PDA

نمايش نسخه نهائي : خداوند ظالم يا عادل؟


شهاب
Sunday 29 December 2002, 02:06AM
آیا عدالت تعریفی است ماورا خداوند ؟

صبا
Friday 24 January 2003, 02:26AM
با سلام.
به نظر من عدالت یعنی اعطای حق به صاحب حق.
ما که صاحب هیچ حق نبوده ایم اکنون کدام حق را طلب می کنیم؟!!

yas9
Friday 24 January 2003, 06:49PM
اي والله به صبا:smile39:

Mohajer
Sunday 23 February 2003, 05:04PM
بسم الله الرحمن الرحیم
به نظر بنده کلمه عدالت سرمنشا خدایی دارد یعنی که خداوند خود منبع عدالت است و عدالت کلمه ای فراتر از خداوند نیست بلکه اوست که سرمنشا این صفت می باشد .
با تشکر

ایراندوست
Saturday 17 March 2007, 12:46AM
با این همه رنج و بیماری و زلزله و سیل و غیره مشخص است که اگر خدا یا خدایانی وجود داشته باشند مهربان نیستند!
در هر دقیقه یک کودک با رنج فراوان از بیماری می میرد.میلیونها نفر تالاسمی+میلیونها دیابتی+سرطانی+کور+ناشنوا+فلج+...

tirana
Saturday 17 March 2007, 01:37AM
با این همه رنج و بیماری و زلزله و سیل و غیره مشخص است که اگر خدا یا خدایانی وجود داشته باشند مهربان نیستند!
در هر دقیقه یک کودک با رنج فراوان از بیماری می میرد.میلیونها نفر تالاسمی+میلیونها دیابتی+سرطانی+کور+ناشنوا+فلج+...
انسانهایی که خدایی می کنند و دولت هایی مثل امریکا و انگلیس که ادعای ریاست دهکده جهانی را دارند واقعا نامهربان هستند

karl poper
Saturday 17 March 2007, 01:48AM
با این همه رنج و بیماری و زلزله و سیل و غیره مشخص است که اگر خدا یا خدایانی وجود داشته باشند مهربان نیستند!
در هر دقیقه یک کودک با رنج فراوان از بیماری می میرد.میلیونها نفر تالاسمی+میلیونها دیابتی+سرطانی+کور+ناشنوا+فلج+...
البته به نظر بنده وجود سیل و زلزله و...در عادل بودن یا نبودن خدا (اگر معتقد به وجودش باشیم) تاثیری نخواهند داشت زیرا اینگونه وقایع جز در افکار افسانه گونه گذشته-البته امروز هم وجود دارد-به خدا مربوط نیستند بلکه علل طبیعی موجد آنها هستند.

ایراندوست
Saturday 17 March 2007, 01:52AM
دو حالت دارد.یا خدایی هست یا نیست.اگر باشد پس تمام حوادث داخل کیهان زیر مسوولیت اوست.حتی شکستن بال یک پرنده...

karl poper
Saturday 17 March 2007, 02:01AM
دو حالت دارد.یا خدایی هست یا نیست.اگر باشد پس تمام حوادث داخل کیهان زیر مسوولیت اوست.حتی شکستن بال یک پرنده...
البته این نتیجه گیری با فرضیه شما درست است.اما بنده معتقد هستم که خدا(یا هرچیز با هر اسمی) غیب منیع لا یدرک است که وجودش قابل اثبات با فکر بشر نیست والبته کسی نمی تواند وجودش را با زور به کسی تحمیل کند.اما برای رهایی از سیر تسلسل در افکار نیاز به وجود علت العللی احساس می شود .آن خدایی که مدام در کارهای ما دخالت می کند به اعتقاد بنده وجود ندارد تنها چیزی که وجود دارد قانون طبیعت است که سالیان دراز آن را خدا نامیدند.

hojjat
Saturday 17 March 2007, 06:52AM
بسمه تعالی

خلقت جهان و قوانین وضع شده و کیفرهای دنیایی و آخرتی که از طرف خداوند انجام گرفته است بر اساس عدل استوار است.... ریشه ی ظلم، جهالت، عحز یا عبث کاری است و تمام این صفات از ذات مقدس حق تعالی دور است!

اینک سوال: گفته شد که خدا ظالم نیست و عادل است پس چطور این همه ظلم ، رنج و شر در عالم وجود دارد؟

پاسخ:

مقدمه ی ضروری

در عقیده ی اسلامی خدا علة العلل نیست، بلکه فاعل مختار است. یفعل مایشاء! و خواستن، هم فعلی از افعال خداست.... دقت کنید خواست ِ خدا بر این است که بنده ای مختار باشد و به عبدی اعطاء اختیار کند!
و وقتی حریت و آزادی به فعل من ِ بنده، تعلق گرفت؛ طبیعت ِ این فعل از غیر منقطع است! و فاعل آن خود من هستم، نه خدا(فعل خدا، ایجاد فاعل مختار بوده است)

به مقتضای حریت انسان اگر انگشت اتهامی در کار باشد که متوجه شرور است قطعا به سوی خود او برمی گردد! هر آنچه شر در عالم دیده شود، منبعث از بنده ی مختار و افعال اختیاری اوست، این شر می تواند:

اثر معاصی فرد باشد( در مصیبتهای فردی) یا اصرار و تکرار معاصی و شیوع فسق و فجور در جمعیتی ( بلا و عذاب های عمومی) که در اینصورت عین عدل خداست.
1/در اثر دست کاری های انسان در طبیعت و رعایت نکردن قوانین طبیعی و خلقت که در اثر برهم زدن این نظم گرفتاریها و تبعاتش دامن خود او را می گیرد... 2/یا بی توجهی در رعایت مواردی که از جان او حفاظت می کند!
چنانچه اِعمال این بی نظمی یا بی توجهی با آگاهی باشد، فاعل آن خطاکار ومقصر و اگر هم ناآگاه باشد یا عمل دیگرانی او را دامنگیر کرده باشد، این دچار شدن، ابتلاء و آزمایش محسوب می شود که سراسر خیر است!

نکته ی دیگری که بایستی به آن اشاره کرد این است که شروری که در عالم تکوین دیده می شود و تصور شر در مورد آنها می شود در واقع شر نیستند بلکه خیرند و هر یک حکمت عالیه ای دارند... یک مثال ساده: بلاهایی که به انبیاء و اولیاء رسیده(که قطعا معصیتی هم نکرده اند...)

والسلام

ایراندوست
Saturday 17 March 2007, 11:16AM
خدا انسان را مختار نگذاشته است.مثلا انسانهای بسیایر از ابتدای تولد تا مرگ بیماری سخت دارند و در رنجند بدون اختیار رهایی.

sareban
Saturday 17 March 2007, 11:33AM
خدا انسان را مختار نگذاشته است.مثلا انسانهای بسیایر از ابتدای تولد تا مرگ بیماری سخت دارند و در رنجند بدون اختیار رهایی.
اختیار یعنی توانائی فعل و ترک وهر کس که شعور و عقل دارد اختیار هم دارد حتی کسی که تمام اعضای بدنش قطع عضو شده .
چون حتی چنین کسی هم میتواند خوب یا بد باشد!

SAFA
Saturday 17 March 2007, 12:05PM
خدا انسان را مختار نگذاشته است.مثلا انسانهای بسیایر از ابتدای تولد تا مرگ بیماری سخت دارند و در رنجند بدون اختیار رهایی.

این نوع جبر انگاری های مختص کم تجربه هایی است که تلخ و شیرین دنیا را نگذرانده باشند و یا متاثر از شور و هیجانات خامی و تعصبات فکری نمی خواهند ببینید که انسانها فرای محدودیت ها و تفاوت های ظاهری از گذر استفاده از فرصت ها رشد می کنند و یا در جا می زنند

ایراندوست
Saturday 17 March 2007, 12:10PM
من خودم اگر جای خدا بودم حتی شکستن بال یک پرنده را تحمل نمی کردم.اما مثلا همین جرج بوش 6 سال است دارد جنایت می کند اما چاق تر هم شده!!

SAFA
Saturday 17 March 2007, 12:23PM
مردي براي اصلاح به آرايشگاه رفت، در بين كار گفتگوي جالبي بين آنها در مورد خدا صورت گرفت آرايشگر گفت: من باور نميكنم خدا وجود داشته باشد مشتري پرسيد چرا؟ آرايشگر گفت : كافيست به خيابان بروي و ببيني مگر ميشود با وجود خداي مهربان اينهمه مريضي و درد و رنج وجود داشته باشد؟

مشتري چيزي نگفت و از مغازه بيرون رفت، به محض اينكه از آرايشگاه بيرون آمد مردي را در خيابان ديد با موهاي ژوليده و كثيف با سرعت به آرايشگاه برگشت و به ارايشگر گفت: مي داني به نظر من آرايشگر ها وجود ندارند مرد با تعجب گفت :چرا اين حرف را ميزني؟ من اينجا هستم و همين الان موهاي تو را مرتب كردم مشتري با اعتراض گفت: پس چرا كساني مثل آن مرد بيرون از آريشگاه وجود دارند

مرد با تعجب گفت :چرا اين حرف را ميزني؟ من اينجا هستم و همين الان موهاي تو را مرتب كردم مشتري با اعتراض گفت: پس چرا كساني مثل آن مرد بيرون از آريشگاه وجود دارند "آرايشگر ها وجود دارند فقط مردم به ما مراجعه نميكنند " مشتري گفت دقيقا همين است خدا وجود دارد فقط مردم به او مراجعه نميكنند!! براي همين است كه اينهمه درد و رنج در دنيا وجود دارد

امیر
Saturday 17 March 2007, 12:42PM
بسمه تعالی

خدا انسان را مختار نگذاشته است.مثلا انسانهای بسیایر از ابتدای تولد تا مرگ بیماری سخت دارند و در رنجند بدون اختیار رهایی.

لا جبر و لا تفويض بل امر بين الامرين
نه جبر و نه تفويض بلكه امري بين اين دو

والسلام

sareban
Saturday 17 March 2007, 12:51PM
بسمه تعالی



لا جبر و لا تفويض بل امر بين الامرين
نه جبر و نه تفويض بلكه امري بين اين دو

والسلام
که این هم از کلمات شگرف مکتب اهل بیت علیهم السلام است که در کتب اهل سنت ومکاتب عمریسم یافت می نشود! :smile55:

صبح
Saturday 17 March 2007, 01:00PM
مردي براي اصلاح به آرايشگاه رفت، در بين كار گفتگوي جالبي بين آنها در مورد خدا صورت گرفت آرايشگر گفت: من باور نميكنم خدا وجود داشته باشد مشتري پرسيد چرا؟ آرايشگر گفت : كافيست به خيابان بروي و ببيني مگر ميشود با وجود خداي مهربان اينهمه مريضي و درد و رنج وجود داشته باشد؟

مشتري چيزي نگفت و از مغازه بيرون رفت، به محض اينكه از آرايشگاه بيرون آمد مردي را در خيابان ديد با موهاي ژوليده و كثيف با سرعت به آرايشگاه برگشت و به ارايشگر گفت: مي داني به نظر من آرايشگر ها وجود ندارند مرد با تعجب گفت :چرا اين حرف را ميزني؟ من اينجا هستم و همين الان موهاي تو را مرتب كردم مشتري با اعتراض گفت: پس چرا كساني مثل آن مرد بيرون از آريشگاه وجود دارند

مرد با تعجب گفت :چرا اين حرف را ميزني؟ من اينجا هستم و همين الان موهاي تو را مرتب كردم مشتري با اعتراض گفت: پس چرا كساني مثل آن مرد بيرون از آريشگاه وجود دارند "آرايشگر ها وجود دارند فقط مردم به ما مراجعه نميكنند " مشتري گفت دقيقا همين است خدا وجود دارد فقط مردم به او مراجعه نميكنند!! براي همين است كه اينهمه درد و رنج در دنيا وجود دارد

:smile28:

امیر
Saturday 17 March 2007, 01:47PM
بسمه تعالی

خدا انسان را مختار نگذاشته است.مثلا انسانهای بسیایر از ابتدای تولد تا مرگ بیماری سخت دارند و در رنجند بدون اختیار رهایی.

لا جبر و لا تفويض بل امر بين الامرين
نه جبر و نه تفويض بلكه امري بين اين دو

والسلام

karl poper
Saturday 17 March 2007, 01:52PM
مردي براي اصلاح به آرايشگاه رفت، در بين كار گفتگوي جالبي بين آنها در مورد خدا صورت گرفت آرايشگر گفت: من باور نميكنم خدا وجود داشته باشد مشتري پرسيد چرا؟ آرايشگر گفت : كافيست به خيابان بروي و ببيني مگر ميشود با وجود خداي مهربان اينهمه مريضي و درد و رنج وجود داشته باشد؟

مشتري چيزي نگفت و از مغازه بيرون رفت، به محض اينكه از آرايشگاه بيرون آمد مردي را در خيابان ديد با موهاي ژوليده و كثيف با سرعت به آرايشگاه برگشت و به ارايشگر گفت: مي داني به نظر من آرايشگر ها وجود ندارند مرد با تعجب گفت :چرا اين حرف را ميزني؟ من اينجا هستم و همين الان موهاي تو را مرتب كردم مشتري با اعتراض گفت: پس چرا كساني مثل آن مرد بيرون از آريشگاه وجود دارند

مرد با تعجب گفت :چرا اين حرف را ميزني؟ من اينجا هستم و همين الان موهاي تو را مرتب كردم مشتري با اعتراض گفت: پس چرا كساني مثل آن مرد بيرون از آريشگاه وجود دارند "آرايشگر ها وجود دارند فقط مردم به ما مراجعه نميكنند " مشتري گفت دقيقا همين است خدا وجود دارد فقط مردم به او مراجعه نميكنند!! براي همين است كه اينهمه درد و رنج در دنيا وجود دارد
مثال قشنگی بود.اما در مورد اینکه فردی از ابتدای عمر مریض است بنده نمی توانم این را به خدا نسبت دهم زیرا تولد این چنینی علتش دو انسان دیگر است .اما در مورد جبر و اختیار به نظر من انسان مختار است تا زمانی که در چهار چوب قوانین طبیعی قرار گیرد در حقیقت جبر همین چهارچوب است.

hojjat
Saturday 17 March 2007, 11:15PM
خدا انسان را مختار نگذاشته است.مثلا انسانهای بسیایر از ابتدای تولد تا مرگ بیماری سخت دارند و در رنجند بدون اختیار رهایی.

دقت کنید! خدا انسان را مختار قرار داده و این مقوله سواي محدوده ی اختیار انسان است!!
اراده ی خدا به اعطای اختیار به بنده قرار گرفته، البته خود او تام الفاعلیه است و فعلش ایجاد فاعل مختاری چون من است و او علم دارد به آنچه که بشر از روی اختیار انجام می دهد...

پس به مقتضای حریت انسان اگر انگشت اتهامی در کار باشد که متوجه شرور است قطعا به سوی خود او برمی گردد! هر آنچه شر در عالم دیده شود، منبعث از بنده ی مختار و افعال اختیاری اوست، لیکن شروری که در عالم تکوین دیده می شود و تصور شر در مورد آنها می شود در واقع شر نیستند بلکه خیرند و هر یک حکمت عالیه ای دارند...

مثال: رنج و تعب انسانی از بدو تولد که شما به آن اشاره کردید... البته خیر است! ( و ابعاد مختلفی دارد) آیا اگر از جزای حسنی که بابت سختی به او اعطا می شود با خبرتان کنم تمام مطالب را وارونه می کنید! و عدالت خدا را به این ترتیب زیر سوال برده که چرا به همه این سختی را اعطاء نکرد تا مستحق پاداش شوند؟!
جدا این، شما را متوجه جهل، تزلزل و ضعف خود در سنجش ماهیت عدل، ارائه و تحکیم یک نظام عادل، من جمیع جهات نمی کند؟ معطل نشوید! امثال شما و بزرگتر از شما هم نتوانستند یک نظام عادلانه را با دیدگاه خود ـ من جمیع جهات ـ تعریف کنند( به اجرا گذاردنش بماند! ) و این ابدا عجیب نیست، چون به مقتضای ضعف و تعریف نارس عدالتی که دارید به شکستن بال پرنده و دیدن ظلم بنده ای تمام کاینات را کن فیکون می خواهی(الله اعلم!) ولی خدا در نهایت هیمنت و عدالت است و کار او در نهایت شایستگی و استواری است این در حالی است که به احدی ظلم نمی کند...

من منتظرم از سوی حضرت عالی تعریف عدالت در کنار ترسیم یک نظام عادل را بشنوم....

مطلبی دیگر!

وقتی می شود گفت:

اگر خدایی باشد پس تمام حوادث داخل کیهان زیر مسوولیت اوست.

که معتقد به نظامی جبری باشیم! حال آنکه قبلا گفتم من فاعل و کننده ی فعلی هستم که در آن اعطای اختیار به من شده است! و مسئولیت و تبعات این فعل هم متوجه خود من است نه خدای متعال!

والسلام

SAFA
Saturday 17 March 2007, 11:30PM
مثال قشنگی بود.اما در مورد اینکه فردی از ابتدای عمر مریض است بنده نمی توانم این را به خدا نسبت دهم زیرا تولد این چنینی علتش دو انسان دیگر است .اما در مورد جبر و اختیار به نظر من انسان مختار است تا زمانی که در چهار چوب قوانین طبیعی قرار گیرد در حقیقت جبر همین چهارچوب است.


از علت ها گفتید و بی باکانه نظر دادید ... من نمیدانم انسان امروز چرا اینقدر بخود مغرور شده است ... چه گلی بسر دنیا زده است ؟ آیا همه چیز را می داند ؟ ... آیا به همه جای کائنات سفر کرده و جستجو نموده است ؟ انسان حتی از منظومه کوچک خود خارج نشده ... هنوز بسیاری از قوانین علمی فرضیه هایی بیش نیستند ... هنور عمق آسمان ها و دریا ها و درون انسان ناشناخته های بسیار دارد و سوالات بسیاری هنوز برای انسان بی پاسخ مانده است

اما متهورانه و جسورانه در هر موردی که از او سوال می شود سر بالا می گیرد و سینه سپر می کند و می گوید ... به نظر من ....
گویا از دانستن بی نیاز شده است ... گویا همه چیز را شناخته و کاوش کرده است

آیا معلولیت کودک در بدو تولد شر است ؟ پس چگونه آن نویسنده معلولیت کودکش را انگیزه شناخت عمیق تر دنیا و نویسندگی اش معرفی می کند ...

چه کسی می داند آن کودک معلول دیگری اگر در شرایطی غیر از این متولد می شد چه اثری بر جهان پیرامون خود داشت ؟

براستی انسان بسیار نادان است ...

ایراندوست
Saturday 17 March 2007, 11:39PM
به نظر من خدا ما کیهان ما را رها کرده است به حال خودش !حتی ممکن است مثل 65 میلیون سال پیش که شهاب سنگی بزرگ به زمین برخورد کرد باز برخوردی صورت بگیرد و این بار ما منقرض شویم!یا همین جریان گرم شدن زمین همه اکو سیستم زمین را بر هم می زند و احتمالا با سرد شدن ابهای اقیانوس حاصل از اب شدن یخهای قطبی بعد از یخبندانی کوتاه به دوره کویری می رسیم!
یا اینکه افراد احمقی مثل جرج بوش زمین را به جنگ جهانی سوم سوق می دهند و با وجود سلاحهای کنونی سرنوشت معلوم است.
در همه این حوادث اثری از وجود خدا ندیدیم!

karl poper
Sunday 18 March 2007, 01:17AM
از علت ها گفتید و بی باکانه نظر دادید ... من نمیدانم انسان امروز چرا اینقدر بخود مغرور شده است ... چه گلی بسر دنیا زده است ؟ آیا همه چیز را می داند ؟.....و الی آخر

این عللی که مطرح کردم چیزی است که به فکر من که یک انسان هستم میرسد البته احتمال این را می دهم که این فکر اشتباه باشد و همیشه منتظر دریافت نظرات کامل تر هستم و از اینکه فکر دیروزم اشتباه بوده شرمسار نخواهم شد بلکه شرمساری موقعی است که فکر کنم به حقیقت مطلق رسیده ام و نظرات دیگران را به تمسخر بگیرم.و نکته دیگر اینکه هر گلی که به سر دنیا زده شده توسط کسانی بوده که در پی یافتن و بیان علت ها بوده اند نه کسانی که معلول هایی را بدون دلیل قبول کرده و خود را صاحب حقیقت دانسته اند.

hojjat
Sunday 18 March 2007, 08:02PM
جناب ایراندوست!

متاسفانه باید بگویم پیش بینی شما در ندیدن اثری از خدا چه در لحظه ای که شهاب سنگی بر شما فرود آید و چه سنگریزه ای باعث فرود شما شود، اصلا عقلانی نیست ... چرا که به فرض اگر آن لحظه به درک خدا نایل شدید برای ایمان آوردن بسیار دیر است!

بنابراین باز هم می گویم اگر اصل عدم قطعیت مهلت عاقلانه اندیشیدن به شما می دهد و اگر می پذیرید که امکان دارد آنچه می گویید با حقیقت فاصله داشته حتی در تناقض باشد، در زمانی که مهلت دارید سیر کنید و ببینید که بدون اعتراف به وحود خالق حتی نظریات پیدایش خلقت جهان ول معطل است!

ضمن اینکه پاسخ کامل به اشکالات مرتبط با این تاپیک داده شده است، آنچه جدیدا مطرح کردید مربوط به وجود یا عدم وجود خداست ... که در این مورد در سرفصل دین مجموعه ای ... !!! منتظر شما هستم..

راستی اثری از تعریف شما در مورد "عدالت و ترسیم نظام عادلانه ای که نیست و باید باشد" نمی بینم! در این تاپیک بهتر است در این موارد قلم فرسایی کنید!