuesday 25 February 2003, 04:59PM
نوشته شده بوسيله eesa


بنام خدايم
چه كسي ميتواند مرده اي را زنده كند كوري را بينا كند يا بيماري را علاج بخشد ؟
چه كسي در رحم مريم دميد ؟
چه كسي مي تواند درختي خشكيده را بار بدهد يا بلعكس ؟
و ........................

اينها فقط به اراده خداي يكتا مي تواند انجام شود ...

[HR]
اين چگونه معادله اي است كه يك انسان فرزند خدا شود ؟
در تحريف دين مسيح همين بس است که براي خدا شريک قايل مي شوند و حضرت مسيح اين بنده برگزيده خدا را فرزند خدا مي دانند .

صبح
Tuesday 25 February 2003, 05:06PM
انجيل امروز چيست ؟ از لحاظ تاريخي انجيلي كه در دسترس است مربوط به چه ساليست ... ؟ تا آنجا كه ميدانم ، چند قرن بعد از ظهور اسلام !!!


محتواي انجيل امروز چيست ؟
كلام خداوند ؟
كلام مسيح (ع) ؟

آيا خداوند با مسيح تفاوت مي كند ؟ آيا 1 = 3 ؟

4 نفر (كه فكر مي كنم فقط يك نفر از آنها مسيج(ع) را ديده است) ، دهها سال پس از (عروج) مسيح (ع) نوشته هائي بر روي كاغذ آورده اند ، به نام انجيل كه اين نوشته ها ، با عنوان (سرگذشت مسيح) منتشر مي شود ... ؟ آيا سرگذشت مسيح مي تواند متناقض و كم و زياد باشد ؟

لطفا به اين سوالات پاسخ دهيد .

min
Wednesday 26 February 2003, 12:20AM
نوشته شده بوسيله eesa


بنام خدايم
چه كسي ميتواند مرده اي را زنده كند كوري را بينا كند يا بيماري را علاج بخشد ؟
چه كسي در رحم مريم دميد ؟
چه كسي مي تواند درختي خشكيده را بار بدهد يا بلعكس ؟
و ........................
همه اينهايي که گفتيد با اراده خدا توسط بنده خدا يي که نبي اوست مي شود انجام شود .
مگر حضرت داود مرده زنده نمي کرد ؟
مگر حضرت موسي چنين نکرد ؟
مگر پيامبران ديگر معجزاتي نمي آوردند که در همين سطوح بود ؟
اگر بنا بر اين باشد که حضرت عيسي چون بدون دخالت مردي خلق شده فرزند خدا باشد چه کسي مستحق تر از حضرت آدم است براي اين وصله مي باشد که نه پدري داشت و نه مادري .
خدايي که احتياج به داشتن اين همه فرزند باشد يقينا يگانه نيست .

صبح
Thursday 27 February 2003, 10:35AM
اين متن موضوع بنده است با اصلاحات ... كتابي كه من از آن نقل كردم ، كمي خطاي چاپي دارد ، بهرحال خطاها پيدا شد ... توجه كنيد كه منبع تفسير هيچ يك از اين چهار كتاب نيست . و خود اين چهار كتاب است .
درصورتيكه يوحنا و متي ذكري كرده اند با آدرس بفرمائيد ...


[HR]

قرآن واحد و بدون هيچ تحريفي نوشته شد ... قرآنهائي كه نوشته شد تفاوتي با هم ندارند ... اما چهار انجيل بسيار تفاوت دارند ...

براي مثال : صعود عيسي (ع(

يوحنا و متي از صعود عيسي (ع) ذكري به ميان نياورده اند .

مرقس (باب 16 آيه 19 ) مي نويسد :

عيسي به سوي آسمان مرتفع شده به دست راست خدا بنشست .

بدون آنكه تاريخ وقوع آن در نسبت با رستاخيزش ذكر شده باشد .

[HR]

انجيل لوقا - باب 24 آيه 51 ... :
عيسي از ايشان جدا گشته به سوي آسمان بالا برده شد .
واقعه توسط انجلينسو در آخر حكايت رستاخيز و ظهور بر يازده نفر (حواريون كه دوزادذهمين آنها (يهودا) مرده بود ) قرار داده شده است : جزئيات حكايت انجيلي لزوما اشعار بر اين دارند كه (صعود) در روز (برخاستن از قبر) اتفاق افتاده است .

اما در (اعمال رسولان) لوقا (كه همه گمان مي كننتتد او مصنف آن است ) ظهورهاي عيسي به حواريون در فاصله بين تصليب و صعود به آسمان را با عبارت زير نقل مي كند (كتاب اعمال رسولان باب اول آيات 1،2،3 ... ) :

به دليلهاي بسيار كه در مدت چهل روز بر ايشان ظاهر مي شد و درباره ي امور ملكوت خدا سخن مي گفت ...

اين عبارت (اعمال رسولان) مبداء تثبيت عيد مسيحي (صعود) است كه چهل روز پس از عيد فصح (مسيحيان) مي باشد . و در آن رستاخيز (مسيح) جشن گرفته مي شود . بنابر اين تاريخ مزبور بر خلاف انجيل لوقا تعيين شده وانگهي هيچ متن انجيلي آنرا توجيه نمي كند .

از خدائي كه اين نظم جهاني به اين دقيقي را علت است انتظار اينچنين تقض گوئي نمي رود عيسي جان .

eesa
Thursday 27 February 2003, 11:14AM
نوشته شده بوسيله صبح [/i]
[B]انجيل امروز چيست ؟ از لحاظ تاريخي انجيلي كه در دسترس است مربوط به چه ساليست ... ؟ تا آنجا كه ميدانم ، چند قرن بعد از ظهور اسلام !!!

بنام خدايم
شما اينطوري ميدونيد صبح عزيز !!


محتواي انجيل امروز چيست ؟
كلام خداوند ؟
كلام مسيح (ع) ؟
آيا خداوند با مسيح تفاوت مي كند ؟ آيا 1 = 3 ؟

بنام خدايم
كلام خداوند كه بوسيله مسيح بيان شد .... يعني در واقع پيامبر به كسي گفته ميشود كه سخن خدا را بيان كند ... شما با پيامبر بودن عيسي هم مشكل داريد ؟


4 نفر (كه فكر مي كنم فقط يك نفر از آنها مسيج(ع) را ديده است) ، دهها سال پس از (عروج) مسيح (ع) نوشته هائي بر روي كاغذ آورده اند ، به نام انجيل كه اين نوشته ها ، با عنوان (سرگذشت مسيح) منتشر مي شود ... ؟ آيا سرگذشت مسيح مي تواند متناقض و كم و زياد باشد ؟

لطفا به اين سوالات پاسخ دهيد


بنام خدايم
صبح عزيز ...چرا گفته ميشود 10 ها سال ؟
مگر قرآن شما صد ها سال بعد از حافظه مردم جمع آوري نشد ؟ انجيل از زبان كساني نوشته شده كه با مسيح بودند در تمام مراحل زندگي فقط لوقا تاريخ نويسي بود كه به امر خداوند براي نوشتن مفصل انجيل تعيين شد ....
ميبيني اگر با ديدي كه شما داريد به قرآن هم نگاه كنيم اون هم ميتونه دلايل زيادي براي تحريف داشته باشه ...

eesa
Thursday 27 February 2003, 12:22PM
نوشته شده بوسيله min [/i]
[B]
همه اينهايي که گفتيد با اراده خدا توسط بنده خدا يي که نبي اوست مي شود انجام شود .

بنام خدايم
اگر اراده خدا بوده چرا غير از عيسي كسي نتوانست چنين كند ؟


مگر حضرت داود مرده زنده نمي کرد ؟
مگر حضرت موسي چنين نکرد ؟
مگر پيامبران ديگر معجزاتي نمي آوردند که در همين سطوح بود ؟
اگر بنا بر اين باشد که حضرت عيسي چون بدون دخالت مردي خلق شده فرزند خدا باشد چه کسي مستحق تر از حضرت آدم است براي اين وصله مي باشد که نه پدري داشت و نه مادري .
خدايي که احتياج به داشتن اين همه فرزند باشد يقينا يگانه نيست .

بنام خدايم
كجا نوشته شده داوود و موسي مرده زنده كردند ؟
سطوح معجزات ديگران را مقايسهوبيان كنيد ...منتظر هستم
آدم را خدا آفريد نه از شكم زني بلكه از خاك ... پدر يا مادر خاك كيست؟
اين همه فرزندي كه بدون پدر افريده شدند را نام ببريد ؟

min
Friday 28 February 2003, 02:21AM
نوشته شده بوسيله eesa


بنام خدايم
اگر اراده خدا بوده چرا غير از عيسي كسي نتوانست چنين كند ؟




بنام خدايم
كجا نوشته شده داوود و موسي مرده زنده كردند ؟
سطوح معجزات ديگران را مقايسهوبيان كنيد ...منتظر هستم
آدم را خدا آفريد نه از شكم زني بلكه از خاك ... پدر يا مادر خاك كيست؟
اين همه فرزندي كه بدون پدر افريده شدند را نام ببريد ؟
حضرت داود زماني كه قرار بود قاتل شخصي را پيدا كند وي را زنده كرد كه داستانش بسيار مفصل است .
حضرت موسي هم براي زنده كردن و سوال از مقتولي گاو را قرباني كرد ( همان جريان ايراد هاي بني اسراييلي )
اين دو مورد بس است ؟
چه كسي جز خدا مي تواندبدون وجود پدر و مادر پيدايش داشته باشد ( ادم و حوا )
چه كسي جز خدا مي تواند در سرزمين خشك طوفاني با عظمت طوفان نوح ايجاد كند ؟
چه كسي جز خدا مي تواند شتر از دل كوخ بيرون بياورد ؟

eesa
Saturday 1 March 2003, 11:00AM
نوشته شده بوسيله min [/i]
[B]
حضرت داود زماني كه قرار بود قاتل شخصي را پيدا كند وي را زنده كرد كه داستانش بسيار مفصل است .
حضرت موسي هم براي زنده كردن و سوال از مقتولي گاو را قرباني كرد ( همان جريان ايراد هاي بني اسراييلي )
اين دو مورد بس است ؟

بنام خدايم
ميشه لطفا منبع اين سخنان رو بفرماييد كه كدام كتاب اسماني هستش ؟

چه كسي جز خدا مي تواندبدون وجود پدر و مادر پيدايش داشته باشد ( ادم و حوا )
چه كسي جز خدا مي تواند در سرزمين خشك طوفاني با عظمت طوفان نوح ايجاد كند ؟
چه كسي جز خدا مي تواند شتر از دل كوخ بيرون بياورد ؟

بنام خدايم
كسي كه خداوند تمام قدرت خود را در اختيار او قرار داد يعني عيسي
و هر كسي كه در اينده چنين كند از اين نعمت بهره خواهد برد

Sepehre Azadi
Sunday 2 March 2003, 07:40AM
فقط بگو قدرت خدا رو چه اندازه ميدوني ؟
و آيا با اين حرف كه خداوند تمام قدرت خودش رو به كسي بخشيده ، قدرت خدا رو محدود نمي كنه ؟
و در كجا حضرت عيسي ( عليه السلام ) چنين حرفي زدند ؟
چطور ميتوني حرف بقيه رو چون از منابع مختلفي ذكر كردن بدون سند بدوني و حرف خودت رو در عوض صحيح بدوني ؟
فعلا تا بعد

صبح
Sunday 2 March 2003, 08:43AM
بنام مهربانترين
بنام خدايم
شما اينطوري ميدونيد صبح عزيز !!
شما چطوري مي دونيد ؟


بنام خدايم
كلام خداوند كه بوسيله مسيح بيان شد .... يعني در واقع پيامبر به كسي گفته ميشود كه سخن خدا را بيان كند ... شما با پيامبر بودن عيسي هم مشكل داريد ؟

خير ... اگر شما هم معتقدید که مسیح (ع) پیامبر خدا بود و جبرئیل (ع) فرشته ای که توسط او وحی نازل میشد ، من هم همین را قبول دارم . وگرنه سوال من هم (تثليث) بود كه اگر شما به آن معتقد نيستيد ... شكر خداي احد بايد كرد :)


بنام خدايم
صبح عزيز ...چرا گفته ميشود 10 ها سال ؟
مگر قرآن شما صد ها سال بعد از حافظه مردم جمع آوري نشد ؟ انجيل از زبان كساني نوشته شده كه با مسيح بودند در تمام مراحل زندگي فقط لوقا تاريخ نويسي بود كه به امر خداوند براي نوشتن مفصل انجيل تعيين شد ....
ميبيني اگر با ديدي كه شما داريد به قرآن هم نگاه كنيم اون هم ميتونه دلايل زيادي براي تحريف داشته باشه ...

در زمان خود پيامبر اسلام (ص) ، ياراني در كنار حضرتش بودند كه وحي را بلافاصله مي نوشتند ... (10 نفر) ... نام آنها نيز به (كاتبان وحي) معروف بود، عده اي هم آن كلام مقدس را حفظ مي كردند ، بعد از فوت پيامبر ، فقط اين نوشته ها و محفوضات 12-13 سال بعد از ايشان (جمع) شد . و همه اصحاب از جمله علي (ع) كه حافظ كل قرآن بود ، بر صحت آن صحه گذاشتند . هيچ امكان تحريفي وجود نداشت .

شما اطلاع نداريد من چه كنم ؟ :)

eesa
Sunday 2 March 2003, 11:30AM
نوشته شده بوسيله Sepehre Azadi
فقط بگو قدرت خدا رو چه اندازه ميدوني ؟
و آيا با اين حرف كه خداوند تمام قدرت خودش رو به كسي بخشيده ، قدرت خدا رو محدود نمي كنه ؟
و در كجا حضرت عيسي ( عليه السلام ) چنين حرفي زدند ؟
چطور ميتوني حرف بقيه رو چون از منابع مختلفي ذكر كردن بدون سند بدوني و حرف خودت رو در عوض صحيح بدوني ؟
فعلا تا بعد

بنام خدايم
چرا محدودش كنه ؟ يعني چرا فكر ميكنيد كه محدودش كرده ؟
عيسي در انجيل اين مطلب رو ذكر كرده به صراحت كه هركسي ميتواند مثل من باشد و حتي بالاتر از من و مثل اسلام شما انسانها را محدود به پذيرفتن حرفهاي انسانهايي كه معلوم نيستند از كجا اومدن ..نميكنه

در مسيحيت شخص ميتونه در 18 سالگي از طرف كليسا تحقيق كنه و دين برتر رو انتخاب كنه ....
ميبينيد كه حرفهاي من سنديت داره لطفا اول پاسخ من رو بشنويد بعد نتيجه گيري كنيد ...

eesa
Sunday 2 March 2003, 11:43AM
نوشته شده بوسيله صبح [/i]
بنام مهربانترين

شما چطوري مي دونيد ؟

بنام آفريننده صبح
يعني نميدوني ؟!


خير ... اگر شما هم معتقدید که مسیح (ع) پیامبر خدا بود و جبرئیل (ع) فرشته ای که توسط او وحی نازل میشد ، من هم همین را قبول دارم . وگرنه سوال من هم (تثليث) بود كه اگر شما به آن معتقد نيستيد ... شكر خداي احد بايد كرد :)

نه ... من معتقدم خود مسيح با خدا صحبت ميكرده و جبرئيلي بر او نازل نميشده چون خدا در قرآن و انجيل گفته هر انساني كه بخواهد مي تواند صداي مرا بشنود ...
اگر نميدوني تا توضيح بدم كه با ايمان به خدا چه كارهايي ميشه كرد بدون اينكه قطره اي خون ريخته بشه




در زمان خود پيامبر اسلام (ص) ، ياراني در كنار حضرتش بودند كه وحي را بلافاصله مي نوشتند ... (10 نفر) ... نام آنها نيز به (كاتبان وحي) معروف بود، عده اي هم آن كلام مقدس را حفظ مي كردند ، بعد از فوت پيامبر ، فقط اين نوشته ها و محفوضات 12-13 سال بعد از ايشان (جمع) شد . و همه اصحاب از جمله علي (ع) كه حافظ كل قرآن بود ، بر صحت آن صحه گذاشتند . هيچ امكان تحريفي وجود نداشت .

شما اطلاع نداريد من چه كنم ؟ :) [/QUOTE]

حرف شما قابل قبول اما آيا ميشه پذيرفت كه همه اين كتابتها به دست عثمان رسيد ؟ در بسياري از كتابهاي تاريخي گفته شده بسياري از سوره ها مكتوب نبوده و از حافظه مردم كمك گرفته شده ....

Sepehre Azadi
Sunday 2 March 2003, 09:20PM
نوشته شده بوسيله eesa


بنام خدايم
چرا محدودش كنه ؟ يعني چرا فكر ميكنيد كه محدودش كرده ؟
عيسي در انجيل اين مطلب رو ذكر كرده به صراحت كه هركسي ميتواند مثل من باشد و حتي بالاتر از من و مثل اسلام شما انسانها را محدود به پذيرفتن حرفهاي انسانهايي كه معلوم نيستند از كجا اومدن ..نميكنه

در مسيحيت شخص ميتونه در 18 سالگي از طرف كليسا تحقيق كنه و دين برتر رو انتخاب كنه ....
ميبينيد كه حرفهاي من سنديت داره لطفا اول پاسخ من رو بشنويد بعد نتيجه گيري كنيد ...











به اين خاطر ميگم محدود كه تو ميگي خدا قدرتش رو داد به عيسي اما اين اشتباه محضه . چون كه اون چيزي كه حضرت عيسي عليه السلام انجام داد معجزه اي بود كه خداوند به اون بخشيد تا مردم بفهمن كه واقعا ادعاي درستي داره . ( زنده كردن مرده ، دميدن در پرنده گلي و...)

دوما اين رو هركس بهت گفته اشتباه كرده چطور ممكنه كسي از پيغمبر بهتر بشه پيغمبري كه به وسيله وحي دستورات الهي رو به مردم ميرسونه كي بهش وحي شده ؟ لوقا ، يهودا ، يا شايدم ...:confused:

اسلام هيچ كسي رو محدود نمي كنه و نكرده و توضيح اون براي تو يكمي سنگين و فهميدنش برات خيلي سخته چون هر مثالي كه بزني جواب داره اما سئوال تو براي دونستن نيست از سر دشمني و كارشكنيه و خودت بهتر ميدوني !:mad:


من اصلا كاري به كليسا و انتخاب افراد ندارم چون شرايط من با اونها فرق داره و بعد ازشما سئوالي درباره كليسا نكردم . دوما سنديت حرفاي تو كه نميتونه ازطرف خودت باشه چطوريه كه تو هرچي ميگي خودت تاييد ميكني :confused: سنديت بايد از طرف ديگران باشه نه نظر خودت اونهم در مورد نوشته خودت:cool:

راهي رو هم كه در پيش داري اشتباه ست .
1 از روز اول كه اومدي فقط خودت رو مسلمون شيعه معرفي كردي كه آدم ياد حزب باد مي افته كه از هر طرف باد مياد اونا هم خم ميشن.
نكته : چه مشكلي بود اگه مي اومدي و درست خودت رو معرفي ميكردي و نظراتت رو ميدادي .

2 با اينكه مثل روز روشن بود و از حرفات هم ميشد فهميد از اسلام چيزي نميدونستي اما خواستي يه چند صباحي فقط بياي به عنوان يه مسلمون روشن فكر( ...) بگي توي كويت با دو مجله خارجي و عضويت در ماهنامه ها يه چيزايي داره دست گيرت ميشه . در حالي كه هركسي با تو صحبت كرد به عنوان مخاطب فهميد داري چه جايي دور ميزني :smile32:

3 نكته سوم با همه بي اطلاعي اومدي و به نظر پردازي در مورد مسلمونا مشغول شدي كه ديگه همين به عنوان يه حركت اشتباه دستت رو رو كرد .

وتنها چيزي كه براي من مجهوله اينه كه چرا آدما ميان و چند چهره اي ميشن چرا چند چهره با واكنش هاي متفاوت دارن .

و در تمام بحث ها گفتم دوباره هم ميگم من براي همه پيامبران و اولياي خداوند احترام خاصي قائلم و اين به اين معني نيست كه براي امثال اين فرد ( ايسا) باشه چون بعضي فقط دارن با اديان مبارزه ميكنن بدون اينكه بدونن هدف دين خودشون چيه .

eesa
Monday 3 March 2003, 01:02PM
نوشته شده بوسيله Sepehre Azadi [/i]
[B]

به اين خاطر ميگم محدود كه تو ميگي خدا قدرتش رو داد به عيسي اما اين اشتباه محضه . چون كه اون چيزي كه حضرت عيسي عليه السلام انجام داد معجزه اي بود كه خداوند به اون بخشيد تا مردم بفهمن كه واقعا ادعاي درستي داره . ( زنده كردن مرده ، دميدن در پرنده گلي و...)

بنام خدايم
ميتونه اسمش معجزه هم باشه ... من تو در فارسي ميگيم خدا ..به عربي ميگن الله به انگليسي ميگن گاد ....
اما قدرت خدا بخشيدني نيست . كسب كردنيه ....

دوما اين رو هركس بهت گفته اشتباه كرده چطور ممكنه كسي از پيغمبر بهتر بشه پيغمبري كه به وسيله وحي دستورات الهي رو به مردم ميرسونه كي بهش وحي شده ؟ لوقا ، يهودا ، يا شايدم ...:confused:

بنام خدايم
انجيل به من گفته ... عيسي در انجيل ميگه اگر بخواهيد با قدرت ايمانتان كوه را ميتوانيد جابجا كنيد ....
در كجا گفته پيغمبر پايان خوبيهاي يك انسانه؟

اسلام هيچ كسي رو محدود نمي كنه و نكرده و توضيح اون براي تو يكمي سنگين و فهميدنش برات خيلي سخته چون هر مثالي كه بزني جواب داره اما سئوال تو براي دونستن نيست از سر دشمني و كارشكنيه و خودت بهتر ميدوني !:mad:

بنام خدايم
اين ادعاي شما رو قبول ندارم چون اگر اينطور بود من هم دلايل خودم رو براي تحريف قرآن بيان ميكردم يا امامان يا حتي حضرت محمد ....
ميبيني اين مشكلي كه خود شما دارين حاضر نيستيد يك لحظه فكر كنيد اگر با ديدي كه به انجيل نگاه ميكنيد به قرآن هم بنگريد اشكالاتي بسا بيشتر پيدا ميكنيد كه هيچكدوم اشتباه نيستند مثل انجيل ....


من اصلا كاري به كليسا و انتخاب افراد ندارم چون شرايط من با اونها فرق داره و بعد ازشما سئوالي درباره كليسا نكردم . دوما سنديت حرفاي تو كه نميتونه ازطرف خودت باشه چطوريه كه تو هرچي ميگي خودت تاييد ميكني :confused: سنديت بايد از طرف ديگران باشه نه نظر خودت اونهم در مورد نوشته خودت:cool:

بنام خدايم
تمام حرفهاي مذهبي من با ذكر آيه و باب انجيل بود كجا بدون سند صحبت كردم ؟ من از اون دسته انسانهايي نيستم كه دنيا رو با عينك منطق خودم بسنجم ....

راهي رو هم كه در پيش داري اشتباه ست .
1 از روز اول كه اومدي فقط خودت رو مسلمون شيعه معرفي كردي كه آدم ياد حزب باد مي افته كه از هر طرف باد مياد اونا هم خم ميشن.
نكته : چه مشكلي بود اگه مي اومدي و درست خودت رو معرفي ميكردي و نظراتت رو ميدادي .

بنام خدايم
لطفا متني رو كه من خوذم رو شيعه معرفي كردم بيارين ... در جايي فقط پاسخ دادم من مثلا شيعه هستم اما از بار اول بارها و بارها گفتم كه من دين رو به عنوان افسار دور گردن خودم نگذاشتم
از اول تا به حال يادم نمياد خودمو به ديني نسبت داده باشم

2 با اينكه مثل روز روشن بود و از حرفات هم ميشد فهميد از اسلام چيزي نميدونستي اما خواستي يه چند صباحي فقط بياي به عنوان يه مسلمون روشن فكر( ...) بگي توي كويت با دو مجله خارجي و عضويت در ماهنامه ها يه چيزايي داره دست گيرت ميشه . در حالي كه هركسي با تو صحبت كرد به عنوان مخاطب فهميد داري چه جايي دور ميزني :smile32: 3

بنام خدايم
من مثل شما فقط به حرفهاي ديگران گوش نكردم 4 سال عمرمو در اديان گذروندم براي پيدا كردن راه ... تا به واقعيت رسيدم ...
لطفا وكالت خودتون رو به من نشون بدين كه از طرف بقيه هم دارين صحبت ميكنيد .... بقيه حرفي ندارن كه بزنن چون حرف حق جوابي نداره عمو سپهر .....


نكته سوم با همه بي اطلاعي اومدي و به نظر پردازي در مورد مسلمونا مشغول شدي كه ديگه همين به عنوان يه حركت اشتباه دستت رو رو كرد .

وتنها چيزي كه براي من مجهوله اينه كه چرا آدما ميان و چند چهره اي ميشن چرا چند چهره با واكنش هاي متفاوت دارن .

لطفا بگين كجا بي اطلاع صحبت كردم ... هر حرفي رو با صند ميگم اما شما واقعيات رو نميتونين بپذيرين چون نابودتون ميكنه
لطفا چند چهره بودن منو هم بيان كنيد ...

و در تمام بحث ها گفتم دوباره هم ميگم من براي همه پيامبران و اولياي خداوند احترام خاصي قائلم و اين به اين معني نيست كه براي امثال اين فرد ( ايسا) باشه چون بعضي فقط دارن با اديان مبارزه ميكنن بدون اينكه بدونن هدف دين خودشون چيه .

اين هم براي اينكه نتونستين چيزي رو ثابت كنين ميگين .....
من مبارزه نميكنم چون نه از طرف خدا اومدم نه خدا از من خواسته چنين كنم .... اما دوست دارم از اين خواب خرگوشي بيان بيرون كه اگر نيومدين هيچ مهم نيست به تجربه من افزوده ميشه كه هيچ حرفي از خودتون ندارين فقط جملات يه مشت آخوند رو حفط كردين ...
تهمت كيلو چند شده ايران ؟ ارزونه كه همينطوري ميبندي ؟

Sepehre Azadi
Tuesday 4 March 2003, 12:32AM
يعني چي ميتونه معجزه باشه ؟
صد در صد معجزه ست .خدايي كه عيسي ( عليه السلام) رو به پيامبري مبعوث كرد اون رو به معجزه مجهز كرد تا به مردم ثابت كنه كه قادرست به انجام كاري كه ديگران نميتونن.
بين اصطلاح كسب و بخشش هم يه فرق خيلي كوچيك هست و نميشه گفت كسب به اين خاطر كه پيامبران وجود الهي و عاري از اشتباه دارن و خداوند به همه پيامبران عصمت از گناه و معجزه و دليل و برهان بخشيده . ولي دقيق منظورت رو از كسب نفهميدم اگه درصدد گفتن اين هستي كه پيامبري به خواست خودش چنين كرد كه بايد بگم دراشتباهي چرا كه خداوند صاحب اراده و تصميم گيري ست .

دوم
كدوم انجيل بهت گفته ؟ آخه ما بايد بدونيم از كدوم يكي انجيل خوندي كم نيستن كه !
بعدش بايد بگم كه به نظر تو ، يعني تو ميتوني بهتر از پيامبر باشي ؟ يا يك كشيش نام ببر كه تونسته باشه بهتر از پيامبرش بشه ! تو كه ادعا ميكني بايد بشناسي چندتا نه ؟

سوم
ببين گفتم برات فهميدنش سخته چون انجام ندادي ! بين قانون و محدوديت فرقه !
قانون اينه كه مسلمون نبايد شراب بخوره ! چرا ؟ به اين دليل كه بايد در تمام لحظات عقل سالمي داشته باشه نه در حال مستي ، بايد بتونه در هر لحظه اي فكر كنه و با جرعه اي عقل از سرش نپره ! بگذريم از مسايل پزشكي كه جديدا متوجه شدن كه شراب روي سلولهاي معده و كيسه صفري اثر سوء داره !
محدوديت اينه كه من به شما بگم شما حق نداري دست به كامپيوتر بزني اصلاُ و ابداُ!
آيا نقطه اي توي اين هست ؟ البته كه نه. چراكه من شما رو محدود كردم به چيزي كه ضرري نداره . پس نميشه به اين قانون گفت چون با رفتن من شما به كامپيوتر دسترسي داري و ضرري هم متوجه شما نيست .
اما با رعايت نكردن قانون شما در معرض خطر و ضرر قرار ميگيريد .


چهارم
شما مثالي از كليسا زدي و گفتي با سند حرف ميزنم ولي من به شما ميگم من به اين حرف شما به عنوان حرف مستند نگاه نميكنم چراكه يه قانون مسيحيت رو ذكر كردي . كه هركسي نميتونه بره و ببينه يا ممكنه براي كسي زياد قابل توجه نباشه .

پنجم
ايسا ببين ديگه حرف رو عوض نكن . لابد من بودم كه از روز اول اومدم كه به عنوان يه شيعه روشنفكر (...) توي سايت صحبت كردم نمونه اش تاپيك تحريف تشيع .


ششم
خوشحالم كه چهارسال حداقل دنبال اديان رفتي و به انتخابت هم احترام ميذارم اما مطمئن باش اين گشت و گذار زماني بهتر ميشد كه يه ذره در طرز برخوردت با بقيه با موضوعات مختلف بهتر ميشد و فكر نميكردي چون فقط نوشتنه آدم هر طوري نوشت درسته . بالاخره يه ذره آدم بايد رعايت كنه نه ؟ و اينكه خودت رو به حق پيوسته و حرفت رو حق بدوني رو هم ميتونم با همين رابطه ربط بدم . كه تو فكر ميكني كه حرف حق ميزني و همه ساكت هستن ولي راستش تو جز توهين كاري نكردي ...


هفتم
شما در مورد رهبري در مورد تشيع و... نظر دادي اما با جملاتي از توهين و تمسخر و فكر نميكنم كسي با دين و مقدسات شما اينطوري حرف زد .
در حالي كه تكه كلامت هم سند سند شده اما سند اين نيست كه خودت بگي ديگران بايد تاييد كنن . و اگه حقيقت داشته باشه شما چطور خودت رو از همه گسسته و به خدا پيوسته ميدوني كه هميشه با حقيقت صحبت كردي و من رو محكوم ميكني كه با حقيقت نابود
شدني ام :p


هشتم
هر چه جلوتر ميريم شما بيشتر ثابت ميكني چهارسال كم بوده و بايد چهل سال ديگه هم تحقيق كني ببين در دين ما اسلام اومده و در كتاب ما هم وجود داره سرگذشت پيامبران و احترام به اونها كه بايد گذاشته بشه و شما فكرت هم اشتباه ساخته شده ميتوني فكر كني پيامبران چه وجود نازنيني هستن كه احترام به اونها دست خود آدم نيست ميل دروني هر انساني ست .
در پايان بگم خواب نيستم يعني سالهاست كه نميتونم چشم به هم بذارم و شما بهتره به دور و بر درست نگاه كني ببيني كي واقعاُ خوابه .
و بگم اگه حرف من حرف روحاني مسلمانه شما هم حرف كشيش رو داري تكرار ميكني .و هيچ كدوم ما اينجا نيستيم تاچيزي براي بقيه ثابت كنيم قبل از محاكمه بايد پيش وجدان خودمون بريم و بسنجيم .

سینا 555
Tuesday 4 March 2003, 02:36AM
ممنون سپهر عزيز
از جواب هاي پر معني و منطقي شما.همه رو تا اينجاخوندم و استفاده كردم.

ايسا خان منتظريم

eesa
Tuesday 4 March 2003, 11:47AM
بوسيله Sepehre Azadi [/i]
[B]يعني چي ميتونه معجزه باشه ؟
صد در صد معجزه ست .خدايي كه عيسي ( عليه السلام) رو به پيامبري مبعوث كرد اون رو به معجزه مجهز كرد تا به مردم ثابت كنه كه قادرست به انجام كاري كه ديگران نميتونن.

بنام خدايم
معجزات براي همه پيامبران بوده حتي كساني كه كتاب اسماني نداشتن مثل سليمان يا يونس يا خيليهاي ديگه .... اما وقتي با ديده ايمان به اسلام نگاه ميكنيم ميبينيم كه در اصطلاح معجزات عيسي با ديگران تفاوتي فاحش داشته ....
عيسي با ايماني كه درونش داشت از خدا سلاحي براي اثبات او دريافت نكرد بلكه به پسرش قدرتي از خود بخشيد تا آنچه ميخواهد بكند ...
ايمان عيسي اينقدر بالا بود كه از اين قدرت براي جنگ يا زنده ماندن خودش استفاده نكرد چون با اين كارش اون رحمت و مهرباني كه درون خداست رو بر ما ثابت كرد ... تا گناهان ما بخشيده بشه فقط با مصلوب كردن خودش .... براي بيان مسيحيت سرزميني را غصب نكرد بلكه با ايمانش بر دل مردم نشست ... خوني براي اثبات خدايش نريخت و حتي بر زندگان اين دنيا اضافه كرد نه بر مردكان .... او از زندگي سخن ميكفت و براي رسيدن به ايمان دست به هركاري نزد بلكه خدا را به آنها نشان داد اما تا اين زمان انسانها هنوز نميخواهند بدانند كه عيسي كه بود و چه كرد ...


بين اصطلاح كسب و بخشش هم يه فرق خيلي كوچيك هست و نميشه گفت كسب به اين خاطر كه پيامبران وجود الهي و عاري از اشتباه دارن و خداوند به همه پيامبران عصمت از گناه و معجزه و دليل و برهان بخشيده . ولي دقيق منظورت رو از كسب نفهميدم اگه درصدد گفتن اين هستي كه پيامبري به خواست خودش چنين كرد كه بايد بگم دراشتباهي چرا كه خداوند صاحب اراده و تصميم گيري ست .

بنام خدايم
هيچ يك از پيامبران مادرزاد پيامبر متولد نشدند به جز عيسي ....
خداوند به همه انسانها به يك ديده نگاه ميكنه و در زماني انسانهايي رو قرار داد براي پيامبري اما نه به صورت مادرزادي !!!
مثل موسي ..شايد خدا نجات دهنده اونها بوده راهي پيش پاي اونها گذاشته و درون اونها رو بيدار كرده به مرور زمان اما شيطاني هم بوده ... اگر دل بيدار موسي نبود نميتونست پيامبر بشه يا حتي محمد و ابراهيم اگر به سن پيامبر شدن همه اونها نگاه كنيم ميبينيم كه در سنين بالا به اين مهم نائل شدند ....چرا چون خدا ميخواسته ببينيه آيا اينان از راهي كه بهشون نشون ميده خارج ميشن يا خير ...
اما در مورد عيسي ... خود خدا در كارگاه نجاري با او سخن گفت اما او 2 بار خدا را انكار كرد تا اينكه نور ايمان را درون او روشن ساخت ... در نوزاذي سخن گفت و در جواني پيامبر شد و تنها كسي بود كه براي امدنش خداوند شخصي را براي پذيرايي از او فرستاد كه همان يحيي بود.. نويد امدنش را داد و خود او را غسل داد .... علت چه بود ؟
در انجيل هم اين مطلب ذكر شده .. كه اين انسانها اينقدر بي ايمان هستند كه وقتي قدرت عيسي را ديدند باز هم در پايان خواستار كشتن او شدند و خود راي به آن دادند ....
خدا امد براي اينكه به ما بگه اگر حتي من بر روي زمين ظاهر شوم باز شما بي ايمانان مرا انكار ميكنيد ...اگر آمدم مرا مصلوب كرديد و اگر دوباره بيايم چه بسا كه دوباره چنين كنيد ؟
اگر امدم مرده را زنده ساختم درختي را بار دادم كوري را بينا كردم ..اما دوباره بر من ايمان نياورديد ..اين انسانيست كه من ساختم از خاك تمام فرشتگانم بر آن سجده زدند اما خود نميدانيد كه چه ميكنيد ....
چه از اين واضحتر ميخواهيد كه كتاب مرا همچنان مردود ميكنيد بر خداي آمده به ديده اي نگاه ميكنيد كه دوست داريد...... از انجيل فقط بيهوده يابي ميكنيد و سخنان مرا نميبينيد .... من امدم بر روزي زمينتان راه رفتم گشتم اما ببينيد كه با من چه ميكنيد .... هنزو كه هنوزه بر اين قدرت باوري نداريد و آن را معجزه ميخوانيد ....


دوم
كدوم انجيل بهت گفته ؟ آخه ما بايد بدونيم از كدوم يكي انجيل خوندي كم نيستن كه !
بعدش بايد بگم كه به نظر تو ، يعني تو ميتوني بهتر از پيامبر باشي ؟ يا يك كشيش نام ببر كه تونسته باشه بهتر از پيامبرش بشه ! تو كه ادعا ميكني بايد بشناسي چندتا نه ؟

بنام خدايم
سوره هاي قرآن شما خيلي كم هستند ؟ خوندن اونها از 4 بار انجيل خوندن بيشتر زمان ميبره عمو سپهر .... شما قدرت درك اين مطلب رو ندارين يا خودتون رو به همون كوچه معروف ميفرستين ... انجيل يك كتابه شامل از 4 باب متي ...مرقس ... لوقا ..يوحنا ... باب در زبان ديني شما سوره ناميده ميشه حالا شما به من بگو كه شماچند تا قرآن دارين ؟ قرآنها كم نيستن كه آخه بشه ازشون حرف زد !!!


سوم
ببين گفتم برات فهميدنش سخته چون انجام ندادي ! بين قانون و محدوديت فرقه !
قانون اينه كه مسلمون نبايد شراب بخوره ! چرا ؟ به اين دليل كه بايد در تمام لحظات عقل سالمي داشته باشه نه در حال مستي ، بايد بتونه در هر لحظه اي فكر كنه و با جرعه اي عقل از سرش نپره ! بگذريم از مسايل پزشكي كه جديدا متوجه شدن كه شراب روي سلولهاي معده و كيسه صفري اثر سوء داره !

بنام خدايم
من دركش كردم كه ازش سخن ميگم چون اگر ندونمش چطوري بخوام اثباتش كنم
عمو سپهر ... يك نفر فقط يك نفر رو براي من نام ببر كه يك جرعه كه معادل نصف يا يك استكان هستش ..شراب خورده باشه و مست شده ؟
شما در قرآن ميتوني اين مطلب رو پيدا كني كه سپاهي براي جنگي ره سپار بود در بيابان آبشان تمام شد و به چشمه اي رسيدند كه ابش براي مسلمانان حرام اعلام شده بود .... فرماندهان شور كردند تصميمي گرفتند و به سپاهيان گفتند تا يك جرعه ميتوانيد از اين آب بخوريد اما بيشتر از آن حرام است .....
شراب در قديم براي رفع درد معده استفاده ميشده چطوري ميتونه اين مطلب علمي شما صحت داشته باشه ؟ دقيقا مشخصه كه اين مطلب اسلاميه و كاملا مخالف گذشته بيان شده ... در ضمن الكل براي فعاليت مغز خيلي موثره ...اضافه كنم من با مستي خيلي مخالفم من شراب را در همون حدي ميپسندم كه عيسي نوشيد .... زيرا در انجيل نيز چنين آمده است مثل قرآن ....


محدوديت اينه كه من به شما بگم شما حق نداري دست به كامپيوتر بزني اصلاُ و ابداُ!
آيا نقطه اي توي اين هست ؟ البته كه نه. چراكه من شما رو محدود كردم به چيزي كه ضرري نداره . پس نميشه به اين قانون گفت چون با رفتن من شما به كامپيوتر دسترسي داري و ضرري هم متوجه شما نيست .
اما با رعايت نكردن قانون شما در معرض خطر و ضرر قرار ميگيريد .

بنام خدايم
در زمان اول سيب بر انسان حرام شد ؟
در قرنها بعد گندم را خدا منع كرد ؟
شما به من بگو اگر خدا چنين كرده چرا بايد حرف خودش رو عوض كنه و براي اين نسل اين چيزها رو ازاد كرده باشه ؟ آيا اين نقض منظق خداوندي نيست كه ميگوييم خدا بر همه چيز واقف است بر آينده و .....
در بالا توضيح دادم شراب به مقدار زيادش مخالفم !!!

eesa
Tuesday 4 March 2003, 11:48AM
ادامه حرفهاي عمو سپهر

چهارم
شما مثالي از كليسا زدي و گفتي با سند حرف ميزنم ولي من به شما ميگم من به اين حرف شما به عنوان حرف مستند نگاه نميكنم چراكه يه قانون مسيحيت رو ذكر كردي . كه هركسي نميتونه بره و ببينه يا ممكنه براي كسي زياد قابل توجه نباشه .

بنام خدايم
شما امتحان نكرده چطوري اينقدر مستند حريف ميزني ؟
من اولين روزي كه براي تحقيق ميخواستم به كليساي خيابون ويلا برم تمام تنم ميلرزيد كه نكنه با كتك پرتم كنن بيرون .... توصيف كردني نيست اما تنها يه راهنمايي ميتونم بهت بكنم بري و ببيني كه چه ميكنن برات ..
اما منو به خاطر شلوار جينم براي صحبت با اخوندي نپذيرفتن و خب گشتم تا چند تا خوبش رو پيدا كردم :o


پنجم
ايسا ببين ديگه حرف رو عوض نكن . لابد من بودم كه از روز اول اومدم كه به عنوان يه شيعه روشنفكر (...) توي سايت صحبت كردم نمونه اش تاپيك تحريف تشيع .

بنام خدايم
چه حرفي رو عوض كردم ؟؟!؟! با مدرك ثابت كن ... منم تايپيك زياد باز كردم ميتونه سنديتي برات باشه يا نه ؟؟!؟


ششم
خوشحالم كه چهارسال حداقل دنبال اديان رفتي و به انتخابت هم احترام ميذارم اما مطمئن باش اين گشت و گذار زماني بهتر ميشد كه يه ذره در طرز برخوردت با بقيه با موضوعات مختلف بهتر ميشد و فكر نميكردي چون فقط نوشتنه آدم هر طوري نوشت درسته . بالاخره يه ذره آدم بايد رعايت كنه نه ؟ و اينكه خودت رو به حق پيوسته و حرفت رو حق بدوني رو هم ميتونم با همين رابطه ربط بدم . كه تو فكر ميكني كه حرف حق ميزني و همه ساكت هستن ولي راستش تو جز توهين كاري نكردي ...

بنام خدايم
عمو سپهر .... منظور شما رو از انتخاب ...اينطوري برداشت كردم كه خداي منو ميگين نه دين مسيحيت ... درسته ؟
برخورد من شايد نشونه شخصيت من باشه اما به جاش هم بستگي داره ...من خدا رو براي خودم دارم چون هر انساني بايد بگرده و پيداش كنه من كه نميخوام مسيحيت يا چيزي رو ثابت كنم ... پيغمبري كه نميخوام بكنم
عمو سپهر .... اين روش برخورد رو من 5 سال باهاش بودم !!! و كلا هر كسي هر طوري با من سخن بگه در اين محيطها همون رو به خودش بر ميكردونم اما اگر ركيك باشه ديگه از ديوار توهين بالا نميرم ...
نميونشو در يكي از حرفهاي بهزاد ميتوني ببيني كه خياي صريح فحش داده اما ........... در خارج از اين چهار چوب من يه انسان ديگم ... اين رو بهت قول ميدم اگر منو ببيني يا با من حرف بزني نميتوني باور كني كه همون عيسي خودتون هستم ;) ... اين از 2 رويي من نيست ... چيزيه كه بايد اينطوري باشه چون نيازي نميبينم كسي در اينجا از شخصيت من سر در بياره من با كساني زندگي ميكنم كه در كنار من هستند چه جسمي چه روحي ....
در ضمن ... واقعيت اينه كه همه ساكت هستن اما من در مورد بحثهاي منظقي اينو ميگم انتظار اين كه به سري حرفهاي در پيتي من پاسخ بدن رو ندارم .... وقتي منطقها ي من گفته شد جوابي نداشتم ...منطق چطوري ميتونه دري وري باشه وقتي از انجيل يا هر چيز معتبر ديگه بيان مبشه ؟

هفتم
شما در مورد رهبري در مورد تشيع و... نظر دادي اما با جملاتي از توهين و تمسخر و فكر نميكنم كسي با دين و مقدسات شما اينطوري حرف زد .
در حالي كه تكه كلامت هم سند سند شده اما سند اين نيست كه خودت بگي ديگران بايد تاييد كنن . و اگه حقيقت داشته باشه شما چطور خودت رو از همه گسسته و به خدا پيوسته ميدوني كه هميشه با حقيقت صحبت كردي و من رو محكوم ميكني كه با حقيقت نابود
شدني ام :p

بنام خدايم
ديني كه من اينطوري باهاش سخن ميگم چون اسلام واقعي نيست به خودم جرات اين كار رو دادم .. مثل اين كه بگيم چرا محمد به كعبه وارد شد و همه مقدسات بت پرستان رو شكوند ؟ آيا اين بي احترامي به اونا نبوده ؟؟
چون حقيقت بوده ...بيان شده اما چه كساني الان بهش چنگ ميندازن؟
از بابت راه خودم اينقدر مطمئن سخن ميگم چون دليلي دارم ... ميتونم كارهايي انجام بدم با نام خدايم كه درون شما و امثال شما نميبينم ..
خواستي ميگم اما ميدونم كه چه پاسخي براشون داري !!!!!! پس باز هم ميبيني كه دليل دارم اما بدون اينكه از من بپرسين نتيجه گيري ميكنين چيزي كه در اسلام شما رواج داره ...صدور حكم قبل از محاكمه محكوم ...

هشتم
هر چه جلوتر ميريم شما بيشتر ثابت ميكني چهارسال كم بوده و بايد چهل سال ديگه هم تحقيق كني ببين در دين ما اسلام اومده و در كتاب ما هم وجود داره سرگذشت پيامبران و احترام به اونها كه بايد گذاشته بشه و شما فكرت هم اشتباه ساخته شده ميتوني فكر كني پيامبران چه وجود نازنيني هستن كه احترام به اونها دست خود آدم نيست ميل دروني هر انساني ست .

بنام خدايم
من نگفتم تحقيقاتم تموم شده ؟!/ گفتم ؟
به حقيقت رسيدم اما تكامل خودم هنوز تموم نشده ....
ميتونين به من بگين اين وجود نازنين چطوري كتابش تحريف شده ؟
آيا اين توهين به پيامبر نيست ؟


در پايان بگم خواب نيستم يعني سالهاست كه نميتونم چشم به هم بذارم و شما بهتره به دور و بر درست نگاه كني ببيني كي واقعاُ خوابه .
و بگم اگه حرف من حرف روحاني مسلمانه شما هم حرف كشيش رو داري تكرار ميكني .و هيچ كدوم ما اينجا نيستيم تاچيزي براي بقيه ثابت كنيم قبل از محاكمه بايد پيش وجدان خودمون بريم و بسنجيم .

بنام خدايم
وقتي با اسلام ملا مخالفت كردم منو مرتد خوند و در مسجد منو كتك زدن و بيورنم انداختن بدون اينكه از اسلامش دفاع كنه به عقيدتي پادگانم احضار شدم 1 ماه بازجويي پس دادم و هر توهيني رو شنديم ...اما كشيش ساعتها با من حرف زد كه به ماه كشيده شد اما در پايان اشكالاتي رو كه از دين مسيحيت گرفتم رو نتونست برام اثبات كنه !! ولي برام دعا كرد كه به حقيقت دست پيدا كنم و منو در پناه عيسي مسيحش قرار داد و آرزوي موفقيت برام كرد ....
من فقط از خدا كمك خواستم .... ناگهان ديدم به نداي من پاسخ داد با من حرف زد با پيشرفت من حجاب دنيا رو از چشمانم گرفت تا اينكه خدا رو ديدم ....
من حرف هيچ كسي رو غير از خدايم تكرار نميكنم ... من حرفي رو توصيخ نميكينم اما دوست دارم مثل من از خواب بيدار بشين چون با اين بيداري من ديدم چيزي كه گذشتگان من ديده بودند ....
عمو سپهر من روزي از خود شما بودم اما وقتي دروغهاي زياد اطرافم رو ديدم به خودم اومد و در خونم ننشتم تا حرفهاي ديگران رو تكرار كنم بلكه ايستادم راه رفتم ديدم و با گوش شنيدم ...يعني همون كاري يا همون تلنگري كه خدا به پيامبرانش زد به من هم زد و به خيليهاي ديگه كه در تمام دنيا با هم هستيم و با هم سخن ميگيم اما نه از طريق اينترنت يا تلفن يا ديدن ...از طريق خدا ....
خيلي سخته دركش ..آره ؟ كفر گويي زياد كردم آره ؟

Sepehre Azadi
Wednesday 5 March 2003, 02:18AM
ببين عيسي
تفاوتي بين گفته من و شما وجود نداره تا اينجا
ما ميگيم
معجزه يه عمل خارق العاده ست كه به اذن خداوند به پيامبر اهدا ميشه تا بتونه دليلي براي سركشان باشه .چرا ميگي سركش به اين خاطر كه انسانهايي كه از راه دل و عقل به دين و كلمات پيامبر مي انديشند و تفكر ميكنن نيازي به معجزه ديدن ندارن . ولي در بين كساني كه معجزه رو هم ميبينن ممكنه افرادي باشند كه به ديدن معجزه دل اونها محكم باشه و درك كنن.
تا اينجا مشكلي نيست درسته .
اما مشكل از جايي شروع ميشه كه شما اظهار ميكني كه عيسي با خداوند رابطه اي علاوه بر انسانهاي ديگه داره ! كه ادعاي همه مسيحيان هم هست.
من نميخوام وارد اين بحث بشم چرا كه صحبت بسيار شده و علماء چه مسلمان چه مسيحي خيلي در اين مورد صحبت كردن .
ولي دو نكته توجه من رو خيلي جلب ميكنه شما برو و به يك مسيحي ديگه بگو از انجيل برات بخونه اگه كاتوليك هستي به يك فرد ارتدوكسي يا پروتستاني بگو ببين آيا همه برات يه انجيل ميخونن ! و نتيجه رو هم نميخواد به ما بگي فقط خودت امتحان كن .
ناگفته پيداست كه انجيل بايد از طرف خداوند به عيسي عليه السلام نازل شده باشه و هيچ كس قبول نميكنه كه فردي مثل يهودا و لوقا و ... هر چه كه خوب هم باشن انجيل بنويسن چرا كه اونها قدرت تحمل وحي و كلام خدا رو ندارن.
اگر پيامبري مبعوث ميشه تنها كاري رو ميكنه كه فرمان خداست روزي موسي عليه السلام بايد به دربار فرعون بره و روزي نوح بايد از سرزمين كفر مهاجرت كنه ، روزي ابراهيم بايد تسليم به سوختن بشه ، روزي عيسي بايد مهرباني كنه ، روزي محمد صلي الله عليه وآله وسلم بايد از مردم زمانه سنگ بخوره و تحمل كنه و همه همه فرمان خداي رو اجرا كردن چرا كه ماُموريت اونها جز هدايت چيزي نبود .
و اين براي شما سختي داره تا دقيق درك كني چرا كه باور ديگه اي نسبت به عيسي و خداوند داري و اين برات مشكل ايجاد ميكنه .


در مورد نحوه تولد پيامبران بايد بگم
ما هنوز تو ادعاي برادري مونديم
يعني هنوز شما يه گره وانكردي يه گره روش ميزني :D

در مورد انجيل ازت پرسيدم گفتم تو ميگي توي انجيل اومده انسان ميتونه از ناقل وحي بهتر بشه ( جل الخالق) ازت خواستم چندتا كشيش نام ببر كه بهتر بودن حتما معجزه اي بهتر هم داشتن بنده خدا ها !:D




قرآن رو هم وسط نكشي بهتره ولي اگه خيلي دوست داري راه حل همون قبلي ست برو پيش يه مسلمون چه سني چه شيعه بپرس تا برات قرآن رو بخونه بعد ببين چه فرقي داره ؟ حرف قرآن رو نميدونم كي تو دهن شما گذاشت :D

ازين حرف خيلي خندم گرفت جون تو
چطور ميشه خدا پيامبري بفرسته و اون كاري انجام بده بعد توي دين بعدي اون كار نهي بشه . فكر ميكنم سئوال سيب و گندم رو هم جواب دادم كه ميخواي بگي خدا حكمش تغيير ميكنه :D دوماُ جان عيسي شراب براي مغز خوبه ، معده هم همينطور :D:p اي بابا تو آخرشي:D


قضاوت با دوستان

Sepehre Azadi
Wednesday 5 March 2003, 02:37AM
براي چي تنت ميلرزيد كه با كتك بندازنت بيرون مگه جرم كرده بودي ؟
مگه ميخواستي به دين اونها دسترسي پيدا كني و بعد تهمت بزني ;) مگه چه خلافي مرتكب شده بودي ؟
تحقيق كه عيبي نداره اگه فقط تحقيق باشه ;) داره:confused:
تو هم آماده اي براي تشنج :D


بخاطر شلوار جين راهت ندادن :rolleyes:
اي بابا دست وردار :p يعني يكي از توي خيابون از يه روحاني يه سئوال بپرسه مردم بخاطر شلوارش ميريزن سرش :D ميفهمم چي مگي ;)
خوباش چطوري بودن نوار اندي گوش ميدادن ، چپه تراش بودن ، براي بهتر فهميدن نسل جوون ادكلن كلت ميزدن . گفتم آخرشي نمكدون :D:p


از حق نگذريم سئوال در پيتي جواب حكيمانه داره يا جوابش هم در پيتي خواهد بود ؟:D

تو همش تو فكر زد و خورد هستي يا :D
امثال تو چيه من نه داداش دارم نه فاميل نزديك كه اينطوري لشكر كشي ميكني .اسلام به نفس خود ندارد عيبي

Sepehre Azadi
Wednesday 5 March 2003, 02:49AM
[QUOTE]نوشته شده بوسيله eesa
بنام خدايم
وقتي با اسلام ملا مخالفت كردم منو مرتد خوند و در مسجد منو كتك زدن و بيورنم انداختن بدون اينكه از اسلامش دفاع كنه به عقيدتي پادگانم احضار شدم 1 ماه بازجويي پس دادم و هر توهيني رو شنديم ...اما كشيش ساعتها با من حرف زد كه به ماه كشيده شد اما در پايان اشكالاتي رو كه از دين مسيحيت گرفتم رو نتونست برام اثبات كنه !! ولي برام دعا كرد كه به حقيقت دست پيدا كنم و منو در پناه عيسي مسيحش قرار داد و آرزوي موفقيت برام كرد ....
من فقط از خدا كمك خواستم .... ناگهان ديدم به نداي من پاسخ داد با من حرف زد با پيشرفت من حجاب دنيا رو از چشمانم گرفت تا اينكه خدا رو ديدم ....
من حرف هيچ كسي رو غير از خدايم تكرار نميكنم ... من حرفي رو توصيخ نميكينم اما دوست دارم مثل من از خواب بيدار بشين چون با اين بيداري من ديدم چيزي كه گذشتگان من ديده بودند ....
عمو سپهر من روزي از خود شما بودم اما وقتي دروغهاي زياد اطرافم رو ديدم به خودم اومد و در خونم ننشتم تا حرفهاي ديگران رو تكرار كنم بلكه ايستادم راه رفتم ديدم و با گوش شنيدم ...يعني همون كاري يا همون تلنگري كه خدا به پيامبرانش زد به من هم زد و به خيليهاي ديگه كه در تمام دنيا با هم هستيم و با هم سخن ميگيم اما نه از طريق اينترنت يا تلفن يا ديدن ...از طريق خدا ....
خيلي سخته دركش ..آره ؟ كفر گويي زياد كردم آره ؟

















ببين عيسي خيلي متاسفم
باز يه دروغ كوچولو گفتي مرتد چيه باز؟ شنيدي فقط :D
اگه مسلمون بودي ميشدي مرتد توهم كه ميگي مسيحي بودي :confused:آخرش چي بودي معلوم نيست ما كه نفهميديم هر كي فهميد بگه ما هم روشن شيم :)



من ميگم به كشيشه اشكال گرفتي جواب نداد ميرفتي يه چندتا خوبشو پيدا ميكردي خب ببيني اونا چي ميگن :p



آقا دوستان ديگه من كه I'm little confusing
1عيسي ميگه از خدا خواست خدا هم باهاش حرف زد .
2ميگه پيامبر نيست .
3اما تلنگر پيامبرا رو خورده .
4 روي زمين راه ميره و چشمه هاي حقيقت رو پيدا ميكنه .
5 شراب هم ميخوره :p كسي فكر نكنه مست ميشه ها :mad: هنوز در عين نوشيدن شراب حقيقت رو ميفهمه كه هيچ مغزش بواسطه الكل بهتر كار ميكنه :p كسي اگه بگه اين دوستمون مست ميشه من ميدونم و اون :smile29: :smile37: :smile14:

:D

eesa
Wednesday 5 March 2003, 03:09PM
وشته شده بوسيله Sepehre Azadi [/i]
[B]ببين عيسي
تفاوتي بين گفته من و شما وجود نداره تا اينجا
ما ميگيم
معجزه يه عمل خارق العاده ست كه به اذن خداوند به پيامبر اهدا ميشه تا بتونه دليلي براي سركشان باشه .چرا ميگي سركش به اين خاطر كه انسانهايي كه از راه دل و عقل به دين و كلمات پيامبر مي انديشند و تفكر ميكنن نيازي به معجزه ديدن ندارن . ولي در بين كساني كه معجزه رو هم ميبينن ممكنه افرادي باشند كه به ديدن معجزه دل اونها محكم باشه و درك كنن.
تا اينجا مشكلي نيست درسته .

بنام خدايم
نشد ديگه عزيزم ... مشكل همينه كه من ميگم اهدايي نيست ..بخشيدني نيست ... اصلا اين كلمات رو بيخيال ....منم گيج شدم ;) ... من ميگم خودشه ... هووم

اما مشكل از جايي شروع ميشه كه شما اظهار ميكني كه عيسي با خداوند رابطه اي علاوه بر انسانهاي ديگه داره ! كه ادعاي همه مسيحيان هم هست.
من نميخوام وارد اين بحث بشم چرا كه صحبت بسيار شده و علماء چه مسلمان چه مسيحي خيلي در اين مورد صحبت كردن .
ولي دو نكته توجه من رو خيلي جلب ميكنه شما برو و به يك مسيحي ديگه بگو از انجيل برات بخونه اگه كاتوليك هستي به يك فرد ارتدوكسي يا پروتستاني بگو ببين آيا همه برات يه انجيل ميخونن ! و نتيجه رو هم نميخواد به ما بگي فقط خودت امتحان كن .

بنام خدايم
همه مثل هم بود .... فرقي نداشت .... اونا در عمل با ه متفاوتن عمو نه در متن انجيل ..مانند همين شيعه و سني خودمون ... شايد هم بهتر يا بدتر


ناگفته پيداست كه انجيل بايد از طرف خداوند به عيسي عليه السلام نازل شده باشه و هيچ كس قبول نميكنه كه فردي مثل يهودا و لوقا و ... هر چه كه خوب هم باشن انجيل بنويسن چرا كه اونها قدرت تحمل وحي و كلام خدا رو ندارن.

پس چگونه شما ادعا ميكنيد كه قرآن را ديگران نوشتند و جمع آوري كردند ؟!؟!؟
باي موسي خدا چينين كرد اما حكمت اينكه چرا براي محمد و عيسي چنين نكرد بماند ....

اگر پيامبري مبعوث ميشه تنها كاري رو ميكنه كه فرمان خداست روزي موسي عليه السلام بايد به دربار فرعون بره و روزي نوح بايد از سرزمين كفر مهاجرت كنه ، روزي ابراهيم بايد تسليم به سوختن بشه ، روزي عيسي بايد مهرباني كنه ، روزي محمد صلي الله عليه وآله وسلم بايد از مردم زمانه سنگ بخوره و تحمل كنه و همه همه فرمان خداي رو اجرا كردن چرا كه ماُموريت اونها جز هدايت چيزي نبود .

فرمان از زماني صادر ميشه كه انساني پيامبر باشه


و اين براي شما سختي داره تا دقيق درك كني چرا كه باور ديگه اي نسبت به عيسي و خداوند داري و اين برات مشكل ايجاد ميكنه .
سخت نيست ... چيزي براي من مشكل نيست عمو سپهر ...
با ايمان به خدا من هر كاري كه بخوام ميشه ...خيلي راحت و به اين غرورم افتخار ميكنم

در مورد نحوه تولد پيامبران بايد بگم
ما هنوز تو ادعاي برادري مونديم
يعني هنوز شما يه گره وانكردي يه گره روش ميزني :D

ميتونستين نظرتون رو بگين ... جا زياد نميكرفت ...

در مورد انجيل ازت پرسيدم گفتم تو ميگي توي انجيل اومده انسان ميتونه از ناقل وحي بهتر بشه ( جل الخالق) ازت خواستم چندتا كشيش نام ببر كه بهتر بودن حتما معجزه اي بهتر هم داشتن بنده خدا ها !:D

چون خودم هستم لزومي نداره بهش شك كنم ....اسم كشيش براي چي ميخواي .. خودم رو دارم برات مثال ميزنم كه فكر ميكنم بهتر از شخصي غريبست ...

قرآن رو هم وسط نكشي بهتره ولي اگه خيلي دوست داري راه حل همون قبلي ست برو پيش يه مسلمون چه سني چه شيعه بپرس تا برات قرآن رو بخونه بعد ببين چه فرقي داره ؟ حرف قرآن رو نميدونم كي تو دهن شما گذاشت :D

متوجه اين قسمت نشدم عمو سپهر


ازين حرف خيلي خندم گرفت جون تو
چطور ميشه خدا پيامبري بفرسته و اون كاري انجام بده بعد توي دين بعدي اون كار نهي بشه . فكر ميكنم سئوال سيب و گندم رو هم جواب دادم كه ميخواي بگي خدا حكمش تغيير ميكنه :D دوماُ جان عيسي شراب براي مغز خوبه ، معده هم همينطور :D:p اي بابا تو آخرشي:D
قضاوت با دوستان

بنام خدايم
دوست من در مسيحيت خوردن شراب توصيه نشده ...عيسي در شام آخر گفت كه از اين شراب نخواهيد نوشيد تا در ملكوت خدا بار ديگر با من ان را خواهيد نوشيد .... ميتوني دركش كنين ديگه ؟

eesa
Wednesday 5 March 2003, 03:13PM
نوشته شده بوسيله Sepehre Azadi [/i]
براي چي تنت ميلرزيد كه با كتك بندازنت بيرون مگه جرم كرده بودي ؟
مگه ميخواستي به دين اونها دسترسي پيدا كني و بعد تهمت بزني ;) مگه چه خلافي مرتكب شده بودي ؟
تحقيق كه عيبي نداره اگه فقط تحقيق باشه ;) داره:confused:
تو هم آماده اي براي تشنج :D

به خاطر همون بلايي كه سرم اومده بود توي مسجد عمو سپهر

بخاطر شلوار جين راهت ندادن :rolleyes:
اي بابا دست وردار :p يعني يكي از توي خيابون از يه روحاني يه سئوال بپرسه مردم بخاطر شلوارش ميريزن سرش :D ميفهمم چي مگي ;)
خوباش چطوري بودن نوار اندي گوش ميدادن ، چپه تراش بودن ، براي بهتر فهميدن نسل جوون ادكلن كلت ميزدن . گفتم آخرشي نمكدون :D:p

عمو ... به اون خدا شما فارسي بلد نيستين .... من كي گفتم توي خيابون ... خدا مرگم بده ..اوااااا ... گفتم مسجد حاج اقا ....

از حق نگذريم سئوال در پيتي جواب حكيمانه داره يا جوابش هم در پيتي خواهد بود ؟:D

تو همش تو فكر زد و خورد هستي يا :D
امثال تو چيه من نه داداش دارم نه فاميل نزديك كه اينطوري لشكر كشي ميكني .اسلام به نفس خود ندارد عيبي [/QUOTE]

پس دوباره كم آوردي ... عمو سپهر ...

eesa
Wednesday 5 March 2003, 03:22PM
[QUOTE]نوشته شده بوسيله Sepehre Azadi
[B][QUOTE]نوشته شده بوسيله eesa
بنام خدايم
وقتي با اسلام ملا مخالفت كردم منو مرتد خوند و در مسجد منو كتك زدن و بيورنم انداختن بدون اينكه از اسلامش دفاع كنه به عقيدتي پادگانم احضار شدم 1 ماه بازجويي پس دادم و هر توهيني رو شنديم ...اما كشيش ساعتها با من حرف زد كه به ماه كشيده شد اما در پايان اشكالاتي رو كه از دين مسيحيت گرفتم رو نتونست برام اثبات كنه !! ولي برام دعا كرد كه به حقيقت دست پيدا كنم و منو در پناه عيسي مسيحش قرار داد و آرزوي موفقيت برام كرد ....
من فقط از خدا كمك خواستم .... ناگهان ديدم به نداي من پاسخ داد با من حرف زد با پيشرفت من حجاب دنيا رو از چشمانم گرفت تا اينكه خدا رو ديدم ....
من حرف هيچ كسي رو غير از خدايم تكرار نميكنم ... من حرفي رو توصيخ نميكينم اما دوست دارم مثل من از خواب بيدار بشين چون با اين بيداري من ديدم چيزي كه گذشتگان من ديده بودند ....
عمو سپهر من روزي از خود شما بودم اما وقتي دروغهاي زياد اطرافم رو ديدم به خودم اومد و در خونم ننشتم تا حرفهاي ديگران رو تكرار كنم بلكه ايستادم راه رفتم ديدم و با گوش شنيدم ...يعني همون كاري يا همون تلنگري كه خدا به پيامبرانش زد به من هم زد و به خيليهاي ديگه كه در تمام دنيا با هم هستيم و با هم سخن ميگيم اما نه از طريق اينترنت يا تلفن يا ديدن ...از طريق خدا .... خيلي سخته دركش ..آره ؟ كفر گويي زياد كردم آره ؟

عيسي خيلي متاسفم
باز يه دروغ كوچولو گفتي مرتد چيه باز؟ شنيدي فقط :D
اگه مسلمون بودي ميشدي مرتد توهم كه ميگي مسيحي بودي :confused:آخرش چي بودي معلوم نيست ما كه نفهميديم هر كي فهميد بگه ما هم روشن شيم :)

چون فارسي بلد نيستي عمو ... ديوار جلوي من فهميد چون مطلبهاي منو ميخونه اما تو نفهميدي ... من در يك خانواده شيعه متولد شدم اما وقتي در سر كلاس بينش اسلامي گفتن كه برق رو امام محمد باقر كشف كرده فهميدم خيلي گوشام دراز شده خودم خبر ندارم با كمك پدر و مادرم به دنبال حقيقت رفتم .... چيز فهم شدي يا نه ؟ :cool: در ضمن بگو اين عينكه به من ميا د يا نه


من ميگم به كشيشه اشكال گرفتي جواب نداد ميرفتي يه چندتا خوبشو پيدا ميكردي خب ببيني اونا چي ميگن :p
آقا دوستان ديگه من كه I'm little confusing

گفتم كه هر كسي با من دربيفته ور ميفته ... به جاي اينكه هنگ كني سعي كن حقيقت منو براي من نادرست بودنشو اثبات كني عمو سپهر

1عيسي ميگه از خدا خواست خدا هم باهاش حرف زد .
2ميگه پيامبر نيست .
3اما تلنگر پيامبرا رو خورده .
4 روي زمين راه ميره و چشمه هاي حقيقت رو پيدا ميكنه .
5 شراب هم ميخوره :p كسي فكر نكنه مست ميشه ها :mad: هنوز در عين نوشيدن شراب حقيقت رو ميفهمه كه هيچ مغزش بواسطه الكل بهتر كار ميكنه :p كسي اگه بگه اين دوستمون مست ميشه من ميدونم و اون :smile29: :smile37: :smile14:

1- كاملا درسته
2- نه نيستم چون ختم شدن رفته
3- تا اون تلنگر رو با ذهنت چي معني كني عمو سپهر
4- چون براي همين همه ما آفريده شده ايم
5- يك نفر رو مثال نزدين با خوردن يك استكان شراب مست شده باشه ؟

خب ... خيلي از حرفها بي جواب موندن و در مورد سيب و گندم هم چيزي نديدم كه بخونم عمو سپهر ...
به چيزهايي كه به صلاحت نبود پاسخ ندادي عمو .... دوباره سعي كن

درياي آرام
Tuesday 11 March 2003, 04:45PM
نوشته شده بوسيله eesa

... من در يك خانواده شيعه متولد شدم اما وقتي در سر كلاس بينش اسلامي گفتن كه برق رو امام محمد باقر كشف كرده فهميدم خيلي گوشام دراز شده خودم خبر ندارم با كمك پدر و مادرم به دنبال حقيقت رفتم .... چيز فهم شدي يا نه ؟ :cool: در ضمن بگو اين عينكه به من ميا د يا نه

گفتم كه هر كسي با من دربيفته ور ميفته ... به جاي اينكه هنگ كني سعي كن حقيقت منو براي من نادرست بودنشو اثبات كني عمو سپهر


در يك خانواده شيعه بدنيا آمديد و سپس مسير ديگري را پيش گرفتيد.....
و در نهايت به جايي رسيديد كه عيسي را خدا ميدانيد ولي مسيحي نيستيد. جالب است !

ميخواستم برايتان بگويم كه جمع آوري 4 باب مثل ماجراي جمع آوري قرآن نيست. قرآن كلام مستقيم خداست و هر كلمه اي در آن از آن خداست نه جمع آوري سرگذشت زندگي محمد توسط ياران و مريدانش.
در بابهاي انجيل از زبان انساني ميخوانيم كه عيسي چه گفت و عيسي چه كرد اما قسمتهايي از قرآن اگر سرگذشت هم باشد، خداوند گوينده آن است و مثل اين ميباشد كه حضرت لوقا فقط آنچه كه عيسي با خدا و خدا با عيسي گفته را نقل ميكرد. و نه چنان كه عيسي در اورشليم "وارد خانه خدا شد و كسانيكه در آنجا مشغول خريد و فروش بودند بيرون كرد و بساط آنها را در هم ريخت"لوقا 19
اين به فرض مثال آن كاري است كه عيسي كرده و از زبان لوقا نقل شده. درست ميگويم ؟ آيا اين شرح داستاني را شما كلام خدا ميدانيد يا كلام لوقا ؟
در قرآن چنين شباهتي وجود ندارد . هر كلمه از قرآن كلمات خداست ولو بعدها به دست انساني جمع آوري شده باشد.

تفاوت جمع آوري انجيل با قرآن اينست.


در ضمن من ديشب رفتم و فكر ميكنم براي اولين بار باب لوقا را خواندم.
بسيار شگفت زده شدم كه در ابتدا چه همه چيز عين قرآن است ولي ناگهان لحن آن با لحن قرآن تغيير ميكند.
اگر تا ديروز ميگفتم كه به عيسي ايمان دارم امروز حتما به آن اضافه ميكنم كه من به عيسي قرآن ايمان دارم و نه به عيسي اي كه خود را خدا ميداند.
تا ديروز ميگفتم خداي عيسي و محمد يكي است ولي امروز ميگويم يكي نيست !
چرا بايد دو كتاب كه هر دو را از طرف خدا ميدانند (مستقيم يا غير مستقيم) بايد دو جور با يك قضيه برخورد كند. آيا جز اينست كه عقل آدمي ميگويد يا اين عوض شده يا آن ؟؟
و در اين ميان هيچ اجباري هم نيست. حجت خدا روشن است. مردمان مختارند كه يا اين خدا را بپذيرند يا آن خدا را. و من خود خداي محمد را انتخاب ميكنم و خداي عيسي اي كه نه او را مصلوب ميداند و نه خدا.

eesa
Wednesday 12 March 2003, 12:38PM
نوشته شده بوسيله درياي آرام [/i]


در يك خانواده شيعه بدنيا آمديد و سپس مسير ديگري را پيش گرفتيد.....
و در نهايت به جايي رسيديد كه عيسي را خدا ميدانيد ولي مسيحي نيستيد. جالب است !

بنام خدايم
دوست عزيز تا مفهوم حرف شما از اينكه ميگوييد عيسي را خدا ميدانم چيست ؟ آيا شما در زندگي هر زماني به حقيقتي دست يابيد به همان خودتون رو وابسته ميكنيد يا حقايق ديگر رو هم پيدا ميكنيد تا نتيجه نهايي رو بگيريد؟


ميخواستم برايتان بگويم كه جمع آوري 4 باب مثل ماجراي جمع آوري قرآن نيست. قرآن كلام مستقيم خداست و هر كلمه اي در آن از آن خداست نه جمع آوري سرگذشت زندگي محمد توسط ياران و مريدانش.

بنام خدايت
قرآن رو هم دوست عزيز ياران محمد نوشتند كه سالها بعد توسط عثمان از حافظه و كتابتهايي كه مونده بود جمع آوري شد ...
به نظر من يك انسان معمولي در سالهاي مديد نميتونه چيزي رو كامل به خاطر بسپاره و در قرآن ما آيه هاي زيادي خطاب به محمد داريم كه همين بهانه اي شده براي يگ سري از نويسنده هاي غربي كه اين مخاطب خونيها رو به عايشه نسبت دادند يعني ميگن عايشه به محمد ياد ميداده كه چطور حرف بزنه كي هجبرت كنه و ... و... وو.....چون خيلي از آيه ها به منافع شخصي محمد كمك ميكنه تا دين محمد ...

در بابهاي انجيل از زبان انساني ميخوانيم كه عيسي چه گفت و عيسي چه كرد اما قسمتهايي از قرآن اگر سرگذشت هم باشد، خداوند گوينده آن است و مثل اين ميباشد كه حضرت لوقا فقط آنچه كه عيسي با خدا و خدا با عيسي گفته را نقل ميكرد. و نه چنان كه عيسي در اورشليم "وارد خانه خدا شد و كسانيكه در آنجا مشغول خريد و فروش بودند بيرون كرد و بساط آنها را در هم ريخت"لوقا 19
اين به فرض مثال آن كاري است كه عيسي كرده و از زبان لوقا نقل شده. درست ميگويم ؟ آيا اين شرح داستاني را شما كلام خدا ميدانيد يا كلام لوقا ؟

بنام خدايم
دوست عزيز ... ميتونيم مطمئن باشيم اگر خدا بخواد دوباره پيامبري بفرسته من بر اين باورم كه اون پيامبر چه بسا از اينترنت براي رساندن پيام خدا استفاده كنه .... ببينيد زمان عيسي با زمان محمد خيلي تفاوتها داشته اما مهمترين مسئله اين پيام مستقيم به خاطر خاتم بودن محمد بوده و نيازي به اين كار نداشته كه دوباره از بنده خودش استفاده كنه ....و مهمتر اين كه يكبار توسط موسي براي قوم بني اسرائيل چنين كرده و بر 10 لوح خود نوشت پس نيازي به دوباره كاري نبود ... اما بازهم
در انجيل ميخونيم كه خدا بر اين 4 نفر ديده اي داد كه بتوانند انجيل را بنويسند و در انتها يوحنا به آسمان برده شد براي نوشتن آنچه كه بايد مينوشت ....... و درس زندكي از زبان خود عيسي بيان شده به زيباترين شكل ممكن كه هيچ انساني نميتونه اونو نفي كنه پس چيه اين كتاب ميتونه تحريف شده باشه ؟ آيا خدا بايد در همه كتابها يك جور صحبت كنه ؟ پس چرا پيامبرهاي متفاوتي رو بر ما فرستاد ؟


در قرآن چنين شباهتي وجود ندارد . هر كلمه از قرآن كلمات خداست ولو بعدها به دست انساني جمع آوري شده باشد.
تفاوت جمع آوري انجيل با قرآن اينست.

بنام خدايم
چه تفادتي ؟ هر دو بوسيله انسانها نوشته شده اند كه همان انسانها ياران نزديك پيامبران خود بوده اند چه بسا انجيل رو خود ياران نوشتند اما قرآن را سالهاي بعد ديگران نوشتند ...


در ضمن من ديشب رفتم و فكر ميكنم براي اولين بار باب لوقا را خواندم.
بسيار شگفت زده شدم كه در ابتدا چه همه چيز عين قرآن است ولي ناگهان لحن آن با لحن قرآن تغيير ميكند.

بنام پسر
دوست عزيز... من نميدونم شما انجيلتون رو از كجا تهيه كرديد اما متاسفانه براي منفي نشون دادن دين مسيحيت انجيلي توسط عده اي در كتاب فروشيها توضيع شد ... اگر نسخه كليسايي رو ندارين من خواهش ميكنم كه از كليساهاي محل زندگيتون اونو تهيه كنيد ....
اما در مورد لحن اگر ممكنه توضيح بدين شايد بتونم راهنماييتون كنم


اگر تا ديروز ميگفتم كه به عيسي ايمان دارم امروز حتما به آن اضافه ميكنم كه من به عيسي قرآن ايمان دارم و نه به عيسي اي كه خود را خدا ميداند.
تا ديروز ميگفتم خداي عيسي و محمد يكي است ولي امروز ميگويم يكي نيست !

بنام خدايت
شايد بتونم در اين مورد كمكتون كنم ... اگر خواستين موشكافانه تر پيش بريم ... خداي عيسي همون خداي محمد بوده شك نكنيد اما شايد اينطوري بايد بگم كه عيسي خداي محمد بوده .... خواستيد براتون بازش ميكنم


چرا بايد دو كتاب كه هر دو را از طرف خدا ميدانند (مستقيم يا غير مستقيم) بايد دو جور با يك قضيه برخورد كند. آيا جز اينست كه عقل آدمي ميگويد يا اين عوض شده يا آن ؟؟
و در اين ميان هيچ اجباري هم نيست. حجت خدا روشن است. مردمان مختارند كه يا اين خدا را بپذيرند يا آن خدا را. و من خود خداي محمد را انتخاب ميكنم و خداي عيسي اي كه نه او را مصلوب ميداند و نه خدا. [/QUOTE]

بنام خدايم
يكي از سوالهايي كه من داشتم همين بود كه پاسخش را پيدا كردم و اميدوارم شما هم پيداش كنيد ..اما تا زماني كه حقيقت رو نيافتيد اين سوال رو مطرح ميكنم كه چرا پس ما نميتونيم فكر كنيم كه قرآن تحريف شده نه انجيل چون انجيل زودتر از قرآن اومده و ميتونه حقيقت بيشتري رو داشته باشه ومسلمانان براي مقابله با انجيل قرآن رو تغيير دادند مثل نحوه تولد يا اينكه عيسي پيامبري رو نويد داده كه در انجيل ما هيچ جيزي از محمد نميخونيم !!!!!!!
از صحبت كردن با شما لذت ميبرم چون تنها كسي بوديد كه به سوال من پاسخ دادين بدون اينكه حتي يك بار مثل ديگران رجز خوني كرده باشين .... اين نشون از ايمان درون شماست كه از ديگران متمايزتون كرده و مثل بقيه فقط حرف نميزنين عمل ميكنيد ...
من گناه كار از خداي خودم ميخوام كه نگهدار ايمان شما باشه ...

درياي آرام
Wednesday 12 March 2003, 09:31PM
نوشته شده بوسيله eesa
بنام خدايت
قرآن رو هم دوست عزيز ياران محمد نوشتند كه سالها بعد توسط عثمان از حافظه و كتابتهايي كه مونده بود جمع آوري شد ...
به نظر من يك انسان معمولي در سالهاي مديد نميتونه چيزي رو كامل به خاطر بسپاره و در قرآن ما آيه هاي زيادي خطاب به محمد داريم كه همين بهانه اي شده براي يگ سري از نويسنده هاي غربي كه اين مخاطب خونيها رو به عايشه نسبت دادند يعني ميگن عايشه به محمد ياد ميداده كه چطور حرف بزنه كي هجبرت كنه و ... و... وو.....چون خيلي از آيه ها به منافع شخصي محمد كمك ميكنه تا دين محمد ...
تفاوتي كه در باب اين دو كتاب ذكر كردم به منظور دليل آوردن بر سر تحريف اين يا آن نبود. بلكه فقط تفاوت سرگذشت (عيسي مسيح توسط متي، لوقاو ... ) را با غير سرگذشت (چون قرآن يك بيوگرافي نيست)، خواستم بيان كنم.
قرآن معجزه حضرت محمد است. شما بهتر از من ميدانيد كه فصاحت و بلاغت عرب باديه نشين زبانزد بوده. هنر آنان شعر و ادبياتشان بوده. سرودن شعر و شعر خواني بر سر كوي و برزن شايد اصلا از تفريحات آنها حساب ميشده !
معجزه هر پيامبري هم كه متناسب با زمان او بايد باشد. و اكنون محمد امين كه سواد خواندن هم نداشته، ناگهان فصيح ترين جملات را به زبان ميآورد. "اقرا باسم ربك الذي خلق- خلق الانسان من علق-اقرا و ربك الاكرم -الذي علم بالقلم-علم الانسان ما لم يعلم "
نه تنها اين سوره آغازين كه اكثر سوره ها آهنگين و حتي براي من كه زياد عربي نميدانم، زيباست و دگرگون كننده دلها !
خداي رحمان خواست تا معجزه آخرين پيامبر، جاودان بماند. معجزه او كتابش بود كه بايد براي مردمان همه نسلها باقي ميماند. اين آخرين كلام وحي بايد براي همه حفظ شود و از اينروست كه در آن ميخوانيم " براستي كه ما آنرا نازل كرديم و براستي كه خود از آن حفاظت خواهيم كرد".
اما اينكه چرا اين كتاب همانند موسي به يكباره بر پيامبر نازل نشد تا دست و حافظه انسان مجبور به دخالت نشود ؟ موسي پس از چهل روز كه به كوه نور ميرود با 10 فرمان خدا نقش بسته بر لوحي بازميگردد اما حضرت محمد 23 سال با خدا سخن ميگفت. 23 سال كلام خدا بر او نازل ميشد. 23 سال هر قسمت قرآن بنا به مناسبتي نازل ميشد. چگونه بايد بر لوح حك ميشد ؟ چگونه بايد بدون دخالت دست و حافظه بشر نوشته ميشد ؟ و اما اينكه چرا در زمان خود حضرت جمع اوري نشد، من واقعا جوابي ندارم الا اينكه وجود علي را كه به او سپرده ميشد، ميبينم. چون من قبول دارم كه علي خود "قرآن ناطق" بود.
و از طرفي بخشهاي مختلف قرآن نه همه در حافظه ها، كه نوشته شده اما بصورت پراكنده بوده . و حضرت علي تكه هاي پراكنده را جمع آوري و يك كتاب ميكند.
قديميترين بخش انجيل توسط متي پس از 30 سال از عروج عيسي نوشته ميشود. اما اين اعتقاد كه عيسي خدا در انسان بوده از همان زمان پس از عروج مسيح در اذهان جا افتاده بوده. كه مهمترين مورد اختلاف قرآن و انجيل است. در قرآن بصورت مفصل تمام داستان عيسي مسيح را و آنچه كه مسيحيان در موردش اعتقاد دارند با بسياري مشتركات بيان ميكند، ولي هميشه از اينكه عيسي را تجسم خدا ميدانسته اند نهي كرده. و جايي ميگويد
نزديك است آسمانها از آن پاره پاره و زمين بشكافد و كوهها فرو ريزد از اينكه براي خداي رحمان فرزندي قائل شدند(89-91 مريم)
اما از طرفي از بسياري از اهل كتاب نيز به نيكي و مقام بالا ياد ميكند.(سوره آل عمران)
نوشته شده بوسيله eesa انجيل زودتر از قرآن اومده و ميتونه حقيقت بيشتري رو داشته باشه ومسلمانان براي مقابله با انجيل قرآن رو تغيير دادند مثل نحوه تولد يا اينكه عيسي پيامبري رو نويد داده كه در انجيل ما هيچ جيزي از محمد نميخونيم !!!!!!! [/B]
به نظر عقل من اوني كه آخر اومده بيشتر محافظت ميشه تا اونيكه پيشتر اومده. چرا ؟ چون اگر اون قبلي عوض نميشد، احتياج به بعدي هم اصلا نبود !
نوشته شده بوسيله eesa
آيا خدا بايد در همه كتابها يك جور صحبت كنه ؟ پس چرا پيامبرهاي متفاوتي رو بر ما فرستاد ؟
در مورد وجود پيامبران مختلف در سرزمينهاي مختلف و احكام مختلف در زمانهاي مختلف و در نهايت بوجود آمدن "ختم" رسالت در سرزميني بدور از هر گونه خداپرستي با ذهنيتهايي بسيار پيش پا افتاده كه هنوز "بت" سنگي و چوبي را ميپرستيده اند براي خود من جاي تحقيق و فكر و وقت دارد. اين موضوع بماند براي بعد...

نوشته شده بوسيله eesa
از صحبت كردن با شما لذت ميبرم چون تنها كسي بوديد كه به سوال من پاسخ دادين بدون اينكه حتي يك بار مثل ديگران رجز خوني كرده باشين .... اين نشون از ايمان درون شماست كه از ديگران متمايزتون كرده و مثل بقيه فقط حرف نميزنين عمل ميكنيد ...
من گناه كار از خداي خودم ميخوام كه نگهدار ايمان شما باشه ...
[/B]
از لطف و دعاي شما متشكرم.

درياي آرام
Friday 14 March 2003, 08:01PM
راستي يه موضوع ديگه رو هم كشف كرئم و اون اينه كه آقاي بها’ الدين خرمشاهي كه به عنوان يك قرآن شناس ميشناسمش گفته كه در قرآن به تحريف تورات (10 فرمان بر لوح نقش بسته ) 3 بار اشاره شده. (آياتش رو هم گفته بود) اما بر خلاف تورات به تحريف انجيل اشاره مستقيم نشده. جالبه . نه ؟ اما در قرآن گفته شده كه در انجيلي كه بر عيسي نازل شد ( و نه انجيلي كه از 4 بخش و چند رساله تشكيل شده) به پيامبري به اسم احمد مژده داده شده.
همون آقاي خرمشاهي ميگه كه انجيلي كه قرآن از آن صحبت ميكند سخني است كه خدا با عيسي گفته و نه انجيل نوشته شده. و اين موضوع مسلما نميتوانسته در ميان خدا دانستن عيسي جايي داشته باشد. چرا پيزوان عيسي مسيح اورا خدا دانسته اند، به نظر من اشتباهي بوده كه به جهت نوع معجزات (زنده كردن مرده و ...) عيسي مسيح بوده و "نوع تولدش".
در ضمن لقب "روح الله " در قرآن، لقب عيسي مسيح است.
همانطور كه " كلمت الله" لقب اوست چه در قرآن چه در بابهاي 4 گانه . خيلي جالب است. نه ؟
هنگاميكه فرشته مخصوص بر مريم نازل ميشود، اورا به كلمت الله بشارت ميدهد.
خب به نظر من همين القاب بوده كه باعث شده بعضي اورا تجسم خدا بدانند. اما مگر همه ما انسانها تجسم روح خدا نيستيم ؟! مگر همه آدمها روح خدا در آنها جاري نيست؟! مگر همه خليفه خدا نيستند ؟ مگر در طول تاريخ بعضي عرفا بدانجا نرسيدند كه گفتند "انا الحق" ؟
پس به اين تعبير فقط عيسي خدا نبود همه ما خداييم . (به به چه شود ... به كجا رسيدم !)

راستي ببينم چرا فرشته اي كه بر مريم نازل شد مرد بود ؟؟؟ آيا نميتوانست همانطور كه با همه مردان و زنان خدا سخن ميگفت ظاهر شود ؟
چرا براي مژده فرزندي به دختري دادن يك مرد ميآيد ؟؟؟ خيلي جالبه . نه ؟! و تازه به او ميگويد باردار "خواهي" شد.
كاتوليكها ميگويند مريم virgin بود اما پروتستانها ميگويند virgin نبود.
قرآن هم ميگويد كه آفرينش او مثل آفرينش آدم بود (آقاي عيسي لطفا جواب اينرا ندهيد. ميدانم كه شما خواهيد گفت آفرينش آدم از خاك بود آفرينش عيسي از .... .) منظور اينكه هر دو بدون پدر زاده شدند. پس اون فرشته هه كه بصورت يك مرد آمد براي چه بصورت يك مرد آمد ؟!
( البته با عرض معذرت اگر از چارچوب خارج شد. اين فقط يك سوال است كه هميشه در ذهن من بود. )

eesa
Saturday 15 March 2003, 01:34PM
نوشته شده بوسيله درياي آرام [/i]
[B]
تفاوتي كه در باب اين دو كتاب ذكر كردم به منظور دليل آوردن بر سر تحريف اين يا آن نبود. بلكه فقط تفاوت سرگذشت (عيسي مسيح توسط متي، لوقاو ... ) را با غير سرگذشت (چون قرآن يك بيوگرافي نيست)، خواستم بيان كنم.

بنام خدايوندم
منم در جايي دليل اين اختلاف بين انيجيل و قران رو پرسيدم دوست عزيز

قرآن معجزه حضرت محمد است.

بنامش .
اين بحثي جدا ميطلبه ..اگر خواستيد تاپيك باز كنم

شما بهتر از من ميدانيد كه فصاحت و بلاغت عرب باديه نشين زبانزد بوده. هنر آنان شعر و ادبياتشان بوده. سرودن شعر و شعر خواني بر سر كوي و برزن شايد اصلا از تفريحات آنها حساب ميشده !

احسنت ....

معجزه هر پيامبري هم كه متناسب با زمان او بايد باشد. و اكنون محمد امين كه سواد خواندن هم نداشته، ناگهان فصيح ترين جملات را به زبان ميآورد. "اقرا باسم ربك الذي خلق- خلق الانسان من علق-اقرا و ربك الاكرم -الذي علم بالقلم-علم الانسان ما لم يعلم "
نه تنها اين سوره آغازين كه اكثر سوره ها آهنگين و حتي براي من كه زياد عربي نميدانم، زيباست و دگرگون كننده دلها !

بنام خدايم
چون بارها اونو شنيديد اما اگر فكر كنيد ميبينيد در دفعات دوم يا سوم اين حس رو به شما نميداده به مرور بوجود اومده و مهمتر اينكه معني فارسي اونو بهتون گفتند نه اينكه خالص اونو دركش كرده باشيد ..
اگر غير از اينه حتما به من بگيد كه اشتباهي نكرده باشم ...


خداي رحمان خواست تا معجزه آخرين پيامبر، جاودان بماند. معجزه او كتابش بود كه بايد براي مردمان همه نسلها باقي ميماند. اين آخرين كلام وحي بايد براي همه حفظ شود و از اينروست كه در آن ميخوانيم " براستي كه ما آنرا نازل كرديم و براستي كه خود از آن حفاظت خواهيم كرد".

بنام خدايم
من بكار بردن معجزه براي قرآن رو نميپذيرم ....
آيا اين دليلي ميتونه باشه براي محافظت نكردن از بقيه كتب ؟


اما اينكه چرا اين كتاب همانند موسي به يكباره بر پيامبر نازل نشد تا دست و حافظه انسان مجبور به دخالت نشود ؟ موسي پس از چهل روز كه به كوه نور ميرود با 10 فرمان خدا نقش بسته بر لوحي بازميگردد اما حضرت محمد 23 سال با خدا سخن ميگفت. 23 سال كلام خدا بر او نازل ميشد. 23 سال هر قسمت قرآن بنا به مناسبتي نازل ميشد. چگونه بايد بر لوح حك ميشد ؟ چگونه بايد بدون دخالت دست و حافظه بشر نوشته ميشد ؟ و اما اينكه چرا در زمان خود حضرت جمع اوري نشد، من واقعا جوابي ندارم الا اينكه وجود علي را كه به او سپرده ميشد، ميبينم. چون من قبول دارم كه علي خود "قرآن ناطق" بود.
و از طرفي بخشهاي مختلف قرآن نه همه در حافظه ها، كه نوشته شده اما بصورت پراكنده بوده . و حضرت علي تكه هاي پراكنده را جمع آوري و يك كتاب ميكند.

بنام خدايم شما از چه منبعي بيان ميكنيد كه علي قرآن رو جمع اوري كرده ؟!؟! اين اولين باريه كه ميشنوم چون خود علماي ديني هم به اين مسئله اعتراف دارند كه عثمان قران رو جمع كرده نه علي ...!!!!!
دوست عزيز شايد خود شما هم بايد در مورد نحوه نزول بيشتر فكر كنيد .
من ميتونم اين بحث وباز كنم اگر لازم ميدونيد



قديميترين بخش انجيل توسط متي پس از 30 سال از عروج عيسي نوشته ميشود. اما اين اعتقاد كه عيسي خدا در انسان بوده از همان زمان پس از عروج مسيح در اذهان جا افتاده بوده. كه مهمترين مورد اختلاف قرآن و انجيل است. در قرآن بصورت مفصل تمام داستان عيسي مسيح را و آنچه كه مسيحيان در موردش اعتقاد دارند با بسياري مشتركات بيان ميكند، ولي هميشه از اينكه عيسي را تجسم خدا ميدانسته اند نهي كرده. و جايي ميگويد
نزديك است آسمانها از آن پاره پاره و زمين بشكافد و كوهها فرو ريزد از اينكه براي خداي رحمان فرزندي قائل شدند(89-91 مريم)
اما از طرفي از بسياري از اهل كتاب نيز به نيكي و مقام بالا ياد ميكند.(سوره آل عمران)

بنام خدايم
بله چون خود خداست نه فرزند خدا ... پس بايد از اين ندانستن اسمانها ...............

به نظر عقل من اوني كه آخر اومده بيشتر محافظت ميشه تا اونيكه پيشتر اومده. چرا ؟ چون اگر اون قبلي عوض نميشد، احتياج به بعدي هم اصلا نبود !

بنام خداوندت
اين حرف شما رو سعي ميكنم فراموش كنم چون در حد مخاطب من كه درياي آرام هستش نيست و ايشون فراتر از اين حرفهاي بي منطق صحبت ميكنن ...
اگر قرار به تحريف بود پس خدا قدرت مطلق نيست كه كسي تونسته حرفش رو عوض كنه و دوست من خدا براي هر قومي پيامبري فرستاد و ايچنين بود كه كتب فرق ميكنند ........
ايا شما در افريقا ميتونين با زبان فارسي مردمش رو مثلا از بيماري نجات بدين يا كلا به صحبت با اونها بپرذازين ... يه نفر حتما براي ترجمه لازم دارين درسته ؟!؟!؟ پس بازيد به زبان ديگري با اونها صحبت كرد يعني زبان خودشون

در مورد وجود پيامبران مختلف در سرزمينهاي مختلف و احكام مختلف در زمانهاي مختلف و در نهايت بوجود آمدن "ختم" رسالت در سرزميني بدور از هر گونه خداپرستي با ذهنيتهايي بسيار پيش پا افتاده كه هنوز "بت" سنگي و چوبي را ميپرستيده اند براي خود من جاي تحقيق و فكر و وقت دارد. اين موضوع بماند براي بعد...


از لطف و دعاي شما متشكرم.

منتظر اون بعد خواهم بود دوست ....

eesa
Saturday 15 March 2003, 02:12PM
نوشته شده بوسيله درياي آرام [/i]
[B]راستي يه موضوع ديگه رو هم كشف كرئم و اون اينه كه آقاي بها’ الدين خرمشاهي كه به عنوان يك قرآن شناس ميشناسمش گفته كه در قرآن به تحريف تورات (10 فرمان بر لوح نقش بسته ) 3 بار اشاره شده. (آياتش رو هم گفته بود) اما بر خلاف تورات به تحريف انجيل اشاره مستقيم نشده. جالبه . نه ؟ اما در قرآن گفته شده كه در انجيلي كه بر عيسي نازل شد ( و نه انجيلي كه از 4 بخش و چند رساله تشكيل شده) به پيامبري به اسم احمد مژده داده شده.

بنام خداوندم
بالاخره يك انسان واقع بين هم اينجا پيدا ميشه ;)
اين جريان احمد رو من ميخواستم به موقش برات مطرحش كنم اما خب خيلي خوشم اومد كه خودت شروع كردي اين مسئله رو ...
اين جريان احمد كه در قرآن اومده در بين اعراب مسئله خيلي بزرگيه كه اونها اينطوري مطرحش كردن كه منظور همون محمد بوده چون محمد اسامي زيادي داره اما اين اصلا قانع كننده نيست ....

همون آقاي خرمشاهي ميگه كه انجيلي كه قرآن از آن صحبت ميكند سخني است كه خدا با عيسي گفته و نه انجيل نوشته شده. و اين موضوع مسلما نميتوانسته در ميان خدا دانستن عيسي جايي داشته باشد. چرا پيزوان عيسي مسيح اورا خدا دانسته اند، به نظر من اشتباهي بوده كه به جهت نوع معجزات (زنده كردن مرده و ...) عيسي مسيح بوده و "نوع تولدش".

بنام خدايم
اين ديدگاه ايشون هستش و براي خودشون محترم اما آيا ميتونه داراي بار واقعيت باشه ؟!؟ به خاطر نوع زندگي عيسي من نميتونم قبول كنم كه خدا كتابي نازل كرده باشه و تغيير كلام خدا غير ممكنه .....
قرآن اينطوري كه ايشون ميگه انجيل رو انجيل مستقيم نمينامه

در ضمن لقب "روح الله " در قرآن، لقب عيسي مسيح است.
همانطور كه " كلمت الله" لقب اوست چه در قرآن چه در بابهاي 4 گانه . خيلي جالب است. نه ؟

بنام خدايت
و خيلي چيزهاي ديگه .. اينا رو قرار بود براي كسي با ايدي كيميا بزنم كه چون به صحبتهاي من پاسخ نداد براش ارسال نكردم البته نه از قول اين شخص از چيزهايي كه خودم بهشون رسيدم .... خودتون هم در موردش فكر ميكنين ؟؟!؟

هنگاميكه فرشته مخصوص بر مريم نازل ميشود، اورا به كلمت الله بشارت ميدهد.
خب به نظر من همين القاب بوده كه باعث شده بعضي اورا تجسم خدا بدانند. اما مگر همه ما انسانها تجسم روح خدا نيستيم ؟! مگر همه آدمها روح خدا در آنها جاري نيست؟! مگر همه خليفه خدا نيستند ؟ مگر در طول تاريخ بعضي عرفا بدانجا نرسيدند كه گفتند "انا الحق" ؟
پس به اين تعبير فقط عيسي خدا نبود همه ما خداييم . (به به چه شود ... به كجا رسيدم !)

بنام خدايم
پس فكر ميكنم كم كم حرفهاي من داره براي شما قابل لمس تر ميشه ..
يعني فكر ميكنيد ميتونين بفهمين چرا من ميگم من ميتونم بالاتر از پيامبران برم و خدا بشم ...!؟
البته اين دليل رو كه شما گفتيد من براي اولين بار هستش كه شنيدم و مطلب بسيار جالبيه

راستي ببينم چرا فرشته اي كه بر مريم نازل شد مرد بود ؟؟؟ آيا نميتوانست همانطور كه با همه مردان و زنان خدا سخن ميگفت ظاهر شود ؟
چرا براي مژده فرزندي به دختري دادن يك مرد ميآيد ؟؟؟ خيلي جالبه . نه ؟! و تازه به او ميگويد باردار "خواهي" شد.

بنام خداوندم
اينها همه جوابهاي خاصي براي خودش داره ... شما از حقيقتي سوال ميكنيد كه دريايي جواب داره كه به همين سوال شما بسنده نميكنه بلكه بايد اول جزئيات اون رو بدونيد


كاتوليكها ميگويند مريم virgin بود اما پروتستانها ميگويند virgin نبود.

خدايم
دوست عزيز ..من به اختلافات مذهبي كاري ندارم اما به صراحت در انجيل امده ((اما چگونه چنين چيزي ممكن است ؟ هيچ مردي لمس نكرده است مرا ))

قرآن هم ميگويد كه آفرينش او مثل آفرينش آدم بود (آقاي عيسي لطفا جواب اينرا ندهيد. ميدانم كه شما خواهيد گفت آفرينش آدم از خاك بود آفرينش عيسي از .... .) منظور اينكه هر دو بدون پدر زاده شدند. پس اون فرشته هه كه بصورت يك مرد آمد براي چه بصورت يك مرد آمد ؟!
( البته با عرض معذرت اگر از چارچوب خارج شد. اين فقط يك سوال است كه هميشه در ذهن من بود. )

بنام خداوند بخشنده مهربانم
در انجيل نامي از مرد بودن به ميان نيومده بلكه فقط از جبرئيل نامي برده شده كه طبق گفته هاي قران بايد مرد باشه !!!
جبرئيل تنها فرشته اي است از جانب خداوند كه ميتواند مستقيما با انسانها سخن بگه و نويد عيسي رو اولين بار به ذكريا داد بعد از اينكه گفت پسرت يحيي چه خواهد كرد ...... حالا اگر طبق گفته قرآن جبرئيل مرد باشد پس دليل فرستادن مرد براي او همين بوده چون روح خدا توسط خود خدا دميده ميشه نه غير از او ...
مثالي بزنم ... شيطان يكي از زيباترين فرشته هاي خداست من چهره واقعي اونو ديدم و مردي است بسيار دانا و فوق العاده جذاب با سيمايي كاملا الهي چون اين قدرت فريب دادن انسان رو از خدا گرفته و در هيچ جايي او مجازات نخواهد شد چون با امر خداوند به اين كار پرداخته ....
ميبينيد كه حقيقت رو ميشه پيدا كرد و خيلي چيزهاي ديگه .... اما
من برداشت شما رو كاملا درك ميكنم و ميفهمم كه سوال شما چي ميگه اما اگر ميخواين از واقعيت خيلي از چيزها سر در بيارين من به شما كمك ميكنم اما نه در اين جا اگر خواستين به ايميل من خواسته خودتون رو ارسال كنيد (diablo_ir@parsimail.com) چون از بيان حقيقت براي غير چشم پوشي ميكنم و فقط براي طالبان اون سخن ميگم چون خداي من اينطور خواسته دوست عزيز

درياي آرام
Wednesday 19 March 2003, 02:19AM
نوشته شده بوسيله eesa
بنام خدايم
چون بارها اونو شنيديد اما اگر فكر كنيد ميبينيد در دفعات دوم يا سوم اين حس رو به شما نميداده به مرور بوجود اومده و مهمتر اينكه معني فارسي اونو بهتون گفتند نه اينكه خالص اونو دركش كرده باشيد ..
اگر غير از اينه حتما به من بگيد كه اشتباهي نكرده باشم ...

سلام دوست عزيز.
خيلي منتظر اين لحظه بودم تا بتونم سر فرصت بيام و بحث را ادامه دهم. البته حالا هم كه آمده ام خسته ام و نميدانم فكرم تا چه حد همراهيم ميكنه.
در مورد دگرگون كنندگي و اثر عميق آيه "اقرا باسم ربك" من بالاخره آنقدرها هم در مورد عربي بيلمرز نيستم. ضمن اينكه در مورد اين آيه خاص چون ناخودآگاه ياد اولين مكالمه خداوند با محمد امين ميافتم، همين بس كه لرزه بر وجودم مياندازد. و اثر عجيبي بر من دارد. اولين سخن، اولين نگاه، و اولين توجه از سوي خدا بايد هم اين اثر را داشته باشد. در مورد آيات ديگه هم بعضي از آنها هستند كه بسيار زيبا هستند و البته اثر اصلي با فهميدن معني آن كامل ميشود. وقتي ميگويد "اذا الشمس كورت و اذا النجوم النكدرت" همينطوري هم قشنگه ولي وقتي معناي آنرا ميداني مسلم است كه زيبايي اصلي آنموقع به دلت مينشيند. مثل اين است كه يك خارجي به اشعار حافظ گوش دهد. ممكن است آهنگ آن برايش زيبا باشد اما اگر معني آنرا و جايگاه آنرا در فرهنگ ايران نداند، اثر زيبايي اشعار تقريبا هيچ است. پس اگر آيات قران برايم زيباست، حتي اگر بخاطر معني اش هم باشد، جاي تعجب نيست.

نوشته شده بوسيله eesa
بنام خدايم شما از چه منبعي بيان ميكنيد كه علي قرآن رو جمع اوري كرده ؟!؟! اين اولين باريه كه ميشنوم چون خود علماي ديني هم به اين مسئله اعتراف دارند كه عثمان قران رو جمع كرده نه علي ...!!!!!
دوست عزيز شايد خود شما هم بايد در مورد نحوه نزول بيشتر فكر كنيد .
[/B]


و اما بحث جمع آوري قرآن:
آيات وحي در طول 23 سال بر حضرت نازل ميشده و امكان به كتاب در آوردن آن در زمان حيات ايشان نبوده چون هر لحظه آيه اي جديد و كلامي نو را به انتظار بوده اند. اما در آن موقع كاتبان وحي به دستور رسول خدا آيات را مينوشته اند و اينطور نبوده كه تك تك آيات فقط در حافظه ها جاي داشته باشد بلكه همه نوشته شده بوده اما پراكنده.
هنگاميكه عثمان مصحف نهايي را نگه و بقيه را از بين ميبرد، نه فقط بسياري صحابه كه كل قرآن را حفظ بوده اند كه حضرت علي نيز ناظر بر اين امر بوده. شما را نميدانم ولي براي من جاي شكي نيست كه قرآن در برابر چشمان هزاران نفر و از جمله اشخاصي مثل علي مدون يشود، و آنوقت آيه اي از آن بتواند تغيير داده شود و يا بيفتد و يا اضافه شود.
مدون شدن قرآن مراحل پيچيده و پشت پرده نداشته. هزاران ذهن و چشم تيزبين بر آن بوده. آيه هاي جدا جدا نوشته شده بر پوستها، آيات غريبي و خارج از زندگي آن مردم نبوده كه ناگهان نسخه نهايي اي بدست آنها داده شود و به آنها تكليف شده باشد كه اين كلام خداست كه از آسمانها آمده و هيچ شكي در آن نيست. هر تكه قرآن براي حتي عوام آن مردم ملموس بوده و با آن زندگي ميكرده اند و آنرا ميشناخته اند چه رسد به خواص آنها كه در نهايت ناظر بر مراحل جمع آوري بوده و همه را تاييد كرده اند.

نوشته شده بوسيله eesa
اگر قرار به تحريف بود پس خدا قدرت مطلق نيست كه كسي تونسته حرفش رو عوض كنه و دوست من خدا براي هر قومي پيامبري فرستاد و ايچنين بود كه كتب فرق ميكنند ........
ايا شما در افريقا ميتونين با زبان فارسي مردمش رو مثلا از بيماري نجات بدين يا كلا به صحبت با اونها بپرذازين ... يه نفر حتما براي ترجمه لازم دارين درسته ؟!؟!؟ پس بازيد به زبان ديگري با اونها صحبت كرد يعني زبان خودشون [/B]

وقتي شما ميگوييد كه قدرت مطلق بودن خدا حكم ميكند كه كسي نتواند حرفش را عوض كند، پس نتيجه ميگيرم كه اين حرف در مورد قرآن هم صادق است و از طرفي در قرآن ميخوانيم كه خدا دانستن عيسي يك كفر است ، بنابراين وقتي در انجيل از خدا بودن عيسي ميگويد شما چه نتيجه اي ميگيريد ؟

eesa
Wednesday 19 March 2003, 12:53PM
نوشته شده بوسيله درياي آرام [/i]

سلام دوست عزيز.
خيلي منتظر اين لحظه بودم تا بتونم سر فرصت بيام و بحث را ادامه دهم. البته حالا هم كه آمده ام خسته ام و نميدانم فكرم تا چه حد همراهيم ميكنه.
در مورد دگرگون كنندگي و اثر عميق آيه "اقرا باسم ربك" من بالاخره آنقدرها هم در مورد عربي بيلمرز نيستم. ضمن اينكه در مورد اين آيه خاص چون ناخودآگاه ياد اولين مكالمه خداوند با محمد امين ميافتم، همين بس كه لرزه بر وجودم مياندازد. و اثر عجيبي بر من دارد. اولين سخن، اولين نگاه، و اولين توجه از سوي خدا بايد هم اين اثر را داشته باشد. در مورد آيات ديگه هم بعضي از آنها هستند كه بسيار زيبا هستند و البته اثر اصلي با فهميدن معني آن كامل ميشود. وقتي ميگويد "اذا الشمس كورت و اذا النجوم النكدرت" همينطوري هم قشنگه ولي وقتي معناي آنرا ميداني مسلم است كه زيبايي اصلي آنموقع به دلت مينشيند. مثل اين است كه يك خارجي به اشعار حافظ گوش دهد. ممكن است آهنگ آن برايش زيبا باشد اما اگر معني آنرا و جايگاه آنرا در فرهنگ ايران نداند، اثر زيبايي اشعار تقريبا هيچ است. پس اگر آيات قران برايم زيباست، حتي اگر بخاطر معني اش هم باشد، جاي تعجب نيست.

بنام خدايم
خوشحالم كه باز از شما پساخي دارم ...
ببينيد دوست عزيز ... تعريف شما كاملا قابل قبول و بدون هيچ مسئله اي هستش اما نه براي ندا يا صداي آسماني ... من زماني كه در مورد عربي نوشتم در كل منظورم بود حالا براي شخص شما مثال زدم وقتي من هيچي از اسپانيايي نميدونم اما موسيقي خوليو رو گوش ميدم لذت ميبرم اين خيلي فرق ميكنه تا اينكه معني اون رو هم درك كنم ؟
اين قسمت رو شما خوب توضيح دادين اما من دوباره بيانش كردم كه اين رو بگم شما بعضي از آيات رو بعنوان سمبل خودتون قرار دادين كه مثلا فلان آيه اولين آيه بوده فلان آيه اينطوري بوده و به عنوان ماهيتي اونها رو پذيرفتيد كه به مكاني و زماني خاص تعلق داشته ؟
دوست عزيز ..آيا اين ذهنيت ميتونه دليلي براي درك بهتر حافظ يا خدا يا هر چيز ديگري باشه ؟


و اما بحث جمع آوري قرآن:
آيات وحي در طول 23 سال بر حضرت نازل ميشده و امكان به كتاب در آوردن آن در زمان حيات ايشان نبوده چون هر لحظه آيه اي جديد و كلامي نو را به انتظار بوده اند. [B]اما در آن موقع كاتبان وحي به دستور رسول خدا آيات را مينوشته اند و اينطور نبوده كه تك تك آيات فقط در حافظه ها جاي داشته باشد بلكه همه نوشته شده بوده اما پراكنده.
هنگاميكه عثمان مصحف نهايي را نگه و بقيه را از بين ميبرد، نه فقط بسياري صحابه كه كل قرآن را حفظ بوده اند كه حضرت علي نيز ناظر بر اين امر بوده. شما را نميدانم ولي براي من جاي شكي نيست كه قرآن در برابر چشمان هزاران نفر و از جمله اشخاصي مثل علي مدون يشود، و آنوقت آيه اي از آن بتواند تغيير داده شود و يا بيفتد و يا اضافه شود.

بنام خدايم
ببينيد شما از برداشتي كه از كتابهاي شيعيان نوشته شده صحبت ميكنيد اما چرا شما نوشته هاي اينان رو مثبت و درست عرض يابي ميكنيد اما بر نوشته هاي ديگر نويسنده ها كه خلاف اين رو گفتند نميشه تكيه كرد ؟!؟ آيا تاريخ درست واقعا همون چيزيه كه شما بايد قبولش داشته باشين يا .... در چند كتاب من خوندم كه عايشه با طرفندي علي رو از اين مجلس خارج ميكنه و خودش با چند نفر ديگه قرآن رو كامل مينويسند ؟!؟ خب ... به نظر شما كدووم درست ميگن ؟ آيا تحقيق در مورد نويسنده كفايت ميكنه ؟
تاريخ نويسي به نظر من كاملا سليقه اي هستش چون يك نفر مثل خلخالي هزاران نفر رو كشت بعد يه كتاب ميده بيرون كه من نميدونستم خميني به من دستور ميداده ...حالا وقتي هزاران سال ديگه اين كتاب خونده بشه مردم خلخالي رو واقعا انسان پاك و با خدايي تلقي ميكنند اما من و شما ميدونيم كه واقعيت چيه ؟ پس چطور ميشه در مورد اصلح بودن نويسنده ها تحقيق كرد ؟!؟

مدون شدن قرآن مراحل پيچيده و پشت پرده نداشته. هزاران ذهن و چشم تيزبين بر آن بوده. آيه هاي جدا جدا نوشته شده بر پوستها، آيات غريبي و خارج از زندگي آن مردم نبوده كه ناگهان نسخه نهايي اي بدست آنها داده شود و به آنها تكليف شده باشد كه اين كلام خداست كه از آسمانها آمده و هيچ شكي در آن نيست. هر تكه قرآن براي حتي عوام آن مردم ملموس بوده و با آن زندگي ميكرده اند و آنرا ميشناخته اند چه رسد به خواص آنها كه در نهايت ناظر بر مراحل جمع آوري بوده و همه را تاييد كرده اند.

بنام خداوندت
من اين قسمت رو جدا پاسخ ميدم چون ميخوام بگم كه قرآن بهترين كتاب براي پيدا كردن رمزهاي اين دنياست ... قرآن با زبان رمز گفته شده كه نزديك به 3 سال طول كشيد تا رمز اون رو پيدا كردم .... من با قرآن مشكلي ندارم دوست من چون نميتونم سخني غير از خدايم را بپذيرم
دوست عزيز ايم سخن من نبايد دليلي براي رها شدن بحثمون بشه چون همچنان قرآن ميتونه تحريف شده باشه ...!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
زماني متوجه ميشيد كه عيسي بالاخره چي ميگه


وقتي شما ميگوييد كه قدرت مطلق بودن خدا حكم ميكند كه كسي نتواند حرفش را عوض كند، پس نتيجه ميگيرم كه اين حرف در مورد قرآن هم صادق است و از طرفي در قرآن ميخوانيم كه خدا دانستن عيسي يك كفر است ، بنابراين وقتي در انجيل از خدا بودن عيسي ميگويد شما چه نتيجه اي ميگيريد ؟

بنام خدايم
به همون كلمه اللهي كه خودتون گفتيد فكري نكرديد بعد اينطور مطمئن سخن ميگيد ؟ ! مگه يكي از همين نويسنده ها نگفته در قرآن عيسي رو الله ناميده پس ...!!
نتيجه ميگيرم كه عيسي خداوندم و خدايم عيسي

درياي آرام
Wednesday 19 March 2003, 04:46PM
نوشته شده بوسيله درياي آرام
. . . آقاي خرمشاهي ميگه كه انجيلي كه قرآن از آن صحبت ميكند سخني است كه خدا با عيسي گفته و نه انجيل نوشته شده. و اين موضوع مسلما نميتوانسته در ميان خدا دانستن عيسي جايي داشته باشد. چرا پيزوان عيسي مسيح اورا خدا دانسته اند، به نظر من اشتباهي بوده كه به جهت نوع معجزات (زنده كردن مرده و ...) عيسي مسيح بوده و "نوع تولدش".
در ضمن لقب "روح الله " در قرآن، لقب عيسي مسيح است.
همانطور كه " كلمت الله" لقب اوست چه در قرآن چه در بابهاي 4 گانه . خيلي جالب است. نه ؟
هنگاميكه فرشته مخصوص بر مريم نازل ميشود، اورا به كلمت الله بشارت ميدهد.
خب به نظر من همين القاب بوده كه باعث شده بعضي اورا تجسم خدا بدانند. اما مگر همه ما انسانها تجسم روح خدا نيستيم ؟! مگر همه آدمها روح خدا در آنها جاري نيست؟! مگر همه خليفه خدا نيستند ؟ مگر در طول تاريخ بعضي عرفا بدانجا نرسيدند كه گفتند "انا الحق" ؟
پس به اين تعبير فقط عيسي خدا نبود همه ما خداييم .

eesa
Wednesday 19 March 2003, 05:05PM
نوشته شده بوسيله درياي آرام
نوشته شده بوسيله درياي آرام
. . . آقاي خرمشاهي ميگه كه انجيلي كه قرآن از آن صحبت ميكند سخني است كه خدا با عيسي گفته و نه انجيل نوشته شده. و اين موضوع مسلما نميتوانسته در ميان خدا دانستن عيسي جايي داشته باشد. چرا پيزوان عيسي مسيح اورا خدا دانسته اند، به نظر من اشتباهي بوده كه به جهت نوع معجزات (زنده كردن مرده و ...) عيسي مسيح بوده و "نوع تولدش".
در ضمن لقب "روح الله " در قرآن، لقب عيسي مسيح است.
همانطور كه " كلمت الله" لقب اوست چه در قرآن چه در بابهاي 4 گانه . خيلي جالب است. نه ؟
هنگاميكه فرشته مخصوص بر مريم نازل ميشود، اورا به كلمت الله بشارت ميدهد.
خب به نظر من همين القاب بوده كه باعث شده بعضي اورا تجسم خدا بدانند. اما مگر همه ما انسانها تجسم روح خدا نيستيم ؟! مگر همه آدمها روح خدا در آنها جاري نيست؟! مگر همه خليفه خدا نيستند ؟ مگر در طول تاريخ بعضي عرفا بدانجا نرسيدند كه گفتند "انا الحق" ؟
پس به اين تعبير فقط عيسي خدا نبود همه ما خداييم .



ما خدا نيستيم .... ميتوانيم خدا باشيم ..اين تفاوتي دارد كه خود را خدا بناميم يا اينكه خدا شويم ....

درياي آرام
Wednesday 19 March 2003, 05:24PM
با نام خدا
مهمترين ادعايي كه مسلمانان در مورد تحريف شدن انجيل دارند طبق سخنان قرآن است. به اين جهت من خودم تحقيقي انجام دادم تا ببينم در قرآن در مورد مسيحيت و كلا دين ديگر داشتن به غير از اسلام چه ميگويد.
تا پيش از اين فكر ميكردم كه اديان ديگر مورد قبول اسلام نيست و عمل بر طبق انجيل يا تورات را ناپسند ميداند اما آيات زير ظاهرا چيزهاي ديگري ميگويد و من اميدوارم دوستان ديگر هم در اين بحث وارد شوند و اگر به نظر آنها اشتباه نتيجه گيري كرده ام بگويند.
(مائده 46):"....و به او انجيل داديم كه فيه هدي و نور و مصدقا لما بين يديه من التورات و هدي و موعظت للمتقين" به او انجيل داديم كه در آن نور و هدايت است و همخوان با تورات كه پيشاپيش آن است و پند دهنده اي بر كسانيكه ايمان آورند.
(مائده 47):" و بايد كه اهل انجيل بر وفق آنچه در آن هست حكم كنند"
(مائده 48):" و كتاب آسماني را براستي و درستي بر تو نازل كرديم كه همخوان با كتابهاي پيشين و حاكم بر آنهاست...براي هر يك از شما راه و روشي معين داشته ايم و اگر خداوند ميخواست شما را امت يگانه اي قرار ميداد ولي چنين كرد تا شما را در آنچه به شما بخشيده است بيازمايد.....بازگشت همگي شما بسوي خداوند است آنگاه شما را به آنچه اختلاف داشتيد آگاه خواهد ساخت"
(مائده 19):"اي اهل كتاب پيامبر ما بسوي شما آمده است و پس لز عصر فترت پيامبران براي شما روشن ميسازد تا مگوييد كه نه پيامبر مژده آور و نه هشدار دهنده اي بسوي ما آمد. آري پيامبر مژده آور و هشدار دهنده اي بسوي شما آمد.."
(مائده 13):" يهوديان كلمات را از مواضع خود تحريف ميكردند، و بخشي از آنچه به آنان پند داده بودند فراموش كردند..(14) و از كسانيكهگفتند مسيحي اند پيمان گرفتيم . آنگاه از آنچه به آنان پند داده بودند فراموش كردند... (15) اي اهل كتاب پيامبر ما بسويشما آمده است تا بسياري از آنچه از كتاب آسماني پنهان داشته ايد براي شما رروشن سازد..."

در ضمن قابل ذكر است كه سوره مائده از آخرين سوره هايي است كه بر حضرت نازل شده. و در چند جاي آن ميبينيم كه سخن از اتمام حجت ميكند (مثل آيه 3 آن) و جالب اينكه همين سوره است كه وصف علي و معرفي او به مسلمانان آمده .

همچنين آيه زير از تغيير يافتني نبودن قرآن سخن ميگويد:
(فصلت 41و 42):"آن كتابي ارجمند است كه در حال و آينده دست باطل به آن نميرسد. وحي نامه فرزانه ستوده است"

اينكه چرا قرآن نميتواند تحريف شده باشد اما مثلا 10 فرمان خدا بر موسي ميتواند، من جوابي ندارم الا اينكه قرآن را داراي خصوصياتي بدانم كه در تورات نيست. مثلا اينكه قرآن در طول 23 سال كه سالهاي زيادي است با خون مردم آميخته بوده و قرآني نبوده كه فقط در دست عده اي خاص باشد. قرآني بوده كه جز’ جز’ آنرا حفظ بوده اند و بسيار عجيب است اگر كسي يا كساني آنرا تغييراتي ميداده اند و آنوقت مردمان هيچ نميفهميده اند !
اينكه دوست عزيز ميفرماييد من طبق كتابهاي شيعه چنان ميگويم بايد بگويم كه اينطور نيست من خود اينرا ديده ام. و خود آنرا لمس كرده ام. مصحف عثمان همان بود كه كلمه به كلمه بر محمد رسول خدا نازل شد.

eesa
Wednesday 19 March 2003, 05:58PM
نوشته شده بوسيله درياي آرام [/i]
[B]با نام خدا
مهمترين ادعايي كه مسلمانان در مورد تحريف شدن انجيل دارند طبق سخنان قرآن است. به اين جهت من خودم تحقيقي انجام دادم تا ببينم در قرآن در مورد مسيحيت و كلا دين ديگر داشتن به غير از اسلام چه ميگويد.

تا پيش از اين فكر ميكردم كه اديان ديگر مورد قبول اسلام نيست و عمل بر طبق انجيل يا تورات را ناپسند ميداند اما آيات زير ظاهرا چيزهاي ديگري ميگويد و من اميدوارم دوستان ديگر هم در اين بحث وارد شوند و اگر به نظر آنها اشتباه نتيجه گيري كرده ام بگويند.
(مائده 46):"....و به او انجيل داديم كه فيه هدي و نور و مصدقا لما بين يديه من التورات و هدي و موعظت للمتقين" به او انجيل داديم كه در آن نور و هدايت است و همخوان با تورات كه پيشاپيش آن است و پند دهنده اي بر كسانيكه ايمان آورند.



(مائده 47):" و بايد كه اهل انجيل بر وفق آنچه در آن هست حكم كنند"
(مائده 48):" و كتاب آسماني را براستي و درستي بر تو نازل كرديم كه همخوان با كتابهاي پيشين و حاكم بر آنهاست...براي هر يك از شما راه و روشي معين داشته ايم و اگر خداوند ميخواست شما را امت يگانه اي قرار ميداد ولي چنين كرد تا شما را در آنچه به شما بخشيده است بيازمايد.....بازگشت همگي شما بسوي خداوند است آنگاه شما را به آنچه اختلاف داشتيد آگاه خواهد ساخت"
(مائده 19):"اي اهل كتاب پيامبر ما بسوي شما آمده است و پس لز عصر فترت پيامبران براي شما روشن ميسازد تا مگوييد كه نه پيامبر مژده آور و نه هشدار دهنده اي بسوي ما آمد. آري پيامبر مژده آور و هشدار دهنده اي بسوي شما آمد.."
(مائده 13):" يهوديان كلمات را از مواضع خود تحريف ميكردند، و بخشي از آنچه به آنان پند داده بودند فراموش كردند..(14) و از كسانيكهگفتند مسيحي اند پيمان گرفتيم . آنگاه از آنچه به آنان پند داده بودند فراموش كردند... (15) اي اهل كتاب پيامبر ما بسويشما آمده است تا بسياري از آنچه از كتاب آسماني پنهان داشته ايد براي شما رروشن سازد..."

در ضمن قابل ذكر است كه سوره مائده از آخرين سوره هايي است كه بر حضرت نازل شده. و در چند جاي آن ميبينيم كه سخن از اتمام حجت ميكند (مثل آيه 3 آن) و جالب اينكه همين سوره است كه وصف علي و معرفي او به مسلمانان آمده .

همچنين آيه زير از تغيير يافتني نبودن قرآن سخن ميگويد:
(فصلت 41و 42):"آن كتابي ارجمند است كه در حال و آينده دست باطل به آن نميرسد. وحي نامه فرزانه ستوده است"

اينكه چرا قرآن نميتواند تحريف شده باشد اما مثلا 10 فرمان خدا بر موسي ميتواند، من جوابي ندارم الا اينكه قرآن را داراي خصوصياتي بدانم كه در تورات نيست. مثلا اينكه قرآن در طول 23 سال كه سالهاي زيادي است با خون مردم آميخته بوده و قرآني نبوده كه فقط در دست عده اي خاص باشد. قرآني بوده كه جز’ جز’ آنرا حفظ بوده اند و بسيار عجيب است اگر كسي يا كساني آنرا تغييراتي ميداده اند و آنوقت مردمان هيچ نميفهميده اند !
اينكه دوست عزيز ميفرماييد من طبق كتابهاي شيعه چنان ميگويم بايد بگويم كه اينطور نيست من خود اينرا ديده ام. و خود آنرا لمس كرده ام. مصحف عثمان همان بود كه كلمه به كلمه بر محمد رسول خدا نازل شد.

دوست عزيز .... شما نميدونيد داريد چه ميكنيد ....
بيشتر فكر كنيد ...
موفق باشيد

درياي آرام
Thursday 20 March 2003, 02:02AM
دوست عزيز،

بحث خوبي داشتيم . و براي من اين بحث به پايان رسيده چون آنچه بايد ميفهميدم فهميدم ....

خدا پشت و پناهتان.

سرما
Friday 30 June 2006, 02:45AM
عيسي سلام
امشب يك شبه سرده من داشتم دنبال يك مطلبي راجع به عروج يا صعود عيسي براي پروژه ام ميگشتم كه به اينجا رسيدم وكنجكاو شدم بحث جالبي بود ولي بار اطلاعاتي كمي داشت نصفش دعوا بود
من يه حرفي تو گلوم گيركرده بايد بگم همه ما مي دونيم ايمان در قلب آدمه وتنها چيزي كه منطق نمي تونه توجيهش كنه
قلب من به من ميگه عيسي هرگز مصلوب نشد . قلب من ميگه عيسي يك انسان معمولي عين هر بنده خداست عين من عين همه مردم
مي دونم بحث شما منطقه نه احساس واسه همين يه سوال ازتون دارم شما كه چهار انجيل معروف راخونديد نگاهي به انجيل برنابا كرديد
كتاب "مردي بالاي صليب" نوشته ميكا والتاري توضيح جالبي درمورد هويت عيسي داره
يه نگاهي بهش بندازيد يه داستان تخيليه ولي نكات جالبي داره خصوصا قسمتي كه مربوط به آخرين ديدار عيسي با مردم است بعد از مصلوب شدن
نويسنده يك مسيحيه
كتاب "مسيح باز مصلوب " از همون نويسنده هم جالبه يك داستان تخيلي ديگه كه اطلاعاتي در مورد
همون قضيه برتري به اندازه عيسي يا بالاتر را ميده
يك نكته ديگه بهتره اون داستان منصور حلاج در مورد انا الحق را دنبال كنيد اينم جالبه
از برخورد نامناسب مسلمانان گفتيد حقيقتا باور نمي كنم ولي قبول دارم كه خيلي از مسلمان ها برخورد نامناسبي در اين زمينه ها دارند اما فكر نمي كنم اين جا مشت نمونه خروار باشه
تا يادم نرفته اينم بگم كتاب "سندس دختري در جستجوي حقيقت " نوشته بنت الهدي (البته اين مسلمونه)
كتاب خوبيه در مورد يك دختر مسيحي كه مسلمون ميشه
راستي انجيل برنابا را هم فراموش نكنيد
معذرت مي خوام كه به جاي پاسخ مستقيم كتاب معرفي كردم ولي فكر كنم اين طور پاسخ دادن به آدم بيشتر فرصت فكر كردن مي ده و تنش را كم ميكنه آرزو مي كنم در پناه خداوند يگانه همواره موفق باشيد منتظر پاسخ شما هستم.

صبح
Friday 30 June 2006, 10:28AM
عيسي سلام
امشب يك شبه سرده من داشتم دنبال يك مطلبي راجع به عروج يا صعود عيسي براي پروژه ام ميگشتم كه به اينجا رسيدم وكنجكاو شدم بحث جالبي بود ولي بار اطلاعاتي كمي داشت نصفش دعوا بود
من يه حرفي تو گلوم گيركرده بايد بگم همه ما مي دونيم ايمان در قلب آدمه وتنها چيزي كه منطق نمي تونه توجيهش كنه
قلب من به من ميگه عيسي هرگز مصلوب نشد . قلب من ميگه عيسي يك انسان معمولي عين هر بنده خداست عين من عين همه مردم
مي دونم بحث شما منطقه نه احساس واسه همين يه سوال ازتون دارم شما كه چهار انجيل معروف راخونديد نگاهي به انجيل برنابا كرديد
كتاب "مردي بالاي صليب" نوشته ميكا والتاري توضيح جالبي درمورد هويت عيسي داره
يه نگاهي بهش بندازيد يه داستان تخيليه ولي نكات جالبي داره خصوصا قسمتي كه مربوط به آخرين ديدار عيسي با مردم است بعد از مصلوب شدن
نويسنده يك مسيحيه
كتاب "مسيح باز مصلوب " از همون نويسنده هم جالبه يك داستان تخيلي ديگه كه اطلاعاتي در مورد
همون قضيه برتري به اندازه عيسي يا بالاتر را ميده
يك نكته ديگه بهتره اون داستان منصور حلاج در مورد انا الحق را دنبال كنيد اينم جالبه
از برخورد نامناسب مسلمانان گفتيد حقيقتا باور نمي كنم ولي قبول دارم كه خيلي از مسلمان ها برخورد نامناسبي در اين زمينه ها دارند اما فكر نمي كنم اين جا مشت نمونه خروار باشه
تا يادم نرفته اينم بگم كتاب "سندس دختري در جستجوي حقيقت " نوشته بنت الهدي (البته اين مسلمونه)
كتاب خوبيه در مورد يك دختر مسيحي كه مسلمون ميشه
راستي انجيل برنابا را هم فراموش نكنيد
معذرت مي خوام كه به جاي پاسخ مستقيم كتاب معرفي كردم ولي فكر كنم اين طور پاسخ دادن به آدم بيشتر فرصت فكر كردن مي ده و تنش را كم ميكنه آرزو مي كنم در پناه خداوند يگانه همواره موفق باشيد منتظر پاسخ شما هستم.

سلام دوست عزیز ، خوش آمدید .
اگر به تاریخ مباحثه رجوع کرده باشید ، مباحثه مربوط به سه سال پیش است و ممکن است اطراف بحث دیگر به این سایت سر نزنند ... ، البته بنده از نوشته شما استفاده بردم . :)

راستی اگر می شود ، یک کانالی چیزی از آنجا باز کنید که ما اینجا از گرما پختیم ;)
متشکرم

ghafor
Sunday 11 May 2008, 03:11PM
با سلام خدمت دوست عزیزم
به نظر می رسد که دوستان مسیحی ما برای اینکه به راه گمراهی خود ادامه دهید به شما اطلاعات غلط داده اند . قرآن ما ( کتاب آسمانی ) به وسیله ی داماد پیامبرمان ( حضرت محمد (ص) ) و جمعی از یاران نزدیک آن حضرت بر روی سنگ حک شده و یا در حافظه ی آن ها مانده است .
و چهار سال ( 4 سال ) بعد از فوت پیامبر نگارش یافته است . نگارش به این معناست که حرکات حروف و نقاط به آن اضافه شده است و دلیل این حرکانت گذاری این بوده که کسانی که تازه مسلمان می شوند و با زبان عربی آشنا می شوند ، مفاهیم آن را درست و دقیق درک کنند
:smile07:

ghafor
Sunday 11 May 2008, 03:14PM
به نظر من شما به همان دلیل که یهودیت به مسیح ایمان نیاورد ، شما هم به اسلام ایمان نمی آورید
به دلیل تعصب افراطی

kenshin
Sunday 11 May 2008, 04:04PM
بحث تاریخ مصرف گذشته !!!!

بحمد الله مردمان غیور غرب در پی رنسانس و انقلاب کبیر فرانسه , چنان لگدی به ماتحت کلیسا کوبیدند که صدای ونگ ونگ و آه و ناله اش هم اکنون از پشت دیوارهای واتیکان شنیده میشود!

مسیحیت کجا بود بابا ....