PDA

نمايش نسخه نهائي : < اسلام ستيزي > پاسخ به شبهه قتل عام يهوديان در زمان پيامبر اكرم (ص)


صبح
Saturday 23 November 2002, 11:31AM
سلام به همگي ...
آنچه كه خدمت شما عرضه مي شود ادعاي يكي از اسلام ستيزان فارسي زبان در شبكه جهاني اينترنت است كه ادعاي خود را تحت عنوان قتل عام اينگونه مطرح مي كند :

به نقل از تاريخ طبرى

مدت يك ماه يا 25 روز يهوديان در محاصره بودند و چون كار بر آنها سخت شد گفتندشان به حكم پيمبر تسليم شويد, و ابولبابه بن المنذر اشاره كرد كه حكم پيمبر كشتن است.
يهوديان گفتن: (به حكم سعد بن معاذ تسليم مىشويم.)
پيمبر اين را پذيرفت, و چون يهوديان تسليم شدند پيمبر خرى كه پالانى از برگ خرما داشت بفرستاد كه سعد را بياورند.
عايشه گويد: (زخم سعد بسته شده بود و جز خراشى پيدا نبود.)
ابن اسحاق گويد: (پيمبر مردم بنى قريظه را بيست و پنج روز محاصره كرد تا كار بر آنان سخت شد و خدا ترس در دلهاشان افكند و چنان بود كه وقتى قريشيان و عطفانيان برفتند حيى بن اخطب به سبب وعده اى كه با كعب بن اسد كرده بود به قلعه بنى قريظه در آمد. و چون يقين كردند كه پيمبر خدا باز نخواهد گشت تا كارشان را يكسره كند كعب بن اسد گفت: (اى گروه يهوديان خداى كار شما را چنان كرده كه مى بينيد, اكنون چند چيز به شما عرضه مى كنم هر كدام را مى خواهيد بر گزينيد.)
گفتند: (بگو چيست)
گفت: (يكى اينكه پيرو اين مرد(محمد) شويم و تصديق او كنيم كه معلوم داشته ايد كه او پيمبر فرستاده خداست و همانست كه وصف وى را در كتاب خويش مىيابيد بدينگونه جان و مال و زن و فرزندانتان محفوظ مىماند.)
گفتند: (هرگز از دين تورات نگرديم و دينى به جاى آن نگيريم.)
گفت: (اگر اين كار نمىكنيدبياييد زنان و فرزندان خويش را بكشيم و چيزى كه در خور اعتنا باشد پشت سر نگذاريم و شمشير بكشيم و سوى محمد و ياران او رويم تا خدا ميان ما و محمد داورى كند, اگر هلاك شديم چيزى به جاى نگذاشته ايم كه بر آن بيمناك باشيم و اگر فيروز شديم زن و فرزند توانيم يافت.)
گفتند: (اگر اينان را بكشيم پي از آنها زندگى به چه كار آيد؟)
گفت: (اگر اين كار را نيز نمىكنيد اكنون شب شنبه است و محمد وياران وى از طرف ما نگرانى ندارند و پايين رويم شايد به غافلگيرى برمحمد و يارانش دست يابيم.)
گفتند: (حرمت شنبه را بشكنيم و كارى كنيم كه گذشتگان كرده اند و مسخ شدند؟)

كمى جلوتر

و چون كار حكميت درباره بنى قريظه با سعد شد قومش بيامدند و او را بر خرى كه متكايى چرمين تو آن بود سوار كردند, سعد مردى تنومند بود, و او را پيش پيمبر آوردند و در راه بدو مىگفتند: (اى ابو عمرو ,با بستگان خويش نيكى كن كه پيمبر اين كار را به تو واگذار كرد تا به آنها نيكى كنى.)) (مازيار :حكم اعدام قبلا صادر شده بود و اينها فقط نمايش بود.)
ابو جعفر گويد: وقتى سعد پيش پيمبر و مسلمانان رسيد پيمبر گفت: (براى سالار خويش به پاخيزيد.) يا گفت: (براى بهترين مردان خودتان به پا خيزيد.) و قوم به پا خواستندو گفتند: (اى ابو عمرو, پيمبر حكميت درباره بستگانت را به تو واگذار كرده.)
سعد گفت: (به قيد سوگند پيمان مى كنيد كه به حكم من رضايت دهيد؟)
گفتند: (آرى.)
گفت: (و آنكه اينجا نشسته رضايت دارد؟)و به سوى جاى پيمبر اشاره كرد,اما از روى احترام بدو ننگريست.
پيمبر گفت: (آرى)
سعد گفت: ( حكم من اينست كه مردان را بكشند و اموال تقسيم شود و زن و فرزند را اسير كنند. )
پيمبر گفت: (حكم تو درباره يهودان همان است كه خدا از فراز هفت آسمان مىكند.)
ابن اسحاق گويد:آنگاه يهوديان را از قلعه فرود آوردند و پيمبر آنها را در خانه دختر بنى حارث يكى از زنان بنى نجار محبوس كرد, پس از آن به بازار مدينه كه هم اكنون به جاست رفت و گفت تا چند گودال را بكندند و يهوديان را بياوردند و در آ ن گودالها گردنشان را بزدندو شمار يهوديان ششصد يا هفتصد بود و آنكه بيشتر گويد هشتصد تا نهصد گويد.
هنگامى كه كعب بن اسد را با يهوديان پيش پيمبر مىاوردند بدو گفتند: (پندارى با ما چه مىكنند؟)
گفت: (در هيچ جا فهم نداريد مگر نمىبينيد كه هر كه را مىبرند برنمىگردد؟به خدا ما را مىكشند.)
و همچنان گردن يهودان را زدند تا كارشان پايان گرفت.

و به نقل از واقدى:چند روز از ذىقعده مانده بود كه پيمبر به غزاى بنىقريظه رفت و چون تسليم شدند بگفت تا در زمين گودالهابكندند و علىو زبير در حضور پيمبر گردن آنها را مىزدند

حتما هيتلر هم از روى دست محمد ديده بوده.

پاسخ شنيد <پاسخها از استاد بزرگوار آقاي < البرز > است>‌
تحت عنوان <جرثومه هاي فساد> :

بسم الله الرحمن الرحيم
اگر حركت معاصر صهيونيستي از ابزار (مظلوم نمائي) سرپوشي تبليغاتي بر سر جنايتها و خيانتهاي خويش مي گذارد...
و اگر اسطوره (جهنم اشويتس) و حكايت مجعول كشتار مليونها يهودي در آلمان نازي را وسيله اي مزورانه براي قتل عام يكصد ساله مردم فلسطين قرار مي دهد ... و در زير لواي اين مظلوم نمائي حمام خون را در سرزمين مسلمانان به پا ميكند . و در قرن 21 كودكان را قتل عام ميكند ، شهرها را ويران ميسازد ... در تاريخ قوم يهود هم حكايت جز اين نيست ، و خصلتهاي تزوير جنايت و خيانت خصيصه روشن اين قوم بوده است ، جريان تاريخي بني قريضه هم يك مرحله از داستان تاريخ و سرشت جنايتها و خيانتها بوده است .
داستان از كجا آغاز گرديد ؟
ابن هشام قديمي ترين منبع تاريخي اسلام از احوالات مدينه و يا يثرب پس از برپائي اولين مسجد ، شرح عهدنامه مكتوب و توافقنامه اقوام و مردمان يثرب را در همزيستي و احترام متقابل اديان به تفصيل نقل كرده است .
قسمت اول اين عهدنامه ، روابط بين مسلمين را شرح ميدهد و در قسمت آخر ، نوع روابط با يهود را اينگونه تشريح ميكند :
((( يهود با مومنان تا زماني كه در معرض تجاوز هستند ، انفاق كنند ،
يهود بني عوف گروهي از مومنان هستند ، بر دين خود خواهند بود و مسلمين هم بر دين خود هستند ،
جان و مالشان و بردگانشان از آن آنهاست ، مگر ظلمي و يا گناهي مرتكب گردند كه گناهكار به خود ستيز كرده است .
يهود بني نجار را همان خواهد بود كه بني عوف را.
و پس از آنكه عهدنامه تمامي طوايف يهود را نام برده و امان بخشيده است ، و به تمامي حقوقشان احترام گذارده ، چنين ميگويد :
و بر يهود نفقاتشان بايد همچنانكه بر مسلمين بايد ،
و در كنار يكديگر در مقابل كساني كه اين صحيفه را نقض كنند خواهند ايستاد.
و ميان آنها نصيحت و ياري بجاي ستيز خواهد بود ، و هيچ كس به يار و همپيمان خيانت نكند ،
نصرت و ياري براي مظلوم باشد ...


اما پس از اين عهدنامه يهود چه كردند ؟

و باز تحت عنوان <عهد شكني> :
بسم الله الرحمن الرحيم
گفتيم حركت الهي و نوپاي يثرب دعوت به همزيستي ، احترام اديان ، حقوق مساوي انسانها ، و عدل و قسط براي همگان كرد ، و در اين راستا ، هيچگونه تناسبي با بربريت معاصر قوم يهود در عهدنامه (بالفور) و جنايتهاي باندهاي تروريستي هاگانا كه پس از نفوذ صهيونيستها در سرزمين فلسطين به كمك انگليسيها هر روز و شب خانه هاي امن مسلمانان را بر سر زنان و كودكان خراب ميكردند نداشت .
آنروز در مدينه و اطرافش ، سه بطن و يا شاخه ، از قوم بني اسرائيل ، ميزيستند ، كه هر سه شاخه (به عهدنامه) مدني رسول الله پيوستند ، اين سه (بني النضير ) و (قريظه) و (قينقاع) بودند .
در سال چهارم هجرت حادثه زير پيش آمد ، كه قابل تامل است :

مردي از نجديان عرب ، به پيش رسول الله (ص) ميآيد ، و از او تقاضاي فرستادن پيام براي اسلام آوردن نجديان ميكند ، رسول الله 40 نفر از بهترينهاي مسلمان را به سر كرده نجديان عامر بن الطفيل ميفرستد ...عامر- عليرغم تعهدهاي امنيتي اوليه - فرستاده رسول خدا را به قتل ميرساند ، نامه را پاره ميكند ، و دست به كشتار تمامي فرستادگان صلح رسول خدا ميزند .
حال اينجا را توجه كنيد :
يكي از بازماندگان آن قتل عام خائنانه ، با دو نفر از بني عامر ، عشيره همان (عامر بن الطفيل) برخورد ميكند ... به فكر انتقام ميافتد و بهنگام خواب آندو را به قتل ميرساند .

و چون به خدمت رسول الله در ميآيد ، رسول خدا او را بدليل تعهدهاي عهدنامه گناهكار ميخواند ، و دستور پرداخت (ديه) دو مقتول را ميدهد .

در اينجا پاي قوم بني النضير يهودي اينگونه باز ميشود :

چون ميان (بني النضير) و (بني عامر) عقد و پيمان همسايگي بود ، پيامبر اكرم ، خود به سوي (بني النضير) رفته تا از آنان براي رساندن ديه آن دو مقتول از همپيمانانشان ياري بطلبد و آنان به ايشان وعده همكاري دادند .
و زماني كه رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) در انتظار اقامه قسط و عدل به كنار ديواري از خانه يهوديان در آمد ... يهوديان طراح توطئه و خيانت فرصت را غنيمت شمرده ، به بام آن منزل درآمدند ، كه سنگي بزرگ را بر سر رسول خدا فرود آرند ... كه اين توطئه با پيام وحي خنثي شد ، و پيامبر به مدينه بازگشت . و در مقابل عهد شكنان بني اسرائيل اولين حمله را آغاز نمود كه نتيجه آن كوچ عهدشكنان از آن سرزمين گرديد ...
در ميان اين طراحان توطئه ، سران يهودي همچون سلـلام بن ابي الحقيق - كنانة ابن الربيع و - حيي بن اخطب بودند كه در اين اولين حمله ، امان داده شده، و از صحنه توطئه به دور رانده شدند .

هماناني كه پس از اصرار بر توطئه و خيانت ، و مشاركت فعال ، در جنگهاي (احزاب) بر عليه مسلمانان ، در حمله بني قريظه به قتل رسيدند .

ادامه دارد ...

اسلام ستيز پاسخ داد :
آهان ... خوب شد عهد نامه را به خاطرم آوردى
اين عهد نامه به خوبى نشان مىده بنى نضير و بنى قريظه و بنى قنيقاع از قبل توسط محمد نشون شده بودن.
متن عهد نامه: (قسمت مخصوص يهوديان)
يهوديان بنى عوف امتى هستند متحد با مومنان, يهود پيرو دين خود و مسلمانان پيرو دين خود خواهند بود.خود مىدانند و بندگانشان,مگر كسى كه ستم كند يا مرتكب گناهى شود كه در اين صورت, خود و كسان خود را هلاك كرده است. يهود بنى نجار (در حقوق اجتماعى) مانند يهود بنى عوف خواهند بود. يهوديان بنى حرث وبنى ساعده و يهوديان بنى جشم و يهوديان بنى اوس و يهوديان بنى ثعلبه مانند يهوديان بنى عوفند.جز كسى كه ستم كند و مرتكب گناهى شود كه در اين صورت جز خود و اهل خود را هلاك نكرده است...(مازيار : ادامه همان قوانين قبيله اى ... معلوم نيست اهل خود چه گناهى كرده )...جفنه تيره اى است از بنى ثعلبه ودر حقوق مانند آنهاست.بنى شطيبه در حقوق اجتماعى مانند يهوديان بنى عوف اند.....
من تا آخر پيمان نامه نام قوم ديگرى از يهود را كه تحت پوشش اين پيمان نامه باشد را نديدم و به ويژه از سه قوم بنى قريظه ,نضير و قنيقاع
هيچ نامى برده نشده.
اول اينكه چرا حقوق يهوديان جداگانه بررسى شده ؟
دوم: چرا يهوديان را بسته به قوميتشان كه مربوط به كدام قوم هستند طبقه بندى كرده اند؟
------------------------
به نظر مىرسه يهوديانى كه تحت پوشش اين پيمان نامه از مال منال چندانى برخوردار نبودند و ولى يهوديان بنى قريظه و بنى نضير و بنى قنيقاع صنعت گران و كشاورزان ثروتمندترى بودند و طمع مسلمانان را بر انگيخته بودند.(البته اين قسمت آخر برداشت خودم است ولى به نظرم دليل خوبى براى حمله مسلمانان بود.)
دليل ديگر اينكه يهوديان بزرگترين اقليتى يثرب بودند كه به محمد ايمان نياورده بودند.و اين براى مسلمانان و بويژه محمد گران مىآمد.

البته اگر باز كسى در مورد بىپايه بودن اتهام خيانت به يهوديان شك داره خيالى نيست تاريخ طبرى جلو دستمه

اصلا مىدونين چيه اومديمو قبول كرديم كه يهوديان خائن هستن آيا جزاى آنها قتل عام و كوچ هاى استالينيستيه

صبح
Saturday 23 November 2002, 11:32AM
جناب آقاي البرز در پاسخ تحت عنوان <جنگ افروزي> مينويسند :‌
جنگ افروزي
بسم الله الرحمن الرحيم

بعد از جابجائي ارام يهود بني النظير ...حركت توطئه يهوديان در برابر رسول خدا باز نايستاد ...كه اين ( اقتضاي طبيعت ) اين جرثومه هاي فساد در طول تاريخ بشري بوده است ...و چيزي را كه امروزه انسانيت در بند و دردمند در صحنه فلسطين ...و عاقبت وعده ها وو عيدهاي (اسلو ) و قطعنامه هاي سازمان ملل و همپيمان زنداني در ( بيت لحم ) مي بيند ..جزئي از يك تاريخ سر تاسر جنايت و خيانت و جنگ افروزي بوده است .

در سال پنجم هجري تعدادي از سران بني اسرائيل اطراف يثرب به مكه ميروند ...دشمنان پيامبر را از قريش به جنگي گسترده بر عليه رسالت نوپاي اسلام دعوت ميكنند..و نابودي و ريشه كن كردن اسلام ورسول و ياران را هدف خود قرار ميدهند ...اين يهوديان هماناني هستند كه در غزوه بني قريظه بدست سپاهيان اسلام بقتل ميرسند.
در مكه ..قريش تحت تاثير جنگ افروزيهاي يهوديان به قبايل ديگر عرب رفته ...انانرا براي جنگ با رسول خدا فرا ميخوانند ...ائتلاف عظيمي از قبايل عرب و يهوديان براي سركوب مسلمانان و ( قتل عام) انها تشكيل ميدهند كه اين زمينه جنگ سهمگين ( احزاب ) را بوجود آورد .
بمنظور گسترش ائتلاف مشركان و يهوديان ...يكي از سردمداران بني اسرائيل حيي بن اخطب به فرماندار قلعه بني قريظه ( كعب بن اسد ) رفته و وي را به مشاركت در ائتلاف محاربين خدا و رسولش دعوت ميكند.
كعب كه يكي از اطراف عهد نامه و پيمان با رسول خدا بود در ابتدا به ابن اخطب اينچنين ميگويد : تو مرد شومي هستي ...من با محمد پيمان بستم و پيمان نخواهم شكست ...و از محمد جز راستي و درستي وو فاي بعهد نديدم ..
ابن اخطب كه در ابتدا با مقاومت سر سختانه كعب رو برو بود پس از ترفندهاي مزورانه ..وارد قلعه كعب گرديد و به وي اينچنين گفت : من با دريائي از انسانها و جنگجويان آمده ام ..من با قريش و اربابانشان ...آمده ام كه در آنجا سنگر گرفته اند ....من با (غطفان ) و رهبرانشان آمده ام كه در كنار احد ايستاده اند ...آنان با من اين عهد را بسته اند كه هرگز صحنه را تا نابودي كامل محمد و يارانش رها نسازند .
كعب پاسخ داد :
تو با ذلتها ي دهر آمده اي...و با ابري كه از بارانش تهي است
مرا بحال خود رها كن ..من از محمد جز راستي ووفا نديده ام .
و اين گفتگو بين دو (راس ) يهودي انچنان ادامه يافت تا (ابن اخطب ) كعب را وادار به شكستن پيمان با رسول الله..و شركت در ائتلاف محاربين خدا ورسولش كرد .
و چون اين خبر به مدينه رسيد ..رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) افرادي را براي كنكاش فرستادند كه اين افراد با برخورد خصمانه يهوديان بني قريظه مواجه گشتند.

اين بسيج گسترده .و ائتلاف احزاب عرب و يهوديان فشار سختي بر مسلما نان وارد كرد ..ودر يك نابرابري نظامي بين دو جبهه كفر و اسلام اين طرح ( خندق سلمان فارسي ) ...و ضربه شمشير علي در روز خندق بود كه ميزان قدرت را بسود مسلمانان تغيير داد و ائتلاف احزاب عرب را بايهوديان شكست سختي داد ..و حمله به يهود يان جنگ افروز بني قريظه بخشي از اين شكست نظا مي بود

جنگي كه شعله هايش دامن جنگ افروزانش گرفت و ابن اخطب و تمامي سران فتنه و خيانترا بكام اتش كشيد .
آن چيزي كه مرثيه سرايان بني اسرائيل ( قتل عامش ) مينامند .

اين بحث كه در يكي از شبكه هاي فارسي زبان تحت تاثير صهيونيستها و بهائيها مطرح شده بود ... هم اكنون از آن شبكه حذف شده است . :D

موفق باشيد

مملي
Monday 2 December 2002, 11:52PM
قشتگ بود :smile39:
گفتند : وقتي چند سرباز اسرائيلي يك اسير فلسطيني را در ميان گرفته و با آجر استخوان دستش را ميشكندند....در چشمانشان برق انتقام خيبر خوانده ميشد ..... و كينه به فاتح خيبر
يـــــــــــــــــــــــــــــا علي

amshaspand
Wednesday 4 December 2002, 04:07AM
خوب پس قبول كردي كه :
گهي زين به پشت و گهي پشت به زين........
:D

بهزاد
Thursday 5 December 2002, 06:52AM
مي بينم كه ماشاءالله هزار ماشاءالله توي اين تالار يهودي و ها و صهيونيست ها كم طرفدار ندارند.

صبح
Thursday 5 December 2002, 01:58PM
بله بهزاد جان ...

متاسفانه اين اقليت بسيار كوچك همه جاي دنيا هستند و آنها كه از تلمود پيروي مي كنند ادعاي حاكميت جهاني و نژاد پرستيشان (با آن روشهاي پروتكلي) را دارند . (صهيونيستهايشان را مي گويم)

سپهرآزادي
Sunday 8 December 2002, 06:07AM
نه آقاجون به اميد خدا ديگه همشون رفتني اند بيچاره ها .
دير يازود روبه قبله اند( البته بيت المقدس).

babak khoramdin
Monday 16 December 2002, 08:23AM
يكم دير به فكر ماله كشي افتادي آقاي صبح. برو اول كتابهاي تاريخ اسلام رو از دانشگاه هاي ايران جمع كن كه صد رحمت به تاريخ طبري. كشتن تمام مردان يعهودي اسير و كنيز گرفتن ( تجاوز به عنف ) تمام زنانشون بردگي كودكان ( بچه بازي ) يهودي , پخش تمام اموال بين سپاه اسلام و تخريب تمام خونه زندگيهاشون رو من بار اول تو دانشگاه تو كتاب تاريخ اسلام ديديم. حالا مگه اينها از نظر شما كسر شانه كه ميخواي روش ماله بكشي؟ مگه شما ها غير از اين هستي؟

صبح
Monday 16 December 2002, 08:59AM
با سلام و صلوات بر محمد و آل محمد
سلام دوستان

اگر توان بحث داري بيا بحث كن ;) كتاب كدوم دانشگاه ؟‌ چه كتابي ؟ اسم ؟ منبع ؟ من كه شما رو راستگو نميدونم ... مگر اينكه منبعي بدي ...

babak khoramdin
Tuesday 17 December 2002, 08:49PM
نوشته شده بوسيله صبح
با سلام و صلوات بر محمد و آل محمد
سلام دوستان

اگر توان بحث داري بيا بحث كن ;) كتاب كدوم دانشگاه ؟‌ چه كتابي ؟ اسم ؟ منبع ؟ من كه شما رو راستگو نميدونم ... مگر اينكه منبعي بدي ...

به خاكي نزن. كتب دانشگاهي تقريبا همه سرفصل يكسان دارن. تاريخ اسلام هم كه ماشالله مثل نور تابناكي ميدرخشه مخصوصا فجايع جنگ خيبر كه از غرور افريني براي مسلمانان چيزي كم نذاشته.

صبح
Tuesday 17 December 2002, 11:07PM
نوشته شده بوسيله babak khoramdin


به خاكي نزن. كتب دانشگاهي تقريبا همه سرفصل يكسان دارن. تاريخ اسلام هم كه ماشالله مثل نور تابناكي ميدرخشه مخصوصا فجايع جنگ خيبر كه از غرور افريني براي مسلمانان چيزي كم نذاشته.

كتب دانشگاهي اسم دارند .. صفحه دارند ... در رشته هاي مختلف و دانشگاههاي مختلف ... و سالهاي مختلف ... متنوع هم هستند ...

وقتي بلد نيستي با منطق و مدرك صحبت كني و هيچ توشه اي جز اغوا نداري ... صحبت نكني بهتر است ... چون در ايرانستان مطرود ميشوي .
:)

AKJF
Monday 3 March 2008, 12:35AM
كتب دانشگاهي اسم دارند .. صفحه دارند ... در رشته هاي مختلف و دانشگاههاي مختلف ... و سالهاي مختلف ... متنوع هم هستند ...

وقتي بلد نيستي با منطق و مدرك صحبت كني و هيچ توشه اي جز اغوا نداري ... صحبت نكني بهتر است ... چون در ايرانستان مطرود ميشوي .
:)

سپاس یزدان پاک که مرا آزاد آفرید
عزیزان با عرض سلام خسته نباشید:)

AKJF
Monday 3 March 2008, 12:36AM
دیدم موضوع داغه حیفم اومد وارد نشم

AKJF
Monday 3 March 2008, 12:39AM
آقای صبح یک سوال دارم

AKJF
Monday 3 March 2008, 12:39AM
میتونم بپرسم؟