PDA

نمايش نسخه نهائي : سيماي بانوان مسلمان


صبح
Monday 16 December 2002, 02:32PM
وَ مِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ
سوره روم آيه 21
و از نشانه‏هاى او اينكه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد، و در ميانتان مودت و رحمت قرار داد; در اين نشانه‏هايى است براى گروهى كه تفكر مى‏كنند!

[HR]

يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِيرًا وَنِسَاء ...
سوره نساء آيه 1
اى مردم! از (مخالفت) پروردگارتان بپرهيزيد! همان كسى كه همه شما را از يك انسان آفريد;
و همسر او را (نيز) از جنس او خلق كرد; و از آن دو، مردان و زنان فراوانى (در روى زمين) منتشر ساخت....

[HR]

هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ
* سوره اعراف آيه 189
اوست كه همه شما را از يك تن بيافريد و از آن يك زن همسرش را بيافريد تا در كنارش آرامش يابد

[HR]

* و عاشروهن بالمعروف *
قرآن كريم
و با زنان با معيار نيك برخورد كنيد .

[HR]



* هن لباس لكم و انتن لباس لهن *
قرآن كريم
شما پوششي براي آنها هستيد و آنها پوششي براي شما هستند

[HR]

هنگام اشاره به كمالات انساني ، انسان در قرآن اينگونه مطرح ميشود :
إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا
سوره احزاب آيه 35
به يقين، مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان با ايمان و زنان با ايمان، مردان مطيع فرمان خدا و زنان مطيع فرمان خدا، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان صابر و شكيبا و زنان صابر و شكيبا، مردان با خشوع و زنان با خشوع، مردان انفاق كننده و زنان انفاق كننده، مردان روزه‏دار و زنان روزه‏دار، مردان پاكدامن و زنان پاكدامن و مرداني كه بسيار به ياد خدا هستند و زناني كه بسيار ياد خدا مي‏كنند، خداوند براى همه آنان مغفرت و پاداش عظيمي فراهم ساخته است.ALIGN]

[HR]




[ALIGN=center] فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لاَ أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِّنكُم مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى
* آل عمران آيه 195
و خدا به آنها پاسخ دادمن عمل هيچ عمل‏كننده‏اي از شما را، زن باشد يا مرد، ضايع نخواهم كرد

[HR]


* ما اكرم النّساء إلّا كريم و لا اهانهنّ الّا لئيم
پيامبر اكرم (ص)
جز كسي كه بهره اي از كرامت برده باشد ، زنان را احترام و اكرام نمي كند ، و به زنان اهانت نمي كند ، مگر انسان پَست .

[HR]


لعن الله الذي ضيّع من يعول
پيامبر اكرم (ص)
نفرين و لعنت بر مردي كه حقوق و حرمت همسر و خانواده را ضايع كند

[HR]



من دخل السوق فاشتري تحفة فحملها الي عياله ...و ليبد بالأناث
پيامبر اكرم (ص)
آنكه بازار برود و ارمغاني بخرد و به خانه برد ... در تقسيم از زنان شروع كند

[HR]


ساووا بين اولادكم في العطية فلو كنت مفضلا لفضلت النساء
پيامبر اكرم (ص)
با فرزندانتان به مساوات رفتار كنيد ، اگر مي خواهي به كسي افزون ببخشي به دختران بيشتر ببخش

[HR]

ان الله تبارك و تعالى على الاناث ارق منذ على الذكور
امام رضا (ع)
خداوند تبارك و تعالي به زنان نسبت به مردان مهربانتر است

صبح
Monday 16 December 2002, 02:59PM
[HR]


وسائل الشيعه – باب استحباب زيادة الرقة علي النساء
مستحــــب است كه نردمدلي و عواطف نسبت به دختران بيش از پسران باشد .

[HR]

اذا كنت في صلوة التطوع فان دعاك والدك فلا تقطعها و ان دعتك والدتك فاقطها
امام رضا (ع)
اگر نماز نافله مي خواندي و پدرت تو را صدا زد نمازت را قطع نكن اما اگر مادرت صدا زد نماز نافله را بر هم بزن

[HR]

الجنة تحت اقدام الامهات
مستدرك الوسائل15 / 180 و 181
بهشــت‌ زير پاي مادران است

[HR]

ما زال جبريل بوصيني بالمرئة حتى ظننت انه لا ينبغي طلاقها الا من فاحشة مبينة
پيامبر اكرم (ص)
همواره جبرئيل مرا نسبت به زنان سفارش مي كرد ، بدانسان كه پنداشتم طلاق زن اصلا جايز نيست مگر از جرم و گناهي آشكار

[HR]

اقربكم مني مجلسا يوم القيامة ... خيركم لاهله
پيامبر اكرم (ص)
از نزديكترين شما به من در روز قيامت كساني هستند كه با همسرانشان بهتر(وانساني تر) بر خورد مي كنند

[HR]

احسن الناس ايمانا ... الطفهم باهله و انا الطفكم باهلي
پيامبر اكرم (ص)
بهترين مردم در دين باور‍ كساني هستند كه نسبت به همسرانشان مهربانتر باشند و من از همه شما نسبت به خانواده ام مهربانترم

[HR]

من صبر على خلق امراة ناسيئة الخلق واحتسب في ذلك الاجر اعطاه الله ثواب الشاكرين
پيامبر اكرم (ص)
آنكه بر خصلتهاي زني كه بد اخلاق است شكيب آورد ، به نيت پاداش الهي ، خداوند ثواب شاكرين را باو ببخشايد

[HR]

المؤمن ياكل بشهوة اهله و المنافق ياكل اهله بشهوته
پيامبر اكرم (ص)
مومن به ميل خانواده (وهمسرش) غذا مي خورد و منافق خانواده اش به ميل او غذا مي خورد


[HR]

العبد كلما ازداد النساء حبا ازداد في ايمان فضلا
امام صادق (ع)
انسان آنگاه كه زنان را بيشتر دوست داشته باشد ، ايمانش رشد مي كند .



[HR]

كلما اشتد لنا حبا اشتد للنساء حبا
امام صادق (ع)
هر چقدر ما را دوست داشته باشند ، زنان را نيز بيشتر دوست دارند

[HR]

و من شرايط الامامية اليقين و اداء امانة الي البر و الفاجر و الإحسان الى نساء
شيخ صدوق - بحار الانوار
از ويژگيهاي شيعه ، يقين در دين باوري ، امانتداري نسبت به بدان و نيكان ، و نيكي به زنان است

Sepehre Azadi
Wednesday 18 December 2002, 11:30PM
اسلام در هزاروچهارصد سال پيش اين قانون را گذراندو گفت : للرجال نصيب مما اكتسبوا وللنساء نصيب مما اكتسبن .(1)
مردان را از آنچه كسب ميكنند وبه دست مي آورند بهره اي ست.
قرآن در آيه كريمه همان طوري كه مران را درنتايج ذي حق دانست ، زنان را نيز در نتيجه كار وفعاليتشان ذي حق شمرد.

ودر آيه ديگر فرمود: للرجال نصيب مما ترك الوالدان والاقربون وللنساء نصيب مما ترك الوالدان والاقربون (2)
يعني مردان را از مالي كه پدر ومادر ويا خويشاوندان بعد از مردن باقي مي گذارندو زنان را هم از آنچه پدر ومادر وخويشاوندان باقي ميگذارند
بهر ه اي ست.
اين آيه حق ارث بردن زن را تثبيت كرد. ارث بردن يا نبردن زن تاريخچهء مفصلي دارد كه ذكر خواهد شد . عرب دوران جاهليت حاضر نبود به زن ارث بدهد ، اما قرآن كريم اين حق را براي زن تثبيت كرد.
يك مقايسه

پس قرآن كريم سيزده قرن قبل از اروپا به زن اسقلال اقتصادي داد ، با اين تفاوت :
اولا انگيزه اي كه سبب شد اسلام به زن استقلال اقتصادي بدهد جز جنبه هاي انساني وعدالت دوستي و الهي اسلام نبوده . در آنجا مطالبي از قبيل مطامع كارخانه داران انگلستان وجود نداشت كه به خاطر پر كردن شكم خود اين قانون را گذراندند ، بعد با بوق و كرنا دنيا را پر كردند كه ما حقوق زن را به رسميت شناختيم و حقوق زن ومرد را مساوي قرار دانستيم .ثانياُ اسلام به زن اقتصادي داد ، اما به قول ويل دورانت خانه براندازي نكرد ، اساس خانه ها را متزلزل نكرد ، زنان را عليه شوهران و دختران را عليه پدران به تمرد وعصيان وادار نكرد . اسلام با اين دو آيه انقلاب عظيم اجتماعي به وجود آورد ، اما آرام وبي ضرر وبي خطر .ثالثاُ آنچه دنياي غرب كرد اين بود كه به قول ويل دورانت زن را از بندگي وجان كندن در خانه رهانيد و گرفتار بندگي در كارخانه و مغازه كرد: يعني اروپا غل وزنجيري از دست وپاي زن باز كرد و غل وزنجير ديگري كه كمتر از اولي نبود به دست وپاي او بست. اما اسلام زن را از بندگي وبردگي مرد در خانه و مزارع وغيره رهانيد وبا الزام مرد به تاُمين بودجه اجتماع خانوادگي ، هر نوع اجبار و الزامي را از دوش زن براي تاُمين مخارج خود وخانواده داشت . زن از نظر اسلام در عين اينكه حق دارد طبق غريزه نساني به تحصيل ثروت و حفظ وافزايش آن بپردازد ، طوري نيست كه جبر زندگي ، او را تحت فشار قرار دهد و غرور و جمال وزيبايي را كه هميشه با اطمينان خاطره بايد همراه(وي) باشد از او بگيرد.
اما چه بايد كرد چشمها و گوشهاي برخي از نويسندگان ما بسته تر از آن ست كه دربارهء اين حقايق مسلم تاريخي و فلسفي بينديشند .
پي نوشتها
1 سورهء مباركهء نساء / 322 سوره مباركه نساء / 7

كتاب مجموعهء آثار ج19
نويسنده شهيد مطهري

صبح
Saturday 21 December 2002, 03:32PM
سمانه ، مادر بزرگوار امام هادي (ع) ، از اهالي مغرب بود. دست تقدير او را به مدينه آورد و همسر امام جواد (عليه السلام) ، نمود . فضايل و ارزشهاي سمانه آنچنان بود كه او را سيده و ام الفضل (مادر ارزشها) ناميدند . امام جواد (عليه السلام) در باره او فرموده اند كه سمانه از بانوان بهشت و همواره مورد رحمت و لطف خداست.

ساره ، همسر حضرت ابراهيم عليه السلام ، از ايماني سرشار بهره مند بود كه او را به درجه گفتگو با فرشتگان رسانيد ، همين معنويت موجب شد كه خداوند پاداش اين همسر فداراكار را در سين پيري عطا كند و به وي بشارت فرزنداني دهد كه هر كدام، رسالت و پيامبري را بعهده گيرند و
قرآن كريم مي فرمايد :‌هنگامي كه فرشته ها با ابراهيم خليل (عليه السلام) سخن ميگفتند ، همسرش نيز حضور داشت و مسرور گشت ، پس او را به اسحاق و از پي اسحاق به يعقوب بشارت داديم .

حبابه والبيه ، زني راوي حديث از امام اميز المومنين عليه السلام تا امام هشتم عليه السلام بود. وي از سوي امام علي (ع) ماموريتي پر ارزش يافت . امام قطعه سنگي را كه نقش انگشتري امام بر آن بود ، به وي داد تا نگهداري كند و خدمت يكايك ائمه شرفياب شود ، و از آ،ها بخواهد تا نقش انگشتري خود را بر آن سنگ بزنند . اين سند اثبات امامت بود كه حبابه مامور آن شد . شايد به دليل همين ماموريت بود كه بارها بيماري و پيري بر او چيره ميشد ولي با دعاي ائمه شفا ميافت . اين بانوي عابد و نوراني در سن 235 سالگي دنيا را وداع گفت . امام هشتم (عليه السلام) با پيراهن خويش او را كفن نمود و بخاك سپرد .

امام سجاد عليه السلام ميفرمايند : ، حق زن آن استكه بداني خداوند عز و جل او را موجب آرامش و انس تو قرار داده ، پس بداني كه او نعمتي از طرف خدا براي توست پس اكرامش كن و با رفق و مدارا با او رفتار نماي




[HR]

با تشكر فراوان از مطلب ارزشمند آقا سپهر :)

min
Saturday 11 January 2003, 04:03PM
جناب آقاي صبح
دست شما درد نكند

montazer
Saturday 11 January 2003, 04:50PM
دختر، چه خوب فرزندى است!




پيامبر اكرم(ص):

نعم الولد، البنات; ملطفات مجهزات، مؤنسات، مباركات،مفليات;

دختران چه فرزندان خوبى هستند! چرا كه گرم و با لطافتند، آماده‏به خدمتند، انس‏گير و با الفتند، با بركتند، و پاكيزه‏اند.



زنان پيشتاز در دين



وقتى انسان به آمار و ارقام پيشگامان دين مراجعه مى‏كند مى‏بيند همان‏گونه كه افرادى مانند اميرالمؤمنين سلام اللّه عليه وسميّه آل ياسر عليها رحمة اللّه در صف مقدّم، حضور دارند. تقدّم خديجه عليها السلام در اسلام به خاطر سبق رتبى اوست،چرا كه بسيارى از مردها بودند كه در تشخيص حقّانيت اسلام مردّد بودند، ولى خديجه عليها السلام حقّ را تشخيص داد. البته شايد بسيارى از مردان نيز تشخيص دادند كه حقّ با نبى اكرم صلى الله عليه و اله است، ولى آن شهامت را نداشتند، امّا خديجه عليها السلام شهامت آن را نيز داشت. اگر كسى بخواهد سنّت‏باطل وفرسوده‏اى را زير پا بگذارد و دين حقّ جديد را بپذيرد، هم نبوغ فكرى و فرهنگى مى‏طلبد و هم شهامت‏سنّت‏باطل شكنى. در شرايطى كه بسيارى از مردها فاقد هر دو، و يا فاقد يكى از اين دو اصل بودند، خديجه سلام اللّه عليها واجد هر دو اصل بود، و به همين خاطر از نثار مال دريغ نكرد.

يكى ديگر از زنان پيشتاز سميّه است. او كسى بود كه نه تنها در اثر بلوغ فكرى و فرهنگى حقّانيت دين را تشخيص داد و مسلمان شد بلكه با شكيبايى كم‏نظير شكنجه‏هاى توان فرسا را تحمل كرد تا آنجا كه وقتى وجود مبارك رسول خدا صلى الله عليه و اله بر آل عمّار مى‏گذشت و آنها را در آن شكنجه توان‏فرسا مى‏ديد مى‏فرمود:

«صبراً يا آل ياسر انّ موعدكم الجنّة‏»

يعنى صبر وبردبارى را حفظ كنيد كه وعده شما بهشت است. آنها به غيب ايمان آوردند آنچنان ايمانى كه شهادت را قربانى غيب كردند و در نتيجه اين زن در اولين رديف شهيدان اسلام قرار گرفت. اينچنين نيست كه در خط مقدّم اسلام آورندگان، شهيدان، مبارزان ونستوها همه مرد باشند، بلكه زنان نيز همچون مردان در اين صحنه‏ها حضور داشته‏اند. اينها نمونه‏هايى است راجع به حضور زن در بخش نبوغ فرهنگى و ايثار و نثار عقل عمل.

بهشت در انتظار ...
بهشت مشتاق چهار نفر از زنان است: مريم دختر عمران، آسيه‏دختر مزاحم همسر فرعون ،خديجه دختر خويلد همسر پيامبر(ص)، و فاطمه دختر محمد(ص).

montazer
Saturday 11 January 2003, 05:04PM
آسيه

يكى از زنان نمونه , مومنه و صابر, آسيه است .
وى , كـه دختر مزاحم و همسر فرعون است , در ميان زرق و برق و تجملات زندگى مى كرد, ولى هـرگـز تـسليم هواى نفس نگرديد و با ايمانى محكم به پروردگار, مدافعى حقيقى براى حضرت موسى (ع ) در بارگاه فرعون بود.
آسيه , در همان دوران كودكى , حضرت موسى (ع ) را از آب گرفت و بهتر از مادر, از وى پرستارى كرد و هرگز اجازه نداد به حضرتش آسيبى برسد.
هنگامى كه حادثه دلخراش همسر و بچه هاى حزبيل به وقوع پيوست , خداوند عروج عارفانه آن زن پارسا و قهرمان را به ديد آسيه گذاشت و ايمان آسيه از آن صحنه , قوى تر شد.
وى پـس از آن مـاجـرا, در عالمى از نيايش و رازونياز با خداى خود بود كه فرعون بر او وارد شد و ايمان مخفى آسيه بر طاغوت زمان آشكارشد.
آسـيـه در آن روز, مـهر سكوت را شكست , در مقابل فرعون ايستاد و با كمال قاطعيت گفت : اى فرعون !.
تـا بـه كـى در خـواب غـفـلـت فـرو رفته اى و مى خواهى بندگان خاص خداوند را در ميان آتش بسوزانى ؟!.
نمى دانى كه همسر حزبيل در چه جايگاهى واردشد!.
فرعون گفت : مگر تو هم در مورد خدايى من شك دارى ؟.
آسيه گفت : مگر من به خدايى تو اعتقاد داشتم ؟.
من از روزى كه موسى (ع ) را از رود نيل گرفتم به پيامبرى او معتقدشدم !.
فرعون ابتدا سعى كرد او را با زبان خوش گمراه سازد, ولى نتيجه اى نگرفت , پس با ارعاب و تهديد وارد شد و با خشم فريادزد: اى آسيه !.
تو را به گونه اى بكشم كه هيچ كس را تا به حال آن گونه نكشته ام !.
سـپـس مـادر آسـيه را احضار و به او گوشزد كرد: دخترت مانند آن زن آرايشگر (همسر حزبيل ) ديوانه شده است , يا بايد به پروردگار موسى كافرشود و يا دستور مى دهم كه او را بكشند.
مادر آسيه دخترش را به گوشه اى برد و به همراهى با فرعون ترغيب كرد.
آسيه گفت : هرگز به خداى موسى كافر نخواهم شد.
فـرعون دستورداد مردم را جمع كردند و آن گاه به دستور او آسيه را به زمين خواباندند و دست و پايش را به چهارميخ بستند و سنگ بزرگى بر روى سينه اش قراردادند.
آسـيـه در آن حـال سخت , اللّه , اللّه مى گفت و با خدايش مناجات پرمعنايى داشت و نجوا مى كرد: رب ابن لى عندك بيتا فى الجنه ونجنى من فرعون وعم له ونجنى من القوم الظالمين , پروردگارا!.
در بهشت نزد خودت خانه اى برايم بناكن !.
و مرا از دست فرعون و عملش نجات بخش و مرا از گروه ستمكاران رهايى ده .
خداوند در اين لحظه , پرده از چشم آسيه برداشت و مقام وى را به او نشان داد.
آسيه خوشحال و خندان شد.
فرعون با كمال تعجب گفت : همسرم ديوانه شده است !.
در ميان اين همه سختى و شكنجه مى خندد!.
آسيه گفت : به خدا سوگند!.
ديوانه نشده ام , اكنون شاهد و ناظر جايگاهى هستم كه در بهشت برايم مهيا كرده اند.
در همين حال , آسيه به ديدار حق شتافت و نداى پروردگارش را لبيك گفت .

Sepehre Azadi
Sunday 14 December 2003, 07:54AM
http://www.irna.ir/ahlbayt/zahra1/milad/bagh.ram

دوست ايراني .
Monday 15 December 2003, 07:38AM
يا لطيف

از جمله زنان مسلمان ايراني
بانوي اصفهاني

در تاريخ اسلام به خصوص در مذهب شيعه، نمونه هاي بسياري از اين گونه بانوان به چشم مي خورد كه از جمله ي آنها مي توان به مادر سيدرضي و سيد مرتضي علم الهدي، دختر شيخ طوسي و نيز دختر ملا محمد تقي مجلسي، يعني آمنه بيگم و ... اشاره نمود.
اين بانوي مجتهد بزرگوار و متواضع،سيده نصرت امين ،نام دارد.

استاد دانشمند مرحوم آيت الله محمد تقي جعفري مقام علمي اين بانو را اين چنين توصيف نموده است:
« با توجه به آثار قلمي كه از اين خانم در دسترس ما قرار گرفته، به طور قطع مي توان ايشان را از علماي برجسته عالم تشيع معرفي نمود،
و روش علمي ايشان هم كاملاً قابل مقايسه با ساير دانشمندان بوده ، بلكه با نظر به مقام عالي روحي، بايد ايشان را در گروه نخبه اي از دانشمندان به شمار آورد كه به اضافه فرا گرفتن دانش به تولد جديد در زندگي نايل مي شوند.»

2.خانواده و اوضاع و احوال اجتماعي عصر ايشان

درباره آغاز زندگي و شروع به تحصيل اين بانو آمده است: «حاجيه خانم سيده نصرت بيگم امين(معروف به بانوي ايراني) در سال 1265هـ.ش در اصفهان متولد شد. پدر ايشان حاج سيد محمد علي امين التجار اصفهاني، فردي مومن و سخاوتمند و مادرشان بانويي بسيار شريف، متعبد و خيرخواه بود كه خداوند پس از سه فرزند پسر، اين دختر را به ايشان عطا كرد.
مادر با روشن بيني در چهار سالگي، فرزند را براي آموزش قرآن و فراگيري خواندن ونوشتن به مكتب مي فرستد، در حالي كه فضاي حاكم بر آن ايام به گونه اي بود كه كمتر خانواده اي به خود اجازه مي داد كه دخترش را براي كسب دانش به مكتب يا مدرسه بفرستد و چه بسيار والديني كه آموزش و آشنايي با خط و نوشتن را براي دختران خود جايز نمي دانستند.
در حقيقت عظمت كار اين بانو و تلاش هاي مستمر وي در آن زمان، بسيار درخور توجه است البته ايشان به دليل اينكه اوقات زندگي شان به فراگيري درس و علم مي گذشت، بيشتر در خانه بودند و كمتر از خانه خارج مي شدند. ولي در ايامي كه لازم مي ديدند كه بايد دفاع صورت بگيرد و كاري انجام شود، از منزل خارج مي شدند و به تدريس و راهنمايي بانوان مي پرداختند.
از دوران قاجار كه بگذريم، دوره رضاخان تقريبا مقارن با انديشه تجدد خواهي و تبليغات وسيع اسلام زدايي، خصوصا در اصفهان بود. در آغاز اين دوره ،خانم امين 35 ساله بودند و اصفهان هم در آن ايام حوزه هاي علميه ي [بسيار] داشت. اين شهر بعد از تهران آماج فعاليت هاي تجدد خواهي بعضي از بانوان، قرار گرفت.
مجري اين فعاليت ها ،خانم [صديقه] دولت آبادي بود كه مي گفتند حتي 15 سال قبل از جريان كشف حجاب، ايشان به طور رسمي، حجاب خود را برداشته بود. دولت آبادي، كانوني هم به نام« كانون بانوان» داير كرده بود كه بعد از برداشتن حجابش و ظاهر شدن در ملاء عام، مردم اين كانون را آتش زدند. البته افرادي مانند خانم دولت آبادي كم نبودند.زناني هم بودند كه فكر كردند اگر در اين گونه مراسم شركت كنند،متجدد خوانده مي شوند و عده هاي هم به دليل مشاغلي كه داشتند،به داشتن ملاقات و گفت وشنودهايي مجبور بودند.
يكي از دست پروردگان محفل پر فيض بانو امين در باب نظم، تدبير و عظمت معنوي وي مي گفت: «در مورد زندگي خانم امين بايد بگويم كه در تنظيم وقت، ابتكاري عجيب داشتند و چنان اوقات خود را تنظيم مي كردند كه به تمام كارهايشان مي رسيدند، گويا خداوند به وقت ايشان هم، بركت داده بود. هرگز از حوادث نمي ترسيدند ودر كارها به خدا توكل مي كردند و از ميهمانان با خوشرويي و سادگي پذيرايي مي كردند. مي خواستند جوانان را بدون اجبار و با منطق جذب اسلام كنند.»
اگر بخواهيم ايشان را وصف كنيم ، شايد كتاب ها شود، اما زبان، ياراي بيان و قلم، ياراي نوشتن و كاغذ، گنجايش اين توصيف را ندارد. بايد از آثار بزرگ اين بانو استفاده كرد تا بتوان به شخصيت ايشان پي برد.

3. شاگردان و دانش آموختگان

كليه شاگردان و پرورش يافتگان محضر بابركتش، به جز جهات علمي و آنچه كه مربوط به علوم قرآني و دانش هاي الهي مي شد، در درجه اول، درس معرفت مي آموختند. رفتار و سلوك اين بانوي مجتهد، مهمترين مطلبي بود كه آنان را جذب خود مي نمود.
از ديگر درس آموختگان او گفته است: «اولين برخورد من با ايشان مانند يك بيمار بود. در خودم خيلي احساس دردمندي مي كردم، و احتياج به طبيب حاذقي داشتم.» بيانات و چهره ايشان براي من دارويي بسيار موثر بود. همان طور كه خودشان بيان مي فرمودند، دارويي كه طبيب مي دهد تلخ است ولي شفايش شيرين است. البته مسايل، خيلي زياد است. من برايشان از ناراحتي هايم گفتم و ايشان توجه پيدا كردند كه من احتياج به كمك دارم. ايشان قدرت تشخيص داشتند و با يك نگاه عميق متوجه مي شدند كه طرف چه مي خواهد، بعد به من پيشنهاد كردند كه اگر مايلي، كتاب (حقايق) فيض كاشاني را به تو درس بدهم، چون چندين مرتبه خودم اين كتاب را مطالعه كرده ام و مي دانم كه خيلي براي شما مناسب است. من هم قبول كردم و درس شروع شد.
يك روز خدمت ايشان رسيدم. گفتند برايم حمد بخوان. گفتم : من كه قابل نيستم براي شما حمد بخوانم. فرمودند: بخوان تا قلب من روشن شود. من كنار تختشان نشستم و دستشان را گرفتم و شروع به خواندن هفتاد مرتبه حمد كردم. همين طور كه حمد مي خواندم در خود فرو رفته بودم كه من قابليت ندارم، خودشان منبع عرفاني و شناخت و موحد حقيقي هستند. ناگهان نگاهم به بيرون افتاد. درختان را شاهد گرفتم و گفتم: خدايا تو مي داني، در قيامت ،تمام اين درختان شهادت مي دهند كه اين شخصيت كه اكنون در اين بستر افتاده است در شبانه روز چقدر با خدا مناجات داشته است. بعداز اين احساس كردم كه همه درختان حمد مي گويند. بدنم شروع كرد به لرزيدن.
آنچه را مشاهده كرده بودم به حاج خانم گفتم. آهي كشيدند، دست روي قلبشان گذاشتند و فرمودند كه حالم خوب شد و احساس آرامش مي كنم. سپس «انا انزلناه» را خواندند و از جا برخاستند و فرمودند كه:« قلبت تا اندازه اي روشن شده است، مواظب باش آن را كدر نكني.» ايشان بسيار متواضع و فروتن بودند، و با مهرباني و دلسوزي، دلشان مي خواست به همه كمك كنند، كمك فكري، كمك علمي و كمك اخلاقي.
روي تحصيلات بالا تاكيد داشتند. مي فرمودند: علم با عمل، علم با تهذيب، علم با تزكيه.
اگر علم بدون تزكيه شد، براي انسان غرور و حجاب مي آورد، ممكن نيست كه انسان بتواند صعود كند، سقوط، حتمي و صد در صد است. مي فرمودند: نفس را تزكيه كنيد كه بعثت انبياء به همين دليل بوده است.»
نسبت ايشان با سي واسطه به امام علي بن ابي طالب(ع) مي رسيد.وي در بيان مقام و موقعيت خاندان عصمت و طهارت و منزلت و جايگاه آنان تلاش مي كرد، به طوريكه عشق و علاقه اش به مقام والاي ولايت در كتاب« مخزن اللئالي في مناقب مولي الموالي حضرت علي(ع)»، روشنگر اين حقيقت است.

دوست ايراني .
Monday 15 December 2003, 07:51AM
آثار و كتاب هاي بانوي اصفهاني


آثار و كتاب هاي قلمي به جا مانده از بانو امين – بانوي ايراني – عبارتند از :
1 تفسير قرآن مجيد به نام «مخزن العرفان» در15 جلد.
2 « نفحات الرحمانيه»، به زبان عربي مشتمل بر 96 عنوان
3 «سير و سلوك» كه در روش اولياء و طريق سير سعدا است.
4 «معاد» يا آخرين سير بشر
5 روش خوشبختي و توصيه به خواهران ديني و ايماني
6 «اربعين هاشميه» به زبان عربي مشتمل بر مسايل و احكام
7 «جامع الشتات» به زبان عربي مشتمل به مسايل و احكام
8 «اخلاق» كه در بسياري از محافل علمي و دانشگاه ها تدريس مي شود
9 «مخزن اللئالي» كه در فضايل حضرت علي بن ابي طالب (ع) است.


بانو امين در پاسخ سوالي دررابطه با اينكه در عصر حاضر بهترين جهاد براي زنان چيست، اينگونه پاسخ دادند.

«در موقعيتامروز، آنچه براي زنان در درجه اول مورد اهميت قرار دارد اين است كه، با نفس و دمخواهي هاي خود در مورد زر و زيور و طرز لباس پوشيدن خود و به مدل هاي گوناگون در آمدن، مبارزه كنند.
با اينكه اين كار مشكل به نظر مي رسد ولي در نتيجه به كمال معنوي، زودتر نايل مي شوند. پس بهترين جهاد، حفظ پوشش زنان است.

در آن زمان ،رضاخان آرمان هاي جديد و كاذبي داشت و ايدئولوژي مخصوص خودش را ترويج مي كرد. مثلا در مورد تجدد خواهي، درباره ناسيوناليسم افراطي كه اين ناسيوناليسم افراطي را بر دو اصل تحقير فرهنگ و محو آثار تمدن اسلامي و همچنين برگشت به ايران قبل از اسلام قرار داده بود. اتفاقاً در همين زمان بود كه خانم امين از نام مستعار« بانوي ايراني» استفاده كردند

اين طور استنباط مي شود كه چون رضاخان مي خواست زن ايراني را به قبل از اسلام برگرداند و آن هويت و اصالت را به آن دوران نسبت بدهد، خانم امين خواستند بگويند كه بانوي ايراني اين زمان، بانويي است كه از اسلام و دوران اسلامي، زندگي نوين و واقعي خود را شروع كرده است.
يعني دوران قبل از اسلام، هويت و اصالتي نداشته است، ولي از زماني كه اسلام به ايران وارد شد و ايرانيان مسلمان شدند، هويت اصلي و واقعي زن ايراني شكل گرفته است.

بنا براين، ايشان در مقابل ناسيوناليسم افراطي رضاخان ،خودشان را بانوي ايراني لقب دادند.»
در آن دوران سخت حاكميت، كه ديكتاتوري رضاخاني براي زدودن ارزش هاي اسلامي و احكام قرآني، قد علم نموده بود، اين بانوي بزرگوار در عين تحصيل و تدريس، به دفاع از معيارها و موازين شرعي پرداخت.
سال 1310 مقدمه كشف حجاب بود و سال 1311 كنگره زنان شرق كه دولت آبادي در آن شركت داشت برگزار شد و بعد كشف حجاب به طور رسمي صورت گرفت. مي گويند در همين موقع بود كه
خانم امين، كتاب «روش خوشبختي» را نوشته است.
در جايي از آن با ذكر اينكه «همان گونه كه اگر عضوي از اعضاي بدن به بيماري مبتلا شود ساير اعضاء سالم نمي ماند» اين تاثير پذيري را متذكر مي شود. در اين كتاب آمده است كه اگر زنان يك جامعه، كه از اركان آن هستند، فاسد بشوند، جامعه اي را به فساد مي كشند، مخصوصا اگر فساد يا گناهشان علني باشد.
بانو امين پس از آنكه صرف، نحو، بلاغت، تفسير، حديث، فقه، اصول و فلسفه را آموخت، به مطالعات خود در سطوح عاليه ادامه داد تا به درجه اجتهاد رسيد. جديت وي در امر تحصيل به حدي بود كه مي فرمود: «هيچ چيز نمي تواند كلاس درس را تعطيل كند، حتي مرگ فرزند.» يكي از اساتيد بانو امين، مرحوم آيت الله حاج مير سيد علي نجف آبادي نقل كرده است: «روزي شنيدم فرزند ايشان فوت شده است، فكر كردم، خانم ديگر درس را تعطيل خواهد كرد، ولي بر عكس، دو روز، بعد كسي را به سراغم فرستاد كه براي تدريس به منزل ايشان بروم و من از اين علاقه ايشان به درس و تحصيل، سخت تعجب كردم.»
6.اخذ درجه اجتهاد و تائيد مراجع عظام
او بيشتر علوم را در خانه و نزد علامه آيت الله سيد محمد علي نجف آبادي و شيخ مرتضي مظاهري فرا گرفت.
آيت الله آقا سيد محمد علي نجف آبادي از اساتيد برجسته ي بانو امين كه اين مجتهد گرانقدر، فقه و اصول و حكمت را نزد وي خوانده بود، گفته است: «حكمت را دايي ام به من درس داد و يكي نيست كه من به او درس بدهم. من مي خواهم به اين خانم درس بدهم كه از من يادگاري باقي مانده باشد.» زماني كه بانوامين اولين كتاب خود را به نام «اربعين هاشميه» نوشت و كتاب، به حوزه علميه نجف رسيد و علما از آن استقبال كردند، آيت الله آقا سيد محمد علي نجف آبادي در تكميل تشويق هاي علما گفتند: «بانو امين هر چه در اين كتاب نوشته اند از تراوشات فكري خودشان بوده و ربطي به تعليمات من ندارد.»
سيده نصرت امين مجتهد، توسط تعدادي از آيات عظام و مراجع عظيم الشان زمان خود به اخذ درجه اجتهاد و روايت نايل گرديد كه برخي از آنان عبارتند از مرحومان: آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي(موسس حوزه علميه قم)، آيت الله العظمي آقا سيد محمد كاظم شيرازي، آيت الله ابراهيم حسيني شيرازي اصطهبناتي، آيت الله شيخ محمد رضا نجفي اصفهاني، حجة الاسلام و المسلمين حاج شيخ مرتضي مظاهري نجفي اصفهاني.
مقام شامخ علمي و معنوي اين بانوي فرزانه از اجازه روايت آيت الله شيخ محمد رضا نجفي به خوبي استنباط مي شود كه درباره وي فرموده است: « به اين سيده دانشمند و شريف، گوهر گران قدر مستور، گل سرسبد باغ فرزندان زهراي اطهر، بانوي فرزانه، حكيم و عارف كامل... اجازه دادم كه روايت كند از من، هر چه را كه روايتش براي من صحيح است از كتب تفسير و ادعيه و حديث و فقه.»
نتيجه آن همه تلاش و كوشش علمي ، كه زمينه ي آن را تقواي علمي و زهد آن بانوي پرهيزگار فراهم كرده بود به طوري كه حتي دانشمند بزرگ، فقيه اهل بيت و رجال عظيم الشان، آيت الله العظمي سيد شهاب الدين مرعشي نجفي، از خانم امين، درخواست اجازه روايت نمود و ايشان در قسمتي از اين اجازه نامه كه به تاريخ اول محرم الحرام 1358 هـ.ق جهت آيت الله مرعشي نوشته، چنين آورده است: «پس از استخاره به ايشان اجازه دادم كه روايت كنداز من هر چه را كه روايتش براي من صحيح است از كتب تفسير و ادعيه و حديث و فقه و غيره، اينها كه از تاليفات شيعه، آنچه اصحاب، از غير شيعه روايت كرده اند، به جميع طرقي كه معلوم و در خود مضبوط است.»
7. بانوي ايراني و نيازهاي اجتماعي عصر ايشان
اين بانوي مجتهد، نه تنها در مسايل علمي و عملي بلكه در توجه به نيازهاي جامعه نيز بسيار دقيق بود، طوري كه اخلاق و رفتارش در شاگردانش تاثير عميقي داشت. وي دانشگاهي در اصفهان به نام پربركت «مكتب فاطميه» تاسيس نمود كه تشنگان علم و دانش از آن سيراب مي گشتند و جا دارد كه بگوييم از اين مكتب، دانش پژوهاني پرورش يافتند كه بسياري از آنان اينك صاحب تاليفات و آثار پرارجي هستند.
آنچه شاگردان اين بزرگوار نقل قول كرده اند اين است كه : «ايشان در عين تواضع و سادگي،داراي جاذبه معنوي و ابهت خاصي بود. كتاب « روش خوشبختي » را به زبان ساده و شيرين و دلپذير به عنوان زير بناي معتقدات اخلاقي ، تدريس مي نمود، تمام زندگيش در امر تعليم و تربيت و تحقيق و تاليف و حفظ مكتب ، خلاصه شده بود. از جمله ابعاد شخصيت اين بزرگوار، ديانت و اعتماد به نفس بود و به همين دليل است كه پرورش يافتگان او از اين فضايل معنوي بهره مند مي شدند. دانش را رهگشاي حيات بشر مي دانست و عقيده داشت كه بايد از گنجينه هاي گرانقدر بشر استفاده نمود. عشق و علاقه او به قرآن كريم در قالب زبان و بيان نمي گنجد و تفاسير مخزن العرفانش در پانزده مجلد، خود دليل اين اشتياق است.»
مرتبت و موقعيت علمي و عرفاني ايشان به آنجا رسيد كه اكابر و اعاظمي از علما و عرفا، حضور در محضر ايشان را مايه فيض مي دانستند. وي از نظر مقام ، تنها بانوي مجتهد عصر خود قرار گرفت و علماء و افراد بسياري از كشورهاي اسلامي براي ملاقات و گفتگو نزد ايشان مي آمدند. علماي معاصر از جمله آيت الله مرعشي نجفي، علامه آيت الله سيد محمد حسين طباطبايي، استاد محمد تقي جعفري واساتيد حوزه و دانشگاه نيز، با ايشان ارتباط علمي داشتند.
بانوي مجتهد، سيده نصرت امين، خود نمونه اي از فضيلتها بود و به بسياري از چشمه هاي جوشان علم و معرفت دست يافت و سراسر عمر پربركتش را صرف تحصيل و ترويج دين جدش نمود و آثار گرانقدري را در ابعاد ديني، علمي، ادبي، فقه و اصول، عقلي و نقلي و اخلاق، از خود به يادگار گذاشت.
اين حكيم الهي و عارف به نفحات رحماني، نابغه دوران و مجتهد زمان، پس از يك عمر خدمت خالصانه و صادقانه، در بيست و سوم خرداد ماه 1362 مطابق با اول ماه مبارك رمضان سال 1403 هـ.ق سر در نقاب خاك كشيد و به جوار رحمت الهي شتافت. ياد و خاطره اش جاودان و گرامي باد.

صبح
Sunday 9 April 2006, 03:05PM
باسمه تعالي

سلام عليكم :) اين تاپيك قديمي و مفيد رو يه مروري كردم حيفم اومد زندش نكنم :)

به گزارش مركز آمار فدرال سوئيس در اين كشور هفت ميليوني ، اكنون يك ميليون انسان زندگي ود را در تنهايي سپري مي‌كنند . افراد تنها را زوجهاي جدا شده و جواناني كه خانواده هاي خود را رها كرده اند تشكيل مي‌دهند . سوئيس از كشورهايي است كه آزادي‌هاي بي حد و حصر در آن بنيان ارزشهاي انساني و خانواده را وبراني كرده است .

**********************************
امام محمد باقر (ع)
رسول خدا (ص) مرداني كه خود را شبيه به زنان مي‌سازند و زناني كه خود را شبيه به مردان مي‌نمايند لعنت كردند .
وسائل الشيعة ج 7 ص 163


امام خميني (رحمة الله عليه)
از دامن زن مرد به معراج مي‌رود ، دامن زن محل تربيت بزرگ زنان و بزرگ مردان است .صحيفه نور ج 6 ص 194

استاد شهيد مطهري : زن در مرد تاثير فراوان داشته است . مرد بسياري از هنرنمايي ها و شجاعتها و دلاوري‌ها و نبوغ‌ها و شخصتهاي خود را مديون زن و خودداري هاي ظريفانه زن است ، مديون حيا و عفاف زن است .

ارسطو : برنده‌ترين سلاح يك زن ، تقوا و نجابت اوست .


اديسون : زنان اختراعات بزرگي نكرده‌اند ، اما مخترعين بزرگي را پرورش داده‌اند ...


ساموئل اسمايلز : براي زن خوب ، افكار بلند و انديشه‌هاي باز بهتر از لباس‌هاي زيباست

گوته : زناني كه فرهزندان بزرگ تربيت‌ مي‌كنند ، بزرگترين خدمت را به انسانيت انجام مي‌دهند . فقط اين دست از زنها هستند كه قابل ستايشند .

حوا
Tuesday 18 September 2007, 01:47AM
ماشاالله ...
الحمدلله از مرداني فهميده در اين باشگاه برخورداريم:smile34:

حالا خدا وكيلي, خدايي نكرده از ترس و زور همسرانتان كه نيست انشاالله? :)


با تشكر از post هاي شما