PDA

نمايش نسخه نهائي : مي گويند دين... خدا كجاست ؟


eesa
Tuesday 18 February 2003, 11:47AM
بنام عشق

در اديان حرف از دوستي برادري گفته ميشود اما هيچ كسي حاضر به پذيرفتن واقعيت نيست !!! سالهاست ميخوانم و صحبت ميكنم و با كمك خدايم توانستم به واقعيت برسم ..... دين بهانه است ... مسيح در انجيل گفت شما زماني به ملكوت خداوند ميرسيد كه از پيشوايان مذهبي خود و از من بالاتر رويد !
پس عيسي براي دين چهار چوبي معرفي نميكند !!!
در قرآن آمده مراقب باشيد كه خداي خود را بپرستيد نه امامان و پيامبران خود را .... و در جايي ديگر گفته محمد خاتم الانبيا و خاتم النبيين
ميباشد پس ...........
واگذار ميكنم به شما دوستان .... بدانيم خداوند از كتاب خود محافطت ميكند پس نه انجيل نه قرآن ميتواند تحريف شده باشد ....

صبح
Tuesday 18 February 2003, 02:14PM
بنام مهربانترین

کدام یک از انجیلها انجیل اصلی است ؟ کدام را قبول کنیم ؟
در دین اسلام کسی پیشوایان را نميپرستد .... همانطور كه در يك اداره كسي مدير را نمي پرستد ... بلكه مدير با آگاهي خود كارها را مي چيند ... در يك كشور كه قانونمند كسي قانون را نمي پرستد .... بلكه طبق قوانين عمل مي شود .

eesa
Tuesday 18 February 2003, 02:32PM
[i]بنام مهربانترین

کدام یک از انجیلها انجیل اصلی است ؟ کدام را قبول کنیم ؟
در دین اسلام کسی پیشوایان را نميپرستد .... همانطور كه در يك اداره كسي مدير را نمي پرستد ... بلكه مدير با آگاهي خود كارها را مي چيند ... در يك كشور كه قانونمند كسي قانون را نمي پرستد .... بلكه طبق قوانين عمل مي شود .

بنام مطلق
چرا فكر ميكنيد خداوند فقط بايد از قرآن خود حفاظت كند ؟ انجيل را 4 بخش ميسازند در صورتيكه قرآن را چند بخش ؟ قرآن وانجيل كلام خداهستند خود خدا ميداند كه چگونه بنويسد و چگونه از آنان محافظت كند ....
من سوالي از شما ميپرسم ؟ چند نفر در ايران سراغ داريد كه به جاي اينكه براي نجات بيمارشان يا كار يا هر چيزي .... از خدا كمك بخواهند
به امامان متوسل ميشوند ؟ چند نفر از ايرانيان مي گويند خدا يا كمكون كن ؟ چند نفر به زبان همين را ميگويند ؟
غير از اينه كه ميگن يا مهدي ...يا حسين ..يا ابولفضل ووووووو
به من بگوييد اينان خدا ميپرستند يا ائمه ؟
خواهش من از شما اينه كه تنها راه فرار خود را نگوييد ..يعني اينان شفاعت ما را به خدا ميكنند چون ميدانيم كه من و شما هم ميتوانيم روزي خدا شويم حتي بالاتر از عيسي كه تنها كسي بود كه انسان شد.
يادمون باشه خدا از چيزي كه محتاجش هستيم خبر داره فقط كافيه راه عبادت را بدونيم تا انجامش بده ....

صبح
Tuesday 18 February 2003, 07:26PM
مسئله شفاعت و توسل
كتاب: اعتقاد ما صفحه 35
نويسنده: آية الله مكارم شيرازى
پيامبران الهى-و از همه برتر پيامبر اسلام (ص) -داراى مقام شفاعتند و براى گروه خاصى از گنهكاران نزد خداوند شفاعت مى‏كنند، ولى آن هم به اذن و اجازه پروردگار است: «ما من شفيع الا من بعد اذنه، هيچ شفاعت كننده‏اى نيست مگر بعد از اذن و اجازه پروردگار» . (1)

«من ذا الذى يشفع عنده الا باذنه، كيست كه در نزد او شفاعت كند جز به فرمان او» (2) و اگر در بعضى از آيات قرآن اشاره به نفى شفاعت‏بطور مطلق شده و مى‏فرمايد: «من قبل ان ياتى يوم لا بيع فيه و لا خلة و لا شفاعة، انفاق كنيد پيش از آن كه روزى فرا رسد كه در آن روز نه بيع وجود دارد (تا كسى بتواند سعادت و نجات را براى خود خريدارى كند) و نه دوستى (و رفاقتهاى معمولى سودى دارد) و نه شفاعت‏» (3) منظور شفاعت استقلالى و بدون اذن خداست، يا درباره كسانى است كه قابليت‏شفاعت ندارند، زيرا بارها گفته شد كه آيات قرآن يكديگر را تفسير مى‏كنند.

ما معتقديم:مساله شفاعت، وسيله مهمى است‏براى تربيت افراد، و باز گرداندن گنهكاران به راه راست و تشويق به پاكى و تقوا و احياى اميد در دل آنان، چرا كه مساله شفاعت، بى حساب و كتاب نيست، تنها در مورد كسانى است كه شايستگى آن را داشته باشند، يعنى آلودگى آنها در حدى نباشد كه رابطه خود را با شفيعان بكلى قطع كرده باشند، بنابراين مساله شفاعت‏به گنهكاران هشدار مى‏دهد، تمام پلها را پشت‏سر خود خراب نكنند و راهى براى بازگشت‏براى خود بگذارند و لياقت‏شفاعت را از دست ندهند.

مساله توسل
مساله «توسل‏» نيز شبيه مساله «شفاعت‏» است، اين مساله به صاحبان مشكلات معنوى و مادى اجازه مى‏دهد كه دست‏به دامان اولياء الله بزنند تا به اذن الله حل مشكلاتشان را از خدا بخواهند، يعنى از يكسو خود به درگاه خدا روى مى‏آورند و از سوى ديگر اولياء الله را وسيله قرار مى‏دهند: «و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جائوك فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما، اگر آنها هنگامى كه به خود ستم مى‏كردند (و مرتكب معصيت مى‏شدند) به نزد تو مى‏آمدند و از خدا طلب آمرزش مى‏كردند، و رسول خدا (ص) نيز براى آنها طلب آمرزش مى‏نمود خدا را توبه پذير و مهربان مى‏يافتند» . (4)

و نيز در داستان برادران يوسف (ع) مى‏خوانيم: «آنها به پدرشان متوسل شدند و گفتند: «يا ابانا استغفر لنا انا كنا خاطئين، اى پدر!براى ما، از خدا آمرزش بخواه، چرا كه ما خطا كار بوديم!» پدر پير (يعقوب پيامبر) اين پيشنهاد را از آنها پذيرفت و به آنان وعده مساعد داد و گفت: «سوف استغفر لكم ربى، به زودى براى شما از پيشگاه پروردگارم طلب آمرزش مى‏كنم‏» . (5) اينها گواه بر اين است كه «توسل‏» در امتهاى پيشين بوده و هست.

ولى نبايد از اين حد منطقى فراتر رفت، و اولياء الله را مستقل در تاثير و بى نياز از اذن خدا دانست كه سبب «شرك و كفر» خواهد شد.

و نيز نبايد توسل به صورت عبادت اولياء الله در آيد كه آن هم «شرك و كفر» است، زيرا آنها در ذات خود و بدون اذن پروردگار مالك سود و زيانى نيستند: «قل لا املك لنفسى نفعا و لا ضرا الا ما شاء الله، بگو:من (حتى) براى خودم مالك سود و زيانى نيستم مگر آنچه خدا بخواهد» (6) و غالبا در ميان گروهى از عوام از همه فرق اسلامى هميشه افراط و تفريطهايى در مساله توسل ديده مى‏شود كه بايد آنها را ارشاد و هدايت كرد.

پى‏نوشتها:

1- سوره يونس، آيه 3.

2- سوره بقره، آيه 255.

3- سوره بقره، آيه 254.

4- سوره نساء، آيه 64.

5- سوره يوسف، آيه 97 و 98.

6- سوره اعراف، آيه 188.

صبح
Tuesday 18 February 2003, 07:28PM
توحيد و توسلات
از آنچه گفتيم نكته‏اى عالى و مهم در توحيد عبادتى به دست مى‏آيد آن نكته اين است كه در توسل و استشفاع به اولياء خدا اول بايد تحقيق كرد كه به كسى و از كسى باشد كه خداوند او را وسيله قرار داده است قرآن كريم مى‏فرمايد:

يا ايها الذين امنوا اتقوا الله و ابتغوا اليه الوسيله (1)

بطور كلى توسل به وسائل و تسبب به اسباب با توجه به اينكه خداست كه سبب را آفريده است و خداست كه سبب را قرار داده است و خداست كه از ما خواسته است از اين وسائل و اسباب استفاده كنيم به هيچ وجه شرك نيست‏بلكه عين توحيد است در اين جهت هيچ فرقى ميان اسباب مادى و اسباب روحى ميان اسباب ظاهرى و اسباب معنوى ميان اسباب دنيوى و اسباب اخروى نيست منتهاى امر اسباب مادى را از روى تجربه و آزمايش علمى مى‏توان شناخت و فهميد كه چه چيز سبب است؟ و اسباب معنوى را از طريق دين يعنى از طريق وحى و از طريق كتاب و سنت‏بايد كشف كرد.

ثانيا هنگامى كه انسان متوسل مى‏شود يا استشفاع مى‏كند بايد توجهش به خدا و از خدا به وسيله و شفيع باشد زيرا چنانكه گفتيم شفاعت واقعى آن است كه مشفوع عنده شفيع برانگيخته است‏براى شفاعت و چون خدا خواسته و رضايت داده است‏شفيع شفاعت مى‏كند بر خلاف شفاعت‏باطل كه توجه اصلى به شفيع است‏براى اينكه اثر بر روى مشفوع عنده بگذارد لهذا مجرم در اين وقت همه توجهش به شفيع است كه برود با قدرت و نفوذى كه در مشفوع عنده دارد او را راضى گرداند پس اگر توجه اصيل به شفيع باشد و از ناحيه توجه به خدا پيدانشده باشد شرك در عبادت خواهد بود.

فعل خدا داراى نظام است اگر كسى بخواهد اعتناء به نظام آفرينش نداشته باشد گمراه است‏به همين جهت است كه خداى متعال گناهكاران را ارشاد فرموده است كه در خانه رسول اكرم صلى الله عليه و آله بروند و علاوه بر اين كه خود طلب مغفرت مى‏كنند از آن بزرگوار بخواهند براى ايشان طلب مغفرت كند.

قرآن كريم مى‏فرمايد: ولو انهم اذ ظلموا انفسهم جاءوك فاستغفروا الله لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما. (2)

«واگر ايشان هنگامى‏كه (با ارتكاب گناه) به خود ستم كردند نزد تو مى‏آمدند و از خدا آمرزش مى‏خواستند و پيامبر هم برايشان طلب مغفرت مى‏كرد خدا توبه پذير مهربان مى‏يافتند.»

آرى، به عمل صالح و تقواى فقط نمى‏توان تكيه كرد همانطوريكه رسول اكر صلى الله عليه و آله‏در آخرين روزهاى زندگى پاكشان فرمودند:«نجات دهنده ديگرى نيست جز عمل و ديگر رحمت‏خدا».

پى‏نوشتها:

1- مائده / 35

2- نساء / 64

مجموعه آثار جلد اول صفحه 263-استاد شهيد مرتضى مطهرى

صبح
Tuesday 18 February 2003, 07:39PM
انجيل را 4 بخش ميسازند در صورتيكه قرآن را چند بخش ؟ قرآن وانجيل كلام خداهستند خود خدا ميداند كه چگونه بنويسد و چگونه از آنان محافظت كند ....

قطعا خدا خوب مي داند ... و نويد پيامبري جديد را هم خوب مي دهد :) كه از او (احمد) كه بعدها خواهد آمد اطاعت كنيد ...

مگر بخش بودن قرآن ربطي هم به تحريف دارد ... قرآن براي سريع و راحت پيدا شدن آيات فهرست بندي هم ميشود ! :)

از چندين نوع انجيل فقط 4 نوع انجيل نزديك به هم داريم كه باز آنها با هم متفاوتند !

eesa
Wednesday 19 February 2003, 11:16AM
نوشته شده بوسيله صبح
مسئله شفاعت و توسل
كتاب: اعتقاد ما صفحه 35
نويسنده: آية الله مكارم شيرازى
((پيامبران الهى-و از همه برتر پيامبر اسلام (ص) -داراى مقام شفاعتند و براى گروه خاصى از گنهكاران نزد خداوند شفاعت مى‏كنند، ولى آن هم به اذن و اجازه پروردگار است: «ما من شفيع الا من بعد اذنه، هيچ شفاعت كننده‏اى نيست مگر بعد از اذن و اجازه پروردگار

--->بنام پيام دهنده
اول بگم براي من فقط حرف از پيامبران يا خداي من بزنيد نه كسي كه به صلاحيتش شك دارم .... اگر اين حرف از قرآن گقته شده پس قرآن اشكالاتي داره چون در جايي ديگر ميكه محمد خاتم النبيين و خاتم الانبياست ..... فكر نميكنم خدا دليلي براي تغيير دادن حرف خودش داشته باشه چون اون موقع نميتونه خدا باشه ...اگر اين صحبت هم از شيرازي گفته شده كه ديگه جاي بحث نداره ....

[/B][/QUOTE]ما معتقديم:مساله شفاعت، وسيله مهمى است‏براى تربيت افراد، و باز گرداندن گنهكاران به راه راست و تشويق به پاكى و تقوا و احياى اميد در دل آنان، چرا كه مساله شفاعت، بى حساب و كتاب نيست، تنها در مورد كسانى است كه شايستگى آن را داشته باشند، يعنى آلودگى آنها در حدى نباشد كه رابطه خود را با شفيعان بكلى قطع كرده باشند، بنابراين مساله شفاعت‏به گنهكاران هشدار مى‏دهد، تمام پلها را پشت‏سر خود خراب نكنند و راهى براى بازگشت‏براى خود بگذارند و لياقت‏شفاعت را از دست ندهند. [/B][/QUOTE]

----->با نظر شما كاملا موافقم ....... اما اضافه كنم كه خداوند رحيم است و هيچ زماني پلي پشت سري خراب نميشود چون راهي براي برگشت هميشه وجود داره

[/B][/QUOTE]مساله توسل
مساله «توسل‏» نيز شبيه مساله «شفاعت‏» است، اين مساله به صاحبان مشكلات معنوى و مادى اجازه مى‏دهد كه دست‏به دامان اولياء الله بزنند تا به اذن الله حل مشكلاتشان را از خدا بخواهند، يعنى از يكسو خود به درگاه خدا روى مى‏آورند و از سوى ديگر اولياء الله را وسيله قرار مى‏دهند: «و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جائوك فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما، اگر آنها هنگامى كه به خود ستم مى‏كردند (و مرتكب معصيت مى‏شدند) به نزد تو مى‏آمدند و از خدا طلب آمرزش مى‏كردند، و رسول خدا (ص) نيز براى آنها طلب آمرزش مى‏نمود خدا را توبه پذير و مهربان مى‏يافتند» . (4)
و نيز در داستان برادران يوسف (ع) مى‏خوانيم: «آنها به پدرشان متوسل شدند و گفتند: «يا ابانا استغفر لنا انا كنا خاطئين، اى پدر!براى ما، از خدا آمرزش بخواه، چرا كه ما خطا كار بوديم!» پدر پير (يعقوب پيامبر) اين پيشنهاد را از آنها پذيرفت و به آنان وعده مساعد داد و گفت: «سوف استغفر لكم ربى، به زودى براى شما از پيشگاه پروردگارم طلب آمرزش مى‏كنم‏» . (5) اينها گواه بر اين است كه «توسل‏» در امتهاى پيشين بوده و هست.
ولى نبايد از اين حد منطقى فراتر رفت، و اولياء الله را مستقل در تاثير و بى نياز از اذن خدا دانست كه سبب «شرك و كفر» خواهد شد.
و نيز نبايد توسل به صورت عبادت اولياء الله در آيد كه آن هم «شرك و كفر» است، زيرا آنها در ذات خود و بدون اذن پروردگار مالك سود و زيانى نيستند: «قل لا املك لنفسى نفعا و لا ضرا الا ما شاء الله، بگو:من (حتى) براى خودم مالك سود و زيانى نيستم مگر آنچه خدا بخواهد» (6) و غالبا در ميان گروهى از عوام از همه فرق اسلامى هميشه افراط و تفريطهايى در مساله توسل ديده مى‏شود كه بايد آنها را ارشاد و هدايت كرد. [/B][/QUOTE]


---->در زمان يوسف هنوز قرآن براي درك حقيقت ارسال نشده بود و مردم در ناداني زمان خود به سر ميبردند ....و جواب سوال خودتون رو هم كه داديد كه صحبت من هم دقيقا همين چيزي بود كه شما ميكيد اما نميدونم ديگه چه چيزي رو ميخواستين اثبات كنين !!!!

eesa
Wednesday 19 February 2003, 11:21AM
نوشته شده بوسيله صبح


قطعا خدا خوب مي داند ... و نويد پيامبري جديد را هم خوب مي دهد :) كه از او (احمد) كه بعدها خواهد آمد اطاعت كنيد ...

متوجه نشدم !!!!

مگر بخش بودن قرآن ربطي هم به تحريف دارد ... قرآن براي سريع و راحت پيدا شدن آيات فهرست بندي هم ميشود ! :)
از چندين نوع انجيل فقط 4 نوع انجيل نزديك به هم داريم كه باز آنها با هم متفاوتند !

بنام خدا
واقعا براي اين ديدگاه بايد گريست !!!
بخش شدن قرآن رو عيب نميدونيد اما انجيل رو ........
خب هر بخشي از قرآن هم با بخش ديگرش متفاوته اين چه حرفي ميزنيد ..دليل بيارين از تحريف انجيل ...يابد دليل بيارين وگرنه به انسان بيهوده اي مثل شما ديگه پسخ نميدم چون در اسلام شما هم گفته شده تهمت زدن گناه كمي نيست ... سريع دليلهاي خودتون رو بگيد ...

eesa
Wednesday 19 February 2003, 11:44AM
نوشته شده بوسيله صبح
توحيد و توسلات
از آنچه گفتيم نكته‏اى عالى و مهم در توحيد عبادتى به دست مى‏آيد آن نكته اين است كه در توسل و استشفاع به اولياء خدا اول بايد تحقيق كرد كه به كسى و از كسى باشد كه خداوند او را وسيله قرار داده است قرآن كريم مى‏فرمايد:
يا ايها الذين امنوا اتقوا الله و ابتغوا اليه الوسيله (1)
بطور كلى توسل به وسائل و تسبب به اسباب با توجه به اينكه خداست كه سبب را آفريده است و خداست كه سبب را قرار داده است و خداست كه از ما خواسته است از اين وسائل و اسباب استفاده كنيم به هيچ وجه شرك نيست‏بلكه عين توحيد است در اين جهت هيچ فرقى ميان اسباب مادى و اسباب روحى ميان اسباب ظاهرى و اسباب معنوى ميان اسباب دنيوى و اسباب اخروى نيست منتهاى امر اسباب مادى را از روى تجربه و آزمايش علمى مى‏توان شناخت و فهميد كه چه چيز سبب است؟ و اسباب معنوى را از طريق دين يعنى از طريق وحى و از طريق كتاب و سنت‏بايد كشف كرد.
ثانيا هنگامى كه انسان متوسل مى‏شود يا استشفاع مى‏كند بايد توجهش به خدا و از خدا به وسيله و شفيع باشد زيرا چنانكه گفتيم شفاعت واقعى آن است كه مشفوع عنده شفيع برانگيخته است‏براى شفاعت و چون خدا خواسته و رضايت داده است‏شفيع شفاعت مى‏كند بر خلاف شفاعت‏باطل كه توجه اصلى به شفيع است‏براى اينكه اثر بر روى مشفوع عنده بگذارد لهذا مجرم در اين وقت همه توجهش به شفيع است كه برود با قدرت و نفوذى كه در مشفوع عنده دارد او را راضى گرداند پس اگر توجه اصيل به شفيع باشد و از ناحيه توجه به خدا پيدانشده باشد شرك در عبادت خواهد بود.
فعل خدا داراى نظام است اگر كسى بخواهد اعتناء به نظام آفرينش نداشته باشد گمراه است‏به همين جهت است كه خداى متعال گناهكاران را ارشاد فرموده است كه در خانه رسول اكرم صلى الله عليه و آله بروند و علاوه بر اين كه خود طلب مغفرت مى‏كنند از آن بزرگوار بخواهند براى ايشان طلب مغفرت كند.
قرآن كريم مى‏فرمايد: ولو انهم اذ ظلموا انفسهم جاءوك فاستغفروا الله لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما. (2)
«واگر ايشان هنگامى‏كه (با ارتكاب گناه) به خود ستم كردند نزد تو مى‏آمدند و از خدا آمرزش مى‏خواستند و پيامبر هم برايشان طلب مغفرت مى‏كرد خدا توبه پذير مهربان مى‏يافتند.»
آرى، به عمل صالح و تقواى فقط نمى‏توان تكيه كرد همانطوريكه رسول اكر صلى الله عليه و آله‏در آخرين روزهاى زندگى پاكشان فرمودند:«نجات دهنده ديگرى نيست جز عمل و ديگر رحمت‏خدا».


بنام آفريننده
كتابت متي ايه 5
(( خوشا بحال آنان كه نياز خود را به خدا احساس ميكنند زيرا ملكوت اسمان از آن ايشان است .....))
آيه 20 (( اين را نيز بگويم كه تا شما از علما وپيشوايان دين يهود بهتر نشويد محال است بتوانيد وارد ملكوت خداوند شويد...))
سوره 6 ايه 6 (( .............اما تو هرگاه دعا ميكني در تنهايي و در خلوت دل پدر آسماني را عبادت نما و او كه كارهاي نهان تو را ميبيند و به تو پاداش ميدهد .7 و8 وقتي دعا ميكنيد مانند كساني كه خداي حقيقي را نميشناسند وردهاي بي معني تكرار نكنيد ..ايشان گمان ميكند كه با تكرار زياد دعايشان مستجاب ميشود .اما شما اين را بياد داشته باشيد كه پدرتان قبل از اينكه از او چيزي بخواهيد كاملا از نيازهاي شما آگاه است ))
سوره 8 ايه 7 (( بخواهيد تا به شما داده شود .بجوييد تا بيابيد در بزنيد تا به روي شما باز شود . هر كسي چيزي بخواهد بدست خواهد آورد و هركه بجويد خواهد يافت .....اگر كودكي از پدرش نان بخواهد پدرش به او سگ ميدهد ؟ اگر از او ماهي بخواهد به او مار ميدهد ؟ پس شما اينقدر سنگدل و گناه كار هستيد كه به فرزندان خود چيزهاي خوب ميدهيد اما نميتوانيد بفهميد كه پدر آسمانيتان به شما چه بركاتي خواهد بخشيد ؟
پس آنچه مي خواهيد ديگران براي شما بكنند شما همان را برا آنها بكنيد اين است خلاصه تورات و كتب انبيا ))

در انجيل داريم كه بارها مسيح از يارانش خواست بعد از او از بخواهند از عيسي كه شفاعت انها را به درگاه خداوند بكند اما نه به روش شيعيان
اگر خواستي اونا رو هم بگم ...فكر ميكنم اگر قدرت فهم داشته باشين كاملا متوجه حرفهاي من شدين !

Scorpion
Saturday 21 June 2003, 11:57PM
با سلام
جناب عیسی
در تفاوت میان پرستش و محبت قبلا ذکر و بحث شد.
والسلام

محمود
Saturday 12 July 2003, 02:00PM
بنام حق
دوست دارم به چيزهايي كه به آنها رسيده ام را برايتان شرح دهم
مي دونيم كه دنيا نياز به يك آفريننده داره و اين آفريننده بايد بي نياز باشه زيرا اگر بي نياز نباشه پس يكي ديگه هست كه به اون كمك مي كنه كه اون يكي بي نيازه!
پس خدا بي نيازه و كسي كه بي نيازه , احده يعني تنها يكيه و دو(2) نداره پس نامحدوده وقتي كه نامحدود شد ديگه جا ومكان نداره يعني همه جاو همه چيز وهمه وقت هست ...
يعني "او با شماست هر كجا كه باشيد ".(سوره حديد)
توحيد اولين انبياست از اول شروع كنيم.
شاد باشيد.

eesa
Thursday 17 July 2003, 12:33PM
نوشته شده بوسيله محمود
بنام حق
دوست دارم به چيزهايي كه به آنها رسيده ام را برايتان شرح دهم
مي دونيم كه دنيا نياز به يك آفريننده داره و اين آفريننده بايد بي نياز باشه زيرا اگر بي نياز نباشه پس يكي ديگه هست كه به اون كمك مي كنه كه اون يكي بي نيازه!
پس خدا بي نيازه و كسي كه بي نيازه , احده يعني تنها يكيه و دو(2) نداره پس نامحدوده وقتي كه نامحدود شد ديگه جا ومكان نداره يعني همه جاو همه چيز وهمه وقت هست ...
يعني "او با شماست هر كجا كه باشيد ".(سوره حديد)
توحيد اولين انبياست از اول شروع كنيم.
شاد باشيد.

بنام مهربان
دوست عزيز ...... ميتونم دليل گفتن حرفهاي شما رو بدونم ؟!؟!؟
چون حرف شما كاملا درسته و من نميدونم در جواب چه حرفي گفته شده !!!!!!!!!!