نمايش نسخه نهائي : جواد الائمه
زيتون
Sunday 2 February 2003, 03:17AM
بنام مهربانترين
سلام
شهادت مظلومانه حضرت جواد الائمه(ع)رو به همه عاشقان و شيفتگان اهل بيت تسليت ميگم
از فرمايشات آن حضرت:
در ظاهر دوست خدا ودر باطن دشمن خدا مباش
حزب الله
Sunday 2 February 2003, 07:32AM
من هم سالروز شهادت مولا و امام نهم شيعيان حضرت جواد الائمه عليه السلام را به همه محبين اهل بيت عليهم السلام تسليت عرض ميكنم
montazer
Sunday 2 February 2003, 09:21AM
http://www.tebyan.net/Monasebat/Images/imamjavad2.jpg
صبح
Sunday 2 February 2003, 09:23AM
سلام
من هم به نوبه خودم سالروز وفات حضرت امام جواد علیه السلام رو به ساحت مقدس حصرت ولی عصر (عج) و همه آزادگان جهان تسلیت عرض می کنم .
http://www.shiasearch.net/images/jawad.jpg
http://www.shiasearch.net/images/jawad.jpg
montazer
Sunday 2 February 2003, 09:28AM
حضرت امام محمد تقی جوادالأئمه (ع )
امام نهم شيعيان حضرت جواد (ع ) در سال 195هجری در مدينه ولادت يافت .
نام نامي اش محمد معروف به جواد و تقی است .
القاب ديگری مانند : رضی و متقی نيز داشته ، ولی تقی از همه معروفتر
مي باشد .
مادر گرامي اش سبيکه يا خيزران است که اين دو نام در تاريخ زندگی آن
حضرت ثبت است .
امام محمد تقی (ع ) هنگام وفات پدر 8 ساله بود .
پس از شهادت جانگداز حضرت رضا عليه السلام در اواخر ماه صفر سال 203ه
مقام امامت به فرزند ارجمندش حضرت جوادالأئمه (ع ) انتقال يافت .
مأمون خليفه عباسی که همچون ساير خلفای بنی عباس از پيشرفت معنوی و
نفوذ باطنی امامان معصوم و گسترش فضايل آنها در بين مردم هراس داشت ، سعی
کرد ابن الرضا را تحت مراقبت خاص خويش قرار دهد .
" از اينجا بود که مأمون نخستين کاری که کرد ، دختر خويش ام الفضل را به ازدواج حضرت امام جواد (ع ) درآورد ، تا مراقبی دايمی و از درون خانه ، بر امام گمارده باشد . رنجهای دايمی که امام جواد (ع ) از ناحيه اين مأمور خانگی برده است ، در تاريخ معروف است " .
از روشهايی که مأمون در مورد حضرت رضا (ع ) به کار مي بست ، تشکيل
مجالس بحث و مناظره بود . مأمون و بعد معتصم عباسی مي خواستند از اين راه - به گمان باطل خود - امام (ع ) را در تنگنا قرار دهند . در مورد فرزندش حضرت جواد (ع ) نيز چنين روشی را به کار بستند . به خصوص که در آغاز امامت هنوز
سنی از عمر امام جواد (ع ) نگذشته بود . مأمون نمي دانست که مقام ولايت و امامت که موهبتی است الهی ، بستگی به کمی و زيادی سالهای عمر ندارد . باری ، حضرت جواد (ع ) با عمر کوتاه خود که همچون نوگل بهاران زودگذر بود ، و در دوره ای که فرقه های مختلف اسلامی و غير اسلامی در ميدان رشد و نمو يافته
بودند و دانشمندان بزرگی در اين دوران ، زندگی مي کردند و علوم و فنون ساير ملتها پيشرفت نموده و کتابهای زيادی به زبان عربی ترجمه و در دسترس قرار
گرفته بود ، با کمی سن وارد بحثهای علمی گرديد و با سرمايه خدايی امامت که از سرچشمه ولايت مطلقه و الهام ربانی مايه گرفته بود ، احکام اسلامی را مانند پدران
و اجداد بزرگوارش گسترش داد و به تعليم و ارشاد پرداخت و به مسائل بسياری پاسخ گفت . برای نمونه ، يکی از مناظره های ( = احتجاجات ) حضرت امام محمد تقی (ع ) را در زير نقل مي کنيم :
" عياشی در تفسير خود از ذرقان که همنشين و دوست احمد بن ابی دؤاد بود ،
نقل مي کند که ذرقان گفت : روزی دوستش ( ابن ابی دؤاد ) از دربار معتصم عباسی برگشت و بسيار گرفته و پريشان حال به نظر رسيد . گفتم : چه شده است که امروز
اين چنين ناراحتی ؟ گفت : در حضور خليفه و ابوجعفر فرزند علی بن موسی الرضا جريانی پيش آمد که مايه شرمساری و خواری ما گرديد . گفتم : چگونه ؟ گفت :
سارقی را به حضور خليفه آورده بودند که سرقتش آشکار و دزد اقرار به دزدی کرده بود . خليفه طريقه اجرای حد و قصاص را پرسيد . عده ای از فقها حاضر بودند ،
خليفه دستور داد بقيه فقيهان را نيز حاضر کردند ، و محمد بن علی الرضا را هم خواست .
خليفه از ما پرسيد :
حد اسلامی چگونه بايد جاری شود ؟
من گفتم : از مچ دست بايد قطع گردد .
خليفه گفت : به چه دليل ؟
گفتم : به دليل آنکه دست شامل انگشتان و کف دست تا مچ دست است ، و در قرآن کريم در آيه تيمم آمده است : فامسحوا بوجوهکم و ايديکم . بسياری از فقيهان حاضر در جلسه گفته مرا تصديق کردند .
يک دسته از علماء گفتند : بايد دست را از مرفق بريد .
خليفه پرسيد : به چه دليل ؟
گفتند : به دليل آيه وضو که در قرآن کريم آمده است : ... و ايديکم الی
المرافق . و اين آيه نشان مي دهد که دست دزد را بايد از مرفق بريد .
دسته ديگر گفتند : دست را از شانه بايد بريد چون دست شامل تمام اين اجزاء مي شود .
و چون بحث و اختلاف پيش آمد ، خليفه روی به حضرت ابوجعفر محمد بن علی
کرد و گفت :
يا اباجعفر ، شما در اين مسأله چه مي گوييد ؟
آن حضرت فرمود : علمای شما در اين باره سخن گفتند . من را از بيان مطلب معذور بدار .
خليفه گفت : به خدا سوگند که شما هم بايد نظر خود را بيان کنيد .
حضرت جواد فرمود : اکنون که من را سوگند مي دهی پاسخ آن را مي گويم . اين مطالبی که علمای اهل سنت درباره حد دزدی بيان کردند خطاست . حد صحيح اسلامی آن است که بايد انگشتان دست را غير از انگشت ابهام قطع کرد .
خليفه پرسيد : چرا ؟
امام (ع ) فرمود : زيرا رسول الله (ص ) فرموده است سجود بايد بر هفت
عضو از بدن انجام شود : پيشانی ، دو کف دست ، دو سر زانو ، دو انگشت ابهام پا ، و اگر دست را از شانه يا مرفق يا مچ قطع کنند برای سجده حق تعالی محلی
باقی نمي ماند ، و در قرآن کريم آمده است " و ان المساجد لله ... " سجده گاه ها از آن خداست ، پس کسی نبايد آنها را ببرد .
معتصم از اين حکم الهی و منطقی بسيار مسرور شد ، و آن را تصديق کرد و امر نمود انگشتان دزد را برابر حکم حضرت جواد (ع ) قطع کردند .
ذرقان مي گويد : ابن ابی دؤاد سخت پريشان شده بود ، که چرا نظر او در محضر خليفه رد شده است . سه روز پس از اين جريان نزد معتصم رفت و گفت :
يا اميرالمؤمنين ، آمده ام تو را نصيحتی کنم و اين نصحيت را به شکرانه محبتی که نسبت به ما داری مي گويم . معتصم گفت : بگو .
ابن ابی دؤاد گفت : وقتی مجلسی از فقها و علما تشکيل مي دهی تا يک مسأله يا مسائلی را در آنجا مطرح کنی ، همه بزرگان کشوری و لشکری حاضر هستند ، حتی خادمان و دربانان و پاسبانان شاهد آن مجلس و گفتگوهايی که در حضور تو مي شود هستند ، و چون مي بينند که رأی علمای بزرگ تو در برابر رأی محمد بن علی الجواد ارزشی ندارد ، کم کم مردم به آن حضرت توجه مي کنند و خلافت از خاندان تو به خانواده آل علی منتقل مي گردد ، و پايه های قدرت و شوکت تو متزلزل مي گردد . اين بدگويی و اندرز غرض آلود در وجود معتصم کار کرد و از آن روز در صدد برآمد اين مشعل نورانی و اين سرچشمه دانش و فضيلت را خاموش سازد .
اين روش را - قبل از معتصم - مأمون نيز در مورد حضرت جوادالأئمه (ع )
به کار مي برد ، چنانکه در آغاز امامت امام نهم ، مأمون دوباره دست به تشکيل مجالس مناظره زد و از جمله از يحيی بن اکثم که قاضی بزرگ دربار وی بود ، خواست تا از امام (ع ) پرسشهايی کند ، شايد بتواند از اين راه به موقعيت امام (ع ) ضربتی وارد کند . اما نشد ، و اما از همه اين مناظرات سربلند درآمد .
روزی از آنجا که " يحيی بن اکثم " به اشاره مأمون مي خواستپرسشهای خود را مطرح سازد مأمون نيز موافقت کرد ، و امام جواد (ع ) و همه بزرگان و دانشمندان را در مجلس حاضر کرد . مأمون نسبت به حضرت امام محمد تقی (ع ) احترام بسيار کرد و آنگاه از يحيی خواست آنچه مي خواهد بپرسد . يحيی که پيرمردی سالمند بود ، پس از اجازه مأمون و حضرت جواد (ع ) گفت : اجازه مي فرمايی مسأله ای از فقه بپرسم ؟ حضرت جواد فرمود :
آنچه دلت مي خواهد بپرس .
يحيی بن اکثم پرسيد : اگر کسی در حال احرام قتل صيد کرد چه بايد بکند ؟
حضرت جواد (ع ) فرمود : آيا قاتل صيد محل بوده يا محرم ؟ عالم بوده يا
جاهل ؟ به عمد صيد کرده يا خطا ؟ محرم آزاد بوده يا بنده ؟ صغير بوده يا کبير ؟
اول قتل او بوده يا صياد بوده و کارش صيد بوده ؟ آيا حيوانی را که کشته است صيد تمام بوده يا بچه صيد ؟ آيا در اين قتل پشيمان شده يا نه ؟ آيا اين عمل در شب بوده يا روز ؟ احرام محرم برای عمره بوده يا احرام حج ؟
يحيی دچار حيرت عجيبی شد . نمي دانست چگونه جواب گويد . سر به زير انداخت و عرق خجالت بر سر و رويش نشست . درباريان به يکديگر نگاه مي کردند .
مأمون نيز که سخت آشفته حال شده بود در ميان سکوتی که برمجلس حکمفرما بود ، روی به بنی عباس و اطرافيان کرد و گفت :
- ديديد و ابوجعفر محمد بن علی الرضا را شناختيد ؟
سپس بحث را تغيير داد تا از حيرت حاضران بکاهد . باری ، موقعيت امام جواد (ع ) پس از اين مناظرات بيشتر استوار شد .
امام جواد (ع ) در مدت 17سال دوران امامت به نشر و تعليم حقايق اسلام پرداخت ، و شاگردان و اصحاب برجسته ای داشت که : هر يک خود قله ای بودند از قله های فرهنگ و معارف اسلامی مانند : ابن ابی عمير بغدادی ، ابوجعفر محمد بن سنان زاهری ، احمد بن ابی نصر بزنطی کوفی ، ابوتمام حبيب اوس طائی - شاعر شيعی مشهور - ابوالحسن علی بن مهزيار اهوازی و فضل بن شاذان نيشابوری که در قرن سوم هجری مي زيسته اند . اينان نيز ( همچنانکه امام بزرگوارشان هميشه تحت نظر بود ) هر کدام به گونه ای مورد تعقيب و گرفتاری بودند . فضل بن شاذان را از نيشابور بيرون کردند . عبدالله بن طاهر چنين کرد و سپس کتب او را تفتيش کرد و چون مطالب آن کتابها را - درباره توحيد و ... - به او گفتند قانع نشد و گفت مي خواهم عقيده سياسی او را نيز بدانم .
ابوتمام شاعر نيز از اين امر بي بهره نبود ، اميرانی که خود اهل شعر و ادب بودند حاضر نبودند شعر او را - که بهترين شاعر آن روزگار بود ، چنانکه در تاريخ ادبيات عرب و اسلام معروف است - بشنوند و نسخه از آن داشته باشند . اگر کسی شعر او را برای آنان ، بدون اطلاع قبلی ، مي نوشت و آنان از شعر لذت مي بردند و آن را مي پسنديدند ، همين که آگاه مي شدند که از ابوتمام است يعنی شاعر شيعی معتقد به امام جواد (ع ) و مروج آن مرام ، دستور مي دادند که آن نوشته را پاره کنند . ابن ابی عمير - عالم ثقه مورد اعتماد بزرگ - نيز در زمان هارون و مأمون ، محنتهای بسيار ديد ، او را سالها زندانی کردند ، تازيانه ها زدند . کتابهای او را که مأخذ عمده علم دين بود ، گرفتند و باعث تلف شدن آن شدند و ... بدين سان دستگاه جبار عباسی با هواخواهان علم و فضيلت رفتار مي کرد و چه ظالمانه !
montazer
Sunday 2 February 2003, 09:38AM
http://www.alhikmeh.com/khdmat/atbats/kazem/w/l/0045.jpg
شهادت حضرت جواد (ع ) را به همه دوستداران حق و حقيقت تسليت مي گويم.
اين نوگل باغ ولايت و عصمت گرچه کوتاه عمر بود ولی رنگ و بويش مشام جانها را بهره مند ساخت . آثار فکری و رواياتی که از آن حضرت نقل شده و مسائلی را که آن امام پاسخ گفته و کلماتی که از آن حضرت بر جای مانده ، تا ابد زينت بخش صفحات تاريخ اسلام است . دوران عمر آن امام بزرگوار 25سال و دوره امامتش 17سال بوده است .
معتصم عباسی از حضرت جواد (ع ) دعوت کرد که از مدينه به بغداد بيايد .
امام جواد در ماه محرم سال 220هجری به بغداد وارد شد . معتصم که عموی ام الفضل زوجه حضرت جواد بود ، با جعفر پسر مأمون و ام الفضل بر قتل آن حضرت همداستان شدند .
علت اين امر - همچنان که اشاره کرديم - اين انديشه شوم بود که مبادا
خلافت از بنی عباس به علويان منتقل شود . از اين جهت ، درصدد تحريک ام الفضل برآمدند و به وی گفتند تو دختر و برادرزاده خليفه هستی ، و احترامت از هر جهت لازم است و شوهر تو محمد بن علی الجواد ، مادر علی هادی فرزند خود را بر تو رجحان مي نهد . اين دو تن آن قدر وسوسه کردند تا ام الفضل - چنان که روش زنان نازاست - تحت تأثير حسادت قرار گرفت و در باطن از شوهر بزرگوار جوانش آزرده خاطر شد و به تحريک و تلقين معتصم و جعفر برادرش ، تسليم گرديد . آنگاه اين دو فرد جنايتکار سمی کشنده در انگور وارد کردند و به خانه امام فرستاده تا سياه روی دو جهان ، ام الفضل ، آنها را به شوهرش بخوراند . ام الفضل طبق انگور را در برابر امام جواد (ع ) گذاشت ، و از انگورها تعريف و توصيف کرد و حضرت
جواد (ع ) را به خوردن انگور وادار و در اين امر اصرار کرد . امام جواد (ع )
مقداری از آن انگور را تناول فرمود . چيزی نگذشت آثار سم را در وجود خود احساس فرمود و درد و رنج شديدی بر آن حضرت عارض گشت . ام الفضل سيه کار با ديدن آن حالت دردناک در شوهر جوان ، پشيمان و گريان شد ، اما پشيمانی سودی نداشت .
حضرت جواد (ع ) فرمود : چرا گريه مي کنی ؟ اکنون که مرا کشتی گريه تو سودی ندارد . بدان که خداوند متعال در اين چند روزه دنيا تو را به دردی مبتلا کند و به روزگاری بيفتی که نتوانی از آن نجات بيابی .
در مورد مسموم کردن حضرت جواد (ع ) قولهای ديگری هم نقل شده است
montazer
Sunday 2 February 2003, 09:42AM
درود بر تو ای ولی خدا درود بر تو ای حجت خدا درود بر تو ای نور خدا در تاريکي های زمين درود بر تو ای فرزند رسول خدا درود بر تو و بر پدران تو درود بر تو و بر فرزندان تو درود بر تو و بر دوستان تو گواهم به اينکه تو به راستی به پا داشتی نماز را و اداء کردی زکوة را و امر به معروف نمودی و نهی از منکر نمودی و تلاوت کردی قرآن را آنچه سزاوار آن بود و جهاد کردی در راه خدا حق جهاد را و صبر کردی بر آزار مردم در زمينه او تا آخر عمرت آدم تو را زيارت کنان و شناسا به حق تو و دوستار دوستانت و دشمنم با دشمنانت شفيع من باش نزد پروردگارت رحم کن بر آنکه بد کرده و دست به جرم زده و بيچاره شده و اعتراف کرده اگر من بد بنده ای هستم پس تو چه پروردگار خوبی هستی بزرگ است گناه از بنده ات پس بايد خوب باشد گذشت از نزد تو ای کريم .
http://www.tebyan.net/html1/etrat/etr11/DATA/11.rm
montazer
Sunday 2 February 2003, 09:54AM
از همراهی و رفاقت با آدم شرور و بدجنس بپرهيز ، زيرا که او مانند شمشير برهنه است که ظاهرش نيکو و اثرش زشت است .
مسند الامام الجواد ، ص (243)
سه چيز است که بنده را به رضوان خدا مي رساند : 1 - زيادی استغفار ، 2 - نرمخويی ، 3 - صدقه بسيار دادن .
مسند الامام الجواد ، ص (247)
سه چيز است که هر کس آن را مراعات کند ، پشميان نگردد : 1 - اجتناب از عجله ، 2 - مشورت کردن ، 3 - و توکل بر خدا در هنگام تصميم گيري .
مسند الامام الجواد ، ص (247)
عالمان ، به سبب زيادی جاهلان ، غريب اند.
مسند الامام الجواد ، ص (247)
ملاقات و زيارت برادران سبب گسترش و باروری عقل است ، اگر چه کم و اندک باشد.
مسند الامام الجواد ، ص (242)
.کسی که فرمان هوای نفس خويش برد ، آرزوی دشمنش را برآورد.
(مسند الامام الجواد ، ص (243)
اعتماد به خداوند بهای هر چيز گرانبها و نردبان هر امر بلند مرتبه ای است .
مسند الامام الجواد ، ص (244)
montazer
Sunday 2 February 2003, 10:03AM
http://www.tebyan.net/monasebat/javad-albom/image/pic-big/imam-J-7.jpg
http://www.tebyan.net/monasebat/javad-albom/image/pic-big/imam-J-30.jpg
http://www.tebyan.net/monasebat/javad-albom/image/pic-big/imam-J-10.jpg
http://www.tebyan.net/monasebat/javad-albom/image/pic-big/imam-J-11.jpg
montazer
Sunday 2 February 2003, 10:13AM
http://www.tebyan.net/monasebat/ayyam/image/ayat-02.jpg
امام محمد بن علی الجواد عليه السلام ، در آخر ذيقعده سال 220 هجری در سن 25 سالگی توسط همسرش ، ام فضل مسموم شد و به شهادت رسيد.
امام جواد عليه السلام در سن 7 يا 8 سالگی پس از شهادت پدر ، به امامت رسيده و هفده سال ، امامت نمودند . مادر ايشان از اهالی نوبه در آفريقا و نامش سبيکه بود که امام رضا عليه السلام او را خيزران ناميد .
کنيه آن حضرت: ابوجعفر است ، که ايشان را در اصطلاح روايات ابوجعفر الثانی نامند .
القاب مبارک امام، تقی ، مرتضی، متقی ، زکی ، متوکل ، مختار ، منتجب ، عالم ، قانع ، نجيب می باشد که از همه مشهورتر لقب جواد است .
فعاليتهای امام
دوران امامت امام جواد تا امام عسکری عليهما السلام سرشار از فشارهای سياسی و کنترل شديد از سوی دستگاه حاکم بود . لذا شعاع فعاليت امام از طرف دربار خلافت، بسيار محدود بود اما با اين وصف اين بزرگوار هيچگاه از کوشش و تبليغ درراه اعتلای اسلام باز نايستاد .
در سيره تبليغی امام جواد عليه السلام ، موارد زير مهم و در خور تامل می نمايد:
الف - تبليغ از راه مناظره :
بارزترين نوع تبليغ امام ، مناظره است ، که از نخستين روزهای امامتشان آغاز شد . آن حضرت در دو جهت در عرصه مناظره های علمی گام نهاد .
نخست ، نياز شيعيان که با توجه به سن اندک آن حضرت در پی کشف جايگاه معنوی اش بودند و دوم، خواست مأمون و معتصم که انديشه خوار ساختن امام و اثبات الهی نبودن آگاهی های وی را در سرمی پروراندند .
مأمون و ديگر خلفا می کوشيدند با برپا ساختن مجالس ، مناظره ، امامان را رودرروی برخی از دانشمندان به نام زمان قرار دهند تا شايد از پاسخ پرسشی بازماند و جايگاه معنوی وی مورد ترديد واقع شود .
ب - تبليغ عملی عليه حکومت مامون :
مامون امام جواد عليه السلام را بسيار احترام می نهاد و دخترش ام الفضل را ، به رغم مخالفتهای گوناگون به عقد وی درآورد . اين برخوردها هرگز امام را به دستگاه خلافت خوش بين نساخت . ايشان ، خليفه را ستمگر می شمرد و انديشه مخالفت با او را در سر می پروراند . بنابراين ، در نخستين فرصت به بهانه حج به سمت مدينه رهسپار شد و در آن ديار اقامت گزيد .
ج - پديد آوردن حوزه علمی :
پرورش دانش پژوهان روشن بين نيز در شمار روشهای تبليغی امام نهم عليه السلام جای داشت . ايشان با وجود خفقان حاکم ، تعداد قابل توجهی شاگرد تربيت کرد که گروهی از آنان نيز از شاگردان امام هشتم شمرده می شدند . (1)
د - اعزام نماينده :
امام برای خنثی نمودن تبليغات شوم بنی عباس و ارائه اسلام راستين به مردم ، نمايندگانی به مناطق مختلف گسيل می کردند . اين نمايندگان ، کارگزاران امام شمرده می شدند و در مراکزی چون اهواز ، همدان ، سيستان ، بست ، ری ، بصره ، واسط ، بغداد ، کوفه و قم زمينه اتحاد شيعيان و پيوند آنها با معصوم را فراهم می آوردند . (2)
http://www.tebyan.net/monasebat/ayyam/image/ayat-01.jpg
علم همه جانبه امام
زرقان محدث می گويد : روزی ابن ابی داود را ديدم در حالی که به شدت افسرده و غمگين بود ، از مجلس معتصم باز می گشت . علت را جويا شدم ، گفت: امروز آرزو کردم کاش بيست سال پيش مرده بودم . پرسيدم : چرا؟ گفت: به خاطر آنچه از ابوجعفر جواد در مجلس معتصم بر سرم آمد . شخصی به سرقت اعتراف کرد و از معتصم خواست تا با اجرای کيفر الهی او را پاک سازد . خليفه همه فقها را گرد آورد . امام جواد را نيز دعوت کرد و از ما در مورد قطع دست دزد و حدود آن پرسيد . من گفتم : بايد از مچ دست قطع شود ، به دليل آيه تيمم که می فرمايد : (فامسحوا بوجوهکم و ايديکم )
گروهی از فقها در اين نظر با من موافق وعده ای ديگرمخالفت کردند و گفتند : بايدازآرنج قطع شود ، به دليل آيه وضو که می فرمايد ( فاغسلوا
و جوهکم و ايديکم الی المرافق )
آنگاه معتصم رو به امام جواد عليه السلام کرد و پرسيد : نظر شما در اين مسئله چيست ؟
امام فرمود : اينها در اشتباهند . فقط بايد انگشتان دزد قطع شود ، به دليل اين که پيامبر فرمود :
" سجده بر هفت عضو بدن تحقق می پذيرد : پيشانی ، دو کف دست ، دو سر زانو ، دو انگشت بزرگ پا " بنابراين ، اگر دست دزد از مچ يا آرنج قطع شود ، دستی برای او نمی ماند تا سجده کند . خداوند می فرمايد( و ان المساجد لله... ) يعنی اعضای هفتگانه سجده از آن خداست و آنچه برای خداست ، قطع نمی شود . معتصم نيز جواب امام را پذيرفت و دستور داد انگشتان دزد را قطع کردند . در اين لحظه من ( ابن ابی داود) از شدت ناراحتی ، آرزوی مرگ کردم.
شاگردان امام
با توجه به شرايط سخت اجتماعی و خفقان موجود در عصر امام جواد ، ايشان نتوانستند به صراحت و با گستردگی فراوان به تربيت شاگردان بپردازد. ايشان حدود صد نفر شاگرد داشته اند . (3) و جمعاً 250 حديث از آن حضرت نقل شده است . (4)
البته عمر کم امام که در سن 25 سالگی به شهادت رسيده اند نيز علتی بر اين مدعا می باشد . در عين حال ، بايد توجه داشت که در ميان همين تعداد محدود اصحاب و راويان آن حضرت ، چهره های درخشان و شخصيتهای برجسته ای مانند : علی بن مهزيار، احمد بن محمد بن ابی نصر بزنطی ، زکريا بن آدم ، محمد بن اسماعيل بن بزيع ، حسين بن سعيد اهوازی و احمد بن محمد بن خالد برقی حضرت عبدالعظيم حسنی را می توان نام برد که هر کدام در صحنه علمی و فقهی ، وزنه خاصی به شمار می رفتند و برخی دارای تأليفات متعدد بودند .
مرقد امام، کعبه دلها
شوق زيارت عتبات عاليات همواره دردلها بوده و دو گوهری که در " کاظمين" مدفون می باشند ، همواره دلهای مشتاق را ربوده اند.
آنچه در اين شهر ، کهربای جان زائراست ، مرقد دو حجت الهی ، دوامام بزرگوار ، امام موسی بن جعفر و امام جواد عليهما السلام می باشد .
سابقه تاريخی کاظمين ، نشان از تخريبهای مکرر دارد ، چه با سيل های متعدد و طغيان آب و چه با هجوم فتنه گران به اين شهر و قتل عام و غارت و تخريب . اما هر بار مرمت و آباد شده و مجددا محل سکونت مردم گشته است .
امروز کاظمين ، تربت مقدسی است که شميم دل انگيزش جان مشتاقان را حيات دوباره می بخشد .
منابع:
1. امام جواد من المهد الی اللحد، سيد محمد کاظم قزويني، ص 89.
2. سيره پيشوايان، ص 559.
3. رجال ، شيخ طوسي.
4. عطاردي، مسند الامام الجواد.
بنفش
Sunday 2 February 2003, 12:27PM
دقت كردين تمام سال مشغول عزاداري هستين؟ بعد مي گن چرا جوانان از دين زده مي شن! طرف 1300 سال پيش مرده و معلوم نيست چه خوبي در حق بشريت كرده بعد شماها مياين اين قدر خودتون رو به دروديوار مي زنين! دين غم و غصه...
بنفش
Sunday 2 February 2003, 12:34PM
نوشته شده بوسيله montazer
علت اين امر - همچنان که اشاره کرديم - اين انديشه شوم بود که مبادا
خلافت از بنی عباس به علويان منتقل شود . از اين جهت ، درصدد تحريک ام الفضل برآمدند و به وی گفتند تو دختر و برادرزاده خليفه هستی ، و احترامت از هر جهت لازم است و شوهر تو محمد بن علی الجواد ، مادر علی هادی فرزند خود را بر تو رجحان مي نهد . اين دو تن آن قدر وسوسه کردند تا ام الفضل - چنان که روش زنان نازاست - تحت تأثير حسادت قرار گرفت و در باطن از شوهر بزرگوار جوانش آزرده خاطر شد و به تحريک و تلقين معتصم و جعفر برادرش ، تسليم گرديد . آنگاه اين دو فرد جنايتکار سمی کشنده در انگور وارد کردند و به خانه امام فرستاده تا سياه روی دو جهان ، ام الفضل ، آنها را به شوهرش بخوراند . ام الفضل طبق انگور را در برابر امام جواد (ع ) گذاشت ، و از انگورها تعريف و توصيف کرد و حضرت
جواد (ع ) را به خوردن انگور وادار و در اين امر اصرار کرد . [/ALIGN] [/B]
واقعا شرم نمي كني همچين مزخرفاتي رو دنبال مي كني؟ روش زنان نازا؟ واقعا شرم آور هستش...
montazer
Sunday 2 February 2003, 02:01PM
دقت كردين تمام سال مشغول عزاداري هستين؟ بعد مي گن چرا جوانان از دين زده مي شن! طرف 1300 سال پيش مرده و معلوم نيست چه خوبي در حق بشريت كرده بعد شماها مياين اين قدر خودتون رو به دروديوار مي زنين! دين غم و غصه...
مرگ، روي ديگر سكه زندگي است؛ با سكه كج نميتوان صداي ابديت را شنيد.
فقط كساني مرگ را كثيف ميدانند كه زندگيشان چيزي در همين حدود باشد.
مرگ پوچ از زندگي پوچ ميراث ميبرد و مرگ بارآور از زندگي شكوفان. به تعبيري، مرگ تصاعد نهايي زندگي است
montazer
Sunday 2 February 2003, 02:13PM
نوشته شده بوسيله بنفش
واقعا شرم نمي كني همچين مزخرفاتي رو دنبال مي كني؟ روش زنان نازا؟ واقعا شرم آور هستش...
كركسها هر چند براي شنيدن حقايق كر هستند اما هرگز براي ديدن شكار خود مشكلي ندارند:D
صبح
Sunday 2 February 2003, 03:25PM
نوشته شده بوسيله بنفش
دقت كردين تمام سال مشغول عزاداري هستين؟ بعد مي گن چرا جوانان از دين زده مي شن! طرف 1300 سال پيش مرده و معلوم نيست چه خوبي در حق بشريت كرده بعد شماها مياين اين قدر خودتون رو به دروديوار مي زنين! دين غم و غصه...
عزامون اينه كه شما بعد از 1400 سال هنوز همينطوري تو جاهليت موندين ! شبيه همون ام الفضل !
ظاهرا شما دين رو حتي نفهميدي كه ازش زده بشي ! ما كه دينمون رو خيلي دوست داريم .
زيتون
Monday 3 February 2003, 11:41PM
از فرمایشات ان حضرت:
تاخير التـوبه اغترار و طول التسويف حيره, والاعتذار على الله هلكه والاصرار علـى الذنب امـن لمكـر الله (( فلا يـامـن مـكـر الله الا القـوم الخـاســرون)) (سوره اعراف آيه 99)(5)
به تاخير انداختن توبه نوعى خود فريبى است,و وعده دروغ دادن نوعى سرگردانى است و عذر تراشى در برابر خدا نابـودى است, و پا فشارى بر گناه آسودگى از مكر خـداست. (( از مكـر خـدا آسـوده نبـاشيـد جز مـردمـان زيـانكـــار.))
حضرت جـواد الائمه عليه السلام به خط خود نوشت: جان و دارايى ما از بخششهاى گواراى خداست و عاريه و سپرده اوست,هر آنچه را كه به ما ببخشد, مايه خوشى و شادى است و هر آنچه را بگيرد, اجر و ثوابـش باقى است. پـس هركه جزعش بر صبرش غالب شـود اجرش ضايع شده و از ايـن ( صفت) به خدا پناه مى بريم.
IRANIAN YOUTH CLUBS
vBulletin 5.5.3, Copyright ©2000-2008, Jelsoft Enterprises Ltd.