PDA

نمايش نسخه نهائي : من خدا را دوست دارم...


ديوونه
Monday 29 July 2002, 03:18PM
به نام خداوند بخشنده ومهربان....خداوند خوبيها و زيبائيها...خدايي كه به من عقل سليم داد تا بتونم عشق اهل بيت رو توي دلم داشته باشم...خدايي كه به من نعمت شيعه بودن رو بخشيد...خدايي كه منو محب حسين (ع) قرار داد.....
پس:
حمد و سپاس و پرستش مخصوص كسيه كه خداي همه جهانيانه...خداي خوبيها....
خدايي كه بخشنده و مهربانه...اين همه نعمت بهم داده (ولي نيمتونم شكر گزار باشم.) خدايي كه منو دوست داره...و من هم اونو دوست دارم ...خدايي كه صاحب رو قيامته و من در مقابل امر اون تسليم هستم....
خدايا....مولاي من...سرور من....من فقط تورا ميپرستم و از تو كمك ميخوام...از اونايي كه ادم پرست شدن بدم مياد...اونايي كه بت پرستن...ادما رو ميپرستن...
از تو ميخوام كه معرفت من رو نسبت به خودت و ورسولت (ص) و مقتدايم علي(ع) و فرزندانش زياد كني...ازت ميخوام كه كمكم كني ....خداجونم...منو به راه راست هدايت كني....راه راست...
من رو به راه اونايي ببري كه بهشتي شدن...راه اماما ..راه شهدا...راه همت ها..راه چمران ها...راه حاج احمد ها....به راه اونايي كه بهشون نعمت شناخت خودتو دادي...
خدا جونم....نكنه يه وقت منو تنها بذاري...حتي يه لحظه...به اندازه يه چشم به هم زدن هم منو تنها نذار....ممنونتم.....

porfosor
Tuesday 30 July 2002, 09:58PM
منتظر جه هستيد ؟
جواب؟
جواب به اين همه احساسات معنايي ندارد
بو الله كه جانانم توئي تو بسلطان عرب جانم توئي تو
نميدونم كه جونم يا كه جندم هميدونم كه درمانم توئي تو

----------------------------------------------------------

يكي درد و يكي درمو بسندد يكي وصل ويكي هجرون بسندد
مو از درمون و درد و وصل و هجرون بسندم انجه را جانون بسندد


----------------------------------------------------

نمي دونم دلم ديوانه كيست اسير نركس مستونه كيست
نمي دونم دل سركشته ما كجا مي كردد و در خونه كيست

ديوونه
Wednesday 31 July 2002, 07:44AM
پروفسور جان سلام..

اره منتظر جواب بودم....ميخواستم ببينم كي ديگه مثل من خدا رو دوست داره............
ولي جوابتو ميدم....جواب اين شعرهايي پر محتواتو....

اره بخدا....همه جانم تويي...هم دردم تويي...هم درمانم تويي....همه هستيم توي خداجون....هر چه تو صلاح بدوني من همونو انجام ميدم...پسندم انچه را جانون پسندن...

ميدوني دل من ديوونه كيه؟؟؟دل من ديوونه؟!!!

يه شعر رو خيلي دوسش دارم:

ديوونه كجا داره جز در خونه حسين (ع)
در ديوونه اون شده ديوونه حسين (ع)
خوش به حال اوني كه مست و ديوونه تو شد
سگ بي نام و نشون در خونه تو شد...


يا حق.
التماس دعا.

فدك الزهرا
Sunday 22 September 2002, 05:28PM
در اوج آسمانها
گويد خداي سبحان
دوستت دارم حسين جان
عاشقتم حسين جان

خدا هم حسين رو دوست داره ديوونه جان
دستت درد نكنه داداش نوشته هات عاليه
التماس دعا

rahgozar
Friday 27 September 2002, 04:11AM
سلام جناب ديونه
مي خواستم بر اساس اين حرفهايي كه زدي ازت بپرسم كه اين جمله رو قبول داري كه همه ميگن : مرگ حقه ؟؟؟
اگه حقه چرا پس بهمون زندگي داد اون خدايي رو كه ازش تعريف ميكني؟؟ من دليلي پيدا نميكنم...به من بگيد خواهشا...

شاهين
Friday 27 September 2002, 08:36AM
اقاي ديونه اگه اين خدايي كه ميگي اينقدر خوبه!!!اينقدر تواناست!!!پس چرا نتونست يا نخواست جلوي مرگ يه دختر 15 ساله رو بگيره؟چرااااااااااااا؟
:confused: :( :smile22: :mad: :mad:

ديوونه
Saturday 28 September 2002, 09:13AM
سلام سلام سلام....:)
ميبنيم كه اينجا شلوغ شده و از خداي مهربون ايراد گرفتيد...

جناب رهگذر بله مرگ حقه...اما خداوند خودش ميگه كه اين دنيا فاني است و بعد از مرگ شما حيات ماندگار و اصليتون شروع ميشه...اينجا گذري است كه بايد بگذري و هر چه توي اين گذر جمع كردي اونجا ميتوني بخوري...شما رو اوردن جايي كه بكاري...وقت برداشت محصول هم نزديك است...:cool:

و جناب شاهين خان عزيز...
اون خدايي كه ميگم نه...بلكه "رب العالمين " است...و علي كل شي قدير....بر همه كار توانا....كافيه اراده كنه و تمام...:smile39:
خداوند براي هر كس اجلي رو مشخص كرده و اجل و مرگ اون دختر رو در سن 15 سالگي....ما بالاخره روزي به گفته خود خدا به سوي اون بر ميگرديم...انالله و انا اليه راجعون...حالا يكي زودتر يكي ديرتر....
و اين يك امتحاني بيش نيست...پس صبور باش جناب شاهين خان...
سعي كن كه توي اين دنيا توشه خوبي جمع كني....

البته شايد بگي كه قيامتي در كار نيست....:confused: (البته فقط يه حدس بود) ولي من ميگم كه اگه يوقت قيامتي در كار نبود اونايي كه خوب كاشتن ضرر نكردن ولي اگه قيامت باشه:D اونايي ضرر ميكنن كه اينجا بد كاشته باشن

يا حق
التماس دعا

دارا
Saturday 28 September 2002, 12:35PM
نوشته شده بوسيله شاهين
اقاي ديونه اگه اين خدايي كه ميگي اينقدر خوبه!!!اينقدر تواناست!!!پس چرا نتونست يا نخواست جلوي مرگ يه دختر 15 ساله رو بگيره؟چرااااااااااااا؟
:confused: :( :smile22: :mad: :mad:

دهه !
اگه مي گفتن كه بچه هاي 1 تا 40 ساله نمي ميرن كه نمي شد كه

:o :p
مرگ شتريه كه در خونه هر كي ميشينه
دير و زود داره ... سوخت و سوز نداره ...

همين بقل گوشمون روزانه بچه هاي از چند ماه گرفته تا پيرهاي هفتاد هشتاد ساله رو با هدف گيري و با قصد مي زنن !؟؟!

مساله اينه كه آدم اختيار داره . اختياري كه هر لحظه مي تونه مثلا يك تير تو سر همنوع خودش خالي كنه . اما خدا مي گه اين ظلمه . و حق نداري چنين كاري رو بكني . اما عدل خدا ايجاب مي كنه كه اگر به كسي امكان (اختيار) رو داد ، جلوي اختيار رو نگيره .

و البته هر كس اجلي دارد . كه زمان مرگش است و اختيار اون به انسان داده نشده بلكه به اختيار مرگ انسان مربوط به خداست .

مرگ هم چيز ترسناكي نيست . اگر خوب كاشته باشيم .

rahgozar
Saturday 28 September 2002, 11:05PM
نوشته شده بوسيله ديوونه
سلام سلام سلام....:)
ميبنيم كه اينجا شلوغ شده و از خداي مهربون ايراد گرفتيد...

جناب رهگذر بله مرگ حقه...اما خداوند خودش ميگه كه اين دنيا فاني است و بعد از مرگ شما حيات ماندگار و اصليتون شروع ميشه...اينجا گذري است كه بايد بگذري و هر چه توي اين گذر جمع كردي اونجا ميتوني بخوري...شما رو اوردن جايي كه بكاري...وقت برداشت محصول هم نزديك است...:cool:

و جناب شاهين خان عزيز...
اون خدايي كه ميگم نه...بلكه "رب العالمين " است...و علي كل شي قدير....بر همه كار توانا....كافيه اراده كنه و تمام...:smile39:
خداوند براي هر كس اجلي رو مشخص كرده و اجل و مرگ اون دختر رو در سن 15 سالگي....ما بالاخره روزي به گفته خود خدا به سوي اون بر ميگرديم...انالله و انا اليه راجعون...حالا يكي زودتر يكي ديرتر....
و اين يك امتحاني بيش نيست...پس صبور باش جناب شاهين خان...
سعي كن كه توي اين دنيا توشه خوبي جمع كني....

البته شايد بگي كه قيامتي در كار نيست....:confused: (البته فقط يه حدس بود) ولي من ميگم كه اگه يوقت قيامتي در كار نبود اونايي كه خوب كاشتن ضرر نكردن ولي اگه قيامت باشه:D اونايي ضرر ميكنن كه اينجا بد كاشته باشن

يا حق
التماس دعا




سلام جناب ديوانه
اين حرفهاي شما فقط حرفهايي هست كه توي كتابها خونديد و خونديم. ولي اين ها در حد حرف هست..شما اصلا جهان آخرت رو ميتونين اثبات كنيد؟؟ البته نه با اين حرفهاي كتابي كه اصلا قابل قبول نيستند....
;) ;)

دارا
Sunday 29 September 2002, 04:30PM
ببين اصول دين : توحيد - عدل - نبوت - امامت - معاد .

توحيد و عدل و نبوت و امامت رو قبول داري ؟‌

تا برسيم به معاد ....

راهش هم اينه كه خدائي خدا و بي هدف نبودن خلقت (عدل خدا) رو و پيامبري حضرت محمد (ص)و در نتيجه (قرآن) رو اگر قبول داشته باشيم مي شه خيلي سالم و صريح ... معاد و اون دنيا رو ثابت كرد.


هستيم خدمتتون

..saraaZ
Wednesday 9 October 2002, 09:08PM
منم خدا رو دوست ولي دوست داشتنم با همتون فرق داره
خيلي از چيزايي كه گفتين رو قبول ندارم ;) اما بيخيل

amir251
Wednesday 16 October 2002, 09:17PM
بنام معشوق
سلام دوستانم
عزیزان فقط با دلتون میتونید اونو :
دوست داشته باشید
قبول داشته باشید
و پرستش کنید
....................نه با زبان تنها

شاهين
Wednesday 16 October 2002, 09:44PM
نوشته شده بوسيله ..saraaZ
منم خدا رو دوست ولي دوست داشتنم با همتون فرق داره
خيلي از چيزايي كه گفتين رو قبول ندارم ;) اما بيخيل

سلام
:D

شاهين
Wednesday 16 October 2002, 09:47PM
نوشته شده بوسيله rahgozar





سلام جناب ديوانه
اين حرفهاي شما فقط حرفهايي هست كه توي كتابها خونديد و خونديم. ولي اين ها در حد حرف هست..شما اصلا جهان آخرت رو ميتونين اثبات كنيد؟؟ البته نه با اين حرفهاي كتابي كه اصلا قابل قبول نيستند....
;) ;)

راست ميگه دقيقا!!!!!:smile39:

..saraaZ
Wednesday 16 October 2002, 11:02PM
نوشته شده بوسيله شاهين


سلام
:D


جووووووووووووووووووووووووووووووووون؟؟؟؟؟؟؟؟؟
:eek:

سام عليك داداش :eek: :smile40:

شاهين
Sunday 20 October 2002, 03:19PM
نوشته شده بوسيله ..saraaZ



جووووووووووووووووووووووووووووووووون؟؟؟؟؟؟؟؟؟
:eek:

سام عليك داداش :eek: :smile40:

كي سلام كرد ابجي؟؟:confused:

..saraaZ
Sunday 20 October 2002, 03:48PM
نوشته شده بوسيله شاهين


كي سلام كرد ابجي؟؟:confused:

نمي دونم يه آقاهه
:rolleyes:

amir251
Monday 21 October 2002, 12:00PM
شما در جواب هر سوالي فقط اين را ميگوييد؟؟؟؟؟؟؟؟;)

..saraaZ
Monday 21 October 2002, 12:21PM
نوشته شده بوسيله amir251
شما در جواب هر سوالي فقط اين را ميگوييد؟؟؟؟؟؟؟؟;)

:confused: :confused: :confused: :confused:

amir251
Monday 21 October 2002, 12:39PM
نوشته شده بوسيله ..saraaZ


:confused: :confused: :confused: :confused:



آخه در جواب ...يك سوال بسيار مفيد ..... همين جمله را گفته بودند

..saraaZ
Monday 21 October 2002, 12:46PM
نوشته شده بوسيله amir251




آخه در جواب ...يك سوال بسيار مفيد ..... همين جمله را گفته بودند

كدوم جمله رو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟:confused:

amir251
Monday 21 October 2002, 12:51PM
نوشته شده بوسيله ..saraaZ


كدوم جمله رو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟:confused:

اينو:
هر آغازي پاياني داره........وهر پاياني آغازي داره
:eek: :eek: :eek:

..saraaZ
Monday 21 October 2002, 01:02PM
نوشته شده بوسيله amir251


اينو:
هر آغازي پاياني داره........وهر پاياني آغازي داره
:eek: :eek: :eek:

اينو كه من نگفتم كه .. اين امضاي شاهين !

amir251
Monday 21 October 2002, 01:09PM
نوشته شده بوسيله ..saraaZ


اينو كه من نگفتم كه .. اين امضاي شاهين !

من هم نگفتم شما گفتید
من جواب شاهین رو دادم شما با علامت سوال اومدید
این طوری:
:confused: :confused:

بهزاد
Monday 21 October 2002, 01:19PM
گفت: كسي دوستم ندارد. مي داني چقدر سخت است اين كه كسي دوستت نداشته باشد؟
تو براي دوست داشتن بود كه جهان را ساختي. حتي تو هم بدون دوست داشتن...!
خدا هيچ نگفت.
گفت: به پاهايم نگاه كن! ببين چقدر چندش آور است. چشم ها را آزار مي دهم. دنيا را كثيف مي كنم. آدمهايت از من مي ترسند. مرا مي كشند براي اين كه زشتم. زشتي جرم من است.
خدا هيچ نگفت.
گفت: اين دنيا فقط مال قشنگ هاست. مال گل ها و پروانه ها. مال قاصدك ها مال من نيست.
حدا گفت: چرا مال تو هم هست.
خدا گفت: دوست داشتن يك گل، دوست داشتن يك پروانه يا قاصدك كار چندان سختي نيست. اما دوست داشتن يك سوسك، دوست داشتن تو كاري دشوار است.
دوست داشتن كاري است آموختني و همه، رنج آموختن را نمي برند.
ببخش كسي را كه تو را دوست ندارد. زيرا كه هنوز مؤمن نيست. زيرا كه هنوز دوست داشتن را نياموخته. او ابتداي راه است.
مؤمن دوست دارد. همه را دوست دارد. زيرا همه از من است. و من زيبايم من زيبايي ام چشم هاي مؤمن جز زيبا نمي بيند. زشتي در چشم هاست. در اين دايره هرچه كه هست، نيكوست. آن كه بين آفريده هاي من خط كشيد، شيطان بود. شيطان مسؤول فاصله هاست.
حالا قشنگ كوچكم! نزديكتر بيا، غمگين نباشد.
قشنگ كوچك نزديكتر رفت و ديگر هيچگاه نينديشيد كه نازيباست!

:smile40: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile40:

بهزاد
Friday 8 November 2002, 09:06PM
پشت اش سنگين بود و جاده هاي دنيا طولاني، مي دانست كه هميشه جز اندكي از بسيار را نخواهد رفت. آهسته آهسته مي خزيد، دشوار و كند؛ و دورها هميشه دور بود.
لاكپشت تقديرش را دوست نداشت و آن را چون اجباري سخت بر دوش مي كشيد.
پرنده اي در آسمان پر زد، سبك و لاكپشت رو به خدا كرد و گفت: اين عدل نيست، اين عدل نيست. كاش پشتم را اين همه سنگين نمي كردي! من هيچگاه نمي رسم. هيچگاه. و در لاك سنگي خود خزيد به نيّت نااميدي.
خدا لاكپشت را از روي زمين بلند كرد. زمين را نشانش داد. كره اي كوچك بود. و گفت:
نگاه كن، ابتدا و انتها ندارد. هيچ كس نمي رسد.
چون رسيدني در كار نيست. فقط رفتن است. حتي اگر اندكي. و هر بار كه مي روي. رسيده اي. و باور كن آنچه بر دوش توست. تها لاكي سنگي نيست. تو پاره اي لز هستي را بر دوش مي كشي؛ پاره اي از مرا.
خدا لاكپشت را بر زمين گذاشت. ديگر نه بارش چندان سنگين بود و نه راهها چندان دور.
لاكشت به راه افتاد و گفت: رفتن حتي اگر اندكي؛ و پاره از از "او" را با عشق بر دوش كشيد.
:smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07:

بيتاب
Saturday 9 November 2002, 02:23AM
بچه ها ظهور آقا نزديكه بياييم براي تعجيل در ظهور دعا كنيم
اللهم عجل لوليك الفرج

بهزاد
Saturday 9 November 2002, 09:03PM
من شدم ني و تو شدي ني زن، مرا گذاشتي روي لبهايت و دميدي. نفست كه توي تنم ريخت، هوا پر شد از موسيقي دوست.
فرشته ها به رقص آمدند و زمين دور خودش چرخيد.
نواختن من، جشن ملكوت بود و پايكوبي هستي.
دم تو آتش بود و نواي ني، عشق.
من شدم ني و تو شدي ني زن. اما فراموشم شد كه ني اگر خالي نباشد، ني نيست. پر شدم، ديگر براي تو جايي نمانده بود. مرا گذاشتي روي لبهايت و باز هم دميدي؛ اما ديگر صدايي نيامد. فرشته ها گريستند و شيطان دور ني ات رقصيد.
اين روزها نسيم از سمت بهشت مي وزد. اين روزها هوا بوي تو را دارد. اين روزها صداي ساز تو مي آيد. و من دوباره به ياد مي آورم كه من ني بودم و تو ني زن.
آه اي يگانه! اي ني زن! اين ني دلتنگ دم توست. دلتنگ نواختنت، ني كوچكت را بنواز!!!
:smile07: :smile07: :smile07: :smile07: :smile07:

montazer
Sunday 15 December 2002, 01:24AM
با سلام
منم خدا را دوست دارم.
تقديم به اقا امام زمان:

اى آخرين اميد ! در شام تار ما
اى روشناى عشق ! اى غمگسار ما !
داغم به سينه ماند ، در انتظار تو
از رهگذار شوق ، اين يادگار ما
تا روز واپسين ، مى ماند اى نسيم !
بر جاده ظهور ، چشم مزار ما
روزى كه مى رسى ، ميبينى اى عزيز !
خون گريه هاى شوق ، بر رهگذار ما

arash.ccc23
Friday 11 April 2008, 05:35PM
ba salam. midoonid ke khoda mano doos dare! shoma ro ham doos dare
khoda tak take makhloogatesh ro dar nazar dare, in nazare mane

کاوشگر
Friday 11 April 2008, 06:06PM
الهی بی پناهم ، ز تو جز تو نخواهم

mohabat_Y1
Saturday 12 April 2008, 08:40AM
الهی چگونه زیستن را به من بیاموز،چگونه مردن را خود خواهم آموخت

parshan
Sunday 28 September 2008, 03:15PM
از دست و زبانه که برآید
کز عهده شکرت بدر آید

شيفته
Tuesday 30 September 2008, 08:56AM
من عاشق خدا هستم !
يعني اگر اراده كند هرچيزي كه دارم با كمال ميل به پاش مي ريزم اگرچه هيچ چيزي از خودم ندارم و همه مال خود اوست!